فهرست کتاب


عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام

محمد حکیمی‏

1 - مساوات در نظام تکوین و آفرینش

مساوات در نظام تکوین، به این معنا است که همه افراد انسانی دارای آفرینشی مساوی و یکسان و یک نوع و دارای نیازهای طبیعی همانند و ارزشی مساوی و برابرند. نژاد، رنگ، زبان، شکل، ویژگیهای جغرافیایی، مذهبی، اجتماعی، اخلاقی و دیگر مسائل تأثیری در این یگانگی و یک نوعی و مساوات تکوینی ندارد، افراد از هر نژاد و رنگ و زبان و مذهب و سرزمین، و دارای هر نوع عقیده و مرام و مسلک و اخلاق، با یکدیگر در بسیاری از خصوصیات انسانی و نیازهای طبیعی برابرند، و در اصل ارزشی یکسان دارند و همه افراد نوع انسانی عضو جامعه بزرگی هستند که جامعه بشری نام دارد.
این مساوات در قرآن و احادیث مطرح گردیده و روشن گشته است:
قرآن کریم
یا أیها الناس انا خلقناکم من ذکر و اثنی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله أتقیکم....(158)
ای مردمان! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم، و به صورت ملتها و قبیله ها درآوردیم، تا با یکدیگر آشنا شوید (نه آنکه تفاخر کنید و بزرگواری فروشید که بزرگواری انسان به ملیت و قبیله و رنگ و نژاد نیست) و همانا بزرگوارتر از میان شما در نزد خدا آن کس است که پرهیزگارتر باشد... .
در این آیه، و امثال آن، بر همسانی و برابری افراد نوع انسان تأکید شده است، و هرگونه امتیاز، برتری و طبقه برتر و ممتاز در جامعه انسانی نفی گردیده است؛ و فضیلت و برتری از آن تقوا شمرده شده است. و این امتیازی آخرتی و خدایی است و پس از مرگ مایه برتری و امتیاز است، و در این زندگی عامل هیچگونه امتیاز اجتماعی و طبقاتی نیست.
در تعالیم نبوی نیز درباره اصل محوری مساوات احادیثی رسیده است:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
ان الناس من عهد آدم الی یومنا هذا مثل أسنان المشط، لافضل للعربی علی العجمی و لا لأحمر علی الاسود، الا بالتقوی.(159)
مردمان! از زمان حضرت آدم علیه السلام تاکنون چون دندانه های شانه مساویند، و عرب بر غیر عرب و (نژاد) سرخ بر سیاه برتری ندارد مگر به تقوا.
در بیان زیبا و عمیق پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آدمیان از آغاز خلقت اولین انسان یعنی حضرت آدم علیه السلام تاکنون چون دندانه های شانه برابر شمرده شده اند، و امتیازات قبیله ای و قومی چون عرب بودن و عجم بودن و امتیازهای نژادی چون سیاهپوست و سرخ پوست بودن مثلاً نفی گردیده است و تنها مایه امتیاز تقوا شمرده شده است، نه در روابط اجتماعی، بلکه در آخرت و پاداشهای الهی.
امام رضا علیه السلام:
عبدالله بن الصلت... قال: کنت مع الرضا علیه السلام فی سفره الی خراسان فدعا یوماً بمائدة له، فجمع علیها موالیه من السودان و غیرهم. فقلت: جعلت فداک! لو عزلت لهؤلاء مائدة؟ فقال: مه ان الرب - تبارک و تعالی - واحد، والام واحدة، والاب واحد، و الجزاء بالأعمال.(160)
عبدالله بن صلت گوید:... در سفر (امام) رضا علیه السلام به خراسان با او همراه بودم؛ روزی گفت تا سفره انداختند، و غلامان سیاه و غیر سیاه خود را به سر سفره دعوت کرد. به او گفتم: فدایت شوم، آیا بهتر نیست که اینان بر سر سفره ای جداگانه بنشینند؟ گفت: خاموش! که پروردگار همه یکی است، و مادر یکی، و پدر یکی، و پاداش به اعمال است.
امام رضا علیه السلام در این تعلیم والای خود، برای نفی هر گونه امتیاز و برتری نخست به اصل اعتقادی و ایمانی استدلال می کنند که زیربنا و پایه همه معیارها و باورهای اسلامی است. و آن ایمان به خدای واحد است. چون خدای همه یکی است پس همه در برابر او مساویند. در مرحله بعد به یگانگی نوع انسان و پدر و مادر اشاره می کنند. و این حقیقت را زمینه نفی طبقات و امتیازات می شمارند.

2 - مساوات در برابر قانون

مساوات در برابر قانون، یعنی همه مردم و افراد نوع انسانی، در برابر قانون حقوقی همسان و برابر دارند، و هیچکس در برابر قانون بر دیگری برتری و امتیاز ندارد. سیاه، سفید، عرب، عجم، کارگر، کارفرما، مالک، زارع، تهیدست، ثروتمند، پیر، جوان، کوچک، بزرگ، عالم، جاهل، فرمانده، فرمانبر، رئیس، مرئوس، و... همه در برابر قانون مساویند و قوانین باید درباره همه یکسان اجرا شود، و امنیت اجتماعی و حقوق انسانی همگان را یکسان تأمین کند.
مساوات به این معنا در آیات قرآن کریم و احادیث معصومان علیه السلام فراوان مطرح گردیده است:
قرآن کریم:
قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم... و لا یتخذ بعضنا و بعضاً أرباباً من دون الله...(161)
بگو: ای اهل کتاب! به کلمه ای برابر میان ما و شما، روی آورید... و برخی از ما برخی دیگر را، به جای خدا، ارباب و خداوندگاران خویش نشمارند....
قرآن کریم، تکلیفها و برنامه های خود را برای همه افراد انسانی آورده است، و در هر امر و نهی به جامعه انسانی خطاب می کند یا ایها الناس و یا ایها الانسان در قرآن بارها تکرار شده است
امام علی علیه السلام:
ان علیاً لما حد غضب الیمانیة، فدخل طارق بن عبدالله علیه فقال:
یا امیرالمؤمنین! ما کنا نری أن اهل المعصیة و الطاعة، و اهل الفرقة و الجماعة، عند ولاة العدل و معادن الفضل، سیان فی الجزاء حتی رأینا ما کان من صنیعک بأخی الحرث، فاو غرت صدورنا، و شتتت امورنا و حملتنا علی الجادة التی کنا نری أن سبیل من رکبها النار فقال: و انها لکبیرة الا علی الخاشعین. یا اخانهد! و هل هو الا رجل من المسلمین؟ انتهک حرمة ما حرم الله، فأقمنا علیه حداً کان کفارته. ان الله تعالی - قال: و لا یجرمنکم شنان قوم علی الا تعدلوا، اعدلوا هو اقرب للتقوی فلما جنة اللیل، همس هو و النجاشی الی معاویة...(162)
- علی، در آن هنگام که بر نجاشی (یمنی) حد جاری کرد، یمنیها خشمناک شدند، سپس طارق بن عبدالله نزد او آمد و گفت: یا امیرالمؤمنین! ما تصور نمی کردیم که اهل نافرمانی و فرمانبرداری و اهل پراکندگی و اجتماع، از لحاظ کیفر و مجازات در نزد والیان عادل و مردان فضیلت با یکدیگر در برابر باشند، تا آنکه عملی را که در حق نجاشی انجام دادی مشاهده کردیم، سینه های ما را از کینه شعله ور کردی، و کار ما را پراکنده ساختی، و ما را بر راهی انداختی که تصور می کردیم هر کس از آن راه برود به دوزخ خواهد رسید. علی گفت: و انها لکبیرة الا علی الخاشعین:آن کاری دشوار است مگر بر خاشعان و فروتنان ای طارق نهدی! مگر او غیر از مردی از مسلمانان است ؟ حرمت آنچه را که خدا حرام کرده بود درید، ما هم حدی را که کفاره آن بود بر او جاری کردیم. خدای متعال گفته است: و لا یجر منکم شنان قوم علی الا تعدلوا، اعدلوا هو اقرب للتقوی: دشمنی قومی شما را بر آن ندارد که داد نکنید، دادگر باشید که دادگری به پرهیزگاری نزدیکتر است. پس چون شب فرا رسید، طارق و نجاشی شبانه به جانب معاویه راه افتادند... (تا از مساوات و عدالت فرار کرده باشند).
امام علی علیه السلام:
خطاب به حاکم مسلمان... ثم واس بین المسلمین بوجهک و منطقک و مجلسک حتی لا یطمع قریبک فی حیفک و لا بیأس عدوک من عدلک...(163)
-... سپس در روبرو شدن و سخن گفتن و نشستن (مسلمانان) نزد تو برابری مرا مراعات کن تا چنان نباشد که نزدیکان تو در بی عدالتی تو طمع بندند، و دشمن از عدالت تو نومید نگردد...
جریان تاریخی شکایت امام علی علیه السلام به قاضی منصوب خود درباره زره، از یهودی فردی ذمی در کشور اسلامی و حکم قاضی به نفع یهودی، در کتب تاریخ و حدیثی نقل شده(164) و نمونه اعلای علمی و عینی مساوات در برابر قانون است.
امام صادق علیه السلام:
کان رسول الله صلی الله علیه و آله یقسم لحظاته بین أصحابه، فینظر الی ذا و ینظر الی ذا بالسویة.(165)
پیامبر نگاه کردن خود را نیز میان اصحاب تقسیم می کرد و به این و آن، برابر می نگریست.
این بالاترین آموزشی است درباره مساوات و رعایت اصل برابری میان انسانها، که حتی در نگاه کردن مساوات رعایت گردد، و در مجالس و انجمنها تنها افرادی خاص مورد توجه و نگاه قرار نگیرند.
مساوات دیگری نیز در اسلام مطرح گردیده است که از ویژگیهای تعالیم زندگی ساز اسلامی است و در سطحی آرمانی و بسیار متعالی قرار دارد، و آن این است که افراد مذاهب دیگر نیز در جامعه اسلامی با مسلمانان، در برابر قانون، همسان باشند و در اجرای قانون فرقی میان مسلمان و غیر مسلمان نباشد:
امام علی علیه السلام:
...رجل مسلم اشتری أرضا من أراضی الخراج، فقال امیرالمؤمنین علیه السلام: له ما لنا و علیه ما علینا، مسلماً کان او کافراً له ما لاهل الله و علیه ما علیهم.(166)
-... مرد مسلمانی زمینی از زمینهای خراج را خرید، امیرالمؤمنین علیه السلام گفت: سود و زیان او و سود و زیان ما یکی است، خواه مسلمان باشد خواه کافر. هر سودی یا زیانی به خدا پرستان برسد به او هم خواهد رسید.

3 - مساوات در بهره برداری از مواهب طبیعی

از نظر تعالیم قرآن کریم و آموزشهای اسلامی، مواهب طبعیت، مواد، معادن، و دیگر پدیده های آن، چون مراتع، جنگلها، نهرها، دریاها، و... همه همه در اختیار همه افراد نوع انسان قرار گرفته است. زمین گاهواره، و قرارگاه و محل کار و تلاش و زندگی شمرده شده، و خوان گسترده ای برای تأمین نیازها و معاش همه آدمیان قرار داده شده است: قرآن کریم:
الذی جعل لکم الارض فراشاً و السماء ماء فاخرج به من الثمرات رزقاً لکم.(167)
- آن خداوندی که زمین را چون فرشی بگسترد، و آسمان را چون بنایی بیفراشت، و از آسمان آبی فرستاد، و بدان آب برای شما روزی از زمین هرگونه ثمره ای برویاند.
هوالذی خلق لکم ما فی الارض جمیعاً...(168)
- اوست که همه چیزهایی را که در روی زمین است برایتان بیآفرید...
و لقد مکناکم فی الارض و جعلنا لکم فیها معایش...(169)
- در زمین جایگاهتان دادیم و راههای معیشتتان را در قرآن دادیم...
الذی جعل لکم الارض مهداً، و سلک لکم فیها سبلاً، و أنزل من السماء ماء فأخرجنا به أزواجاً من نبات شتی. کلوا و أرعوا أنعامکم...(170)
خدایی که زمین را آرامگاه شما ساخت. و برایتان در آن راههایی پدید آورد، و از آسمان باران فرستاد، تا بدان انواعی گوناگون از نباتات برویانیم. بخورید و چارپایانتان را بچرانید....(171)
این آیات که نمونه هایی از مجموعه تعالیم قرآنی در این زمینه هاست، همگان را به بهره برداری از مواهب طبیعی، خوردنیها، آشامیدنیها و... دعوت کرده است، و طبقه ای مخصوص و نژادی خاص در بهره برداری بیشتر مجاز شمرده نشده و امکانات زمین در اختیار انسانهای ویژه ای قرار نگرفته است. این خطابها در قرآن کریم عام است و توجه به همه افراد نوع انسانی. با اندک بررسی و برآوردی روشن می گردد که موارد بسیار زیادی که در قرآن لکم (برای شما) آمده است به دنبال
ذکر مواهب و امکانات طبیعی قرار گرفته و خطاب به جامعه انسانی است نه طبقه و گروهی ویژه.
در تعالیم نبوی و علوی و جعفری و... نیز در این زمینه اصولی ارزشمند و روشن رسیده است. در اینجا تنها به سخنی از امام صادق علیه السلام بسنده می کنیم.
امام صادق علیه السلام:
... فانک اذا تأملت العالم بفکرک و میزته بعقلک، وجدته کالبیت المبنی المعد فیه جمیع مایحتاج الیه عباده... و کل شی ء فیها لشأنه معد و الانسان کالملک ذلک البیت، و المخول جمیع ما فیه و ضروب النبات مهیاة لماربه، و صنوف الحیوان مصروفة فی مصالحه و منافعه...(172)
-... چه اگر در اندیشه خود درباره جهان تأمل کنی و به عقل خود در صدد شناخت آن برآیی، آن را همچون خانه ای خواهی دید که ساخته و پرداخته شده و هرچه مورد نیاز بندگان بوده در آن فراهم آمده است... و هر چیز در آن - چنانکه باید - آماده شده است. و آدمی همچون مالک این خانه است که همه آنچه در آن است به اختیار وی قرار گرفته است. گونه های رستنی برای رفع نیازمندی های او آماده شده است، و جانوران گوناگون در مصالح و منافع او مصروف می شود...