فهرست کتاب


عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام

محمد حکیمی‏

انتظار و احساس امام و امت

برای روشنتر شدن ژرفایی و بیکرانگی وصف ناپذیر حالت انتظار در روح و قلب الهی امام موعود علیه السلام اندکی درباره چگونگی پیوند روحی امام و امت سخن می گوییم، و قطره ای از دریای ژرف احساس والا و بیمانند امام را نسبت به احاد امت - بر پایه تعالیم و احادیث - ترسیم می کنیم:
در تعالیم ما این احساس چنین بیان شده است:
امام رضا علیه السلام
...الامام الامین الرفیق، و الأخ الشفیق، و کالأم البرة و بالولد الصغیر. مفزع العباد...(334)
- ... امام امین و دوست است، و برادر مهربان است، و مانند مادری مهربان است نسبت به فرزند خردسال خود، و پناهگاه مردم است...
احساس لطیف و عمیق امام نسبت به احاد امت، مانند احساس برادری برادر مهربان و بالاتر از آن، احساس مادران مهربان نسبت به فرزندان خردسال خود شمرده شده است. و این تمثیلی است از آنچه برای ما نمونه و سمبل گویای محبت و دوستی است، و گرنه احساس و محبت الهی امام، به نسبت بیکرانگی و عظمت روح امام، قابل توصیف نیست، چنانکه امام رضا علیه السلام در پایان همین حدیث اشاره می کنند.
امام علی علیه السلام
انا لنفرح لفرحکم و نحزن لحزنکم...(335)
- ما در شادمانی شما شاد و برای اندوه شما اندوهگین می شویم...
این کلام نیز ارتباط عمیق احساس امام با امت را روشن می کند، و غمگساری امام نسبت به یکایک مردم می رساند.
امام صادق علیه السلام
...و الله لأنا ارحم بکم منکم بأنفسکم...(336)
- ... به خدا سوگند که من نسبت به شما، از خود شما، مهربانتر و رحیم ترم...
اصل حب ذات و خود دوستی که غریزی هر کسی است و انگیزه همه کارها و فعالیتهای آدمی است، بالاترین احساس در انسانها است. در پرتو همین احساس مردمان به حیات ادامه می دهند. احساس امام نسبت به احاد امت از این احساس نیز برتر و بالاتر است.
امام رضا علیه السلام
...ما من احد من شیعتنا... و لا یغتم الا اغتممنا لغمه، و لا یفرح الا فرحنا لفرحه، و لا یغیب عنا احد من شیعتنا این (ما) کان فی شرق الأرض و غربها و من ترک من شیعتنا دیناً فهو علینا...(337)
- ... هیچ یک از شیعیان ما غمنده نمی شود مگر اینکه ما نیز در غم آنان غمگینیم، و از شادی آنان شادمانیم. و هیچ یک از آنان در مشرق و مغرب زمین از نظر ما دور نیستند، و هر یک از شیعیان ما که بدهی از او بماند (و نتوانسته باشد بپردازد) بر عهده ما است...
امام مهدی علیه السلام
...انه انهی الی ارتیاب جماعة منکم فی الدین، و ما دخلهم من الشک والحیرة فی ولاة امرهم، فغمن ا ذلک لکم لالنا، و سأونافیکم لا فینا،... لأن الله معنا فلا فاقة بنا الی غیره، والحق معنا فلن یوحشنا من قعد عنا...(338)
- ... از تردید گروهی از شما در دین باوری و شک و سرگردانی در (مسئله) ولایت و امامت آگاه شدم. این موضوع ما را غمگین ساخت، به خاطر شما نه به خاطر خود ما، و متأثر شدیم برای شما نه برای خود، چون خدا با ماست و ما نیازی به دیگری نداریم. و حق با ماست و از آنان که از ما کناره گیرند نگران نمی شویم...
آری، این چنین شور و سوزها در احساس خدایی امام نسبت به نجات انسان وجود دارد. و امام بدینسان دلسوز، یار، یاور و غمگسار مظلومان و محرومان و سرگشتگان است. نمونه هایی از این شور و احساسها را در دوران زندگی امامان، تاریخ ثبت کرده است. امام علی علیه السلام در دوران حکومت خویش در غم انسانها چنین می سوخته است:
امام علی علیه السلام
... و لقد بلغنی ان الرجل منهم کان یدخل علی المرأة المسلمة و الاخری المعاهدة، فینتزع حجلها و قلبها و قلائدها و رعاثها، ما تمتنع منه الا بالاسترجاع و الاسترحام، ثم انصرفوا وافرین، ما نال رجلاً منهم کلم و لا اریق لهم دم، فلو ان امرء مسلماً مات من بعد هذا اسفاً ما کان به ملوماً، بل کان به عندی جدیراً...(339)
- ... به من خبر رسیده است که مردی از آنان (لشکریان متجاوز معاویة، به فرماندهی سفیان بن عوف غامدی) بر زنی مسلمان یا در ذمه اسلام وارد می شده و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره او را به زور می ستانده، و هیچ مانعی برای این کار جز گریه و زاری و ترحم خواهی نمی دیده است. بدینگونه آن سپاه با اموال بسیار باز گشتند، در حالی که هیچ یک از ایشان زخمی ندید و خونی از ایشان نریخت. اگر مسلمانی بعد از این از تأسف بمیرد، نباید سرزنش شود، بلکه سزاوار مسلمان است که از چنین غصه ای بمیرد...
در سخن دیگری، امام علی ( علیه السلام، از احساسهای ژرف و بیکرانه خود نسبت به احاد مردم پرده برمی دارد:
امام علی علیه السلام
...أقنع من نفسی بأن یقال امیرالمؤمنین، و لا اشارکهم فی مکاره الدهر...(340)
- آیا باید تنها به این خرسند باشم که مرا امیرالمؤمنین بخوانند، و در تلخیهای روزگار شریک مردم نباشم...
امام حسین علیه السلام نیز با چنین احساسها و سوز و شورها، با ستمگران کارزار کرد، و تمام رنجها، و دردها را به جان خرید، و سرانجام زندگی خود و یاران خود را بر سر این آرمان نهاد و شهادت بزرگ را به سامان رسانید، و اسارت خاندان خویش را پذیرفت. او در این فداکاری عظیم، استواری دین خدا و نجات انسانهای مظلوم را می جست.
امام حسین علیه السلام
اللهم! انک تعلم انه لم یکن ما کان منا تنافسا فی سلطان، و لا التماساً من فضول الحطام. و لکن لنری المعالم من دینک، و نظهر الاصلاح فی بلادک، و یأمن المظلومون من عبادک...(341)
- خدایا! تو می دانی که قصد ما رقابت برای دست یافتن به قدرت یا زیادتخواهی مال دنیا نبود، بلکه برای آن بود که نشانه های دین تو را به دیگران بنمایانیم، و با قدرت دست به اصلاح سرزمینها زنیم، تا بندگان ستمدیده ات ایمن شوند...
امامان ما چنین بودند و نسبت به انسانها چنین احساسهایی ژرف و شگرف داشتند نمونه های فراوانی، از اینگونه، در سیره پیامبر و امامان آمده است. چون انسانها بندگان خدایند، و امامان اولیای خدا. اولیای خدا بندگان خدا را دوست دارند.
امام موعود علیه السلام قلبی و خوی و سرشتی حسینی در سینه دارد، و همه کفرها، الحادها، شرکها، جهلها، انحرافها، معصیتها، فقرها، دردها، رنجها، محرومیتها و نابسامانیها را در همه اجتماعات کوچک و بزرگ بشری می بیند، و غم و رنج یکایک انسانها را احساس می کند، و سعادت دور شده و رخت بر بسته از جامعه انسانی را لمس می کند. او میلیونها انسان گرسنه را می نگرد، پنجه های اهریمنی طاغوتان مالی و سیاسی و نظامی را بر اندام بشریت مظلوم می بیند، دامها و شبکه های پیچیده فساد، جنگ، انحراف و بردگی و تحمیل و... را بر سر راه همه انسانها نظاره می کند، وضعیت زندگی ناهنجار دوستان و پیروان خود را می داند، و از دشواریهای ریز و درشت آنان آگاه است. او هر روز - از آغاز دوران امامت و رهبری خود - با روحی لطیف و الهی و قلبی جهان شمول، که چون آیینه ای تابناک همه چیز و همه کسی در آن منعکس است، به این صحنه های دلخراش و جانگداز می نگرد. اکنون او با چنین وضعیتی و با چنین اندوههایی، و در دورانی بیش از هزار سال، چگونه انتظاری دارد؟ و در چه حالتی سوزان بسر می برد، انتظاری که غمنامه بزرگ زندگی انسان به پایان رسد، و شب یلدای زندگی بگذرد، و اندوههای قرنها و نسلها سپری گردد، و پگاه ایمان، آزادی، شادی، سعادت، رفاه دادگری و انسانیت بدرخشند.
این احساسها و شورها و انتظارهای امام مهدی علیه السلام در دعاهایی که در آن باره ها رسیده چنین ترسیم شده است:
امام حسن عسکری علیه السلام
اللهم فکما نصب عرضاً فیک للأبعدین... مع ما یتجرعه فیک، من مرارات الغیظ الجارحة بمواس القلوب، و ما یعتوره من الغموم، و یفرغ علیه من احداث الخطوب، و یشرق به من الغصص التی لا تبتلعها الحلوق، و لا تحنو علیها الضلوع، من نطرة الی امر من امرک، و لا تناله یده بتغییره ورده الی محبتک...(342)
- خدایا، او خود را، در راه تو، آماج تیر دشمنان قرار داده است... و چه بسیار خشمهای دلخراش که برای رضای تو فرو می خورد، و چه غمها که به جان او هجوم می آورد، و چه حادثه ها که در کنار او واقع می شود، و چه غصه های گلوگیر و فوق تحمل که عارض او می گردد، هنگامی که می بیند احکام تو بر جای مانده است (و بدانها عمل نمی شود) و او در حال غیبت نمی تواند آنها را چنانکه مورد رضای تو است به انجام برساند...
در احادیثی زندگی امام در دوران طولانی غیبت و غمها و رنجها و دردهای او، به پیامبرانی چون حضرت ایوب علیه السلام همانند شده است.(343) ایوب پیامبر علیه السلام هفت سال شکیبایی ورزید و دردهای فراوانی را تحمل کرد، و قرآن کریم او را صابر خواند: ...انا وجدناه صابراً نعم العبد انه اواب(344) ...او را بنده ای صابر یافتیم. او که همواره رو به درگاه ما داشت چه نیکو بنده ای بود.
همچنین زندگی آن امام بزرگ از نظر تحمل مشکلات به زندگانی امام حسین علیه السلام نیز همسان دانسته شده است.(345) از مشکلات و دردهای طاقت فرسا و رنجهای فوق حد طاقت بشری امام حسین علیه السلام در آن دوره از تاریخ اسلام، این بود که یکباره همه چیز دگرگون شد و همه تعالیم و اصول اسلام زیر پای حکومتهای بیداد پایمال گردید، و عدالت نابود گشت، و می رفت که اسلام و کوششهای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام یکباره نابود شود و اثری از آنها بر جای نماند. امام حسین علیه السلام با این دردها و رنجها در دوره حیات خویش روبرو گردید، و سرانجام با صحنه عاشورا و پی افکنی آن تراژدی بزرگ، خود و همه عزیزان خود را قربانی کرد. امام قائم علیه السلام، نیز چون جد بزرگوار خود امام حسین علیه السلام با دردها و مصیبتهای عظیمی روبرو است.
امام مهدی علیه السلام در دعایی، از آتش درون و انبوه رنجهای خویش پرده برمی دارد، و سوز و شور و اشتیاق و انتظار وصف ناپذیر خود را برای نجات انسانیت مظلوم و بشریت در بند چنین ترسیم می کند:
امام مهدی علیه السلام
... الهی الهی، این این کفایتک التی هی نصرة المستضعفین من الانام، و این این عنایتک التی هی جنة المستهدفین لجور الایام. الی الی بها یا رب نجنی من القوم الظالمین. انی مسنی الضر و انت ارحم الراحمین. مولای تری تحیری فی امری، و تقلبی فی ضری، و انطوای علی حرقة قلبی، و حرارة صدری، فصل یا رب علی محمد و آل محمد و جدلی یا رب بما انت اهله، فرجاً و مخرجاً، و یسرلی یا رب نحو البشری منهجاً...(346)
- ... خداوندا! خداوندا! کجاست؟ کفایت تو (بندگانت را) که همان یاریگر مستضعفان است.
و کجاست؟ کجاست؟ عنایت تو که سپر هدف قرار گرفتگان بیداد روزگاران است. (این کفایت و عنایت را) ای پروردگار به من ارزانی دار؟
و مرا از ستمکاران رهایی بخش، به من زیان رسیده است و تو مهربان ترین مهربانی ای مولای من! سرگردانی مرا در کارم و گرفتاریم را در آزارها می بینی، و می نگری که با آتش دل و سوز سینه در هم آمیخته ام. پس ای خداوند بر محمد و آل محمد درود فرست، و به شایستگی خود، رهایی و گشایشی ببخشای، و راه رسیدن به مژده ها و شادیها را بگشای...
امام، سراپا شوق و عشق به نجات انسان و چشم به راه گشایش و فرج در کار محرومان و مستضعفان، همواره و هر روزه و هر شب، در سوز این انتظار و اشتیاق شعله ور است، و دل دریاسان او کانون فروزان این شورها و احساسهای الهی انسانی است. او همواره در این انتظار بسر می برد، و این ویژگی انتظار اوست، و شور و انتظاری با این ابعاد و ژرفایی و عالمگستری ویژه روان و دل بیکرانه اوست.
امام مهدی علیه السلام در دعایی دیگر از انتظار سوزان و دل آتشین خود چنین حکایت می کند، و در دعای دست (قنوت نماز) چنین می گوید:
... اللهم صلی علی محمد و آل محمد، و أکرم اولیائک بانجاز وعدک، و بلغهم درک ما یأملون من نصرک... و ان الغایة عندنا قد تناهت، و انا لغضبک غاضبون، و علی نصر الحق متعاصبون، و الی ورود امرک مشتاقون، و لا نجاز وعدک مرتقبون، و لحلول و عیدک با عدائک متوقعون. اللهم فأذن بذلک و افتح طرقاته، و سهل خروجه، و وطی ء مسالکه، و أشرع شرائعه، و اید جنوده، و اعوانه، و بادر بأسک القوم الظالمین وابسط سیف نقمتک علی اعدائک المعاندین و خذ بالثار انک جواد مکار(347)
- ... پروردگارا بر محمد و آل محمد درود فرست، و دوستانت را با تحقق وعده هایت گرامی دار، و ایشان را به آرزوهایی که به کمک تو داشتند برسان... زیرا که مهلت (و دوران جباران و ستمگران) در نظر ما به آخر رسید، و ما برای خشم تو خشمگینیم و در یاری حق کوشاییم، و به صدور فرمان تو اشتیاق داریم، و تحقق وعده هایت را انتظار می کشیم، و چشم دوخته ایم تا بیمهایی را که به دشمنانت دادی بر آنان فرود آید. خداوندا! به این (قیام و شورش علیه جباران و واژگونی نظامهای بیداد و کفر) اذن بده، و راههایش را بگشای، و انجام آن را آسان گردان، و روشهای آن را آماده ساز، و برنامه هایش را به ما بیاموز، و سپاهیان و یاوران آن را تأیید رسان. و قدرتت را به ستمگران زود بنمایان، و شمشیر انتقامت را بر سر دشمنان کینه توز فرود آر، و به خونخواهی برخیز، که تو بخشنده ای و محو کننده نیرنگ نیرنگ بازانی.
از این رو امام مهدی علیه السلام، همواره فرج خود را - که فرج در کار اجتماعات و انسانها است - از خدا می طلبد و چنین می گوید:
... یا نور النور یا مدبر الأمور... و اجعل لی و لشیعتی من الضیق فرجاً، و من الهم مخرجاً، و اوسع لنا النهج، و اطلق لنا من عندک ما یفرج...(348)
- ... ای نور روشنیها و ای تدبیر کننده کارها... برای من و برای پیروانم در تنگناها گشایشی قرار بده، و از اندوهها راه نجاتی فراهم ساز. راه را برای ما گشاده گردان، و از نزد خود چیزی بر ما ارزانی دار، که فرج ساز باشد...
نیز آن امام بزرگ می گوید:
اللهم انجز لی ما وعدتنی... و عجل فرجی... واجعل لی من لدنک سلطاناً نصیراً، وافتح لی فتحاً مبیناً...(349)
خداوندا! وعده هایی را که به من دادی تحقق بخش... و فرج مرا زود برسان... و به من قدرت و نصرت ببخشای، و فتح بزرگ را نصیبم گردان...
انتظار امام مهدی علیه السلام، به انتظار و اشتیاق حضرت یعقوب علیه السلام مانند شده است.
حضرت یعقوب پیامبر علیه السلام منتظر فرج در کار خویش و پایان دوران رنج آور و اندوهبار هجران حضرت یوسف علیه السلام بود و می گفت: و لا تیأسوا من روح الله انه لا ییأس من روح الله الا القوم الکافرون(350) از کارگشایی و آسایش رسانی خدا نومید مباشید، که تنها کافران از آسایش الهی نومید می شوند. قائم آل محمد علیه السلام نیز چشم به راه دارد و همواره در حالت انتظار بسر می برد(351)
شور و سوز دل یعقوب پیامبر علیه السلام و آتش اشتیاق دیدار حضرت یوسف علیه السلام که در دل او زبانه کشید و سراپای وجود او را سوزاند، مثل و نمونه برای همه شوقها و عشقها و سوز و گدازهای ژرف گرفته شد، و همه فراقها و دوریها و هجرانها و شوقها به این شوق مانند گردید. حضرت امام حسین علیه السلام شوق خویش به دیدار پدرانش را به اشتیاق حضرت یعقوب علیه السلام به یوسف علیه السلام تشبیه می کند. در خطبه شب هشتم ذی الحجة: ... و ما او لهنی الی اسلافی اشتیاق یعقوب الی یوسف(352) ...آتش عشق دیدار نیاکانم چون اشتیاق یعقوب به یوسف، در دلم زبانه می کشد...
اکنون امام موعود علیه السلام، به ظهور خود و گشایش در کار انسانها و نجات همه دربند کشیدگان و سامانیابی زندگی همه محرومان، چنین شوق و اشتیاق و انتظاری دارد. بنابراین امام مهدی علیه السلام، چنانکه امام منتظر (به فتح) است، و مردمان همه در انتظار قیام و انقلاب اویند، امام منتظر (به کسر) نیز هست، زیرا که او خود بیش از هر منتظر شیفته و شیدای دیگری، در انتظار فرا رسیدن ایام خدایی و خجسته رستاخیز خویش و انجام رسالت الهی خود است.
در دعاهایی که درباره آن امام بزرگ رسیده است، او را منتظر نیز خوانده اند، و با این خصلت والا یاد کرده اند
اللهم صل ولیک، المنتظر امرک، المنتظر لفرج اولیائک...(353)
خدایا بر ولی خود درود فرست، او که منتظر دستور تو است، و چشم به راه گشایش در کار دوستان تو...
و در دعایی دیگر نیز رسیده است:
... اللهم... وثبتنی علی طاعة ولی امرک، الذی سترته عن خلقک، فباذنک غاب عن بریتک، و امرک ینتظر.(354)
...بار خدایا... مرا در پیروزی از ولی امر خود - که از دیده های پنهانش داشتی - استواردار. او به اجازه تو از دید مردمان پنهان گردید، و همواره در انتظار امر تو است.

انتظار و تعهدهای انسانی

انتظار در ابعاد گوناگون حیات انسانی، آثاری ژرف می گذارد. و بیشترین اثر گذاری آن در بعد تعهدها و مسئولیتهای اجتماعی و احساس دیگر خواهی و انسان دوستی عینیت می یابد؛ زیرا که در مفهوم انتظار، انسانگرایی ژرف و گسترده ای نهفته است، به این بیان:
انسان منتظر، پیوندی گسست ناپذیر با هدفها و آرمانهای امام منتظر و موعود خود دارد، و در آن راستا گام برمی دارد، و همسان و هم سوی آن اهداف و آرمانها حرکت می کند، و همه جهتگیریها و گرایشها و گزینشهایش در آن چارچوب قرار می گیرد.
امام موعود غمگسار راستین غمندگان و یار و یاور واقعی مظلومان و حامی حقیقی مستضعفان است. او گسترنده دادگری و ستیزه گر آشتی ناپذیر بیدادگری در جامعه انسانی است. پس جامعه منتظر و انسانهای دارای خصلت انتظار باید در زمینه خواستها و هدفهای امامشان عمل کنند، و به یاری انسانهای مظلوم و محروم بشتابند، و دل آزردگان را مرهم نهند، و دشواریها و مشکلات مشکل داران را تا حد توان، طبق خواسته و رضای امامشان بر طرف کنند. و اگر چنین شد، در قلمرو جامعه منتظر، محروم و تهیدست و بیمار بی درمان و دلتنگ و افسرده و اندوهگین و گرفتاری باقی نخواهد ماند.
امامان شیعه راه و روشی همسان و کرداری همانند داشته اند و با همه اختلافهای زمانی و محیطی به یک جهت و یک نظام دعوت کرده اند. امامان جامعه اسلامی و شیعی را در تبیینی کلی به وظایف انسانی و تعهدهای اجتماعی توجه داده اند، و در ضمن تبیین اصول، و در گفتار خویش، از خواسته خود که چاره دردهای انسان و تأمین نیاز نیازمندان باشد، پرده برداشته اند، و ادای مسئولیتهای اجتماعی را در همه جاها و همه زمانها تکلیف شمرده اند:
امام رضا علیه السلام:
... لان الله کلف اهل الصحة القیام بشأن اهل الزمانة و البلوی...(355)
...خداوند توانمندان را مکلف کرده است که برای امور ناتوانان و بینوایان بپاخیزند...
در زمینه اینگونه تعالیم، به دلیل فراوانی و گستردگی ابعاد آن، می توان کتابی مستقل نگاشت.
در آموزشهای دیگر و تبیینهای خاص و ویژه و بیان راههای دستیابی به رضای الهی و خشنودی خاطر امامان نیز، تعالیمی صریح و قاطع رسیده است. و این همه روشن می سازد که خرسندی خاطر و رضایت امامان در چیست. و همین تعالیم، شیعه را با اهداف و آرمانهای آنان بخوبی آشنا می سازد.
امام صادق علیه السلام:
لا یری أحدکم اذا ادخل علی مؤمن سروراً انه علیه ادخله فقط، بل والله علینا، بل و الله علی رسول الله صلی الله علیه و آله.(356)
گمان نکنید اگر مؤمنی را خشنود ساخته اید، بلکه به خدا سوگند پیامبر صلی الله علیه و آله را خشنود ساخته اید.
در کوبندگی و قاطعیت این سخن دقت شود، امام صادق علیه السلام با چه تعبیرهای گویا و صریح و قاطعی اهمیت احساس دیگر خواهی و خدمت به خلق را تبیین می کند. و با سوگند می گوید که هر که انسانی را خرسند سازد و به فردی خدمت کند، نه تنها آن فرد را شادمان ساخته، بلکه ما را خشنود کرده است. و با سوگند مجدد می فرماید: بلکه پیامر صلی الله علیه و آله را شادمان کرده است.
امام کاظم علیه السلام:
من اتاه اخوه المؤمن فی حاجة، فانما هی رحمة من الله تعالی ساقها الیه، فان قبل ذلک فقد وصله بولایتنا، و هو موصول بولایة الله...(357)
هر کس برادر مؤمنش حاجتی را به او عرضه کند، بی گمان این رحمت الهی است که به او روی آورده است. اگر آن را پذیرفت (و برای بر آوردن نیاز او اقدام کرد) خود را به ولایت ما پیوند زده است. و این (پیوند)، به ولایت خدا متصل است...
در تعبیرهای این حدیث نیک بیندیشید، که نیاز مؤمن رحمت الهی شمرده شده است، و اگر انسان بتواند این نیاز را بر آورد با ولایت امامان ارتباط یافته است، و ولایت ایشان به ولایت الهی متصل است. عظمت اینگونه رفتار اجتماعی بدین پایه است که مستقیم به ولایت امامان و ولایت الهی پیوند می یابد و واسطه و فاصله ای در آن راه ندارد. در بیان تکلیفها و تعهدهای اجتماعی کمتر اینگونه تعبیرها و واژه هایی بکار رفته، که در حق انسان و رفع نیاز نیازمندان بکار رفته است.
شاید یکی از معانی برخی از احادیث درباره انتظار فرج که گفته اند: انتظار فرج خود فرج است، همین معنا باشد، که جامعه منتظر اگر انتظاری راستین و صادقانه داشته باشد دست کم در حوزه خود، مشکلات و نابسامانیهای مردمی را بر طرف می کند، و خواسته ها و آرمانهای امام موعود را در محیط خویش تحقق می بخشد.
امام رضا علیه السلام:
...انتظار الفرج من الفرج.(358)
...انتظار فرج، جزء فرج است.
چون جامعه منتظر، احساسهای مردمی و غمگسارانه امام خویش را می داند و باور دارد و به خواسته های او، معتقد است، با چنین اعتقادی از هم اکنون به این خواسته ها و هدفها ارج می نهد، و در دچار چوب توان و قدرت خویش، برای تحقق بخشیدن به آنها می کوشد، و از این رهگذر رضای خاطر امام خود را به دست می آورد. بنابراین، انتظار راستین فرج، خود فرج و گشایشی است در کار جامعه منتظران. از این رو، سوره عصر غیبت نیز تفسیر شده است، و منظور از و عملوا الصالحات کارهای نیک کردند را مواسات(359) با برادران دینی دانسته اند.(360)
با توجه به اینکه عمل صالح قلمرو بسیار گسترده ای دارد، در این آیه به یک مصداق و نمونه آن تفسیر شده است. و این اهمیت اصل مواسات با برادران دینی در همه امکانات مادی و اقتصادی را در دوران غیبت و ظهور روشن می سازد. و این موضوعی است که در جامعه به ظاهر منتظر ما بسیار اندک به چشم می خورد، و آنچه فراوان دیده می شود و همه بخشهای جامعه را فرا گرفته است، فاصله های وحشتناک طبقاتی و زیستهای ناهمگون و متفاوتی است که از نیازمندیهای کشنده و ویرانگر آغاز می گردد (در اکثریت)، و به رفاهها و شادخواریها و افزون خواهیها و اسرافکاریهای کشنده و ویرانگر نیز می انجامد. و در این میانه چیزی که بر زمین گذاشته شده و بدان توجه نمی شود همسانی و همسویی جامعه منتظر با آرمانها و هدفها و خواسته ها و رضایت امام منتظر است.
بنابراین، اگر مخالفان و مدعیان، در راستی و درستی این انتظارها و ایمانها کاملاً تردید روا دارند، و در اینگونه امام شناسیها به چشم شک بنگرند، و این همه ادعاها را الفاظی پوک و شعارهایی دور از حقیقت بدانند، پاسخ دادن به آنان دشوار است.
در اینجا برای تبیین بیشتر و بهتر موضوع، مناسب است دو سخن از عالم وارسته، مؤلف کتاب: مکیال المکارم فی فوائدالدعاء للقائم - ع - بیاوریم:
در فصل 37 از کتاب نامبرده می گوید
(از جمله تکلیفها در دوران غیبت) خرسند کردن مؤمنان است که این موجب خرسندی خاطر مولای ما حضرت صاحب الزمان می گردد دلیل این مطلب، احادیثی است که در کافی جلد دوم، صفحه 189، باب: ادخال السرور علی المؤمنین: باب شادمان کردن مؤمنان، آمده است.(361)
پس از آن نمونه هایی از این احادیث را می آورد، که دو نمونه آنها در این صفحات نیز بازگو شد.
و در فصل 79 می گوید:
از اموری که موجب قرب و نزدیک شدن به امام موعود علیه السلام است و مایه خرسندی خاطر او، کوشش در ادای حقوق برادران دینی است. چون این کار یاری امام است و مایه شادمانی قلب مبارک امام و چنگ زدن به ریسمان ولایتش می باشد. و این، احسان و نیکی نسبت به امام است. دلیل این مطلب در عده ای از احادیث آمده است. (به پاره ای از این احادیث اشاره می کند) تا اینکه می گوید:
از جمله آن احادیث که روشنگر این تکلیف است، این است که در احادیث آمده است که امام، پدر مؤمنان و مردمان فرزندان اویند. و شک نیست که نیکی و محبت به فرزندان، نیکی و محبت نسبت به پدر است. نیز از این دست احادیث، احادیث اصول کافی در حق مؤمن است: معلی بن خنیس می گوید از امام صادق علیه السلام از حق مؤمن پرسیدم. امام فرمود: هفتاد حق است، و من جز هفت حق را به تو نگویم که من نسبت به تو مهربانم، بیم دارم که تاب نیاوری... پس گفت: تو سیر نباشی و او گرسنه، تو پوشاک نداشته باشی و او برهنه باشد و... و برای رفع نیازهای او شب و روز بکوشی. آنگاه که چنین کردی ولایت خود را به ولایت ما پیوند دادی، و ولایت ما به ولایت خدای بزرگ متصل است.(362)
باری، به دلیل این تعالیم، استوارسازی پیوند و ارتباط با امام عصر علیه السلام در پرتو استواری پیوندهای اجتماعی در جامعه منتظران تحقق می پذیرد، و جامعه هر چه بیشتر در ادای حق مؤمنان و رفع نیاز نیازمندان بکوشد، و چیزی مانع ادای حق انسانها نگردد، ارتباط و پیوند با امام عصر علیه السلام استوارتر و بنیادی تر خواهد گشت، و گرنه ادعای دوستی به تنهایی ثمری ندارد. نه در این جهان کارساز است و به این زندگی رنگ اسلام و ولایت می دهد، و نه در روز رستاخیز به کاری می آید و مشکلی را حل می کند و مسئولیتهای عظیم الهی را پاسخگو می گردد؟
این است که مهدی شناسان راستین، امام خویش را چنین شناختند، و خواسته ها و رضای او را چنین دریافتند، و انتظار خود را با این معیارها و هدفها پیوند دادند، و چنین تعهدها و مسئولیت پذیریهای اجتماعی را از پدیده انتظار و لوازم جدایی ناپذیر آن دانستند.
اکنون آیا مدعیان ولایت و منسوبان به حجت بالغه الهی و جامعه منتظران، چنین اند، و این راه و روش ایشان است؟ یا اینکه با کلمات بازی می کنند، و دل به ادعا و حرف خوش می دارند؟

انتظار و آمادگی نظامی (مرزبانی و سنگرداری در دوران غیبت)

انتظار، نخست یک آرمان و عقیده است، و سپس در عمل و عینیت آشکار می گردد، و انسان منتظر به مرزبانی و پاسداری از حوزه جغرافیایی و فرهنگی و ایدئولوژیکی خود و همکیشان و هم مسلکان خویش می پردازند، و همواره در موضع دیدبانی است، و هوشیارانه و تیزنگرانه، به افقهای دور و نزدیک می نگرد، و هر تحرک و تحول و نقل و انتقالی را در اردوگاههای دشمن زیر نظر می گیرد، و در سنگر دفاع تحول و نقل و انتقالی را در اردوگاههای دشمن زیر نظر می گیرد، و در سنگر دفاع ایدئولوژیکی و زمینی و جغرافیایی، دشمن را از پیشروی باز می دارد، و در صورت فراهم بودن زمینه، به تهاجم نیز دست می یازد. و بدینگونه برای تحقق هدفها و آرمانهای خویش که برای تحقق آنها انتظار می کشد، از هیچ تلاشی فرو گذار نمی کند.
این است که جامعه منتظر، همواره به آمادگی نظامی و دفاعی فراخوانده شده است و تهیه ابزار جنگ و قدرت از هر مقوله و با هر کیفیت، تکلیف گشته است. این آمادگی مخصوص زمانی ویژه، یا دورانی که به ظاهر تهاجمی علیه جامعه منتظر صورت گرفته است نیست؛ بلکه این آمادگی، باید همیشه و در سراسر دوران زندگی و زمان تکلیف وجود داشته باشد.
امام باقر علیه السلام:
ابوعبدالله الجعفی: قال لی ابوجعفر محمد بن علی علیه السلام: کم الرباط عندکم؟ قلت: اربعون. قال: لکن رباطنا رباط الدهر...(363)
ابوعبدالله جعفی می گوید: امام باقر علیه السلام از من پرسید: مدت مرزبانی نزد شما چقدر است؟ گفتم: چهل روز. امام گفت: لیکن مدت مرزبانی ما تا همیشه است...
برای روشن شدن این تعلیم والا و بنیادین امام پنجم، معنای رباط و مرابطه را توضیح می دهیم:
رباط و مرابطه، به معنای مرزبانی و سنگرداری و دیده بانی است و این معنا نوعاً در خطوط مقدم و در مرزهای نزدیک به دشمن و بیگانه صورت می گیرد.
مجاهدان در اسلام دو نوعند: نخست آنان که، در زمان جنگ، به ستیز و نبردی رسمی و رویاروی با دشمن دست یازند، و به کارزار با دشمنان بپردازند. دیگر آنان که در غیر زمان جنگ به مرزبانی می پردازند، یعنی زمانی که جنگ و ستیز و رویارویی در کار نیست، اما مرزها و سرزمینهای اسلامی، همواره با خطر احتمالی هجوم بیگانه و دشمن روبرو است. در این صورت مرزبانی و سنگرداری و دیده بانی تکلیف است، و حضور در خطوط مقدم برای پیشگیری احتمالی لازم است. در اینجا موضوع ربط و مرابطه پیش می آید یعنی مرزبانی و آمادگی برای دفع تهاجم احتمالی، و حراست از سرزمین اسلامی. مسلمانان در جامعه اسلامی، در زمانی که جنگی نیز در کار نباشد به مرزبانی و حفظ مرزهای اسلامی مکلفند، و هر کس به نوبت باید در مرزها حضور یابد و پاسداری کند. بنابراین مرابطه و رباط چنانکه فقها در کتاب جهاد گفته اند: آنست که مؤمنان در مرزها اقامت گزینند... و آمادگی کامل داشته باشند، تا در هنگام حمله و تهاجم ناگهانی دشمن، دفاع کنند، و کشور را نجات دهند. کمترین زمان مرابطه و مرزبانی سه روز و بیشترین دوران آن چهل روز است. و اگر کسانی بیش از چهل روز، در مرزها مقاومت کردند، پاداشی چون پاداش مجاهدان دارند. این نوع مرابطه و مرزبانی در زمان غیبت و حضور امام فرق نمی کند...(364)
معنای دیگر مرابطه و رباط (مرزبانی و سنگرداری)، پیوند و رابطه با امام، و در خدمت امام زیستن و مرزبان دستورها و خواسته های امام بودن است، به این معنا که: جامعه مؤمنان با امام خویش ارتباط برقرار کنند، و به ریسمان ولایت امام چنگ در زنند، و با او هم پیمان شوند، و به یاری امام متعهد گردند. این قسم از مرابطه واجب عینی بر هر فرد است، نیابت بردار نیست، و پایه ای از پایه های ایمان است. و عملی بدون آن پذیرفته نمی شود(365)
گواه بر این موضوع افزودن بر احادیث و آیات ضرورت انتظار و آمادگی، آیه و احادیثی ویژه است. قرآن کریم می گوید:
قرآن کریم:
یا ایها الذین آمنوا، اصبروا، و صابروا، و رابطوا، و اتقوا الله لعلکم تفلحون.(366)
ای مؤمنان! شکیبا باشید و پایداری ورزید و برای مرزبانی حاضر یراق باشید، و از خدا بترسید، شاید رستگار گردید. امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه قرآن فرموده است:
امام صادق علیه السلام:
اصبروا علی المصائب، و صابروا علی الفرائض، و رابطوا علی الائمة علیهم السلام.(367)
در برابر مشکلات شکیبایی ورزید، و در انجام تکلیفها و مسئولیتها پایدار باشید، و با امامان رابطه برقرار کنید.
و در تفسیر برهان از امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه چنین نقل شده است:
اصبروا علی اداء الفرائض، و صابروا عدوکم، و رابطوا امامکم المنتظر.(368)
... در انجام واجبات شکیبا باشید، و در برابر دشمن پایداری کنید، و با امام منتظر و در حضور او باشید.
و در حدیث دیگری امام صادق علیه السلام چنین فرموده است:
امام صادق علیه السلام:
...و رابطوا، قال علیه السلام: المقام مع امامکم...(369)
...رابطوا به معنای حضور نزد امام است...
امام باقر علیه السلام در سخنی که آوردیم، مردم را به همین معنا توجه می دهند: یعنی از جمله: رباطنا رباط الدهر: ما در همه زمانها مرزبان و سنگردار و مرزدارانیم. امام، طبق آنچه در جامعه اسلامی مرسوم بود، و همگان از آن تکلیف آگاهی داشتند (یعنی نوبت در مرزبانی و مرزداری، و سه روز یا چهل روز و واجب کفایی بودن آن)، موضوع برتر و تکلیف مهمتری را نیز باز گفتند، که ما در همه دوران و همه زمانها مرزدار و مرزبانیم، و شیعه ما باید پیرو ما باشد و همواره و همیشه هوشیارانه به حراست و حفاظت از مرزهای جغرافیایی و عقیدتی سرزمینهای اسلامی و دین اسلام بپردازد، و از این مهم و واجب لحظه ای غفلت نورزد.
علامه مجلسی در تفسیر این حدیث گفته است: ای یجب علی الشیعة ان یربطوا انفسهم علی طاعة امام الحق، و انتظار فرجه، و یتهیؤا لنصرته: بر شیعه واجب است که حاضر یراق و گوش به فرمان امام بر حق باشند، و در انتظار فرجش بسر برند، و برای یاری او آماده باشند(370)
بنابراین، شیعه در همه دوران عمر خویش مرزدار و مرزبان سنگرنشین است. و در این خصلت چون امامان خویش و امام منتظر است، یعنی رباط (سنگرداری و مرزبانی) شیعه چون رباط امام، در همه دورانها و تمام روزها و روزگاران است.
امام مهدی علیه السلام نیز خود را مرابط، مرزبان و مرزدار خوانده است.
در نامه به شیخ مفید:
من عبدالله المرابط فی سبیله...(371)
(این نامه) از بنده خدا است بنده ای که مرزبان و مرزدار راه خدا است...
مرابط: مرزبان و مرزدار، در برخی احادیث، به امام مهدی علیه السلام اطلاق شده است:
امام باقر علیه السلام:
فی هذه الایة: یا ایها الذین امنوا، اصبروا... و رابطوا. نزلت فینا، و لم یکن الرباط الذی امرنا به بعد، و سیکون ذلک من نسلنا المرابط.(372)
در تفسیر این آیه: ای مؤمنان شکیبا باشید... و برای مرزبانی حاضر یراق..، این آیه درباره ما نازل شده است و هنوز رباط و مرزبانی که به ما دستور داده شده است تحقق نیافته است. و این مرزبانی در آینده از فرزندان ما، که مرابط و مرزبانند تحقق خواهد یافت.
مؤلف مکیال المکارم، در ذیل این حدیث می گوید:
آنچه از دقت در سخنان امامان علیه السلام برای من آشکار شده، این است که مقصود از مرابط در این حدیث امام مهدی علیه السلام است. و علت نامگذاری حضرت به این نام روشن است(373)
بنابراین، امت نیز چون امامشان، مرابطان و مرزبانان و مرزداران حماسه های جاوید اسلام و تشیع اند، و از این نظر نیز همسان و هم آوا با امامشان حرکت می کنند، و با او چنین پیوندی ناگسستنی و ارتباطی استوار و بیعتی نیرومند دارند، و همیشه هوشیار و بیدار و آماده اند، و همه ابزارهای قدرت را طبق دستور قرآن کریم: و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة(374) و تا آنجا که می توانید نیرو آماده کنید باید فراهم سازند و در اختیار داشته باشند. اینگونه سنگرداران چون مجاهدان نزد خداوند عزیز و گرامیند. و درباره ایشان رسیده است:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
میت یختم علی عمله، الا المرابط فی سبیل الله، فانه ینموله عمله الی یوم القیامة...(375)
مرده، (دوران) عملش پایان می یابد، مگر مرزداران راه خدا که ایشان عملشان رشد می کند (و افزون می گردد و تداوم می یابد) تا روز قیامت...
چنانکه درباره شهید رسیده است: الشهید ینمو عمله شهید (پس از مرگش) عملش رشد می کند و فزونی می یابد و شاید علت این باشد که اعمال دیگران همه در پرتو مجاهدت آنان امکان پذیر می گردد.