فهرست کتاب


عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام

محمد حکیمی‏

4 - مساوات در تقسیم بیت المال

بیت المال، مجموعه امکانات و اموال عمومی جامعه است که به دست دولت و امام در جامعه سپرده می شود، و مالکیت امام و دولت نسبت به آنها، مالکیت منصب و جهت است نه مالکیت شخصی و فردی. بخش عمده ثروت هر جامعه - بویژه جامعه هایی که دچار استثمار و ظلم نباشند و سرمایه داران منابع ثروت را چپاول نکرده باشند - در دست دولت و بیت المال قرار می گیرد. بیت المال از طرف دولت صرف هزینه هایی می شود که مستقیم یا غیر مستقیم در خدمت مردم و به سود ایشان است، چون سرمایه گذاریهای مختلف، درباره راه سازی، ساختمان، استخراج معادن، سد سازی، بازرگانی، تولید، بهداشت، فرهنگ و...
از زمانی که حوزه مسؤولیت دولتها گسترده تر شده است دولت به بسیاری از اموال که گذشته ها در مالکیت دولتها نبود دسترسی یافته است مانند مالیاتها، عوارض، بیمه، در آمدهای گمرکی، و... امروزه این اموال در اختیار دولتهاست و از بیت المال شمرده می شود. با توجه به گستردگی و فراوانی این سرمایه ها، اجرای اصل مساوات در آنها، بنیاد و ریشه طبقات و اشرافیگری و استکبار اقتصادی و فقر و استضعاف را می خشکاند، و جامعه مردم را به زندگیی عادلانه و همسان و نزدیک سوق می دهد.
اگر منابع ثروت عمومی و بیت المال، بطور برابر، در خدمت همگان قرار نگرفت و امکانات و سرمایه ها در هر بخشی از بخشهای اقتصادی بیشتر به طبقات متنفذ و اشراف داده شد، مثلاً بانکها به سرمایه داران وام دادند، دولت در بخش خصوصی و به سود آنان سرمایه گذاری کرد، معادن به سرمایه داران واگذار شد، آبها، مراتع، جنگلها، و... در اختیار آنان قرار گرفت، شهرسازی، خیابان کشی، آب و برق و دیگر سرویسهای خدمات شهری، در حاشیه زمینهای زمین داران به وجود آمد، و امکانات بهداشتی، فرهنگی، فنی، و... در اختیار اشراف و متنفذان قرار گرفت، و حتی گلکاری و تزیین شهر به محلات خاصی اختصاص داده شد و... مساوات در تقسیم بیت المال انجام نگرفته و امکانات جامعه مساوی میان مردم تقسیم نگشته است؛ و این خود عامل و خاستگاه اصلی اکثریت قاطع محرومیتها، فقرها و به وجود آمدن طبقات مرفه و تهیدست در جامعه است.
در آیین مقدس اسلام، مساوات دستور کار لازم دولتها و حکومتها شمرده شده است، و در صدر اسلام و دورانی که اسلام اصیل حاکم بود، به این مساوات کاملاً عمل می شد. دوران حکومت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و چهار سال حکومت امام علی علیه السلام نمونه بسیار روشن اجرای این اصل است:
امام علی علیه السلام:
... و أعطیت کما کان رسول الله صلی الله علیه و آله یعطی بالسویة و لم أجعلها (الاموال) دولة بین الاغنیاء... (173)
-... من چون پیامبر صلی الله علیه و آله (بیت المال) برابر (به همه) می دهم، و آن را ویژه اغنیا نمی سازم...
امام علی علیه السلام:
...و لو کان المال لی لسویت بینهم، فکیف و انما المال مال الله... (174)
-... اگر این مالها از خود من بود مردم را در تقسیم برابر با یکدیگر در نظر می گرفتم، تا چه رسد به آنکه این اموال متعلق به خود مردم است...
امام علی علیه السلام:
... فوالله ما أنا و أجیری هذا الا بمنزلة واحدة. و أومی بیده الی الاجیر.(175)
-... به خدا سوگند من و این کار گرم در یک منزلت (مساوی) هستیم - با دست به کارگر اشارت کرد.
امام علی علیه السلام جامعه و همه مردم را خانواده دولت و حکومت می شمارد، و بودجه دولتها را تأمین کننده مخارج جامعه می داند، و چنانکه تبعیض در یک خانواده کوچک موجب نیازمندی در برخی و زیاده روی در برخی دیگر است، در سطح جامعه نیز نابرابری در تقسیم بیت المال و استفاده از امکانات، زمینه پیدایش طبقات با فاصله های وحشتناک و زیانبار و تباهی آفرین است.
امام علی علیه السلام:
لان الناس کلهم عیال علی الخراج و أهله...(176)
- همانا مردمان همه هزینه گیر از خراج و اهل آنند...
امام علی علیه السلام در برنامه حکومت خود - که همان حکومت اسلامی است - بطور دقیق به دوران نبوی بازگشت، و همان معیارهای دقیق الهی را که به وسیله پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله تبیین گشت و به دست مبارک او اجرا گردید، دنبال کرد، و راه و روش نبوی را، راه و روش حکومت خویش قرار داد، و جلو بسیاری از اموال را که در دوران پیش از او، بر اساس امتیاز دهی و طبقه پروری به اطرافیان حکومت داده شده بود، باز پس گرفت و این سخن جاودانه را بر زبان آورد:
امام علی علیه السلام:
... و الله لو وجدته قد تزوج به النساء و ملک به الاماء لرددته... (177)
-... به خدا سوگند که اگر چنان می دیدم که با آن (اموال)، زن به همسری گرفته شده و کنیز به ملکیت درآمده، باز آنها را برمی گردانم...
بسیاری از مخالفتها و پیمان شکنیها در دوران خلافت امام علی علیه السلام به دلیل اجرای دقیق همان اصول و معیارهای عدل و مساوات بود، و جنگهای داخلی امام برای اجرای عدالت و اصل مساوات انجام گرفت.
امام علی علیه السلام:
فی قوم من أهل المدینة لحقوا بمعاویة بن ابی سفیان -... و عملوا أن الناس عندنا فی الحق اسوة، فهربوا الی الأثر، فبعداً لهم و سحقاً...(178)
- درباره گروهی از مردم مدینه که به معاویه پیوستند (چنین فرمود:).... آنان دانستند که مردم (همه) نزد ما در حق برابرند پس به امتیاز خواهی (و خود محوری) گراییدند....
چون این موضوع در تعالیم اسلامی - بویژه آن بخشها که به حکومت مربوط است - و تعالیمی که در راه و روشهای امام مهدی علیه السلام رسیده است، فراوان مورد تأکید قرار گرفته است، و در همه دوران تاریخ از جمله عوامل زیربنایی و اصلی سامانیابی جامعه است، حدیث مشروحی را از امام علی علیه السلام - پیشوای عدالت و مساوات - می آوریم:
امام علی علیه السلام:
الا لایقولن رجال منکم غداً، قد غمرتهم الدنیا فاتخذوا العقار، وفجروا الانهار، و رکبوا الخیول الفارهة، و اتخدوا الوصائف الروقة، فصار ذلک علیهم عاراً و شناراً، اذا ما منعتهم ما کانوا یخوضون فیه و أمرتهم الی حقوقهم التی یعملون، فینقمون ذلک و یستنکرون و یقولون: حرمنا ابن ابی طالب حقوقنا. الا و ایما رجل من المهاجرین و الانصار من اصحاب رسول الله، یری أن الفضل له علی من سواه لصحبته، فان له الفضل النیر غداً عند الله، و ثوابه و اجره علی الله. و ایما رجل استجاب لله و للرسول، فصدق ملتنا و دخل فی دیننا، و استقبل قبلتنا، فقد استوجب حقوق الاسلام و حدودة. فأنتم عباد الله و المال مال الله، یقسم بینکم بالسویه، لافضل فیه الاحد علی احد؛ و للمتقین عند الله غداً أحسن اجزاء، و أفضل الثواب. لم یجعل الله الدنیا للمتقین اجراً، و لاثواباً... و اذا کان غداً - انشاء الله - فاغذوا علینا! فان عندنا مالاً نقسمه فیکم و لا یتخلفن احد منکم، عربی و لاعجمی، کان من اهل العطاء اولم یکن، الا حضر... فقال سهل بن حنیف: یا امیرالمؤمنین! هذا غلامی بالامس و قد اعتقته الیوم؟ فقال: نعطیه کما نعطیک فاعطی کل واحد منهم ثلاثة دنانیر و لم یفضل احداً، و تخلف عن هذا القسم یومئذ طلحة و الزبیر و عبدالله بن عمر و سعید بن العاص و مروان بن الحکم و رجال من قریش...(179)
- مبادا کسانی از شما بگویند که دنیا به ایشان رو آورد، پس املاکی فراهم آوردند و نهرهایی روان ساختند و بر اسبان راهوار سوار شدند و کنیزکان زیبا به خدمت گرفتند. و چون آنان را از کارهایی که می کردند بازداشتیم و به حدود و حقوقشان آشنا ساختیم، این کار را برای خود ننگ و عار بدانند و خشمگین شوند و بگویند که پسر ابیطالب ما را از حقوقشان مرحوم ساخت. بدانید که هر کسی از مهاجران و انصار، از اصحاب رسول الله، که خود را از لحاظ همصحبتی (با پیامبر) برتر از دیگران می شمارد، باید بداند که برتری آشکار مربوط به فردای قیامت است و در نزد خدا است و پاداش و اجر آن را خدا خواهد داد. و هر کس که دعوت خدا و پیامبر را پذیرفت و به دین ما در آمد و رو به قبله ما ایستاد، مستحق حقوق و حدود اسلام است. شما بندگان خدایید و مال مال خدا است، و میان شما برابر پخش خواهد شد، و هیچ کس را در آن بر دیگری برتری نیست؛ و به پرهیزکاران فردا در نزد خدا نیکوترین جزا و برترین پاداش داده خواهد شد. خدا دنیا را پاداش و ثواب پرهیزکاران قرار نداده، بلکه آنچه در نزد خداست برای نیکوکاران بهتر است. و چون فردا شود، ان شاء الله، به نزد ما بیایید که مالی هست و آن را میان شما تقسیم خواهیم کرد، و هر یک از شما، چه عرب و چه عجم، خواه جیره خوار بیت المال باشد یا نباشد، باید که حاضر شود و تخلف نورزد....
به هنگام تقسیم سهل بن حنیف گفت: یا امیرالمؤمنین، این شخص تا دیروز غلام من بود و او را آزاد کردم؟! گفت: به او نیز همان اندازه می دهیم که به تو می دهیم.
پس به هر یک سه دینار داد، و هیچ کس را بر دیگری ترجیح ننهاد، طلحه و زبیر و عبدالله بن عمر و سعید بن عاص و مروان بن حکم و مردانی از قریش از جمله کسانی بودند که در تقسیم غنایم شرکت نجستند....
تردیدی نیست که این چهار نوع مساوات(180) که از برنامه های انکارناپذیر اسلام و آیین محمدی صلی الله علیه و آله و تشیع علوی است، پس از دوران خلافت. امام علی علیه السلام رو به مهجوری و ناکامی گذارد و از یادها رفت و حکومتها بظاهر اسلامی آنها را فراموش کردند، و محور کارها را بر امتیازدهی و اشراف پروری نهادند. و بسیاری از عالمان فرق اسلامی یعنی آنان که می بایست خط اصلی اسلام ناب محمدی را بخوبی تبیین کنند، و مردمان را از حقوق خویش آگاه سازند، و دولت مردان را به معروف دعوت کنند و از منکر باز دارند، و انحرافها و سمتها را مانع گردند، در برابر این ناهنجاریها دم فرو بستند، یعنی آنانکه می بایست به رسالت اصلی خویش که در سخن امام علی علیه السلام آمده است: و ما اخذ الله علی العماء ان لایقاروا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم...(181)
...خدا از عالمان پیمان گرفته است که در برابر پرخوری ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان آرام نگیرند... عمل کنند، و حق ضعیفان را بگیرند، و اقویا را سرجایشان بنشانند، و مساوات اسلامی را که مایه حیات همه طبقات جامعه است برقرار سازند. آری بسیاری از عالمان، در برابر این انحرافهای اصولی در راه و کار اسلام و امت اسلامی سکوت کردند، و در موارد بسیاری با نظامهای فاسد و بیدادگر اشرافیگری و طبقاتی ساختند، و راه و روش غیر اسلامی و نادرست آنان را ستودند، و حتی با تأویل و توجیه آیات و احادیث و تحریف معنوی و موضوعی احکام کار حکومتهای طبقاتی را اسلامی جلوه دادند، و به تعبیر امام حسین علیه السلام ضعیفان را تباه کردند و جانب قدرتمندان را گرفتند: ....فأما حق الضعفاء فضیعتم... فأسلمتم الضعفاء فی أیدیهم فمن بین مستعبد مقهور، و بین مستضف علی معیشته مغلوب...یتقلبون فی الملک بآرائهم...(182)
... حق ناتوانان را شما ضایع کردید.... ضعیفان را به دست جباران سپردید، که یا همچون برده مقهور باشند، یا همچون مستضعفی که برای امور زندگی در دست آنان اسیر است.... در کشورداری به اندیشه خود هر چه می خواهند می کنند.
و چنین شد که اسلام از هدفهای اصلی خویش دور ماند، و آرمانهای والای رهبران اسلام ناکام گردید، و همه آن آرمانها با غروب دوران کوتاه حکومت علوی، غروب کرد.
طبق بشارات راستین قرآن کریم و رهبران معصوم اسلام، دیگر بار اسلام به دوران عدل و مهدوی گام خواهند گذارد، و عدل مهدوی را به عدل علوی و محمدی پیوند خواهد داد، و گسترده تر از آن دوران و متناسب با فراخوری انسان مترقی و رشد اجتماعات بشری، مساواتی آرمانی و انسانی تحقق خواهد پذیرفت و در هنگامه ظهور، جامعه بشری از آنهمه امتیاز طلبیها و برتری خواهیها و سلطه جوییها ناروا نجات خواهد یافت، و چهار نوع مساوات یاد شده بیگمان در آن دوره با قاطعیت و بیدرنگ به اجرا گذاشته خواهد شد.
می توان از برخی احادیث احتمال داد که در آن دوره مساوات دیگری نیز مطرح می گردد که دقیقتر و آرمانی تر از مساواتهای چهارگانه یاد شده است. و اگر چه با اجرای مساوات در آن چهار محور، جایی برای امتیازطلبی و باج خواهی طبقات سرمایه دار و وابسته به حکومتها نمی ماند، و همگان به طور مساوی و عادلانه از همه امکانات و زمینه ها بهره برداری خواهند کرد، لیکن مساوات در حد و مرز بالاتر و والاتری به طور تکلیفی اجتماع مطرح خواهد گردید. و آن اجرای مساوات در سطح جامعه و به دست همه افراد است، که خود مردم نسبت به تهیه معاش و زیست سالم بینوایان بکوشند، و این امر را چون وظیفه و تکلیفی برای خود بدانند.
این اصل در تعالیم انسانی اسلام آمده است. و در دوران امام مهدی علیه السلام جامه عمل می پوشد، و در پرتو تربیت عمیق و والایی که انسانها می بینند و رشد عقلی و علمی که می یابند معیارهای برتری بر زندگیها حاکم می گردد، و بسیاری از ضوابط و روشهایی را که اکنون جامعه ها آنها را اخلاقی می دانند، در آن دوران تکلیفی و قانونی و لازم شناخته می شود. در اینجا نخست نمونه ای از این تعالیم را که در فرهنگ اسلام آمده است می آوریم، سپس به چگونگی تحقق حتمی آنها در رستاخیز ظهور اشاره می کنیم:
مساوات به عنوان نوعی مسئولیت اجتماعی
برابری و همسان در زندگی و امور معاش، به عنوان اصلی انسانی، در تعالیم اسلامی، از راهها و شیوه های گوناگونی آموزش داده شده است:
1- در پاره ای از تعالیم اسلامی، ثروتمندان به مشارکت با تهیدستان در زندگی فرا خوانده شده اند، و بینوایان شریک اغنیا به حساب آمده اند:
امام علی علیه السلام:
الله! الله! فی الفقراء و المساکین فشار کوهم فی معائشکم....(183)
-....خدا! خدا! درباره کم داران و نیازمندان، باید ایشان را در امور زندگی شریک خویش قرار دهید....
امام علی علیه السلام
..و فقراء المسلمین أشرکوهم فی معیشتکم...(184)
-...بینوایان را در زندگی خویش شریک سازید....
امام علی علیه السلام
ان الله سبحانه فرض فی أموال الأغنیاء أقوات الفقراء، فما جاع فقیر الا بما منع غنی، و الله تعالی جده سائلهم عن ذلک.(185)
- خداوند سبحان روزی بینوایان را در اموال ثروتمندان قرار داد پس هیچ فقیری گرسنه نماند، مگر به سبب سرباز زدن ثروتمندان از دادن حق محرومان، خداوند بزرگ ایشان (سرمایه داران) را بر این امر (امر معاش بینوایان) باز خواست خواهد کرد.
امام علی علیه السلام:
... ففرض الله فی أموال الأغنیاء ما یقوتهم و یقوم به اودهم.
-... خداوند، ثروتمندان را مکلف ساخت تا از مال خویش به بینوایان خوراک بدهند، و بارسنگین زندگی را از دوش آنان بردارند.
امام صادق علیه السلام:
ان الله - تبارک و تعالی - اشرک بین الاغنیاء و الفقراء فی الاموال فلیس لهم ان یصرفوا الی غیر شرکائهم.(186)
- خدای متعال، ثروتمندان و بینوایان را در اموال شریک قرار داد، پس ثروتمندان حق ندارند به غیر شریکانشان بدهند... (یعنی بریزند و بپاشند و خود در مصرف زیاده روی کنند).
2- در برخی دیگر از تعالیم، رعایت اصل مساوات نسبت به برادران دینی از تکلیفهای لازم جامعه مؤمنان شمرده شده است:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
لی ما رواه الامام الباقر علیه السلام: ما امن بی من بات شبعان و جاره جائع. قال: و ما من أهل قریة یبیت فیهم جائع،ینظر الله الیهم یوم القیامة.(187)
پیامبر صلی الله علیه و آله - به روایت امام باقر علیه السلام آنکس که شب بخوابد و همسایه او گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است. و هر آبادیکه در میانشان گرسنه ای باشد، خداوند در روز رستاخیز به آنان نظر رحمت نکند.
امام صادق علیه السلام:
امتحنوا شیعتنا عند ثلاث: عند مواقیت الصلوة کیف محافظتهم علیها، و عند اسرار هم کیف حفظهم لها عند عدونا، والی أموالهم کیف مواساتهم لاخوانهم فیها.(188)
- شیعیان ما را در سه مورد امتحان کنید.(189) در مراقبت نسبت به اوقات نماز، و در پوشیده داری اسرارشان از دشمنان ما(190) و در مساوات با برادرانشان در اموال.
امام صادق علیه السلام:
ایما مؤمن مؤمنا شیئاً یحتاج الیه و هو یقدر علیه من عنده او من عند غیره، أقامه الله یوم القیامة مسوداً وجهه، مرزقة عیناه، مغلولة یداه الی عنقه. فیققال هذا الخائن خان الله و رسوله ثم یؤمر به الی النار.(191)
- هر مؤمنی که چیزی از چیزهای مورد نیاز مؤمن دیگری را از او دریغ دارد، و حال آنکه می تواند از خود یا دیگران آنرا تهیه کند، روز رستاخیز خداوند او را با چهره ای سیاه، و چشمهایی از حالت برگشته، و دستهایی بر گردن آویخته، برپای دارد، و به او گفته شود: این شخص خائنی است که به خدا و رسول او خیانت کرده است، سپس فرمان داده شود تا او را به آتش برند.
در این سخن کوبنده امام صادق علیه السلام، نیاز به واژه شیئاً: چیزی تعبیر شده است و این کلمه کمترین نیاز و هر نوع آن را شامل می شود و تنها به نیازهای مادی نظر ندارد؛ بلکه مردم به هر چیز و از هر مقوله و به هر مقدار نیازی بیابند انسانهای دیگر وظیفه دارند برای برآورد آن نیازها تلاش کنند. بنابراین مسئولیت و تعهد برادری اسلامی، فراتر از دائره کمک رسانی مادی و مالی است، و باید برای حفظ و نجات برادران در جامعه اسلامی از همه امکانات مادی و معنوی مایه گذاشت، بلکه باید با هستی خویش به یاری برادران دینی شتافت.
امام رضا علیه السلام
...و مواساتهم (الاخوان) و مساواتکم فی کل ما یجوز فیه المساواة و الموساة...(192)
-...با برادران دینی در هر چیز مساوات و برابری روا است، به مساوات و برابری رفتار کند...
دائره و قلمرو مساوات اسلامی در این تعالیم رضوی تا به هر چیز کشیده می شود که مساوات در آن جایز است. روشن است که برخی از امور اختصاصی است و مساوات اجتماعی و اقتصادی در آنها راه ندارد، چون شغلها، تخصصها، ذوقها، هنرها،(193) زن، و فرزند و.... در اینگونه امور همسانی و مساوات مفهومی ندارد، از اینها که گذشت در دیگر مسائل و امور برابری و مساوات اسلامی، مسئولیتی اجتماعی و تعهدی دینی است که آحاد مردم باید آن را در روابط اجتماعی در جامعه اسلامی رعایت کنند، و از طبقه سازی و اشرافیگری و فراتر و فروتر ساختن گروههای انسانی دوری گزینند، و شیوه های طبقاتی و نابرابریهای اجتماعی را اسلامی ندانند.
3- در بیان قانون زکات نیز بر اصل مساوات تأکید شده و علت وجوب آن را ایجاد تعادل و برقراری مساوات شمرده اند.
امام صادق علیه السلام
... مقدار زکاتی که گرفته است صرف خانواده خود کند تا آنان را به (پایه و سطح زندگانی) مردم برساند.
امام رضا علیه السلام
ان علة الزکاة من أجل قوت الفقراء...لان الله کلف أهل الصحة القیام بشأن أهل الزمانة و البلوی...و الحث لهم علی المساواة...(194)
- قانون زکات، برای تأمین زندگی بینوایان وضع شد... چون خداوند توانمندان را مکلف کرده است که برای امور ناتوانان و بینوایان بپاخیزند.... و سوق دادن جامعه به مساوات و برابری...
اینگونه احادیث روشن می کند که قوانین و ضرایب مالی در اسلام، برای نفی جامعه طبقاتی و از میان بردن فاصله های زیاد در زندگی اجتماعی - اقتصادی است. در احادیثی که درباره مصرف زکات رسیده نیز آمده است که زکات بگیران با زکات به حج می روند، خدمتکار می گیرند، صدقه می دهند. اینها همه برای رسیدن به اصل مساوات اجتماعی است یعنی قرار گرفتن زکات بگیر در سطح زکات بده.
در اینجا سخنی والا و ارزنده از فقیه نابغه، آیة الله شهید، سید محمد باقر صدر می آوریم: ان نصوص الزکاة صرحت بأن الزکاء لیست لسد حاجة الفقیر الضروریة فحسب، بل لاعطائه المال بالقدر الذی یلحقه بالناس فی مستواه المعیشی، ای لابد من توفیر مستوی من المعیشة للفقیر یلحقه بالمستوی العالم للمعیشة، الذی یتمتع به غیر الفقراء فی المجتمع. و هذا معنی أن توفیر مستوی معیشی موحد او متقارب لکل افراد المجتمع هدف اسلامی، لابد للحاکم الشرعی من السعی فی سبیل تحقیه...(195): احادیث زکات تصریح کرده است که زکات تنها برای رفع نیازهای ضروری نیست، بلکه برای این است که به نیازمند تا آن حد زکات بدهند تا در سطح زندگی دیگران قرار گیرد، یعنی ناگزیر باید برای بینوایان زندگییی فراهم گردد، همسطح زندگی عموم مردم، یعنی آنچه متمکنان جامعه دارند، و این معنای این (اصل) است که فراهم کردن سطح زندگی یکسان یا نزدیک (به یکسان) برای همه افراد جامعه، هدفی اسلامی است، که حاکم شرع باید در راه تحقق آن بکوشد...
4- مساوات در شکل آرمانی بس والایی نیز مطرح شده و بدان پایه همسان زیستی و برابری و برادری آموزش داده شده است که مرزی میان مالکیتها و محدودیتها نماند، و داشتنها و نداشتنها مطرح نباشد و انسانها از این موضوع و عوارض سوء آن گذشته باشند و به مسائل بالاتری اندیشه کنند، و آدمیان در موضوع مالکیت و امکانات و علائق فردی نسبت به اموال و کالاها، چون رهگذرانی باشند که از کنار رودخانه ای عظیم می گذرند، و هر کس نیاز به آب دارد بدون مانع جامی بر می گیرد و می نوشد و به راه ادامه می دهد. هیچکس مانع دیگری در بهره برداری از آب نمی گردد. این آرمان بالایی است که مردمان نسبت به مالکیت چنین بینشی بیابند، و به چنین پایه ای از رشد عقلی و معنوی و انسانی برسند، و در روابط اجتماعی هدف اصلی از آفرینش مواهب طبیعی را نیک شناخته باشند، و در عمل بدانها تحقق بخشند.
امام علی علیه السلام
... یا نوف! هل تدری شیعتی؟ قال لا والله. قال: شیعتی... و فی أموالهم یتواسون، و فی الله یتباذلون. یا نوف! درهم و درهم، وثوب وثوب، والا فلا...(196)
-... ای نوف! آیا می دانی شیعه ما چه کسانیند؟ گفت: نه به خدا سوگند.
امام گفت: شیعه من... در اموال خود دیگران را شریک می کنند. (با آیین برادری رفتار می کنند) و آن را در راه خدا به یکدیگر می بخشند، ای نوف! درهمی و درهمی (درهمی برای خود و درهمی برای دیگران) و جامه ای و جامه ای (جامه ای برای خود و جامه ای برای دیگران) و گر نه، نه (و گر نه شیعه نیستند).
امام باقر علیه السلام
جعلت فداک ان الشیعة عندنا کثیر. فقال: فهل یعطف الغنی علی الفقیر؟ و هل یتجاوز المحسن عن المسی ء؟ و یتواسون؟ فقلت: لا. فقال: لیس هولاء شیعة، الشیعة من یفعل هذا.(197)
(راوی می گوید به امام باقر علیه السلام گفتم:) فدایت شوم، پیروان و شیعیان شما در شهرهای ما فراوانند. امام گفت: آیا بی نیازان آنان به حال بینوایان توجه می کنند؟ و آیا نیکوکاران از خطاکاران چشم می پوشند؟ و در اموالشان به مواسات رفتار می کنند؟ نه (چنین نیست). امام گفت: اینان شیعه نیستند، شیعه کسی است که چنین کند.
امام باقر علیه السلام
ایجئی احدکم الی أخیه، فیدخل یده فی کیسه فیأخد حاجته فلا یدفعه؟ قال الراوی: فقلت: ما اعرف ذلک فینا. فقال فلا شی ء اذاً. قلت فالهلاک اذاً؟ فقال أن القوم لم یعطوا أحلامهم بعد.(198)
- آیا شما نزد برادرتان می روید و دست در جیب او می برید و به اندازه نیاز بر می دارید و او مانع شما نمی گردد؟ راوی می گوید: گفتم این رسم در میان ما نیست. امام فرمود: پس قابل توجه نیست. گفتم آیا هلاکت در پیش است؟ گفت: این مردم هنوز به رشد عقلانی نرسیده اند.
در این حدیث اشاره به رشد جامعه بشری شده است، که در آینده تحقق می یابد، و انسان به بلوغ انسانی و عقلی می رسد، و مال و منال دنیوی وسیله - نه هدف - شناخته می شود، و مردمان همه به هدفها و ارزشهای والای انسانی می گرایند، و از اسارت ارزشهای پست مادی آزاد می گردند.
امام باقر علیه السلام
یا ابن أرطاة! کیف تواسیکم؟...یدخل أحدکم یده فی کیس أخیه فیأخذ حاجته اذا احتاج الیه؟ قلت: اما هذا فلا. فقال: لو فعلتم ما احتجتم.(199)
- ای پسر ارطاة! آیا دیگران را در مال خود شریک می کنید؟.... آیا کسی از شما به جیب برادرش دست می برد و نیاز خود را بر می دارد؟ گفتم: اینگونه امور (در میان ما) نیست. امام فرمود: اگر چنین می کردید محتاج و نیازمند نمی شدید.
امام کاظم علیه السلام
یا عاصم! کیف أنتم فی التواصل و التواسی؟...أیاتی أحدکم الی دکان أخیه او منزله عند الضائقة فیستخرج کیسه و یأخذ ما یحتاج الیه فلا ینکر علیه؟ قال: لا قال: فلستم علی ما احب فی التواصل.(200)
- ای عاصم! چگونه پیوندهای اجتماعی را محکم می دارید و دیگران را در مال خود شریک می سازید؟...آیا در تنگدستیها کسی از شما به دکان یا منزل برادرش می رود و آنچه را نیاز دارد بر می دارد و (صاحب آن) مانع او نمی گردد؟ گفت: نه چنین نیستیم. امام فرمود: شما (در روابط اجتماعی) آنطور که من دوست دارم نیستند.
امام کاظم علیه السلام در این سخن به جامعه آرمانی تشیع و اسلام اشاره می کنند، که روابط اجتماعی بر اصل یاری رسانی و دیگری خواهی استوار می گردد، و بستگی به مال و مال اندوزی و دنیاپرستی رنگ می بازد، و تعهد و مسئولیت اصل ضابطه در روابط اجتماعی می گردد. و این چنین اجتماعی، اجتماع آرمانی تشیع است.
اینها نمونه های بسیار اندکی بود در تعالیم اسلامی از اصل مساوات و مواسات (یعنی شرکت دادن دیگران در مال خود و اختصاص دادن بخشی از مال خود به دیگران) و اصل اخوت و اصل برادری اسلامی، که در متن قرآن(201) کریم مطرح گردیده است و در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله جامه عمل پوشیده است.(202) اینها اصل بردباری و اخوت و مساوات و برابری را تثبیت می کند، زیرا که برادری با تبعیض و اختلاف طبقاتی و داشتنهای افراطی و نداشتنهای تفریطی مطلقاً سازگار نیست. همچنین در احادیث حق و حقوق مؤمنان نسبت به یکدیگر اگر نیک نگریسته شود و سبک و شیوه بیان و واژگانی آنها درست مورد دقت قرار گیرد، کاملاً روشن می شود که در جامعه اسلامی باید همسانی و همسویی حاکم باشد.(203)
پس از این نمونه ها که یاد شد، درباره دوران ظهور و تحقق اصل مساوات و گسترش برادری و برابری در سراسر اجتماعات، احادیثی رسیده است که از بیان و محتوای آنها می توان کشف کرد که در دوران امام منجی مساوات اجتماعی در سطحی بسیار متعالی عینیت می یابد، که شاید چگونگی آن و فراگیری و عمق نفوذ آن، در این روزگاران، برای ما - با ذهنیتهای موجود پذیرفتنی نباشد. و شاید برنامه و روشهای امام موعود علیه السلام در این زمینه از جمله معیارها و اصول اجتماعی اسلامی است که در آنها تحریف روی داده است، آنطور که باید مطرح نگردیده و تبیین و تفسیر نگشته است لیکن امام مهدی علیه السلام آنها را به شکل درست و اصلی و اسلامیش دیگر بار عرضه می کند، چنانکه در بخش برنامه و کتاب جدید مطرح خواهیم کرد، که امام مهدی علیه السلام اسلام جدید و کتاب تازه ای عرضه می کند. و با توجه به اینکه اسلام دینی ابدی و قرآن قانون جاودانه است، آیین نو و کتاب تازه به معنای برداشتها و تفسیرها و کشف مسائل و قوانینی است که در جامعه های اسلامی یا دچار تحریف گشته یا شناخته نشده است، و اگر شناخته شده بدانها عمل نشده است. از این رو ممکن است با نشر تربیت قرآنی درست و تعالی بخشیدن به انگیزه ها و ایجاد آرمانهای انسانی در ذهن جامعه و افراد، انسان گرایی و انسان دوستی چنان عمیق و ریشه ای گردد، و تعهد و تکلیف شناسی و مسؤولیت پذیری بدان پایه در درون آدمیان جایگزین شود، که حتی اموال شخصی، بدون هیچ مانعی برای رفاه انسانها صرف گردد. و هنگامی که امام از مردم دعوت کند که از اموال شخصی خود به دیگران بدهند و نیازهای جامعه را بر آورند، یا هر چه دارند روی هم بریزند و همگی در خانواده ای بزرگ به نام خانواده بشری برادرانه زندگی کنند، همه آمادگی داشته باشند، و از دستورات امام در این زمینه ها با آغوش باز فرمان برند. زمینه ها و هسته های اصلی این معیارها و ضوابط در روابط اجتماعی، در تعالیم اسلامی آموزش داده شده است و ما نمونه هایی از آنها را آوردیم. این تعالیم در سطح جامعه بشری، در هنگامه ظهور و رستاخیز دولت مهدی علیه السلام، شکوفا خواهد شد.
روشن است که اجرای دقیق و قاطع و بدون استثنای اصل مساوات در سه محور یاد شده، جامعه مرفه و هم سطح را می سازد، و ریشه طبقه و امتیازات طبقاتی و افراط و تفریط مالی را می خشکاند، و نیازی برای اجرای مساوات در اموال شخصی نمی ماند، و بر فرض بماند، برنامه های متعالی تری در کار است، که افراط و تفریطها را بکلی ریشه کن می کند، و تعادل و توازنی عادلانه و انسانی برقرار می سازد، احادیثی در این زمینه رسیده است که همگی بیانگر همین اصل است:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
ابشر کم بالمهدی یبعث فی امتی... یرضی عنه ساکن السماء و ساکن الارض یقسم المال صحاحاً. فقال له رجل: و ما صحاحاً؟ قال: السویة بین الناس.(204)
- به مهدی بشارتتان می دهم. او از میان امت من برانگیخته می شود... ساکنان آسمان و زمین از او خشنود خواهند بود. او مال را درست درست تقسیم می کند مردی پرسید: درست درست چیست؟ فرمود: میان همه، مساوی.
امام باقر علیه السلام:
... فانه (القائم) یقسم السویة، و یعدل فی خلق الرحمان: البر منهم و الفاجر...(205)
-... امام قائم (اموال را) برابر تقسیم می کند و میان (همه) مردم - نیکوکار و بدکار - به عدالت رفتار می نماید... .
و یسوی بین الناس حتی لاتری محتاجاً الی الزکاة...(206)
-... (امام مهدی علیه السلام ) میان مردم به مساوات رفتار می کند، به گونه ای که به زکات نیازی نباشد...
تعالیم اسلامی در این زمینه فراوان است. در اینجا به همین چند حدیث بسنده می گردد. برخی دیگر از این احادیث در فصل رفاه اقتصادی یاد شد و تفسیر و تبیین گشت.

بخش 9 : تشکیل حکومت فراگیر جهانی

از برنامه های امام مهدی علیه السلام، تشکیل حکومت فراگیر جهانی است، و اداره همه اجتماعات از یک نقطه و با یک سیاست و برنامه(207) در آن دوران و به دست امام بزرگ انسان، آرمان والای تشکیل جامعه بزرگ بشری و خانواده انسانی تحقق می پذیرد و آرزوی دیرینه همه پیامبران و امامان و مصلحان و انسان دوستان بر آورده می گردد.
بخش بزرگ تضادها و ستیزها و استکبارها و استضعافها در کل جامعه بشری از حکومتها و درون کاخها سرچشمه می گیرد، و به دست آلوده و نیرنگ باز دولتها و حکمفرمایان در میان انسانها گسترش می یابد. توده های مردم و افراد نوع انسانی، در درون خود و گرایشهای طبیعی که دارند. نوع دوست و مهربانند، و چنین تضادها و جنگها و خونریزیها را بر سر منافع مادی روا نمی دانند، بویژه اگر درست تربیت شوند، و ذهنیتها و اندیشه های انحرافی در آنها راه نیابد. کژیها، پرخاشگریها و خونریزیها و... با تحریک دولتهای و به دست حکومتگران انجام می گیرد، که برای گسترش قدرت و استوار سازی بیشتر پایه های حکومت خود، به جذب و جلب منافع بیشتر دست می یازند. و تضاد و درگیری پدید می آورند، و با تبلیغ و تلقین و اجبار، توده های نجیب انسانی را به ناسازگاری و درگیری وا می دارند و رویاروی یکدیگر قرار می دهند.
در دوران رهبری امام مهدی علیه السلام با ایجاد مرکزیت واحد و مدیریت و حاکمیت یگانه، برای همه اجتماعات و نژادها و منطقه ها، یکی از عوامل اصلی تضاد و جنگ و ظلم نابود می شود، و انسانها بی بیم از فشار سیاستها به آغوش انسانها باز می گردند، و مهربان و برادر و در کنار یکدیگر زندگی می کنند، و مناطق مرفه به مناطق محروم می رسند، به استثمار حق محرومان و استعمار کشورهای ضعیف نمی پردازند، بلکه کمبودها و عقب ماندگیهای طبیعی و بشری و دیگر مشکلات و نابسامانیها به دست بخشهای مرفه و توانمند جامعه بشری جبران می گردد، و به معنای واقعی کلمه یک امت و یک خانواده از کل اجتماعات بشری تشکیل می شود.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
...والذی بعثنی بالحق نبیا لو لم ییق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی یخرج فیه ولدی... وتشرق الارض بنوره و ییلغ سلطانه المشرق و المغرب.(208)
-... سوگند به آنکه مرا به حق به پیامبری برانگیخت اگر از دنیا جز یک روز نماند، آن روز را خداوند می گستراند تا فرزندم مهدی قیام کند پهنه زمین به نور او روشن گردد و حکومت او شرق و غرب گیتی را فرا گیرد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
الائمه بعدی اثنا عشر اولهم انت یا علی واخرهم القائم الذی یفتح الله - عزوجل - علی یدیه مشارق الارض و مغاربها(209)
- امامان پس از من دوازده تن می باشند، نخستین آنها تو هستی ای علی، و آخر ایشان قائم است که به دست او خاور و باختر زمین گشوده می گردد.
دو مانع بزرگ بر سر راه چنین آرمانی عظیم وجود دارد:
1- عوامل سلطه و استکبار جهانی که از سرمایه داران و سیاستمداران تشکیل می شود.
2- عقب ماندگی فرهنگی و نبود تربیت درست انسانی، که به همین دلیل توده های انسانی در مسیر غرضها و خود کامگیهای مستکبران قرار می گیرند.
این هر دو عامل در آن دوران و به دست با کفایت امام مهدی علیه السلام ریشه کن می شود، و با تصفیه اجتماعات بشری از عوامل سلطه و استکبار مالی و سیاسی، عامل قدرتمند مرکزی ایجاد می شود، و با هدایت و تربیت درست انسانها روابط صمیمی و نزدیک میان همه افراد نوع انسانی، از هر نژاد و ملیت، بر قرار می گردد. در پرتو این دو جریان، راه بشریت به سوی زندگی سعادتمندانه هموار می شود.
بنابراین، گام نخست واژگون کردن حاکمان خود کامه و سلطه طلب از اریکه های قدرت است و تشکیل مدیریت قدرتمند مرکزی. این مدیریت به تربیت انسانها می پردازد و اصول والا و ارزشهای متعالی الهی را در سراسر آبادیهای زمین نشر می دهد، و یگانگیها، یکدلیها، محبتها و ایثارها را جایگزین بیگانگیها، کینه توزیها و خود خواهیها می سازد. به همه انسانها و همه اجتماعات یکسان می نگرد، و مساوات و عدالت دقیقی در همه پهنه گیتی حاکم می سازد، و همه امتیازها را زیر پا می نهد. و این چنین است که حکومت فراگیر می شود، و مورد پذیرش همه احاد انسانی قرار می گیرد.
مصلحان اجتماعی و صاحب نظران فلسفه سیاسی، درمان دردهای جامعه بشری و بر طرف شدن تضادها، استثمارها، استبدادها، استعمارها، فاصله های ناهنجار کشورها و انسانها و... را در پرتو برپایی نظام واحد و حکومت واحد امکان پذیر دانسته اند، حکومت واحدی که از هرگونه جانبداری، نژاد گرایی، طبقه پروری و... بدور باشد و بر پایه قانون عدل و مساوات با همگان رفتار کند. درد آشنایان و چاره اندیشان چنین طرحی را تنها راه درمان نابسامانیها ژرف و گسترده بشریت کنونی می دانند. و تا کنون چنین جریان فراگیر پدید نیامده و چنین قدرتی شکوفا نشده است، یعنی قدرتی که همه انسانها را بر دور یک مرکز و محور گرد آورد و عوامل خودکامگی و خود خواهی را نابود کند(210)و این امر عظیم بدست منجی بزرگ، امام مهدی علیه السلام، پدید می آید، و عامل قدرتمند و الهی و سیاسی و اجتماعی و تربیتی و انسانی ایجاد می شود، و رنج دوران تفرقه و جدایی و ستم و بی خبری زدوده می گردد، و موانع برادری و برابری ریشه سوز می شود.

بخش 10 : حکومت مستضعفان

تشکیل دولت مستضعفان و تحقق بخشیدن به آرمان والا و الهی حکومت فرودستان و عقب نگهداشته شدگان(211) ، از برنامه های اصلی و اقدامهای اساسی و تردیدناپذیر امام موعود علیه السلام است. در جامعه و نظامی که امام مهدی علیه السلام بنیاد می نهد، زمام همه امور در دست طبقات محروم است و این مستضعفانند که بر آن حکم می رانند، و به اداره جامعه می پردازند. چنین آرمانی هدف اصلی همه ادیان آسمانی بویژه اسلام بوده است. در تعالیم ادیان، معیارها و اصولی را به دست داده اند که در جهتگیری کلی، به سود مستضعفان و تحقق بخش حاکمیت آنان است. و رویارویی و نبرد اصلی پیامبران با همین طبقات اشراف و مسرفان و مترفان و ملا و مستکبران بوده است. یعنی طبقاتی که همواره از تن دادن به حق و عدل سرباز می زده اند، و خوی و خصلت برتری جویی، سلطه طلبی، حقکشی، بیدادگری راه و روش ایشان بوده است، و شادخواری و اسراف کالاها و مواد لازم زندگی شیوه معیشت اصلی آنان را تشکیل می داده است.
قرآن کریم، این واقعیت تلخ تاریخ را با بیانی روشن بازگو کرده است:
قرآن کریم
و ما ارسلنا فی قریه من نذیر الا قال: مترفوها انا بما ارسلتم به کافرون. و قالوا نحن اکثر اموالا و اولاداً و ما نحن بمعذبین.(212)
- به هیچ شهری انذارگری نفرستادیم، مگر آنکه شاد خواران آن شهر گفتند که ما رسالت شما را باور نداریم، و گفتند که مال و فرزند ما از شما بیشتر است و ما عذاب نخواهیم شد.
جباران و گردنکشان، از قدیمترین دوره های تاریخ، مردمان را فرودست (مستضعف) ساخته در بندگی خویش نگاه می داشتند. و حقها و آزادیهای ایشان را می ربودند؛ در صورتی که پیامبران در آن می کوشیدند تا از تجاوز و عدوان آن تجاوزگران جلوگیری کنند و مردم را از چنگال ظلم و ستم ایشان برهانند...(213)
قرآن کریم، هنگام ترسیم مبارزه و رویارویی پیامبران با مخالفان، از طبقات مخالف انبیا، با واژه های ملا، مترفان، مستکبران یاد کرده است. ملا سران و بزرگان مالی و سیاسی و یا قبیله ای و قومی اجتماعند که به نوعی برتری اجتماعی دست یافته اند، و طبقات بالا و اشراف و ممتاز جامعه را تشکیل می دهند، و همه جا حضور چشم پر کن دارند. اینان با حرکت جدید و پیام تازه به ستیز بر می خیزند، و چون به اصل برتری طبقاتی ایمان دارند و معیار ارزشها را در مال می دانند، و پیام آوران الهی و پیروان آنان را افرادی معمولی و از طبقات پایین جامعه می بینند، دعوت جدید را نمی پذیرند و با آن به مبارزه بر می خیزند. آنچه را خداوند متعال در کتاب عظیم خود، از زبان پیامبر بزرگوارش گزارش کرده است این است که انکار کنندگان شرایع (ادیان الهی) و پیشتازان انکار آفریدگار، بی تردید سرمایه داران شادخوار و اشراف متکبر (و خودخواه) بودند...(214)
در این رویارویی و نبرد همیشگی تاریخ، در دورانهایی حق در جایگاه خویش مستقر گردید، و بینوایان از سلطه اشراف و مترفان و مستکبران آزاد شدند، و حاکمیتهایی - اگر چه کوتاه مدت - برای مستضعفان پدید آمد. قرآن کریم برخی از این دوره ها را چنین ترسیم می کنند:
قرآن کریم:
و اورثنا القوم الذین کانوا یستضعفون مشارق الارض و مغاربها التی بارکنا فیها و تمت کلمة ربک علی بنی اسرائیل بما صبروا و دمرنا ما کان یصنع فرعون و قومه و ما کانوا یعرشون.(215)
- خاوارن و باختران زمین را، که به آنها برکت داده بودیم، میراث قومی قرار دادیم که فرودست (مستضعف) نگاهداشته می شدند؛ و وعده نیکوی پروردگار به بنی اسرائیل - به سبب صبری که کرده بودند - انجام یافت؛ ما آنچه را فرعون و قومش می ساختند و آنچه بر می افراشتند، ویران کردیم.
این آیه درباره زوال حاکمیت طاغوتی فرعون و تأسیس حکومت مستضعفان به دست پیامبر بزرگوار حضرت موسی علیه السلام است.
قرآن کریم:
و اذکروا اذ انتم قلیل مستضعفون فی الارض، تخافون ان یتخطفکم الناس، فآواکم و ایدکم بنصره، و رزقکم من الطیبات لعلکم تشکرون.(216)
- زمانی را به یاد آورید که شماری اندک بودید (در میان دشمنان بسیار) و شما را در زمین (مکه) فرودست (مستضعف) می شمردند، و بیم آن داشتید که با یک هجوم کارتان را بسازند، در آن حال، خداوند پناهتان داد، و یاریتان کرد و روزیهای پاکیزه بخشید تا مگر سپاس دارید.
این آیه کریمه درباره تأسیس دولت محمد صلی الله علیه و آله و نجات مستضعفان جزیرةالعرب به دست پیامبر مستضعفان حضرت محمد صلی الله علیه و آله است. این دولت پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مدت زمان امامت امام علی علیه السلام نیز ادامه یافت، و روح اصلی آن که مستضعف گرایی و حمایت از محرومان و پابرهنگان و طرد و نفی مستکبران و زراندوزان و طاغوتان بود کاملاً پایدار ماند، و آخرین روزهای حکومت عدل علوی، آخرین روزگار حاکمیت این خط اصیل اسلامی بود.
در دوران حکومت عدل محمد صلی الله علیه و آله و علوی علیه السلام نظام آموزشی و حقوقی حاکم گردید که در قانون و اجرا و اندیشه و عمل، جانبدار محرومان و تحقق بخش حاکمیت آنان بود، و همه ارزشهای اشرافیگری و نظام حقوقی طبقاتی توانگران و زراندوزان را زیر پا گذاشت، و همه امتیازات طبقات بالا را کنار زد، و امیران و شاهان و سرمایه داران و توانگران و قارونان جامعه را با بردگان و بینوایان و فرودستان یکسان دید و در برابر قوانین، همسان به حساب آورد، و در برابر هر گونه باجخواهی و امتیاز طلبی استوار و قاطع ایستاد، و تعالیمی ارزنده و زندگی ساز در این زمینه ها به توده های مردم آموخت:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
فی قوله تعالی: و اصبر تفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداوة و العشی یریدون وجهه...(217) ان المؤلفة قلوبهم جاؤوا الی رسول الله صلی الله علیه و آله... فقالوا: یا رسول الله! ان جلست فی صدر المجلس و نحیت عنا هولاء و روائح صنانهم - و کانت علیه جباب الصوف - جلسنا نحن الیک و اخذنا عنک، فما یمنعنا من الدخول علیک الا هؤلاء فلما نزلت الایة قام النبی صلی الله علیه و آله یلتمسهم، فاصابهم فی مؤخر المسجد یذکرون الله، فقال: الحمدلله لم یمتنی حتی امرنی ان اصبر نفسی مع رجال من امتی، معکم المحیا و معکم الممات(218)
- پیامبر صلی الله علیه و آله - در تفسیر این آیه: و اصبرنفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداوة و العشی:خویشتن را به همراهی با کسانی شکیبا ساز، که صبح و شام پروردگار خویش را می خوانند...، رسیده است: کسانی (از قریش) که پیامبرصلی الله علیه و آله از آنان به منظور تمایل یافتن به اسلام دلجویی می کرد (مؤلفة قلوب) نزد او آمدند... و گفتند: ای پیامبر خدا اگر در صدر مجلس بنشینی و این بینوایان و بوی گند ایشان را از ما دور کنی - و آن بینوایان جبه هایی پشمین (و ژنده) بر تن داشتند - ما در کنار تو خواهیم نشست، و به سخنان تو گوش فرا خواهیم داد، هیچ چیز جز اینان مانع درآمدن ما نیست، پس چون آیه یاد شده نازل شد، پیامبرصلی الله علیه و آله برخاست و به جستجوی ایشان (یعنی بینوایان و مستضعفان) برآمد، و در پایین مسجد به ایشان رسید، که ذکر خدا می کردند، چون آنان را دید گفت: سپاس خدای را که مرا از جهان نبرد تا آنکه فرمان داد که خویشتن را به نشستن با مردانی از امتم شکیبا سازم (و عادت دهم) زیستن من با شما است و مردن من با شما خواهد بود.
امام صادق علیه السلام:
ان عیسی علیه السلام لما اراد وداع اصحابه، جمعهم و امرهم بضعفاء اخلق، و نهاهم عن الجبابرة(219)
- هنگامی که عیسی علیه السلام می خواست با اصحاب خود وداع کند، ایشان را گرد کرد و آنان را به توجه به ناتوانان فرمان داد و از نزدیکی به جباران و گردنکشان نهی کرد.
اینها و صدها تعلیم دیگر همه بیانگر خط اصلی حرکت اسلام و برنامه حکومت اسلامی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام بود، که در تاریخ به ثبت رسیده است و در عینیت و عمل جریان یافته است.
باری چنین دوره های درخشانی در طول تاریخ تحقق یافت، و روزگارانی - اگر چه محدود - آیین عدل و حق بر جامعه هایی پرتو افکند، و آسایش و آرامش و امنیت واقعی را برای انسانها به ارمغان آورد، لیکن این دوره ها پایدار نماند و پس از درگذشت رهبران راستین، بظاهر مغلوب باطل گردید، و روزگار سیاه ستم و بیداد و تجاوز و تبعیض، به دست طاغوتان سیاسی و اقتصادی و نظامی سایه گسترد، و راحت و آسایش و امنیت را از مردمان بگرفت، و مستضعفان را در چنگال اهریمنی خود بفشرد، و راه تنفس را بر آنان ببست. و بدینسان روزگاران سیاه تاریخ انسان، در بیشتر دوره ها رقم خورد، و زندگی مستضعفان با این رنجها و اندوهها و فشارها بگذشت.
اکنون پس از دوران طولانی ستم سالاری و بیدادگری و حاکمیتهای ستم بنیاد طبقاتی و اشرافیگری، تاریخ به پیش می رود تا دیگر بار به دوران حاکمیت مستضعفان و امامت عدل مهدوی علیه السلام گام گذارد، به طور کامل زمام امور جامعه را به دست فرودستان مظلوم بسپارد و همه آبادیها را از طاغوتان و قارونان و سرکشان و سلطه طلبان تصفیه کند. این دوره از تاریخ و ویژگیهای اصلی آن بصراحت در قرآن کریم و احادیث پیامبرصلی الله علیه و آله و معصومان علیه السلام تبیین گشته است:
قرآن کریم:
وعدالله الذین آمنو منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبدوننی و لا یشرکون بی شیئاً...(220)
- خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند وعده داد که بیقین در روی زمین ایشان را خلیفه کند، همچنان که مردمی را که پیش از آنها بودند خلیفه ساخت. و دینشان را - که خود برای ایشان برگزیده بود - استوار سازد، و وحشتشان را به امنیت بدل کند و آنان مرا می پرستند و هیچ چیز را با من شریک نمی کنند...
منظور از صالحان مؤمن که در آیه یاد شده اند به جهاتی چند مستضعفانند:
1- نخست اینکه صالحان مؤمن عموماً در طول تاریخ از طبقه محرومان بوده اند. و طبق آیات فراوان قرآن کریم، طبقات اشراف و مترفان و مسرفان و مستکبران نوعاً فاسد و منحرف و مخالف حق و عدل بوده اند.
در قرآن کریم آمده است:
و ذرنی و المکذبین اولی النعمة و مهلهم قلیلاً.(221)
- تکذیب کنندگان صاحب نعمت را به من واگذار. و اندکی مهلتشان ده.
... پیروان انبیا در طول تاریخ، بینوایان و طبقات متوسط (جامعه) بودند نه ثروتمندان...(222)
2- در این آیه از تمکین و استواری و استقرار دین خدا سخن رفته است و استواری و استقرار دین در اجتماعی امکان دارد که جامعه دارای طبقات و تشکیل شده از دو طبقه مستکبر و مستضعف (زیر سلطه و سلطه طلب) نباشد. و این چنین اجتماعی بی ترید جامعه فرودستان و مستضعفان است، که از طبقات زر به دست و زورمدار و مستکبر تصفیه شده است.
3- در فرازهای آخر آیه شریفه، از امنیت اجتماعی و رخت بر بستن ترسها و دلهره ها و بیمها سخن رفته است. روشن است که انواع ترسها و بیمها و دلهره ها از سوی چه کسانی بر توده های مردم تحمیل می شود. این سلطه طلبان و قدرتمندان مالی و سیاسی و نظامی هستند که توده های مردم را می ترسانند و با شیوه های ارعاب و ایجاد نگرانی و دلهره حاکمیت و سلطه خود را تداون می بخشند. و این طبقه فرودست و ناتوان (طبقه بیم پذیر) است که چاره ای جز تسلیم و بیم پذیری ندارد.
بنابراین، آیه یاد شده که درباره حاکمیت فراگیر قرآنی، در جامعه های بشری سخن می گوید، حاکمیت محرومان و مستضعفان را در نظر دارد.
شیخ طبرسی در تفسیر آیه می گوید:
از امامان اهل بیت روایت شده است که این آیه، درباره مهدی آل محمد صلی الله علیه و آله است. شیخ ابوالنضر عیاشی، با اسناد خود، از حضرت امام زین العابدین علیه السلام روایت کرده است که این آیه را خواند و فرمودند: اینان به خدا سوگند شیعه ما هستند، خدا این کار را در حق آنان به دست مردی از ما خواهد کرد. و این مرد مهدی این امت است...
و چنین مطلبی درباره این آیه، از امام محمد باقر علیه السلام و امام جعفر صادق علیه السلام نیز روایت شده است.(223)
قرآن کریم:
و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة، و نجعلهم الوارثین.(224)
- ما می خواهیم به مستضعفان زمین نیکی کنیم، یعنی: آنان را پیشوایان سازیم و وارثان زمین.
این آیه بصراحت، از امامت مستضعفان سخن گفته است، و فرودستان و مستضعفان را میراث بر آن زمین معرفی کرده است، درباره دوران ظهور و رستاخیز قیام مهدی آل محمد صلی الله علیه و آله است که به دست آن منجی بزرگ این وعده خدایی تحقق می پذیرد.
امام علی علیه السلام:
هم آل محمد، ییعث الله مهدیهم بعد جهدهم، فیعزهم و یذل عدوهم.(225)
- ایشان (مستضعفان میراث بر زمین)، خاندان پیامبرند، که خداوند پس از سختیها، مهدی ایشان را بر انگیزد و به آنان عزت بخشد و دشمنانشان را خوار سازد.
و واضح است که حکومت آل محمد صلی الله علیه و آله یعنی همان حکومت مردم مستضعف و رسیدن محرومان به حق خود.
از نظر دیگر نیز برای اجرای عدالت راستین، حاکمیت فرودستان محروم ضرورت دارد، زیرا که در تمامی دوران گذشته تاریخ مورد اصلی ظلم و بی عدالتی، طبقات محروم بوده اند و سرانجام باید پدیده ناهنجار و ضد بشری استضعاف - که تعبیری از همه ظلمها و ستمهاست - از میان برود، و انسان از زیر بار سنگین و شکننده آزاد شود. در این راستا و برای این امر مهم مبارزه با علل اصلی استضعاف ضرورتی اجتناب ناپذیر است. روشن است که زورمندان و زر به دستان، دو عامل اصلی استضعاف بخشهای عظیم انسانی در گذشته و اکنون بوده اند و هستند. هر ظلم و ستمی که به محرومان و بی پناهان شده است، یا مستقیم به دست حکومتهای اشرافی و مرفه انجام گرفته است، و یا به دست طبقات اشراف و سرمایه داران و قارونانی که در زیر چتر حمایت حکومتهای مستکبر قرار داشتند و با حمایت قانونی و عملی آنها راه ظلم و تحمیل و استثمار را هموار می ساختند. این نظامها و جریانهای ضد بشری هنگامی پایان می یابد که حکومت قدرت سیاسی و نظامی جامعه فقط و فقط به دست طبقات محروم و مستضعف سپرده شود. دفاع از حقوق پایمال شده فرودستان و مستضعفان آنگاه امکان دارد که حاکمیت به دست آنان سپرده شود. هر حکومتی هر چه صالح باشد نمی تواند حقوق محرومان را به آنان باز گرداند، مگر اینکه خود از این طبقه باشد و دردهای این طبقه را به تمام وجود خویش لمس کرده باشد. و این چگونگی تحقق نمی پذیرد مگر اینکه طبقه حاکم از مستضعفان باشند. تنها و تنها در این صورت است که می توان امید داشت در قانون و اجرا، و در تئوری و عمل، جانب محرومان رعایت گردد، و پایگاههای استکبار و قدرت و سلطه واژگون شود، و پدیده استضعاف از سرزمین زندگی محو گردد. در غیر این صورت، ادعاهایی فریبکارانه است که گوش تاریخ را پر کرده است.
از این رو، حاکمیت مستضعفان، از شاخه های اصلی و اجرای عدالت مطلق است. اگر عدالت گستری و دادگری جهت اصلی حرکت یک تحول و انقلاب اجتماعی بود، دفاع از محرومان و حاکمیت بینوایان و فرودستان رکن و پایه آن است، زیرا دیگر طبقات اجتماعی که حال و هوای محرومیت و استضعاف را لمس نکرده باشند هر کس باشند نمی توانند - چنانکه باید - در اندیشه مستضعفان باشند. و گردونه اقتصاد و سیاست و فرهنگ و دیگر منافع جامعه را به سود آنان بچرخانند و این امری است که تجربه آن را به اثبات رسانیده است.