فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

اول - آزادی فردی

آزادی از مسائل اولیه در زندگی انسان است. دین اسلام این آزادی را برای انسان تضمین نموده و او را از هرگونه تجاوز به جان یا مال یا ناموس تأمین داده است بشرط آنکه آزادی وی به آزادی دیگران لطمه ای وارد نسازد و موجب تجاوز به حقوق دیگران نگردد:
اسلام به فرد فرد جامعه شخصیت و آزادی به مفهوم عام داده است که شامل حقوق سیاسی و مدنی در عقیده و رأی و دانش و حقوق مالی و غیر آن می گردد. همه این حقایق در آیاتی از قرآن کریم تجلی می کند:
1 - لا اکراه فی الدین.
(بقره / 256)
در قبول دین اکراهی نیست.
2 - فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم.
(بقره / 194)
(بطور کلی) هر کس به شما تجاوز کرد به مانند آن بر او تعدی کنید.
3 - لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستائسوا و تسلموا علی أهلها.
(نور / 27)
در خانه هائی غیر از خانه های خود وارد نشوید تا اجازه بگیرید و بر أهل آن خانه سلام کنید.
همچنین است در همه قوانین اسلام و بخصوص در قانونهائی که بازدارنده (فرد از تعدی به دیگران) است مانند حرام بودن غیبت و سخن چینی و آزار رساندن به دیگران و منت گذاشتن و مسخره کردن، که در همه آنها حقوق فردی ملاحظه شده است.
اسلام بزرگترین روشهای تربیتی را برای ساختن درون انسان و تربیت روح و رعایت بندگی خدا در تمام قوانین واجب خود وضع نموده است، مانند نماز و زکات و روزه و حج. نیز اسلام به فرد، بعنوان زیر بناء اساسی جامعه توجه دارد. هر کس از اصلاح خویش ناتوان باشد بطور یقین از اصلاح جامعه عاجز خواهد بود، لذا اسلام به واجب ساختن عبادات اهمیت قائل شده و نسبت به ترک آن سخت گیری نموده است تا انسان روح خود را از راه تقوی تقویت نماید. آن (عبادات) عبارت از امتثال امر پروردگار، و اجتناب کردن از نافرمانی او است، و جز این چیز دیگری نیست. بلکه اسلام استفاده از همه امکانات مشروع در زندگی طبیعی را بدون اسراف و سختگیری، مباح دانسته است.
خداوند متعال می فرماید:
قل من حرم زینة الله التی أخرج لعباده و الطیبات من الرزق هی للذین امنوا فی الحیاه الدنیا خالصة یوم القیامة کذلک نفصل الایات لقوم یعلمون.
(اعراف / 32)
بگو چه کسی زینتهای الهی را که برای بندگان خود آفریده و روزیهای پاکیزه را حرام کرده است؟ بگو اینها در زندگی دنیا برای کسانی است که ایمان آورده اند (اگر چه دیگران نیز با آنها مشارکت دارند ولی) در قیامت خالص (برای مومنان) خواهد بود. اینچنین، آیات (خود) را برای کسانی که آگاهند، شرح می دهیم.
و در سوره فرقان می فرماید:
والذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قواما.
(فرقان / 67)
(بندگان خاص خداوند) کسانی هستند که هرگاه انفاق کنند، نه اسراف می کنند و نه سخت گیری بلکه میان این دو حد اعتدالی دارند.
این آیه شریفه هنگامی به رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد که بعضی از مسلمانان به حضور ایشان رسیدند. و درخواست نمودند که با حرام کردن زنان و سایر پاکیزگیها بر خود، به خدا تقرب جویند و روزها روزه و شبها عبادت کنند. پیامبر آنان را از این کار باز داشته و فرمود:
أما أنا فأصوم و أفطر و أقوم و أنام و أتزوج النساء.
(کافی / ج 2، 85 با اندک تفاوت)
اما من (که پیامبر شما هستم) روزه می گیرم و افطار می کنم، و شب زنده داری می کنم و می خوابم، و با زنان ازدواج می کنم.
و نیز فرمود:
لا رهبانیة فی الاسلام.
(سفینة البحار / 1، 540 ماده رهب)
در اسلام گوشه نشینی و رهبانیت نیست.
قرآن مجید در این زمینه، تنها به آن اکتفا نکرده بلکه صریحا فرمان می دهد که باید از زینتهای زندگی استفاده کرد، چنانکه می فرماید:
یا أیها الذین امنوا کلوا من طیبات ما رزقناکم واشکروا لله ان کنتم ایاه تعبدون.
(بقره / 172)
ای افراد با ایمان! از نعمتهای پاکیزه به شما روزی دادیم بخورید و شکر خدا را بجا آورید اگر تنها او را پرستش می کنید.
در آیه دیگر می فرماید:
یا أیها الناس کلوا مما فی الأرض حلالا طیبا ولا تتبعوا خطوات الشیطان انه لکم عدو مبین.
(بقره / 168)
ای مردم از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید و از گامهای شیطان پیروی نکنید. چه اینکه او دشمن آشکار شما است.
و در سوره نحل می فرماید:
فکلوا مما رزقکم الله حلالا طیبا واشکروا نعمت الله ان کنتم ایاه تعبدون.
(نحل / 114)
از آنچه خدا روزیتان کرده است حلال و پاکیزه بخورید و شکر نعمت خدا را بجای آورید اگر او را می پرستید.
در عین حال که اسلام برای تربیت اهمیت قائل است ولی از مشقت انداختن بدن بیش از طاقت آن نهی فرموده است:
لا یکلف الله نفسا الا وسعها.
(بقره / 286)
خداوند هیچکس را جز به اندازه توانائی اش تکلیف نمی کند.
باز در قرآن می فرماید:
و ما جعل علیکم فی الدین من حرج.
(حج / 78)
خداوند در دین کار سنگین برای شما قرار نداده است.
و خدای متعال می فرماید:
یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر.
(بقره / 185)
خداوند راحتی شما را می خواهد، و تکلیف را مشکل نگرفته است.
حتی (برخی) عبادات - با آن همه اهمیتی که در اسلام دارد - در مسافرت مختصر شده یا حذف می شود مانند نماز و همچنین مریض نمازش را در حد توان خود به جا می آورد و مسافر در سفر نباید روزه بگیرد (با شرایطی که در کتب فقهی ذکر شده است.) دین اسلام با فطرت سالم انسانی سازگار است و بطور طبیعی با زیباترین و آسان ترین روش با مسائل برخورد می کند.

دوم: آزادی در خانه و خانواده (آزادی خانوادگی)

زندگی خانوادگی جزئی از زندگی اجتماعی و دارای نظام آسمانی یا قرار دادی است که خانواده در تمام شئون زندگی از آن پیروی می کند، تا افراد خانواده در سایه آن با امنیت کامل و تضمین در زندگی انسانی قرار گیرند که همراه با ادب و تربیت انسانی آنان را در دنیا به سوی سعادت و در آخرت به رستگاری رهنمون شود. از خانواده ها است که اعضای صالحی برای یک جامعه بزرگ بوجود می آید. در حدیث گذشته به نقش سازنده پدر و مادر و حقوق آندو اشاره کردیم و در اینجا به نقش بزرگ مادر که در اداره جامعه کوچک (خانواده) به عهده دارد، مختصر اشاره ای می کنیم که چه اندازه در روش زندگی افراد - کوچک و بزرگ - نقش مستقیم دارد.
چه زیبا سروده شاعر عرب:
الام مدرسة اذا أعددتها - أعددت شعبا طیب الاعراق
الام استاذ الأساتذة الاولی - شملت مآثرهم مدی الافاق
مادر مدرسه ای است که هرگاه آن را بدست آوری.
ملتی را با ریشه های پاکیزه بدست آورده ای.
مادر استاد استادان اولیه است.
که آنان شاهکارهای خود را در طول تاریخ مرهون مادر هستند.
لذا اسلام در انتخاب مادر، توجه شایانی دارد، زیرا که او اولین آموزگاری است که افراد صالحی را تربیت می کند و به جامعه تحویل می دهد و یگانه کسی است که می تواند با افکار خود، مردان بزرگی را به اوج رساند و عارفان بلند مقامی را تربیت نماید. از همینجاست که اسلام به پیوند زناشوئی با زنان با ایمان تشویق می کند و از ازدواج با زنان مشرک نهی می فرماید:
ولا تنکحوا المشرکات حتی یومن.
(بقره / 221)
و با زنان مشرک و بت پرست تا ایمان نیاورده اند، ازدواج نکنید.
زیرا اگر عقیده زن مشرک در مرد تأثیر داشته باشد همین عقیده، علت انحراف مرد می شود و اگر تأثیر نداشته باشد باعث جدائی و تفرقه میان آندو خواهد شد که در اینگونه خانواده ها محبت و سازگاری بوجود نخواهد آمد و ریشه خویشاوندی و خانوادگی گسسته می شود.
اسلام صفاتی زنی را که شایسته است انسان با او پیوند مشترک زندگی برقرار نماید، بیان فرموده است.
مانند فرمایش پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله که فرمود:
اختاروا لنطفکم فان الخال أحد الضجیعین.
(وسائل / ج 14، 29)
برای نطفه های خود جای بهتری انتخاب کنید (و هنگام انتخاب همسر به برادر او بنگرید) زیرا که دائی فرزند شما یکی از نزدیکان همبستر شده است.
اسلام، بعضی از آن صفات را بر بعضی دیگر مقدم می داند مثلا دین که بر مال و زیبائی و نژاد تقدم دارد. رکن اساسی در پیوند زناشوئی همان دین او است که هیچ انسانی به آن تمسک نمی جوید جز آنکه خدا عزت و شرافت و نیکی او را می افزاید.
امام زین العابدین (علیه السلام) می فرماید:
من أراد عزا بلا عشیرة، و هیبة بلا سلطان، فلیخرج من ذل معصیة الله الی عز طاعته.
(بحار / ج 15، 164 از امام صادق (علیه السلام) - غرر الحکم / 692 از علی (علیه السلام) با اندک تفاوت)
اگر کسی عزتی بدون فامیل، و هیبتی بدون سلطان بخواهد، باید از ذلت معصیت خدا خارج شود و به عزت اطاعت خدا داخل گردد.
بیان این صفات جز این نبوده که اسلام از آن نگران است که مبادا رابطه زندگی مشترک ازدواج که هدف اسلام است گسسته شود.
خداوند متعال می فرماید:
و من آیاته أن خلق لکم من أنفسکم ازوا جالتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون.
(روم / 21)
و از نشانه های او (خدا) اینکه همسانی از جنس خود شما برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان دوستی و رحمت قرار داد. در این امر نشانه هائی است برای گروهی که تفکر می کنند.
این سنت و قانون آفریدگار جهان است که بشر را از یک جنس (مرد) در زمین رها نکرده تا در گوشه ای بدون جنس لطیف (زن) زندگی نماید.

مقام زن در اسلام

دین اسلام زن را از بدبختی نجات داد و آزادش کرد و هنگامی که هیچیک از نظامهای اجتماعی حقوق وی را به رسمیت نمی شناخت، حقوق انسانی وی را عطا کرد و برای او ارزش قائل شد و نیمی از مسئولیت زندگی را بر عهده او گذاشت. در بین تمام ملتهای روی زمین حتی آن ملتهائی که در دوره باستان دارای تمدن بوده اند، مانند تمدنهای روم و ایران برای زنان اراده و استقلالی قائل نبوده اند و خواه ناخواه با آنها مانند خادمان و کنیزان رفتار می کردند - چنانکه حالا نیز در جامعه هائی که منتسب به اسلامی است وضع به همین منوال است - ولیکن دین اسلام مقام و ارزش وی را بالا برد، تا جائی که او را نیمی از پیکر مکمل انسان قرار داد و او را از زیر ظلم مردان و از تاریکیهای جهل و نادانی و از قید بند اسارت آزاد کرد و حقوقش را به وی عطا نمود تا آنجا که در حقوق اساسی شریک مردان گردید، و هر دو را به یک اصل و به یک نفس منتسب کرد.
خداوند متعال می فرماید:
یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا کثیرا و نساء واتقوا الله الذی تساءلون به والارحام، ان الله کان علیکم رقیبا.
(نساء / 1)
ای مردم از پروردگارتان بپرهیزید که همه شما را از یک انسان آفرید و همسر او را (نیز) از جنس او آفرید و از آن دو مردان و زنان فراوانی (در روی زمین) منتشر ساخت. از خدائی بپرهیزید که (همگی به عظمت او معترفید و) هنگامی که چیزی از یکدیگر می خواهید نام او را می برید (و نیز) از خویشاوندان خود (یعنی قطع ارتباط با آنها) پرهیز کنید زیرا خداوند مراقب شما است.
خداوند بر زنان - مانند مردان - تمامی فرایض اسلامی را واجب گردانید و این ثابت می کند که هر دو در حقوق انسانی مساوی هستند و چیزی مخصوص برای زنان مقرر نفرمود مگر چیزهائی که طبیعت و سرشت آنان با شخصیت غریزی و فطری ایشان سازگار است، همانطوری که این مطلب از عقد بیعت با آنان آشکار می گردد.
خداوند متعال می فرماید:
یا ایها النبی اذا جاءک المومنات یبایعتک علی أن لایشرکن بالله شیئا ولا یسرقن ولا یزنین ولا یقتلن أولادهن ولا یأتین ببهتان یفترینه بین أیدیهن و ارجلهن ولا یعصیتک فی معروف فبایعهن واستغفر لهن الله ان الله غفور رحیم.
(ممتحنه / 12)
ای پیامبر هنگامی که زنان مومن نزد تو آیند و با تو بیعت کنند که چیزی را شریک خدا قرار ندهند، دزدی نکنند، آلوده زنا نشوند، فرزندان خود را نکشند، تهمت و افترائی پیش دست و پای خود نیاورند (فرزندی که میان دست و پای خود پرورده، و علم به آن از انعقاد نطفه او دارند، به دروغ به کسی غیر پدرش نبندند)، و در هیچ کار شایسته ای مخالفت فرمان تو نکنند، با آنان بیعت کن و برای آها از درگاه خداوند طلب آمرزش نما که خدا آمرزنده و مهربان است.
دین اسلام آرایش و پوشیدن لباس ابریشم و طلا را که مناسب با مقام و طبیعت آنها است، مخصوص آنان قرار داد، ولی در مسأله ارث حق وی را نصف حق مرد قرار داد، زیرا مسئولیتهای زندگی و تکالیف سخت غالبا به عهده مرد خانه است و زن در کارهای سنگین خانه مسئولیتی ندارد. این مرد است که کار می کند و مخارج خانه را تأمین می نماید، و هرگاه ازدواج کند باید به زن مهریه بپردازد و نفقه او را بدهد و هر کس که در تحت تکفل او است - مانند فرزندان و زن - مخارج آنان به عهده او می باشد برای زن هیچیک از اینها نیست همانطوری که در خانه پدرش هیچ مسئولیتی در خرج زندگی نداشت و هنگامی که ازدواج می کند تمام مهریه را برای شخص خودش دریافت می کند.
هرگاه انسان این تذکرات فوق را که طبیعت هر یک از دو جنس تقاضا می کند، ملاحظه می نماید، در می یابد که طبق عدالت اجتماعی باید پسر دو برابر دختر ارث ببرد و به همین خاطر است که نظام زندگی خانوادگی و مسئولیت آن از قبیل مخارج، لباس، مسکن، تربیت فرزندان و غیر اینها از چیزهائی که در زندگی خانوادگی لازم است به عهده او است. لذا مرد در هنگام ضرورت در راه بدست آوردن چیزی که در مصلحت خانوادگی است - در حال حاضر و آینده - می تواند سیاست سختگیری را پیش گیرد و با این سیاست خشن بتواند خانواده را از ضررهای اجتماعی و اقتصادی و اخلاقی باز دارد. این مسئولیت، وظیفه ای از وظایف خانوادگی است که اسلام بر آن تأکید دارد. بلکه طبیعت مرد و زن چنین اقتضاء می کند که مسئولیت سنگین به عهده مرد باشد. تمام کشورها و ملتها اعتراف دارند که چنین مسئولیتهای شایسته مرد است که در تمام ادوار تاریخ بشری نمی توان آن را انکار کرد و به راحتی از کنار آن گذشت.
اسلام برای رفع درگیریها و اختلافاتی که در خانواده بوجود می آید، قانونهایی قرار داده است که در ابتدای بروز اختلاف دو نفر عاقل یکی از طرف مرد و دیگری از طرف زن (به عنوان دو حکم) داوری کنند و اختلافشان را حل نمایند و اگر با این کار اختلاف حل نشد، آخرین راه حل طلاق و جدائی است.