فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

ماده دوم:

همگان می توانند بدون هیچگونه تمایز از حیث نژاد، رنگ، جنس، مذهب، عقیده سیاسی، ثروت و یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادیهائی که در اعلامیه حاضر، ذکر شده است، بهره مند گردند.
از هنگامی که این اعلامیه در جهان منتشر گردید، هر سال دولتهای جهان به این منظور جشن می گیرند، در حالی که می دانیم، نژاد پرستی در بسیاری از مناطق جهان، هنوز حکمفرماست و همان دولتهائی که برای آن جشن می گرفتند، نژادپرستی را با مال و تبلیغات خود تأیید می کنند. دولتهائی که بر پایه خونریزی و آدمکشی بوجود آمده اند، روز بروز بر تعداد آنها افزوده می گردد، قربانیان اختلاف نظرهای سیاسی، از حد شمارش بیرون می روند. منشور حقوق بشر مرکبی است بر روی کاغذ که هیچ خاصیتی ندارد و تنها بعضی کشورها به نفع خود از آن استفاده می برند (و برای کوبیدن کشورهای ضعیف آن را مستمسک خود قرار می دهند). دین اسلام حق مساوات و برابری بشر را با یک کلمه مختصر چنین بیان می فرماید:
ان اکرمکم عندالله اتقیکم.
(حجرات / 12)
گرامی ترین شما نزد خدا، پرهیزکاران شما است.
دین اسلام در طی قرنهای متمادی تا به امروز عملا در میان گروههای گوناگون از ترک و فارس و عرب این آیه شریفه را به عنوان سند حقوق بشر انتشار داده است تا اینکه تمام امت مسلمان یک امت واحده شده و استقلال و رسالت دائمی خود را حفظ کرده است، تا جائی که امروزه دین اسلام گشته حتی کسانی که مسلمان نیستند آن را به عنوان ین مساوات و برابری قبول دارند.

ارزش علم و آگاهی

خداوند متعال می فرماید:
یرفع الله الذین آمنوا والذین اوتوا العلم درجات.
(مجادله / 11)
خداوند مقام اهل ایمان و دانشمندان را (در دو جهان) رفیع و بلند می گرداند.
و در جای دیگر می فرماید:
قل هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون. انما یتذکر اولوا الالباب.
(زمر / 9)
(ای فرستاده ما) بگو: آیا اهل دانش با مردم جاهل و نادان یکسانند!؟ (هرگز یکسان نیستند) و منحصرا خردمندان این عالم متذکرند (که عالم با جاهل یکسان نیست.)
مبدأ هر تمدن و خوشبختی و پاکی فکر انسان از جمود و بی تحرکی، علم و دانش است که معیار برتری در زندگی می گردد. علم - هر علمی که باشد - به اندازه خود مراتب زندگی بشر را تغییر می دهد.
دین اسلام، دین علم و دانش است و این ویژگی، یکی از امتیازات تربیتی و تمدن جاویدان اسلام لذا برای عقل و دانش مقام بلندی قائل شده، و شادمانی روحی را از بین روشهای تربیتی، روش موفقی دانسته و آزادی فکری و طبیعی انسان را به عنوان حق طبیعی مسلم و ضروری دانسته است و آیات و احادیث بسیاری انسان را به سوی علم و معرفت و شناخت تشویق می کند. چه آن دسته آیات و احادیثی که در ارزش و فضیلت خود علم آمده و چه آن دسته که درباره دانشجو و نوشتن وارد شده است. خداوند سبحان در قرآن کریم بعد از نعمت آفرینش آن را بالاترین نعمت بشمار آورده و می فرماید:
اقرأ باسم ربک الذی خلق خلق الانسان من علق اقرأ و ربک الاکرم الذی علم بالقلم علم الانسان ما لم یعلم.
(علق / 5 - 1)
بخوان به نام پروردگارت که جهان را آفرید. همان کس که انسان را از خون بسته ای خلق کرد بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است. همان کسی که بوسیله قلم تعلیم نمود. و به انسان آنچه را نمی دانست یاد داد.
در قرآن، علم منحصر به علوم دینی نیست بلکه لفظ علم تمام علومی را فرا می گیرد که جامعه از آن نفع برده و فایده اش برای تمام بشر عاید می شود.
خداوند متعال می فرماید:
هوالذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلو علیهم آیاته ویزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین.
(جمعه / 2)
او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت تا آیاتش را بر آنها بخواند، و آنها را پاکیزه کند، و کتاب و حکمت بیاموزد، هر چند پیش از آن در گمراهی آشکار بودند.
خداوند سبحان بشر را بوسیله علم و دانش بسوی راه راست رهنمون ساخت در حالی که پیش از آن در گمراهی آشکار بسر می برد. قرآن کریم به آموختن علم و دانش تأکید می ورزد و این مسأله را بارها یادآوری می کند زیرا که علم نصیب و سهم عاقلان است، و کمال عقل با علم و دانش است که با دانشمندان ارزش و برتری می دهد.
مراتب علوم و شناخت و معرفت، وسیع و متفاوت است. چنانکه قرآن می فرماید:
و فوق کل ذی علم علیم.
(یوسف / 76)
فوق هر عالم و دانشمندی دانشمندتری وجود دارد.
از آنجا که تقلید کورکورانه - بدون استثناء - بخاطر ترک رنج تحصیل علم است لذا اسلام با هر نوع تقلید کورکورانه به مبارزه برخاسته است، چنانکه قرآن می فرماید:
و اذا قیل لهم تعالوا الی ما انزل الله و الی الرسول قالوا حسبنا ما وجدنا علیه آیاتنا أو لو کان آبائهم لایعلمون شیئا ولا یهتدون.
(مائده / 103)
و هنگامی که به آنها (کافران) گفته شود، به سوی آنچه خدا نازل کره و به سوی پیامبر بیائید می گویند آنچه را از پدران خود یافته ایم ما را بس است! آیا نه چنین است که پدران آنها چیزی نمی دانستند و هدایت نیافته بودند؟!.
خداوند متعال امر نموده که انسان از خدا درخواست زیاد شدن علم کند چنانکه می فرماید:
و قل رب زدنی علما.
(طله / 114)
و بگو پروردگارا به علم و دانشم بیفزا و زیاد کن.
او را به درخواست زیادی ثروت و مقام و قدرت (ظاهری) فرمان نداده است بلکه فقط به علم تنها که از همه اینها مهمتر است فرمان داده است.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در روش زندگی خود برای علم، مقام و ارزش والایی قائل بوده هرگاه اسرای جنگی به فرزندان مسلمانان، خواندن و نوشتن می آموختند بخاطر شرافت علم، آنان را آزاد می کرد.
در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که فرمود:
ان الناس أربعة: رجل یعلم و یعلم انه یعلم فذاک مرشد عالم فاتبعوه، و رجل یعلم ولا یعلم انه یعلم فذاک غافل فأیقظوه، و رجل لایعلم و یعلم انه لا یعلم فذاک جاهل فعلموه، و رجل لا یعلم انه لا یعلم فذلک ضال فارشدوه...
(بحار / ج 1، 195 - عوالی اللئالی / ج 4)
مردم چهار دسته اند:
1 - کسی که می داند، و می داند که می داند. او راهنما و دانشمند است، از او پیروی نمائید.
2 - کسی که می داند، و نمی داند. او عاقل است، وی را بیدار نمائید.
3 - کسی که نمی داند، و می داند که نمی داند. او جاهل و نادان است. (جهل بسیط دارد) او را بیاموزید.
4 - کسی که نمی داند، و نمی داند که نمی داند (جهل مرکب دارد) او گمراه است، ارشادش نمائید.
شاعری این حدیث شریف را چنین به نظم درآورده است:
آنکس که بداند و بداند که بداند - اسب شرف از گنبد دوار براند
آنکس که بداند و نداند که بداند - بیدارش نمائید که بس خفته نماند
آنکس که نداند و بداند که نداند - لنگان خرک خویش به منزل برساند
آنکس که نداند و نداند که نداند - در جهل مرکب ابدالدهر بماند.
در دیوان امام علی (علیه السلام) آمده است:
ما الفضل الا لاهل العلم - انهم علی الهدی لمن استهدی ادلاء
و قیمة المرء ما قد کان یحسنه - والجاهلون لأهل العلم اعداء
فقم بعلم ولا تبتغی به بدلا - فالناس موتی و أهل العلم أحیاء
فضل و بزرگواری جز برای اهل دانش نیست
آنان خود بر هدایت بوده و راهنمای دیگرانند.
و ارزش انسان با چیزی است که وی را زیبا و نیکو گرداند.
و افراد نادان دشمن دانشمندان اند.
پس برخیز دانش را بجوی و چیز دیگر را جایگزین آن نساز
که مردم می میرند و اهل علم همیشه زنده اند.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمة.
(بحار / ج 1 177)
یادگیری دانش، بر هر مرد و زن مسلمان وظیفه است.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
اطلبوا العلم ولو بالصین.
(بحار / ج 1، 180)
دانش را بجوئید گرچه در چین باشد. (که فاصله بین مدینه و چین بیش از همه جا بوده است.)
3 - علی (علیه السلام) فرمود:
تعلموا ممن علم فعمل.
علم را از کسی فرا گیرید، که به آن عمل می کند.
4 - علی (علیه السلام) در وصف دانش می فرمایند:
و هو أنیس فی الوحشة و صاحب فی الوحدة و سلاح علی الأعداء وزین الأخلاء یرفع الله به أقواما یجعلهم فی الخیر ائمة یقتدی بهم و ترمق أعمالهم و تقتبس آثارهم... لان العلم حیاة القلوب من الجهل و نور الأبصار من العمی و قوة الأبدان من الضعف ینزل الله حامله منازل الأبرار و یمنحه مجالسة الأحبار فی الدنیا والاخرة و بالعلم یطاع الله و یعبد و بالعلم یعرف الله و یوحد و بالعلم توصل الأرحام و به یعرف الحلال والحرام.
(بحار / ج 1، 166)
علم و دانش، انیس انسان در وحشت و یار او در تنهائی است، سلاحی علیه دشمنان و زینتی برای دوستان است. خداوند گروهی را بوسیله آن سربلند می کند؛ آنان را رهبران خیر و نیکی قرار می دهد که مردم به ایشان اقتدا کنند و دانش، به کارهای آنان رمق می دهد و آثارشان را حفظ می کند... زیرا علم مایه زندگی قلب و جت آن از نادانی است و نور دیدگان از نابینائی و نیروی جسم از ناتوانی است. خداوند دارنده علم را در جایگاه نیکان قرار می دهد و همنشینی با خوبان را در دنیا و آخرت به او عطا می کند و بواسطه علم، خدا اطاعت و عبادت می شود و شناخته می گردد و یگانگی او اثبات می شود، و بوسیله علم با ارحام صله بجا آورده می شود و حلال و حرام شناخته می گردد...
5 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اطلبوا العلم و تزتنوا معه بالحلم والوقار و تواضعوا لمن تعلمونه العلم و تواضعوا لمن طلبتم منه العلم ولا تکونوا علماء جبارین فیذهب باطلکم بحقکم.
(الامام الصادق و المذاهب الأربعة / ج 4 - 3، 390)
دانش را بجوئید و با آن به همراه بردباری و وقار، خود را بیارائید، و نسبت به شاگردان خود تواضع کنید و نسبت به استادان خود فروتن باشید و از دانشمندان ستمگر نباشید تا باطل شما حق شما را از بین ببرد.

ارزش عمل به علم و آگاهی

عمل معیار عادلانه در ارزیابی رفتار اجتماعی و اعتقاد دینی بطور یکسان است.
خداوند متعال می فرماید:
من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مومن فلنحیینه حیاة طیبة ولنجزینهم أجرهم بأحسن ما کانوا یعملون.
(نحل / 97)
هر کس عمل صالح کند در حالی که مومن است، خواه مرد باشد یا زن، به او زندگانی پاکیزه می بخشیم، و پاداش آنها را بسیار بهر از عمل نیکی که کرده، به او خواهیم داد.
باز خدای تعالی می فرماید:
(توبه / 105)
و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله والمومنون.
(ای رسول ما) به خلق بگو که هر عمل کنید (نیک یا بد) خدا، آن عمل را به شما می نماید و نیز رسول مومنان بر آن آگاه می شوند.
در قرآن می فرماید:
ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات انا لا نضیع أجر من أحسن عملا.
(کهف / 30)
آنان که (به خدا) ایمان آوردند و نیکوکار شدند، ما هم اجر نیکوکاران را ضایع نخواهیم کرد.
پس عمل (نیک) یک وظیفه انسانی است، که سود آن به خود عمل کننده برمی گردد و جامعه نیز از خیر و برکت آن برخوردار می گردد و باعث ترقی ملت می شود در حالی که ترک عمل (نیک)، جامعه و افراد را به تنبلی و شکست می کشاند در حالی که اسلام ترک عمل (نیک) را دشمن می دارد زیرا که تنبلی باعث می گردد انسان نسبت به ادای وظیفه فردی و اجتماعی فکر خود را به کار نیاندازد و مانند چهارپایان گردد که تمام فکرش علف خوردن و پر کردن شکم است. در روی زمین هیچ انسانی در زندگی، تمدن و پیشرفت ندارد جز به اندازه ای که در راه هدف کوشش کرده است.
خداوند متعال می فرماید:
و ان لیس للانسان الا ما سعی و ان سعیة سوف یری.
(نجم / 39)
برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست و سعیش به زودی دیده می شود (و به نتیجه اش می رسد.)
خداوند وعده حتمی داده که سعی و کوشش بدنبال نتیجه خواهد داد. ارزش مردان به اندازه عمل آنان است و شکست آنان نیز به اندازه تنبلی شان خواهد بود. به همان حدی که مسلمانان عمل کردن، به مدت طولانی مرزهای زیادی را در آسیا، آفریقا و بخشی از اروپا گشودند و بر آنان سیادت و رهبری کردند.
اروپائیان دنیا را با اکتشافات مختلف و گوناگون علمی از مظاهر قدرت الهی، بهره مند نساختند، جز با سعی و عملشان. این وعده ای است که خداوند بدون استثناء به هر انسانی داده است، چنانکه در آیه شریفه فوق بیان شده است.
ارتباط عمل با علم همان ارتباط ایمان با عمل و ارتباط خدا با خلق است.
الذی خلق الموت والحیاة لیبلوکم ایکم أحسن عملا.
(مُلک / 2)
خدایی که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدامیک بهتر عمل می کنید.
قرآن کریم در بیش از هفتاد آیه، کلمه ایمان را همراه با کلمه عمل صالح آورده است، زیرا که عمل از پایه های ایمان است.
خداوند متعال می فرماید:
فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره.
(در آنروز) هر کس به قدر ذره ای کار نیک کرده (پاداش) آن را خواهد دید. و هر کس به قدر ذره ای کار زشت مرتکب شده، آن هم به کیفرش خواهد رسید.
پس عمل، مسیر آینده را ترسیم می کند و هیچ ملتی عقب نمانده، جز بخاطر اعمال خودشان بوده است:
خداوند متعال می فرماید:
و لقد اهلکنا القرون من قبلکم لما ظلموا و جاءتهم رسلهم بالبینات و ما کانوا لیومنوا کذلک نجزی القوم المجرمین ثم جعلناکم خلائف فی الارض من بعدهم لننظر کیف تعملون.
(یونس / 14)
ما امتهای پیش از شما را، به هنگامی که ظلم کردند، هلاک کردیم، در حالی که پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغ آنان آمدند ولی آنها ایمان نیاوردند، اینگونه گروه مجرمان را جزا می دهیم. سپس شما را پس از آنان جانشینان آنها در روی زمین قرار دادیم تا بنگریم شما چگونه عمل می کنید.