فهرست کتاب


عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام

محمد حکیمی‏

بخش 7 : رفاه اقتصادی ( و معیشتی)

از برنامه ها و اقدامهای امام مهدی علیه السلام پدید آوردن رفاه در کل جامعه بشری است. در آن دوران طبق ترسیم آیات و احادیث، جامعه بشری واحدی تشکیل می گردد که مانند خانواده ای زندگی کنند، و مسئله ناهنجار جوامع پیشرفته و ابر قدرت، و جامعه های در حال رشد، و جامعه های عقب مانده و محروم، از میان می رود(118) و بشریت بطور کلی به رفاه اقتصادی و بی نیازی دست می یابد، و همین چگونگی زمینه اساسی رشد و تعالی معنوی و فکری انسان را می سازد.
طبق تحقیقات کارشناسان و متخصصان،(119) بخش عظیم و مهمی از مسائل عقب ماندگی و وابستگی و کمبود مواد غذایی و معیشتی (اگر نگوییم تمام آن) به دو عامل بستگی دارد، و این هر دو عامل با هم در ارتباطند:
1. نظام اقتصادی حاکم بر جهان.
2. نظام سیاسی حاکم بر جامعه.
1- نظام اقتصادی حاکم بر میان ، یعنی نظام و سیستمی که قدرتهای اقتصادی جهان در کشورهای استعماگر پدید آورده اند، و هدف و آرمان آنها دستیابی به قدرت اقتصادی روز افزون و سلطه بر منابع ثروت جهان است. این قدرتهای سلطه گر، با برنامه ریزیهای دقیق خود، مانع هر گونه استقلال، خود کفایی و رشد تولید و پیشرفت اقتصادی در کشورهای عقب نگه داشته شده اند. این قدرتها از راههای گوناگون و شیوه های تبلیغی و برنامه ریزیهای گسترده و عمیق، در سایه سلطه نظامی و سیاسی و فرهنگی، آزادی فکر و عمل را از آحاد مردم در جهان سوم می گیرند، و روشها و شیوه هایی در همه مسائل زندگی من جمله در تولید و مصرف تکنولوژی و فرهنگ و راههای معیشت، بر آنان تحمیل می کنند که به سود سرمایه داران بزرگ و سلطه بیشتر جهان پیشرفته است. در سایه این سلب فکر و سلب شخصیت و سلب آزادی و آزاد فکری، پدیده عقب ماندگی و نیازمندی تحقق می یابد، و خود کفایی و خودیابی و اعتماد به نفی می میرد، و وابستگی روز به روز در اعماق اجتماعات و عقب مانده گسترش می یابد. از این رو، صاحب نظران مسائل اقتصادی - اجتماعی می گویند: کمک به کشورهای عقب مانده(120) تنها در این است که آنها را به خودشان واگذارند.(121)
2- نظام سیاسی حاکم بر کشورها نیز نوعاً عامل و دست نشانده قدرتهای جهانی هستند، همواره به زیان ملتهای خود گام بر میدارند، و برای کسب هر گونه فکر و اندیشه از مردم و نفی حس خودشناسی و خودیابی در مردم خویش می کوشند، و جریانهای فکری و فنی فرمایشی را در میان ملت خویش نشر می دهند، و با رسانه ها و ابزارهای تبلیغاتی هرگونه استقلال فرهنگی و اقتصادی را از جامعه سلب می کنند، و توده ها را برده وار به اسارت و پیروی کور کورانه وا می دارند.
در نتیجه این دو جریان مسلط و حاکم - یکی بیگانه و دیگری خودی - نخستین موضوعی که صدمه می بیند و یا به کلی نفی میگردد، اصالت فکر و فرهنگ خودی و حس اعتماد به نفس و بازیابی و باز شناسایی نیروهای نهفته در دورن خود و جامعه خودی است.
در رستاخیز ظهور امام منجی علیه السلام، این بندها و دامها از سر راه برداشته می شود، و عوامل سلطه بر فکر و فرهنگ و اقتصاد و سیاست جهان و کشورها نابود می گردد. و انسانها آزاد می شوند، و با هدایت آن امام بخود می آیند و دیگر بار خویشتن خویش را باز می یابند و باز می شناسد، و آزادانه فکر می کنند، و راههای تحمیلی و تبلیغی را از راه اصلی و درست جدا می سازند. و این است آزادی و آزادگی واقعی، آزادیی که در سراسر دنیای کنونی تنها واژه آن وجود دارد و از محتوا و مفهوم آن خبری نیست.
در دنیایی که تقسیم بندی جهانی با معیارهای ظالمانه صورت می گیرد، و امتهای ضعیف، به حال خود واگذار نمی شوند، و از راههای مرئی و نامرئی در شبکه های پیچیده نظامهای سلطه و سرمایه داری جهان گرفتار می آیند، سخن از آزادی واقعی و آزاد فکری، بازی با کلمات است. و گفتگو بر سر استقلال اقتصادی و انتخاب شیوه و راه زندگی و معیشت و دستیابی به رفاه و بسندگی بیهوده است. زیرا در چنین شرایطی، بخشهای عظیمی از بشریت مواد لازم زندگی را در اختیار ندارند و دچار کمبود و فقرند، و بخشهای دیگر نیز طبق الگوها و معیارهایی که سرمایه داران و تولید کنندگان بزرگ بر جامعه تحمیل می کنند پایه زندگی کنند، و از مواد و کالاها بهره گیرند، و خود قدرت اختیار و انتخاب ندارند.
از این رو در رستاخیز امام مهدی علیه السلام، انسان در آغوش آزادی به معنای واقعی کلمه می آرامد، و در پرتو این آزادی همه بندها و زنجیرهایی را که بر پایش نهاده اند می گسلد، و اسارت در بند نظامهایی که جهان را به دو بخش پیشرفته و عقب مانده تقسیم کرده اند از میان می رود، و پدیده شوم فقر و نیاز نیز نفی می گردد، و رفاه اقتصادی در پرتو چنین معیارهایی به جامعه و افراد داده می شود. تردیدی نیست که بدترین و ناهنجارترین اسارت برای بشریت، فقر و نیاز روزانه به غذا، لباس، مسکن، دارو و دیگر لوازم زندگی است. این اسارت برای انسان لحظه ای آسایش و فراغت باقی انسان را در اندیشه سیر کردن شکم و پوشاندن بدن و دست یابی به سایبان و بهبودی از درد و بیماری و... فرو می برد، و فرصتی باقی نمی گذارد تا به مفاهیم بالا و برتر زندگی بیندیشد، و پایگاه انسانی خود را درک کند، و از عروج و تکامل نوع انسان سخن بگوید.
در دوران رفاه اقتصادی و رفع همه نیازها، آدمی از این بردگی و اسارت هستی سوز رهایی می یابد، و از بند مشکلات آن آزاد می گردد، و به مسائل متعالی و برتر و تکامل و رشد و صعود می اندیشد و در آن راستا گام بر می دارد.
احادیث درباره رفاه اقتصادی دوران ظهور بسیار است، و شاید از جمله مسائلی باشد که بیشترین تأکید بر آن شده است. و این اهمیت موضوع و نقش آن را در ساختن جامعه سالم قرآنی می رساند، و شاید پس از اصل عدالت دومین موضوعی باشد که در آن دوران در جامعه ها پدید می آید. و این هر دو با یکدیگر پیوندی ناگسستنی دارند، زیرا که اجرای دقیق عدالت برای از میان بردن روابط ظالمانه و غاصبانه آکل و مأکولی است تا اقویا حق ضعیفان را نخورند و آنان را محروم نسازند. بنابراین، رفاه اقتصادی برای همه، با اجرای اصل عدالت اجتماعی و بر پایی قسط قرآنی امکان پذیر است، بلکه رفاه و بی نیازی از میوه های درخت تناور عدل است، و امام با تحقق بخشیدن به اصول دادگری و عدالت اجتماعی، همگان را به زندگی درست و سامان یافته می رساند.
امام صادق علیه السلام:
... ان الناس یستغنون اذا عدل بینهم....(122)
-.... مردمان بی نیاز می گردند آنگاه که عدالت میانشان حاکم باشد....
امام کاظم علیه السلام:
ان الله لم یترک شیئاً من صنوف الاموال الا وقد قسمه، واعطی کل ذی حق حقه، الخاصه و العامه، و الفقراء و المساکین، و کل صنف من صنوف الناس... فقال: لو عدل فی الناس لاستغنوا...(123)
- خداوند همه ثروتها را (از همه منابع در آمد) میان مردم تقسیم کرده است، و به هر کس حقش را داده است: کارگزاران و توده مردم و بینوایان و تهیدستان و هر گروهی از گروههای مردم. سپس امام گفت: اگر عدالت اجتماعی برقرار شده بود همه مردم بی نیاز شده بودند....
بنابراین در سایه عدالت است که به رفاه اقتصادی و بی نیازی مادی می توان دست یافت.
همچنین از نظر تعالیم اسلامی، حاکمیت اگر درست و اسلامی باشد و برنامه ها و مجریانی قرآنی و اسلامی به کار گمارده شوند، محرومیت و نیازمندی در جامعه باقی نمی ماند، زیرا که اصول عدل و حق اجرا می گردد، و در پرتو آن اجرای اصول، همه مردم به رفاه و بی نیازی می رسند.
امام علی علیه السلام:
اما والذی فلق الحبه، و برا النسمه، او اقتبستم من معدنه، و ادخرتم الخیر من موضعه، و اخذتم الطریق من وضحه، و سلکتم من الحق نهجه، لنهجت بکم السبل، وبدت لکم الاعلام، و اضاء لکم الاسلام، و اکلتم رغداً، و ما عال فیکم عائل، و لاظلم منکم مسلم و لامعاهد....(124)
- سوگند به خدایی که دانه را (در دل خاک) بشکافت، و آدمیان را آفرید، اگر علم را از معدن آن اقتباس کرده بودید، و خیر را از جایگاه آن خواستار شده بودید، و از میان راه به رفتن پرداخته بودید، و راه حق را از طریق روشن آن پیموده بودید، راههای شما هموار می گشت، و نشانه های هدایتگر پدید می آمد، و فروغ اسلام شما را فرا می گرفت، و به فراوانی غذا می خوردید، و دیگر هیچ عائله مندی بی هزینه نمی ماند، و بر هیچ مسلمان و غیر مسلمانی ستم نمی رفت.
در پرتو حاکمیت قرآنی و محمدی صلی الله علیه و آله و علوی علیه السلام امام مهدی علیه السلام، و با اجرای اصل عدالت اجتماعی که سیره انکارناپذیر آن امام بزرگ است، تمام نابسامانیها سامان می یابد، و نیازها برآورده می گردد، و رفاه اقتصادی و آسایش معیشتی بر تمام بخشها و زوایای زندگی خانواده بشری پرتو می افکند.
با اینکه موضوع رفاه اقتصادی از شاخ و برگهای عدالت اجتماعی است، در احادیث جداگانه مطرح گردیده است. و این اهمیت موضوع را آشکار می سازد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
یکون فی امتی المهدی... یتنعم امتی فی زمانه نعیماً لم یتتعموا مثله قط، البر و الفاجر، یرسل السماء علیهم مدراراً، و لاتدخر الارض شیئاً من نباتها.(125)
- در امت من مهدی قیام کند.... و در زمان او مردم به نعمتهایی دست می یابند که در هیچ زمانی دست نیافته باشند.(همه) نیکوکار و بدکار.
آسمان بر آنان ببارد و زمین چیزی از روییدنیهای خود را پنهان ندارد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
یکون فی امتی المهدی.... و المال یومئذ کدوس، یقوم الرجل فیقول: یا مهدی اعطنی، فیقول: خذ.(126)
-... در زمان مهدی علیه السلام... مال همی خرمن شود. هر کس نزد مهدی آید و گوید: به من مالی ده!، مهدی بیدرنگ بگوید: بگیر.
امام علی علیه السلام:
و اعلموا انکم ان اتبعتم طالع المشرق سلک بکم منهاج الرسول... و کفیتم مؤونه الطلب و التعسف، و نبذتم الثقل الفادح عن الاعناق....(127)
-... بدانید اگر شما از قیامگر مشرق (امام مهدی علیه السلام) پیروی کنید، شما را به آیین پیامبر در آورد... تا از رنج طلب و ظلم (در راه دستیابی به امور زندگی) آسوده شوید، و بار سنگین (زندگی) را از شانه هاتان بر زمین نهید...
رفاه تا این پایه و تأمین سطح زندگی تا این سطح، آرمانی است الهی که به دست مبشر راستین عدل و انصاف و سعادت آسایش، امام مهدی علیه السلام، به پیدایی آید.
امام علی علیه السلام:
ثم یقبل الی الکوفه فیکون منزله بها، فلا یترک عبداً مسلماً الا اشتراه و اعتقه، و لا غارماً الا قضی دینه، و لا مظلمه لاحد من الناس الا ردها، و لا یقتل منهم عبد الا ادی ثمنه، دیه مسلمه الی اهلها، و لا یقتل قتیل الا قضی عنه دینه و الحق عیاله فی العطاء، حتی یملاً الارض قسطاً و عدلاً....(128)
...سپس (امام مهدی عج) به کوفه، در آید، و در آنجا مسکن گزیند، و هر برده مسلمانی را (در صورتی که باقیمانده باشد) بخرد و آزاد کند و دین بدهکاران را بپردازد، و مظلمه ها و حقهایی که بر گردن کسان است (به صاحبان حق) باز گرداند، کسی کشته نشود مگر این که بهای آن را (که دیه است) به صاحبانش تسلیم کند، و آن کس که کشته شد بدهیش را بپردازد، و (زندگی) خانواده او را تأمین کند، تا سراسر زمین را از عدل و داد بیآکند...
تأمین زندگی و رفاه تا این پایه است که اگر از مسلمانان کسی هنوز در بردگی مانده بود به دست امام خریده می شود و آزاد می گردد. اگر کسی بدهکاری داشت بدهی او پرداخت می شود. هر کس حقی و حقوقی از دیگران بر گردن داشت رد می شود. اگر بنده ای قصاص شد دیه او به صاحبش پرداخت. هر کس به دلیل جرمی به اعدام محکوم شد بدهکاریهای او پرداخت می شود، پس از اعدام وی زندگی خانواده اش همسان و هم سطح دیگر مردم تأمین می گردد. و اینها همه برای اجرای عدالت دقیق در سراسر آبادیهای زمین است. یعنی عدالت در آن دوران چنین مفهومی عمیق و گسترده و انسانی دارد، که هر مشکل و ناهنجاری و گرفتاری را بر طرف می سازد.
امام باقر علیه السلام:
و یعطی الناس عطایا مرتین فی السنة و یرزقهم فی الشهر رزقین... حتی لاتری محتاجاً الی الزکاة و یجبئی أصحاب الزکاة بزاکاتهم الی المحاویج من شیعته فلا یقبلونها، فیصرونها و یدورن فی دروهم، فیخرجون الیهم، فیقولون: لاحاجُة لنا فی دراهمکم...فیعطی عطاء لم یعطه احد قبله.(129)
- (امام مهدی علیه السلام، در سال دوبار به مردم مال ببخشید و در ماه دوبار امور معیشت بدانان دهد... تا نیازمندی به زکات باقی نماند. و صاحبان زکات، زکاتشان را نزد محتاجان آورند، و ایشان نپذیرند. و پس آنان زکات خویش در کیسه هایی نهند و در اطراف خانه ها بگردند (برای دستیابی به محتاجی)، و مردم بیرون آیند و گویند:
ما را نیازی به پول شما نیست... پس دست به بخشش گشاید، چنانکه تا آن روز کسی آنچنان بخشش اموال نکرده باشد.
امام صادق علیه السلام:
ان قائمنا اذا قام اشرقت الأرض بنور ربها... و یطلب الرجل منکم من یصله بماله و یأخذ منه زکاتة، فلا یجد أحداً یقبل منه ذلک و أستغفی الناس بما رزقهم الله من فضله.(130)
هنگام رستاخیر قائم ما زمین با نور خدایی بدرخشد... و شما به جستجوی اشخاصی بر می آیید که مال یا زکات بگیرند، و کسی را نمی یابید که از شما قبول کند، و مردمان همه به فضل الهی بی نیاز می گردند.
سطح زندگی در این حد بسیار متعالی و آرمانی و رفاه اقتصادی تا این پایه، در دنیای سراسر ظلم و جامعه های طبقاتی و سرشار از تضاد بر سر منافع و با روابط ظالمانه استثماری برای ما، قابل درک نیست، لیکن وعده خدا است و تحقق خواهد یافت.
آیا چنین هدفی با این بزرگی و عالم گستری، با شیوه های اخلاقی و پند و موعظه پدید می آید، یا امام مهدی علیه السلام تنها با اعجاز و قدرت معنوی این چگونگیها را در زمین پدید می آورد؟ یا شیوه های و روشهایی ویژه برای رشد ثروت و تولید کافی کالاها به کار می برد که تاکنون نبوده است؟
روشن است که ایجاد رفاه اقتصادی در این حد و برای یکایک افراد خانواده بشری، کاری بزرگ و مشکلی بسیار عظیم است، و به دشواری می توان تصور کرد که در آن روزگار چه مسائل و عواملی پدید می آید که چنین زیستی نصیب انسانها می گردد.
با مطالعه در وضعیت زندگی کنونی بشر و با بررسی دقیق منابع طبیعی و ذخایر موجود در زمین و محاسبه استعداد انسان و محاسبه مقدار مصرف زائد و مسرفانه و تجملی در اجتماعات مختلف بشری به سه اصل دست می یابیم:
1. منابع طبیعی و ذخایر زمین این استعداد را دارد که پاسخگوی مجموعه نیازهای انسانها باشد (در هر مقوله از مقولاتی که در زندگی بدانها نیازی هست)، و کمبودها را برطرف سازد و آدمیان را به رفاه و آسایش و تأمین معاش برساند.
2. محاسبه مقدار مصرف تجملی و مسرفانه اجتماعات بشری(131) روشن می سازد که اگر این اسرافکاریها و شادخواریها به صورتی درست و اصولی مهار گردد، و با انضباط و قانونی سازش ناپذیر جلو عیاشی و ریخت و پاشهای زاید گروه اشراف رفاه طلب و شادخوار گرفته شود، نیازهای کل بشریت برآورده می شود و زندگی همگان در روی زمین تأمین می شود.
3. با بررسی استعداد خلاق و هوش مبتکر انسانی، روشن می شود که انسانها می توانند در پرتو پیشرفت دانشها، به فور مولها و اصول تازه ای دست یابند که معاش آنان بهتر تأمین شود، و نیازها و خواسته ها بیشتر بر آورده گردد، و رفاه و آسایشی عمومی و همگانی پدید آید. با توجه به این سه محور، امکان پدید آمدن دوران رفاه مطلق و تأمین زندگی در سطحی متعالی برای همه مردم روی زمین، روشن می گردد. در این بخش از این رساله، به بررسی برخی از علل و عواملی می پردازیم که ممکن است در رستاخیز قیام و انقلاب امام مهدی عج به کار گرفته شود، و با تکیه بر آنها بودجه و مواد و منابع عظیم و کلان برای چنین اقدامی عظیم تأمین گردد، و در فروغ آن زندگی بشریت سامانی در خور یابد:

1. برقراری عدالت اجتماعی

عدالت اجتماعی به معنای تعادل و توازن در کلیه جریانهای اقتصادی جامعه است، و نظام تولید و توزیع مصرف را در بر می گیرد. عدالت به این معنا، اگر گستره ای جهانی یابد و دقیق و بی استثنا حدود آن مشخص شود و درست اجرا گردد. تعادل و توازنی در کل جامعه بشری پدید می آورد که آرمان همه عدالتخواهان الهی و بشری بوده است. در پرتو چنین عدالتی، فاصله های اقتصادی به معنای اسراف و تکاثر در بخشهایی و کمبود و محرومیت در بخشهای فراوان دیگر ریشه کن می گردد. و چنانکه در بخش نخست(132) دیدیم، اجرای اصل عدالت موجب بی نیازی همگان است.

2.اجرای اصل مساوات

رعایت قاطع اصل مساوات نیز موجب تعدیل ثروتها و برابری در توزیع کالاها و مواد مورد نیاز همه مردم است، و از تراکم و ذخیره سازی و کنز و اسرافکاری نزد طبقات و گروههایی مانع می گردد، و زمینه های اصلی کمبود و نیازمندی را بر طرف می سازد.
در فصل بعد روشن خواهد شد که با اجرای اصل مساوات نیازها بر آورده می گردد، و محتاج و تهیدست باقی نمی ماند. در این باره چنین تعالیمی بر می خوریم: و یسوی بین الناس حتی لاتری محتاجاً الی الزکاة:(133) (امام مهدی علیه السلام ) میان مردم (در تقسیم اموال) به مساوات رفتار می کند به طوری که دیگر نیازمند و محتاجی یافت نمی شود.
و این همان سطح متعالی زندگی و رفاه عمومی است که زکات مورد مصرف نداشته باشد، و همه چیز به همه مردم برسد. این موضوع در اصل مساوات روشن خواهد گشت.