فهرست کتاب


عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام

محمد حکیمی‏

بخش 16 : وضع معابد

در دوران ظهور، مذهب به سوی هدف اصلی هدایت می شود، و جهتگیری و حرکت مذهبی، در راه سعادت و رفاه و تعالی انسان قرار می گیرد، و از قشریگری و سطحی نگری و تجمل گرایی زاید - که کار مذاهب باطل یا منحرف است - دور می گردد. از این رو، امام مهدی علیه السلام، در آغاز رستاخیز خویش به پیرایش شهرها و آبادیها از مظاهر تجمل گراییها و مصرف زدگیها، بویژه در سازمانها و مؤسسات مذهبی می پردازد. امام همه امکانات و نیروها را صرف هدفهای اصلی مذهب می کند یعنی برپایی عدالت و رفاه عمومی و نجات انسانها از چنگال اهریمنی ظلم و محرومیت. برای تحقق این آرمانها، بضرورت تزیین معابد و مساجد، و ظاهرسازیهای بی محتوا و تشکیلات عریض و طویل به نام مذهب و دین ممنوع می گردد، و همه مظاهر اینگونه معابد ویران می شود، و کسانی که بخش عمده ای از ثروت جامعه را صرف اینگونه تجملات و تشریفات کرده و از فقر و تهیدستی انسانها نگران نشده اند کنار زده می شوند، و معابد به صورت ساده و بی آرایش و دور از هرگونه تزیین و تجمل در می آید، و مظاهر زندگی دنیا و دنیاداران از راه خدا و خانه خدا و معابد دینی زدوده می گردد.
مبارزه با بدعتها و روشهای ناانسانی و غیر اسلامی در همه زمینه ها، - بویژه تصفیه مذهب و سازمانهای وابسته به آن - از کارهای اصلی امام موعود علیه السلام است. از این رو، ریشه سوزی بدعتها در مساجد و معابد کاملاً مورد توجه است.
از ویژگیهای دوران پیش از ظهور و کژیها و نادرستیها و انحرافهایی که سراسر عالم را فرا گرفته است، نفوذ تزیین و تشکیلات و مظاهر دنیاپرستی در درون معابد است. هر چه معابد و مساجد از حقیقت خالی شود، از ظواهر نفیس و آرایشی پر می گردد. بر این موضوع در احادیث معصومان علیه السلام تأکیدهای فراوانی شده است:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
... و حلیت المصاحف و زخرفت المساجد...(272)
-... (در آخر الزمان) قرآنها را زینت می کنند، و مساجد را آذین می بندند...
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
یا سلمان!... ان عندها تزخرف المساجد کما تزخرف البیع و الکنائس، و تحلی المصاحف، و تطول المنارات و تکثر الصفوف بقلوب متباغضة و ألسن مختلفة...(273)
- ای سلمان!... در آخر الزمان مساجد آذین بندی شود، مانند کلیساها و کنیسه ها، و قرآنها را زینت کنند، و مناره ها بلند گردد، و صف نمازگزاران زیاد شود، که با دلهای پر از کنیه و زبانهای چند گونه گرد آیند...
جای شگفتی است،آیا آیین الهی اسلام، که در سراسر تعالیم خود با مظاهر دنیایی و دنیا پرستی و تجمل گرایی و اشرافیگری که شیوه زندگی مترفان و مسرفان و متکاثران و از خدا بیخبران و طاغوتان و طاغوتچگان است مبارزه می کند، و با تعبیرهایی کوبنده و قاطع بر این امور خط سرخ می کشد، این امور را در معابد و مساجد و سازمانهای وابسته به خود می پذیرد؟ آری غفلت از مسائل اصولی جامعه توحیدی و نیازهای اصلی جامعه مؤمنان، باعث چنین انحرافهایی شده است، و چنین بدعتهایی جزو شعائر دین خدا و مایه ترویج دین به حساب آمده است. و این امر از بیخبری از مبانی دین و روح تعالیم اسلام برخاسته است، و یا خواسته ها و هواهای نفسانی و نوعی دنیاداری است، که الهی جلوه کرده است. در رستاخیز ظهور، این بدعتها از دامن کتاب خدا و ساحت مساجد پیراسته می شود. و دین از هر گونه مظاهر مادی پاک می گردد، و دین خالص در مساجد و معابد عرضه می شود.
در این بخش، سخن از بزرگی و فراخی معابد و مساجد نیست، زیرا که بزرگی مساجد و محافل مذهبی باید به فراخور جمعیتها و آبادیها باشد، و امام خود مسجدی در بیرون شهر کوفه بنا می کند که هزار در دارد.(274) و البته مرکزیتی که کوفه در دوران ظهور می یابد، و گروه گروه مردم آبادیها و سرزمینهای دور و نزدیک بدان سوی روی می آورند، چنین گسترشی را ناگزیر می سازد.
همواره در طول تاریخ معابد و مساجد گرفتار چنین تشریفاتی شده است، و اینها به دست بانیان اصلی دین، بنیاد نشده و ایجاد نگردیده است، یعنی به نوع مذاهب که بنگریم در آغاز ظهور و در اصل از سادگی و بی آلایشی فراوانی برخوردار بوده است، و آلایشها و آرایشها همه در دوره های بعد و به دست دنیا اینگونه تعبیر برای بیان فزونی و کثرت است. دارانی که در محافل دینی نفوذ کرده اند صورت گرفته است. می توان احتمال داد دنیاداران مسرف و مال اندوز می خواسته اند با اینگونه کارها و هزینه گزاریها، حربه دین علیه خودشان را کند کنند، و بر آن همه ظلمها و حقکشیها سرپوش گذارند، و از این رهگذر مانع طرد و لعن و بی اعتنایی محافل مذهبی نسبت به خودشان گردند.
این موضوع در زمان حاضر نمونه های زیادی دارد، و شاید در گذشته نیز چنین بوده است. یا اینکه معابد مجلل مذهبی به دست حکومتهایی پایه ریزی می شده است که در اصل و بنیاد ضد مذهبی بوده اند، و از اینراه قصد داشتند توده های مردم را بفریبند، و خود را دین باور و دوستدار مذهب و آیین خدا بنمایانند، تا از خشم و نفرت عمومی و شورش مردمان در امان بمانند، و این نیز نمونه های فراوانی بویژه در جامعه های اسلامی دارد.
امام باقر علیه السلام
اذا قام القائم علیه السلام سار الی الکوفة، فهدم بها اربعة مساجد، و لم یبق مسجد علی الارض له شرف الا هدمها و جعلها جماء...(275)
- آنگاه که قائم قیام کند، وارد کوفه می شود، و دستور می دهد تا مساجد چهارگانه آن را خراب کنند، و هر مسجدی در روی زمین که دارای کنگره (طاغهای بلند، گلدسته ها) باشد، تخریب می گردد، و تمام مساجد هموار (بی برج و بارو و گنبد و گلدسته) خواهد شد...
امام صادق علیه السلام
اذا قام القائم هدم المسجد الحرام حتی یرده الی أساسه، و حول المقام الی الموضع الذی کان فیه...(276)
- هنگامی که قائم قیام کند مسجد الحرام را ویران کند تا به جای پایه های نخستین خود باز گردد، و مقام ابراهیم علیه السلام را به جایگاه پیشین باز گرداند...
حتی مسجد الحرام از این بدعت زدایی و پیرایش الهی، در امان نیست، و تشکیلات و تشریفات از دامن این معبد بزرگ الهی نیز دور می گردد و به شکل نخستین باز می آید و برای اهمیت موضوع احادیث دیگری را می آوریم:
امام باقر علیه السلام
اذا قام القائم، دخل الکوفة و امر بهدم المساجد الاربعة، حتی یبلغ أساسها، و یصیرها عریشاً کعریش موسی، و یکون المساجد کلها جماء لا شرف لها کما کان علی عهد رسول الله صلی الله علیه و آله...
- آنگاه که قائم علیه السلام قیام کند، وارد کوفه می شود، و دستور می دهد تا مساجد چهارگانه آن را خراب کنند تا به اساس (پایه و اصل نخستین خود) برسد، آنگاه آنها را به صورت سایبانی چون سایبان حضرت موسی می سازد، و تمام مساجد هموار (و بی برج و بارو و گنبد و گلدسته) خواهد بود، و کنگره ای نخواهد داشت چنان که در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است...
پیرایش معابد از مظاهر دنیایی ویژه مسلمانان نیست، و اگر برخی مذاهب اهل کتاب بمانند، معابد آنان نیز باید بی آلایش باشد و از زر و زینت پاک باشد. تشریفات در بناهایی چون کلیساها و کنیسه ها و... در سراسر جهان، چه مخارج هنگفتی بر دوش توده های انسانی گزارده است؟ و چه بار سنگینی انسانها بر دوش کشیدند تا آنها ساخته و سرپا شده است؟ و چه بار سنگینی را باید بر دوش بکشند تا دایر و آباد بماند؟ با بررسی این مسائل در کنار وجود ضروری ترین نیازها که میلیونها انسان را از پای در می آورد اهمیت موضوع روشن می گردد.
در بسیاری از کشورها، در کنار مشکلات فراوان انسانی که برای توده های مردم هست و حداقل زندگی برای اکثریت مردم تأمین نشده است، چه معابدی با چه تزیینهایی سر به آسمان کشیده است، و چه خرجهای کلانی را بر مردم تحمیل می کند. در قرون گذشته نیز چنین بوده است،(277) و وضعیت زیست توده های مردم از سویی و حجاریها و کندکاریها و زیورهایی که بر در و دیوار معابد شده است از سوی دیگر، قابل بررسی است. در مجموع می توان گفت: هزینه های سنگین معابد و مساجد از جمله بارهای گرانی است که بشریت در دوران تاریخ بدون دلیل اصلی از شرع - بر دوش کشیده است، و مذهب که عامل نجات انسان بوده است پس از گذشت زمان و در گذشت یا غیبت بنیان گذاران اصلی، به عامل تحمیل و تشریفات تبدیل گردیده است.
این بدعتها و دشواریها نیز به دست امام مهدی علیه السلام ریشه کن می شود، و دیگر بار دین خدا، به راه و روش اصلی و مورد رضای الهی باز می گردد.
امام باقر علیه السلام
اول ما یبدء به قائمنا سقوف المساجد فیکسرها و یأمر بها فتجعل عریشاً کعریش موسی.(278)
- قائم علیه السلام ما در نخستین اقدامهای خویش، سقفهای (گنبدها و ایوانهای بلند) مساجد را درهم می کوبد، و دستور می دهد که آنها را سایبان چون سایبان حضرت موسی علیه السلام بسازند. (که از هرگونه تشریفاتی بدور باشد).
امام حسن عسکری علیه السلام
ابی هاشم الجعفری: کنت عند ابی محمد علیه السلام فقال: اذا قام القائم امر بهدم المنار و المقاصیر التی فی المساجد، فقلت فی نفسی: لای معنی هذا؟ فاقبل علی فقال: معنی هذا انها محدثه مبتدعة لم یبنها نبی و لا حجة.(279)
- ابو هاشم جعفری گوید: نزد امام حسن عسکری علیه السلام بودم که فرمود: هرگاه قائم قیام کند دستور دهد تا مناره ها و محرابهای (مزین) داخل مساجد را ویران کنند. می گوید با خود اندیشیدم که این کار چه معنا دارد؟
امام به من رو کردند و فرمودند: معنای اینکار این است که این چیزها اموری است بدعت آمیز، که نه پیامبری آنها را ساخته است و نه امامی.
در فرهنگ اسلام و تعالیم قرآن کریم و رهبران راستین الهی، برترین چیز - پس از حق الهی - حق انسان است. در احادیثی آمده است: حق مؤمن از حق کعبه بزرگتر است. و کعبه بزرگترین معبد و عزیزترین مکانی است که به خدا منسوب است.
امام صادق علیه السلام
والله ان المؤمن لا عظم حقاً من الکعبة...(280)
- به خدای سوگند که حق مؤمن، از حق کعبه بزرگتر است...
نیز این موضوع در دین خدا ثابت شده است که عبادتی برتر از ادای حق و حقوق مؤمنان نیست:
امام صادق علیه السلام
ما عبد الله بشی ء افضل من أداء حق المؤمن.(281)
- عبادتی برتر از ادای حق مؤمن نیست.
برای اهمیت موضوع تعلیم دیگری را از امام صادق علیه السلام می آوریم:
امام صادق علیه السلام
انه لیس یقدر احد علی صفة الله و کنه قدرته و عظمته...فکذلک لا یقدر احد علی صفة رسول الله صلی الله علیه و آله و فضلنا... و ما اوجب من حقوقنا. و کما لا یقدر احد ان یصف فضلنا، و ما أوجب الله من حقوقنا فکذلک لا یقدر احد ان یصف حق المؤمن و یقوم به...(282)
- هیچکس نمی تواند خدای را توصیف کند و ژرفای قدرت و بزرگی او را باز گوید... همچنین هیچکس نمی تواند اوصاف پیامبر صلی الله علیه و آله و برتریهای ما را با زبان باز گوید، و حقوق واجب ما را (بر شمارد). و چنانکه کسی نمی تواند فضیلتهای ما و حقوق واجب خدایی ما را بر شمارد، همچنین هیچکس نمی تواند حق مؤمن را توصیف کند، و آن را به انجام برد...
این حق و حقوق، مفهومی تجریدی و دور از واقعیات زندگی ندارد، و اینطور نیست که صرفاً جنبه اخلاقی داشته باشد و تنها احترام اخلاقی در این باره کفایت کند.
یعنی هرگاه در کوچه و خیابان و دیگر مراکز اجتماعی مؤمنی دیده شد با احترام به او سلام بدهند و تعظیم کنند؟ نه، این ادای حق مؤمن نیست، بلکه حق و حقوق تعبیری است از واقعیتهای ملموس زندگی. هر گونه نیازی در زندگی یک انسان است، حقی بر جامعه و فرد ایجاب می کند. و نیازهای ضروری و حیاتی افراد و جامعه روشن است.
مسائل ضروری خوراک، پوشاک، مسکن، دارو و درمان، علم و آموزش و... حقوقی است که باید نسبت به همه ادا شود، و همگان در برابر این حقها مسئولیت دارند، و کمترین حقوق، رفع نیازهای مادی مؤمنان است.(283) و ادای این حقوق بالاترین عبادتها است.
و آیا در برابر این حق و حقوقها که تکلیف مردم و جامعه و مسئولان اجتماع است، می توان به تجمل گرایی و مصرفیگری روی آورد، و به آرایش و آذین بندیها دست زد، و محرومیتها و سختیها و گرفتاریهای مؤمنان و جامعه ایمانی را نادیده گرفت.
امام باقر علیه السلام
عمر بن جمیع قال: سألت ابا جعفر علیه السلام عن الصلاة فی المساجد المصورة؟ فقال: اکراه ذلک، و لکن لایضرکم الیوم، و لو قد قام العدل لرأیتم کیف یصنع فی ذلک.(284)
- عمر بن جمیع گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: نماز گزاردن در مساجدی که نقش نگار دارد (آیینه کاری، کاشیکاری و تزیینات دارد) چگونه است؟ امام فرمود: این کار را خوش ندارم، و در این روزگار (روزگار عدم حاکمیت اسلام بر جامعه) این موضوع ضرری برای شما ندارد، لیکن اگر عدالت (بر جامعه) حاکم گردد، خواهید دید که در این امور چگونه عمل می کند؟
در این کلام امام باید دقت کرد که اگر عدالت بر جامعه حاکم گردد شیوه مسجدسازی دگرگون می شود و تزیین و تصویرسازی در مساجد منع می گردد. از این کلام معلوم می شود که اینگونه کارها در مساجد بر خلاف عدالت است و در دوران حاکمیتهای غیر اسلامی مسکوت گذارده شده است. از این رو جامعه اسلامی و دست کم جامعه شیعه مذهب و مدعی انتظار باید پیش از دوران ظهور به عدل تن دهند و از این آرایشها و ظاهرسازیها دست بردارند، و به انسانها بنگرند و شکمهای گرسنه، و بدنهای برهنه، و کمبودهای وحشتناک مدرسه و مسکن و دارو دیگر لوازم زندگی را در نظر آورند، و از مقدار ضرورت در مساجد و معابد فراتر نروند، و به جای مساجد غیر ضروری و تشریفاتی و اختلاف برانگیز مدرسه بسازند، بیمارستان بسازند، برای خانواده های مستضعف و بی سرپرست کار و مسکن تهیه کنند، و سرانجام برای تربیت مادی و معنوی فرزندان جامعه سرمایه گذاری کنند، و انسان نمازگزار و مؤمن و قلب خداشناس تربیت کنند.
ممکن است برخی ساده اندیشان دور از فرهنگ و جاهل به نسل و زمان معاصر و بیگانه از واقعیتهای ملموس زندگی، بپندارند که مساجد مجلل و مناره های سر بفلک کشیده و زرنگار و...ترویج دین و شعائر اسلامی است؟. این پندار پوک، بیانگر بیخبری از مسائل حیات بشری و نیازها و گرایشها و گزینشهای انسان امروز بویژه نسل جوان است. نیز حاکی از نادانی و جهل به شیوه ها و روشهای درست نشر و گسترش مبانی دین است. نیز حاکی از بی اطلاعی از بریدگیها و سرخوردگیهای بحق نسلهای سرگران و بی آینده است. بویژه نسلهای درس خوانده و آگاه.(285)
امروز هر مکتب یا مذهبی که به مشکلات انسان پاسخی اصولی و درست داد و راه حلهایی اصولی و ریشه ای ارائه کرد، در جامعه و اندیشه نسلها - بویژه جوانان - نفوذ می کند و پذیرفته می شود،گر چه تشکیلات و سازمانهایی ساده و بی آرایش داشته باشد، و هر مرام و مذهبی که از حل مشکلات بشری - در تئوری و عمل - عاجز ماند، و حرف حساب و طرح و برنامه ای نداشت، و پاسخگوی نیازهای اصلی انسان و اجتماعات انسانی نبود کنار زده می شود،گر چه از سازمانها و مؤسسات مجلل برخوردار باشد، و در معابد و ساختمانهای سر بفلک کشیده و تشریفاتی تبلیغ کند.
بنابراین، شعائر دین به معنای واقعی کلمه، بر افراشتن پرچم دین و آیین توحید در درون دلها و عمق زندگیها است. و این مهم تحقق نخواهد پذیرفت مگر در صورتیکه دین به عنوان مکتب و نظامی راهگشای حل مشکلات اصلی و پاسخگو به مسائل ضروری حیات انسانی به میدان آید.
در این نوشته - که هدفی جز تبیین دین خدا، و اصلاح جامعه اسلامی ندارد - پیشنهاد می شود که همه آن نیکوکاران که با حسن نیت به چنین مسجد سازیها و حسینیه سازیها دست می زنند، سرمایه هاشان را در راه کارهای تولیدی صرف کنند تا جامعه را به خودکفایی برسانند و امت اسلامی را از وابستگیهای وحشتناک و اسارت بار حتی در مواد غذایی برهانند و از در آمد این سرمایه گذاریها معابد و مساجد را بسازند تا در این دوره حساس از تاریخ این مملکت اسلامی که دوران سازندگی است به تکلیف ضروری و نخستین و فوری خود عمل کرده باشند. البته تن دادن به این پیشنهاد فهم اقتصادی و اسلامی درست می خواهد و مشاورینی دلسوز و وطن پرست. و متأسفانه این هر دو در جامعه ما کمیاب است.

بخش 17 : سامان یابی زندگی

در این روزگاران، آدمیان به طور طبیعی زنده اند یعنی از ویژگیهای صوری حیات بهره مند هستند، لیکن جامعه بشری، با توجه به عمق معنای حیات، بویژه در ابعاد باطنی حیات انسانی، دچار مرگی تدرجی و دردآور است.
حیات انسانی، با زندگی و حیات حیوانی تفاوتی ژرف و گسترده دارد، به گستردگی تفاوت جهان آدمیان و عالم حیوانات. فاصله و تفاوت این دو حیات، در بعد فیزیکی و مادی آن نیست، زیرا که همه موجودات زنده، سه مشخصه اصلی حیات یعنی تغذیه، رشد و تولید مثل را دارند. در این مشخصات، همه موجودات زنده مشترکند، و کوچکترین آنها یعنی انسان و حیوانات، در این سه مشخصه همانند و همسانند. اما حیات اصلی، حیات باطنی و زندگی روحی و عقلانی است. و این بخش دوم حیات انسانی است، بلکه اصل و باطن حیات انسان این حیات است، و امتیاز عالم انسان از عالم حیوانات که از زندگیی استوارتر، طولانی تر و آسیب ناپذیرتر برخوردارند.
حیواناتی که دهها سال زندگی می کنند، و تغذیه ای چندین برابر افراد انسانی دارند، و کمتر دچار بیماری و کاهش و فرسایش می گردند، و قدرت و توانی بسیار بیشتر از انسان دارند، و از حیات صوری برتر و نیرومندتری بهره مند هستند. بنابراین، ارزش و عظمت حیات انسانی، به حیات باطنی و انسانی و معنوی آنان دست نخورده و بیکار گذاشته شده و استعدادهای ژرف و دریاسان روح آدمی از قوه به فعل راه نیافته است. و در نتیجه انسان به عالم حیات انسانی گام ننهاده است؟
براستی می توان گفت: که آدمی از حیات ویژه انسانی در طول تاریخ و در دوران عمر نسبتاً طولانی انسان، چندان بهره ای نگرفته است، و انسان، با همه کهنسالی، جز سالیان اندکی و محدود و نااستوار و در دوره های بسیار کوتاهی - از مجموعه حیات تاریخی خود - انسان نزیسته است، و حیات فردی و اجتماعی انسانی نداشته است، و در تقسیم بندی مرگ و حیات انسانی (نه حیوانی) انسان، براستی مرده بوده است.
با نگرشی دقیق تر در مشخصات حیات مادی انسانی نیز به نتیجه های دردآوری می رسیم. بگذاریم از اینکه انسان به تعالی معنوی راه نیافت و نیروهای نهفته باطنی او شکوفا نگردید؛ در همین حیات تنی و زیست مادی نیز شرایط لازم و زمینه مناسب در اختیار همه انسانها قرار نگرفت. در کدام ناکجاآباد، زمینه رشد یافتند و مسائل حیات تنی و مادی و آنان در کجا حل شد. در قرن حاضر که اوج شکوفایی تمدنهای ظاهری بشری است، کجا ابزار زیست مادی، برای همه انسانها و در همه اجتماعات فراهم گردیده است؟ آمارها، حقایق دردناکی را بازگو می کند، و از گرسنگیهای پنهان و آشکار اکثریت قاطع بشریت، و سیری و شادخواری اقلیتها، پرده بر می دارد.
در این ارتباط موضوع دیگری نیز قابل دقتی در خور است، و آن این است که دو بخش حیات انسان (بخش حیات حیوانی و تنی و بخش حیات انسانی و روحی) پیوندی ناگسستنی دارند، و دارای تأثیر و تأثری متقابلند. چگونگی حیات مادی و تنی در حیات معنوی و روحی تأثیری ژرف می گذارد، و رشد و تکامل معنوی را سرعت می بخشد یا ناممکن می سازد(286)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
اللهم بارک لنا فی الخبز و لا تفرق بیننا و بینه، فلولا الخبز ما صلینا، و لا صمنا، و لا ادینا فرائض ربنا...(287)
- ای خدا! در نان ما برکت قرار داده، میان ما و نان جدایی مینداز، اگر نان (ماده غذایی، وسایل حیات و معیشت) نباشد، نمی توانیم نماز بخوانیم، نه روزه بگیریم، و نه دیگر واجبات الهی را بجا آوریم.
با توجه به این جهات، عمق فاجعه بیشتر می شود، و مشخص می گردد که انسان از آنچه باید در اختیار داشته باشد چقدر فاصله داشته، و از شرایط و زمینه های لازم برای رشد حیات خود، فرسنگها دور نگهداشته شده است.
در پرتو این بررسیها، از برخی دوره های گذرا و کوتاه حکومتهای پیامبران سلف علیه السلام در دوران حکومت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله چهار سال خلافت امام علی علیه السلام - در قلمرو محدود خلافت اسلامی - که بگذریم، انسان همواره در اثر ظلم و بی عدالتی و فساد و تباهیهای مادی و معنوی و زندگی در نظامهای آکل و مأکولی طبقاتی و استکباری، در حقیقت از نعمت حیات شایسته - در همه ابعاد - محروم بوده است. توده های انسانی سراسر عمر خود را در خدمت اجباری و اضطراری صاحبان قدرت اقتصادی و سیاسی و نظامی گذراندند، و آزادی و اختیار و قدرت انتخاب نداشتند، نه توان آن داشتند که به خود بیندیشند و راه خود را به دلخواه انتخاب کنند، و نه توانستند با کوشش و تلاش حاصل دسترنج کار خود را به دست آورند، و نه امکان یافتند نیازهای زندگی خویش را تأمین کنند، و نه شرایط رشد و پیشرفت فرزندان خود را فراهم سازند، و نه فرصت و فراغتی یافتند که به خویشتن خویش و ابعاد حیات باطنی خویش بپردازند، و برای اصلاح و تکامل آن بکوشند، و نه نشاطی یافتند که آسایش و لذت زندگی را درک کنند؟ این زندگی و زنده بودن چه معنایی دارد؟ و چه خواهد بود؟
فشار شرایط تحمیلی زندگی، محدودیتهای ساختگی محیطهای کاری، شرایط توانفرسای زندگی ماشینی، تحمیل راه و روش فکر و اندیشه های ناخواسته از طریق وسایل ارتباط جمعی و فرهنگی، تسلط نظامهای طبقاتی، حاکمیت معیارهای سرمایه داری و هزاران هزار مانع اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دیگر، آدمی را از خود بیگانه کرد، و حیات واقعی او را به حیات حیوانی - در سطحی پایین و ناقص - بدل ساخت.
با توجه به این سرگذشت غمبار زندگی انسان، و تلاشهای نافرجام او در پهنه زندگی، به اصالت و ارزش وعده های الهی پی می بریم، که به حیات زندگی، و حیات انسانیتها، نوید داده است:
قرآن کریم:
اعلموا ان الله یحیی الارض بعد موتها...(288)
- بدانید که خدا زمین را پس از مردنش زنده می کند...
و امام باقر علیه السلام این مرگ و حیات را به مرگ و حیات انسان و انسانیتها تفسیر کرده است.
فی قول الله - عزوجل -: اعلموا ان الله یحیی الارض بعد موتها. قال: یحییها الله - عزوجل - بالقائم بعد موتها یعنی بموتها موت اهلها...(289)
- امام باقر علیه السلام درباره این آیه قرآن: بدانید خدا زمین را پس از مردنش زنده می کند فرمود: خداوند متعال زمین را پس از مردنش به دست قائم علیه السلام زنده می کند. و منظور از مرگ زمین مرگ انسانهای روی زمین است...
امام حسین علیه السلام:
منا اثنا عشر مهدیا... و اخرهم التاسع من ولدی و هو القائم بالحق، یحیی الله به الارض بعد موتها...(290)
- در خاندان ما دوازده مهدی است... آخر آنان نهمین فرزند من است که به حق قیام کند، و خداوند زمین مرده را به دست او زنده کند...
امام صادق علیه السلام:
اعلموا ان الله یحیی الارض بعد موتها... ای یحییها الله بعدل القائم عند ظهوره بعد موتها بجور ائمة الضلال...(291)
- (منظور از آیه) بدانید که خداوند زمین را پس از مردنش زنده می گرداند... اینست که خداوند زمین را با عدل قائم در رستاخیز ظهور او زنده می گرداند، پس از آنکه از ستم فرمانروایان ضلالت مرده باشد...
در زیارتهایی که درباره حضرت مهدی علیه السلام رسیده است به زندگی
وماک اصیل و درست انسان در پرتو فروغ جاودانه تعالیم امام مهدی علیه السلام اشاره رفته است:
...السلام علی ربیع الانام، و نضرة الایام...(292)
-...سلام بر بهاران زندگی مردمان و طراوت روزگاران...
مرگ و حیات زمین در ارتباط با مرگ و حیات ساکنان زمین است، یعنی مرگ انسانها و انسانیتها، و گرنه حیات زمین بدون توجه به اهل آن، در این دوران، رشدی ویژه و چشمگیر یافته است، مزارع احیا شده، منابع استخراج گردیده است، از دریاها بهره گرفتند و از فضا و جو زمین نیز استفاده کردند.
تعبیرات دیگری نیز از این حقیقت یاد شده درباره حیات انسانی، در قرآن کریم و احادیث آمده است، چون تعبیر روز و آب. روز با زندگی روشن و گرم ارتباط دارد و شب با زندگی تاریک و سرد. روز به دوران عدالت بنیاد ظهور تفسیر شده و شب به روزگار ستم بنیاد حکومتهای طاغوتی دوران پیش از ظهور.
امام باقر علیه السلام:
محمد بن مسلم: سألت ابا جعفر علیه السلام عن قول الله تعالی: واللیل اذا یغشی، قال: اللیل فی هذا الموضع، الثانی، غش امیرالمؤمنین فی دولته التی جرت له علیه... النهار اذا تجلی النهار هو القائم منا اهل البیت، اذا قام تغلب دولته الباطل.(293)
- محمد بن مسلم (راوی معروف) می گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: مقصود از آیه والیل اذا یغشی (سوگند به شب، هنگامی که فرو پوشد همه چیز را) چیست؟ فرمود: شب، اشاره به آن است که سد راه علی علیه السلام شد و (فروغ روشنی بخش حکومت قرآنی) او را فرو پوشاند. والنهار اذا تجلی (سوگند به روز، هنگامی که آشکار شود)، روز، اشاره به قائم ماست، که چون خروج کند، دولتش به همه دولتهای باطل چیرگی یابد.
همچنین تعبیر آب و از دست دادن آن و دستیابی به آب گوارا و زلال، تعبیر نمادین (سمبلیک) و لطیف از وضع انسان در روزگاران پیش از ظهور است:
امام کاظم علیه السلام:
علی بن جعفر عن اخیه قال: قلت له: ما تأویل هذه الایة: قل أرأیتم ان اصبح ماؤکم غوراً فمن یاتیکم بماء معین؟(294) قال: اذا فقدتم امامکم قم یاتیکم بامام جدید.(295)
- علی بن جعفر برادران امام کاظم علیه السلام می گوید: به امام گفتم تأویل این آیه چیست؟ قل ارأیتم ان اصبح ماؤکم غوراً فمن یأتیکم بماء معین: بگو اگر آبتان در زمین فرو رود، چه کسی شما را آب روان خواهد داد؟ امام فرمود: یعنی هرگاه امامتان را از دست دادید، کیست که امام دیگری برای شما بیآورد؟
این دو تعبیر درباره حضور و ظهور امامت در جامعه یعنی تعبیر آب و روز، تعبیری بسیار گویا است، و ترسیمگر چگونگی حیات انسانی است در دوران پیش از ظهور و پس از آن. زندگی انسان پیش از ظهور، زندگی در کویر خشک و بی آب زندگی است یا چون زندگی در شب تاریکی است که راه از چاه بازشناخته نمی شود. زندگی بدون عنصر حیاتی آب، همآغوش زوال و نابودی است چنانکه زندگی در شب، پویایی و تپش زندگی را ندارد و ایستایی و بی تحرکی بر آن حاکم است. انسان در شب باید پلکها را برهم نهد و از فعالیت و کار دست بشوید و به انتظار سپیده و روشنی به سر برد. و بدینسان و با این تعبیر وضع زندگی انسان، در روزگاران پیش از ظهور امام و راهنما، تبیین گشته است.
اکنون برای اینکه مقصود از پدیده حیات در بعد انسانی آن بخوبی روشن گردد، و مرگ انسانیتها بهتر لمس شود، ویژگیهای اجتماعات و انسانها را در دوران پیش از ظهور از زبان احادیث می آوریم، تا آشکار شود که امام مهدی علیه السلام چه برنامه هایی را عرضه می کند، و با چه راه و روشهایی می ستیزد، و چه اصولی جایگزین آنها می سازد، و چنان به حیات فرسوده و متزلزل انسانی جانی تازه می بخشد، تا انسانها در پرتو تعالیم آن امام، حیات نوین و پویا را از نو آغاز کنند.

ویژگیهای اجتماعات انسانی پیش از ظهور