فهرست کتاب


عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام

محمد حکیمی‏

7- تضییع عبادات

عبادت و پرستش خدای بزرگ، در دوران پیش از ظهور چنانکه شایسته است انجام نمی گیرد. نوع انسانها در اقیانوس مادیات غرق شده اند و به هدف و غرض خلقت خویش نمی اندیشند و از رمز و راز فلسفه حیات خویش بیخبرند. توجه دارند که پدیده ای الهی هستند و به سوی او باز می گردند. و در این دوران کوتاه زندگی باید راهی به او بجویند، و با نیایش و عبادت روح را صیقل دهند، و آماده عروج به سوی خدا سازند.
امام صادق علیه السلام
...و رایت الصلوه قد استخف بأوقاتها...
-...می نگری که به اوقات نماز اهمیتی نمی دهند...

8- جدایی و تفرقه

مردم و اجتماعات پیش از ظهور، در آتش تفرقه، جدایی و بیگانگی می سوزند، و بشریت یکدل و یک سو نیست، و همواره اکثریت قاطع مردم در اندیشه و عمل با یکدیگر در تضاد و ناسازگاری اند. حتی در جامعه های اسلامی، بر اثر اختلاف افکار و برداشتهای گوناگون از دین و مذهب، تضادهای فراوان پدید می آید، و راهها و شیوه های گوناگون و متفاوتی در رفتارهای فردی و اجتماعی دیده می شود. و همدلی و همسویی که لازمه استواری و پیشرفت یک امت و ملت است کمتر به چشم می خورد. جامعه ها در ظاهر آراسته و و استوار است و به حیات خویش ادامه می دهد، لیکن به باطن اوضاع و مسائل زیربنایی جامعه اگر دقت شود و از هم پاشیده و متلاشی و متزلزل است و دوام و پایندگی ندارد.
نوع مردم در این اجتماعات به جای همیاری و همفکری، به کوبیدن هم مشغولند، و کمر به نابودی یکدیگر را خوار و زبون می سازند.
امام علی علیه السلام
...و واأسفا من فعلات شیعتنا، من بعد قرب مودتها الیوم، کیف یستذل بعدی بعضها بعضاً و کیف یقتل بعضاً... کل حزب منهم اخذ منه بغصن، اینما مال الغصن مال معه...(330)
...ای افسوس از رفتار شیعیان ما، پس از امروز که اینگونه با هم دوستند و نزدیکند، چگونه پس از من بعضشان برخی دیگر را خوار می سازند و برخی برخی دیگر را می کشد... هر دسته و گروه از ایشان به شاخه ای در می آویزد، و به هر سوی که آن شاخه خم شد او نیز خم می شود....

9- کنار گذاشتن اصول و چنگ زدن به فروع

از نابسامانیهای عمیق و زیانبار در دوران پیش از ظهور، غفلت از مسائل اصولی زیربناها و علل و عوامل اصلی صلاح و فساد در جامعه ها است. انسانها به مسائل کم اهمیت و فرعی می پردازند و از مسائل مهم و اصلی غافلند. قشری گری و ظاهر آرایی شیوه رسمی در کارها است از این رو مشکلات مردم برطرف نمی شود و کارها به صورت ریشه ای و زیربنایی سامان نمی یابد.
امام علی علیه السلام
... المتشتته غداً عن الاصل، النازلة بالفرع المؤملة الفتح من غیر جهته...(331)
... (مردمان در روزگاران پیش از ظهور) از اصول (و مسائل زیربنایی) فاصله می گیرند، و به فروع (و مسائل کم اهمیت) می گرایند، و امید پیروزی دارند از غیر راه آن...
اجتماعات اسلامی و حتی شیعی دچار سرگردانی و سردرگمی است، راهها و معیارهای اصلی را نمی شناسد، و به مسائل فرعی و سطحی می پردازد، از امور بنیادی در جامعه و مسائل زیربنایی (چون مسئله حکومت و عدالت اجتماعی) غفلت می ورزد، و به مسائل فرعی و اجرای احکام فرعی و ظاهری و صوری اسلامی می پردازد. به مسائل کم اهمیت توجه می کند و درباره مکیدن خون محرومان توسط عده ای دنیاطلب و استثمارگر و خیانتهای بزرگ و فراگیر اقتصادی چاره ای نمی اندیشند و بضرورت این چنین امت و ملتی پیروزی و استواری را می خواهند اما راه آن را فراموش کرده اند.
اینها بود اندکی از ویژگیهای اجتماعات و انسانهای پیش از ظهور و دوران جاهلیت آخرالزمان. و این رفتارها و معیارها مایه تزلزل، بی ثباتی، ناامنی، فساد، تباهی و مرگ واقعی حیات فردی و اجتماعی است. زندگی در اجتماعاتی این چنین، همگام با مرگ تدریجی است. زندگی در اجتماعاتی که افراد در تضاد و ناسازگاریند، و هر کس کمر به دریدن و خوردن انسان دیگری بسته است، هر نزدیکی و دوستی فریبکارانه و صوری است، هر رابطه بر اساس مادیات و استفاده این دنیایی است، هر کس به خود و آسایش خود می اندیشد، معیار حقی در کار نیست، ارزشهای معنوی و انسانی ملاک کارها نیست، انسانها حرمتی ندارند، ایمان و اخلاق و معنویت ارزشی ندارد، مؤمنان و اندیشمندان عزیز نیستند، بلکه سرمایه داران و مال اندوزان مورد احترامند، انواع فسادها رواج دارد، بی عدالتی و بی انصافی شیوه عمومی است. در چنین دوره و زمانه ناهنجار و ناانسانی زندگی سراسر مرگ است، درد و رنج است که به دست امام منجی همه این علل و عوامل و راه و روشهای مرگ زا و ویرانگر نابود می گردد، و اصول و آرمانهای حیاتبخش جایگزین این امور می شود، و زندگی به حیات واقعی دست می یابد. و روزگار اصالت زندگی و زندگیهای راستین فرا می رسد.