فهرست کتاب


عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام

محمد حکیمی‏

عنصر صبر در انتظار

انتظار بدون عنصر پایداری و شکیبایی و صبر در برابر مشکلات، پوسته ای است بدون مغز و قالبی است بی محتوا، و در حقیقت انتظار نیست، روح و جوهر اصلی انتظار، مقاومت و صبر است. کسی که منتظر تحقق یافتن هدف آرمانی است باید تا فرا رسیدن زمان پیدایی هدف و شکل گرفتن آرمان، پایداری و شکیبایی کند، و تاب و توان از دست ندهد، و هر ناملائمی را در آن راه با بردباری بپذیرد. و چون صبر و پایداری را از دست داد و بی شکیب گردید، و تاب و توان بر زمین نهاد، انتظار را نیز از دست داده است، زیرا که پایداری و صبر، تحقق بخش جوهر انتظار است. از این رو، همواره خصلت الهی و حیاتی انتظار با صبر و پایداری قرین گشته است. و در احادیث از انتظار در پرتو صبر و انتظار فرج با صبر، سخن گفته اند:
امام علی علیه السلام:
...استعینوا بالله و اصبروا، ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین.(376)
...از خدا کمک بگیرید و پایداری پیشه سازید، که زمین از آن خدا است و به هر کس خواست آن را به وراثت می دهد، و سرانجام (نیک) از آن پرواپیشگان است.
وعده حتمی الهی درباره وراثت صالحان پهنه زمین را، در صورت صبر و استقامت، تحقق می پذیرد.
امام صادق علیه السلام
من دین الائمة الورع ... و انتظار الفرج بالصبر.(377)
از دین امامان (که مردم را به آن فرا می خوانند) پارسایی است... و انتظار فرج با صبر و شکیبایی.
امام رضا علیه السلام:
ما احسن الصبر و انتظار الفرج...(378)
چه نیکو است شکیبایی و انتظار فرج...
صبر و پایداری مردم در آخرالزمان ستایش شده است، و همین خصلت مهم، مایه امتیاز آنان از مسلمانان صدر اسلام به شمار آمده است.
امام صادق علیه السلام:
عن النبی صلی الله علیه و آله سیأتی قوم من بعدکم، الرجل الواحد منهم له اجر خمسین منکم. قالوا یا رسول الله: نحن کنا معک ببدر و احد و حنین، و نزل فینا القرآن؟ فقال: انکم لو تحملوا لما حملوا لم تصبروا صبرهم(379)
امام صادق علیه السلام، به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله: پس از شما کسانی بیایند که یک نفر ایشان پاداش پنجاه نفر از شما را داشته باشد. (اصحاب) گفتند: ای رسول خدا ما در جنگ بدر و احد و حنین با تو بودیم و درباره ما آیه نازل شده است؟ پیامبر فرمود: اگر آنچه به ایشان رسد (از حوادث ایام) به شما رسد، شکیبایی آنان را ندارید.
هدف اصلی از انتظار، زنده نگاه داشتن روح امید و نشاط، و احساس تعهد و مسئولیت، و پیوند روحی با امام موعود است. و زنده بودن امید و احساس مسئولیت، بدون صبر، ممکن نیست.
امام علی علیه السلام:
انتظروا الفرج، و لا تیأسوا من روح الله، فان احب الاعمال الی الله - عزوجل - انتظار الفرج -.(380)
منتظر فرج باشید، و از گشایش الهی مأیوس نگردید، زیرا که محبوبترین کارها نزد خدای بزرگ انتظار فرج است.
زمینه اصلی پایبندی به تکلیف و پیوند با حق و عدل و با امام موعود علیه السلام در انتظار تحقق می پذیرد. و انتظار است که پدید آورنده امید است. و یأس است که عوامل اصلی تکلیف نشناسی و بی تعهدی و دوری از حق و عدالت و گسستن پیوند از امام و آرمانهای الهی اوست بنابراین، جا دارد که انتظار فرج و امید به آینده و تحقق جامعه آرمانی مهدوی برترین اعمال شمرده شود:
امام رضا علیه السلام:
ن آبائه علیه السلام عن رسول الله صلی الله علیه و آله: افضل اعمال امتی انتظار فرج الله - عزوجل.(381)
امام رضا علیه السلام به نقل از پدرانشان، از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: برترین اعمال امت من، انتظار فرج از سوی خداوند بزرگ است.
همچنین جامعه و مردم معتقد به اسلام و دین باوران راستین و معتقدان به درستی وعده های قران و پیامبر و امامان، باید از رخنه وسوسه های شیطانی در دل خود مانع گردند، و در دوران تباهیها، دشواریها، حوادث ناگوار، شکستهای پیاپی، رنگ باختگی ادعاها، نافرجامی تلاشها و کوششها، به نتیجه نرسیدن قیامها و منحرف شدن انقلابها، باید در دل و درون استوار باشند، و هیچگونه تزلزل و ناامیدی به خویش راه ندهند. شکیبا باشند و بدانند که هر گونه یأس در هر شرایطی پدیده ای شیطانی است.
امام صادق علیه السلام:
... فلا یستفزنک الشیطان، فان العزة لله و لرسوله و للمؤمنین، و لکن المنافقین لا یعلمون. الا تعلم ان من انتظر امرنا و صبر علی ما یری من الاذی و الخوف، هو غداً فی زمرتنا...(382)
...شیطان تو را تحریک نکند. زیرا که عزت از آن خدا و پیامبر و مؤمنان است لیکن منافقان نمی دانند. آیا نمی دانی کسی که منتظر امر ما(حاکمیت و اجتماع آرمانی ما) باشد، و بر بیمها و آزارهایی که می بیند شکیبایی ورزد در روز بازپسین در کنار ما خواهد بود...
باری، تلاشهای ناکام، کوششها و جوش و خروشهای فراوانی که به هدف نرسیده است، ممکن است کسانی را دچار یأس و شکست کند، و شکیب از ایشان بستاند، و از کارآیی دین خدا و رهبری الهی و آینده آن مأیوس سازد. این یأس از منطق دین و آیین خرد بدور است. باید از نفوذ چنین اندیشه هایی در ذهن افراد و جامعه پیشگیری کرد، و با تکیه به خدا و ایمان به حتمیت وعده های الهی و اعتقاد به اصالت راه پیامبران و حقانیت تعالیم امامان معصوم علیه السلام، پایداری را زنده نگاه داشت، و صبر پیشه کرد، و امیدها را به یأس بدل نساخت و پیروزی دین خدا و عزت حتمی مؤمنان و تحقق جامعه عدالت بنیاد مهدوی را وعده تخلف ناپذیر دانست.
اجتماع شیعه، دارای چنین انتظاری است اگر شیعی مذهب است.(383)
امام صادق علیه السلام:
المؤمن الطاق! یا ابن النعمان، و لا یکون العبد مؤمناً حتی تکون فیه ثلاث سنن: سنة من الله، و سنة من رسول الله، و سنة من الامام... و اما التی من الامام فالصبر فی البأساء و الضراء حتی یاتیه الله بالفرج.(384)
ای پسر نعمان! انسان مؤمن نیست مگر اینکه سه خصلت را در خود پدید آورده باشد: خصلتی از خدا و خصلتی از پیامبر و خصلتی از امام... آن خصلتی را که از امام باید در خود پدید آورد شکیبایی در دشواریها و مشکلات است، تا فرج و گشایش الهی برسد.
در دعاها، حالت انتظار منتظران راستین، چنین ترسیم شده است:
فلو تطاولت الدهور، و تمادت الاعمار، لم ازدد فیک الا یقیناً، و لک الا حباً و علیک الا متکلاً و معتمداً، و لظهورک الا متوقعاً و منتظراً و لجهادی بین یدیک مترقباً...(385)
...اگر روزگاران به دراز کشد و عمر طولانی شود، یقینم به تو افزون گردد، و دوستیم فزونی یابد، و بر تو (بیش از پیش) تکیه کنم و مدد بخواهم، و چشم به ظهورت دارم و منتظرم، و آماده جهاد در راه توام...
گذشت روزگار و دیر پایی نظامهای ستم بنیاد و انبوهی حوادث و ویرانیها و سیطره ناکامی و سلطه شکستهای پیاپی و انقلابهای نافرجام، منتظر راستین را از آینده مأیوس نخواهد ساخت، و در اصالت راه و کار خود تردید نخواهد کرد، و در نیمه شب سرد و تاریک یلدای زندگی، ایمان به نیمروز گرم و روشن تابستان را در دل زنده و پویا نگاه خواهد داشت.

انتظار لحظه به لحظه

برای ظهور، وقت تعیین نشده است، و همواره وقوع آن را امری ناگهانی توصیف کرده اند، و با واژه های فجأة و بغتة از آن سخن گفته اند، که هر دو به معنای وقوع ناگهانی و یکباره است.
امام رضا علیه السلام:
عن النبی صلی الله علیه و آله:... مثله مثل الساعة، التی لا یجلیها لوقتها الا هو - عزوجل -، لا یأتیکم الا بغتة.(386)
- امام رضا علیه السلام، نقل از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: ... قیام امام موعود چون رسید قیامت است که وقت آن را جز خدای کسی نداند، و فرا نرسد مگر ناگهان.
در این گونه تعالیم چه بسا این اصل منظور بوده است که اگر مسلمانان امر ظهور را خیلی دور تصور کنند، امید و حالت انتظار و آمادگی را از دست می دهند؛ و این خود زمینه حاکمیت یأس و بی تعهدی و بیخبری را فراهم می سازد، و جامعه را به نشیب گرایی می کشاند.
امام علی علیه السلام:
... لا تعاجلوا الامر قبل بلوغه فتندموا، و لا یطولن علیکم الامد فتقسوا قلوبکم.(387)
-... در برپایی حکومت عدل و حق شتاب می کند، پیش از آنکه زمان (مناسب) آن فرا رسد، که پشیمان خواهید شد. و زمان (آن) را دور و دراز نپندارید که دلهایتان سخت (و ناامید) شود.
امام علی بن ابی طالب علیه السلام، در این سخن بر دو اصل تأکید می کند: نخست اینکه هر حادثه و پدیده ای، زمانی ویژه و مناسب دارد. و این امر یعنی ظهور و فرج نیز که بزرگترین پدیده تاریخ جهان است، دارای زمان و شرایط ویژه خود است، و طلب آن پیش از زمان مناسب و ویژه، اشتباه است و مایه پشیمانی. دوم اینکه با توجه به ضرورت وجود شرایط زمین مناسب برای ظهور، نباید زمان ظهور نیز بسیار دور تصور شود و گمان رود که قرنها و قرنها به درازا خواهد کشید تا این حادثه در تاریخ زندگی انسان رخ دهد و موعود علیه السلام امتها آشکار گردد. بنابراین هر جامعه و نسلی بیندیشند که آن تحول و انقلاب به جامعه و زمان و نسل او تعلق ندارد، نه، چنین نباید تصور شود تا یأس و بدبینی بر جامعه حاکم گردد، و حس امید و حالت انتظار و آمادگی و عنصر صبر از جامعه رخت بربندد. باید راهی میانه برگزید و چنین پنداشت که در عین حال که زمان و شرایط مناسب برای این حادثه مهم و بی نظیر ضروری است، لیکن این مناسبتها و شرایط ممکن است در زمانی بس اندک پدید آید و محیط آماده ظهور و فرج گردد، بلکه ممکن است در یک شب کار ظهور سامان یابد، و صبح آن شب امام ظاهر گردد، چنانکه در احادیث آمده است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
المهدی منا یصلح الله له امره فی اللیلة.(388)
- مهدی ما، کارش در یک شب سامان می یابد.
امام صادق علیه السلام:
و توقع امر صاحبک لیلک و نهارک، فان الله کل یوم هو فی شأن لا یشغله شأن عن شأن...(389)
- چشم به راه امر (قیام و انقلاب) امام خود باش، در شب و هر روز زیرا که خدا در هر روز کاری کند، و کاری، او را از کاری دیگر باز ندارد...
ظهور به اراده الهی وابسته است، و در هر لحظه ممکن است خواست خدا به این امر تعلق گیرد که داعی حق فریاد برآورد، و بشریت منحرف را به راه رهنمون شود، و خوابزدگان را بیدار کند، و آرمانهای حق و عدل را حاکم گرداند.
امام رضا علیه السلام:
اذا رفع علمکم من بین اظهرکم، فتو قعوا الفرج من تحت اقدامکم.(390)
- هرگاه نشانه ها از میانتان برخاست (و امامانتان در گذشتند یا غائب شدند)، پس چشم به راه فرج (الهی) باشید، از نزدیکترین جا به خود.
مؤلف میکال المکارم می گوید
ظاهر این است که این سخن: فتو قعوا الفرج من تحت اقدامکم کنایه از ظهور ناگهانی و بدون مقدمات است. بنابراین در تمام زمان غیبت و در هر حالی که احتمال ظهور می رود، واجب است انسان آماده یاری رسانی باشد و به امام توجه داشته منتظر ظهور او باشد(391)
نیز می گوید: ظهور ناگهانی و یکباره با احادیثی که برای ظهور، مقدمات و شرایط و علامتهایی معرفی کردند، چگونه کارساز می شود. در پاسخ می گوید: آنچه از احادیث بسیار به دست می آید این است که تمام آن نشانه ها و شرایط (مهم) در یک سال رخ می دهد. بنابراین واجب است هر دین باور منتظری در هر سال آماده ظهور رهبر خویش باشد، چون هر سال احتمال وقوع آن شرایط هست.(392)
امام عصر علیه السلام خود در توقیعی (نامه ای)، ناگهانی بودن ظهور را بیان می فرماید:
...فان امرنا بیعثه فجأة حین لا ینفعه توبة.(393)
-... امر ما (قیام و انقلاب ما) ناگهانی است، در هنگامی که توبه سردی ندارد.
بنابراین، انتظار درست و صادقانه، چنین انتظاری است، و ممکن است در اسرع وقت نشانه های ویژه آن رخ دهد، و به ظهور و قیام و انقلاب امام موعود بینجامد. پس باید به چنین فرجی آنی و لحظه ای امید داشت که سرنوشت بشریت به یکباره دگرگون شود. زیرا که از پیدا شدن نخستین علامت از علائم حتمی - که پیاپی خواهد بود - تا رسیدن اصل فرج و بیرون آمدن امام علیه السلام فاصله ای چندان نیست. درباره قتل نفس زکیه، شیخ مفید، از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
فاصله قتل نفس زکیه و قیام قائم، بیش از 15 شب نخواهد بود.
البته، فاصله پاره ای از علائم حتمی، با ظهور، از 15 شب بیشتر است، اما چندان زیاد نیست، حدود چند ماه... چنانکه از برخی احادیث فهمیده می شود.(394)

بخش 19 : سیره عملی و روش شخصی امام مهدی علیه السلام

امام مهدی علیه السلام، چون همه پیامبران و رهبران راستین و شایسته الهی، بسیار ساده زیست است، لباسهای درشت و کم بها می پوشد. و خوراک خشک و ناگوار می خورد. با آسایش و تن آسایی هیچ آشنایی ندارد، با کام و کاموری بیگانه است. چون پیامبران از هرگونه تعظیم و بزرگداشت و ستایش پرهیز دارد. و به معنای واقعی کلمه، زاهد است، و جز به ضروریات این زندگی - در حد بسیار پایین آن - تن نمی دهد، و در سطح پایین ترین طبقات، بلکه دشوارتر از آنان زندگی می کند. در زهد ورزی و وارستگی امام مهدی علیه السلام را به حضرت یحیی علیه السلام تشبیه کرده اند، زیرا که آن پیامبر بزرگ زاهدترین و عابدترین مردم زمان خود بود. امام قائم علیه السلام نیز زاهدترین و عابدترین مردمان است. دیگر بار اخلاق و رفتار والای پیامبران و امامان آشکار می شود، و امام مهدی علیه السلام تجلی دوباره زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، و امام علی علیه السلام و دیگر امامان علیه السلام است، و لباس و خوراک و خانه و کاشانه او یادآور لباس و خوراک و خانه کوچک و بینهایت ساده پیامبر صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام است.(395)
آری! رهبری جامعه انسانی چنین سیره و روشی را نیز لازم دارد، و در فکر آسایش خلق بودن و لحظه ای برای آنان نیاسودن، شرط اصلی آن است. آنان که در زندگی های مرفه و آسوده بسر می برند، و با شادی و شادخواری روزگار می گذرانند، و دم از آسایش خلق و رفاه توده های رنجدیده انسانی می زنند، راهی به گزافه می روند و سخنی یاوه می گویند، و ادعایی پوچ و پوک دارند. در احادیث ما که ترسیمگر وضعیت زندگی شخصی آن امام بزرگ است، بر همانندی و همسانی زندگی وی با زندگی بسیار ساده امام علی علیه السلام - و همچنین زندگی بسیار ساده پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله - تأکید شده است.
امام صادق علیه السلام:
ما تستعجلون بخروج القائم، فوالله لباسه الا الغلیظ، و لا طعامه الا الجشب...(396)
- به چه جهت درباره خروج قائم عجله دارید؟ به خدا سوگند، او جامه ای درشت می پوشد، و خوراک خشک و ناگوار می خورد...
تعبیر نفی و استثنا در زبان عرب حصر را می رساند. یعنی روش زندگی مهدی علیه السلام منحصراً روشی زاهدانه است.
امام صادق علیه السلام:
(قال الفضل): کنت عند ابی عبدالله علیه السلام بالطواف فنظر الی و قال لی: یا مفضل! مالی اراک مهموماً متغیر اللون؟ قال: فقلت له: جعلت فداک! نظری الی بنی العباس و ما فی أیدیهم من هذا الملک و السلطان و الجبروت، فلو کان ذلک لکم لکنا فیه معکم. فقال: یا مفضل اما لو کان ذلک، لم یکن الا سیاسة اللیل و سیاحة النار، اکل الجشب و لبس الخشن، شبه امیرالمؤمنین علیه السلام، و الا فالنار.(397)
- مفضل (راوی معروف) می گوید: سالی در حج، به هنگام طواف، خدمت امام جعفر صادق بودم. در اثنای طواف، امام نگاهی به من کرد و فرمود: چرا اینگونه اندوهگینی و برافروخته ای؟ گفتم: فدایت شوم، بنی عباس و حکومتشان را می بینم و این مال و این تسلط و این قدرت و جبروت را. اگر این همه در درست شما بود، ما هم با شما در آن سهیم بودیم. امام فرمود: ای مفضل! بدان، اگر حکومت در دست ما بود، جز سیاست شب (عبادت، اقامه حدود و حقوق الهی و حراست مردم) و سیاحت روز (سیر کردن و رسیدگی به مشکلات مردم و...) و خوردن خوراکهای خشک و نامطبوع و پوشیدن جامه های درشت، یعنی جز همان روش امیرالمؤمنین، چیزی در کار نبود، که اگر جز این عمل شود، پاداش آن، آتش دوزخ است.
در سخن امام صادق علیه السلام، فلسفه پذیرش چنین زندگی دشوار و ناگواری، مبیین شده است، و آن مسؤولیت بزرگ اداره جامعه و سامان بخشیدن به وضع زندگی انسانها است. دستیابی به چنین آرمانی بزرگ، فداکاریها و گذشتهای فراوانی لازم دارد. و تحمل رنجها و دشواریهای بزرگی را می طلبد. امام مهربانی که از پدر و مادر و برادر به انسان مهربانتر است، و پشت خمیده انسان را در زیر بار دشواریهای زندگی اعصار و قرون دیده است، و با دردهای آنسان بهتر از خود او آشنا است، و تاریخ رنج آور محرومان چون تابلوی روشن در برابر دیدگان او قرار دارد، و در احساس لطیف الهی او همه این دردها و رنجها منعکس است نمی تواند لحظه ای بیاساید و تن به راحتی و آسایش سپارد.
حضرت امام ابوالحسن الرضا علیه السلام، در تعلیمی والا و ارزنده، ویژگیهای آن دوران و سیره شخصی امام مهدی علیه السلام را بروشنی ترسیم کرده است:
معمر بن خلاد: ذکر القائم عند ابی الحسن الرضا علیه السلام فقال: انتم ارخی بالا منکم یومئذ قالوا: و کیف؟ قال: لوقد خرج قائماً علیه السلام لم یکن الا العلق و العرق؛ و النوم علی السروج، و ما لباس القائم علیه السلام الا الغلیظ، و ما طعامه الا الجشب.(398)
- معمر بن خلاد می گوید: نام (امام قائم علیه السلام در مجلس امام رضا علیه السلام به میان آمد. امام فرمود: شما امروز سبکبال تر از آن روز هستید. گفتند؟ چگونه چنین است؟ فرمود: اگر قائم ما قیام کند خون است و عرق ریختن، و خوابیدن بر مرکبها در میدانهای مبارزه.(399) و قائم علیه السلام، جز جامه درشتناک نخواهد پوشید، و جز خوراک درشتناک نخواهد خورد.
آری اصلاح جامعه مطلبی است، و دنبال خواسته ها رفتن و آنها را تأمین کردن، مطلبی دیگر... و امام مهدی علیه السلام، چون نیاکان خود به هرکس هر چه خواست می بخشد، و به سؤال سائلی نه می گوید، و کسی دست خالی از نزد او باز نمی گردد. همه اقدام و عمل و فکر و ذکر و گفتار و کردار او الهی است و جز خدا و رضای او خواسته ای ندارد. از اینرو در برابر زحمتها و کوششها و رنجهایی که برای انسانها می کشد و فداکاریهایی که می کند، پاداشی در نظر ندارد، حتی ستایش و تشکری از کسی نمی خواهد.
امام مهدی علیه السلام داعی حق و گسترنده عدل است. همه کارها و برنامه های او بر محور اصول عدالت دور می زند، و باطن بیکرانه و خدایی او کانون اصلی عدالت اخلاقی و تعادل و توازن معنوی است. همه دوستیها، دشمنیها، حب و بغضها، صبرها، مقاومتها، خشمها، خروشها و جود و بخششها، همه و همه، در چارچوب قانون عدل و عدلت قرار دارد، و ذره ای در احوال شخصی پای از حد و مرز دقیق عدالت بیرون نمی نهد، او نخست عدل را در درون خود پیاده کرده است، و سپس به پیاده کردن آن در جامعه و جهان دست می یازد.