فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

دوم: آزادی در خانه و خانواده (آزادی خانوادگی)

زندگی خانوادگی جزئی از زندگی اجتماعی و دارای نظام آسمانی یا قرار دادی است که خانواده در تمام شئون زندگی از آن پیروی می کند، تا افراد خانواده در سایه آن با امنیت کامل و تضمین در زندگی انسانی قرار گیرند که همراه با ادب و تربیت انسانی آنان را در دنیا به سوی سعادت و در آخرت به رستگاری رهنمون شود. از خانواده ها است که اعضای صالحی برای یک جامعه بزرگ بوجود می آید. در حدیث گذشته به نقش سازنده پدر و مادر و حقوق آندو اشاره کردیم و در اینجا به نقش بزرگ مادر که در اداره جامعه کوچک (خانواده) به عهده دارد، مختصر اشاره ای می کنیم که چه اندازه در روش زندگی افراد - کوچک و بزرگ - نقش مستقیم دارد.
چه زیبا سروده شاعر عرب:
الام مدرسة اذا أعددتها - أعددت شعبا طیب الاعراق
الام استاذ الأساتذة الاولی - شملت مآثرهم مدی الافاق
مادر مدرسه ای است که هرگاه آن را بدست آوری.
ملتی را با ریشه های پاکیزه بدست آورده ای.
مادر استاد استادان اولیه است.
که آنان شاهکارهای خود را در طول تاریخ مرهون مادر هستند.
لذا اسلام در انتخاب مادر، توجه شایانی دارد، زیرا که او اولین آموزگاری است که افراد صالحی را تربیت می کند و به جامعه تحویل می دهد و یگانه کسی است که می تواند با افکار خود، مردان بزرگی را به اوج رساند و عارفان بلند مقامی را تربیت نماید. از همینجاست که اسلام به پیوند زناشوئی با زنان با ایمان تشویق می کند و از ازدواج با زنان مشرک نهی می فرماید:
ولا تنکحوا المشرکات حتی یومن.
(بقره / 221)
و با زنان مشرک و بت پرست تا ایمان نیاورده اند، ازدواج نکنید.
زیرا اگر عقیده زن مشرک در مرد تأثیر داشته باشد همین عقیده، علت انحراف مرد می شود و اگر تأثیر نداشته باشد باعث جدائی و تفرقه میان آندو خواهد شد که در اینگونه خانواده ها محبت و سازگاری بوجود نخواهد آمد و ریشه خویشاوندی و خانوادگی گسسته می شود.
اسلام صفاتی زنی را که شایسته است انسان با او پیوند مشترک زندگی برقرار نماید، بیان فرموده است.
مانند فرمایش پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله که فرمود:
اختاروا لنطفکم فان الخال أحد الضجیعین.
(وسائل / ج 14، 29)
برای نطفه های خود جای بهتری انتخاب کنید (و هنگام انتخاب همسر به برادر او بنگرید) زیرا که دائی فرزند شما یکی از نزدیکان همبستر شده است.
اسلام، بعضی از آن صفات را بر بعضی دیگر مقدم می داند مثلا دین که بر مال و زیبائی و نژاد تقدم دارد. رکن اساسی در پیوند زناشوئی همان دین او است که هیچ انسانی به آن تمسک نمی جوید جز آنکه خدا عزت و شرافت و نیکی او را می افزاید.
امام زین العابدین (علیه السلام) می فرماید:
من أراد عزا بلا عشیرة، و هیبة بلا سلطان، فلیخرج من ذل معصیة الله الی عز طاعته.
(بحار / ج 15، 164 از امام صادق (علیه السلام) - غرر الحکم / 692 از علی (علیه السلام) با اندک تفاوت)
اگر کسی عزتی بدون فامیل، و هیبتی بدون سلطان بخواهد، باید از ذلت معصیت خدا خارج شود و به عزت اطاعت خدا داخل گردد.
بیان این صفات جز این نبوده که اسلام از آن نگران است که مبادا رابطه زندگی مشترک ازدواج که هدف اسلام است گسسته شود.
خداوند متعال می فرماید:
و من آیاته أن خلق لکم من أنفسکم ازوا جالتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون.
(روم / 21)
و از نشانه های او (خدا) اینکه همسانی از جنس خود شما برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان دوستی و رحمت قرار داد. در این امر نشانه هائی است برای گروهی که تفکر می کنند.
این سنت و قانون آفریدگار جهان است که بشر را از یک جنس (مرد) در زمین رها نکرده تا در گوشه ای بدون جنس لطیف (زن) زندگی نماید.

مقام زن در اسلام

دین اسلام زن را از بدبختی نجات داد و آزادش کرد و هنگامی که هیچیک از نظامهای اجتماعی حقوق وی را به رسمیت نمی شناخت، حقوق انسانی وی را عطا کرد و برای او ارزش قائل شد و نیمی از مسئولیت زندگی را بر عهده او گذاشت. در بین تمام ملتهای روی زمین حتی آن ملتهائی که در دوره باستان دارای تمدن بوده اند، مانند تمدنهای روم و ایران برای زنان اراده و استقلالی قائل نبوده اند و خواه ناخواه با آنها مانند خادمان و کنیزان رفتار می کردند - چنانکه حالا نیز در جامعه هائی که منتسب به اسلامی است وضع به همین منوال است - ولیکن دین اسلام مقام و ارزش وی را بالا برد، تا جائی که او را نیمی از پیکر مکمل انسان قرار داد و او را از زیر ظلم مردان و از تاریکیهای جهل و نادانی و از قید بند اسارت آزاد کرد و حقوقش را به وی عطا نمود تا آنجا که در حقوق اساسی شریک مردان گردید، و هر دو را به یک اصل و به یک نفس منتسب کرد.
خداوند متعال می فرماید:
یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا کثیرا و نساء واتقوا الله الذی تساءلون به والارحام، ان الله کان علیکم رقیبا.
(نساء / 1)
ای مردم از پروردگارتان بپرهیزید که همه شما را از یک انسان آفرید و همسر او را (نیز) از جنس او آفرید و از آن دو مردان و زنان فراوانی (در روی زمین) منتشر ساخت. از خدائی بپرهیزید که (همگی به عظمت او معترفید و) هنگامی که چیزی از یکدیگر می خواهید نام او را می برید (و نیز) از خویشاوندان خود (یعنی قطع ارتباط با آنها) پرهیز کنید زیرا خداوند مراقب شما است.
خداوند بر زنان - مانند مردان - تمامی فرایض اسلامی را واجب گردانید و این ثابت می کند که هر دو در حقوق انسانی مساوی هستند و چیزی مخصوص برای زنان مقرر نفرمود مگر چیزهائی که طبیعت و سرشت آنان با شخصیت غریزی و فطری ایشان سازگار است، همانطوری که این مطلب از عقد بیعت با آنان آشکار می گردد.
خداوند متعال می فرماید:
یا ایها النبی اذا جاءک المومنات یبایعتک علی أن لایشرکن بالله شیئا ولا یسرقن ولا یزنین ولا یقتلن أولادهن ولا یأتین ببهتان یفترینه بین أیدیهن و ارجلهن ولا یعصیتک فی معروف فبایعهن واستغفر لهن الله ان الله غفور رحیم.
(ممتحنه / 12)
ای پیامبر هنگامی که زنان مومن نزد تو آیند و با تو بیعت کنند که چیزی را شریک خدا قرار ندهند، دزدی نکنند، آلوده زنا نشوند، فرزندان خود را نکشند، تهمت و افترائی پیش دست و پای خود نیاورند (فرزندی که میان دست و پای خود پرورده، و علم به آن از انعقاد نطفه او دارند، به دروغ به کسی غیر پدرش نبندند)، و در هیچ کار شایسته ای مخالفت فرمان تو نکنند، با آنان بیعت کن و برای آها از درگاه خداوند طلب آمرزش نما که خدا آمرزنده و مهربان است.
دین اسلام آرایش و پوشیدن لباس ابریشم و طلا را که مناسب با مقام و طبیعت آنها است، مخصوص آنان قرار داد، ولی در مسأله ارث حق وی را نصف حق مرد قرار داد، زیرا مسئولیتهای زندگی و تکالیف سخت غالبا به عهده مرد خانه است و زن در کارهای سنگین خانه مسئولیتی ندارد. این مرد است که کار می کند و مخارج خانه را تأمین می نماید، و هرگاه ازدواج کند باید به زن مهریه بپردازد و نفقه او را بدهد و هر کس که در تحت تکفل او است - مانند فرزندان و زن - مخارج آنان به عهده او می باشد برای زن هیچیک از اینها نیست همانطوری که در خانه پدرش هیچ مسئولیتی در خرج زندگی نداشت و هنگامی که ازدواج می کند تمام مهریه را برای شخص خودش دریافت می کند.
هرگاه انسان این تذکرات فوق را که طبیعت هر یک از دو جنس تقاضا می کند، ملاحظه می نماید، در می یابد که طبق عدالت اجتماعی باید پسر دو برابر دختر ارث ببرد و به همین خاطر است که نظام زندگی خانوادگی و مسئولیت آن از قبیل مخارج، لباس، مسکن، تربیت فرزندان و غیر اینها از چیزهائی که در زندگی خانوادگی لازم است به عهده او است. لذا مرد در هنگام ضرورت در راه بدست آوردن چیزی که در مصلحت خانوادگی است - در حال حاضر و آینده - می تواند سیاست سختگیری را پیش گیرد و با این سیاست خشن بتواند خانواده را از ضررهای اجتماعی و اقتصادی و اخلاقی باز دارد. این مسئولیت، وظیفه ای از وظایف خانوادگی است که اسلام بر آن تأکید دارد. بلکه طبیعت مرد و زن چنین اقتضاء می کند که مسئولیت سنگین به عهده مرد باشد. تمام کشورها و ملتها اعتراف دارند که چنین مسئولیتهای شایسته مرد است که در تمام ادوار تاریخ بشری نمی توان آن را انکار کرد و به راحتی از کنار آن گذشت.
اسلام برای رفع درگیریها و اختلافاتی که در خانواده بوجود می آید، قانونهایی قرار داده است که در ابتدای بروز اختلاف دو نفر عاقل یکی از طرف مرد و دیگری از طرف زن (به عنوان دو حکم) داوری کنند و اختلافشان را حل نمایند و اگر با این کار اختلاف حل نشد، آخرین راه حل طلاق و جدائی است.

نقش فرزندان در سازندگی جامعه

کودکان امروز، مردان فردا و نسل آینده هستند. آمال و آرزوها درباره آنان نسبت به کشور و دین و خانواده به چگونگی (تربیت کودکان) گره خورده و بدین جهت اسلام در ساختن یک زیر بنای جامعه شایسته انسانی اهمیت بسزائی قائل است زیرا که فرد در آینده شخصی خواهد بود که مسئولیتهائی بر دوش خواهد داشت.
امام حسن مجتبی (علیه السلام) می فرماید:
انکم صغار قوم و یوشک أن تکونوا کبار قوم آخرین...
(بحار / ج 1، 110)
براستی شما (کودکان) افراد کوچک قوم هستید که در آینده نزدیک، بزرگ قوم خواهید بود.
در اولین قدمی که کودک به دنیا می گذارد، با چیزهای محسوسی مواجه می شود و آن را درک می نماید، که نیروی حسی او به وی اجازه می دهد. نسبت به چیزهایی که دوست دارد، گرایش پیدا می کند و از چیزهائی که تصور می کند بد است، از آن دوری می جوید. در حواس باطنی وی غیر از مواد خام چیزی وجود ندارد، زیرا از نقش و صورت و آداب و رسوم و تقلید خالی است و مانند آئینه ای صاف است.
بعد از گذشت دو سال از عمر وی، محیط منزل و خانه و تربیت و آئین و مذهب در او تأثیر می گذارد. البته این عوامل از ابتدای تولد در رشد و نمو او تأثیر دارد، و مهمترین آن، تربیت است و عوامل دیگر نیز از تربیت سرچشمه می گیرد و این مسئولیت به عهده پدر و مادر است که مستقیما با او سرو کار دارند. کودک امانتی در دست آنان است که رسیدگی به بهداشت و بعد معنوی و مادی او وظیفه آنان است، تا روح فضیلت و بزرگواری را در روح و شخصیت وی پرورش دهند و با تربیت، وی را در کارهای نیکو مشارکت دهند و توجیه نمایند تا اینکه در جامعه انسانی یک عضو فعال و کارسازی باشد.
امام سجاد (علیه السلام) می فرماید:
و أما حق ولدک فتعلم أنه منک و مضاف الیک فی عاجل الدنیا بخیره و شره و انک مسئول عما ولیته من حسن الأدب والدلالة علی ربه والمعونة علی طاعتک فیک و فی نفسه فمثاب علی الاحسان الیه و معاقب علی الاسائة علیه.
(رسالة الحقوق / 6 - مکارم الاخلاق / 232)
و حق فرزندت نسبت به تو این است که بدانی او از تو بوجود آمده و در کارهای نیک و بد دنیا به تو منسوب می گردد و تو درباره ادب نیکو و راهنمائی بطرف خدا و یاری بر اطاعت او نسبت به خودت و صلح خویش، مسئول هستی که در مقابل احسان به وی پاداش و در مقابل بدی او کیفر خواهی دید.
پس لازم است که پدر و مادر، در ایام کودکی وقت پر ارزش وی را غنیمت شمارند تا آنکه بهترین اوقات آنان به هدر نرود و فراگیری دانش و تمرین و عادت به نیکی و پیدا کردن راه زندگی برتر از بعد معنوی و اجتماعی و اعتقادی و اقتصادی برای او فراهم شود زیرا که کودک در دامن پدر و مادر رشد و پرورش می یابد و بار سنگین او به عهده والدین است و از اول زندگی از آن تقلید و پیروی می کند چرا که آنها سزاوارترین مردم به او هستند.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
کل مولود یولد علی الفطرة فأبواه یهودانه أو ینصرانه أو یمجسانه.
(بحار / ج 2، 78)
هر کودک با فطرت پاک به دنیا می آید و پدر و مادر هستند که او را یهودی یا نصرانی یا مجوسی می کنند.
براستی که هر کودکی با قلبی صاف و دلی پاک متولد می شود. دل او از هر صورتی خالی است و به هیچ چیزی تمایل ندارد و با فطرت پاک آفریده شده که همان فطرت خدادای است.
فطرة الله التی فطر الناس علیها.
(روم / 30)
فطرت خداوندی که مردم را بر آن فطرت آفریده است.
از سلامتی قلب و بلندی اخلاق و بزرگی روح برخوردار است.