فهرست کتاب


عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام

محمد حکیمی‏

بخش 5 : تصحیح انحرافهای فکری و توجیهی (رفع تحریف معنوی وموضعی احکام)

از اقدامات مهم امام، تصحیح انحرافهایی است که در تفسیر احکام و توجیه مبانی دین به مرور ایام روی داده است، و حذف برداشتهای غیر اسلامی و نادرستی که به نام اسلام به اذهان القا شده، و در مبانی دین تحریف معنوی یا موضعی پدید آورده است.
یکی از مشکلاتی که امام مهدی علیه السلام، با آن روبرو می شود مشکل انحرافها و برداشتها و تفسیرهای نادرستی است که در راه و روشهای دین خدا و اصول و فروع احکام الهی پدید آمده و قرنها در ذهن جامعه اسلامی نفوذ و رسوخ کرده است، بدانسان که در بسیاری از تعالیم و آموزشهای وحی، اصل دین و احکام سره اسلام ناشناخته مانده و تفسیرها و برداشتهای غلط و نادرست و ضد دین به نام دین جا خورده و باور گشته است.
این موضوع، مانعی عظیم بر سر راه امام مهدی علیه السلام است. مانع کفر و بی دینی و بی اعتقادی، در برابر این مانع (یعنی تحریف) امری ساده است. کفر به سلاحی مجهز نیست، و انسانی بی اعتقاد حقی را به نام اسلام واژگون نیاموخته است، و برای او اصل یا اصولی را نادرست تفسیر نکرده اند، و چیزی را به شکل انحرافی و نادرست به نام دین خدا در ذهن نداده است، و آیه یا حدیثی را به رأی و دلخواه خویش معنی نکرده است. بی اعتقادان و کافران نسبت به مسائل اسلام اصیل و خالص دارای خلأ ذهنی هستند، و اگر مسائل و احکام به صورت درست تبیین و تفسیر شود و منطق درستی در کار باشد و به آنها عرضه گردد، به راه می آیند و به حق تن می دهند. این کاری آسان است، لیکن با مسلمان و خداشناسی که تعالیم دین یا بخشهایی از آن را به گونه ای انحرافی آموخته و معنای بسیاری از احادیث و آیات قرآنی را دگروار فهمیده است، و به اصول و مبانی و راه و روشهایی پایبند و معتقد است که در حقیقت ضد دین خدا و راه و روشهای پیامبران است، چگونه می توان روبرو شد؟ و چسان می توان به این طبقه فهماند که این افکار و اندیشه ها و تفسیر و تأویلها که آنان و جامعه و پیشوایان و مبلغان مذهبی ایشان به نام دین آموزش داده اند، و سالها و سالها بلکه قرنها گفته و تکرار کرده اند، دین خدا نیست؟ در اینجا مشکلاتی روی می دهد که در مورد کافران و بی اعتقادان وجود ندارد؟
تردیدی نیست که گذشت قرنها، و غرض ورزیهای گوناگون در خلال دوران تاریخ گذشته اسلام، و غیبت مفسر واقعی قرآن، و بدآموزی حکومتهای ضد اسلامی و به ظاهر اسلامی، و تفسیرها و برداشتهای ارتجاعی روحانیان کوتاه فکر و واپس گرا، یا وابسته به دربارها و قدرتهای مسلط سیاسی، یا جیره خوار طبقات مرفه و اشراف و سرمایه داران، دگرگونیهایی را در مفاهیم قرآنی و آموزشهای اسلامی پدید آورده است، به گونه ای که چه بسیار آیات و احادیث و احکام را به سود خود و به نفع طبقات مرفه تفسیر کردند، و معنا یا موضع احکام الهی را دچار تحریف و انحراف ساختند.
جریان خود رأی (تفسیر به رأی) در مورد قرآن و احکام الهی مخصوص دوران خاصی نیست، بلکه از زمان رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چیزی نگذشته بود که این کار آغاز شد، و حکومتگران ضروری دیدند که بخشی از تعالیم قرآنی و نبوی را برای استقرار حاکمیت خویش دگروار و واژگونه تفسیر کنند. و بر این کار افرای به ظاهر علم و حدیث شناس گمارده شدند. و راه برای بازی با دین و آیین خدا بازگشت و ادامه یافت، تاکنون و تا سپیده دم ظهور و قیام مفسر واقعی قرآن حضرت امام مهدی علیه السلام ادامه خواهد داشت، و با مانعی جدی روبرو نخواهد گشت. در این دوران طولانی هر فرقه و دسته و گروهی بر طبق امیال و خواسته های خود قرآن و احادیث را توجیه کردند، و آیه های قرآن و سخنان پیامبر و امامان را با همان تفسیرهای انحرافی به مردم آموزش دادند، و در بسیاری از موارد معانی انحرافی و تفسیرهای نادرست چنان جا افتاده و در ذهنها جایگزین گشت، که به دشواری می توان اصل دین را از زیر لایه های غلیظ افکار و اندیشه های انحرافی بیرون آورد، و به راحتی به بازشناسی دین سره و خالص پرداخت.
این جریان یکی از موانع بزرگ در سر راه امام مهدی علیه السلام است، زیرا که در این جریان امام تنها با توده های ناآگاه رویاروی نیست، بلکه عاملین اصلی توجیها و تأویلها و انحرافها و تحریفها نیز پشت سر آنان قرار دارند و همواره به تحریک افکار و فتنه گری مشغولند.
عاملان اصلی دگروار تفسیر کردن قرآن و حدیث از سه جریان تشکیل می شود:
1- روحانیان دنیادار و وابسته.
2- سرمایه داران و اشراف.
3- حکومتهای غیر اسلامی و به ظاهر اسلامی.
نخست چنان تصور می شود که سرمایه و قدرت عامل ایجاد انحراف معنوی و موضعی در احکام دین خدا است، یعنی صاحبان زر و زور، لیکن با ژرفنگری بیشتر روشن می گردد که عامل سومی نیز دخالت فراوانی در این جریان شوم دارد. صاحبان زر و زور تحریف را سفارش می دهند، و اما کسانی که به تحریفها و برداشتها و تفسیرهای غلط دست می یازند و موضع و مدار اصلی احکام الهی را دگرگون می سازند، روحانیان وابسته و دنیاپرست و جیره خوار حکومتها و طبقات اشراف هستند. اینان بنابر اصل اطلاع و تخصص و مهارتی که در مسائل و احکام دین دارند، می توانند مفهوم و یا موضع و مدار حکم یا احکامی را تغییر دهند، حکمی را به زیان طبقه ای است به سود آن طبقه تفسیر و توجیه کنند، مانند تعالیم کوبنده ای که در اسلام علیه حکومتهای خودکامه هست، و قرنها و قرنها همان تعالیم به نفع همان حکومتها توجیه شده است. همچنین دستورات اکید و توجیه ناپذیر در مبارزه با مترفان و متکاثران و دنیاداران که در سراسر قرآن آمده است، که همه را یا توجیه کردند یا به دست فراموشی سپردند. فقر و بیکاری و بیماری و بی مسکنی و بی فرهنگی و دیگر مشکلات فردی و اجتماعی را که - به نص احادیث - علل و اسبابی اجتماعی و انسانی دارد، به تقدیر و اراده الهی و سرنوشت نسبت دادند، و مجرمان و عوامل اصلی را که استثمارگران و مستکبرانند، مخفی و پنهان داشتند. احکام اسلام را درباره شرکت بینوایان در ثروت اغنیا و درباره مساوات و ادای حقوق شرعی و ادای حق جامعه مسکوت گذاشتند و تکلیف الزامی مبارزه با فقر و رفع نیاز نیازمندان را اخلاقی معرفی کردند، و از صبر بر فقر و مرض و محرومیت و پاداشهای اخروی آن سخن گفتند(105) و بدینسان احکام را در جهتی ویژه سوق دادند و آنها را از مفهوم و محتوای اصلیش که ساختن جامعه قائم بالقسط بود تهی ساختند.
این مشکلی است که هر سه پایگاه باطل و طاغوت در آن همدست و همداستانند یعنی زر و زور و تزویر. و توده های نجیب و ساده اندیش انسانی را به نام مذهب به خود می برند. وجود طبقه به ظاهر عالمی که قدرت تفسیر به رأی و توجیه و تأویل نادرست حدیث را دارد بر مشکل می افزاید، زیرا امام مهدی علیه السلام در آغاز انقلاب خود با انحرافها و تحریفها و برداشتهای نادرست از دین و مذهب مبارزه می کند و آیات و احادیث را به همان گونه که هست تفسیر می کند، لیکن آن طبقه به گونه ای دیگر تفسیر می کنند، اینجاست که درگیری آغاز می گردد، و آنان با امام مهدی علیه السلام که مبین اسلام ناب و خالص است به مبارزه برمی خیزند.
مشکل دیگری نیز در رویارویی با جریان یاد شده وجود دارد و آن این است که مبارزه در این صحنه با خودی فریب خورده است نه بیگانه ستیز گر. در جامعه های اسلامی که مردم قرآن در دست دارند و برخی عالم نمایانی وجود دارند که قرآن و احکام آن را دگرگونه تفسیر می کنند، دو مبارزه باید صورت گیرد: نخست تفسیرها و برداشتهای نادرست روشن گردد و ابطال شود، و دست عالمان کج اندیش و وابسته به طاغوتان زمان قطع شود، و سپس احکام اسلام و آیات قرآن درست و خالص تفسیر گردد و به توده های مردم که دچار بدآموزیهای گسترده قرار گرفته بودند آموزش داده شود. روشن است که پاکسازی ذهنها از رسوبات فکری گذشته - به ویژه که به نام دین و به صورت ایمان باشد - کاری دشوار است. و این دشواری در آموزش انسانهای خالی الذهن نیست.
بخشی از برنامه های کشتار گسترده و فراگیر امام مهدی علیه السلام در جامعه های اسلامی شاید در این ارتباط و به این علت باشد، که مسلمانان با حربه اسلام انحرافی - که در حقیقت ضد اسلام است - به جنگ با امام برمی خیزند، و امام ناگزیر با قاطعیت با آنان روبرو می شود، و کار آنان را یکسره می کند، در صورتی که از افکار و اندیشه های نادرست خویش دست برندارند و حق خالص و اسلام ناب و سره را نپذیرند.
ظاهراً احادیثی که درباره امام موعود علیه السلام رسیده و از آیین جدید و کتاب جدید و تعالیم جدید سخن گفته شده است، نظر به همین موضوع دارد.(106) چون بیگمان قرآن، آیین جاودان الهی است، و امام مهدی علیه السلام تحقق بخش اهداف و تعالیم و آرمانهای همین کتاب مقدس است: در چارچوب آن حرکت می کند. جامعه و انسان را به شکل و تراز آن می سازد، در همه احکام اصلی و فرعی از آن الهام می گیرد، و ذره ای از حدود آن گام فراتر یا فروتر نمی نهد. امام مهدی علیه السلام معلم و مفسر واقعی قرآن است، و دین اسلام آیین اوست، و برای احیای مجدد تعالیم قرآن و اسلام قیام می کند. در این معیارها و اصول تردیدی نیست، و به ضرورت از تعالیم دین شناخته شده است. پس اینکه در احادیثی آمده است که امام موعود علیه السلام دارای کتاب جدیدی است و آیین نوعی عرضه می کند، باید در اینگونه تعبیرها نیک نگریسته شود و مقصود از آنها کشف گردد.
بی تردید منظور اینست که اسلام و قرآن که در طول اعصار و قرون، به دست حاکمان بیدادگر و عالمان واپس گرا و دنیا دوست و توجیه گر کار دنیاداران و زورمداران، دچار انحرافها و پیرایه ها گشته است چون دیگر بار درست و خالص تفسیر شود، چنان انگاشته می شود که کتاب تازه و آیین جدیدی است. امام مهدی علیه السلام، در نقش سازنده و احیاگر خویش نسبت به اسلام و قرآن، همه پیرایه ها را می زداید و اسلام ناب محمدی و علوی را از زیر لایه های غلط افکار و اندیشه های عالم نمایان دنیاپرست و زورمندان بیباک بیرون می کشد و به جامعه و مردم عرضه می کند، و برای تصحیح انحرافهای فکری - که در تعالیم اسلامی پدید آمده است - با توجیه گران قرآن و حدیث درگیر می شود، و آنان را که سالهای متمادی به بدآموزی و تحریف احکام دین پرداخته بودند و نسلها را دچار بدبینی و تردید در مبانی دین خدا ساخته بودند، از دم تیغ می گذارند، و جامعه را از لوث وجودشان پاکسازی می کند، و فساد فکری و فرهنگی را که مانع بزرگ رشد اجتماعات بشری است از میان برمی دارد.
امام علی علیه السلام:
یعطف الهوی علی الهدی اذا عطفوا الهدی الهوی، و یعطف الرأی علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی الرأی.(107)
- (چون مهدی در آید)، هواپرستی را به خدا پرستی باز گرداند، پس از آنکه خداپرستی را به هواپرستی باز گردانده باشند. رأیها و نظرها و افکار را به قرآن باز گردانده باشند. رأیها و نظرها و افکار را به قرآن باز گرداند، پس از آنکه قرآن را به رأیها و نظرها و افکار خود باز گردانده باشند.
این کلام امام علی علیه السلام، به همین توجیه و تأویلها و برداشتهای نادرست از قرآن، اشاره دارد که در طول دوران غیبت، در اثر نبودن مفسر واقعی قرآن، جامعه های اسلامی دچار چنین بدآموزیها و تحریفهایی می شوند. امام علی علیه السلام پس از این کلام چنین می گوید:
... فیریکم کیف عدل السیرة، و یحیی میت الکتاب و السنة.(108)
- ... آنگاه است که مهدی به شما نشان دهد که سیرت عدل کدام است، و زنده کردن کتاب و سنت چیست؟
از این سخن روشن می شود که کتاب و سنت در دوران قبل از ظهور مرده است، با اینکه به ظاهر نامی از آنها برده می شود، و از این معلوم می گردد که مرگ کتاب و سنت به معنای مرگ حاکمیت واقعی کتاب و سنت در زندگی انسان است، و مرگ حاکمیت واقعی کتاب در عدم عدالت است. نبود عدل یعنی موت کتاب و سنت. اگر کتاب و سنت زنده باشد، عدل هست و اگر عدل باشد کتاب و سنت نیز زنده است.
امام صادق علیه السلام:
ان قائمنا اذا قام استقبل من جهلة الناس اشد مما استقبله رسول الله من جهال الجاهلیة، قلت و کیف ذلک؟ قال: ان رسول الله صلی الله علیه و آله أتی الناس و هم یعبدون الحجارة و الصخور و العیدان و الخشب المنحوته، و ان قائمنا اذا قام اتی الناس و کلهم یتاول علیه کتاب الله، و یحتج علیه به...(109)
- آزاری که قائم به هنگام رستاخیز خویش، از جاهلان آخرالزمان بیند، بسی سخت تر است از آن همه آزار که پیامبر صلی الله علیه و آله از مردم جاهلیت دید. راوی می گوید: گفتم این چگونه می شود؟ امام فرمود: پیامبر به میان مردم آمد در حالی که ایشان سنگ و صخره و چوب و تخته های تراشیده شده (بتهای چوبی) را می پرستیدند، و قائم ما که قیام کند مردمان همه از کتاب خدا برای او دلیل می آورند و آیه های قرآن را تأویل و توجیه می کنند.
با توجه به سخن مشهور پیامبر صلی الله علیه و آله که: ما اوذی نبی مثل ما أوذیت هیچ پیامبری مثل من (در راه تبلیغ رسالت الهی) آزار ندید عمق دشواری کار در دوران رستاخیز امام مهدی علیه السلام روشن می گردد، و محور اصلی این دشواری آموزشهای انحرافی و بد تفسیر کردن قرآن و آیین خداست.
امام صادق علیه السلام:
القائم علیه السلام یلقی فی حربه ما لم یلق رسول الله صلی الله علیه و آله. ان رسول الله أتاهم و هم یعبدون حجارة منقورة و خشباً منحوتة، و ان القائم یخرجون علیه فیتأولون علیه کتاب الله و یقاتلونه علیه.(110)
- (امام) قائم در جنگ خویش (با مخالفان) به دشواریهایی برمی خورد که پیامبر برخورد نکرد. زیرا پیامبر آمد و مردم بتهای سنگی و چوبهای تراشیده را می پرستیدند (و گرفتار تعالیم انحرافی نبودند)، لیکن قائم (در هنگام رستاخیز خویش) با مردمی روبرو می شود که رویاروی او می ایستند و آیه های کتاب خدا را در برابر او به نظر خود تأویل می کنند، و در همین راستا با او به نبرد برمی خیزند.
مشکل امام موعود علیه السلام، مشکل توده های جاهل و نادانی است که در دوران عمر خود گرفتار بدآموزیهای گسترده در تعالیم دین بوده اند، و به رهبری و راهنمایی تزویر گران عالم نما، از سر جهل، رویاروی امام و منجی خویش می ایستند، و با تحریک مدعیان دروغین علم دین، با امام بر حق به ستیز برمی خیزند، و درگیری، با حربه تأویل قرآن خواهد بود.(111)
کوشش امام و رسالت او تطبیق درست و دقیق تعالیم قرآن بر مسائل حیات بشری و مشخص کردن حد و مرزهای واقعی احکام اسلام است، به گونه ای که توجیه و تأویل بردار نباشد، و راه هر انحراف و تحریف و کژی و بدآموزی را مسدود سازد.
دگروار تفسیر کردن تعالیم اسلامی، منحصر به احکام فرعی و فقهی و مسائل اجتماعی و اقتصادی نیست، بلکه اصول دین نیز مشمول این جریان است. می توان گفت که اصول دین به دلیل نفوذ فلسفه ها و جهان بینی بیگانه یونانی و هندی و اسکندرانی و... دچار تحریفهایی ریشه گشت، و تفسیر به رأیهایی در مسائل توحید و معاد صورت گرفت، که براستی توحید و معاد قرآنی را از محتوای واقعی خود تهی ساخت. از برنامه های آن امام منجی نیز این است که این تحریفها را - در کنار دیگر تحریفها - از دامن قرآن بزداید، و توحید و عدل و معاد قرآنی را چنانکه هست و مفهوم واقعی قرآن و حدیثی است عرضه کند، و فلسفه های ساخته فکر بشری و عرفانهای بافته را که در لابلای تعالیم دین جا خورده و به نام دین باور گشته است، به کنار زند، و شناخت غیر قرآنی را از میان بردارد.

بخش 6 : وحدت عقیدتی و مرامی برای تشکیل جامعه واحد

برای تشکیل جامعه واحد، و امت واحده، یک موضوع ضروری است(112) و آن جهان بینی واحد و اعتقاد واحد است.
جهان بینی های گوناگون و متضاد، به طور قطع تفرقه و دوگانگی و ناسازگاری اجتماعی پدید می آورد، و از وحدت و یگانگی مردمان مانع می گردد. چون جهان بینی (اعتقاد) زیربنای تفکر اجتماعی و روابط انسانی است. اختلاف در مبانی جهان بینی، موجب ناسازگاری انسان در محیط اجتماعی است. برنامه ریزها و معیارها در روابط اجتماعی اگر برخاسته از جهانبینی ها و مرامهای متضاد باشد، فعالیتهای انسانی را در همه زمینه ها ناهمگون و متضاد می سازد، و در زمینه های اقتصادی، سیاسی، تربیتی و... روشهای گوناگونی را بر جامعه حاکم می کند، و از هر گونه یکسویی و یکسانی مانع می گردد. به این جهت تنوع و چند گانگی در مرامها و ایدئولوژیها زمینه ساز اختلافات و تضادها و برخوردها دشوار در زیست اجتماعی است، و در این شرایط انتظار وحدت و یگانگی و تشکیل امت واحد، پوچ و نامعقول است.
بنابراین باید جهان بینی واحدی بر جامعه حاکم باشد.(113) تا انسجامی پولادین و وحدتی خلل ناپذیر در جامعه پدید گردد. و امت واحد، به معنای واقعی کلمه، تحقق یابد.
بر این اصول، باید برای وحدت عملکرد اجتماعی برنامه یگانه و یکسانی نیز بر جامعه حاکم شود تا وحدت اجتماعی ماندگار و خدشه ناپذیر گردد. از اینرو باید در ایدئولوژی واحدی مسائل اقتصادی جامعه حل شود، و حد و حدود مالکیت مشخص گردد، رابطه کارگر و کارفرما معین شود، ارتباط مالک و مستأجر روشن گردد، رابطه انسان و زمین محدود شود، ارتباط انسان با کار و کالا و مصرف معلوم گردد. ضابطه در نظام تولید و توزیع محدود و معین شود. در برنامه ریزیهای فرهنگی و سیاسی و... نیز اصولی یکسان و همآهنگ در کار باشد. و در کل این مسائل و دیگر مسائل اجتماعی، راه و روشهای متناسب و یگانه ای مورد عمل قرار گیرد در اینگونه اجتماعی، یگانگی و وحدت اصولی و زیربنایی تحقق می یابد، و برخورد منافع و دیگر برخوردها و ناسازگاریهای اجتماعی به حداقل ممکن می رسد.
در دوران ظهور و روزگار دولت عدل بنیاد مهدوی علیه السلام، جهان بینی واحدی بر جهان حاکم می گردد، و راه و روش و برنامه ها نیز یکی است. و یکپارچگی و یگانگی واقعی در عقیده و مرام پدید می آید. و مردمان همه یکدل و یک زبان به سوی سعادت و صلاح حرکت می کنند. ناسازگاری و دوگانگی در اندیشه ها و عقیده ها نیست، چنانکه در راه و روشهای اجتماعی نیز اختلاف و چندگانگی دیده نمی شود.
امام مهدی علیه السلام، با این اصل اساسی و زیربنایی در ساختن جامعه یگانه بشری به توفیقی بزرگ و بی مانند دست می یابد، و همه علل و عوامل ناسازگاری و برخورد و درگیری را نفی می کند، و تضادها و کشمکشهای اجتماعی را که خاستگاه اصلی آن در اختلاف عقیدتی و مرامی جامعه نهفته است از بن بر می آورد، و با عرضه جهان بینی و ایدئولوژی واحدی - که آثار آن در عینیت و عمل برای همگان آشکار و ملموس گردد - راه هر گونه اختلافی را می بندد. بویژه اگر دورانهایی پیش بیاید (چنانچه پیش آمده است)، که انسانها از همه ایدئولوژی های بشری مأیوس گردند، و کارآیی آنها در عمل هیچ باشد، و بروشنی ناتوانی آنها در سامان دادن به جامعه و انسان آشکار گردد.
این چنین وحدت و یگانگی در عقیده و مرام و جهان بینی و ایدئولوژی به صورتی گسترده و فراگیر، که در سراسر آبادیهای گیتی گسترش یابد و همه جا را در فروغ خود روشن کند تاکنون پیش نیامده است. وحدتهایی در بخشهایی از جهان - در گذشته و حال - دیده شده است که بر اساس برخی از مرامها و جهان بینیها ملت این امتی را تاحدودی و در چهارچوبهایی یگانه و یکپارچه ساخته است، و در دوره هایی کوتاه مردمانی را گرد همه آورده است، و لیکن آنها وحدتهایی عمیق و پایدار نبوده است چون آن جهان بینیها و ایدئولوژیها، محتوایی حقیقی و مطابق با قانون جاودان حق و عدل نبوده است، و صلاح و سعادت مادی و معنوی انسانها را پدید نیاورده است. از این رو دیری نپاییده است و تضادها و درگیریهایی مرئی و نامرئی اساس آنها را بر همه زده و روزگار آنها را به سر آورده است.
امام مهدی علیه السلام، که مصلحتی حقیقی است، و راه و روش او بر قانون جاویدان حق و عدل استوار است، و با فطرت و سرشت انسانها هماهنگ و سازگار است، وحدتی واقعی را بر اساس اصول توحید و ایدئولوژی اسلامی پی می ریزد، و همه انسانها را در زیر شعار یگانه و دین واحد گرد می آورد.
امام علی علیه السلام:
یا مالک بن حمزه! کیف انت اذا اختلفت الشیعه... فقلت یا امیر المومنین، ما عند ذلک من خیر؟ قال: الخیر کله عند ذلک. یا مالک عند ذلک یقوم قائمنا... ثم یجمعهم علی امر واحد.(114)
- ای مالک بن حمزه! چگونه خواهی بود هنگامی که شیعه اختلاف کنند، (و به جان هم بیفتد...)
گفتم: یا امیرالمومنین در این دوره خیری نیست. امام فرمود: تمام نیکی در این روزگار است. ای مالک، در این زمان قائم ما قیام کند و همه را بر (محور) یک مرام و عقیده گرد آورد.
رفع اختلافها در زمان ظهور، در همه مسائل و مشکلات صورت می گیرد. از مسائل اختلافی و مهم درباره مبدأ و معاد، و مسائل اقتصاد و مالکیت و عدالت، تا مسائل کوچک و ریز در روابط فردی و روزمره زندگی. مسائلی که هر ساعت و هر روز در متن زندگی پیش می آید و چهار چوب واحدی ندارد، و معیاری برای آنها نیست، و هر کس در راه و عمل خویش شیوه و روشی را انتخاب می کند، و موجب ناسازگاری و برخوردهای اجتماعی می گردد.
امام حسین علیه السلام:
لا یکون الامر الذی تنتظرونه حتی ییرأ بعضکم من بعض، و یتفل بعضکم فی وجوه بعض، و یشهد بعضکم علی بعض بالکفر، و یلعن بعضکم بعضاً. فقلت له: ما فی ذلک الزمان من خیر؟ فقال الحسین علیه السلام: الخیر کله فی ذلک الزمان، یقوم قائمنا، و یدفع ذلک کله.(115)
- امری (ظهور و فرجی) را که انتظار دارید، تحقق نخواهد یافت تا آن هنگام که از یکدیگر بیزاری جویید، و تف به روی یکدیگر بیندازید، و برخی از شما برخی دیگر را کافر خواند، و بعضی بعضی دیگر را نفرین و لعن کند. گفتم: در این روزگار خیری نیست؟ حضرت امام حسین علیه السلام فرمود: تمام خیر در این روزگار است، چون قائم قیام می کند، و همه (این اختلافها) را از میان بر می دارد.
اختلاف و برخوردهای ناهنجار در جامعه های مذهبی، بویژه اسلامی، دشوارتر است، زیرا که همراه با تکفیر و تفسیق است، و یا ابزار دین صورت می گیرد، هر گروه و عده ای از دین برداشتهایی دارند و از افکاری پیروی می کنند، و با پندار محدود و بسته خویش آنها را دین خدا می دانند، و با کسان دیگری که افکار و اندیشه ها و برداشتهای دیگری دارند درگیر می شوند، و یکدیگر را تکفیر می کنند، و هر گروه، گروه دیگر را مخالف و منکر دین خدا می شمارد. و این چگونگی موجب از هم پاشیدگی عمیق اجتماعی می گردد، و جامعه مؤمنان را دچار تضادهای فراوانی می سازد. این تضادها و برداشتهای ناهمگون و متضاد، به دست خدایی امام منجی، از میان می رود و برداشتها و شرح و تفسیرهای منسجم و هماهنگ و یکسانی از دین خدا و آیین اسلام عرضه می گردد، و جامعه را از گرداب کشنده اختلافات عقیدتی و مرامی می رهاند، و از سرگردانی تفسیرها و برداشتهای متضاد رهایی می بخشد.
امام صادق علیه السلام:
فوالله یا مفضل! لیرفع علی الملل و الأدیان الاختلاف، و یکون الدین کله واحداً....(116)
-... مفضل! (امام قائم علیه السلام) از میان ملتها و آیینها اختلاف را بر میدارد، و یک دین به همه حاکم می گردد....
امام مهدی علیه السلام که در آموزش منسجم و هماهنگ خود، جامعه را به انسجام و یگانگی رهنمون می شود، دستیاران و کارگزارانی ندارد که هر کدام به شیوه ای دین خدا را تفسیر کنند، و کارها را به تفرقه و تضاد بکشانند، و مردمان را به حیرت و سردرگمی دچار سازند، بلکه کارگزاران و مجریان امور، در جامعه الهی مهدوی علیه السلام نیز در مسائل اصلی و فرعی، در پرتو تعالیم امام خویش، به شناختی دست می یابند که هیچ اشتباه و اختلافی در آن نیست، آنان راه و روش دین خدا و امام بزرگ خویش را یکدست و یکسان و منسجم تبیین می کنند، و هم رأی و هماهنگ به نشر تعالیم اسلامی و برنامه ریزی و ساختن جامعه و انسان می پردازند.
امام صادق علیه السلام:
ابوبصیر: جعلت فداک لیس علی الارض یومئذ مؤمن غیرهم (اصحاب المهدی)؟ قال: بلی ولکن هذه التی یخرج الله فیها القائم، و هم النجیاء و القضاة و الحکام و الفقهاء فی الدین، یمسح الله بطونهم و ظهورهم، فلا یشتبه علیهم حکم.(117)
- ابوبصیر گوید: به امام صادق گفتم: فدایت گردم در آن روزگار (روزگار ظهور) مؤمنانی جز یاران مهدی علیه السلام وجود ندارند؟ امام فرمود: آری مؤمنانی جز آنان هستند، لیکن آن گروه که قائم هنگامی که قیام می کند با او کار می کنند، نجیبان و قاضیان و حکم گزاران و فقیهان و دین شناسانی هستند که مسحه (و برکت) الهی یافته اند، به گونه ای که هیچ حکمی بر آنان اشتباه نمی شود.
این حدیث، به تعالیم الهی امام مهدی علیه السلام نظر دارد، که به شاگردان خویش می آموزد، و آنان را در مسائل پیچیده حیات بشری و پاسخ اسلامی به آنها، یاری میدهد، و اندیشه هاشان را بارور می سازد تا با نوری الهی توان یابند که در مشکلات و دشواریهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، تربیتی، اجتماعی، خانوادگی، فردی و... نظر بدهند، هم قانون خدا و آیین سره و خالص اسلام را بیان کنند، و هم یک جهت و یک سو راهنما و راهگشای اجتماعات بشری گردند.
در پرتو تعالیم چنین امام، و چنین یارانی، دوران تضادها و برداشتهای ناسازگار از دین، و تفسیرهای گوناگون و متضاد از احکام خدا سپری می گردد، و در برابر این تعالیم خالص اسلامی و قرآنی، دیگر ایدئولوژیهای بشری از هر نوع و هر سوی عالم رنگ می بازد و بی اصالت می گردد. و همه مدعیان فکر و فرهنگ و مرام در می مانند و ناتوان می گردند. و سرانجام همه انسانها پس از دوران توان سوز و سراسر اندوه حیرت و گمراهی و سرگردانی و تاریکی و نادانی - بویژه نسبت به مسائل اصلی حیات بشری - به سپیده دم سعادت و دانایی می رسند، و به زلال تعالیم مهدوی دست می یابند، و پذیرای آنها می کردند. وحدت واقعی و یکپارچگی درونی و عقیدتی و مرامی در جامعه ها پدید می آید، و جهان بینی و ایدئولوژی واحدی بر سراسر آبادیها حاکم می گردد.

بخش 7 : رفاه اقتصادی ( و معیشتی)

از برنامه ها و اقدامهای امام مهدی علیه السلام پدید آوردن رفاه در کل جامعه بشری است. در آن دوران طبق ترسیم آیات و احادیث، جامعه بشری واحدی تشکیل می گردد که مانند خانواده ای زندگی کنند، و مسئله ناهنجار جوامع پیشرفته و ابر قدرت، و جامعه های در حال رشد، و جامعه های عقب مانده و محروم، از میان می رود(118) و بشریت بطور کلی به رفاه اقتصادی و بی نیازی دست می یابد، و همین چگونگی زمینه اساسی رشد و تعالی معنوی و فکری انسان را می سازد.
طبق تحقیقات کارشناسان و متخصصان،(119) بخش عظیم و مهمی از مسائل عقب ماندگی و وابستگی و کمبود مواد غذایی و معیشتی (اگر نگوییم تمام آن) به دو عامل بستگی دارد، و این هر دو عامل با هم در ارتباطند:
1. نظام اقتصادی حاکم بر جهان.
2. نظام سیاسی حاکم بر جامعه.
1- نظام اقتصادی حاکم بر میان ، یعنی نظام و سیستمی که قدرتهای اقتصادی جهان در کشورهای استعماگر پدید آورده اند، و هدف و آرمان آنها دستیابی به قدرت اقتصادی روز افزون و سلطه بر منابع ثروت جهان است. این قدرتهای سلطه گر، با برنامه ریزیهای دقیق خود، مانع هر گونه استقلال، خود کفایی و رشد تولید و پیشرفت اقتصادی در کشورهای عقب نگه داشته شده اند. این قدرتها از راههای گوناگون و شیوه های تبلیغی و برنامه ریزیهای گسترده و عمیق، در سایه سلطه نظامی و سیاسی و فرهنگی، آزادی فکر و عمل را از آحاد مردم در جهان سوم می گیرند، و روشها و شیوه هایی در همه مسائل زندگی من جمله در تولید و مصرف تکنولوژی و فرهنگ و راههای معیشت، بر آنان تحمیل می کنند که به سود سرمایه داران بزرگ و سلطه بیشتر جهان پیشرفته است. در سایه این سلب فکر و سلب شخصیت و سلب آزادی و آزاد فکری، پدیده عقب ماندگی و نیازمندی تحقق می یابد، و خود کفایی و خودیابی و اعتماد به نفی می میرد، و وابستگی روز به روز در اعماق اجتماعات و عقب مانده گسترش می یابد. از این رو، صاحب نظران مسائل اقتصادی - اجتماعی می گویند: کمک به کشورهای عقب مانده(120) تنها در این است که آنها را به خودشان واگذارند.(121)
2- نظام سیاسی حاکم بر کشورها نیز نوعاً عامل و دست نشانده قدرتهای جهانی هستند، همواره به زیان ملتهای خود گام بر میدارند، و برای کسب هر گونه فکر و اندیشه از مردم و نفی حس خودشناسی و خودیابی در مردم خویش می کوشند، و جریانهای فکری و فنی فرمایشی را در میان ملت خویش نشر می دهند، و با رسانه ها و ابزارهای تبلیغاتی هرگونه استقلال فرهنگی و اقتصادی را از جامعه سلب می کنند، و توده ها را برده وار به اسارت و پیروی کور کورانه وا می دارند.
در نتیجه این دو جریان مسلط و حاکم - یکی بیگانه و دیگری خودی - نخستین موضوعی که صدمه می بیند و یا به کلی نفی میگردد، اصالت فکر و فرهنگ خودی و حس اعتماد به نفس و بازیابی و باز شناسایی نیروهای نهفته در دورن خود و جامعه خودی است.
در رستاخیز ظهور امام منجی علیه السلام، این بندها و دامها از سر راه برداشته می شود، و عوامل سلطه بر فکر و فرهنگ و اقتصاد و سیاست جهان و کشورها نابود می گردد. و انسانها آزاد می شوند، و با هدایت آن امام بخود می آیند و دیگر بار خویشتن خویش را باز می یابند و باز می شناسد، و آزادانه فکر می کنند، و راههای تحمیلی و تبلیغی را از راه اصلی و درست جدا می سازند. و این است آزادی و آزادگی واقعی، آزادیی که در سراسر دنیای کنونی تنها واژه آن وجود دارد و از محتوا و مفهوم آن خبری نیست.
در دنیایی که تقسیم بندی جهانی با معیارهای ظالمانه صورت می گیرد، و امتهای ضعیف، به حال خود واگذار نمی شوند، و از راههای مرئی و نامرئی در شبکه های پیچیده نظامهای سلطه و سرمایه داری جهان گرفتار می آیند، سخن از آزادی واقعی و آزاد فکری، بازی با کلمات است. و گفتگو بر سر استقلال اقتصادی و انتخاب شیوه و راه زندگی و معیشت و دستیابی به رفاه و بسندگی بیهوده است. زیرا در چنین شرایطی، بخشهای عظیمی از بشریت مواد لازم زندگی را در اختیار ندارند و دچار کمبود و فقرند، و بخشهای دیگر نیز طبق الگوها و معیارهایی که سرمایه داران و تولید کنندگان بزرگ بر جامعه تحمیل می کنند پایه زندگی کنند، و از مواد و کالاها بهره گیرند، و خود قدرت اختیار و انتخاب ندارند.
از این رو در رستاخیز امام مهدی علیه السلام، انسان در آغوش آزادی به معنای واقعی کلمه می آرامد، و در پرتو این آزادی همه بندها و زنجیرهایی را که بر پایش نهاده اند می گسلد، و اسارت در بند نظامهایی که جهان را به دو بخش پیشرفته و عقب مانده تقسیم کرده اند از میان می رود، و پدیده شوم فقر و نیاز نیز نفی می گردد، و رفاه اقتصادی در پرتو چنین معیارهایی به جامعه و افراد داده می شود. تردیدی نیست که بدترین و ناهنجارترین اسارت برای بشریت، فقر و نیاز روزانه به غذا، لباس، مسکن، دارو و دیگر لوازم زندگی است. این اسارت برای انسان لحظه ای آسایش و فراغت باقی انسان را در اندیشه سیر کردن شکم و پوشاندن بدن و دست یابی به سایبان و بهبودی از درد و بیماری و... فرو می برد، و فرصتی باقی نمی گذارد تا به مفاهیم بالا و برتر زندگی بیندیشد، و پایگاه انسانی خود را درک کند، و از عروج و تکامل نوع انسان سخن بگوید.
در دوران رفاه اقتصادی و رفع همه نیازها، آدمی از این بردگی و اسارت هستی سوز رهایی می یابد، و از بند مشکلات آن آزاد می گردد، و به مسائل متعالی و برتر و تکامل و رشد و صعود می اندیشد و در آن راستا گام بر می دارد.
احادیث درباره رفاه اقتصادی دوران ظهور بسیار است، و شاید از جمله مسائلی باشد که بیشترین تأکید بر آن شده است. و این اهمیت موضوع و نقش آن را در ساختن جامعه سالم قرآنی می رساند، و شاید پس از اصل عدالت دومین موضوعی باشد که در آن دوران در جامعه ها پدید می آید. و این هر دو با یکدیگر پیوندی ناگسستنی دارند، زیرا که اجرای دقیق عدالت برای از میان بردن روابط ظالمانه و غاصبانه آکل و مأکولی است تا اقویا حق ضعیفان را نخورند و آنان را محروم نسازند. بنابراین، رفاه اقتصادی برای همه، با اجرای اصل عدالت اجتماعی و بر پایی قسط قرآنی امکان پذیر است، بلکه رفاه و بی نیازی از میوه های درخت تناور عدل است، و امام با تحقق بخشیدن به اصول دادگری و عدالت اجتماعی، همگان را به زندگی درست و سامان یافته می رساند.
امام صادق علیه السلام:
... ان الناس یستغنون اذا عدل بینهم....(122)
-.... مردمان بی نیاز می گردند آنگاه که عدالت میانشان حاکم باشد....
امام کاظم علیه السلام:
ان الله لم یترک شیئاً من صنوف الاموال الا وقد قسمه، واعطی کل ذی حق حقه، الخاصه و العامه، و الفقراء و المساکین، و کل صنف من صنوف الناس... فقال: لو عدل فی الناس لاستغنوا...(123)
- خداوند همه ثروتها را (از همه منابع در آمد) میان مردم تقسیم کرده است، و به هر کس حقش را داده است: کارگزاران و توده مردم و بینوایان و تهیدستان و هر گروهی از گروههای مردم. سپس امام گفت: اگر عدالت اجتماعی برقرار شده بود همه مردم بی نیاز شده بودند....
بنابراین در سایه عدالت است که به رفاه اقتصادی و بی نیازی مادی می توان دست یافت.
همچنین از نظر تعالیم اسلامی، حاکمیت اگر درست و اسلامی باشد و برنامه ها و مجریانی قرآنی و اسلامی به کار گمارده شوند، محرومیت و نیازمندی در جامعه باقی نمی ماند، زیرا که اصول عدل و حق اجرا می گردد، و در پرتو آن اجرای اصول، همه مردم به رفاه و بی نیازی می رسند.
امام علی علیه السلام:
اما والذی فلق الحبه، و برا النسمه، او اقتبستم من معدنه، و ادخرتم الخیر من موضعه، و اخذتم الطریق من وضحه، و سلکتم من الحق نهجه، لنهجت بکم السبل، وبدت لکم الاعلام، و اضاء لکم الاسلام، و اکلتم رغداً، و ما عال فیکم عائل، و لاظلم منکم مسلم و لامعاهد....(124)
- سوگند به خدایی که دانه را (در دل خاک) بشکافت، و آدمیان را آفرید، اگر علم را از معدن آن اقتباس کرده بودید، و خیر را از جایگاه آن خواستار شده بودید، و از میان راه به رفتن پرداخته بودید، و راه حق را از طریق روشن آن پیموده بودید، راههای شما هموار می گشت، و نشانه های هدایتگر پدید می آمد، و فروغ اسلام شما را فرا می گرفت، و به فراوانی غذا می خوردید، و دیگر هیچ عائله مندی بی هزینه نمی ماند، و بر هیچ مسلمان و غیر مسلمانی ستم نمی رفت.
در پرتو حاکمیت قرآنی و محمدی صلی الله علیه و آله و علوی علیه السلام امام مهدی علیه السلام، و با اجرای اصل عدالت اجتماعی که سیره انکارناپذیر آن امام بزرگ است، تمام نابسامانیها سامان می یابد، و نیازها برآورده می گردد، و رفاه اقتصادی و آسایش معیشتی بر تمام بخشها و زوایای زندگی خانواده بشری پرتو می افکند.
با اینکه موضوع رفاه اقتصادی از شاخ و برگهای عدالت اجتماعی است، در احادیث جداگانه مطرح گردیده است. و این اهمیت موضوع را آشکار می سازد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
یکون فی امتی المهدی... یتنعم امتی فی زمانه نعیماً لم یتتعموا مثله قط، البر و الفاجر، یرسل السماء علیهم مدراراً، و لاتدخر الارض شیئاً من نباتها.(125)
- در امت من مهدی قیام کند.... و در زمان او مردم به نعمتهایی دست می یابند که در هیچ زمانی دست نیافته باشند.(همه) نیکوکار و بدکار.
آسمان بر آنان ببارد و زمین چیزی از روییدنیهای خود را پنهان ندارد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
یکون فی امتی المهدی.... و المال یومئذ کدوس، یقوم الرجل فیقول: یا مهدی اعطنی، فیقول: خذ.(126)
-... در زمان مهدی علیه السلام... مال همی خرمن شود. هر کس نزد مهدی آید و گوید: به من مالی ده!، مهدی بیدرنگ بگوید: بگیر.
امام علی علیه السلام:
و اعلموا انکم ان اتبعتم طالع المشرق سلک بکم منهاج الرسول... و کفیتم مؤونه الطلب و التعسف، و نبذتم الثقل الفادح عن الاعناق....(127)
-... بدانید اگر شما از قیامگر مشرق (امام مهدی علیه السلام) پیروی کنید، شما را به آیین پیامبر در آورد... تا از رنج طلب و ظلم (در راه دستیابی به امور زندگی) آسوده شوید، و بار سنگین (زندگی) را از شانه هاتان بر زمین نهید...
رفاه تا این پایه و تأمین سطح زندگی تا این سطح، آرمانی است الهی که به دست مبشر راستین عدل و انصاف و سعادت آسایش، امام مهدی علیه السلام، به پیدایی آید.
امام علی علیه السلام:
ثم یقبل الی الکوفه فیکون منزله بها، فلا یترک عبداً مسلماً الا اشتراه و اعتقه، و لا غارماً الا قضی دینه، و لا مظلمه لاحد من الناس الا ردها، و لا یقتل منهم عبد الا ادی ثمنه، دیه مسلمه الی اهلها، و لا یقتل قتیل الا قضی عنه دینه و الحق عیاله فی العطاء، حتی یملاً الارض قسطاً و عدلاً....(128)
...سپس (امام مهدی عج) به کوفه، در آید، و در آنجا مسکن گزیند، و هر برده مسلمانی را (در صورتی که باقیمانده باشد) بخرد و آزاد کند و دین بدهکاران را بپردازد، و مظلمه ها و حقهایی که بر گردن کسان است (به صاحبان حق) باز گرداند، کسی کشته نشود مگر این که بهای آن را (که دیه است) به صاحبانش تسلیم کند، و آن کس که کشته شد بدهیش را بپردازد، و (زندگی) خانواده او را تأمین کند، تا سراسر زمین را از عدل و داد بیآکند...
تأمین زندگی و رفاه تا این پایه است که اگر از مسلمانان کسی هنوز در بردگی مانده بود به دست امام خریده می شود و آزاد می گردد. اگر کسی بدهکاری داشت بدهی او پرداخت می شود. هر کس حقی و حقوقی از دیگران بر گردن داشت رد می شود. اگر بنده ای قصاص شد دیه او به صاحبش پرداخت. هر کس به دلیل جرمی به اعدام محکوم شد بدهکاریهای او پرداخت می شود، پس از اعدام وی زندگی خانواده اش همسان و هم سطح دیگر مردم تأمین می گردد. و اینها همه برای اجرای عدالت دقیق در سراسر آبادیهای زمین است. یعنی عدالت در آن دوران چنین مفهومی عمیق و گسترده و انسانی دارد، که هر مشکل و ناهنجاری و گرفتاری را بر طرف می سازد.
امام باقر علیه السلام:
و یعطی الناس عطایا مرتین فی السنة و یرزقهم فی الشهر رزقین... حتی لاتری محتاجاً الی الزکاة و یجبئی أصحاب الزکاة بزاکاتهم الی المحاویج من شیعته فلا یقبلونها، فیصرونها و یدورن فی دروهم، فیخرجون الیهم، فیقولون: لاحاجُة لنا فی دراهمکم...فیعطی عطاء لم یعطه احد قبله.(129)
- (امام مهدی علیه السلام، در سال دوبار به مردم مال ببخشید و در ماه دوبار امور معیشت بدانان دهد... تا نیازمندی به زکات باقی نماند. و صاحبان زکات، زکاتشان را نزد محتاجان آورند، و ایشان نپذیرند. و پس آنان زکات خویش در کیسه هایی نهند و در اطراف خانه ها بگردند (برای دستیابی به محتاجی)، و مردم بیرون آیند و گویند:
ما را نیازی به پول شما نیست... پس دست به بخشش گشاید، چنانکه تا آن روز کسی آنچنان بخشش اموال نکرده باشد.
امام صادق علیه السلام:
ان قائمنا اذا قام اشرقت الأرض بنور ربها... و یطلب الرجل منکم من یصله بماله و یأخذ منه زکاتة، فلا یجد أحداً یقبل منه ذلک و أستغفی الناس بما رزقهم الله من فضله.(130)
هنگام رستاخیر قائم ما زمین با نور خدایی بدرخشد... و شما به جستجوی اشخاصی بر می آیید که مال یا زکات بگیرند، و کسی را نمی یابید که از شما قبول کند، و مردمان همه به فضل الهی بی نیاز می گردند.
سطح زندگی در این حد بسیار متعالی و آرمانی و رفاه اقتصادی تا این پایه، در دنیای سراسر ظلم و جامعه های طبقاتی و سرشار از تضاد بر سر منافع و با روابط ظالمانه استثماری برای ما، قابل درک نیست، لیکن وعده خدا است و تحقق خواهد یافت.
آیا چنین هدفی با این بزرگی و عالم گستری، با شیوه های اخلاقی و پند و موعظه پدید می آید، یا امام مهدی علیه السلام تنها با اعجاز و قدرت معنوی این چگونگیها را در زمین پدید می آورد؟ یا شیوه های و روشهایی ویژه برای رشد ثروت و تولید کافی کالاها به کار می برد که تاکنون نبوده است؟
روشن است که ایجاد رفاه اقتصادی در این حد و برای یکایک افراد خانواده بشری، کاری بزرگ و مشکلی بسیار عظیم است، و به دشواری می توان تصور کرد که در آن روزگار چه مسائل و عواملی پدید می آید که چنین زیستی نصیب انسانها می گردد.
با مطالعه در وضعیت زندگی کنونی بشر و با بررسی دقیق منابع طبیعی و ذخایر موجود در زمین و محاسبه استعداد انسان و محاسبه مقدار مصرف زائد و مسرفانه و تجملی در اجتماعات مختلف بشری به سه اصل دست می یابیم:
1. منابع طبیعی و ذخایر زمین این استعداد را دارد که پاسخگوی مجموعه نیازهای انسانها باشد (در هر مقوله از مقولاتی که در زندگی بدانها نیازی هست)، و کمبودها را برطرف سازد و آدمیان را به رفاه و آسایش و تأمین معاش برساند.
2. محاسبه مقدار مصرف تجملی و مسرفانه اجتماعات بشری(131) روشن می سازد که اگر این اسرافکاریها و شادخواریها به صورتی درست و اصولی مهار گردد، و با انضباط و قانونی سازش ناپذیر جلو عیاشی و ریخت و پاشهای زاید گروه اشراف رفاه طلب و شادخوار گرفته شود، نیازهای کل بشریت برآورده می شود و زندگی همگان در روی زمین تأمین می شود.
3. با بررسی استعداد خلاق و هوش مبتکر انسانی، روشن می شود که انسانها می توانند در پرتو پیشرفت دانشها، به فور مولها و اصول تازه ای دست یابند که معاش آنان بهتر تأمین شود، و نیازها و خواسته ها بیشتر بر آورده گردد، و رفاه و آسایشی عمومی و همگانی پدید آید. با توجه به این سه محور، امکان پدید آمدن دوران رفاه مطلق و تأمین زندگی در سطحی متعالی برای همه مردم روی زمین، روشن می گردد. در این بخش از این رساله، به بررسی برخی از علل و عواملی می پردازیم که ممکن است در رستاخیز قیام و انقلاب امام مهدی عج به کار گرفته شود، و با تکیه بر آنها بودجه و مواد و منابع عظیم و کلان برای چنین اقدامی عظیم تأمین گردد، و در فروغ آن زندگی بشریت سامانی در خور یابد: