فهرست کتاب


عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام

محمد حکیمی‏

4- انگیزه های غیر انسانی در روابط اجتماعی

انگیزه های روابط اجتماعی، انگیزه هایی الهی و انسانی نیست، و کمک رسانی، مادی و معنوی به انسانها هدف نمی باشد. محبتها و دوستیها واقعی نیست. عشق و علاقه وارسته از مسائل مادی در میان نیست. دوستیها صوری و بر اساس مسائل پوچ و زودگذر است. پیوندها برای دستیابی به عیش و عشرت و فساد و آلودگی است.
یگانگیها زبانی و ظاهر است، و بیگانگیها ریشه ای و عمیق.
امام علی علیه السلام:
....و تواخی الناس علی الفجور و تهاجروا علی الدین، و تحابوا علی الکذب....و استعملت المودة باللسان و تشاجر الناس بالقلوب.(302)
-.... مردمان با انگیزه گناهکاری برادر می شوند، و در راه دین از یکدیگر جدا می گردند، دوستیها دروغین است....و محبتها زبانی (و صوری) و اختلافها و ناسازگاریها باطنی و درونی است.

5 - روابط سودجویانه و استثماری

انسان، در ارتباط با انسان دیگر، به سود و سرمایه می اندیشد، و با همین انگیزه به میدان پیوندهای اجتماعی گام می نهد. در صورتی که سود مادی در کار باشد با هر انسانی رابطه برقرار می کند، و ضابطه در رابطه ها نیز اصل سود و افزایش سرمایه و بازدهی است. از این رو استثمار معیار اصلی رابطه ها است، و طبقات اجتماعی هر کدام به نوعی تلاش می کنند تا حق دیگران را ببرند. و با کار و تلاش دیگران بر ثروت خود بیفزایند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
... فعندها تلیهم اقوام ان تکلموا قتلوهم و ان سکتوا استباحوهم لیستأثرون بفیئهم...(303)
-... در آخر الزمان اقوامی بر مسلمانان سیطره یابند که تا لب به سخن گشایند آنان را بکشند و اگر لب فرو بندند (خون) ایشان را مباح شمردند تا منابع درآمد آنان (و اموالشان) را ویژه خویش سازند...
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
...فان کان فی ذلک الزمان ذئباً، والا اکلته الذئاب...(304)
-....اگر مردمان در این زمانه گرگ (خصلت) شدند (می توانند در جامعه گرگان زندگی می کنند) وگرنه گرگهای دیگر آنها را خواهند خورد....
در چنین جامعه هایی مردم نمی توانند از حق خود سخن بگویند و حقوق خود را طلب کنند. اگر دم بر آورند با مرگ روبرو شوند و اگر دم فرو بندند حق و حقوقشان برای زورمندان مباح و روا شمرده شود، و در نتیجه منافع آنان از چنگشان در آید و در اختیار سلطه گران قرار گیرد.
امام علی علیه السلام:
...و کان اهل ذلک الزمان ذئاباً، و سلاطینه سباعاً، و اوساطه أکالاً، و فقر اؤه امواتاً...(305)
-...مردمان آن زمان گرگند، و شاهانشان درنده و مردم متوسط (آن جامعه ها) طعمه (توانگران)، و بینوایانشان مردگانند...
جامعه انسانی به جنگلی از حیوانات تبدیل شده است، و مردمان گرگانی اند به جان هم افتاده، و حکومتهای درندگانی که به جان ملتها افتاده اند، و از خون و پوست و گوشت و استخوانشان تغذیه می کنند. در این دوره های غیر انسانی، طبقات متوسط جامعه طعمه طبقه سلطه طلب و حاکم و سرمایه دار است، و زندگیشان در اسارت سلطه طلبان و توانگران است، و خود به نفع طبقات بالای جامعه کار می کنند. بینوایان در این جامعه ها در حکم مردگانند. نه برای آنان رمقی مانده است و نه قدرت عرض وجود و طلب حق خویش را دارند. در صورتی که طبقات متوسط لقمه ای زیر دندان ثروتمندان باشند، وضع بینوایان روشن است.
امام باقرعلیه السلام:
....لا یقوم القائم علیه السلام الا علی خوف شدید، و فتنة و بلاء یصیب الناس... و اختلاف شدید بین الناس و تشتت فی دینهم...حتی یتمنی التمنی الموت صباحاً و مساء، من عظم ما یری من کلب الناس و اکل بعضهم بعضاً...(306)
- قائم علیه السلام رستاخیز نکند مگر در زمانی که ترسهای بزرگ پدید آید، و فتنه ها و گرفتاریها که به مردم رسد... و اختلافهای عمیق که میان مردمان رخ دهد، و در دینشان تفرقه افتد،... از رنج و آزار فراوانی که به مردم رسد و برخی دیگر را (بدرند و) بخورند، مردمان هر سپیده و شام آرزوی مرگ کنند...
روابط ظالمانه استعماری تا بدان پایه است که مردم از فشار مشکلات و ستمهای فراوان، هر سپیده دم و شامگاه آرزوی مرگ می کنند، چون می بینند که همه یکدیگر را می آزارند و هر کسی قدرت داشت و دستش رسید دیگری را می درد و می خورد، و حق و حقوق او را چپاول می کند، و هیچگونه ملاحضات انسانی و اسلامی در رفتار اجتماعی مردم با یکدیگر دیده نمی شود.
امام صادق علیه السلام:
ورایت الرجل اذامر به یوم ولم یکسب فیه الذنب العظیم، من فجور او بخس مکیال او میزان او غشیان حرام... کیبا حزینا یحسب ان ذلک الیوم علیه و ضیعة من عمره.(307)
مردم را (در دوران پیش از ظهور) می بینی که اگر روزی گناهان بزرگی چون زشت کاری یا کاستن پیمانه و ترازو یا کار حرامی... انجام نداده باشد افسرده و دلتنگ اند، و می پندارند که در این روز زیان کرده اند.
در آن دوران سیاه، گناهان بزرگی چون کاستن پیمانه ها و ترازوها و کم فروشی و حق مردم را پایمال کردن رواج دارد و اساس مبادلات و داد و ستدها و کاستی و کمی و تجاوز به حقوق دیگران استوار گردیده است، و کار و تلاش و مبادله ای که از غیر این راهها صورت گیرد نوعی زیان و ضرر و عقب ماندگی حساب می شود. امام حسن عسکری علیه السلام روابط استثماری آن دوران را ترسیم فرموده است:
امام حسن عسکری علیه السلام:
....اغنیائهم یسرقون زاد الفقراء...(308)
-...اغنیا و توانگران جامعه ارزاق (وسائل معیشتی و امکانات زندگی) بینوایان را می ربایند...
در آن روزگاران که مرگ زندگی است، ثروتمندان زاد و توشه و وسائل زندگی بینوایان را به سرقت می برند. سرقت در این حدیث، بی تردید سرقتهای رسمی که جرمی جزایی و مدنی به حساب می آید نیست، زیرا که اینگونه دزدی در شأن اغنیا نیست. پس منظور از این سرقت، سرقت با شیوه های مبادلاتی و ایجاد تورم مصنوعی، توزیع غیر عادلانه و تولیدهای استثماری و ظالمانه است که حقوق توده های محروم نادیده گرفته می شود. و در کار و کارخانه و مزرعه و بازار، با آزادی فراوانی که سرمایه داران دارند، شیوه هایی اعمال می شود که حقوق کارگر و کشاورز و مصرف کننده رعایت نشود، بلکه رشد ثروت و سود و سرمایه ثروت اندوزان در نظر باشد.
هنگامی که نرخگذاری آزاد بود، احتکار رواج داشت، بازارهای سیاه دائر بود، تولید به دلخواه بود، توزیع نیز در اختیار کسانی بود که جانب سرمایه داران را می گیرند؛ طبیعی است که امکانات زندگی توده های مردم به سرقت رود، و در هر دوره زمانی کوتاهی عده ای انگشت شمار ثروتهای کلانی به جیب زنند، و اکثر قاطع مردم محرومتر و تهیدستتر گردند.(309)

6- حاکمیت معیارهای سرمایه داری

در دوران پیش از ظهور که انسانها سر بگریبان و گرفتار مرگی تدریجی اند، معیارهای سرمایه داری بر جامعه ها حاکم است، و نظام ارزشی دنیا داران در روابط اقتصادی جامعه اعمال می گردد. و توده های مردم را به نیستی و نابودی می کشاند.
شخصیت انسانی افراد به حساب نمی آید. ارزشها و کمالات انسانی مایه ارزش نیست.
فرهنگ، سیاست، اقتصاد، هنر، مذهب، و دیگر مسائل جمعی و فردی بر محور ارزشهای سرمایه داری می چرخد.
معیارها و ارزشهای سرمایه داری از جمله در این قلمروها بر جامعه تحمیل می شود:
الف - پول پرستی
سرمایه و پول در حد پرستش ارزشمند می گردد، و خداوند گار مال پرستان و جامعه سرمایه داری می شود. کوششها و تلاشها نیز در این راستا و به منظور دستیابی به مال صورت می گیرد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
....فوا عجباً لقوم الهتهم اموالهم...(310)
-...شگفتا از مردمی که اموالشان خدایشان است...
امام صادق علیه السلام
...و رأیت الناس همهم بطونهم و فروجهم، لابیالون بما اکلوا و بما نکحوا، و رأیت الدنیا مقبلة علیهم...(311)
-... همه کوشش مردم صرف شکم و مسائل جنسی می گردد، و در شکم و شهوت لاابالی و بیبا کند، و دنیا به آنان روی آورده است...
ب - مستی ثروت اندوزی
مستی زاده از رشد سرمایه و ثروت، طبقه اشراف را از خود بیگانه ساخته است، و در گرداب لذایذ و کاموری از مادیات غرق کرده و مجال فکر کردن و آینده نگری و عاقبت سنجی را از ایشان گرفته است.
امام علی علیه السلام
...فتوقعوا من ادبار امورکم....ذالک حیث تسکرون من غیر شراب، بل من النعمة و النعیم...(312)
-.... انتظار داشته باشید که کارها (و نظام اجتماعتان) به عقب باز گردد... و آن هنگامی است که بدون شراب خواری مست شوید، یعنی از پولها و نعمتهای زیاد...
ج - ثروت معیار ارزشه
در دوران پیش از ظهور، معیار ارزش سرمایه و پول است، و هرکس در این میدان پیشتر باشد ارزشمندتر است. جامعه چنین معیاری را پذیرفته است و مردمان به ثروتمندان می نگرند و از آنان فرمان می برند. ارزشهای الهی و معنوی که بالاترین ارزشهاست در نظام ارزشی آنان چیزی به حساب نمی آید و مورد توجه قرار نمی گیرد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
...یابن مسعود! یتفاضلون باحسابهم و اموالهم...(313)
-...(مردم آخر الزمان) برتری را در خانواده ها و سرمایه ها می دانند...
امام صادق علیه السلام
...و رأیت صاحب المال اعز من المؤمن...(314)
-...ثروتمندان را می بینی که از مؤمنان عزیزترند...
امام صادق علیه السلام
...و رأیت الناس مع من غلب...و رأیت الخلق والمجالس لا یتابعون الا الاغنیاء...
-...مردم همراه قدرتهای غالبند (چه سیاسی و چه اقتصادی)...و مردم و مجلسها و جمعیتها همه دنباله رو سرمایه دارانند.
د - رباخواری
رباخواری در جامعه های فاسد پیش از ظهور رواج دارد، و قرض بدون سود، زیان مالی و اقتصادی انگاشته می شود.
امام صادق علیه السلام
... و رأیت الربا ظاهراً لا یعیر...(315)
-.... می نگری که آشکارا ربا می خورند و کسی ربا خوار را توبیخ نمی کند...
ه - سرباز زدن از حقوق شرعی
نظامهای فاسد پیش از ظهور و سرمایه داران آزمندش، به حقوق شرعی در اموال توجه ندارند و از ادای هر حقی سرباز می زنند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
....حتی ترون الحرام مغنماً و الزکاة مغرماً...(316)
-.....(روزگار رو به فساد می رود) تا جایی که می بینی (کسب) حرام غنیمت و سود شمرده می شود، و پرداختن زکات زیان و خسارت...
امام صادق علیه السلام
...و رأیت الرجل عنده المال الکثیر لم یزکه منذ ملکه...(317)
....مردم را می بینی که ثروت زیاد دارند و از آغاز ثروتمند شدن زکات نپرداخته اند....
و - انفاق برای دستیابی به ثروت بیشتر
در جامعه های فاسد پیش از ظهور، کار خیر و بذلها و بخششها برای خدا نیست.
مسجد، مدرسه، درمانگاه، بیمارستان، و دیگر مؤسسات عمومی ساخته می شود اما نه برای خدا و نه با اخلاص، بلکه برای موجه جلوه دادن خود، و برای دستیابی به پایگاه مردمی و نفوذ در جامعه و مراکز قدرت اجتماعی.
امام صادق علیه السلام:
....و رأیت الصدقة بالشفاعة، لا یراد بها وجه الله و تعطی لطلب الناس...(318)
-... می نگری که کار خیر و اعطاء مال با وساطت (و پارتی بازی) انجام می شود، و برای خدا نیست بلکه برای جذب مردم است...
امام صادق علیه السلام:
....و رأیت الرجل ینفق الکثیر فی غیر طاعة الله، و یمنع الیسیر فی طاعة الله.(319)
-....می نگری که در راه دنیا بخششهای فراوان می کنند، و در راه خدا از دادن اندکی دریغ دارند.
ز - سرمایه گذاری برای مبارزه با حق
در نظامهای پیش از ظهور، برای مبارزه با حق و عدالت، کوششهای فراوانی صورت می گیرد، و برای جلوگیری از حاکمیت حق و عدل سرمایه گذاریها می شود. در سراسر جهان امروز، بیشترین سرمایه گذاریها، از طرف سرمایه داران برای مبارزه با حق طالبان و خفه کردن فریاد عدالتخواهان است.(320)
امام صادق علیه السلام:
...و رأیت العظیم من المال ینفق فی سخط الله...(321)
-...می نگری که مالهای فراوان در راههایی صرف می شود که موجب خشم و غضب الهی است....
ح - کفران نعمت
در جامعه های فاسد، نعمتهای الهی کفران می شود. شکر نعمت و سپاسگزاری از بخششها و مواهب الهی به مصرف کردن بجا و بااندازه و در محل مناسب است و این شرایط در مورد مصرف شخصی به این است که مصرف و بهره برداری از حد نگذرد و به اسراف نینجامد، و در موارد دیگر به این است که مواهب و امکانات برای بر طرف کردن نیاز نیازمندان و سیر کردن شکم گرسنگان و پوشاندن بدن برهنگان صرف گردد. و این دو اصل اگر مورد توجه واقع نشد و در مصرف شخصی اسرافکاری شد و نسبت به دیگران تعهد و یاری رسانی در کار نبود. نعمتهای الهی ناسپاسی شده، و در محل مقرر که مورد رضای الهی است مصرف نشده است. این هر دو موضوع در تفکر و عمل سرمایه داری مشاهده می شود، زیرا که اسراف راه و روش عمومی آنان است، و نسبت به نیازداران نیز احساس تعهدی چنان ندارند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
....بینون الدور و یشیدون القصور و یزخرفون المساجد لیست همتهم الا الدنیا...(322)
-....(اغنیا و تکاثر طالبان) خانه ها می سازند و کاخها برافراشته می دارند، مساجد را غرق در تجمل می کنند، و انگیزه ای جز دنیا (و مادیات) ندارند....
امام صادق علیه السلام
....و رأیت الولایة قبالة لمن زاد.(323)
-....(در دوران آخرالزمان) می نگری که ولایت (پستهای استانداری و....) را به کسانی می دهند که حق حساب بیشتری می پردازند.
علامه مجلس (ره) در تفسیر این فراز سخن امام صادق علیه السلام می گوید: ای یزیدون فی المال و یشترون الوالایات مال زیادتری می دهند و پستها را می خرند.
ط - نکوهش طلب حلال
در شیوه های معیشتی و کار و تولید و مزرعه داری و داد و ستدهای جامعه های فاسد و در حال مرگ پیش از ظهور، اقتصاد سالم و مشروع کمتر به چشم می خورد، و روشهای اقتصادی ناسالم و برخلاف حق است، به گونه ای که اگر کسانی از راه و روش عمومی سرباز زنند و بکوشند تا سود حلال به دست آورند، نادان و احمق به حساب می آیند، و راههای فریبکارانه ای که موجب می شود تا جیب توده های محروم تهی گردد. و ثروت بخش اندکی افزون شود، هوشیارانه و زیرکانه شمرده می شود و کم کم کار به جایی می رسد که شیوه هایی که در نظام تولید و توزیع و مصرف به کار گرفته می شود و برنامه ریزیهایی که در این زمینه صورت می گیرد تنها به رشد سود و سرمایه می نگرد، و رفاه حال انسانها بویژه طبقات محروم را هیچگاه در نظر ندارد. و هر برنامه و معیاری که به انسانها و تهیدستان در برنامه ریزی بیندیشد نابخردانه و غیر متخصصانه حساب می شود، و مورد توجه قرار نمی گیرد.
امام علی علیه السلام
...ذلک حیث تکون ضربة السیف علی المؤمن اهون من الدرهم من حله...(324)
-....(ظهور) هنگامی رخ می نماید که (جامعه به این پایه از فساد برسد که اگر) شمشیر بر سر مؤمن فرود آید آسانتر است از کسب یک درهم از حلال امام صادق علیه السلام:
...و رأیت طالب الحلال یذم و یعیر، و طالب الحرام یمدح و یعظم...(325)
-...(در دوران پیش از ظهور) می نگری کسانی که به کسب و کار از راه حلال دست می زنند نکوهش و سرزنش می شوند، و آنان که از راه حرام می روند می روند ستایش می گردند و بزرگ و مورد احترامند...
این پدیده های ضد الهی و ضد انسانی یا مستقیم از شیوه های سرمایه داری ریشه می گیرد، یا از لوازم جدایی ناپذیر آن شیوه ها است. در مثال اینکه می نگریم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به ابن مسعود می فرماید:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
یابن مسعود اعلم انهم یرون المعروف منکراً والمنکر معروفاً ففی ذللک یطبع الله علی قلوبهم فلا یکون فیهم الشاهد بالحق و لا القوامون بالقسط...(326)
- ای ابن مسعود! بدان که مردم (در آخر الزمان) معروف را منکر و منکر و زشت را معروف و نیک پندارند. در این روزگار است که دلهای ایشان مهر می خورد(327) و در میانشان نه شاهد حقی یافت می شود، و نه برپا دارندگان عدالت...
آری در چنین احوالی شاهدان حق و قیامگران برای عدالت اجتماعی دیده نمی شود، زیرا که با قدرت سرمایه و پول، با هر انسان آزاده حق طلب مبارزه می کنند و او را از میان برمی دارند، یا متهم می سازند تا مردم به سخنش گوش فرا ندهند.
از اینرو است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: در چنین جامعه های مرده و فاسدی، انقلابیون و قیامگران برای حق و عدالت یافت نمی شوند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حدیثی ارزنده و والا که مجموعه کلی ویژگیهای پیش از ظهور را بیان می کنند، در قسمتی که فراگیر بیشترین بخشهای زندگی نابسامان آن دوره ها است چنین می فرمایند:
...لیست همتهم الا الدنیا عاکفون علیها معتمدون فیها، الهتهم بطونهم...جعل دینه هواه و الهه بطنه، کل ما اشتهی من الحلال و الحرام لم یمتنع منه... محارییهم نساؤهم، و شرفهم الدراهم و الدانانیر، و همتهم بطونهم؛ اولئک (هم) شر الاشرار، الفتنه منهم والیهم تعود...اجسادهم لاتشبع و قلوبهم لاتخشع....یابن مسعود!...فمن ادرک ذلک الزمان (ممن یظهر) من اعقابکم فلا یسلم علیهم فی نادیهم و لا یشیع جنائزهم و لا یعود مرضاهم فانهم یستنون بسنتکم و یظهرون بدعواکم و یخالفون افعالکم فیموتون علی غیر ملتکم؛ اولئک لیسوا منی و لست منهم.
یابن مسعود! اولئک یظهرون الحرص الفاحش و الحسد الظاهر و یقطعون الارحام و یزهدون فی الخیر.(328)
-...آن مردم (در آخر الزمان) جز به دنیا (و مادیات) نمی اندیشند، و دامن دنیا غنوده اند، و به آن تکیه داده اند. خدایشان شکمهایشان است...
هواپرست و شکم پرستند. هر چه میل داشتند، حلال بود یا حرام، باکی ندارند، زنانشان قبله آنها است، شرافت و ارزش خود را در پول و سرمایه می دانند. برای شکمهاشان تلاش می کنند، اینان، (خود) بدترین اشرارند، فتنه ها (آشوبها) از دامن آنان بر می خیزد (و به دیگر سویهای جامعه سرایت می کند) و بدانان باز می گردد....بدنهاشان سیر نمی شود، و دلهاشان فروتن نمی گردد.
این ابن مسعود....کسانی از نسل شما که این زمانه (ناهنجار) را درک کنند، در اجتماعات به آنان سلام نکنند، به تشییع جنازه شان نروند از بیمارانشان عیادت نکنند، زیرا که این مردم در ظاهر به دین شما پای بندند و آیین شما را آشکار می سازند، لیکن با رفتار شما مخالفند، و با اعتقاد به دین شما نمی میرند. این (گونه) مردم از (امت) من نیستند، و من از آنان نیستم (پیغمبر آنان نیستم) ای ابن مسعود! ایشان حرص و آز فراوانی از خود بروز می دهند، و حسد می ورزند. از خاندان و رحم (بر سر مسائل مادی) می برند، و دست به کارهای خیر نمی زنند.
در نگرش به مجموعه این احادیث و احادیث دیگری که در تبیین و ترسیم دوران پیش از ظهور رسیده است، به این اصل بر می خوریم که بیشترین فاجعه دردناک و بحران عظیم حیات انسانی پیش از ظهور، به ظلم اقتصادی بر می گردد. و ریشه ظلمهای اقتصادی در سرمایه داری نهفته است. گرچه در دوران آخر الزمان همه اصول معیارها، ارزشها، فکرها، فرهنگها، مکتبها، حتی مذاهب رو به انحطاط و سقوط یا سستی و بیرنگی می گذارد(329) و جامعه های بشری در باتلاق مفاسد و جنایات و تباهیهای گونه گونی فرو می رود، و از هر نظر و هر سو حیات واقعی انسانی دچار مرگ و میرش می گردد، و همه فضائل و انسانیتها آشکارا به نابودی و بیرنگی می گراید، لیکن بیشترین فاجعه در سرمایه داری و ستمهای بیشمار اقتصادی نهفته است. و اکثریت انحرافها و کجرویها و سقوطها یا مستقیم فرزند خلف نظام و تفکر سرمایه داری است، یا از لوازم جدایی ناپذیر زیست اشرافیگری و تکاثری است مانند مفاسد جنسی، تجمل گرایی زاید و مسرفانه، مصرف زدگی و انواع فسادهای اداری چون پارتی بازی، رشوه خواری، امتیاز طلبی و انواع نفوذهای زیانبار چون نفوذ در قوه مقننه و قضائیه و مجریه همه و همه از سوی سرمایه داران و مال دوستان انجام می گیرد، و امکان انجام گرفتن دارد. نیک دقت شود، این روشها و خوی و خصلتها که پیامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله برمی شمارند، ویژه چه کسانی و چه نظامها و جامعه هایی است؟
جامعه هایی که:
1- آزمند و زیاده طلبند.
2- اهل حسدند.
3- نسبت به خانواده و فامیل تعهدی ندارند.
4- اقدام به کارهای خیر نمی کنند.
5- از حرام روی گردان نیستند.
6- اهل شهوترانی و فساد اخلاقند.
7- به جای دین هوای نفس خویش را می پرستند.
8- شرافت و ارزش را در پول و ثروت می دانند.
9- شکمباره اند و شکمهاشان سیر نمی شود.
10- دلهاشان (در برابر خدا و اندرز پیامبران علیه السلام ) نرم و فروتن نمی گردد.
11- کانون فتنه های فردی و اجتماعی هستند.
12- معروف و نیکی را منکر و زشتی می دانند.
13- منکر و زشتی را معروف و نیکی می پندارند.
14- شاهد حق و برپا دارنده عدل و دادگری میانشان نیست.
15- دلهاشان مهر شده است (و سخن حقی را نمی شنوند و درک نمی کنند).
در آخرین فراز سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این بخش، به این موضوع اشاره شده است که این طبقات ممکن است بظاهر مسلمان باشند و ادعای مسلمانی کنند؟ لیکن اینان بخاطر انحرافهای اصولی که دارند و کانون فتنه و فسادند، در عمل، از اسلام و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرسنگها فاصله دارند. مسلمانان باید از آنان فاصله بگیرند و ایشان را از خود خواسته های مادی خود به هر کاری دست می یازند و هر ستمی روا می دارند و هر حقی را زیر پا می نهند، اینان ننگ اسلام و مسلمانیند.