فهرست کتاب


عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام

محمد حکیمی‏

بخش 14 : رشد تربیت انسانی

تکامل تربیت و بلوغ روحی انسان نیز از جمله برنامه های مهم قیام امام مهدی علیه السلام است. برنامه های امام همه در این ارتباط است و به این هدف نظر دارد.
روشن است که جزء اصلی در تشکیل اجتماع صالح انسانی، خود انسان است. انسان محور اصلی برنامه ریزیها، قوانین، علوم و دیگر مسائل جامعه بشری است. اصلاحات و تحولات و انقلابها، نخست باید از درون انسان آغاز گردد، و در حوزه وجودی او صورت گیرد، و سپس به برون جامعه سرایت کند. اقتصاد، سیاست، جنگ، صلح، اخلاق، ضد اخلاق، ارزشها، ضد ارزشها، خوشبختی، بدبختی، ایثار، خودخواهی، مهرورزی، نظم، بی نظمی و... همه و همه به انسان باز می گردد. بهترین برنامه ها و آموزشها، باید به دست انسانهای شایسته اجرا شود و وگرنه سودی نمی بخشد و تحولی نمی آفریند. بهترین قوانین، بهترین مجریان را می طلبد. از این رو، ساختن انسان و پرورش و رشد انسانیت انسان و تربیت اصولی افراد انسانی، مقدمه اصلی تشکیل هر نظام صالح و انسانی است. و همین همواره هدف نخستین مصلحان واقع گرا و انسان شناس است.
امام مهدی علیه السلام، از این نقطه زیربنایی آغاز می کند، تا برنامه های دیگر او شایستگی انجام یابد، و زمینه ها و شرایط و عوامل اصلی صلاح، شایستگی، بسامانی، رفاه، عدالت، دادگری، قانون شناسی، تعهدپذیری، مهرورزی، محبت، ایثار و فداکاری در سطح جامعه ها پدیدار گردد.
امام علی علیه السلام
...ولو قد قام قائمنا لذهبت الشحناء من قلوب العباد...(260)
-... چون قائم ما قیام کند، کینه ها از دلها بیرون رود...
کینه توزی، سرشتی شیطانی و نا انسانی است. و زمینه بیشترین ناسازگاریهای اجتماعی همین سرشت است، و از نابخردی و پایین بودن سطح فرهنگ انسانی سرچشمه می گیرد. با رشد تربیت و تکامل عقل کینه ها به محبت و دوستی تبدیل می شود، و روابط اجتماعی بر اصل انساندوستی و نوع خواهی استوار می گردد، محبت در سطح جامعه بشری گسترش می یابد، و آرمان دیرینه انسان دوستان و جامعه شناسان - یعنی گسترش دوستی به سراسر جامعه بشری - تحقق می یابد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم
... و یقسم المال بالسویه، ویجعل الله الغنی فی قلوب هذه الامة...(261)
-... مهدی اموال را برابر تقسیم می کند، و خداوند بی نیازی و غنا را در دلهای این امت پدید آورد...
دوری از آزمندی و مال اندوزی نخست، پدیده ای روحی و باطنی است. انسانها در باطن و روح حریص و آزمند می گردند، آنگاه در خارج به تجاوز کاریهای اقتصادی و ظلم و ستمهای مالی دست می بازند. این است که مشکل بزرگ گذشته و اکنون و آینده بشریت، یعنی سرمایه داری و حب مال، نخست پدیده ای روانی است و از روح و باطن حریص آدمی سرچشمه می گیرد. میل و گرایش درونی انسانها، موجب تجاوز به حقوق و استثمار و ستمهای فراگیر اقتصادی می گردد. این بیماری باطنی و روحی انسان، تا از درون انسان، درمان نگردد، و ریشه های آن از ژرفای اندیشه ها بر نیآید، تحمیل شیوه ها و روشهایی از بیرون، برای کنترل آن، نتیجه چندانی ندارد، و اگر داشته باشد دراز مدت و پایدار نیست. تجربه های پیاپی و مکرر تاریخ این موضوع را به روشنی ثابت کرده است. و همه نابسامانیها و ناتوانیها در کار جامعه سازی از این نقطه حساس آغاز گردیده است، که محور اصلی فراموش شده و سرچشمه آلودگی نادیده گرفته شده است. پس اینکه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم درباره انسانهای رستاخیز ظهور به این مضمون می فرماید که روح و روان مردم تربیت می شود، و چشم باطن سیر می شود، و به لطف الهی حس بی نیازی در انسانها پدید می آید، برای توجه دادن به همین جهت اصلی است در آن انقلاب. و همین است که آن انقلاب مانند دیگر انقلابها عقیم و نافرجام نمی گردد، زیرا که دردها را به صورتی اصولی درمان می کند، و خاستگاهها و سرچشمه های اصلی فساد و صلاح را نیک می شناسد، و برای اصلاح آنها درست و دقیق اقدام می کند.
امام علی علیه السلام
... واعلموا انکم ان اتبعتم طالع المشرق سلک بکم منهاج الرسول، فتداویتم من العمی و الصمم و البکم...(262)
-... بدانید اگر شما از انقلابگر مشرق پیروی کنید، او شما را به راه و روش پیامبر راهنمایی می کند، و از بیماری کوری و کری و گنگی نجات می دهد.
طبیعی است که منظور درمان کور و کری و گنگی بدنی نیست، بلکه تداوی روحی است که انسانها می یابند، و چشم و گوش و زبان روحشان گشوده می شود، و بدون مانع و سرگشتگی، روش درست زندگی را کشف می کنند، و مسئولیتها و تعهدهای اجتماعی و خانوادگی و فردی خویش را نیک می شناسند، و راه را از بیراهه تمیز می دهند. و در همه بخشها و مسائل زندگی تکلیف شناس و متعهد خواهند بود.
امام باقر علیه السلام
اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد... و اکمل به اخلاقهم.(263)
- هنگامی که قائم رستاخیز کند، خداوند قوای فکری مردمان را تمرکز دهد... و اخلاق آنان را تکامل بخشد.
در بخش رفاه اقتصادی یاد کردیم که دوران ظهور، روزگار بی نیازی اقتصادی است، بیشتر رقابتهای ناسالم و غیر انسانی از نیاز داشتن و فقر و غنا و محرومیت و شادخواری بر می خیزد و عامل تضاد و درگیری می گردد. هنگامی که رفاه اقتصادی برای همه حاصل آمد و اقتصاد جامعه سامان یافت، رقابتها سالم می گردد و فعالیتهای اقتصادی و تولید و توزیع در حدبالا صورت می گیرد، باانگیزه های معنوی و هدف خدمت به جامعه و مردم. بر مجموع روابط اجتماعی حس برادری انسانی سایه می گسترد، و محیط کار و تلاش به محیط پیشدستی برای رسیدن به کمالات انسانی تبدیل می شود، و حرکت اقتصادی جامعه جهتی الهی - انسانی می یابد.
امام باقر علیه السلام:
قیل لابی جعفر الباقر علیه السلام: ان اصحابنا بالکوفة جماعة کثیرة، فلو امرتهم لاطاعوک واتبعوک. فقال: یجیی ء احدهم الی کیس اخیه فیأخذ منه حاجته؟ فقال: لا. قال: فهم بدمائهم ابخل. ثم قال: ان الناس فی هدنة نناکحهم و نوارثهم و نقیم علیهم الحدود و نؤدی اماناتهم، حتی اذا قام القائم جاءت المزاملة، ویأتی الرجل الی کیس اخیه فیأخذ حاجته لایمنعه.(264)
- برخی از شیعیان، به امام باقر گفتند: ما در کوفه گروه بسیاری هستیم. اگر تو فرمان دهی، همه فرمان برند و پشت سر تو بیایند. گفت: آیا چنین هست که یکی از این گروه بیاید و آنچه نیاز دارد از جیب دیگری بردارد؟. گفتند: نه. فرمود پس این گروه (که برای دادن مال به یکدیگر این گونه بخل ورزند) برای دادن خون خویش (در راه اصلاح جامعه و احقاق حق دیگران) بخیل تر خواهند بود!. آنگاه فرمود: مردم هم اکنون آسوده اند که در حال توقف حرکت تربیتی اسلام به سر می برند. از مردم همسر می گیریم و به آنان همسر می دهیم. از یکدیگر ارث می بریم. حدود را اقامه می کنیم. امانت را باز می گردانیم (یعنی زندگی مردم در همین حد است و نه کاملاً اسلامی)، اما به هنگام رستاخیز قائم، آنچه هست دوستی و یگانگی است، تا آنجا که هر کس، هر چه نیاز دارد، از جیب آن دیگری بر می دارد بدون هیچ ممانعتی.
مزاملة، رفاقت و دوستی خالص است، از: زامله ای صار عدیله علی البعیر: با او رفاقت و دوستی کرد، یعنی همسان او شد و نشستن در یک طرف کجاوه. پس در دوران ظهور رفاقت و دوستی چنان صادقانه انجام گیرد که همه همسطح و همسان یکدیگر زندگی کنند، و مانند دو تن که در دو طرف شتر نشسته اند و متعادل قرار گرفته اند، همگان در مسائل و امور مربوط به معیشت و زندگی و حیات اینگونه تعادلی داشته باشند.
و این، حد بسیار متعالی تکامل اخلاق اجتماعی و تربیت آدمی است، که از محدوده خواستهای شخصی و بستگیهای مادی بگذرد. و روابط به چنین تعادل و توازنی برسد، و محبت و دوستی معیار در روابط اجتماعی گردد، و این روش ارزشمند در سطح اجتماع گسترش یابد.
در رستاخیز ظهور، انسان در اوج تربیت خویش به پایگاهی می رسد که تصور آن در دنیای کنونی دشوار است. در بحران تضادها و کشمکشهای مادی حاکم بر اجتماعات بشری، تصور اجتماعی که مردم آن در روابط اجتماعی، در داد و ستدها، کارخانه ها، مزارع برای سودکار نکنند، و معیار پیوندهای گروهی و جمعی را مبتنی بر اصل سوددهی و سودآوری ندانند، بلکه همه با هم دوست و برادر باشند، و بر اساس برادری و دوستی انسانی به همکاری و مبادله و تلاش بپردازند، آسان به نظر نمی رسد. لیکن استعداد فوق العاده انسان در تربیت پذیری و وجود نمونه های بسیار والا و کاملی از این دست انسانها در همه اجتماعات، موضوع را آسان و ممکن می سازد، بویژه با توجه به عمق و اصالت شیوه های الهی و انسان شناسانه امام مهدی علیه السلام، و ژرفای نفوذ سخن و کلام آن رهبر وارسته و خدایی. با بررسی این جوانب گوناگون، روشن می شود که امکان دارد از همین انسانها، چنان افرادی شایسته ساخت، و راوبط اجتماعی را بر چنان معیارهایی والا بنا نهاد، و بخشهای عظیمی از مشکلات جامعه انسانی را از تربیت درست حل کرد.
انسانها اکنون نیز چنین زمینه ها و استعدادهای تربیتی دارند، لیکن موانع بزرگی نیز بر سر راهشان نهاده شده است. مانع راه تربیت درست انسان حکومتها و مراکز سلطه و قدرت در اجتماعات هستند.(265) سه اهرم ویرانگر یعنی زر به دستان و زورمندان و تزویرگران نمی گذارند که رقابتها، تضادها، کشمکشها از میان برود، و انسان به انسان نزدیک شود، مساوی زندگی کند، رقابتها سالم گردد، تعهد و تکلیف گرامی باشد، مهرورزی و دوستی فراگیر شود، کینه توزی و دشمنی رنگ ببازد.
حکومتهای طاغوتی و قارونهای بشری که یار و یاور یکدیگرند، حیات و پایداری خویش را در گرو رشد تضادها و کشمکشها می دانند، از اینرو انسانها را از یکدیگر دور نگاه می دارند، رقابتهای صد در صد مادی پدید می آورند، بازارهای مصرف کاذب می سازند، زراندوزی و مال پرستی را در ژرفای دلها نفوذ می دهند، و جامعه را به کام دل خویش می سازند. در دوران ظهور که روزگار حرس بزرگ سرزمین زندگی است، این موانع با شمشیر از سر راه انسان برداشته می شود، و مراکز و پایگاههای تحمیل فکر و روش بر اندیشه ها ویران می گردد.(266) ارتباط انسان با کار و کالا و زمین و سرمایه و سود، از چارچوب تحمیلی معیارهای فاسد سرمایه داری آزاد می گردد، و کارگری و کارفرمایی و مزرعه داری و کشاورزی و... مفهوم دیگری به خود می گیرد، و اینها همه در پرتو فرهنگ انسانی و تعالیم مهدی امکان پذیر است و تحقق خواهد پذیرفت.

بخش 15 : پیمان گزاری با یاران خویش

از برنامه ها و روشهای امام مهدی علیه السلام، پیمان گزاری با یاران خویش است. پیمان و بیعت در جامعه اسلامی، از آغاز تشکیل حاکمیت اسلام و پیدایش نخستین جامعه اسلامی رسم شد، و پایه گذاری نخستین مرکزیت و حکومت اسلامی به دست مبارک پیامبر اسلام با آیین بیعت و پیمان گرفتن از یکایک مردم، همراه بود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حجةالوداع و پس از خطبه معروف غدیر، برای زعامت و رهبری پس از خود نیز از مردم حاضر - زن و مرد - بیعت گرفت، که گزاره مشروح آن در کتب حدیث و تفسیر و تاریخ آمده است.(267)
امام مهدی علیه السلام نیز چون نیاکان خویش از یارانش بیعت می گیرد، و با آنان پیمان می بندد. پیمان امام بر سر اصولی است که راه و رسم و شیوه و روش امام را در حکومت تبیین می کند، و قابل ژرف نگری و غوررسی است. اصول این بیعت عبارت است از:
1 - احترام به ارزش انسان.
2 - احترام به حقوق انسان.
3 - دادگری و عدالت گستری.
4 - دوری از هرگونه مال اندوزی و گرایش به سرمایه داری.
5 - دوری از ظلم.
6 - دوری از زندگی اشرافی.
7- دوری از احتکار.
8- ساده زیستی و همسانی با توده های محروم و مستضعف.
9- پذیرش زندگی دشوار و خاکی.
10 - ایثار و فداکاریهای بزرگ.
و...
این اصول، مبانی کلی و شناخته شده همه ادیان الهی است، و شیوه رهبران بحق و راستین در طول تاریخ. همه پیامبران بدون استثنا مردمان و اجتماعات را به این اصول فرا خواندند، و در گام نخست این امور را از یاران و نزدیکان خود خواستند.
شیوه و راه و رسم زندگی پیامبران و حواریان و دستیاران آنان در تاریخ ثبت شده است، و همه، صفحات درخشانی است از:
احترام به ارزش انسان.
رعایت مرزهای دقیق حق و حقوق انسان.
اقامه عدل.
پرهیز از ظلم.
پرهیز از اشرافیگری و مال اندوزی.
پذیرش زندگیهای بسیار سخت و ساده و همسان با فرودستان مردم.
و فداکاریها و گذشتهای فراوان برای استوار داشتن حق و عدالت در جامعه ها.
وضع زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامان علیه السلام نیز روشن است، و جاودانه ترین و درخشان ترین صفحات زرین تاریخ انسان را تشکیل داده است، تاریخی که از انسانیتها، ارزشها، ایثارها سرشار است.
امام بزرگ انسان حضرت مهدی علیه السلام این اصول جاودانه را دیگر بار در پیمان و بیعت خویش با یارانش یادآور می شود، و اساس کار را بر این پایه ها بنا می نهد، و خود نیز با یارانش هم پیمان می شود که چون همه رهبران الهی، به عالی ترین معیارهای حق و عدالت عینیت بخشد، با یاران خود باشد، و چون آنان زندگی کند، و به زندگی ساده و اندک بسنده کند، با مردم باشد، و در میان مردمان، و میان خود و مردم فاصله ای نگذارد و دربان و حاجب نپذیرد.
امام مهدی علیه السلام مانند صمیمانه ترین رهبران تاریخ، چنانکه با یارانش پیمان می بندد که طبق این اصول عمل کنند، و در راستای اهداف الهی قیام او گام بردارند، خود نیز - که تجسم حق و عدل و از گناه و ترک اولی نیز منزه است - با آنان عهد می کند که به این اصول عمل کند، و یکایک معیارهای الهی را در برنامه های خویش به کار بندد. و این والاترین نمونه رهبری است که بشریت بخود می تواند دید، و در گذشته های تاریخ، نمونه های آن، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام بوده اند.
امام علی علیه السلا
انه (القائم) یأخذ البیعة عن اصحابه علی ان... لا یسبوا مسلماً... و لا یهتکوا حریما محرماً، و لا یهجموا منزلاً، و لا یضربوا احداً الا بالحق... و لا یکنزوا ذهباً و لا فضة، و لا براً و لا شعیراً، و لا یأکلوا مال الیتیم... و لا یلبسوا الخز و لا الحریر، و لا یتمنطقوا بالذهب... و لا یحبسوا طعاماً من بر او شعیر، و یرضون بالقلیل... و یلبسون الخشن من الثیاب، و یتوسدون التراب علی الخدود... و یجاهدون فی الله حق جهاده. و یشترط علی نفسه لهم ان یمشی حیث یمشون، و یلبس کما یلبسون و یرکب کما یرکبون، و یکون من حیث یریدون، و یرضی بالقلیل، و یملأ الارض بعون الله عدلاً کما ملئت جوراً... و لا یتخذ حاجباً و لا بواباً.(268)
- (امام) قائم با یارانش پیمان می بندد و از آنان بیعت می گیرد که (به این اصول عمل کنند):... مسلمانی را دشنام ندهند... حریمی را هتک نکنند، به خانه ای (بدون اجازه) هجوم نبرند، کسی را بناحق نزنند، طلا و نقره گنج نکنند، همچنین گندم و جو (مواد غذایی) اندوخته نسازند، مال یتیمان را نخورند... لباس خز و حریر (لباسهای اشرافی) نپوشند. کمربند زرین نبندند(269) ...گندم و جو (فرآورده های خوراکی) را احتکار نکنند، در امور معاش به اندک بسنده کنند... لباس درشت بپوشند و (در حال عبادت و نماز) صورت بر خاک بگذارند... و در راه خدا به جهادی شایسته دست بازند.
(امام) خود نیز متعهد می شود که از همان راهی که آنان می روند برود، و چون آنان لباس بپوشد، و بر مرکوبی مانند مرکوب آنان سوار شود، و چنان باشد که آنان هستند. به اندک بسنده کند، و زمین را با یاری خدای از دادگری بیآکند، پس از آنکه از ستم آکنده باشد... و حاجب و دربانی نگمارد.(270)
والایی این اصول بر کسی پوشیده نیست، بویژه تعهدی که امام در برابر یاران خود می کند که به این اصول چون آنان عمل کند از ارزش و عظمت وصف ناپذیری برخودار است.
انقلابها در طول تاریخ، دچار این آفت بزرگ شده است، که پس از دستیابی به هدفهای نخستین و تشکیل حکومت و تأسیس نظام، انقلاب به نظام تبدیل می شود و انقلابیون فراموش می کنند که برای چه آرمانها و هدفهای نهایی انقلاب کردند و چه اصول و معیارهایی را باید عملی سازند. شگفت آور اینکه حتی از یادها می برند که از چه طبقه ای بودند و باید در خدمت آن طبقه باشند. اینها همه فراموش می گردد، و روحیه و حال و هوای انقلاب سایه بر می گیرد، و سازشکاری به سراغشان می آید، و آزمندی طبیعی انسان و آسایش طلبی به جای ساده زیستی و سخت کوشی انقلابی می نشیند، و به زراندوزی و کاخ سازی و شادخواری روی می آورند. مردم یعنی پایگاه اصلی حکومت و انقلاب را فراموش می کنند، و از آنان فاصله می گیرند، و در قصرها و کاخها مسکن می گزینند، و دربانها و نگهبانان و حاجبان می گمارند، و به توده انسانها پشت می کنند، و با طبقات بالا و خاص جامعه در می آمیزند و بدینسان بوده است سرگذشت غمبار انقلابهای بشری در تاریخ.
سراسر نهج البلاغه، از این غمنامه بزرگ پرده بر می دارد، و امام علی علیه السلام با سوزی جانکاه، بسیاری از دستیاران و کارگزاران حکومت خویش را به باد پرخاش می گیرد، و ایشان را بازخواست می کند، و حضور آنان در مهمانی یک ثروتمند را محکوم می نماید و حتی به محاکمه و برکناری و عزل از مسؤلیت تهدید می کند. و اینها همه، برای همین بود که برخی از آنان پس از رسیدن به حکومت و مقام و پست و دستیابی به بیت المال و امکانات رفاهی، هدفهای اصلی و آرمانهای مردمی و مسئولیتهای الهی را فراموش می کردند.
امام مهدی علیه السلام، این آخرین یادگار پیامبران و اولیای خدا، برای پیشگیری از این آفت بزرگ، چنین اصولی را در شرایط بیعت خویش می گنجاند و اصول کار را مشخص می سازد، و با یارانش در آن باره تجدید عهد می کند، با اینکه یاران درجه یک آن امام، انسانهای خود ساخته و استثنایی هستند، و دین باورانی بی نظیرند که کمتر رهبری چون ایشان دستیاران و حواریانی داشته است، با اینهمه، چنین پیمان و بیعتی، راه را هموارتر و کار را استوارتر می سازد.
موضوع بیعت و اصول و مواد آن، برای همه دوستداران و منتظران، آموزنده است. و آیا ما نباید با امام خود بر رعایت این امور بیعت کنیم؟ و آیا شیعیان و منتظران با این اصول با امام خود هم پیمان می شوند، آیا می توانند این معیارها را در زندگی خویش پدید آورند: به مسلمانی دشنام ندهند، حرمت و حریمی را هتک نکنند، کسی را بناحق نزنند، طلا و نقره گنج نکنند، لباسهای اشرافی نپوشند و پول و ثروت گرد نیاورند، خوراک و مایحتاج مردم را احتکار نکنند، به اندک خشنود باشند و بسنده کنند، لباسهای درشت و ساده بپوشند، و هزینه های اضافی را به محرومان برسانند. و...
آیا می شود هر روز دعای عهد بخوانند - دعای مبارکی که چون بیعت و پیمان با امام غائب است - و در مجالس صبح های جمعه شرکت کنند، و آنگاه همینکه پای به داخل جامعه گذاردند، همه اصول عدل و انصاف و انسانیت را زیر پا نهند، و به احتکار و گرانفروشی و استثمار و چپاول حقوق مردم و زراندوزی و شادخواری و خوشگذرانی بپردازند؟ و از استثمار و ظلم و غصب کار مایه کارگر و کشاورز و انسانهای محروم کاخها بسازند، و وسایل عیش و طرب فراهم آورند، و زیستی طاغوتی داشته باشند، و مجالسی طاغوتی بر پا کنند، و عروسیهایی قارونی بگیرند؟ و از غم و درد و محرومیت انسانهای محروم فارغ باشند؟ تشخیص راستی و درستی این ادعاها کار چندان دشواری نیست؟!(271)

بخش 16 : وضع معابد

در دوران ظهور، مذهب به سوی هدف اصلی هدایت می شود، و جهتگیری و حرکت مذهبی، در راه سعادت و رفاه و تعالی انسان قرار می گیرد، و از قشریگری و سطحی نگری و تجمل گرایی زاید - که کار مذاهب باطل یا منحرف است - دور می گردد. از این رو، امام مهدی علیه السلام، در آغاز رستاخیز خویش به پیرایش شهرها و آبادیها از مظاهر تجمل گراییها و مصرف زدگیها، بویژه در سازمانها و مؤسسات مذهبی می پردازد. امام همه امکانات و نیروها را صرف هدفهای اصلی مذهب می کند یعنی برپایی عدالت و رفاه عمومی و نجات انسانها از چنگال اهریمنی ظلم و محرومیت. برای تحقق این آرمانها، بضرورت تزیین معابد و مساجد، و ظاهرسازیهای بی محتوا و تشکیلات عریض و طویل به نام مذهب و دین ممنوع می گردد، و همه مظاهر اینگونه معابد ویران می شود، و کسانی که بخش عمده ای از ثروت جامعه را صرف اینگونه تجملات و تشریفات کرده و از فقر و تهیدستی انسانها نگران نشده اند کنار زده می شوند، و معابد به صورت ساده و بی آرایش و دور از هرگونه تزیین و تجمل در می آید، و مظاهر زندگی دنیا و دنیاداران از راه خدا و خانه خدا و معابد دینی زدوده می گردد.
مبارزه با بدعتها و روشهای ناانسانی و غیر اسلامی در همه زمینه ها، - بویژه تصفیه مذهب و سازمانهای وابسته به آن - از کارهای اصلی امام موعود علیه السلام است. از این رو، ریشه سوزی بدعتها در مساجد و معابد کاملاً مورد توجه است.
از ویژگیهای دوران پیش از ظهور و کژیها و نادرستیها و انحرافهایی که سراسر عالم را فرا گرفته است، نفوذ تزیین و تشکیلات و مظاهر دنیاپرستی در درون معابد است. هر چه معابد و مساجد از حقیقت خالی شود، از ظواهر نفیس و آرایشی پر می گردد. بر این موضوع در احادیث معصومان علیه السلام تأکیدهای فراوانی شده است:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
... و حلیت المصاحف و زخرفت المساجد...(272)
-... (در آخر الزمان) قرآنها را زینت می کنند، و مساجد را آذین می بندند...
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
یا سلمان!... ان عندها تزخرف المساجد کما تزخرف البیع و الکنائس، و تحلی المصاحف، و تطول المنارات و تکثر الصفوف بقلوب متباغضة و ألسن مختلفة...(273)
- ای سلمان!... در آخر الزمان مساجد آذین بندی شود، مانند کلیساها و کنیسه ها، و قرآنها را زینت کنند، و مناره ها بلند گردد، و صف نمازگزاران زیاد شود، که با دلهای پر از کنیه و زبانهای چند گونه گرد آیند...
جای شگفتی است،آیا آیین الهی اسلام، که در سراسر تعالیم خود با مظاهر دنیایی و دنیا پرستی و تجمل گرایی و اشرافیگری که شیوه زندگی مترفان و مسرفان و متکاثران و از خدا بیخبران و طاغوتان و طاغوتچگان است مبارزه می کند، و با تعبیرهایی کوبنده و قاطع بر این امور خط سرخ می کشد، این امور را در معابد و مساجد و سازمانهای وابسته به خود می پذیرد؟ آری غفلت از مسائل اصولی جامعه توحیدی و نیازهای اصلی جامعه مؤمنان، باعث چنین انحرافهایی شده است، و چنین بدعتهایی جزو شعائر دین خدا و مایه ترویج دین به حساب آمده است. و این امر از بیخبری از مبانی دین و روح تعالیم اسلام برخاسته است، و یا خواسته ها و هواهای نفسانی و نوعی دنیاداری است، که الهی جلوه کرده است. در رستاخیز ظهور، این بدعتها از دامن کتاب خدا و ساحت مساجد پیراسته می شود. و دین از هر گونه مظاهر مادی پاک می گردد، و دین خالص در مساجد و معابد عرضه می شود.
در این بخش، سخن از بزرگی و فراخی معابد و مساجد نیست، زیرا که بزرگی مساجد و محافل مذهبی باید به فراخور جمعیتها و آبادیها باشد، و امام خود مسجدی در بیرون شهر کوفه بنا می کند که هزار در دارد.(274) و البته مرکزیتی که کوفه در دوران ظهور می یابد، و گروه گروه مردم آبادیها و سرزمینهای دور و نزدیک بدان سوی روی می آورند، چنین گسترشی را ناگزیر می سازد.
همواره در طول تاریخ معابد و مساجد گرفتار چنین تشریفاتی شده است، و اینها به دست بانیان اصلی دین، بنیاد نشده و ایجاد نگردیده است، یعنی به نوع مذاهب که بنگریم در آغاز ظهور و در اصل از سادگی و بی آلایشی فراوانی برخوردار بوده است، و آلایشها و آرایشها همه در دوره های بعد و به دست دنیا اینگونه تعبیر برای بیان فزونی و کثرت است. دارانی که در محافل دینی نفوذ کرده اند صورت گرفته است. می توان احتمال داد دنیاداران مسرف و مال اندوز می خواسته اند با اینگونه کارها و هزینه گزاریها، حربه دین علیه خودشان را کند کنند، و بر آن همه ظلمها و حقکشیها سرپوش گذارند، و از این رهگذر مانع طرد و لعن و بی اعتنایی محافل مذهبی نسبت به خودشان گردند.
این موضوع در زمان حاضر نمونه های زیادی دارد، و شاید در گذشته نیز چنین بوده است. یا اینکه معابد مجلل مذهبی به دست حکومتهایی پایه ریزی می شده است که در اصل و بنیاد ضد مذهبی بوده اند، و از اینراه قصد داشتند توده های مردم را بفریبند، و خود را دین باور و دوستدار مذهب و آیین خدا بنمایانند، تا از خشم و نفرت عمومی و شورش مردمان در امان بمانند، و این نیز نمونه های فراوانی بویژه در جامعه های اسلامی دارد.
امام باقر علیه السلام
اذا قام القائم علیه السلام سار الی الکوفة، فهدم بها اربعة مساجد، و لم یبق مسجد علی الارض له شرف الا هدمها و جعلها جماء...(275)
- آنگاه که قائم قیام کند، وارد کوفه می شود، و دستور می دهد تا مساجد چهارگانه آن را خراب کنند، و هر مسجدی در روی زمین که دارای کنگره (طاغهای بلند، گلدسته ها) باشد، تخریب می گردد، و تمام مساجد هموار (بی برج و بارو و گنبد و گلدسته) خواهد شد...
امام صادق علیه السلام
اذا قام القائم هدم المسجد الحرام حتی یرده الی أساسه، و حول المقام الی الموضع الذی کان فیه...(276)
- هنگامی که قائم قیام کند مسجد الحرام را ویران کند تا به جای پایه های نخستین خود باز گردد، و مقام ابراهیم علیه السلام را به جایگاه پیشین باز گرداند...
حتی مسجد الحرام از این بدعت زدایی و پیرایش الهی، در امان نیست، و تشکیلات و تشریفات از دامن این معبد بزرگ الهی نیز دور می گردد و به شکل نخستین باز می آید و برای اهمیت موضوع احادیث دیگری را می آوریم:
امام باقر علیه السلام
اذا قام القائم، دخل الکوفة و امر بهدم المساجد الاربعة، حتی یبلغ أساسها، و یصیرها عریشاً کعریش موسی، و یکون المساجد کلها جماء لا شرف لها کما کان علی عهد رسول الله صلی الله علیه و آله...
- آنگاه که قائم علیه السلام قیام کند، وارد کوفه می شود، و دستور می دهد تا مساجد چهارگانه آن را خراب کنند تا به اساس (پایه و اصل نخستین خود) برسد، آنگاه آنها را به صورت سایبانی چون سایبان حضرت موسی می سازد، و تمام مساجد هموار (و بی برج و بارو و گنبد و گلدسته) خواهد بود، و کنگره ای نخواهد داشت چنان که در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله بوده است...
پیرایش معابد از مظاهر دنیایی ویژه مسلمانان نیست، و اگر برخی مذاهب اهل کتاب بمانند، معابد آنان نیز باید بی آلایش باشد و از زر و زینت پاک باشد. تشریفات در بناهایی چون کلیساها و کنیسه ها و... در سراسر جهان، چه مخارج هنگفتی بر دوش توده های انسانی گزارده است؟ و چه بار سنگینی انسانها بر دوش کشیدند تا آنها ساخته و سرپا شده است؟ و چه بار سنگینی را باید بر دوش بکشند تا دایر و آباد بماند؟ با بررسی این مسائل در کنار وجود ضروری ترین نیازها که میلیونها انسان را از پای در می آورد اهمیت موضوع روشن می گردد.
در بسیاری از کشورها، در کنار مشکلات فراوان انسانی که برای توده های مردم هست و حداقل زندگی برای اکثریت مردم تأمین نشده است، چه معابدی با چه تزیینهایی سر به آسمان کشیده است، و چه خرجهای کلانی را بر مردم تحمیل می کند. در قرون گذشته نیز چنین بوده است،(277) و وضعیت زیست توده های مردم از سویی و حجاریها و کندکاریها و زیورهایی که بر در و دیوار معابد شده است از سوی دیگر، قابل بررسی است. در مجموع می توان گفت: هزینه های سنگین معابد و مساجد از جمله بارهای گرانی است که بشریت در دوران تاریخ بدون دلیل اصلی از شرع - بر دوش کشیده است، و مذهب که عامل نجات انسان بوده است پس از گذشت زمان و در گذشت یا غیبت بنیان گذاران اصلی، به عامل تحمیل و تشریفات تبدیل گردیده است.
این بدعتها و دشواریها نیز به دست امام مهدی علیه السلام ریشه کن می شود، و دیگر بار دین خدا، به راه و روش اصلی و مورد رضای الهی باز می گردد.
امام باقر علیه السلام
اول ما یبدء به قائمنا سقوف المساجد فیکسرها و یأمر بها فتجعل عریشاً کعریش موسی.(278)
- قائم علیه السلام ما در نخستین اقدامهای خویش، سقفهای (گنبدها و ایوانهای بلند) مساجد را درهم می کوبد، و دستور می دهد که آنها را سایبان چون سایبان حضرت موسی علیه السلام بسازند. (که از هرگونه تشریفاتی بدور باشد).
امام حسن عسکری علیه السلام
ابی هاشم الجعفری: کنت عند ابی محمد علیه السلام فقال: اذا قام القائم امر بهدم المنار و المقاصیر التی فی المساجد، فقلت فی نفسی: لای معنی هذا؟ فاقبل علی فقال: معنی هذا انها محدثه مبتدعة لم یبنها نبی و لا حجة.(279)
- ابو هاشم جعفری گوید: نزد امام حسن عسکری علیه السلام بودم که فرمود: هرگاه قائم قیام کند دستور دهد تا مناره ها و محرابهای (مزین) داخل مساجد را ویران کنند. می گوید با خود اندیشیدم که این کار چه معنا دارد؟
امام به من رو کردند و فرمودند: معنای اینکار این است که این چیزها اموری است بدعت آمیز، که نه پیامبری آنها را ساخته است و نه امامی.
در فرهنگ اسلام و تعالیم قرآن کریم و رهبران راستین الهی، برترین چیز - پس از حق الهی - حق انسان است. در احادیثی آمده است: حق مؤمن از حق کعبه بزرگتر است. و کعبه بزرگترین معبد و عزیزترین مکانی است که به خدا منسوب است.
امام صادق علیه السلام
والله ان المؤمن لا عظم حقاً من الکعبة...(280)
- به خدای سوگند که حق مؤمن، از حق کعبه بزرگتر است...
نیز این موضوع در دین خدا ثابت شده است که عبادتی برتر از ادای حق و حقوق مؤمنان نیست:
امام صادق علیه السلام
ما عبد الله بشی ء افضل من أداء حق المؤمن.(281)
- عبادتی برتر از ادای حق مؤمن نیست.
برای اهمیت موضوع تعلیم دیگری را از امام صادق علیه السلام می آوریم:
امام صادق علیه السلام
انه لیس یقدر احد علی صفة الله و کنه قدرته و عظمته...فکذلک لا یقدر احد علی صفة رسول الله صلی الله علیه و آله و فضلنا... و ما اوجب من حقوقنا. و کما لا یقدر احد ان یصف فضلنا، و ما أوجب الله من حقوقنا فکذلک لا یقدر احد ان یصف حق المؤمن و یقوم به...(282)
- هیچکس نمی تواند خدای را توصیف کند و ژرفای قدرت و بزرگی او را باز گوید... همچنین هیچکس نمی تواند اوصاف پیامبر صلی الله علیه و آله و برتریهای ما را با زبان باز گوید، و حقوق واجب ما را (بر شمارد). و چنانکه کسی نمی تواند فضیلتهای ما و حقوق واجب خدایی ما را بر شمارد، همچنین هیچکس نمی تواند حق مؤمن را توصیف کند، و آن را به انجام برد...
این حق و حقوق، مفهومی تجریدی و دور از واقعیات زندگی ندارد، و اینطور نیست که صرفاً جنبه اخلاقی داشته باشد و تنها احترام اخلاقی در این باره کفایت کند.
یعنی هرگاه در کوچه و خیابان و دیگر مراکز اجتماعی مؤمنی دیده شد با احترام به او سلام بدهند و تعظیم کنند؟ نه، این ادای حق مؤمن نیست، بلکه حق و حقوق تعبیری است از واقعیتهای ملموس زندگی. هر گونه نیازی در زندگی یک انسان است، حقی بر جامعه و فرد ایجاب می کند. و نیازهای ضروری و حیاتی افراد و جامعه روشن است.
مسائل ضروری خوراک، پوشاک، مسکن، دارو و درمان، علم و آموزش و... حقوقی است که باید نسبت به همه ادا شود، و همگان در برابر این حقها مسئولیت دارند، و کمترین حقوق، رفع نیازهای مادی مؤمنان است.(283) و ادای این حقوق بالاترین عبادتها است.
و آیا در برابر این حق و حقوقها که تکلیف مردم و جامعه و مسئولان اجتماع است، می توان به تجمل گرایی و مصرفیگری روی آورد، و به آرایش و آذین بندیها دست زد، و محرومیتها و سختیها و گرفتاریهای مؤمنان و جامعه ایمانی را نادیده گرفت.
امام باقر علیه السلام
عمر بن جمیع قال: سألت ابا جعفر علیه السلام عن الصلاة فی المساجد المصورة؟ فقال: اکراه ذلک، و لکن لایضرکم الیوم، و لو قد قام العدل لرأیتم کیف یصنع فی ذلک.(284)
- عمر بن جمیع گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: نماز گزاردن در مساجدی که نقش نگار دارد (آیینه کاری، کاشیکاری و تزیینات دارد) چگونه است؟ امام فرمود: این کار را خوش ندارم، و در این روزگار (روزگار عدم حاکمیت اسلام بر جامعه) این موضوع ضرری برای شما ندارد، لیکن اگر عدالت (بر جامعه) حاکم گردد، خواهید دید که در این امور چگونه عمل می کند؟
در این کلام امام باید دقت کرد که اگر عدالت بر جامعه حاکم گردد شیوه مسجدسازی دگرگون می شود و تزیین و تصویرسازی در مساجد منع می گردد. از این کلام معلوم می شود که اینگونه کارها در مساجد بر خلاف عدالت است و در دوران حاکمیتهای غیر اسلامی مسکوت گذارده شده است. از این رو جامعه اسلامی و دست کم جامعه شیعه مذهب و مدعی انتظار باید پیش از دوران ظهور به عدل تن دهند و از این آرایشها و ظاهرسازیها دست بردارند، و به انسانها بنگرند و شکمهای گرسنه، و بدنهای برهنه، و کمبودهای وحشتناک مدرسه و مسکن و دارو دیگر لوازم زندگی را در نظر آورند، و از مقدار ضرورت در مساجد و معابد فراتر نروند، و به جای مساجد غیر ضروری و تشریفاتی و اختلاف برانگیز مدرسه بسازند، بیمارستان بسازند، برای خانواده های مستضعف و بی سرپرست کار و مسکن تهیه کنند، و سرانجام برای تربیت مادی و معنوی فرزندان جامعه سرمایه گذاری کنند، و انسان نمازگزار و مؤمن و قلب خداشناس تربیت کنند.
ممکن است برخی ساده اندیشان دور از فرهنگ و جاهل به نسل و زمان معاصر و بیگانه از واقعیتهای ملموس زندگی، بپندارند که مساجد مجلل و مناره های سر بفلک کشیده و زرنگار و...ترویج دین و شعائر اسلامی است؟. این پندار پوک، بیانگر بیخبری از مسائل حیات بشری و نیازها و گرایشها و گزینشهای انسان امروز بویژه نسل جوان است. نیز حاکی از نادانی و جهل به شیوه ها و روشهای درست نشر و گسترش مبانی دین است. نیز حاکی از بی اطلاعی از بریدگیها و سرخوردگیهای بحق نسلهای سرگران و بی آینده است. بویژه نسلهای درس خوانده و آگاه.(285)
امروز هر مکتب یا مذهبی که به مشکلات انسان پاسخی اصولی و درست داد و راه حلهایی اصولی و ریشه ای ارائه کرد، در جامعه و اندیشه نسلها - بویژه جوانان - نفوذ می کند و پذیرفته می شود،گر چه تشکیلات و سازمانهایی ساده و بی آرایش داشته باشد، و هر مرام و مذهبی که از حل مشکلات بشری - در تئوری و عمل - عاجز ماند، و حرف حساب و طرح و برنامه ای نداشت، و پاسخگوی نیازهای اصلی انسان و اجتماعات انسانی نبود کنار زده می شود،گر چه از سازمانها و مؤسسات مجلل برخوردار باشد، و در معابد و ساختمانهای سر بفلک کشیده و تشریفاتی تبلیغ کند.
بنابراین، شعائر دین به معنای واقعی کلمه، بر افراشتن پرچم دین و آیین توحید در درون دلها و عمق زندگیها است. و این مهم تحقق نخواهد پذیرفت مگر در صورتیکه دین به عنوان مکتب و نظامی راهگشای حل مشکلات اصلی و پاسخگو به مسائل ضروری حیات انسانی به میدان آید.
در این نوشته - که هدفی جز تبیین دین خدا، و اصلاح جامعه اسلامی ندارد - پیشنهاد می شود که همه آن نیکوکاران که با حسن نیت به چنین مسجد سازیها و حسینیه سازیها دست می زنند، سرمایه هاشان را در راه کارهای تولیدی صرف کنند تا جامعه را به خودکفایی برسانند و امت اسلامی را از وابستگیهای وحشتناک و اسارت بار حتی در مواد غذایی برهانند و از در آمد این سرمایه گذاریها معابد و مساجد را بسازند تا در این دوره حساس از تاریخ این مملکت اسلامی که دوران سازندگی است به تکلیف ضروری و نخستین و فوری خود عمل کرده باشند. البته تن دادن به این پیشنهاد فهم اقتصادی و اسلامی درست می خواهد و مشاورینی دلسوز و وطن پرست. و متأسفانه این هر دو در جامعه ما کمیاب است.