فهرست کتاب


عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام

محمد حکیمی‏

انتظار و تعهدهای انسانی

انتظار در ابعاد گوناگون حیات انسانی، آثاری ژرف می گذارد. و بیشترین اثر گذاری آن در بعد تعهدها و مسئولیتهای اجتماعی و احساس دیگر خواهی و انسان دوستی عینیت می یابد؛ زیرا که در مفهوم انتظار، انسانگرایی ژرف و گسترده ای نهفته است، به این بیان:
انسان منتظر، پیوندی گسست ناپذیر با هدفها و آرمانهای امام منتظر و موعود خود دارد، و در آن راستا گام برمی دارد، و همسان و هم سوی آن اهداف و آرمانها حرکت می کند، و همه جهتگیریها و گرایشها و گزینشهایش در آن چارچوب قرار می گیرد.
امام موعود غمگسار راستین غمندگان و یار و یاور واقعی مظلومان و حامی حقیقی مستضعفان است. او گسترنده دادگری و ستیزه گر آشتی ناپذیر بیدادگری در جامعه انسانی است. پس جامعه منتظر و انسانهای دارای خصلت انتظار باید در زمینه خواستها و هدفهای امامشان عمل کنند، و به یاری انسانهای مظلوم و محروم بشتابند، و دل آزردگان را مرهم نهند، و دشواریها و مشکلات مشکل داران را تا حد توان، طبق خواسته و رضای امامشان بر طرف کنند. و اگر چنین شد، در قلمرو جامعه منتظر، محروم و تهیدست و بیمار بی درمان و دلتنگ و افسرده و اندوهگین و گرفتاری باقی نخواهد ماند.
امامان شیعه راه و روشی همسان و کرداری همانند داشته اند و با همه اختلافهای زمانی و محیطی به یک جهت و یک نظام دعوت کرده اند. امامان جامعه اسلامی و شیعی را در تبیینی کلی به وظایف انسانی و تعهدهای اجتماعی توجه داده اند، و در ضمن تبیین اصول، و در گفتار خویش، از خواسته خود که چاره دردهای انسان و تأمین نیاز نیازمندان باشد، پرده برداشته اند، و ادای مسئولیتهای اجتماعی را در همه جاها و همه زمانها تکلیف شمرده اند:
امام رضا علیه السلام:
... لان الله کلف اهل الصحة القیام بشأن اهل الزمانة و البلوی...(355)
...خداوند توانمندان را مکلف کرده است که برای امور ناتوانان و بینوایان بپاخیزند...
در زمینه اینگونه تعالیم، به دلیل فراوانی و گستردگی ابعاد آن، می توان کتابی مستقل نگاشت.
در آموزشهای دیگر و تبیینهای خاص و ویژه و بیان راههای دستیابی به رضای الهی و خشنودی خاطر امامان نیز، تعالیمی صریح و قاطع رسیده است. و این همه روشن می سازد که خرسندی خاطر و رضایت امامان در چیست. و همین تعالیم، شیعه را با اهداف و آرمانهای آنان بخوبی آشنا می سازد.
امام صادق علیه السلام:
لا یری أحدکم اذا ادخل علی مؤمن سروراً انه علیه ادخله فقط، بل والله علینا، بل و الله علی رسول الله صلی الله علیه و آله.(356)
گمان نکنید اگر مؤمنی را خشنود ساخته اید، بلکه به خدا سوگند پیامبر صلی الله علیه و آله را خشنود ساخته اید.
در کوبندگی و قاطعیت این سخن دقت شود، امام صادق علیه السلام با چه تعبیرهای گویا و صریح و قاطعی اهمیت احساس دیگر خواهی و خدمت به خلق را تبیین می کند. و با سوگند می گوید که هر که انسانی را خرسند سازد و به فردی خدمت کند، نه تنها آن فرد را شادمان ساخته، بلکه ما را خشنود کرده است. و با سوگند مجدد می فرماید: بلکه پیامر صلی الله علیه و آله را شادمان کرده است.
امام کاظم علیه السلام:
من اتاه اخوه المؤمن فی حاجة، فانما هی رحمة من الله تعالی ساقها الیه، فان قبل ذلک فقد وصله بولایتنا، و هو موصول بولایة الله...(357)
هر کس برادر مؤمنش حاجتی را به او عرضه کند، بی گمان این رحمت الهی است که به او روی آورده است. اگر آن را پذیرفت (و برای بر آوردن نیاز او اقدام کرد) خود را به ولایت ما پیوند زده است. و این (پیوند)، به ولایت خدا متصل است...
در تعبیرهای این حدیث نیک بیندیشید، که نیاز مؤمن رحمت الهی شمرده شده است، و اگر انسان بتواند این نیاز را بر آورد با ولایت امامان ارتباط یافته است، و ولایت ایشان به ولایت الهی متصل است. عظمت اینگونه رفتار اجتماعی بدین پایه است که مستقیم به ولایت امامان و ولایت الهی پیوند می یابد و واسطه و فاصله ای در آن راه ندارد. در بیان تکلیفها و تعهدهای اجتماعی کمتر اینگونه تعبیرها و واژه هایی بکار رفته، که در حق انسان و رفع نیاز نیازمندان بکار رفته است.
شاید یکی از معانی برخی از احادیث درباره انتظار فرج که گفته اند: انتظار فرج خود فرج است، همین معنا باشد، که جامعه منتظر اگر انتظاری راستین و صادقانه داشته باشد دست کم در حوزه خود، مشکلات و نابسامانیهای مردمی را بر طرف می کند، و خواسته ها و آرمانهای امام موعود را در محیط خویش تحقق می بخشد.
امام رضا علیه السلام:
...انتظار الفرج من الفرج.(358)
...انتظار فرج، جزء فرج است.
چون جامعه منتظر، احساسهای مردمی و غمگسارانه امام خویش را می داند و باور دارد و به خواسته های او، معتقد است، با چنین اعتقادی از هم اکنون به این خواسته ها و هدفها ارج می نهد، و در دچار چوب توان و قدرت خویش، برای تحقق بخشیدن به آنها می کوشد، و از این رهگذر رضای خاطر امام خود را به دست می آورد. بنابراین، انتظار راستین فرج، خود فرج و گشایشی است در کار جامعه منتظران. از این رو، سوره عصر غیبت نیز تفسیر شده است، و منظور از و عملوا الصالحات کارهای نیک کردند را مواسات(359) با برادران دینی دانسته اند.(360)
با توجه به اینکه عمل صالح قلمرو بسیار گسترده ای دارد، در این آیه به یک مصداق و نمونه آن تفسیر شده است. و این اهمیت اصل مواسات با برادران دینی در همه امکانات مادی و اقتصادی را در دوران غیبت و ظهور روشن می سازد. و این موضوعی است که در جامعه به ظاهر منتظر ما بسیار اندک به چشم می خورد، و آنچه فراوان دیده می شود و همه بخشهای جامعه را فرا گرفته است، فاصله های وحشتناک طبقاتی و زیستهای ناهمگون و متفاوتی است که از نیازمندیهای کشنده و ویرانگر آغاز می گردد (در اکثریت)، و به رفاهها و شادخواریها و افزون خواهیها و اسرافکاریهای کشنده و ویرانگر نیز می انجامد. و در این میانه چیزی که بر زمین گذاشته شده و بدان توجه نمی شود همسانی و همسویی جامعه منتظر با آرمانها و هدفها و خواسته ها و رضایت امام منتظر است.
بنابراین، اگر مخالفان و مدعیان، در راستی و درستی این انتظارها و ایمانها کاملاً تردید روا دارند، و در اینگونه امام شناسیها به چشم شک بنگرند، و این همه ادعاها را الفاظی پوک و شعارهایی دور از حقیقت بدانند، پاسخ دادن به آنان دشوار است.
در اینجا برای تبیین بیشتر و بهتر موضوع، مناسب است دو سخن از عالم وارسته، مؤلف کتاب: مکیال المکارم فی فوائدالدعاء للقائم - ع - بیاوریم:
در فصل 37 از کتاب نامبرده می گوید
(از جمله تکلیفها در دوران غیبت) خرسند کردن مؤمنان است که این موجب خرسندی خاطر مولای ما حضرت صاحب الزمان می گردد دلیل این مطلب، احادیثی است که در کافی جلد دوم، صفحه 189، باب: ادخال السرور علی المؤمنین: باب شادمان کردن مؤمنان، آمده است.(361)
پس از آن نمونه هایی از این احادیث را می آورد، که دو نمونه آنها در این صفحات نیز بازگو شد.
و در فصل 79 می گوید:
از اموری که موجب قرب و نزدیک شدن به امام موعود علیه السلام است و مایه خرسندی خاطر او، کوشش در ادای حقوق برادران دینی است. چون این کار یاری امام است و مایه شادمانی قلب مبارک امام و چنگ زدن به ریسمان ولایتش می باشد. و این، احسان و نیکی نسبت به امام است. دلیل این مطلب در عده ای از احادیث آمده است. (به پاره ای از این احادیث اشاره می کند) تا اینکه می گوید:
از جمله آن احادیث که روشنگر این تکلیف است، این است که در احادیث آمده است که امام، پدر مؤمنان و مردمان فرزندان اویند. و شک نیست که نیکی و محبت به فرزندان، نیکی و محبت نسبت به پدر است. نیز از این دست احادیث، احادیث اصول کافی در حق مؤمن است: معلی بن خنیس می گوید از امام صادق علیه السلام از حق مؤمن پرسیدم. امام فرمود: هفتاد حق است، و من جز هفت حق را به تو نگویم که من نسبت به تو مهربانم، بیم دارم که تاب نیاوری... پس گفت: تو سیر نباشی و او گرسنه، تو پوشاک نداشته باشی و او برهنه باشد و... و برای رفع نیازهای او شب و روز بکوشی. آنگاه که چنین کردی ولایت خود را به ولایت ما پیوند دادی، و ولایت ما به ولایت خدای بزرگ متصل است.(362)
باری، به دلیل این تعالیم، استوارسازی پیوند و ارتباط با امام عصر علیه السلام در پرتو استواری پیوندهای اجتماعی در جامعه منتظران تحقق می پذیرد، و جامعه هر چه بیشتر در ادای حق مؤمنان و رفع نیاز نیازمندان بکوشد، و چیزی مانع ادای حق انسانها نگردد، ارتباط و پیوند با امام عصر علیه السلام استوارتر و بنیادی تر خواهد گشت، و گرنه ادعای دوستی به تنهایی ثمری ندارد. نه در این جهان کارساز است و به این زندگی رنگ اسلام و ولایت می دهد، و نه در روز رستاخیز به کاری می آید و مشکلی را حل می کند و مسئولیتهای عظیم الهی را پاسخگو می گردد؟
این است که مهدی شناسان راستین، امام خویش را چنین شناختند، و خواسته ها و رضای او را چنین دریافتند، و انتظار خود را با این معیارها و هدفها پیوند دادند، و چنین تعهدها و مسئولیت پذیریهای اجتماعی را از پدیده انتظار و لوازم جدایی ناپذیر آن دانستند.
اکنون آیا مدعیان ولایت و منسوبان به حجت بالغه الهی و جامعه منتظران، چنین اند، و این راه و روش ایشان است؟ یا اینکه با کلمات بازی می کنند، و دل به ادعا و حرف خوش می دارند؟

انتظار و آمادگی نظامی (مرزبانی و سنگرداری در دوران غیبت)

انتظار، نخست یک آرمان و عقیده است، و سپس در عمل و عینیت آشکار می گردد، و انسان منتظر به مرزبانی و پاسداری از حوزه جغرافیایی و فرهنگی و ایدئولوژیکی خود و همکیشان و هم مسلکان خویش می پردازند، و همواره در موضع دیدبانی است، و هوشیارانه و تیزنگرانه، به افقهای دور و نزدیک می نگرد، و هر تحرک و تحول و نقل و انتقالی را در اردوگاههای دشمن زیر نظر می گیرد، و در سنگر دفاع تحول و نقل و انتقالی را در اردوگاههای دشمن زیر نظر می گیرد، و در سنگر دفاع ایدئولوژیکی و زمینی و جغرافیایی، دشمن را از پیشروی باز می دارد، و در صورت فراهم بودن زمینه، به تهاجم نیز دست می یازد. و بدینگونه برای تحقق هدفها و آرمانهای خویش که برای تحقق آنها انتظار می کشد، از هیچ تلاشی فرو گذار نمی کند.
این است که جامعه منتظر، همواره به آمادگی نظامی و دفاعی فراخوانده شده است و تهیه ابزار جنگ و قدرت از هر مقوله و با هر کیفیت، تکلیف گشته است. این آمادگی مخصوص زمانی ویژه، یا دورانی که به ظاهر تهاجمی علیه جامعه منتظر صورت گرفته است نیست؛ بلکه این آمادگی، باید همیشه و در سراسر دوران زندگی و زمان تکلیف وجود داشته باشد.
امام باقر علیه السلام:
ابوعبدالله الجعفی: قال لی ابوجعفر محمد بن علی علیه السلام: کم الرباط عندکم؟ قلت: اربعون. قال: لکن رباطنا رباط الدهر...(363)
ابوعبدالله جعفی می گوید: امام باقر علیه السلام از من پرسید: مدت مرزبانی نزد شما چقدر است؟ گفتم: چهل روز. امام گفت: لیکن مدت مرزبانی ما تا همیشه است...
برای روشن شدن این تعلیم والا و بنیادین امام پنجم، معنای رباط و مرابطه را توضیح می دهیم:
رباط و مرابطه، به معنای مرزبانی و سنگرداری و دیده بانی است و این معنا نوعاً در خطوط مقدم و در مرزهای نزدیک به دشمن و بیگانه صورت می گیرد.
مجاهدان در اسلام دو نوعند: نخست آنان که، در زمان جنگ، به ستیز و نبردی رسمی و رویاروی با دشمن دست یازند، و به کارزار با دشمنان بپردازند. دیگر آنان که در غیر زمان جنگ به مرزبانی می پردازند، یعنی زمانی که جنگ و ستیز و رویارویی در کار نیست، اما مرزها و سرزمینهای اسلامی، همواره با خطر احتمالی هجوم بیگانه و دشمن روبرو است. در این صورت مرزبانی و سنگرداری و دیده بانی تکلیف است، و حضور در خطوط مقدم برای پیشگیری احتمالی لازم است. در اینجا موضوع ربط و مرابطه پیش می آید یعنی مرزبانی و آمادگی برای دفع تهاجم احتمالی، و حراست از سرزمین اسلامی. مسلمانان در جامعه اسلامی، در زمانی که جنگی نیز در کار نباشد به مرزبانی و حفظ مرزهای اسلامی مکلفند، و هر کس به نوبت باید در مرزها حضور یابد و پاسداری کند. بنابراین مرابطه و رباط چنانکه فقها در کتاب جهاد گفته اند: آنست که مؤمنان در مرزها اقامت گزینند... و آمادگی کامل داشته باشند، تا در هنگام حمله و تهاجم ناگهانی دشمن، دفاع کنند، و کشور را نجات دهند. کمترین زمان مرابطه و مرزبانی سه روز و بیشترین دوران آن چهل روز است. و اگر کسانی بیش از چهل روز، در مرزها مقاومت کردند، پاداشی چون پاداش مجاهدان دارند. این نوع مرابطه و مرزبانی در زمان غیبت و حضور امام فرق نمی کند...(364)
معنای دیگر مرابطه و رباط (مرزبانی و سنگرداری)، پیوند و رابطه با امام، و در خدمت امام زیستن و مرزبان دستورها و خواسته های امام بودن است، به این معنا که: جامعه مؤمنان با امام خویش ارتباط برقرار کنند، و به ریسمان ولایت امام چنگ در زنند، و با او هم پیمان شوند، و به یاری امام متعهد گردند. این قسم از مرابطه واجب عینی بر هر فرد است، نیابت بردار نیست، و پایه ای از پایه های ایمان است. و عملی بدون آن پذیرفته نمی شود(365)
گواه بر این موضوع افزودن بر احادیث و آیات ضرورت انتظار و آمادگی، آیه و احادیثی ویژه است. قرآن کریم می گوید:
قرآن کریم:
یا ایها الذین آمنوا، اصبروا، و صابروا، و رابطوا، و اتقوا الله لعلکم تفلحون.(366)
ای مؤمنان! شکیبا باشید و پایداری ورزید و برای مرزبانی حاضر یراق باشید، و از خدا بترسید، شاید رستگار گردید. امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه قرآن فرموده است:
امام صادق علیه السلام:
اصبروا علی المصائب، و صابروا علی الفرائض، و رابطوا علی الائمة علیهم السلام.(367)
در برابر مشکلات شکیبایی ورزید، و در انجام تکلیفها و مسئولیتها پایدار باشید، و با امامان رابطه برقرار کنید.
و در تفسیر برهان از امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه چنین نقل شده است:
اصبروا علی اداء الفرائض، و صابروا عدوکم، و رابطوا امامکم المنتظر.(368)
... در انجام واجبات شکیبا باشید، و در برابر دشمن پایداری کنید، و با امام منتظر و در حضور او باشید.
و در حدیث دیگری امام صادق علیه السلام چنین فرموده است:
امام صادق علیه السلام:
...و رابطوا، قال علیه السلام: المقام مع امامکم...(369)
...رابطوا به معنای حضور نزد امام است...
امام باقر علیه السلام در سخنی که آوردیم، مردم را به همین معنا توجه می دهند: یعنی از جمله: رباطنا رباط الدهر: ما در همه زمانها مرزبان و سنگردار و مرزدارانیم. امام، طبق آنچه در جامعه اسلامی مرسوم بود، و همگان از آن تکلیف آگاهی داشتند (یعنی نوبت در مرزبانی و مرزداری، و سه روز یا چهل روز و واجب کفایی بودن آن)، موضوع برتر و تکلیف مهمتری را نیز باز گفتند، که ما در همه دوران و همه زمانها مرزدار و مرزبانیم، و شیعه ما باید پیرو ما باشد و همواره و همیشه هوشیارانه به حراست و حفاظت از مرزهای جغرافیایی و عقیدتی سرزمینهای اسلامی و دین اسلام بپردازد، و از این مهم و واجب لحظه ای غفلت نورزد.
علامه مجلسی در تفسیر این حدیث گفته است: ای یجب علی الشیعة ان یربطوا انفسهم علی طاعة امام الحق، و انتظار فرجه، و یتهیؤا لنصرته: بر شیعه واجب است که حاضر یراق و گوش به فرمان امام بر حق باشند، و در انتظار فرجش بسر برند، و برای یاری او آماده باشند(370)
بنابراین، شیعه در همه دوران عمر خویش مرزدار و مرزبان سنگرنشین است. و در این خصلت چون امامان خویش و امام منتظر است، یعنی رباط (سنگرداری و مرزبانی) شیعه چون رباط امام، در همه دورانها و تمام روزها و روزگاران است.
امام مهدی علیه السلام نیز خود را مرابط، مرزبان و مرزدار خوانده است.
در نامه به شیخ مفید:
من عبدالله المرابط فی سبیله...(371)
(این نامه) از بنده خدا است بنده ای که مرزبان و مرزدار راه خدا است...
مرابط: مرزبان و مرزدار، در برخی احادیث، به امام مهدی علیه السلام اطلاق شده است:
امام باقر علیه السلام:
فی هذه الایة: یا ایها الذین امنوا، اصبروا... و رابطوا. نزلت فینا، و لم یکن الرباط الذی امرنا به بعد، و سیکون ذلک من نسلنا المرابط.(372)
در تفسیر این آیه: ای مؤمنان شکیبا باشید... و برای مرزبانی حاضر یراق..، این آیه درباره ما نازل شده است و هنوز رباط و مرزبانی که به ما دستور داده شده است تحقق نیافته است. و این مرزبانی در آینده از فرزندان ما، که مرابط و مرزبانند تحقق خواهد یافت.
مؤلف مکیال المکارم، در ذیل این حدیث می گوید:
آنچه از دقت در سخنان امامان علیه السلام برای من آشکار شده، این است که مقصود از مرابط در این حدیث امام مهدی علیه السلام است. و علت نامگذاری حضرت به این نام روشن است(373)
بنابراین، امت نیز چون امامشان، مرابطان و مرزبانان و مرزداران حماسه های جاوید اسلام و تشیع اند، و از این نظر نیز همسان و هم آوا با امامشان حرکت می کنند، و با او چنین پیوندی ناگسستنی و ارتباطی استوار و بیعتی نیرومند دارند، و همیشه هوشیار و بیدار و آماده اند، و همه ابزارهای قدرت را طبق دستور قرآن کریم: و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة(374) و تا آنجا که می توانید نیرو آماده کنید باید فراهم سازند و در اختیار داشته باشند. اینگونه سنگرداران چون مجاهدان نزد خداوند عزیز و گرامیند. و درباره ایشان رسیده است:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
میت یختم علی عمله، الا المرابط فی سبیل الله، فانه ینموله عمله الی یوم القیامة...(375)
مرده، (دوران) عملش پایان می یابد، مگر مرزداران راه خدا که ایشان عملشان رشد می کند (و افزون می گردد و تداوم می یابد) تا روز قیامت...
چنانکه درباره شهید رسیده است: الشهید ینمو عمله شهید (پس از مرگش) عملش رشد می کند و فزونی می یابد و شاید علت این باشد که اعمال دیگران همه در پرتو مجاهدت آنان امکان پذیر می گردد.

عنصر صبر در انتظار

انتظار بدون عنصر پایداری و شکیبایی و صبر در برابر مشکلات، پوسته ای است بدون مغز و قالبی است بی محتوا، و در حقیقت انتظار نیست، روح و جوهر اصلی انتظار، مقاومت و صبر است. کسی که منتظر تحقق یافتن هدف آرمانی است باید تا فرا رسیدن زمان پیدایی هدف و شکل گرفتن آرمان، پایداری و شکیبایی کند، و تاب و توان از دست ندهد، و هر ناملائمی را در آن راه با بردباری بپذیرد. و چون صبر و پایداری را از دست داد و بی شکیب گردید، و تاب و توان بر زمین نهاد، انتظار را نیز از دست داده است، زیرا که پایداری و صبر، تحقق بخش جوهر انتظار است. از این رو، همواره خصلت الهی و حیاتی انتظار با صبر و پایداری قرین گشته است. و در احادیث از انتظار در پرتو صبر و انتظار فرج با صبر، سخن گفته اند:
امام علی علیه السلام:
...استعینوا بالله و اصبروا، ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین.(376)
...از خدا کمک بگیرید و پایداری پیشه سازید، که زمین از آن خدا است و به هر کس خواست آن را به وراثت می دهد، و سرانجام (نیک) از آن پرواپیشگان است.
وعده حتمی الهی درباره وراثت صالحان پهنه زمین را، در صورت صبر و استقامت، تحقق می پذیرد.
امام صادق علیه السلام
من دین الائمة الورع ... و انتظار الفرج بالصبر.(377)
از دین امامان (که مردم را به آن فرا می خوانند) پارسایی است... و انتظار فرج با صبر و شکیبایی.
امام رضا علیه السلام:
ما احسن الصبر و انتظار الفرج...(378)
چه نیکو است شکیبایی و انتظار فرج...
صبر و پایداری مردم در آخرالزمان ستایش شده است، و همین خصلت مهم، مایه امتیاز آنان از مسلمانان صدر اسلام به شمار آمده است.
امام صادق علیه السلام:
عن النبی صلی الله علیه و آله سیأتی قوم من بعدکم، الرجل الواحد منهم له اجر خمسین منکم. قالوا یا رسول الله: نحن کنا معک ببدر و احد و حنین، و نزل فینا القرآن؟ فقال: انکم لو تحملوا لما حملوا لم تصبروا صبرهم(379)
امام صادق علیه السلام، به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله: پس از شما کسانی بیایند که یک نفر ایشان پاداش پنجاه نفر از شما را داشته باشد. (اصحاب) گفتند: ای رسول خدا ما در جنگ بدر و احد و حنین با تو بودیم و درباره ما آیه نازل شده است؟ پیامبر فرمود: اگر آنچه به ایشان رسد (از حوادث ایام) به شما رسد، شکیبایی آنان را ندارید.
هدف اصلی از انتظار، زنده نگاه داشتن روح امید و نشاط، و احساس تعهد و مسئولیت، و پیوند روحی با امام موعود است. و زنده بودن امید و احساس مسئولیت، بدون صبر، ممکن نیست.
امام علی علیه السلام:
انتظروا الفرج، و لا تیأسوا من روح الله، فان احب الاعمال الی الله - عزوجل - انتظار الفرج -.(380)
منتظر فرج باشید، و از گشایش الهی مأیوس نگردید، زیرا که محبوبترین کارها نزد خدای بزرگ انتظار فرج است.
زمینه اصلی پایبندی به تکلیف و پیوند با حق و عدل و با امام موعود علیه السلام در انتظار تحقق می پذیرد. و انتظار است که پدید آورنده امید است. و یأس است که عوامل اصلی تکلیف نشناسی و بی تعهدی و دوری از حق و عدالت و گسستن پیوند از امام و آرمانهای الهی اوست بنابراین، جا دارد که انتظار فرج و امید به آینده و تحقق جامعه آرمانی مهدوی برترین اعمال شمرده شود:
امام رضا علیه السلام:
ن آبائه علیه السلام عن رسول الله صلی الله علیه و آله: افضل اعمال امتی انتظار فرج الله - عزوجل.(381)
امام رضا علیه السلام به نقل از پدرانشان، از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: برترین اعمال امت من، انتظار فرج از سوی خداوند بزرگ است.
همچنین جامعه و مردم معتقد به اسلام و دین باوران راستین و معتقدان به درستی وعده های قران و پیامبر و امامان، باید از رخنه وسوسه های شیطانی در دل خود مانع گردند، و در دوران تباهیها، دشواریها، حوادث ناگوار، شکستهای پیاپی، رنگ باختگی ادعاها، نافرجامی تلاشها و کوششها، به نتیجه نرسیدن قیامها و منحرف شدن انقلابها، باید در دل و درون استوار باشند، و هیچگونه تزلزل و ناامیدی به خویش راه ندهند. شکیبا باشند و بدانند که هر گونه یأس در هر شرایطی پدیده ای شیطانی است.
امام صادق علیه السلام:
... فلا یستفزنک الشیطان، فان العزة لله و لرسوله و للمؤمنین، و لکن المنافقین لا یعلمون. الا تعلم ان من انتظر امرنا و صبر علی ما یری من الاذی و الخوف، هو غداً فی زمرتنا...(382)
...شیطان تو را تحریک نکند. زیرا که عزت از آن خدا و پیامبر و مؤمنان است لیکن منافقان نمی دانند. آیا نمی دانی کسی که منتظر امر ما(حاکمیت و اجتماع آرمانی ما) باشد، و بر بیمها و آزارهایی که می بیند شکیبایی ورزد در روز بازپسین در کنار ما خواهد بود...
باری، تلاشهای ناکام، کوششها و جوش و خروشهای فراوانی که به هدف نرسیده است، ممکن است کسانی را دچار یأس و شکست کند، و شکیب از ایشان بستاند، و از کارآیی دین خدا و رهبری الهی و آینده آن مأیوس سازد. این یأس از منطق دین و آیین خرد بدور است. باید از نفوذ چنین اندیشه هایی در ذهن افراد و جامعه پیشگیری کرد، و با تکیه به خدا و ایمان به حتمیت وعده های الهی و اعتقاد به اصالت راه پیامبران و حقانیت تعالیم امامان معصوم علیه السلام، پایداری را زنده نگاه داشت، و صبر پیشه کرد، و امیدها را به یأس بدل نساخت و پیروزی دین خدا و عزت حتمی مؤمنان و تحقق جامعه عدالت بنیاد مهدوی را وعده تخلف ناپذیر دانست.
اجتماع شیعه، دارای چنین انتظاری است اگر شیعی مذهب است.(383)
امام صادق علیه السلام:
المؤمن الطاق! یا ابن النعمان، و لا یکون العبد مؤمناً حتی تکون فیه ثلاث سنن: سنة من الله، و سنة من رسول الله، و سنة من الامام... و اما التی من الامام فالصبر فی البأساء و الضراء حتی یاتیه الله بالفرج.(384)
ای پسر نعمان! انسان مؤمن نیست مگر اینکه سه خصلت را در خود پدید آورده باشد: خصلتی از خدا و خصلتی از پیامبر و خصلتی از امام... آن خصلتی را که از امام باید در خود پدید آورد شکیبایی در دشواریها و مشکلات است، تا فرج و گشایش الهی برسد.
در دعاها، حالت انتظار منتظران راستین، چنین ترسیم شده است:
فلو تطاولت الدهور، و تمادت الاعمار، لم ازدد فیک الا یقیناً، و لک الا حباً و علیک الا متکلاً و معتمداً، و لظهورک الا متوقعاً و منتظراً و لجهادی بین یدیک مترقباً...(385)
...اگر روزگاران به دراز کشد و عمر طولانی شود، یقینم به تو افزون گردد، و دوستیم فزونی یابد، و بر تو (بیش از پیش) تکیه کنم و مدد بخواهم، و چشم به ظهورت دارم و منتظرم، و آماده جهاد در راه توام...
گذشت روزگار و دیر پایی نظامهای ستم بنیاد و انبوهی حوادث و ویرانیها و سیطره ناکامی و سلطه شکستهای پیاپی و انقلابهای نافرجام، منتظر راستین را از آینده مأیوس نخواهد ساخت، و در اصالت راه و کار خود تردید نخواهد کرد، و در نیمه شب سرد و تاریک یلدای زندگی، ایمان به نیمروز گرم و روشن تابستان را در دل زنده و پویا نگاه خواهد داشت.