فهرست کتاب


عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام

محمد حکیمی‏

3- گسستن روابط خانوادگی

خانواده - به عنوان هسته اصلی اجتماعات - دچار بی ثباتی و تزلزل می گردد، و پیوندهای خانوادگی گسیخته و سست می شود، مرد حقوق زن و زن حقوق مرد را رعایت نمی کند، فرزندان حرمت پدران و مادران را ندارند، و مادران و پدران مسئولیتهای تربیت فرزندان را از یاد برده اند. و کسان از افراد خانواده و فامیل بریده اند.
امام صادق علیه السلام:
....و رأیت العقول قد ظهر، و استخف بالوالدین.... و رأیت الارحام قد تقطعت....(301)
-....نافرمانی و گستاخی (در برابر پدران و مادران) آشکارا است، و بی حرمتی نسبت به والدین رایج است.... پیوندهای خانوادگی از هم گسسته است....

4- انگیزه های غیر انسانی در روابط اجتماعی

انگیزه های روابط اجتماعی، انگیزه هایی الهی و انسانی نیست، و کمک رسانی، مادی و معنوی به انسانها هدف نمی باشد. محبتها و دوستیها واقعی نیست. عشق و علاقه وارسته از مسائل مادی در میان نیست. دوستیها صوری و بر اساس مسائل پوچ و زودگذر است. پیوندها برای دستیابی به عیش و عشرت و فساد و آلودگی است.
یگانگیها زبانی و ظاهر است، و بیگانگیها ریشه ای و عمیق.
امام علی علیه السلام:
....و تواخی الناس علی الفجور و تهاجروا علی الدین، و تحابوا علی الکذب....و استعملت المودة باللسان و تشاجر الناس بالقلوب.(302)
-.... مردمان با انگیزه گناهکاری برادر می شوند، و در راه دین از یکدیگر جدا می گردند، دوستیها دروغین است....و محبتها زبانی (و صوری) و اختلافها و ناسازگاریها باطنی و درونی است.

5 - روابط سودجویانه و استثماری

انسان، در ارتباط با انسان دیگر، به سود و سرمایه می اندیشد، و با همین انگیزه به میدان پیوندهای اجتماعی گام می نهد. در صورتی که سود مادی در کار باشد با هر انسانی رابطه برقرار می کند، و ضابطه در رابطه ها نیز اصل سود و افزایش سرمایه و بازدهی است. از این رو استثمار معیار اصلی رابطه ها است، و طبقات اجتماعی هر کدام به نوعی تلاش می کنند تا حق دیگران را ببرند. و با کار و تلاش دیگران بر ثروت خود بیفزایند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
... فعندها تلیهم اقوام ان تکلموا قتلوهم و ان سکتوا استباحوهم لیستأثرون بفیئهم...(303)
-... در آخر الزمان اقوامی بر مسلمانان سیطره یابند که تا لب به سخن گشایند آنان را بکشند و اگر لب فرو بندند (خون) ایشان را مباح شمردند تا منابع درآمد آنان (و اموالشان) را ویژه خویش سازند...
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
...فان کان فی ذلک الزمان ذئباً، والا اکلته الذئاب...(304)
-....اگر مردمان در این زمانه گرگ (خصلت) شدند (می توانند در جامعه گرگان زندگی می کنند) وگرنه گرگهای دیگر آنها را خواهند خورد....
در چنین جامعه هایی مردم نمی توانند از حق خود سخن بگویند و حقوق خود را طلب کنند. اگر دم بر آورند با مرگ روبرو شوند و اگر دم فرو بندند حق و حقوقشان برای زورمندان مباح و روا شمرده شود، و در نتیجه منافع آنان از چنگشان در آید و در اختیار سلطه گران قرار گیرد.
امام علی علیه السلام:
...و کان اهل ذلک الزمان ذئاباً، و سلاطینه سباعاً، و اوساطه أکالاً، و فقر اؤه امواتاً...(305)
-...مردمان آن زمان گرگند، و شاهانشان درنده و مردم متوسط (آن جامعه ها) طعمه (توانگران)، و بینوایانشان مردگانند...
جامعه انسانی به جنگلی از حیوانات تبدیل شده است، و مردمان گرگانی اند به جان هم افتاده، و حکومتهای درندگانی که به جان ملتها افتاده اند، و از خون و پوست و گوشت و استخوانشان تغذیه می کنند. در این دوره های غیر انسانی، طبقات متوسط جامعه طعمه طبقه سلطه طلب و حاکم و سرمایه دار است، و زندگیشان در اسارت سلطه طلبان و توانگران است، و خود به نفع طبقات بالای جامعه کار می کنند. بینوایان در این جامعه ها در حکم مردگانند. نه برای آنان رمقی مانده است و نه قدرت عرض وجود و طلب حق خویش را دارند. در صورتی که طبقات متوسط لقمه ای زیر دندان ثروتمندان باشند، وضع بینوایان روشن است.
امام باقرعلیه السلام:
....لا یقوم القائم علیه السلام الا علی خوف شدید، و فتنة و بلاء یصیب الناس... و اختلاف شدید بین الناس و تشتت فی دینهم...حتی یتمنی التمنی الموت صباحاً و مساء، من عظم ما یری من کلب الناس و اکل بعضهم بعضاً...(306)
- قائم علیه السلام رستاخیز نکند مگر در زمانی که ترسهای بزرگ پدید آید، و فتنه ها و گرفتاریها که به مردم رسد... و اختلافهای عمیق که میان مردمان رخ دهد، و در دینشان تفرقه افتد،... از رنج و آزار فراوانی که به مردم رسد و برخی دیگر را (بدرند و) بخورند، مردمان هر سپیده و شام آرزوی مرگ کنند...
روابط ظالمانه استعماری تا بدان پایه است که مردم از فشار مشکلات و ستمهای فراوان، هر سپیده دم و شامگاه آرزوی مرگ می کنند، چون می بینند که همه یکدیگر را می آزارند و هر کسی قدرت داشت و دستش رسید دیگری را می درد و می خورد، و حق و حقوق او را چپاول می کند، و هیچگونه ملاحضات انسانی و اسلامی در رفتار اجتماعی مردم با یکدیگر دیده نمی شود.
امام صادق علیه السلام:
ورایت الرجل اذامر به یوم ولم یکسب فیه الذنب العظیم، من فجور او بخس مکیال او میزان او غشیان حرام... کیبا حزینا یحسب ان ذلک الیوم علیه و ضیعة من عمره.(307)
مردم را (در دوران پیش از ظهور) می بینی که اگر روزی گناهان بزرگی چون زشت کاری یا کاستن پیمانه و ترازو یا کار حرامی... انجام نداده باشد افسرده و دلتنگ اند، و می پندارند که در این روز زیان کرده اند.
در آن دوران سیاه، گناهان بزرگی چون کاستن پیمانه ها و ترازوها و کم فروشی و حق مردم را پایمال کردن رواج دارد و اساس مبادلات و داد و ستدها و کاستی و کمی و تجاوز به حقوق دیگران استوار گردیده است، و کار و تلاش و مبادله ای که از غیر این راهها صورت گیرد نوعی زیان و ضرر و عقب ماندگی حساب می شود. امام حسن عسکری علیه السلام روابط استثماری آن دوران را ترسیم فرموده است:
امام حسن عسکری علیه السلام:
....اغنیائهم یسرقون زاد الفقراء...(308)
-...اغنیا و توانگران جامعه ارزاق (وسائل معیشتی و امکانات زندگی) بینوایان را می ربایند...
در آن روزگاران که مرگ زندگی است، ثروتمندان زاد و توشه و وسائل زندگی بینوایان را به سرقت می برند. سرقت در این حدیث، بی تردید سرقتهای رسمی که جرمی جزایی و مدنی به حساب می آید نیست، زیرا که اینگونه دزدی در شأن اغنیا نیست. پس منظور از این سرقت، سرقت با شیوه های مبادلاتی و ایجاد تورم مصنوعی، توزیع غیر عادلانه و تولیدهای استثماری و ظالمانه است که حقوق توده های محروم نادیده گرفته می شود. و در کار و کارخانه و مزرعه و بازار، با آزادی فراوانی که سرمایه داران دارند، شیوه هایی اعمال می شود که حقوق کارگر و کشاورز و مصرف کننده رعایت نشود، بلکه رشد ثروت و سود و سرمایه ثروت اندوزان در نظر باشد.
هنگامی که نرخگذاری آزاد بود، احتکار رواج داشت، بازارهای سیاه دائر بود، تولید به دلخواه بود، توزیع نیز در اختیار کسانی بود که جانب سرمایه داران را می گیرند؛ طبیعی است که امکانات زندگی توده های مردم به سرقت رود، و در هر دوره زمانی کوتاهی عده ای انگشت شمار ثروتهای کلانی به جیب زنند، و اکثر قاطع مردم محرومتر و تهیدستتر گردند.(309)