فهرست کتاب


عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام

محمد حکیمی‏

8 - بازپس گیری ثروتهای غصب شده

امام مهدی علیه السلام، از راه دیگری که اهمیت فراوانی برخوردار است نیز سرمایه های بزرگ و کلانی به دست می آورد، و از آن راه بودجه هنگفت سامان بخشیدن به جامعه انسانی و ایجاد رفاه عمومی را تأمین می کند. امام با از میان برداشتن جباران و طاغوتان و سرمایه داران مانع اجرای عدالت، پولها و سرمایه ها و همه امکانات آنها را که از راههای نامشروع، استثمار، غصب، احتکار، ظلم، تعدی، و تجاوز، تصاحب به ناحق اموال عمومی و انفال، گرانفروشی، ارزان خریدن مواد خام و کار و کالای مردمان محروم و... به دست آورده بودند، باز پس می گیرد و در اختیار توده های محروم بشری قرار می دهد.
بیگمان اقلیتی از بشریت در تمام دوران پیش از ظهور، به ثروت اندوزیهای کلان دست یازیده اند، و سرمایه های کلانی در همه کشورهای جهان کنز و گنج کرده اند، که بخش اعظم ثروتها و سرمایه های کشورها را تشکیل می دهد و اینها همه از راههای نادرست و شیوه های استثماری و ظالمانه، روانه جیب عده ای خاص از افراد انسان شده است.(142) امام مهدی علیه السلام، در رستاخیز ظهور، این مالکیتهای دروغین و صوری را ابطال می کند مهدی - علیه السلام - حق هر حقداری را بگیرد و به او دهد، حتی اگر حق کسی زیر دندان دیگری باشد، از زیر دندان انسان متجاوز و غاصب بیرون کشد، و به صاحب حق باز گرداند.(143)
از جمله اموال عمومی که غاصبانه به افرادی خاص داده شده است قطایع است یعنی زمینهایی از اراضی خراجی، که از راه امتیاز به نزدیکان حکام داده می شد. این اموال بذل و بخشش هایی است که موجب تشکیل طبقه ای ممتاز در جامعه است. در دوران گذشته پادشاهان و حکومتها به درباریان و اطرفیان خود قطعه زمینهایی پیشکش می کردند. و این زمینها قطیعه و قطایع نام داشت، و آغاز کار تشکیل طبقه ای بود ثروتمند و وابسته به حکومتها و در کنار آنان، و زمینه نابرابری و تبعیض طبقاتی. حکومتهای فاسد و خودکامه با امتیاز بخشی و جانبداری عملی و قانونی موجب می گردند که طبقات ممتازی در سرمایه رشد یابند، و منافع و اموال عمومی را به سود خود به کار گیرند، و بر توان اقتصاد خود بیفزایند. این مسائل و نظایر آن در دوران ظهور نابود می شود، و این زمینها چون دیگر اموال غصب شده به مردم باز می گردد:
امام صادق علیه السلام:
اذا قام قائمنا اضمحلت القطائع فلا قطائع...(144)
- چون رستاخیز قائم بیآغازد، قطایع از میان می رود و دیگر اقطاعی در میان نخواهد بود...
امروزه در کشورهای دنیا، شیوه های درآمد - با اکثریت قاطع - نامشروع و ظالمانه است. بیشتر درآمدهای پولی با شیوه های ربوی است، بسیاری از زمینها غصب شده است. بسیاری از مبادلات بازرگانی با سودهای زیاد و غیر منصفانه انجام می گیرد، و یا با انحصار گراییها و اعمال اجبارها و اضطرابهایی است که همه مستلزم ظلم است، و سود حاصل از آن غصب و حق محرومان است. شرکتهای بزرگ با شیوه های انحصاراتی و بر اساس بخس و کم بها دادن به کار و کالای مردم، پولهایی به دست می آورند که حق دیگران است. تبانیها و قراردادهایی پنهانی صورت می گیرد. و حقوق کارگر و کشاورز پایین دست بسیار کمتر از حقشان پرداخت می شود. کالاهایی تولید می شود و از آن راه درآمدهایی تحصیل می گردد که به زیان جامعه و مردم است. و اینها نیز درآمدهای بزرگ و ظالمانه ای است که رایج است و بدینسان است دیگر به خزانه دولت حق و عدل باز می گردد و به مصرف اصلی می رسد.

9 - استفاده از همه اموال (اموال عمومی، خصوصی)

امام مهدی علیه السلام برای پیش برد اهداف انقلاب - طبق تعبیر برخی از احادیث - از همه اموال خصوصی و عمومی بهره گیرد.
در احادیثی آمده است که همه اموال دنیا نزد امام مهدی علیه السلام گرد می آید، و امام آنها را میان مردمان طبق قانون عدل و بر اساس نیاز و رسیدن به رفاه و بی نیازی تقسیم می کند:
امام باقر علیه السلام:
...و تجمع الیه (القائم) أموال الدنیا من بطن الأرض و ظهرها، فیقول للناس: تعالوا الی ما قطعتم فیه الارحام و سفکتم فیه الدماء الحرام، و رکبتم فیه ما حرم الله عزوجل...(145)
-... همه اموال جهان، در نزد مهدی موعود علیه السلام گرد آید، آنچه در دل زمین است و آنچه بر روی زمین، آنگاه مهدی به مردمان بگوید: بیائید! و این اموال را بگیرید! اینها همان چیزهایی است که برای به دست آوردن آنها قطع رحم کردید و خویشان خود را رنجاندید، خونهای بناحق ریختید، و مرتکب گناهان شدید، بیایید و بگیرید!.(146)
در این حدیث که نمونه های دیگری نیز دارد، اموال به طور مطلق آمده است و این اموال عمومی، چون انفال و ثروتهای طبیعی و مالیاتهای اسلامی و بیت المال را شامل می شود و با اطلاق و کلیتی که دارد ممکن است اموال شخصی و فردی بر اساس مالکیتهای خصوصی را نیز در بر می گیرد، یعنی همه اموال از هر کس و هر راه باشد نزد حضرت گرد می آید و از آن مرکز، عادلانه و برادرانه میان همه افراد انسانی توزیع می شود. شاید اینگونه تعالیم به اصلی نظر دارد که در تعالیم ما رسیده است که امام مالک همه اموال است و مالکان خصوصی امانتدارانی بیش نیستند. ...مناسب است که نظریه کوبنده ای را در اموال در اینجا بیاوریم که هر نوع مالکیتی را رد می کند چه رسد به مالکیتهای کلان. شیخ بزرگوار ثقة الاسلام محمد بن یعقوب کلینی، صاحب کافی مالکیت شخصی را از هر کسی نفی می کند در هر چیز... و این رأی در کافی جلد 1 / 407 و 538 آمده است...(147) در مورد مالکیت زمین احادیث زیادی رسیده است که زمین ملک امام است.
امام صادق علیه السلام:
...کان امیرالمؤمنین علیه السلام یقول: من احیی أرضا من المؤمنین فهی له و علیه طسقها یؤدیه الی الامام فی حال الهدنة فاذا ظهر القائم فلیوطن نفسه علی ان توخذ منه.(148)
-... امیرمؤمنان چنین می گفت: هر کس زمینی را آباد کند آن زمین مال اوست و باید مالیاتی را به امام بدهد در دوران صلح (و آرامش پیش از ظهور)، و آنگاه که رستاخیز قائم بیآغازد مطمئن باشد که زمین از او گرفته می شود.
اینها نمونه ای از تعالیم ما درباره مالکیت زمین در دوران پیش از ظهور و پس از ظهور بود که نظریه مالکیت امام(149) را تثبیت می کند. در تعالیم دیگری از مالکیت اموال - بویژه در رستاخیز ظهور - با تعمیم و فراگیری بیشتری سخن رفته است:
امام باقرعلیه السلام:
فی قوله تعالی: فلما احسوا باسنا اذاهم منها یرکضون لا ترکضوا و أرجعوا الی ما اترفتم فیه...(150) یعنی الکنوز التی کنتم تکنزون.(151)
درباره این آیه قرآن: چون عذاب ما را حس می کردند به ناگاه از آنجا می گریختند. مگر یزید. به ناز و کاموریهای خود و... باز گردید....
منظور گنجهایی است که ذخیره کردند.
این آیه در حدیث امام باقر علیه السلام، به ویژگیهای دوران ظهور تفسیر شده است.
امام صادق علیه السلام:
...موسع علی شیعتنا أن ینفقوا مما فی أیدیهم بالمعروف، فاذا قام قائمنا حرم علی کل ذی کنزه حتی یأتیه فیستعین به علی عدوه و ذلک قول الله: الذین یکنزون الذهب و الفضة و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشر هم بعذاب الیم(152)(153)
شیعیان ما اجازه دارند از اموالشان در راه کار نیک انفاق کنند، لیکن هرگاه قائم ما قیام کند هر کس مالی گنج و ذخیره کرده است بر او حرام می گردد، تا اموالش را به امام قائم دهد، و امام آنها را در راه سرکوب دشمنان (دین حق) بکار برد. و این معنای قول خداست: کسانی را که زر و سیم می اندوزند و در راه خدا انفاق نمی کنند، به عذابی دردآور بشارت ده.
مسئله کنز در قرآن مطرح گشته و با لحنی قاطع و کوبنده ممنوع اعلام شده است،(154) لیکن در اثر بدآموزی و نفوذ اشرافگری در حوزه اسلام، این اصل مورد توجه و عمل قرار نگرفته است. در رستاخیز ظهور که دوران عرصه اسلام ناب و خالص و بی پیرایه است این اصل اجرا می شود، و همه اموال کنز شده جامعه، خود از جمله بودجه و سرمایه انقلاب جهانی مهدی می گردد؛ و امام از آنها برای ساختن جامعه آرمانی اسلامی و ایجاد رفاه و بی نیازی عمومی و سرکوب دشمنان دین خدا - طبق تعبیر حدیث - بهره می گیرد.(155)

10 - کنترل و نظارت دقیق مرکز

از جمله عوامل بسیار مهمی که امام مهدی علیه السلام در پرتو آن نابسامانیهای اقتصادی و ویرانی امور معاش را برطرف می سازد، اشراف و نظارت دقیق حاکمیت مرکزی جهانی اسلامی است بر جریان اقتصادی و معیشتی تمام اجتماعات بشری. امام با مرکزیت واحد و ایدئولوژی واحد که ترتیب می دهد، کل منابع ثروت و درآمد را بدون حیف و میل و تبعیض و امتیاز، در اختیار کل جامعه بشری می گذارد، و همه امکانات را به تساوی تقسیم می کند، همه سرمایه گذاریها به تساوی و عادلانه انجام می گیرد. و از این رهگذر حرکت خودسرانه و آزمندانه گروهی مال پرست در بخشهای خصوصی و اطرافیان حکومتها و مراکز قدرت، که با چپاول ثروتها و تصاحب سرمایه ها و مکیدن خون محرومان می پردازند، کنترل دقیق می شود، و عوامل فقر و کمبود که سرمایه داران و زر اندوزانند از میان می رود.(156)
در پایان این بخش، تذکر این نکته نیز لازم است: آنچه درباره انقلابات حضرت مهدی علیه السلام گفته می شود یا به قلم می آید، نسبت به آنچه خواهد شد و مسائل و طرحها و برنامه هایی که در آن دوران سراسر عدل و داد و شناخت و آگاهی و نظم و حق و حقوق و علم و فن و دانش و ایمان عرضه خواهد گشت، قطره ای است از دریا، و البته روشن است که آگاهی کامل از تمام آن مسائل - که پس از ظهور رخ می دهد - در دوران پیش از ظهور دشوار است برای هر کس در هر درجه از آگاهی و اندیشمندی. آری (در این راستا) مهم شناخت برخی از این روشها است که قوانین عمومی اسلامی آن را روشن می سازد و احادیث ویژه ای که در آن باره ها رسیده است.(157)