فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

ارزش علم و آگاهی

خداوند متعال می فرماید:
یرفع الله الذین آمنوا والذین اوتوا العلم درجات.
(مجادله / 11)
خداوند مقام اهل ایمان و دانشمندان را (در دو جهان) رفیع و بلند می گرداند.
و در جای دیگر می فرماید:
قل هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون. انما یتذکر اولوا الالباب.
(زمر / 9)
(ای فرستاده ما) بگو: آیا اهل دانش با مردم جاهل و نادان یکسانند!؟ (هرگز یکسان نیستند) و منحصرا خردمندان این عالم متذکرند (که عالم با جاهل یکسان نیست.)
مبدأ هر تمدن و خوشبختی و پاکی فکر انسان از جمود و بی تحرکی، علم و دانش است که معیار برتری در زندگی می گردد. علم - هر علمی که باشد - به اندازه خود مراتب زندگی بشر را تغییر می دهد.
دین اسلام، دین علم و دانش است و این ویژگی، یکی از امتیازات تربیتی و تمدن جاویدان اسلام لذا برای عقل و دانش مقام بلندی قائل شده، و شادمانی روحی را از بین روشهای تربیتی، روش موفقی دانسته و آزادی فکری و طبیعی انسان را به عنوان حق طبیعی مسلم و ضروری دانسته است و آیات و احادیث بسیاری انسان را به سوی علم و معرفت و شناخت تشویق می کند. چه آن دسته آیات و احادیثی که در ارزش و فضیلت خود علم آمده و چه آن دسته که درباره دانشجو و نوشتن وارد شده است. خداوند سبحان در قرآن کریم بعد از نعمت آفرینش آن را بالاترین نعمت بشمار آورده و می فرماید:
اقرأ باسم ربک الذی خلق خلق الانسان من علق اقرأ و ربک الاکرم الذی علم بالقلم علم الانسان ما لم یعلم.
(علق / 5 - 1)
بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید. همان کس که انسان را از خون بسته ای خلق کرد بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است. همان کسی که بوسیله قلم تعلیم نمود. و به انسان آنچه را نمی دانست یاد داد.
در قرآن، علم منحصر به علوم دینی نیست بلکه لفظ علم تمام علومی را فرا می گیرد که جامعه از آن نفع برده و فایده اش برای تمام بشر عاید می شود.
خداوند متعال می فرماید:
هوالذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلو علیهم آیاته ویزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین.
(جمعه / 2)
او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت تا آیاتش را بر آنها بخواند، و آنها را پاکیزه کند، و کتاب و حکمت بیاموزد، هر چند پیش از آن در گمراهی آشکار بودند.
خداوند سبحان بشر را بوسیله علم و دانش بسوی راه راست رهنمون ساخت در حالی که پیش از آن در گمراهی آشکار بسر می برد. قرآن کریم به آموختن علم و دانش تأکید می ورزد و این مسأله را بارها یادآوری می کند زیرا که علم نصیب و سهم عاقلان است، و کمال عقل با علم و دانش است که با دانشمندان ارزش و برتری می دهد.
مراتب علوم و شناخت و معرفت، وسیع و متفاوت است. چنانکه قرآن می فرماید:
و فوق کل ذی علم علیم.
(یوسف / 76)
فوق هر عالم و دانشمندی دانشمندتری وجود دارد.
از آنجا که تقلید کورکورانه - بدون استثناء - بخاطر ترک رنج تحصیل علم است لذا اسلام با هر نوع تقلید کورکورانه به مبارزه برخاسته است، چنانکه قرآن می فرماید:
و اذا قیل لهم تعالوا الی ما انزل الله و الی الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا علیه آیاتنا أو لو کان آبائهم لایعلمون شیئا ولا یهتدون.
(مائده / 103)
و هنگامی که به آنها (کافران) گفته شود، به سوی آنچه خدا نازل کره و به سوی پیامبر بیائید می گویند آنچه را از پدران خود یافته ایم ما را بس است! آیا نه چنین است که پدران آنها چیزی نمی دانستند و هدایت نیافته بودند؟!.
خداوند متعال امر نموده که انسان از خدا درخواست زیاد شدن علم کند چنانکه می فرماید:
و قل رب زدنی علما.
(طله / 114)
و بگو پروردگارا به علم و دانشم بیفزا و زیاد کن.
او را به درخواست زیادی ثروت و مقام و قدرت (ظاهری) فرمان نداده است بلکه فقط به علم تنها که از همه اینها مهمتر است فرمان داده است.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در روش زندگی خود برای علم، مقام و ارزش والایی قائل بوده هرگاه اسرای جنگی به فرزندان مسلمانان، خواندن و نوشتن می آموختند بخاطر شرافت علم، آنان را آزاد می کرد.
در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
ان الناس أربعة: رجل یعلم و یعلم انه یعلم فذاک مرشد عالم فاتبعوه، و رجل یعلم ولا یعلم انه یعلم فذاک غافل فأیقظوه، و رجل لایعلم و یعلم انه لا یعلم فذاک جاهل فعلموه، و رجل لا یعلم انه لا یعلم فذلک ضال فارشدوه...
(بحار / ج 1، 195 - عوالی اللئالی / ج 4)
مردم چهار دسته اند:
1 - کسی که می داند، و می داند که می داند. او راهنما و دانشمند است، از او پیروی نمائید.
2 - کسی که می داند، و نمی داند. او عاقل است، وی را بیدار نمائید.
3 - کسی که نمی داند، و می داند که نمی داند. او جاهل و نادان است. (جهل بسیط دارد) او را بیاموزید.
4 - کسی که نمی داند، و نمی داند که نمی داند (جهل مرکب دارد) او گمراه است، ارشادش نمائید.
شاعری این حدیث شریف را چنین به نظم درآورده است:
آنکس که بداند و بداند که بداند - اسب شرف از گنبد دوار براند
آنکس که بداند و نداند که بداند - بیدارش نمائید که بس خفته نماند
آنکس که نداند و بداند که نداند - لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند - در جهل مرکب ابدالدهر بماند.
در دیوان امام علی (علیه السلام) آمده است:
ما الفضل الا لاهل العلم - انهم علی الهدی لمن استهدی ادلاء
و قیمة المرء ما قد کان یحسنه - والجاهلون لأهل العلم اعداء
فقم بعلم ولا تبتغی به بدلا - فالناس موتی و أهل العلم أحیاء
فضل و بزرگواری جز برای اهل دانش نیست
آنان خود بر هدایت بوده و راهنمای دیگرانند.
و ارزش انسان با چیزی است که وی را زیبا و نیکو گرداند.
و افراد نادان دشمن دانشمندان اند.
پس برخیز دانش را بجوی و چیز دیگر را جایگزین آن نساز
که مردم می میرند و اهل علم همیشه زنده اند.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمة.
(بحار / ج 1 177)
یادگیری دانش، بر هر مرد و زن مسلمان وظیفه است.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
اطلبوا العلم ولو بالصین.
(بحار / ج 1، 180)
دانش را بجوئید گرچه در چین باشد. (که فاصله بین مدینه و چین بیش از همه جا بوده است.)
3 - علی (علیه السلام) فرمود:
تعلموا ممن علم فعمل.
علم را از کسی فرا گیرید، که به آن عمل می کند.
4 - علی (علیه السلام) در وصف دانش می فرمایند:
و هو أنیس فی الوحشة و صاحب فی الوحدة و سلاح علی الأعداء وزین الأخلاء یرفع الله به أقواما یجعلهم فی الخیر ائمة یقتدی بهم و ترمق أعمالهم و تقتبس آثارهم... لان العلم حیاة القلوب من الجهل و نور الأبصار من العمی و قوة الأبدان من الضعف ینزل الله حامله منازل الأبرار و یمنحه مجالسة الأحبار فی الدنیا والاخرة و بالعلم یطاع الله و یعبد و بالعلم یعرف الله و یوحد و بالعلم توصل الأرحام و به یعرف الحلال والحرام.
(بحار / ج 1، 166)
علم و دانش، انیس انسان در وحشت و یار او در تنهائی است، سلاحی علیه دشمنان و زینتی برای دوستان است. خداوند گروهی را بوسیله آن سربلند می کند؛ آنان را رهبران خیر و نیکی قرار می دهد که مردم به ایشان اقتدا کنند و دانش، به کارهای آنان رمق می دهد و آثارشان را حفظ می کند... زیرا علم مایه زندگی قلب و جت آن از نادانی است و نور دیدگان از نابینائی و نیروی جسم از ناتوانی است. خداوند دارنده علم را در جایگاه نیکان قرار می دهد و همنشینی با خوبان را در دنیا و آخرت به او عطا می کند و بواسطه علم، خدا اطاعت و عبادت می شود و شناخته می گردد و یگانگی او اثبات می شود، و بوسیله علم با ارحام صله بجا آورده می شود و حلال و حرام شناخته می گردد...
5 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اطلبوا العلم و تزتنوا معه بالحلم والوقار و تواضعوا لمن تعلمونه العلم و تواضعوا لمن طلبتم منه العلم ولا تکونوا علماء جبارین فیذهب باطلکم بحقکم.
(الامام الصادق و المذاهب الأربعة / ج 4 - 3، 390)
دانش را بجوئید و با آن به همراه بردباری و وقار، خود را بیارائید، و نسبت به شاگردان خود تواضع کنید و نسبت به استادان خود فروتن باشید و از دانشمندان ستمگر نباشید تا باطل شما حق شما را از بین ببرد.

ارزش عمل به علم و آگاهی

عمل معیار عادلانه در ارزیابی رفتار اجتماعی و اعتقاد دینی بطور یکسان است.
خداوند متعال می فرماید:
من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مومن فلنحیینه حیاة طیبة ولنجزینهم أجرهم بأحسن ما کانوا یعملون.
(نحل / 97)
هر کس عمل صالح کند در حالی که مومن است، خواه مرد باشد یا زن، به او زندگانی پاکیزه می بخشیم، و پاداش آنها را بسیار بهر از عمل نیکی که کرده، به او خواهیم داد.
باز خدای تعالی می فرماید:
(توبه / 105)
و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله والمومنون.
(ای رسول ما) به خلق بگو که هر عمل کنید (نیک یا بد) خدا، آن عمل را به شما می نماید و نیز رسول مومنان بر آن آگاه می شوند.
در قرآن می فرماید:
ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات انا لا نضیع أجر من أحسن عملا.
(کهف / 30)
آنان که (به خدا) ایمان آوردند و نیکوکار شدند، ما هم اجر نیکوکاران را ضایع نخواهیم کرد.
پس عمل (نیک) یک وظیفه انسانی است، که سود آن به خود عمل کننده برمی گردد و جامعه نیز از خیر و برکت آن برخوردار می گردد و باعث ترقی ملت می شود در حالی که ترک عمل (نیک)، جامعه و افراد را به تنبلی و شکست می کشاند در حالی که اسلام ترک عمل (نیک) را دشمن می دارد زیرا که تنبلی باعث می گردد انسان نسبت به ادای وظیفه فردی و اجتماعی فکر خود را به کار نیاندازد و مانند چهارپایان گردد که تمام فکرش علف خوردن و پر کردن شکم است. در روی زمین هیچ انسانی در زندگی، تمدن و پیشرفت ندارد جز به اندازه ای که در راه هدف کوشش کرده است.
خداوند متعال می فرماید:
و ان لیس للانسان الا ما سعی و ان سعیة سوف یری.
(نجم / 39)
برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست و سعیش به زودی دیده می شود (و به نتیجه اش می رسد.)
خداوند وعده حتمی داده که سعی و کوشش بدنبال نتیجه خواهد داد. ارزش مردان به اندازه عمل آنان است و شکست آنان نیز به اندازه تنبلی شان خواهد بود. به همان حدی که مسلمانان عمل کردن، به مدت طولانی مرزهای زیادی را در آسیا، آفریقا و بخشی از اروپا گشودند و بر آنان سیادت و رهبری کردند.
اروپائیان دنیا را با اکتشافات مختلف و گوناگون علمی از مظاهر قدرت الهی، بهره مند نساختند، جز با سعی و عملشان. این وعده ای است که خداوند بدون استثناء به هر انسانی داده است، چنانکه در آیه شریفه فوق بیان شده است.
ارتباط عمل با علم همان ارتباط ایمان با عمل و ارتباط خدا با خلق است.
الذی خلق الموت والحیاة لیبلوکم ایکم أحسن عملا.
(مُلک / 2)
خدایی که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدامیک بهتر عمل می کنید.
قرآن کریم در بیش از هفتاد آیه، کلمه ایمان را همراه با کلمه عمل صالح آورده است، زیرا که عمل از پایه های ایمان است.
خداوند متعال می فرماید:
فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره.
(در آنروز) هر کس به قدر ذره ای کار نیک کرده (پاداش) آن را خواهد دید. و هر کس به قدر ذره ای کار زشت مرتکب شده، آن هم به کیفرش خواهد رسید.
پس عمل، مسیر آینده را ترسیم می کند و هیچ ملتی عقب نمانده، جز بخاطر اعمال خودشان بوده است:
خداوند متعال می فرماید:
و لقد اهلکنا القرون من قبلکم لما ظلموا و جاءتهم رسلهم بالبینات و ما کانوا لیومنوا کذلک نجزی القوم المجرمین ثم جعلناکم خلائف فی الارض من بعدهم لننظر کیف تعملون.
(یونس / 14)
ما امتهای پیش از شما را، به هنگامی که ظلم کردند، هلاک کردیم، در حالی که پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغ آنان آمدند ولی آنها ایمان نیاوردند، اینگونه گروه مجرمان را جزا می دهیم. سپس شما را پس از آنان جانشینان آنها در روی زمین قرار دادیم تا بنگریم شما چگونه عمل می کنید.

کسب و تجارت

روایات زیادی در دستور به کسب حلال وارد شده که به عنوان نمونه ای از موارد تطبیق امر به عمل است، زیرا که زندگی شایسته میسر نمی شود مگر با اسبابی که آن را فراهم سازد. بین کسب و کار و آیه شریفه منافاتی ندارد که می فرماید:
و فی السماء رزقکم و ما توعدون.
(ذاریات / 22)
رزق و روزی شما با همه وعده ها که به شما دادند، در آسمان است.
این آیه شریفه دلالت دارد که روزی در آسمان است ولی اسباب روزی در آسمان نیست بلکه در روی زمین و بدست انسان است که سعی و کوشش لازم دارد.
خداوند متعال می فرماید:
و هزی الیک بجدع النخلة تساقط علیک رطبا جنبا.
(مریم / 24)
ای مریم شاخه درخت را حرکت ده تا از آن برای تو رطب تازه فرو ریزد.
اگر تکان دادن درخت که کار انسان است، نباشد، هرگز خرما فرو نمی ریزد، حال آنکه خداوند قادر بود که درخت را برای حضرت مریم (س) خم نماید تا از آن بخورد و لیکن أبی الله أن یجری الأمور الا بأسبابها(47) و ناچار باید از جانب انسان حرکتی به سوی درخت خرما بشود - که این خود نوعی کوشش و حرکت است - تا آنکه خرما فرو ریزد و با دست خود آن را جمع کرده و بخورد.
در شرافت کسب و کار مشروع همین بس که پیامبران و امامان (علیه السلام) کارهای مختلفی از قبیل تجارت و چوپانی و زره بافی انجام می دادند و این به معنای آن است که هر عمل و کار شرافتمندانه چه کوچک باشد یا بزرگ، ارزشمند است.
در احادیث شریفه وارد شده که حضرت آدم (علیه السلام) کشاورزی و حضرت ادریس (علیه السلام) خیاطی و حضرت نوح (علیه السلام) نجاری و حضرت هود (علیه السلام) تجارت و حضرت ابراهیم (علیه السلام) چوپانی و حضرت محمد صلی الله علیه و آله تجارت می کردند.
چنانکه در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) آمده است:
قال: کنوز الله فی أرضه و ما فی الاعمال شی ء أحب الی الله من الزراعة و ما بعث الله نبیا الا زارعا الا ادریس فانه کان خیاطا.
(وسائل / 12، 26)
گنجهای الهی در زمین نهفته است، و هیچ کاری نزد خداوند محبوبتر از زراعت نیست. تمام پیامبران خدا کشاورز بودند جز ادریس که کارش دوزندگی بود.
از ائمه اهل بیت (علیه السلام) امام صادق (علیه السلام) با مال خود به صورت مضار به تجارت می کرد. یک بار حضرت هفتصد دینار به عذافر دادند و وی را به تجارت امر فرمودند. عذافر یکصد دینار سود برد و با حضرت نصف کردند.
(مراجعه شود به وسائل / ج 12، 26)
اصحاب ائمه نیز با دست خود کسب می کردند و سلمان محمدی (فارسی) از لیف خرما سبد می بافت و میثم تمار خرما می فروخت. در دیوان علی (علیه السلام) آمده است:
و ما طلب المعیشة بالتمنی - ولکن الق دلوک فی الدلاء
تجئک بملئها یوما و یوما - یجئی ء بحیاة و قلیل ماء
روزی با آرزو بدست نمی آید.
ولیکن دلو خود را در چاه آب بیانداز.
روز بروز سطل پر (آب) برایت می آورد.
و زندگی را با آب کم و اندک برایت به ارمغان آورد،
امیر مؤمنان (علیه السلام) در گرمای سوزان به دنبال کسب و کار و رفع نیازهای زندگی می رفت و می خواست که خدایش وی را در حال بدست آوردن رزق حلال ببیند.
(وسائل / ج 12 / 13)
و در حدیث است که محمد بن منکدر روزی به نزد امام باقر (علیه السلام) آمد دید آن حضرت خود مشغول کار شریف کشاورزی است. حضرت را مخاطب قرار داده و عتاب نمود. امام (علیه السلام) در جواب وی فرمود:
لوجاءنی الموت و أنا علی هذه الحال جاءنی و أنا فی طاعة من طاعات الله أکف بها نفسی و عیالی عنک و عن الناس و انما کنت أخاک لو أن جاءنی و أنا علی معصیة من معاصی الله
(تهذیب الاحکام / ج 6 / 235)
(وسائل / ج 12 / 10)
اگر مرگ من در این لحظه فرا رسد، من در طاعتی از طاعتهای خدا هستم که خود و اهل و عیالم را کفاف می بخشم تا به تو و دیگران نیازمند نباشم. و من هنگامی می ترسم که مرگم فرا رسد و من در معصیتی از معصیتهای خدا باشم.
و مردی بنام عبدالاعلی امام صادق (علیه السلام) را دید که در یک روز بسیار گرم تابستان از منزل بیرون آمده است و آن حضرت را ملامت کرد. حضرت فرمود:
یا عبدالأعلی خرجت فی طلب الرزق لأستغنی به عن مثلک.
(وسائل / ج 12 / 10)
ای عبدالاعلی برای طلب روزی بیرون آمدم تا از اشخاصی مانند تو بی نیاز باشم.
و أبو عمرو شیبانی می گوید:
رأیت أبا عبدالله الصادق (علیه السلام) و بیده مسحاة و علیه ازار غلیظ یعمل فی حائط له والعرق یتصاب عن ظهره فقلت: جعلت فداک أعطنی أکفک. فقال: انی أحب أن یتأذی الرجل بحرالشمس فی طلب المعیشة
(وسائل / ج 12 / 23)
امام صادق (علیه السلام) را دیدم که در دستش بیلی داشت و پیراهن خشنی پوشیده بود، در کنار دیوار خود کار می کرد و عرق از پشت آن حضرت می ریخت عرض کردم: فدایت گردم، بیل را به من بدهید تا کمکتان کنم. فرمود: دوست دارم که مرد در گرمای خورشید رنج و سختی بکشد، و روزی خود را بدست آورد.
نیز آن حضرت فرمود:
ما یخلف الرجل بعده شیئا أشد علیه من المال الصامت. قال: قلت له: فکیف یصنع به؟ قال (علیه السلام): یجعله فی الحائط والبستان والدر.
(وسائل / ج 12 / 44)
وقتی انسان از دنیا می رود چیزی مشکلتر از مال ساکت از خود باقی نمی گذارد. راوی می گوید به حضرت گفتم: پس با آن چه کند؟ فرمود: آن را در ساختن دیوار (حصار) و باغ و خانه بکار گیرد.
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
الذی یطلب من فضل الله ما یکف به عیاله اعظم اجرا من المجاهد فی سبیل الله.
(وسائل / ج 12، 43)
کسی که (با کار و تلاش)، چیزی را می خواهد تا بوسیله آن خانواده اش را اداره کرده، رزق و روزی دهد، دارای پاداشی بزرگتر از مجاهد در راه خدا است.
سیری در روایات اسلامی
1 - رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
العبادة سبعون جزءا أفضلها طلب الحلال.
(وسائل / ج 12، 11 - فروع کافی / ج 5، 78)
عبادت هفتاد جزء است که بهترین جزء آن، کسب رزق حلال است.
2 - علی (علیه السلام) فرمود:
أوصیکم بالعمل قبل أن یؤخذ منکم بالکظم و باغتنام الصحة قبل السقم و قبل أن تقول نفس یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله.
شما را به عمل توصیه می کنم قبل از آنکه بخاطر کظم مؤاخذه شوید و سلامتی را غنیمت بشمارید قبل از آنکه بیمار شوید و هر کسی یا حسرتا، بگوید بر آنچه داشته از دست داده است.
(فرصت را غنیمت بشمارید) پیش از آنکه هر نفسی بخود آید و فریاد واحسرتا برآرد و گوید: وای بر من که جانب امر خدا را گذاشتم و در حق خود ظلم و تفریط کردم
(زمر / 65)
پایان

...................) Anotates (.................
1) کنایه از اینکه عمرت بیش از حد معمول طولانی گردد. م
2) شاید منظور از تاریک شدن هوا این باشد که روزگار انسان سیاه می شود. م
3) دجال در اصل، بمعنی کذاب و دروغگو و حقه باز است و در عرف مسلمانان برای شخص خاصی که در زمان ظهور امام زمان (علیه السلام) به دروغ ادعای حقانیت می کند، گفته می شود - مترجم.
4) مراد از بلوغ در اینجا، آن است که از نظر اقتصادی و اداره زندگی مستقل می گردد و احتیاج به سرپرست و قیم ندارد. و مراد از تکلیف، آن است که احکام الهی بر او لازم الاجراء می گردد - مترجم.
5) خصم در لغت بمعنای تنزیل پیش از سررسید می باشد مبلغی که شخص بدهکار به جهت پرداخت وام خود، پیش از سررسید آن منفعت می یابد مثلا از یکصد تومان بیست تومان کسر نموده در عوض قبل از موعد آن، پرداخت می کند. - م
6) یعنی چیزهایی که با پیمانه فروخته می شود مانند نفت و امثال آن و در بعضی جاها گندم نیز چنین است. م
7) یعنی چیزهایی که با وزن فروخته می شود مانند قند و شکر و امثال آن. م
8) یکی از وزنهای زمان های سابق بوده که معادل 2 گرم امروز می باشد. م
9) شاید مراد حضرت آن است که انسان به قرض دهنده چیزی اضافه دهد و قبلا بحث شد که این کار برای وام گیرنده مستحب است. م
10) در بعضی از روایات (مدمن الخمر) دارد - مترجم.
11) چای عربستانی - فرهنگ لاروس - مترجم
12) زیرا از نظر روانی خیال می کند که پوشیدن نوع لباس به تن خود، در برد و باخت تأثیر دارد لذا گاهی به یک لباس حساسیت پیدا می کند - مترجم.
13) البته موارد این نوع مسابقه در زمان ما فرق کرده است.)
14) عواتک جمع عاتکه از نامهای زنان، است و عاتکه نام سه نفر از مادران گرامی رسول الله صلی الله علیه و آله بود که اولی دختر هلال بن فالج بن ذکوان که مادر عبد مناف بود دومی دختر مرة بن هلال مادر هاشم بن عبد مناف بود سومی دختر أوقص بن مرة بن فالج بود که مادر وهب پدر آمنه که مادر پیامبر صلی الله علیه و آله بود. به نقل از مجمع البحرین ماده عتک - مترجم.
15) خف کنایه از شتر و حافر کنایه از اسب و ریش کنایه از تیر است.
16) محصن از نظر اسلام به کسی می گویند که دسترسی به همسر حلال خود دارد و می تواند بوسیله آن خود را از حرام حفظ نماید و با این حال زنا می کند و در حقیقت با تعهد ازدواج حصاری حصین و محکم کشیده شده است. - مترجم
17) خواننده محترم خود قضاوت نماید که آیا مرتجع واقعی آنها هستند یا دیگران؟! آنان ما مسلمین را متهم می سازند که شما به یکهزار و چهارصد سال پیش برگشته اید و به قوانین اسلام عمل می کنید. در حالی که قوانین اسلام علاوه بر فطری و سالم بودن آن، خود نورانیت خاصی دارد که همه جوانب صلاح بشر را در مدنظر قرار داده است، ولی قوانینی که آنان عمل می کنند به زمان توحش و بر بریب برمی گردد که بیش از چندین هزار سال پیش، قوم لوط به عنوان زشت ترین عمل آن را مرتکب می شدند - مترجم.
18) مؤمنون، 7.
19) عزب جمع آن عزاب است و به معنای زندگی فردی و بدون همسر می باشد - مترجم.
20) مراد، آن است که اخلاق و کردار دختر از خلق و خوی برادرش معلوم می گردد، زیرا آندو به یکدیگر، از نظر اخلاق کردار نزدیکترند و شباهت زیادی بین آندو وجود دارد - مترجم.
21) الخلابة به کسر خاء جلب کردن با زبان و گفتار خوش.
22) لفظ قتب به معنی پالان است ولیکن منظور از آن، با تعمیم علت، به جهاز همه حیوانات اطلاق می گردد - مترجم.
23) گرچه برای مرد نیز مستحب است که خود را برای همسرش، خوشبو و پاکیزه کند، لیکن برای زن در این مورد سفارش بیشتری شده است - مترجم.
24) یکی از امتیازات دین اسلام این است که؛ همواره تلاش می کند که غرائز انسانها را بطور طبیعی و از راه قانونی، اشباع نماید، تا نیازی به راههای خلاف طبیعت و غیر قانونی نباشد. مخصوصا در مسائل خانوادگی و جنسی که اگر از طریق سالم و فطری، اشباع نگردد چه بسا از راههای غیر قانونی و خلاف شرع اشباع شود، و فرد و جامعه را به فساد بکشاند. لذا اسلام به زن دستور داده که هر چه می تواند با آزادی کامل در محیط خانه، نیاز و خواسته های مشروع شوهر را تأمین کند تا فکر و اندیشه او را از جاهای دیگر و شیطانی حفظ نماید. و برعکس در محیط بیرون خانه، خودنگهدار و با پوشش کامل قدم بردارد، ولی متأسفانه در حال حاضر بعضی جوامع اسلامی برخلاف و به عکس دستورات اسلام حرکت می کنند - مترجم:
25) شاید مراد حضرت این است که نگاه اول، غالبا تصادفی و بدون قصد می شود، لیکن نگاه دوم غالبا همراه با قصد و انگیزه، خواهد بود. چنانکه این معنا از احادیث بعدی به خوبی روشن می گردد - مترجم.
26) این توهم در کتاب المرأة فی القرآن نوشته عباس محمود عقاد ص 92 چاپ دارالکتاب العربی - بیروت سال 1969 آمده است - مولف.
27) و نظیر اینگونه قسم ها در هر زمانی وجود دارد چنانکه در زبان فارسی نیز گاهی افراد به جای قسم به نام خدا به حضرت ابوالفضل (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) و امام زمان عجل الله تعالی و امثال آن قسم یاد می کنند که از نظر شرعی اعتباری ندارد و موجب کفاره نمی گردد، لکن در پیشگاه خدا مواخذه دارد - مترجم.
28) مثل اینکه شخصی بدروغ قسم یاد کند که در گذشته چنین کاری را انجام نداده است. مترجم.
29) در این خصوص احادیث فراوانی در کتب حدیث وجود دارد، علاقمندان به وسائل، ج 18، 522 مراجعه نمایند - مترجم.
30) تخصیص یک اصطلاح اصولی و فقهی است که به معنای خارج ساختن یک یا چند نفر از شمول حکم عام است - مترجم.
31) تعزیر به مجازات کمتر از حد شرعی گفته می شود که برای ادب کردن افراد مجرم از طرف حاکم و قاضی شرع تعیین می گردد مانند زدن 20 ضربه شلاق به مجرم - مترجم.
32) سعدان گیاهی است دارای خارهای تیز - مترجم.
33) اصل حدیث در ج 2 کتاب کافی / 447 از امام صادق (علیه السلام) چنین آمده است: ان للحق دولة و للباطل دولة... به نقل از میزان الحکمة / ج 3، 358.
34) و در خطبه 199 نهج البلاغه ابن ابی الحدید و 197 فیض الاسلام و 206 صبحی صالح چنین آمده است: انی اکره لکم ان تکونوا سبابین و لکنکم لو وصفتم اعمالهم و ذکرتم حالهم کان اصوب فی القول و ابلغ فی العذر و قلتم مکان سبکم ایاهم: اللهم احقن دمائنا و دمائهم و اصلح ذات بیننا و بینهم واهدهم من ضلالتهم حتی یعرف الحق من جهله و رعوی عن الغی و العدوان من لهج به - مترجم.
35) دیوث به کسی می گویند که نسبت به ناموس خود، سهل انگاری نماید. مانند اینکه خوش دارد که ناموس خود را در معرض دید دیگران قرار دهد و از تماشای بد مردم به ناموسش خوشحال شود. - مترجم.
36) منظور از جایگاه محکم عبارت از جلب رضایت الهی است که با اخلاص بدست می آید و مقابل آن جایگاه سست ریاکاری است که سست و غیر قابل اطمینان است.
37) قدر در لغت به معنی اندازه گیری و قانون جاری خدا در نظام طبیعت است که خداوند هر چیزی را با اندازه و قانون معین قرار داده است. چنانکه در قرآن کریم آمده است: انا کل شی ء خلقناه بقدر - (قمر / 45) ما هر چیزی را به اندازه آفریدیم. بنابراین معنای فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله چنین می شود که نزدیک است حسد در موازین و قوانین طبیعی خللی ایجاد نماید و این معنی کاملا قابل درک و فهم است.
برای توضیح بیشتر به باب حسد ذیل حدیث 4، جلد سوم اصول کافی / ص 452 مراجعه شود. مترجم
38) امور حسبیه به کارهائی گفته می شود که مربوط به مصلحت کل جامعه اسلامی می باشد که یکی از آنها تشویق مردم به نیکیها و جلوگیری از منکرات است - مترجم.
39) سوره نجم / 39.
40) أبی الصلاح کنانی می گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره تفسیر آیه یا ایها الذین امنوا توبوا الی الله توبة نصوحا (تحریم / 8) ای کسانی که به خدا ایمان آورده ای توبه کنید توبه ای خالص. سوال کردم، فرمود: ینوب العبد من الذنب ثم لایعود فیه (وسائل / ج 11، 375) بنده از گناهان خود توبه کند و در آن بازگشت ننماید - مترجم.
41) تواکل عبارت از اعتماد داشتن به دیگران در انجام کار و انتظار داشتن از آنها است که وظیفه وی را آنان انجام دهند. برخلاف توکل که عبارت از انجام کار با اعتماد به خداوند است - مترجم.
42) برای توضیح بیشتر درباره حدیث فوق به ج 3، 350 از وسائل الشیعه مراجعه شود.
43) حدیث چنین است: شخصی در حضور پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت به دیگری بدگوی کرد آتش غضب در دل او برافروخته شد پیامبر اسلام