فهرست کتاب


عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام

محمد حکیمی‏

بخش 11 : آیین و روش جدید

با توجه به اینکه قرآن کریم کتاب جاودان الهی است. و اسلام آیینی ابدی، چگونه امام مهدی علیه السلام آیین جدید و کتاب تازه برای بشریت به آرمان می آورد. او تحکیم بخش دین اسلام و گسترنده قانون قرآن در سراسر گیتی است، پس ناگزیر باید اسلام و تعالیم قرآن کریم را به اجتماعات بشری عرضه کند و مردمان را به پذیرش و باور اصول و فروع آن فراخواند.
آیین نو و کتاب جدید و برنامه و راه و روش تازه و دیگر تعبیرهایی از این دست که در احادیث رسیده است، برای تبیین مسائلی است:
1- احکام و معارف فراوانی از مجموعه فرهنگ اسلام، در گذشته بنا به عللی تبیین نگذشته است، یا متناسب با سطح فرهنگ و فکر اجتماعات گذشته نبوده است، یا زمینه عملی آنها وجود نداشته است. باز گویی چنین معارف و علوم و مسائلی، بیگمان برای جامعه اسلامی، ناشناخته خواهد بود و چون امام مهدی علیه السلام این تعالیم را از ظاهر و باطن قرآن کریم استنباط می کند و به مردم می آموزد، برای آنان تازگی دارد و آیین نو و کتاب جدید انگاشته می شود.
2- تعالیم و احکامی از قرآن کریم و اسلام فراموش شده و از یادها رفته است، به گونه ای که در جامعه های اسلامی ناآشنا و برای مسلمانان ناشناخته است. طرح این مسائل نیز کتاب و آیین نو پنداشته می شود.
3- اصول و احکام فراوانی دچار تحریف و دگرگونی معنوی یا موضعی گشته است، و امام آنها را چنانکه در اسلام اصیل بوده است دیگر باره مطرح می سازد، و تحریف و انحرافهای روی داده را روشن می کند و مفهوم حکم یا جایگاه آن را مشخص می سازد، و این با طرز تلقی و برداشت عمومی مردم و علما سازگاری ندارد از این رو برنامه جدید و راه و روش تازه حساب می شود. (226)
بنابراین، معنای آیین تازه و کتاب جدید، این چگونگیها است. اکنون برای تبیین بیشتر این موضوع سخنی از استاد معارف حقه، متاله بزرگ خراسان، حضرت شیخ مجتبی قزوینی خراسانی - اعلی الله مقامه - می آوریم:
... مراد از این روایات (احادیث کتاب جدید و آیین تازه) این است که حدودی را که از بین رفته احیا می کند، و بدعتهایی را که در بین مردم رایج شده و در شعائر اسلامی ظاهر گشته است، منسوخ می نماید، و از این رو روش او را دین تازه پندارند...(227)
می توان گفت بیشترین مسائلی را که امام مورد توجه قرار می دهد و برای جامعه های اسلامی تازه و جدید جلوه می کند و ناشناخته و ناآشنا می نماید، مسائل مربوط به عدالت اجتماعی و امور مالی و معیشتی است، یعنی موضوعی که انسان گذشته سخت نیازمند به آن بوده و بدان نرسیده است. و همین امر نیز مشکل نابسامانی اصلی زندگی بشر امروز را تشکیل می دهد و اجرای آن یعنی برقرار سازی عدل و دادگری در سراسر گیتی، از اقدامهای اصلی امام مهدی علیه السلام خواهد بود.
به عنوان مثال: اگر امام موعود علیه السلام به موضوع مساوات اسلامی شکل قانونی و الزامی بدهد چنانکه در احادیث رسیده است:
امام صادق علیه السلام:
اسحاق بن عمار، قال: کنت عند ابی عبدالله علیه السلام فذکر مواساة الرجل لاخوانه، و ما یحب له علیهم. فدخلنی من ذلک. فقال: انما ذلک اذا قام قائمنا وجب علیهم ان نجهزوا اخوانهم و یقووهم.(228)
- اسحاق بن عمار می گوید: نزد امام صادق بودم او از تساوی مردم با یکدیگر، و حقی که هر کسی بر دیگری دارد، سخن گفت. من سخت در شگفت شدم، فرمود: این، به هنگام رستاخیز قائم ماست، که در آن روزگار، واجب همگانی است که به یکدیگر وسایل رسانند و نیرو بخشند.
و این موضوع در بسیار دیگر از تعالیم اسلامی آمده است، لیکن به نام احادیث اخلاقی، کنار گذاشته شده و در فقه مطرح نگشته است، و در برنامه های الزامی حکومتها و اجتماعات اسلامی به صورت اصل و قانون تثبیت نشده است. و روشن است که چون این تعالیم عملی شود، به صورت احکامی جدید جلوه می کند.
اگر امام مهدی علیه السلام عدل و عدالت را زیر بنا و علت و محور همه احکام معرفی کند، صحت و اسلامیت هر حکم را در مقدار سازگاری آن حکم با عدل و عدالت اعلام دارد، موضوعی ناآشنا و تازه به نظر نخواهد رسید.
اگر امام مهدی علیه السلام مسئله ارزش انسان و رسیدگی به او، و رفاه حال او، و حقوق انسانی را بر همه حق و حقوقهای فرعی و فردی حاکم بداند و معیار و محور اصلی حق مالکیت، تجارت و مبادلات، حق آزادی و دیگر حقوق و تعالیم را، عدالت و رفاه حال انسانها بشناساند، و هر حق و حقوق فردی و گروهی را که به رفاه و آسایش و رشد و تأمین زندگی معقول انسان نینجامد، غیر اسلامی و نادرست اعلام کند، آیا... امری تازه به شمار نمی آید؟
اگر امام مهدی علیه السلام وجوه اسلامی را به نفع طبقات محروم افزایش دهد، تا آن مرز که زندگی همه مردم تأمین شود و همگان به رفاه معیشتی درست دست یابند و فقر کمبودی در کل جامعه نماند امری ناآشنا و برنامه ای تازه نیست؟
اگر امام مهدی علیه السلام مالکیت فردی را در برابر نیازهای ضروری مردم محدود سازد، و اجازه ندهد افرادی انگشت شمار ثروتهای کلان و افراطی داشته باشند، در جایی که گروههای فراوانی به سطح متوسط زندگی دست نیابند و در حد تفریط قرار داشته باشند، این امر نیز جدید و تازه پنداشته نمی شود؟
اگر امام احکام ضرر و زیان یا عسر و حرج را به طور دقیق و گسترده در جامعه عملی سازد، تا جایی که بسیاری از کارها و برنامه های اقتصادی و معیشتی معمول مردم - که طبق شرع حاکم کنونی درست است - ممنوع و نامشروع به شمار آید این امور برای مردم حکمی تازه و دعوتی جدید نخواهد بود.
اگر امام مهدی علیه السلام از طواف مستحب با وجود کثرت طواف واجب، منع کند نیز ناشناخته است.
اگر امام مساجد و معابد مجلل و تزیین یافته شهرها و آبادیها را خراب کند، و همه زواید و تشریفات و کاشی کاریها و گنبدها و گلدسته ها و زیورهای آنها را بپیراید، بودجه آنها را برای رفاه حال انسانها صرف کند و مساجد و معابد را ساده و بی آرایش و بی آلایش بسازد نیز کاری تازه و بر خلاف راه و روش معمول و افکار عمومی نیست؟
اگر امام موعود علیه السلام روایات معارف و اصول دین را دیگر بار مطرح سازد، و آنها را از فلسفه های بشری - یونانی و غیر یونانی - جدا کند، و از پنداشته های عرفای بشری نیز متمایز سازد برای برخی نو پیدا و دینی تازه جلوه نمی کند؟
اگر امام مهدی علیه السلام مانع الزکاة را گردن زند، چنانکه در احادیث رسیده است: ویقتل مانع الزکاة:(229) مهدی، مانع الزکاة را می کشد، دینی جدید محسوب نمی شود؟
اگر امام مهدی علیه السلام رباخواران و غاصبان حقوق و اموال انسانها را که سراسر دوران عمر خود به چپاول و غصب و گرانفروشی و احتکار و... گذرانده اند، به چوبه دار آویزد (دست کم به عنوان مفسد فی الارض)، گرچه ظاهر الصلاح و مسلمان باشند، روش نوینی پنداشته نخواهد شد؟
اگر امام مهدی علیه السلام سود در مبادلات بازرگانی و داد و ستدها را بردارد و مردمان را مأمور سازد تا هر کس بصورت خدمتگزاری نسبت به جامعه کار کند و در برابر کالای عرضه شده سودی نگیرد، و خود نیازهای خود را همینسان از دیگران تأمین کند، چنانکه در احادیث رسیده است، امری تازه جلوه نخواهد کرد؟ حدیث این است:
امام صادق علیه السلام
سألت ابا عبدالله علیه السلام عن اخبر الذی روی: ان ربح المؤن علی المؤمن رباً... ما هو؟ فقال: ذلک اذا ظهر الحق و قام قائمنا اهل البیت!...(230)
- راوی می گوید: از امام صادق پرسیدم که این روایت سود گرفتن مسلمان از مسلمان رباست معنایش چیست؟ فرمود: این به هنگام ظهور حق و رستاخیز قائم آل محمد صلی الله علیه و آله است...
اگر امام مهدی علیه السلام بر بیشتر تفسیر و تأویلهایی که در قرآن کریم و احادیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیه السلام صورت گرفته است خط بطلان بکشد، و آراء و اندیشه ها را تابع و پیرو قرآن سازد و در چارچوبهای قرآنی در آورد چنانکه امام علی علیه السلام فرموده است: (یعطف الرأی علی القرآن بعد ما عطفوا القرآن علی الرأی(231) آراء را پیرو قرآن قرار می دهد پس از آنکه قرآن را پیرو آراء قرار داده بودند) این برخورد برای بسیاری مایه شگفتی و تازگی نیست، زیرا که نظام کار در تفسیر و حدیث و فقه و مبانی دین شناسی رایج را به همه می ریزد.
و بدینسان مسائل و معارف و احکام جدیدی را امام مطرح می کند که برای مردم ناشناخته است و آنها را آیین جدید و کتاب تازه می انگارد، و گهگاه با امام بر سر این مسائل درگیر نیز می شوند. و در این صورتها جنگ با خودی و جامعه اسلامی رخ می دهد.
امام علی علیه السلام:
... فیریکم کیف عدل السیرة و یحیی میت الکتاب و السنة...(232)
-... پس عدالت و دادگری را به شما می نمایاند و قوانین مرده قرآن و سنت را (دگربار) زنده می کند...
در این سخن امام علی علیه السلام دو موضوع مطرح شده است و هر دو در ارتباط با دوران ظهور، اهمیتی ویژه دارد:
1- امام مهدی علیه السلام چگونگی وحد و حدود و قلمروی گسترده و عمیق عدالت اجتماعی در اسلام را نیک می شناساند، و احکام و برنامه های آن را تبیین و تفسیر می کند. این تعلیم والا روشن می کند که حوزه شناخت جامعه اسلامی آن روز از عدالت و قسط واقعی اسلامی، درک و دریافتی محدود داشته است، و عدالت اسلامی ژرفتر و عمیقتر از آن است که در روزگار قبل از ظهور شناخته بوده است. این شناخت عمیق و همه جانبه از عدالت اجتماعی در هنگامه ظهور تحقق می پذیرد. در دعاهایی که درباره حضرت مهدی علیه السلام رسیده است به این حقیقت اشاره دارد: اللهم طهر به بلادک... حتی تنیر بعدله ظلم الجور... و توضح به معاقد الحق، و مجهول العدل...(233)
- خداوندا! سرزمینها را به دست مهدی علیه السلام پاک گردان...تا با فروغ عدالت او سیاهیهای ستم زوال پذیرد، و پایگاه های حق آشکار گردد و عدل ناشناخته شناخته گردد.
2- بخشهایی از کتاب و سنت نبوی و دیگر رهبران معصوم، چنان متروک و رها شده و پوشیده مانده است که گویا مرده است، و در افکار عمومی جامعه - و حتی افکار متخصصان و عالمان - نیز مطرح نیست. این بخش از تعالیم اسلامی دیگر بار احیا می شود، و در متن آموزشهای اسلامی قرار می گیرد، و به صورت قانون و برنامه رسماً اعلام می گردد، و به عینیت و عمل در می آید. و به همین جهت ها است که احکام و برنامه های امام مهدی علیه السلام برای مردم تازگی دارد. در دعایی درباره امام غایب علیه السلام رسیده است:
...و ابدی ما کان نبذه العلماء وراء ظهورهم مما اخذت میثاقهم علی ان یبینوه للناس و لا یکتموه...(234)
-... مهدی علیه السلام آشکار می سازد مسائل (و حقایقی) را که عالمان آنها را پس پشت افکندند (و از نشر و اظهار آن خودداری کردند.) حقایقی که از ایشان پیمان گرفته شده بود تا آنها را به مردمان باز گویند و از آنان پوشیده ندارند.
امام مهدی علیه السلام این بخشها از احکام و آیین خدای را آشکار می سازد و بدون هیچگونه بیم و هراس از فرد یا افراد یا طبقاتی از جامعه، حقایق اسلام را آشکار می کند، اگر چه گروهها و افرادی را خوشایند نباشد.
در حدیثی که از امام علی علیه السلام بازگو کردیم از جمله چنین آمده است:
امام علی علیه السلام:
... الا و فی غد و سیأتی غد بما لا تعرفون...(235)
-... بدانید که در فردا (حوادثی پدید می آید) و در آینده مسائلی رخ خواهد داد که برای شما ناآشنا و ناشناخته است...
این کلام دو منظور را ممکن است تبیین کند: نخست اینکه در فردا و آینده حوادثی پیش می آید و آینده آبستن حوادثی است که برای شما و جامعه اسلامی ناشناخته است. بنابراین معنای کلام امام علی علیه السلام به حوادث و تحولات تاریخی روزگاران ظهور توجه دارد. دوم اینکه منظور طرح مسائل و بخشهایی از فرهنگ عمومی اسلامی است که تا آن روزگار عرضه نشده و زمینه ها و یا موضوعات آن تحقق نیافته است، یعنی مسائل و مطالبی که برای جامعه اسلامی پیش از ظهور ناآشنا و ناشناخته است و کاملاً تازگی دارد.
امام صادق علیه السلام:
اذا قام القائم جاء بامر غیر الذی کان.(236)
- آنگاه که قائم علیه السلام قیام کند، مسائلی را مطرح می کند که در گذشته نبوده است.
امام صادق علیه السلام:
... سألته عن سیرة المهدی، کیف سیرته؟ فقال: یصنع کما صنع رسول الله صلی الله علیه و آله یهدم ما کان قبله کما هدم رسول الله امر الجاهلیة و یستأنف الاسلام جدیداً.(237)
-... درباره راه و روش مهدی علیه السلام از امام صادق علیه السلام پرسیدم، امام گفت: راه و روش او چون پیامبرصلی الله علیه و آله است، یعنی هر چه را پیش از او باشد ویران می کند، چنانکه پیامبر (نظام) جاهلیت را ویران ساخت، و اسلام را از نو می سازد (و آموزش می دهد).
این حدیث، ابعاد گسترده و ژرف تغییرات و دگرگونیهایی را که به دست با کفایت امام مهدی علیه السلام انجام می گیرد روشن می سازد. نیز روشن می کند که بیشتر افکار، احکام، عادات، آداب، رسوم و تفسیر و برداشتهایی که به نام اسلام رایج است با اسلام راستین سازگاری ندارد. از این رو امام مهدی علیه السلام بر آنها خط بطلان می کشد، و نظامهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پیشین را که بر آن افکار و اندیشه ها استوار گردیده است متلاشی می سازد، چونان کاری که پیامبرصلی الله علیه و آله با راه و روشهای جاهلیت کرد.
افزون بر مسائل یاد شده باید در نظر داشت که تحولات ژرف و روزافزون زندگی و حوادث عظیم جهانی و رخدادهای گسترده و مهمی که در همه بخشهای زندگی انسان پدید گشته است، راه حلها و پاسخهای نو و تازه می طلبد، که رهبری یگانه اجتماعات بشری در این ارتباط باید معیارها و اصول جدید عرضه کند. در این زمینه نیز امام مهدی علیه السلام برنامه ها و مسائل و راه حلهای اسلامی را درباره پدیده های نو و تحولات اجتماعی بشری مطرح خواهد ساخت.
امام باقر علیه السلام
اذا خرج یقوم بأمر جدید، و کتاب جدید، و سنة جدیدة، و قضاء جدید...(238)
- هنگامی که قائم ظهور کند، شیوه های نو و کتاب جدید و روشهای تازه می آورد، و در قضاوت روش جدیدی دارد..
و این یعنی روشهای قضاوت دوران پیش از ظهور نیز اسلامی نیست.
عرضه راه حلهای اسلامی در مسائل جدید اجتماعات کاری بسیار عظیم است، و جز از قرآن ناطق حضرت مهدی علیه السلام از کسی بر نمی آید. و این موضوع همگان را به شگفت فرو می برد، بویژه عالمان و اندیشمندان را، زیرا با اینکه منابع اسلامی چون قرآن و بسیاری از احادیث را در دست دارند، باز در استنباط و استنتاج امور تازه پیدا و مسائل مستحدثه ناتوانند. و امام پاسخ به همه آن مسائل را با الهام از کتاب خدا و سنت پیامبر اکرم و احادیث پدران بزرگواراش، به جامعه بشری عرضه می کند، و همه را به شگفت می افکند. و همه اینگونه تعالیم و شرح و تبینها از کتاب خدا را تازه و جدید می بینند.
امام صادق علیه السلام:
... للقرآن تأویل یجری کما یجری اللیل و النهار و کما تجری الشمس و القمر، فاذا جاء تأویل شی ء منه وقع، فمنه ما قد جاء و منه ما لم یجی ء.(239)
-... قرآن را تأویلی است که همچون گردش شب و روز و سیر خورشید و ماه، جریان دارد. و چون تأویل چیزی از آن بیاید واقع می شود. بعضی از آن تأویلها آمده است و بعضی هنوز نیامده است.
اکنون آیا این بخشهای عظیم از حقایق قرآنی که تاکنون تبیین نشده است، با رشد فکری اجتماعات و مسائل تازه پیدا ارتباط دارد، به دست چه کسی باید تبیین و تفسیر شود؟ و اسرار و رموز ظاهر و باطن و باطنهای پوشیده قرآنی چه وقت باید آشکار گردد، چه کسی باید مشکلات انبوه و گرانبار اجتماعات آن روز بشری را از لابلای آیات قرآنی بیرون آورد؟ آری، قرآن چنان تفسیر و تبیین شود که چون هر شب و روز جدید، تازه و نو باشد؟ به گونه ای تفسیرهای مفسر واقعی قرآن تازگی دارد که قرآن نیز کتاب جدید و تازه شمرده می شود، و آن معانی جدید موجب شگفتی همگان می گردد، بویژه کسانی که به تأویل و توجیه قرآن کریم و احادیث پرداختند، و یا بگونه ای مطالب مکاتب غربی و شرقی را در تفسیر و توجیه مبانی قرآنی ملاک قرار دادند.

بخش 12 : رشد عقلی و تکامل علم

انسان، در بعد عقلی و رشد فرهنگی، سیری طولانی داشته است. از آغاز دوره هایی را که تاریخ نشان می دهد، به کارهای فرهنگی و علمی گرچه در سطحی پایین پرداخته است و تجربه هایی اندوخته و به دانشها و حقایقی دست یافته است. در میان دست آوردهای علمی که نصیب انسان شده است، تعالیم انبیا و آموزگاران اصول وحی، مقامی بلند و ارزشمند دارد. یکی از اهداف اصلی و اصول رسالت پیامبران نشر دانایی و گسترش آگاهی در میان جامعه انسانی است، دانایی و آگاهی در همه زمینه ها، از خودشناسی تا خداشناسی، و از ذره شناسی تا جهان شناسی. امام علی علیه السلام در ترسیم این بخش از اصول رسالتهای الهی چنین می فرماید:
... فبعث فیهم رسله، و واتر الیهم انبیاءه لیستأدوهم میثاق فطرته، و یذرکروهم منسی نعمته،... و یثیرو الهم دفائن العقول و یروهم الایات المقدره: من سقف فوقهم مرفوع، و مهاد تحتهم موضوع، و معایش تحییهم، و اجال تفنیهم، و او صاب تهرمهم و احداث تتابع علیهم...(240)
- خداوند فرستادگان خود را در میان مردمان برانگیخت، و پیامبران خویش را پیاپی روانه کرد، تا از آنان رعایت میثاق فطری (الهی) را باز طلبد، و نعمتهای فراموش شده خدایی را به یاد آنان آورند... و نیروهای پنهان خود آدمی را آشکار سازند، و آیات بهنجار آفرینش را به مردمان بنمایانند، یعنی سقف افراشته آسمان، و مهد گستره زمین، و نعمتها و وسایل زندگی که حیات مردمان را تأمین می کند، و مرگی که (دوران زندگی) آنان را به پایان می برد و بیماریهایی که آنان را می فرساید، و حوادثی که پیاپی در زندگیشان روی می دهد....
شناخت مسائل اصلی جهان و انسان، از اهداف اصلی انسان که در این خطبه مطرح گردیده است چون: خودشناسی، آسمان شناسی و شناخت ستارگان و کهکشانها، شناخت زمین در ابعاد گسترده و ژرف آن، شناخت شیوه های معیشت و اداره زندگی و راهیابی به علم معاش با ابعاد عمیق آن، شناخت مرگ، شناخت بیماریهایی که انسان را از پا در می آورد، و شناخت تاریخ و حوادث و پیشآمدهای اجتماعات بشری.
نقش اصلی دعوت پیامبران گسترش دانایی و آموزش و تجربه و تعلیم است. و ایمان خود از شاخه های دانایی و شناخت به شمار می رود. پیامبران به انسانها راه و رسم زندگی، هدف و نتیجه آن را می آموختند، ارزش انسان و والایی مقام و پایگاه بلند او در کائنات و مقدار توان و قدرت او را در رسیدن به تکامل، به او تعلیم می دادند. در پرتو چنین آموزشهای نیروی تفکر و تعقل را در او بیدار می ساختند و به اندیشه درباره مبدأ و معاد و کشف رموز و اسرار آیات الهی وا می داشتند. از این رهگذرها و با این هدایتها و راهنماییها، انسان در علوم تجربی و مسائل عقلی و جهان بینی و جهان شناسی، در پهنه بیکرانه دانایی و شناخت گام نهاد، و به حقایقی دست یافت و اصول و معیارهایی را کشف کرد، و راه و روشهایی را درک نمود، و ضوابطی به دست آورد. و بدینگونه پیش آمد تابه قرن حاضر رسید. در این دوره دانش تجربی ره آوردهایی تازه به ارمغان آورد، که از اهمیت بسزایی برخوردار است، و آدمی را در بسیار از دشواریهای زندگی توان می بخشد، و راه بسیاری از مشکلات را هموار می سازد. انسان در این راستا و با این تجربه ها همواره می کوشد، تا به بار فرهنگی سنگین تری دست یابد، و به شناختهای تازه تری برسد، و اسرار و رموز بیشتری را آشکار کند، و ابهامهای فراوان تری بر طرف سازد.
کوشش انسان در مسیر تکامل شناخت، بیشتر به بعد مادی جهان و زندگی انسان معطوف بوده است. چون انسان با ماده سر و کار دارد و تلاش او برای این است که خواص و آثار بیشتری از ماده را بشناسد. مسائل ماورای ماده و بعد معنوی حیات، به خاطر پیچیدگی و دشواریی که دارد بدان پایه مورد توجه و بررسی قرار نگرفته است. حیات روحی و معنوی، در گستردگی و اسرار آمیزی قابل مقایسه با حیات مادی و فیزیکی انسان نیست. انسان در قلمرو حیات معنوی ابزار لازم برای شناخت را نیز - به طور کامل - در اختیار ندارند. از اینرو، می توان گفت که رشد و پیشرفت علمی و فرهنگی انسان بطور عمده در بخش مسائل مادی حیات بوده است، و در مسائل ماورای طبیعی رشد و پیشرفت چندانی نداشته است. در بخش شناسایی بعد فیزیکی جهان نیز، شناختهای سطحی و صوری و نوعاً کشف آثار است. و در حوزه بررسیهای انسانی، مجهولات فراوانی وجود دارد که در مقایسه با شناختها و داناییهای او بسیار عمیق و گسترده است. در حقیقت شناخت از جهان اسرارآمیز بسیار محدود و اندک است، و متخصصان رشته های گوناگون علوم بشری به دست مایه های اندک و ناچیز علوم اعتراف دارند.
از سوی دیگر چون هدف از خلقت انسان رشد و تکامل معرفت و شناخت اوست، باید روزی این هدف تحقق یابد و روزگار دانشهای راستین و پیروزی خرد بر مجهولات فرا رسد. از این رو در دوران ظهور که روزگار تحقق همه آرمانهای انسانی و الهی است، شناخت انسان به تکامل نهایی می رسد، و در ابعاد گوناگون دانایی از جهان شناسی، انسان شناسی و خداشناسی، عروج لازم را می یابد، و آموزگار بزرگ اسرار و رموز، درس آموزان مدرس بشریت را به سرچشمه جوشان علوم حقیقی می رساند، و کار آموزش او بر پندار و فرض و شک بنا نشده است، بلکه بر اصل یقین و دریافتهای راستین از حقایق و کشف حقیقت پدیدها و اشیا استوار است. در دوران امام بزرگ دانایی، همه مسائل بشری، به هدف اصلی و مرز نهایی می رسد، و بشریت - در تلاش اعصار و قرون خویش - به محضر استاد و معلمی راه می یابد که نکته ای از دیده ژرف نگر و حقیقت بین او پوشیده نیست، و هدف او پرده برداری از حقایق و مجهولات است و تا سرحد امکان و توان انسانها آنان را به اوج تکامل علمی می رساند.
این موضوع از مهمترین برنامه ها و اقدامهای امام مهدی علیه السلام است. او از حقایق گسترده و جهانی برای بشریت پرده بر می دارد، و مردمان را به دانشهای یقینی و درست هدایت می کند و شناختهای ناب و خالص به ارمغان می آورد، و از این رهگذر دو محور اساسی تحقق می پذیرد:
1- با گسترش شناخت و کشف اسرار کائنات، پایه های خداشناسی استوار می گردد.
2- گسترش شناخت و دانایی، تشکیل جامعه انسانی و بسامان و مرفه را ممکن می سازد، زیرا در پرتو شناخت درست مسائل حیات و بخشهای گوناگون آن، مسائل تربیت، رشد، تکامل معنوی و مادی، آغاز و انجام کار انسان، سرنوشت اکنون و آینده او، شیوه ها و روشهای اداره زندگی، تأمین و تنظیم خانواده، بهره وری از مواهب و امکانات طبیعی و انسانی و بسیاری از مسائل دیگر، بخشهای زندگی در همه ابعاد به شایستگی اداره می شود و سامانی در خور می یابد. در پرتو علم و آگاهی از مسائل مادی و فیزیکی جهان، زیست این دنیایی انسان بهبود می یابد، و با شناخت مسائل معنوی و صلاح و سعادت روح انسانی، راه تکامل معنوی گشوده می شود، و جامعه آرمانی در بعد مادی و معنوی پدیدار می گردد.
این شناختها همه در روزگار رستاخیز امام مهدی علیه السلام تحقق می پذیرد، و نقطه های ابهام و تردید و سرگردانی محو می شود، و انسان، دوران تکرار اشتباهها و تجربه های پیاپی را پشت سر می گذارد، و در رستاخیز ظهور هر روز به شناختهای اصیل و تازه ای دست می یابد، و حقایقی تازه برای کشف او کشف می شود، و به راهها و روشهای متعالی تر و بالاتری دست می یابد و شیوه های بهتری را در پیش می گیرد. و بدینسان هر روز او و هرگام او در همه مسائل حیات و ابعاد زندگی، گامی به پیش است، و واپس گرایی و تکرار در آن راه ندارد. و بدینگونه ها اهریمن جهل و نادانی به سر پنجه توانای خداوند دانایی و بینایی از سرزمین زندگی انسان بیرون رانده می شود، وای آن را آگاهی، دانایی، روشنی و نور فرا می گیرد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم:
... تاسعهم قائمهم الذی یملأالل ه - عزوجل - به الأرض نوراً بعد ظلمتها وعدلاً بعد جورها، و علماً بعد جهلها...(241)
-... نهمین (امام از فرزندان امام حسین علیه السلام ) قائم است که خداوند به دست او سرزمین تاریک (زندگی) را نورانی و روشن می کند، و از عدل می آکند، پس از (دوران) ظلم، و علم و دانایی را فراگیر می سازد پس از (دوران) جهل و نادانی...
سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم از هرگونه مبالغه و گزافه بدور است، پس چنانکه سراسر آبادیهای زمین و جامعه های انسانی از عدالت و دادگری آکنده می گردد، و کشوری و شهری و دهکده ای دور از عدالت باقی نمی ماند، بدینسان همه جامعه ها و انسانها از تاریکی نادانی به روشنایی و نور دانایی رهنمون می گردند.
امام صادق علیه السلام:
العلم سبعة و عشرون حرفاً فجمیع ما جاءت به الرسل حرفان فلم یعرف الناس حتی الیوم غیرالحرفین، فاذا قام قائمنا اخرج الخمسة والعشرین حرفاً فبثها فی الناس، وضم الیها الحرفین، حتی یبثها سبعة و عشرین حرفاً.(242)
- علم و دانایی از 27 حرف تشکیل می شود، تمام آنچه پیامبران (تاکنون) آورده اند 2 حرف است و مردمان بیش از این 2 حرف تاکنون نشناخته اند. آنگاه که قائم ما قیام کند 25 حرف دیگر را آشکار سازد، و میان مردمان بپراکند، و آن 2 حرف را (نیز) بدانها ضمیمه سازد، تا 27 حرف را گسترش داده باشد.
این سخن امام صادق علیه السلام که به صورت رمز و سمبلیک تعبیر شده است(243) - مقدار دانایی بشر در دوران قبل از ظهور و پس از ظهور مقایسه شده است، و دانشها و شناختهای بشری پیش از دوران تکامل علم و عقل - به نسبت به دوران ظهور - بسیار ناچیز محسوب گشته است، چون در رستاخیز ظهور است که بشر به مرزنهایی و آرمانی تکامل شناخت و خردوری دست می یابد.
امام باقر علیه السلام:
اذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد، فجمع به عقولهم واکمل به احلامهم.(244)
- قائم ما، به هنگام رستاخیز خویش، (به تأیید الهی) نیروهای عقلانی توده ها را تمرکز دهد. و خردها و دریافتهای خلق را به کمال رساند (و در همگان فرزانگی پدید آورد).
تکامل شناخت مبانی دین و آموزش احکام و معارف دینی نیز از جمله دانشهایی است که به صورت الزامی در آن دوره انجام می گیرد، و همه جامعه بشری دین شناس و عالم به مسائل و برنامه های خدایی می گردند. امام جوانانی را که به سن بیست سالگی برسند و فقه دین را نیاموخته باشند قصاص می کند.
زنان نیز در آن دوران سعادت بار، در شناخت مبانی دین به پایگاه بلندی می رسند، و عالمان فقیهان و دین شناسان در طبقه زنان پدید می آیند، بدان پایه که می توانند در خانه های خود با قانون قرآن و آیین اسلام به قضاوت بنشینند. روشن است که قضاوت براساس قرآن و سنت کاری دشوار است، و آگاهی و شناخت عمیق و گسترده از آیات و احادیث لازم دارد. در آن دوره دانایی و دین شناسی به مرزی می رسد که زنان جامعه نیز به چنین کار بزرگی می توانند دست یازید.
امام باقر علیه السلام:
وتؤتون الحکمة فی زمانه، حتی ان المرأة لتقضی فی بیتها بکتاب الله تعالی و سنة رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم.(245)
- در زمان حکومت مهدی علیه السلام، به همه مردم، حکمت و علم بیاموزند، تا آنجا که زنان در خانه ها، با کتاب خدا و سنت پیامبر، قضاوت کنند.
مدارسی که برای آموزشهای عمومی در سطح جامعه ها تشکیل می شود، آموزگاران فراوانی لازم دارد. آموزگاران در درجه نخست شیعیان هستند که دانشها را از امام خود فرا می گیرند، و سپس به دیگران می آموزند.
امام علی علیه السلام:
کانی انظر الی شیعتنا بمسجد الکوفة قد ضربوا الفساطیط یعلمون الناس القرآن...(246)
- گویا شیعیان را می بینیم که در مسجد کوفه خیمه ها برافراشته اند و به مردم قرآن (و حقایق و اسرار و احکام قرآن) می آموزند...
ایرانیان که در گرایش به تشیع و پیروی از خاندان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم، وفاداری سرشار و عشق بی مانندی را نشان داده اند، در ایمان به مهدویت و پیوند به امام مهدی علیه السلام نیز در میان امتها و ملتها نمونه اند، و بر سر این آرمان والا استواری و پایداری ویژه ای نشان خواهند داد. از اینرو، در آن دوران نیز نقش آفرینان صحنه های حساس و کارگردانان حماسه های خروشانند.
امام علی علیه السلام
کانی بالعجم فساطیطهم فی مسجد الکوفة یعلمون الناس القرآن...(247)
- ایرانیان در مسجد کوفه خیمه ها برافراشته اند، و به مردم قرآن می آموزند...
در پایان این بخش، این حدیث یاد می شود:
امام باقر علیه السلام
فی قول الله - عزوجل -: قل ارایتم ان اصبح مآوکم غوراً فمن یأتیکم بماء معین(248) فقال: هذه نزلت فی القائم، یقول:... فمن یأتیکم بامام ظاهر، یأتیکم بأخبار السماء والأرض، وحلال الله - جل وعز وحرامه، ثم قال: والله ما جاء تأویل هذه الایة، ولابد أن یجی ء تأویلها.(249)
- امام باقر علیه السلام: در تفسیر این آیه: قل ان اصبح مآؤکم غوراً فمن یأتیکم بماء معین: بگو: اگر آبتان در زمین فرو رود، چه کسی شما را آب روان خواهد داد؟ فرمود: این آیه درباره امام قائم علیه السلام نازل شده است. خداوند می فرماید: (اگر امام شما غایب شد)... پس کیست که امام را آشکار سازد، که شما را از آسمان و زمین آگاه کند، و از حلال و حرام (و آیین) خدا؟ سپس فرمود: به خدا سوگند زمان تأویل این آیه هنوز فرا نرسیده است، و ناگزیر روزی خواهد رسید، که تأویل (معنای باطنی آیه) روشن گردد.

بخش 13 : امنیت اجتماعی

امنیت اجتماعی، امنیت در بخشهای گوناگون زندگی اجتماعی را شامل می شود، یعنی در بخشهای اقتصادی، سیاسی، دفاعی، فرهنگی و... امنیت اجتماعی زمینه همه فعالیتهای درست و مفید اجتماعی است و شرط لازم رشد و تکامل فرد و جامعه. در محیط امن و آرام، روابط اجتماعی بر اصل ضوابط استوار است، و حق و تکلیف معیار رابطه ها است. با امنیت اجتماعی، منافع همه تأمین می شود و حق هر حقداری تأمین می گردد. تضاد و درگیری به حداقل می رسد، و در صورت بروز تضاد و درگیری، هر کس در محدوده حقوق خویش محدود می گردد، و قانون مانع تجاوز و دست درازی اوست. در جامعه امن، قانون حاکم است و مورد ستایش و پذیرش عمومی، حتی مجری قانون از قانون بیم دارد. در جامعه امن، بیم، هراس، دلهره و نگرانی در مردمان نیست.کسی از کسی بی جهت نمی هراسد. و هر کس در هر مقام بالای اجتماعی نمی تواند. به شخصی دیگر در هر پست و منزلت پایین اجتماعی زور بگوید و مانع راه و کار او گردد. در جامعه امن سرمایه داران و متنفذان بر جامعه تسلط ندارد، و اقویا ناتوانان را نمی بلعند، و سرنوشت فرودستان، در دست فرادستان و مستکبران و سرمایه داران نیست.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم
... ولم یغلق بابه دونهم فیأکل قویهم ضعیفهم...(250)
-... (حاکم اسلامی) در خانه خود را به روی مردم نبندد، تا توانای ایشان ناتوان را بخورد...
در این تعلیم نبوی، چنانکه جامعه صالح و امن ترسیم گردیده، راه رسیدن به آن نیز ارائه شده است. در جامعه امن طبقه حاکم از مردم فاصله ندارند، و توده های مردم هر گاه لازم باشد به دولتمردان دست رسی دارند، و دربانان و نگهبانان مانع آنها نیستند.
همچنین اقویا و توانمندان نمی توانند ناتوانان و ضعیفان را ببلعند و در پنجه خود گلویشان را بفشارند. این دو موضوع با یکدیگر پیوندی ناگسستنی دارد. اگر حکومتها درهای دارالحکومه ها را به روی مردم بستند و دربان و حاجب گماردند و هر کس نتوانست به دادرسی نزد آنان رود و عرض حال کند، طبیعی است که توانمندان بر توده های مردم تسلط می یابند و ناتوانان را می خورند.
در جامعه امن، مردم در زندگی، از همه جهات، تأمین دارند، حوادث، پیش آمدها، ضررها، زیانها، کمبودهای طبیعی و انسانی و... موجب نگرانی افراد نیست، زیرا که مردم تأمین کافی دارند، و دولتها مردم را تأمین می کنند، و ضرر و زیانها و خسارتها جبران می گردد.
امام صادق علیه السلام
من مات وترک دیناً، فعلینا دینه و الینا عیاله...(251)
- هر کس بمیرد و دینی داشته باشد، ادای دین او و نگاهداری از عیال او بر عهده ما (حاکم اسلامی) است... (252)
امام صادق علیه السلام
دخل علی ابی عبدالله علیه السلام رجل فقال: یا ابا عبدالله! قرضاً الی مسیرة. فقال ابو عبدالله علیه السلام: الی غلة تدرک؟ فقال: لا والله: فقال: الی تجارة تؤدی؟. فقال: لا والله. قال: فالی عقدة تباع؟ فقال: لا والله، فقال: فانت اذا ممن جعل الله له فی أموالنا حقاً. فدعا ابو عبدالله بکیس فیه دراهم، فادخل یده فناوله قبضة...(253)
- مردی بر امام صادق وارد شد و گفت: یا اباعبدالله! قرض بده تا گشایشی پیدا شود. امام گفت: تا زمانی که غله برسد؟ گفت: نه به خدا. گفت: تا تجارتی سود دهد؟ گفت: نه به خدا. گفت: تا ملکی به فروش رود؟ گفت: نه به خدا. گفت: پس تو ناگزیر از کسانی هستی که خدا در اموال ما حقی برایت قرار داده است. پس کیسه ای پر از درهم خواست و دست در آن برد و مشتی بر گرفت و...
در چنین اجتماعی، با این سطح بالای تأمین و امنیت، مردمان می توانند با آرامش خاطر و آسایش کامل زندگی کنند، و از هیچ چیز و هیچ امری نگران نباشند.
در جامعه امن، هر کسی ادعای بحق و سخن درستی داشت می تواند بی بیم بر زبان آورد و حق و نظر خود را اظهار کند. و این بالاترین ویژگی امنیت اجتماعی است، که در سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و دیگر امامان مطرح گردیده است.
امام علی علیه السلام:
... واجعل لذوی الحاجات منک قسماً تفرغ لهم فیه شخصک! و تجلس لهم مجلساً عاماً فتتواضع فیه لله الذی خلقک، و تقعد عنهم جندک و اعوانک من احراسک و شرطک حتی یکلمک متکلمهم غیر متتعتع، فانی سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم یقول: فی غیر موطن: لم تقدس امة لا یؤخذ للضعیف فیها حقه من القوی غیر متتعتع ثم احتمل الخرق منهم والعی ونح عنهم الضیق والانف...(254)
-... برای کسانی که به دیدار تو نیاز دارند، زمانی را معین کن که شخص خود به سخنان ایشان گوش فرا داری، و در مجلس عامی بنشینی، و در آن در برابر خدایی که تو را آفریده است تواضع کنی، و لشکریان و دستیاران و پاسداران خود را چنان دور کنی که صاحبان حاجت بدون احساس ترس و لرز و لکنت زبان با راحتی کامل بتوانند مطالب خود را بیان کنند، زیرا که از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم بارها شنیدم که می گفت: امتی که ضعیف آن نتواند حق خویش را بی لکنت زبان از قوی بگیرد، قابل احترام نیست و سپس درشت گویی و ناتوانی آنان را در بیان مطلب خود تحمل کن، با تنگ خلقی و با بدبینی با مردم روبه رو مشو...
دقت در فرازهای کلام امام علی علیه السلام بویژه با توجه به اینکه از عهد نامه مالک اشتر است و برای بر شمردن حوزه مسئولیت حکومت - و سخن الهی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم عمق و اهمیت موضوع را نیک روشن می کند. امام علی علیه السلام حضور در مجلس عمومی را لازم می داند که شخص حاکم بطور معمولی و بدون اسکورت و تشریفات نظامی و حفاظتی و اداری، در کنار مردم بنشیند و به گفته های آنان گوش فرا دارد و در برابر مردم فروتن و خاضع باشد. و چون مردمان گرفتار و حاجتمند ناراحت و درشت گوی هستند، امام سفارش می کنند که این درشتگوی را تحمل کن و متکبرانه و آمرانه با مردمان روبرو مشو، تا همگان بتوانند مطالب خود را بدون کوچکترین ملاحظه و بیمی، اظهار کنند و مشکلات خود را در میان نهند. و اینکه امام علی علیه السلام می گوید این سخن را بارها از پیامبر شنیدم: امتی که ناتوان آن نتواند حق خویش را بی لکنت زبان از قوی بگیرد، قابل احترام نیست، اهمیت جدی موضوع را می رساند،که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم بارها و بارها بر این موضوع تأکید فرموده اند و جامعه صالح را دارای چنین ویژگی دانسته اند که ناتوانان بتوانند سخن حق خود را براحتی بگویند.
در ظرف امنیت اجتماعی، مانع و سد راهی در سر راه انسانها وجود ندارد محصول کوشش و کار افراد نصیب خودشان می گردد، و ثمره تلاشها و کوششهایشان را بی کم و کاست دست می آورند. پدیده شوم استثمار و بهره کشی از ثمره کار و کالای دیگران وجود ندارد. سرنوشتها بازیچه دست جریانها و نوسانهای اجتماعی نیست؛ بلکه سرنوشتها و انجام کارها منظم و حساب شده است. از آغاز هر کار روشن است که انجام آن کجاست و چیست؟. تلاش و صمیمیت در کار، نتیجه مثبت و سازنده دارد، و سستی و نیرنگ و کم کاری سرانجامی نامطلوب و پوک. در آن دوران نادرستی و دغلبازی در کار نیست، و بازار نامردمیها و نا انسانیها رونقی ندارد، همه چیز بر معیار درستیها و مردمیها استوار است و سرانجام باید گفت: که امنیت اجتماعی، پدیده ای است که در پرتو عدالت اجتماعی پدید می آید، و از شاخه ها و میوه های آن درخت تناور است.
امام مهدی علیه السلام پدید آورنده امنیت اجتماعی است، امنیتی که بشریت در تمام دوران تاریخ خود مانند آن را نادیده است. او در جامعه عدالت بنیاد خود، همه معیارها و ضوابط غیر انسانی و نادرست را کنار می زند، و علل و عوامل دلهره، نگرانی، ترس را نابود می کند، و بیم آفرینان و هراس انگیزان را از سر راه جامعه بر می دارد(255) و اعمال نفوذها و قانون شکنیها را نفی می کند، و حرکت جامعه و روابط اجتماعی را بر پایه های قانون و عدل و احترام به حقوق و ارزش انسان استوار می سازد. در آن دوران سعادت بار، هیچ حقی تضییع نمی گردد و هر کس در هر مقام به بیش از آنچه حق دارد دست نمی یابد. همه چیز به اندازه و حساب و حق است. به معنای واقعی کلمه اراده آزاد انسانی در قلمرو درست و قانونی خود حرکت می کند، و انسانها بی مانع، امکان شدن و رشد را می یابند.
در این جامعه، انسان به انسان نزدیک می شود، دوستی و مهرورزی جای کینه توزی و دشمنی را می گیرد. تضاد، درگیری و تزاحم جایش را به رقابت سالم و آزاد و انسانی می دهد. و دارالسلام و جامعه امن و زندگی آرام و آسوده ای که نمونه زندگی در بهشت جاوید است، نصیب انسان می گردد.
امام صادق علیه السلام
فی معنی قوله عزوجل: وعدالله الذین امنوا منکم... لیستخلفنهم فی الارض... و لیبدلنهم من بعد خوفهم أمناً...(256) قال: نزلت فی القائم و اصحابه.(257)
- خدا به کسانی از شما که ایمان آورده اند... وعده داد که بیقین در روی زمین ایشان را خلیفه کند... و وحشتشان را به امنیت بدل سازد،... این آیه درباره (امام) قائم و یارانش نازل شده است.
جامعه در دست مؤمنان قرار می گیرد و مؤمنان مرزبانان حق و حقوق همگان و در برابر خدا و خلق تعهدی ایمانی دارند.
امام صادق علیه السلام
عمار الساباطی: فقلت لابی عبدالله علیه السلام: جعلت فداک، فما نتمنی اذاً ان نکون من اصحاب الامام القائم فی ظهور الحق، و نحن الیوم فی أمامتک و طاعتک أفضل أعمالاً من أعمال اصحاب دولة الحق؟ فقال: سبحان الله، أما تحبون ان یظهر الله - عزوجل - الحق و العدل فی البلاد، و یحسن حال عامة العباد، ویجمع الله الکلمة، و یؤلف بین قلوب مختلفة، و لا یعصی الله - عزوجل - فی ارضه، ویقام حدود الله فی خلقه، ویرد الله الحق الی اهله، فیظهروه حتی لا یستخفی بشی ء من الحق مخافة احد من الخلق...(258)
- عمار ساباطی می گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: فدایت گردم چرا ما در این زمان، آرزو کنیم که از یاران امام قائم در دوران آشکاری حق باشیم، و حال آنکه ما در این روزگار که در: (دوران) امامت شما و پیروی از شما بسر می بریم، کارهایمان افضل از اعمال یاران دولت حق است؟ امام گفت: سبحان الله! آیا دوست ندارید که خدای بزرگ حق و عدالت را در آبادیها آشکار سازد و حال عموم مردم را بهبود بخشد، و وحدت کلمه پدید آورد، و افکار ناسازگار را سازگار کند و خدای در زمین معصیت نشود، و حدود الهی میان مردم اجرا شود، و خداوند حق را به اهلش باز گرداند، و ایشان آن را آشکار: کنند، تا اینکه هیچ چیز از حق، برای بیم از هیچیک از مردمان، پنهان نگهداشته نشود؟
امنیت اجتماعی از این رهگذرها تأمین می شود: حق و عدل آشکار می گردد، حدود الهی جاری می شود، دلها یکی و ایدئولوژیها یگانه می شود، و کمترین حق به دلیل ترس از افراد و اشخاص پوشیده نمی ماند. این فراز از تعلیم امام صادق علیه السلام با اهمیت ترین ساختار اجتماعی را روشن می سازد، و مفهوم واقعی امنیت اجتماعی را بطور دقیق تبیین می کند. امنیت واقعی هنگامی بر اجتماعی پرتو می افکند که ذره ای از حقها و حقوقها پنهان نماند، و هیچ قدرت و مقام و فردی در: هر طبقه اجتماعی، مانع اعطای حق و اظهار حق نشود. این آرمان والا آنگاه تحقق می یابد که اثری از آثار طبقات سلطه گر و زورمند و زر به دست برجای نماند، و جامعه و مردم در جریانی طبیعی و انسانی به زندگی ادامه دهند.
امام علی علیه السلام
...و بنا یدفع الله الزمان الکلب... و لو قد قام قائمنا لذهبت الشحنأ من قلوب العباد، و اصطلحت السباع و البهائم حتی تمشی المرأة بین العراق الی الشام ... علی رأسها زینتها لا یهیجهاسبع و لا تخافه...(259)
- به دست ما (حکومت ما) روزگار سختیها و تشنه کامیها سپری گردد... و چون قائم ما قیام کند کینه ها از دلها بیرون رود، حیوانات نیز با هم سازگاری کنند. در آن روزگار، زن، با همه زیب و زیور خویش، از عراق در آید و تا شام برود و از هیچ چیز نترسد...
و این چگونگیها در دوران دولت حق آشکار می گردد. و برای ما که در زمانه آزمند حاکمیت سرمایه و سرمایه داری بر جهان، و در این قرن ناآرام و دیوانه زندگی می کنیم، و کینه توزیها و تجاوزگریها آشکارا در هر مرز و بومی به چشم می خورد، و انسانهای حق طلب از هر سوی عالم در فشارند، و از در و دیوار آبادیها و کشورها صدمه و گزند می بینند، تصور چنین دورانی دشوار است. ما که در دوران آکل و مأکولی اقتصاد سرمایه داری زندگی می کنیم، دورانی که ویژگی اصلی آن اینست که هر کس حق دیگری را برباید و او را بدرد و از این رهگذر به مبلغ سود و سرمایه خود بیفزاید، چگونه می توانیم دورانی را ترسیم کنیم که حتی حیوانات درنده به انسانها آزار نرسانند، و به حریم حقها و حقوقها هیچگونه تجاوزی صورت نگیرد، و قدرتمندان کارمایه توده های نجیب انسانی را استثمار نکنند. آری تصور اینها و همانندهای اینها برای ما دشوار است، لیکن وعده و پیمان خدا است. و خداوند پیمان شکن نیست. و چنین روزگارانی پدید خواهد آمد، و امنیت و آسایش فراگیر خواهد گشت.