فهرست کتاب


عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام

محمد حکیمی‏

بخش 17 : سامان یابی زندگی

در این روزگاران، آدمیان به طور طبیعی زنده اند یعنی از ویژگیهای صوری حیات بهره مند هستند، لیکن جامعه بشری، با توجه به عمق معنای حیات، بویژه در ابعاد باطنی حیات انسانی، دچار مرگی تدرجی و دردآور است.
حیات انسانی، با زندگی و حیات حیوانی تفاوتی ژرف و گسترده دارد، به گستردگی تفاوت جهان آدمیان و عالم حیوانات. فاصله و تفاوت این دو حیات، در بعد فیزیکی و مادی آن نیست، زیرا که همه موجودات زنده، سه مشخصه اصلی حیات یعنی تغذیه، رشد و تولید مثل را دارند. در این مشخصات، همه موجودات زنده مشترکند، و کوچکترین آنها یعنی انسان و حیوانات، در این سه مشخصه همانند و همسانند. اما حیات اصلی، حیات باطنی و زندگی روحی و عقلانی است. و این بخش دوم حیات انسانی است، بلکه اصل و باطن حیات انسان این حیات است، و امتیاز عالم انسان از عالم حیوانات که از زندگیی استوارتر، طولانی تر و آسیب ناپذیرتر برخوردارند.
حیواناتی که دهها سال زندگی می کنند، و تغذیه ای چندین برابر افراد انسانی دارند، و کمتر دچار بیماری و کاهش و فرسایش می گردند، و قدرت و توانی بسیار بیشتر از انسان دارند، و از حیات صوری برتر و نیرومندتری بهره مند هستند. بنابراین، ارزش و عظمت حیات انسانی، به حیات باطنی و انسانی و معنوی آنان دست نخورده و بیکار گذاشته شده و استعدادهای ژرف و دریاسان روح آدمی از قوه به فعل راه نیافته است. و در نتیجه انسان به عالم حیات انسانی گام ننهاده است؟
براستی می توان گفت: که آدمی از حیات ویژه انسانی در طول تاریخ و در دوران عمر نسبتاً طولانی انسان، چندان بهره ای نگرفته است، و انسان، با همه کهنسالی، جز سالیان اندکی و محدود و نااستوار و در دوره های بسیار کوتاهی - از مجموعه حیات تاریخی خود - انسان نزیسته است، و حیات فردی و اجتماعی انسانی نداشته است، و در تقسیم بندی مرگ و حیات انسانی (نه حیوانی) انسان، براستی مرده بوده است.
با نگرشی دقیق تر در مشخصات حیات مادی انسانی نیز به نتیجه های دردآوری می رسیم. بگذاریم از اینکه انسان به تعالی معنوی راه نیافت و نیروهای نهفته باطنی او شکوفا نگردید؛ در همین حیات تنی و زیست مادی نیز شرایط لازم و زمینه مناسب در اختیار همه انسانها قرار نگرفت. در کدام ناکجاآباد، زمینه رشد یافتند و مسائل حیات تنی و مادی و آنان در کجا حل شد. در قرن حاضر که اوج شکوفایی تمدنهای ظاهری بشری است، کجا ابزار زیست مادی، برای همه انسانها و در همه اجتماعات فراهم گردیده است؟ آمارها، حقایق دردناکی را بازگو می کند، و از گرسنگیهای پنهان و آشکار اکثریت قاطع بشریت، و سیری و شادخواری اقلیتها، پرده بر می دارد.
در این ارتباط موضوع دیگری نیز قابل دقتی در خور است، و آن این است که دو بخش حیات انسان (بخش حیات حیوانی و تنی و بخش حیات انسانی و روحی) پیوندی ناگسستنی دارند، و دارای تأثیر و تأثری متقابلند. چگونگی حیات مادی و تنی در حیات معنوی و روحی تأثیری ژرف می گذارد، و رشد و تکامل معنوی را سرعت می بخشد یا ناممکن می سازد(286)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
اللهم بارک لنا فی الخبز و لا تفرق بیننا و بینه، فلولا الخبز ما صلینا، و لا صمنا، و لا ادینا فرائض ربنا...(287)
- ای خدا! در نان ما برکت قرار داده، میان ما و نان جدایی مینداز، اگر نان (ماده غذایی، وسایل حیات و معیشت) نباشد، نمی توانیم نماز بخوانیم، نه روزه بگیریم، و نه دیگر واجبات الهی را بجا آوریم.
با توجه به این جهات، عمق فاجعه بیشتر می شود، و مشخص می گردد که انسان از آنچه باید در اختیار داشته باشد چقدر فاصله داشته، و از شرایط و زمینه های لازم برای رشد حیات خود، فرسنگها دور نگهداشته شده است.
در پرتو این بررسیها، از برخی دوره های گذرا و کوتاه حکومتهای پیامبران سلف علیه السلام در دوران حکومت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله چهار سال خلافت امام علی علیه السلام - در قلمرو محدود خلافت اسلامی - که بگذریم، انسان همواره در اثر ظلم و بی عدالتی و فساد و تباهیهای مادی و معنوی و زندگی در نظامهای آکل و مأکولی طبقاتی و استکباری، در حقیقت از نعمت حیات شایسته - در همه ابعاد - محروم بوده است. توده های انسانی سراسر عمر خود را در خدمت اجباری و اضطراری صاحبان قدرت اقتصادی و سیاسی و نظامی گذراندند، و آزادی و اختیار و قدرت انتخاب نداشتند، نه توان آن داشتند که به خود بیندیشند و راه خود را به دلخواه انتخاب کنند، و نه توانستند با کوشش و تلاش حاصل دسترنج کار خود را به دست آورند، و نه امکان یافتند نیازهای زندگی خویش را تأمین کنند، و نه شرایط رشد و پیشرفت فرزندان خود را فراهم سازند، و نه فرصت و فراغتی یافتند که به خویشتن خویش و ابعاد حیات باطنی خویش بپردازند، و برای اصلاح و تکامل آن بکوشند، و نه نشاطی یافتند که آسایش و لذت زندگی را درک کنند؟ این زندگی و زنده بودن چه معنایی دارد؟ و چه خواهد بود؟
فشار شرایط تحمیلی زندگی، محدودیتهای ساختگی محیطهای کاری، شرایط توانفرسای زندگی ماشینی، تحمیل راه و روش فکر و اندیشه های ناخواسته از طریق وسایل ارتباط جمعی و فرهنگی، تسلط نظامهای طبقاتی، حاکمیت معیارهای سرمایه داری و هزاران هزار مانع اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دیگر، آدمی را از خود بیگانه کرد، و حیات واقعی او را به حیات حیوانی - در سطحی پایین و ناقص - بدل ساخت.
با توجه به این سرگذشت غمبار زندگی انسان، و تلاشهای نافرجام او در پهنه زندگی، به اصالت و ارزش وعده های الهی پی می بریم، که به حیات زندگی، و حیات انسانیتها، نوید داده است:
قرآن کریم:
اعلموا ان الله یحیی الارض بعد موتها...(288)
- بدانید که خدا زمین را پس از مردنش زنده می کند...
و امام باقر علیه السلام این مرگ و حیات را به مرگ و حیات انسان و انسانیتها تفسیر کرده است.
فی قول الله - عزوجل -: اعلموا ان الله یحیی الارض بعد موتها. قال: یحییها الله - عزوجل - بالقائم بعد موتها یعنی بموتها موت اهلها...(289)
- امام باقر علیه السلام درباره این آیه قرآن: بدانید خدا زمین را پس از مردنش زنده می کند فرمود: خداوند متعال زمین را پس از مردنش به دست قائم علیه السلام زنده می کند. و منظور از مرگ زمین مرگ انسانهای روی زمین است...
امام حسین علیه السلام:
منا اثنا عشر مهدیا... و اخرهم التاسع من ولدی و هو القائم بالحق، یحیی الله به الارض بعد موتها...(290)
- در خاندان ما دوازده مهدی است... آخر آنان نهمین فرزند من است که به حق قیام کند، و خداوند زمین مرده را به دست او زنده کند...
امام صادق علیه السلام:
اعلموا ان الله یحیی الارض بعد موتها... ای یحییها الله بعدل القائم عند ظهوره بعد موتها بجور ائمة الضلال...(291)
- (منظور از آیه) بدانید که خداوند زمین را پس از مردنش زنده می گرداند... اینست که خداوند زمین را با عدل قائم در رستاخیز ظهور او زنده می گرداند، پس از آنکه از ستم فرمانروایان ضلالت مرده باشد...
در زیارتهایی که درباره حضرت مهدی علیه السلام رسیده است به زندگی
وماک اصیل و درست انسان در پرتو فروغ جاودانه تعالیم امام مهدی علیه السلام اشاره رفته است:
...السلام علی ربیع الانام، و نضرة الایام...(292)
-...سلام بر بهاران زندگی مردمان و طراوت روزگاران...
مرگ و حیات زمین در ارتباط با مرگ و حیات ساکنان زمین است، یعنی مرگ انسانها و انسانیتها، و گرنه حیات زمین بدون توجه به اهل آن، در این دوران، رشدی ویژه و چشمگیر یافته است، مزارع احیا شده، منابع استخراج گردیده است، از دریاها بهره گرفتند و از فضا و جو زمین نیز استفاده کردند.
تعبیرات دیگری نیز از این حقیقت یاد شده درباره حیات انسانی، در قرآن کریم و احادیث آمده است، چون تعبیر روز و آب. روز با زندگی روشن و گرم ارتباط دارد و شب با زندگی تاریک و سرد. روز به دوران عدالت بنیاد ظهور تفسیر شده و شب به روزگار ستم بنیاد حکومتهای طاغوتی دوران پیش از ظهور.
امام باقر علیه السلام:
محمد بن مسلم: سألت ابا جعفر علیه السلام عن قول الله تعالی: واللیل اذا یغشی، قال: اللیل فی هذا الموضع، الثانی، غش امیرالمؤمنین فی دولته التی جرت له علیه... النهار اذا تجلی النهار هو القائم منا اهل البیت، اذا قام تغلب دولته الباطل.(293)
- محمد بن مسلم (راوی معروف) می گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: مقصود از آیه والیل اذا یغشی (سوگند به شب، هنگامی که فرو پوشد همه چیز را) چیست؟ فرمود: شب، اشاره به آن است که سد راه علی علیه السلام شد و (فروغ روشنی بخش حکومت قرآنی) او را فرو پوشاند. والنهار اذا تجلی (سوگند به روز، هنگامی که آشکار شود)، روز، اشاره به قائم ماست، که چون خروج کند، دولتش به همه دولتهای باطل چیرگی یابد.
همچنین تعبیر آب و از دست دادن آن و دستیابی به آب گوارا و زلال، تعبیر نمادین (سمبلیک) و لطیف از وضع انسان در روزگاران پیش از ظهور است:
امام کاظم علیه السلام:
علی بن جعفر عن اخیه قال: قلت له: ما تأویل هذه الایة: قل أرأیتم ان اصبح ماؤکم غوراً فمن یاتیکم بماء معین؟(294) قال: اذا فقدتم امامکم قم یاتیکم بامام جدید.(295)
- علی بن جعفر برادران امام کاظم علیه السلام می گوید: به امام گفتم تأویل این آیه چیست؟ قل ارأیتم ان اصبح ماؤکم غوراً فمن یأتیکم بماء معین: بگو اگر آبتان در زمین فرو رود، چه کسی شما را آب روان خواهد داد؟ امام فرمود: یعنی هرگاه امامتان را از دست دادید، کیست که امام دیگری برای شما بیآورد؟
این دو تعبیر درباره حضور و ظهور امامت در جامعه یعنی تعبیر آب و روز، تعبیری بسیار گویا است، و ترسیمگر چگونگی حیات انسانی است در دوران پیش از ظهور و پس از آن. زندگی انسان پیش از ظهور، زندگی در کویر خشک و بی آب زندگی است یا چون زندگی در شب تاریکی است که راه از چاه بازشناخته نمی شود. زندگی بدون عنصر حیاتی آب، همآغوش زوال و نابودی است چنانکه زندگی در شب، پویایی و تپش زندگی را ندارد و ایستایی و بی تحرکی بر آن حاکم است. انسان در شب باید پلکها را برهم نهد و از فعالیت و کار دست بشوید و به انتظار سپیده و روشنی به سر برد. و بدینسان و با این تعبیر وضع زندگی انسان، در روزگاران پیش از ظهور امام و راهنما، تبیین گشته است.
اکنون برای اینکه مقصود از پدیده حیات در بعد انسانی آن بخوبی روشن گردد، و مرگ انسانیتها بهتر لمس شود، ویژگیهای اجتماعات و انسانها را در دوران پیش از ظهور از زبان احادیث می آوریم، تا آشکار شود که امام مهدی علیه السلام چه برنامه هایی را عرضه می کند، و با چه راه و روشهایی می ستیزد، و چه اصولی جایگزین آنها می سازد، و چنان به حیات فرسوده و متزلزل انسانی جانی تازه می بخشد، تا انسانها در پرتو تعالیم آن امام، حیات نوین و پویا را از نو آغاز کنند.

ویژگیهای اجتماعات انسانی پیش از ظهور

1- انحراف در معیارها برای شناخت حق

در دوران پیش از ظهور، شناخت حق از باطل و درست از نادرست دشوار می گردد، و حد و مرز درست و نادرست خط مشیها و ایدئولوژیها مشخص نمی شود. معیارهای اصلی و درست سعادت و تکامل یا فراموش می گردد یا طبق سلیقه ها و آراء اشخاص تأویل و تفسیر می شود و افکار و اندیشه های واهی و بشری به نام دین و راه خوشبختی خودنمایی می کند.
امام صادق علیه السلام:
...و رأیت القرآن قد خلق، و احدث فیه ما لیس فیه... و رأیت الدین بالرأی و عطل الکتاب و احکامه...(296)
- (در دوران پیش از ظهور) قرآن را می بینی که متروک و کهنه شده است، و چیزهایی را به آن بستند که از قرآن نیست.... و دین را می نگری که با آراء شخصی تفسیر شده است، و کتاب خدا و قوانین آن تعطیل گردیده است....
وضعیت کلی اجتماعات بشری، پشت کردن به دین حق و کتاب خدا است و فروگذاری برنامه های آن، یا توجیه و تفسیر غلط و نادرست احکام و قوانین آن. احکام دین به سود طبقات مرفه و زیان محرومان و فرو دستان تفسیر و توجیه می شود.