فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

دروغگوئی و آثار زشت آن

خداوند متعال می فرماید:
انما یفتری الکذب الذین لایؤمنون بایات الله و اولئک هم الکاذبون.
(نحل / 105)
تنها کسانی دروغ می گوید که به آیات خدا ایمان ندارند و دروغگویان واقعی آنها هستند.
دروغ آن است که سخن در اعتقاد گوینده با واقع مطابق نباشد و راستگوئی برعکس آن است. از نشانه های راستگوئی، عقل و کمال و شرف انسانی است، و دروغ برعکس آن است و قوام اجتماع، و آرامش وجدان، و تربیت شجاعانه، بر آن استوار است برخلاف دروغگوئی. زیرا که دروغگوئی باعث دشمنی و موجب سلب اطمینان و سرزنش وجدان می شود. بخاطر همین نکات، دروغ یکی از زشت ترین و بدترین گناهان است، زیرا که دارای مفاسد زیادی است که مهمترین آن تفرقه و خیانت است.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
الکذب رأس کل خطیئة.
دروغ سرمنشأ همه خطاها است.
قیل له صلی الله علیه و آله: أیکون المؤمن جبانا؟ قال نعم. فقیل: أیکون بخیلا؟ قال صلی الله علیه و آله نعم. فقیل: أیکون کذابا؟ قال صلی الله علیه و آله لا.
(بحار / ج 72،172)
به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله گفته شد: آیا مؤمن ترسو می شود؟ فرمود: بلی. گفته شد: آیا بخیل می شود؟ فرمود: بلی. گفته شد: آیا دروغگو می شود؟ فرمود: نه.
این حدیث می گوید: ایمان با راستگوئی همراه است و با دروغگوئی منافات دارد.
مردی به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله عرض کرد:
دلنی علی عمل أتقرب به الی الله تعالی فقال صلی الله علیه و آله: لاتکذب.
(بحار/ ج 69،262)
مرا به عملی راهنمائی کن که به خداوند متعال نزدیکی پیدا کنم. حضرت فرمود: دروغ نگو.
این اندرز، باعث شد که آن مرد از هر معصیتی دوری گزیند زیرا هیچ گناهی را قصد ننمود مگر آنکه در آن دروغی بود یا به دروغ منجر می شد.
علی (علیه السلام) فرمود:
لا یصلح من الکذب جدا ولا هزلا ولا أن یعد أحد کم صبیته ثم لایفی له أن الکذب یهدی الی الفجور والفجور یهدی الی النار و ما یزال أحدکم یکذب حتی یقال کذب و فجر و ما یزال أحدکم یکذب حتی لایبقی فی قلبه موضع أبرة صدق فیسمی عندالله کذابا.
(بحار / ج 69، 259)
برای انسان سزاوار نیست که دروغ جدی و شوخی بگوید و نباید کسی از شما به فرزند خود وعده ای دهد که به آن وفا نکند، زیرا که دروغ آدم را به گناهان وادار می سازد، و گناهان وی را به سوی آتش رهنمائی خواهد کرد. و هیچ فردی از شما دروغ نمی گوید جز آنکه گفته می شود او دروغ گفت و گناه انجام داد. و کسی دروغ نمی گوید جز آنکه در قلب او سر سوزنی راستی و صداقت نمی ماند. پس چنین شخصی در نزد خدا دروغگو نامیده می شود.
امام سجاد (علیه السلام) به فرزندانش می فرمود:
اتقوا الکذب الصغیر منه والکبیر فی کل جد و هزل فان الرجل اذا کذب فی الصغیر اجتری علی الکبیر.
(اصول کافی / ج 4، 35 - بحار / 69، 235)
از دروغ کوچک و بزرگ، جدی و شوخی آن بپرهیزید زیرا آنکس که در چیز کوچک دروغ گوید به دروغ بزرگ نیز جرأت پیدا می کند.
و امام باقر (علیه السلام) فرمود:
ان الله عزوجل جعل للشر أقفالا و جعل مفاتیح تلک الأقفال الشراب والکذب شر من الشراب.
(اصول کافی / ج 4، 35 - بحار / 69، 236)
خدای عزوجل برای شر و زشتی قفلهائی قرار داده و کلیدهای آن را شراب قرار داده و دروغ بدتر از شراب است.
امام (علیه السلام) از دروغ، به عنوان گناه بدتر از شراب تعبیر فرمود، زیرا شرابخوار در حالی شر و بدی را ترجیح می دهد که مانند دیوانه عقلش را از دست داده است ولی دروغگو در حالی دروغ می گوید که شعور کامل دارد. هردوی آنها مرتکب کار حرام هستند در صورتی که دروغگو از نسبت دادن دروغ به خدا و پیامبر او، ابائی ندارد و این چیزی است که شرابخوار آن را مرتکب نمی شود. اسلام همانطوری که از دروغ گفتن نهی فرمود، از معاشرت و رفت و آمد با آنان نیز نهی فرموده است، زیرا معاشرت در کسب اخلاق بد انتقال آن، به همنشین تأثیر دارد و چه نیکو سروده شاعر عرب:
عن المرء لا تسئل وسل عن قرینه - فکل قرین بالمقارن یقتدی
اذا کنت فی قوم فصاحف خیارهم - ولا تصحب الأردی فتردی مع الردی
به ظاهر شخص ننگر بلکه از همنشین وی سؤال کن
که هر همنشینی به همنشین خود اقتدا می کند.
هر گاه در میان گروهی بودی با بهترین آنان رفاقت و همزیستی کن.
و با مردمان پست رفاقت نکن که مانند آنان پست گردی.
اسلام دروغ را حرام نکرده مگر بخاطر آنکه مفاسدی بر آن مترتب می شود.
پس اگر راستگوئی هم در موردی باعث فساد شود، حکم آن نیز مانند حکم دروغ خواهد بود و بر عکس آن اگر دروغ گفتن موجب فساد نباشد، جایز است. مانند گفتن در اصلاح بین دو شخص متخاصم و ایجاد الفت بین آندو که مصلحتی بر آن مترتب است. به همین خاطر، اسلام دروغ گفتن را در هنگام ضرورت و اصلاح بین مردم، جایز دانسته است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لیس شی ء مما حرمه الله الا و قد أحله لمن اضطروا الیه.
(بحار / ج 2، 272)
هیچ چیز نیست که خدا آن را حرام کرده مگر آنکه به هنگام اضطرار و ضرورت آن را حلال نموده است.
خداوند متعال می فرماید:
فمن اضطر غیر باغ ولا عاد فلا اثم علیه، ان الله غفور رحیم.
(بقره / 173)
هرکس مضطر و مجبور شود (برای حفظ جان خود از مردار و گوشت خوک بخورد) در صورتی که ستمگر و متجاوز نباشد گناهی بر او نیست، به درستی که خداوند بخشنده مهربان است.
و امام صادق (علیه السلام) فرمود:
کل کذب مسئول عنه صاحبه یوما الا کذبا فی ثلاثة: رجل کائد فی حربه فهو موضوع عنه، أورجل أصلح بین اثنین یلقی هذا بغیر ما یلقی به هذا یزید بذلک الاصلاح ما بینهما، أورجل وعد أهله شیئا و هو یرید أن لا یتم لهم.
(اصول کافی / ج 4، 41 - بحار / ج 29، 242)
از هر دروغی در یک روزی (رستاخیز) باز پرسی شود جز در سه جا:
یکی - مردی که در نبرد خود (با دشمنان دین) نیرنگ زند که گناهی بر او نیست.
دیگر - مردی که میان دو کس سازش دهد و اصلاح نماید. به این برخورد کند بغیر آنچه با دیگری برخورد کند، و مقصودش از این کار اصلاح میان آن دو باشد.
سوم - مردی که به خانواده خود وعده دهد و قصد انجام آن را نداشته باشد.
و قال (علیه السلام) أیضا: الکلام ثلاثة: صدق و کذب و اصلاح بین الناس، قال: قیل له: جعلت فداک ما الاصلاح بین الناس؟ قال: تسمع من الرجل کلاما یبلغه فتخبث نفسه فتلقاه فتقول: سمعت من فلان قال فیک من الخیر کذا و کذا خلاف ما سمعت منه.
(بحار / ج 69، 251 - اصول کافی / ج 4، 38)
نیز آن حضرت فرمود:
سخن بر سه گونه است: راستگوئی، و دروغگوئی، و اصلاح بین مردم. (راوی) گوید به آن حضرت عرض شد: فدایت گردم اصلاح میان مردم چیست؟ فرمود: از کسی سخنی درباره دیگری بشنوی که اگر آن سخن به او برسد ناراحت شود پس تو او را دیدار کنی و به او بگوئی: از فلانی شنیدم که درباره خوبی تو چنین و چنان می گفت بر خلاف آنچه شنیده ای.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
اجتنبوا الکذب وان رأیتم فیه النجاة فان فیه الهلکة.
(بحار / ج 69، 259)
از دروغ بپرهیزد اگر چه نجات خود را در آن ببینید، زیرا که هلاکت در آن است.
2 - پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
اقل الناس مروة من کان کاذبا.
(بحار / ج 29 259)
کم مروت ترین مردم دروغگو است.
3 - پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
ایاک والکذب فانه یسود الوجه.
(ترغیب / ج 3، 596)
از دروغ بپرهیز زیرا که دروغ صورت انسان را سیاه می کند.
4 - علی (علیه السلام) فرمود:
أعظم الخطایا عند الله اللسان الکذوب و شر الندامة یوم القیامة.
(محجة البیضاء / ج 5، 243)
بزرگترین خطاها نزد خداوند زبانی است که بسیار دروغ گوید و آن بدترین پشیمانی ها در روز رستاخیز است.
5 - (علیه السلام) فرمود:
ینبغی للرجل المسلم. أن یجتنب مواخاة الکذاب فانه یکذب حتی یجیی ء بالصدق فلا یصدق.
(اصول کافی / ج 4، 38)
برای مرد مؤمن شایسته است که از رفاقت و برادری کذاب (بسیار دروغگو) کناره گیری کند زیرا که او دروغ گوید تا آنجا که سخن راستش هم باور نشود.
6 - علی (علیه السلام) فرمود:
اعتیاد الکذب یورث الفقر.
(بحار / ج 76، 315)
عادت به دروغگوئی باعث فقر و بیچارگی می شود.
7 - علی (علیه السلام) فرمود:
الصدق أمانة والکذب خیانة.
(بحار / ج 69، 261)
راستگوئی امانت است و دروغگوئی خیانت.
8 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
ان الکذب هو خراب الایمان.
(بحار / ج 69، 246 - اصول کافی / ج 4، 26)
دروغ ویران کننده ایمان است.
9 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ان مما أعان الله علی الکذابین النسیان.
(اصول کافی / ج 4، 28)
از نتایج و کیفرهای خدا به دروغگویان فراموشی است.
ضرب المثل معروف است که دروغگو فراموشکار می شود.
10 - امام صادق صلی الله علیه و آله فرمود:
کفی بالمرء کذبا أن یحدث بکل ما سمعه.
(کنز العمال / ح 8208)
برای دروغگوئی شخص، همین بس که هر چه بشنود بازگو نماید.
11 - امام حسن عسگری (علیه السلام) فرمود:
جعلت الخبائث کلها فی بیت واحد و جعل مفتاحها الکذب.
(بحار/ ج 69، 263)
همه خبائث و پلیدیها در یک خانه قرار داده شده است و کلید همه آنها دروغ است.
خوب است که سخن خود را با فرمایش پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به پایان ببریم که فرمود:
لا یکذب الکذاب الا عن مهانة فی نفسه.
(بحار / ج 74، 212)
هیچ فردی دروغ نمی گوید مگر بخاطر خود کمتر بینی و ضعفی که در خودش احساس می کند.
و چه نیکو گفته شده:
ما یکذب المرء الا عن مهانته - أوفعله السوء أومن قلة الأدب
هیچ کس دروغ نمی گوید مگر بخاطر ضعف و کمتر بینی خود یا بخاطر کار بدش یا کمبود ادب.
در مذمت و نکوهش دروغگو همین بس که همیشه نگران و پریشان خاطر است، زیرا مردم نسبت به وی خشمگین بوده و به گفته های او اعتماد نمی کنند و از معاشرت و معامله با وی دوری می کنند.

بحثی پیرامون غضب و خشم

خداوند متعال می فرماید:
والکاظمین الغیظ والعافین عن الناس، والله یحب المحسنین.
(آل عمران / 134)
(و مردم نیکوکار) غضب و خشم خود را فرو نشانند و از بدی مردم درگذرند و خداوند نیکوکاران را دوست دارد.
خشم یک حالت روانی است که باعث هیجان خون در بدن انسان می شود.
انسان خشمگین تعقل و تفکر را از دست داده مانند حیوان وحشی می گردد. او نسبت به پائین تر از خود ظلم و تعدی می کند و از مافوق خود می ترسد. گاهی که از فرمان وی مخالفت شود، یک حالت روانی و ناراحتی به وی رخ می دهد، لذا دست به کارهای نامعقول می زند، مثلا چهار پایان و حیوانات (زبان بسته) را کتک می زند و أشیاء گران قیمت را می شکند. هر گاه غضب شدت پیدا کند،غیظ نامیده می شود، و ریشه آن از ضعف نفس و عجله در کار و بخاطر عیاشی در زندگی سرچشمه می گیرد. غضب یک حالت اضطراری و ناخودآگاه نیست بلکه حالتی است که از روی درک و آگاهی و اختیار، از انسان صادر می شود، که بدنبال دلبستگی انسان به اسبابی که به آنها اشاره شد، به وجود می آید. مانند سخن زشت به زبان جاری کردن، یا کاری که با ادب انسانی منافات دارد و مانند آن. هر مقدار سبب غضب فزونی یابد، خشم و غضب نیز افزون خواهد شد. در نکوهش غضب همین بس که حالتی است مانند حالت دیوانگان و در حدیث آمده است:
اول الغضب جنون و آخره ندم.
(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید / حکمت 746)
اول خشم دیوانگی و آخرش پشیمانی است.
شخص غضبناک اولین ضرر را به خود می زند پیش از آنکه به دیگری ضرر وارد سازد، بدین گونه که موجب اذیت خود می شود و مانند دیوانه از فهم و شعور، باز می ماند، و دست به کارهای ضرب و شتم و نابودی و غارت و تجاوز می زند و به آن درنده خوئی هم می گویند. امام علی (علیه السلام) می فرماید:
الحدة نوع من الجنون الا أن صاحبها یندم فان لم یندم فجنون مستحکم.
(بحار / ج 70، 266)
تند خوئی نوعی از جنون است جز آنکه صاحب آن پشیمان می شود زیرا اگر پشیمان نشود سخت دیوانه است.
چقدر زشت است حالتی که خود انسان را بیازارد، و هیچ مشکلی را نتواند حل کند بلکه مشکلاتی را به مشکلاتش بیافزاید. اگر به صورت انسان خشمگین نگاه کنی آن وقت خواهی دید که او در حالت پریشانی و از چشمانش آثار خشم نمایان است و بدون شک حالت یک دیوانه را دارد، به همین علت می گویند: هر گاه خشمگین شدی به سرعت به آینه نگاه کن پس خواهی دید که آن حالت، یک حالت غیر عادی است که فرد عاقل نباید در چنین حالت روانی باشد زیرا که آن حالت شیطانی است.
از امام صادق (علیه السلام) وارد شده:
لوقال أحدکم اذا غضب: أعوذ بالله من الشیطان الرجیم، ذهب عنه غضبه.(43)
(تفسیر روح المعانی / ج 24، 111 - تفسیر نمونه / ج 20، 278)
هر گاه یکی از شما به هنگام خشم بگوید: از شر شیطان رانده شده، به خدا پناه می برم غضبش از بین می رود.
سزاوار است که انسان عواقب وخیم خشم را به یاد آورد، زیرا آن موجب دشمنی و عداوت در بین مردم می شود، و گاهی بدتر از درنده خوئی و قساوت قلب در دنیا و آخرت می شود، و رضایت خداوند متعال را که به عیبها آگاهتر و بر همه اینها تواناتر است، از دست می دهد. پس برای انسان سزاوار است که تأمل و دقت نماید و سخنی را که بر زبان می آورد، و کاری را که انجام می دهد، آیا باید این سخن را بگوید، و آن کار را انجام دهد؟ یا نباید آن را مرتکب شود.
گاهی کسی به تو کاری می کند که به او خشم کنی تا از تو انتقام گیرد یا به تو حسادت می ورزد و یا می خواهد وقت تو را تلف کند تا تو را از کارهایت باز دارد و در نتیجه در زندگی بر تو پیشی گیرد. لذا اگر تو خشمگین شوی و به وی غضب کنی، در حقیقت او را وادار کردی که به تو بد کند. اگر این حالت را در خود نابود سازی، و به وی احترام نمائی، اساس عداوت و دشمنی را نسبت به خودت نابود کرده ای، و چه بسا دوستی و محبت او نسبت به تو جلب شود، و با تو تجدید پیمان کند.
خداوند متعال می فرماید:
ادفع بالتی هی أحسن فاذا الذی بینک و بینه عدوة کانه ولی حمیم.
(فصلت / 34)
بدی را با نیکی دفع کن تا دشمنان سرسخت همچون دوستان گرم و صمیمی شوند.

علاج و درمان غضب

هرگاه این حالت روانی غضب به تو رخ داد و اراده نمودی که نفست را از این پدیده روانی پاک و منزه کنی حالت خود را که در آن خشمگین شدی به حالت دیگر تبدیل کن اگر ایستاده بودی بنشین و اگر نشسته بودی بایست.
میسر می گوید: خدمت امام باقر (علیه السلام) از غضب سخن به میان آمد. حضرت فرمود:
ان الرجل لیغضب فما یرضی أبدا حتی یدخل النار فأتما رجل غضب علی قوم و هو قائم فلیجلس من فوره فانه سیذهب عنه رجز الشیطان و أتما رجل غضب علی ذی رحم فلیدنومنه فلیمسه فان الرحم اذا مست سکنت.
(اصول کافی / ج 3 412)
همانا مرد غضب می کند و تا داخل دوزخ نشود، هرگز راضی نگردد. پس هر کس بر مردمی خشمگین شد و ایستاده بود، فورا بنشیند تا پلیدی شیطان از او دور شود. و هر کس بر خویشاوندش غضب کند باید پیش او رود و تنش را مسح کند (مثلا با او دست بدهد) زیرا خویشاوند هرگاه مسح شود آرامش یابد.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
الغضب یفسد الایمان کما یفسد الخل العسل.
(اصول کافی / ج 3، 412)
غضب ایمان را فاسد می سازد چنانکه سرکه عسل را فاسد می کند.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ثلاث من کن فیه استکمل خصال الایمان: الذی اذا رضی لم یدخله رضاه فی باطل، و اذا غضب لم یخرجه الغضب من الحق، و اذا قدر لم یتعاط ما لیس له.
(بحار / ج 78، 209 - وسائل / ج 11، 291)
سه چیز است که در هر کس باشد ایمانش کامل است:
1 - هرگاه از چیزی راضی و خشنود شد، خشنودی او را به کارهای باطل وادار نکند.
2 - و هرگاه خشمگین شد، خشم او را از راه حق بیرون نبرد.
3 - و در حال توانائی از حد خود تجاوز نکند.
3 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
مردی به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کرد:
یا رسول الله؟ علمنی عملا لایحال بینی و بین الجنة. قال لا تغضب ولا تسأل الناس شیئا و ارض للناس ما ترضی لنفسک.
(اصول کافی / ج 3، 415 با اندک تفاوت)
ای رسول خدا! عملی به من بیاموز که بین من و بهشت حائل نباشد. حضرت فرمود:
غضب نکن، و از مدرم چیزی مخواه، و آنچه را که نسبت به خود می پسندی برای دیگران هم بپسند.
4 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من کف غضبه عن الناس کف الله عنه عذاب یوم القیامة.
(کافی / ج 3، 415 - بحار / ج 70، 263)
هر که خشم خود را از مردم بازگیرد، خدا عذابش را در روز قیامت، از او بازگیرد.
5 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
لا تغضب فاذا غضب فاقعد و تفکر فی قدرة الرب علی العباد و حلمه عنهم.
(تحف العقول / 15)
خشم مکن. اگر خشم نمودی، بنشین و درباره قدرت پروردگار خود نسبت به بندگانش و بر بردباری او نسبت به آنان فکر کن.
6 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
نهی رسول الله صلی الله علیه و آله: أن یرید النأدیب عند الغضب.
(تحف العقول / 18)
پیامبر نهی فرمود که کسی در حال غضب دیگری را تأدیب کند.
7 - از علی (علیه السلام) سوال شد:
من أحلم الناس فان الذی لایغضب.
(بحار / ج 70، 263)
بردبارترین مردم کیست؟ فرمود: کسی که غضب نکند.
7 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
... أی شی ء أشد من الغضب ان الرجل لیغضب فیقتل النفس التی حرم الله و یقذف المحصنة.
(اصول کافی / ج 3، 413)
چه چیزی سخت تر از غضب است. همانا مرد غضب می کند و در اثر آن مرتکب قتل نفسی که خدا حرام کرده است، می شود زن پاکدامن را متهم می سازد.
8 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
الغضب ممحقة لقلب الحکیم وقال: من لم یملک غضبه لم یملک عقله.
(اصول کافی / ج 3، 415 - بحار ج 70، 262)
غضب دل شخص حکیم را نابود کند (از این رو به جای حکمت از او سفاهت ببینند). و فرمود: هر کس مالک غضب خود نباشد، مالک عقل خود نخواهد بود.
9 - امام صادق صلی الله علیه و آله فرمود:
الغضب مفتاح کل شر.
(اصول کافی /ج 3، 412)
غضب کلید هر بدی است.
حلم و بردباری
بردباری و خشم دو حقیقت ضد یکدیگرند، زیرا بردباری عبارت است از حفظ و نگهداری نفس به هنگام غضب از تعدی به دیگران و غضب علتهای پلیدی دارد مانند انتقام جوئی، حسد، کینه و کدورت که ضد حلم و بردباری است زیرا حلم راهنمای صفا، حسن نیت، زیرکی و گرفتن جانب عقل است هنگامی که زمام اراده خود را به دست می گیرد و بر عاطفه حاکم می شود، و از این طریق از بدی نفس خود و جامه دوری می جوید. در مدح حلم روایات زیادی از سنت وارد شده است.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
احتمل الاذی عمن هو اکبر منک و اصغر منک و خیر منک و شر منک فانک ان کنت کذلک تلقی الله یباهی بک الملائکة.
(بحار / 76، 275)
نسبت به کسی که از تو بزرگتر یا کوچکتر یا بهتر یا بدتر از تو می باشد بردباری کن و اذیت وی را تحمل نما، و رفتار نیک داشته باش، زیرا اگر چنین کنی، خدا درباره تو به فرشتگان خود مباهات و افتخار می کند.
2 - پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
من حلم ساد و من تفهم ازداد.
(بحار / ج 74، 208)
کسی که بردباری کند سیادت و آقائی پیدا می کند و کسی که در پی فهم باشد به دانسته های خود می افزاید.
3 - علی (علیه السلام) فرمود:
اول عوض الحلیم عن حلمه أن الناس انصاره علی الجاهل.
(بحار / 68، 427)
اولین میوه و ثمره صبوری انسان برای بردباریش این است که مردم او را در مقابل نادان، یاریش نمایند. 4 - امام صادق صلی الله علیه و آله فرمود:
ما من عبد کظم غیظا الا زاده الله عزوجل عزا فی الدنیا والاخرة.
(اصول کافی / ج 3، 170)
هیچ بنده ای خشمی فرو نخورد جز آنکه خدای عزوجل عزت او را در دنیا و آخرت بیافزاید.
5 - امام رضا صلی الله علیه و آله فرمود:
لا یکون الرجل عابدا حتی یکون حلیما.
(اصول کافی / ج 3، 272)
مردی عابد نمی گردد مگر زمانی که حلیم و بردبار شود.
6 - امام رضا صلی الله علیه و آله فرمود:
من صبر علی ما ورد علیه فهوالحلم (الحکیم).
(وسائل / ج 2، 903 مسلسل)
هر کس بر آنچه به وی وارد می شود، صبر نماید او بردبار (حکیم) است.
بردباری بهترین کیفر برای انسان متجاوز است.
در حدیث است که:
قد سمع أمیرالمؤمنین (علیه السلام): رجلا یشتم قنبرا وقد رام قنبر أن یرده علیه فناداه (علیه السلام) مهلا یا قنبردع شاتمک مهانا ترضی الرحمن و تسخط الشیطان و تعاقب عدوک فوالذی خلق الحبة و بری ء النسمه ما أرضی المؤمن ربه بمثل الحلم ولا أسخط الشیطان بمثل الصمت ولا عوقب الأحمق بمثل السکوت عنه.
(بحار / ج 68، 424)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) شنید که مردی قنبر را زیاد دشنام می داد و قنبر (غلام حضرت) خواست که پاسخش دهد. حضرت به وی فرمود: قنبر! او را به حال خود بگذار، که با خواری تو را دشنام می دهد و تو خدای رحمان را از خود راضی و خشنود می کنی و شیطان را غضبناک می سازی و دشمن خود را مجازات می کنی (یعنی احمق را. زیرا که جواب ابلهان خاموشی است) به خدائی که انسان را آفرید و دانه را شکافت هیچ مؤمنی پروردگار خود را به مانند حلم و بردباری خشنود نساخته و شیطان را به مانند خاموشی غضبناک ننموده و احمق را به مانند سکوت در مقابل وی مجازات نکرده است.
برای شرافت بردباری همین بس که برای افراد بی ادب تنبیه است در عین حال که صفتی زیبا و نشانه عقل و کمال است.