فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

نفاق و دوروئی از نظر اسلام

خداوند متعال می فرماید:
ان المنافقین فی الدرک الأسفل من النار.
(نساء / 144)
براستی که منافقان را در جهنم پست ترین جایگاهی از آتش است.
نفاق و دوروئی یک مرض اجتماعی است که بسیاری از بدیها و فسادها و گناهان و جرمها از آن سرچشمه می گیرد. و نفاق، عبارت از رفتار دوگانه با مردم است.
قرآن کریم آن را چنین توصیف می کند:
و اذا لقوا الذین امنوا قالوا امنا و اذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انا معکم انما نحن مستهزون.
(بقره / 14)
منافقین هنگامی که افراد با ایمان را ملاقات می کنند، می گویند ما ایمان آورده ایم (ولی) هنگامی که با شیاطین خود خلوت می کنند، می گویند ما با شمائیم ما مومنان را مسخره می کنیم.
در حدیث شریف از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است:
علامة المنافق ثلاث: اذا حدث کذب، و اذا وعد أخلف، و اذا ائتمن خان.
(بحار / ج 69، 206 - تحف العقول / 11)
منافق سه نشانه دارد:
1 - هرگاه سخن بگوید دروغ می گوید.
2 - و هرگاه وعده دهد تخلف می کند.
3 - و هرگاه مورد اعتماد واقع شود خیانت می ورزد.
پس منافق نه برای راستگوئی اهمیت قائل است و نه در کارهایش اخلاصی دارد، و از تهمت زدن پرهیز نمی کند و از دشمنی نسبت به دیگران و غیبت کردن در پشت سر افراد، اجتناب نمی ورزد. هدفی جز حیله گری ندارد، کارهایش فریب دادن و خیانت کردن است و به همین خاطر هرگاه وعده دهد خلف می نماید و اگر وی را امین بدانی خیانت می ورزد چرا که او نه شرافتی دارد و نه می توان به وی اطمینان کرد. این صفات ناپسند چه بسیار قبیح و زشت است که اعتماد انسان را در زندگی به خطر می اندازد و مردم در جامعه نسبت به وی بی اعتماد خواهند شد.
دین اسلام تقریبا در تمام عصرها و دوره ها گرفتار و دستخوش منافقان بوده است، و آنان به هنگام مشکلات و سختیها با اسلام به مبارزه و ستیز برمی خاستند و موجب فساد و تباهی در روی زمین می شدند. در زمان حضرت رسول صلی الله علیه و آله هدف و تلاش منافقین در برانداختن نظام نوپای اسلام بود که هنوز پایه های آن محکم نشده بود. ولی عنایت خاص و یاری همیشگی خداوند که می خواست این تفکر اسلامی احیا گردد، موجب حفظ اسلام از شر منافقان شد. یکی از چیزهائی که نقش مهمی در شکست منافقین ایفا کرد قرآن کریم بود که داروئی کشنده برای آنها شد و در سوره های متعدد، قرآن، آنان را تهدید کرده و یک سوره مخصوص درباره آنان که سوره شصت و سوم قرآن بنام منافقین نازل شده است که از سوره های مدنی است. در آن هنگام منافقین در مدینه زیاد بودند و هر مقدار اسلام پیشرفت می کرد و جهانگیر می شد، منافقان نسبت به آن در اهانت کردن و وارونه جلوه دادن و ایجاد موانع در سر راه اسلام، از هیچ کوششی دریغ نمی ورزیدند و به همین خاطر، اسلام در مقابل آنان موضعگیری سختی نمود.
خداوند متعال در قرآن می فرماید:
لئن لم ینته المنافقون والذین فی قلوبهم مرض والمرجفون فی المدینة لنغرینک بهم ثم لایجاورونک فیها الا قلیلا ملعونین اینما ثقفوا اخذوا و قتلوا تقتیلا.
(احزاب / 60)
اگر منافقین و آنها که در دلهایشان بیماری است و (همچنین) آنها که اخبار دروغ و شایعات بی اساس در شهر مدینه پخش می کنند، دست از کار خود برندارند، تو را بر ضد آنان می شورانیم سپس جز مدت کوتاهی نمی توانند در جوار تو در این شهر بمانند و از همه جا طرد می شوند و هر جا یافته شوند گرفته خواهند شد و به قتل خواهند رسید.
این سختگیری از ناحیه اسلام نسبت به منافقین در مقابل اعمال ناپسند آنها، یک عکس العمل طبیعی است، زیرا که همیشه موضع و برخورد آنان نسبت به اسلام و مسلمین در گذشته و حال و آینده خیانت بار و زیان آور بوده است. به عنوان نمونه به بعضی از کارهای ناپسند آنها که در تاریخ مرتکب شده اند، اشاره می کنیم:
1 - هم پیمانی سری با یهود.
2 - ساختن مسجد ضرار برای در هم شکستن وحدت مسلمانان.
3 - دروغ بستن و نقل اکاذیب از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) تا آنجا که حضرت فرمود:
ایها الناس قد کثرت علی الکذابة فمن کذب علی متعمدا فلیتبوأ مقعده من النار.
(وسائل / ج 18، 153)
آگاه باشید که نسبت دهندگان دروغ بر من زیاد شده اند. هر کس عمدا نسبت به من دروغ ببندد نشیمنگاه او (در قیامت) پر از آتش خواهد بود.
موضعگیری آنها در حادثه احد و فرارشان از جنگ که تعداد آنان به رهبری عبدالله بن أبی به یک سوم لشکر می رسید، جدا خفت بار بود. این رفتارشان در تاریخ اسلام به عنوان یک نقطه سیاه و ننگین برای منافقین ثبت شد. این موضعگیری، یگانه موضعگیری آنها نبود بلکه در جاهای زیادی، از این قبیل خیانتها داشته اند که بطور واضح از آن نتیجه می گیریم: همه کسانی که داخل در اسلام شدند؛ از روی میل و رغبت نبودند بلکه در بین آنان منافقانی بوده اند که قلبشان پر از کینه بود و هنوز در باطن خود هلاکت پدران و اجدادشان را در جنگهای حضرت رسول صلی الله علیه و آله فراموش نکرده بودند و بویژه نسبت به کسی مانند امیرالمومنین که نقش مهمی در کشتن اجداد آنان داشت.
ما همچنانکه نمی توانیم از نقش مخرب آنان که بعد از رحلت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در مخدوش ساختن مفاهیم اسلام و تغییر سیره اصلاحگرانه آن چشم پوشی کنیم، همچنین در مقابل دسیسه و توطئه آنان در خدشه دار کردن فرهنگ اسلام و وارونه جلوه دادن آن بی تفاوت باشیم، بلکه بی تفاوتی و غفلت از آن، ضررش بیشتر و شدیدتر خواهد بود.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من خالفت سریرته علانیته فهو منافق.
(تحف العقول / 24)
کسی که درون او با برونش فرق بکند، منافق است.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ثلاث من کن فیه کان منافقا و ان صام و صلی و زعم أنه مسلم: من اذا ائتمن خان و اذا حدث کذب و اذا وعد أخلف.
(بحار / ج 69، 108)
سه خصلت در هر که باشد منافق است اگر چه روزه بگیرد و نماز بگذارد و گمان کند که مسلمان است:
1 - کسی که امین شمرده شود، ولی خیانت ورزد.
2 - هرگاه سخن گوید دروغ باشد.
3 و اگر وعده دهد تخلف نماید.
3 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
بئس العبد عبد یکون ذاوجهین و ذالسانین یطری أخاه شاهدا و یأکله غائبا.
(بحار / ج 73، 203)
چه بنده بدی است کسی که دو رو و دو زبان باشد که هرگاه با برادر دینی روبرو شود. تعریفش می کند و هرگاه از وی غایب شود، گوشت او را می خورد (غیبت وی را می کند).
4 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
بئس العبد عبد همزة لمزة یقبل بوجهه و یدبر بآخر.
(بحار / ج 73، 203)
چه بد بنه ای است کسی که غیبت کننده و عیبجو باشد که هرگاه با کسی روبرو شود با آغوش گرم وی را استقبال می کند و در پشت سر و در غیابش نوع دیگر برخورد می کند.
5 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
من لقی المسلمین بوجهین و لسانین جاء یوم القیامة و له لسانان من النار.
(ترغیب / ج 3، 604)
هر کس با مسلمانان با دو روئی و دو زبانی برخورد کند، روز رستاخیز با دو زبان از آتش وارد محشر می شود.
نفاق و دو روئی یک مرض اجتماعی خطرناکی است که باعث فساد درونی، ضعف ایمان، بزرگی دروغین، نابودی اطمینان و از بین رفتن امانتداری که پایه زندگی بر آن استوار است، خواهد شد.

ارزش راستگوئی در اسلام

خداوند متعال می فرماید:
یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین.
(توبه / 120)
ای کسانی که ایمان آورده اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید و با مردان راستگو با ایمان بپیوندید.
و در سوره مائده می فرماید:
هذا یوم ینفع الصادقین صدقهم لهم جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ابدا رضی الله عنهم و رضوا عنه ذلک الفوز العظیم.
(مائده / 119)
امروز روزی است که راستی راستگویان به آنها سود می بخشد برای آنها باغهائی از بهشت است که آب را زیر (درختان) آن جریان دارد و جاودانه و برای همیشه در آن می مانند. خداوند از آنها خشنود بوده و آنها از او خشنود خواهند بود و این رستگاری بزرگی است.
راستگوئی، یک رابطه اطمینان در زمینه اجتماعی و اقتصادی در جامعه است، و یگانه صفتی است که در بین افراد و مردم، اطمینان بوجود می آورد، و بدون آن از پایه تا قله جدائی خواهد بود.
انسان فطرتا راستگوست.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
یا ابا نعمان لا تکذب علینا کذبة فتسلب الحنیفیة.
(اصول کافی / ج 4، 35)
ای ابا نعمان! بر ما دروغ نسبت مده که فطرت انسانی را از تو سلب کند و دینت بر باد رود.
حنیفیت عبارت از فطرت است. دروغگویی هر چند به انسان سود رساند، لیکن سود آن موقت است و بدنبال آن، ضرر دائمی به همراه دارد، و پایه های زندگی اجتماعی را که عبارت از اطمینان است، از بین می برد، زیرا هر کاری که همراه با صداقت و راستی نباشد عاقبت آن شکست و ناامیدی است. چه بسیار افرادی که به شغلهای صنعتی گوناگون و بازرگانی دست زده و از هر دری وارد شده اند، لیکن علیرغم همه اینها در زندگی موفقیتی که موجب سعادت است، بدست نیاورده اند، زیرا که راه دروغگوئی را سرمشق خویش قرار داده اند. آنان تلاش دو چندان نموده ولی فایده ای نبرده اند چونکه مردم به آنان اطمینان ندارند، لذا خیر دنیا و آخرت در صداقت و راستگوئی است.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
الصدق یهدی الی البر و البر یهدی الی الجنة و ان الرجل لیصدق حتی یکتب عندالله صدیقا.
(اصول کافی / با اندک تفاوت)
راستگوئی انسان را به نیکی راهنمائی می کند و نیکی انسان را به بهشت رهنمون می گردد و چه بسا مردی با ادامه راستگوئی، پیش خداوند صدیق و بسیار راستگو نوشته می شود.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
کبرت خیانة أن تحدث أخاک حدیثا هو لک به مصدق و انت له به کاذب.
(ترغیب / ج 3، 569)
خیانت بزرگی است که به برادر خود کلامی بگوئی که او تو را راستگو پندارد و تو به او دروغ بگوئی.
3 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ان الله عزوجل لم یبعث الانبیاء الا بصدق الحدیث و أداء الأمانة الی البر و الفاجر.
(بحار / ج 69، 2 - اصول کافی / ج 3، 162)
خداوند متعال پیامبران را مبعوث نفرمود جز به راستگوئی و ادای امانت به نیکوکار و بدکار.
4 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
من صدق لسانه زکی عمله.
(بحار / ج 75، 303 - اصول کافی / ج 3، 163)
کسی که زبانش راستگو باشد، عملش پاکیزه خواهد بود.
5 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لاتغتروا بصلاتهم ولا بصیامهم فان الرجل ربما لهج بالصلوة والصوم حتی لوترکه استوحش ولکن اختروهم عند صدق الحدیث و أداء الأمانة.
(بحار / ج 68، 2 - اصول کافی / ج 3، 162)
به روزه و نماز مرم گول نخورید، زیرا بسا انسان به نماز و روزه شیفته می شود تا آنجا که اگر ترک کند به هراس افتد. ولی آنها را به راستگوئی و ادای امانت بیازمائید.
در شرافت راستگوئی همین بس، که موجب آرامش وجدان، و اطمینان روح، و بالا بردن مقام و منزلت انسان می گردد تا آنجا که انسان راستگو، مورد اطمینان مردم می شود، برعکس دروغگو.

دروغگوئی و آثار زشت آن

خداوند متعال می فرماید:
انما یفتری الکذب الذین لایؤمنون بایات الله و اولئک هم الکاذبون.
(نحل / 105)
تنها کسانی دروغ می گوید که به آیات خدا ایمان ندارند و دروغگویان واقعی آنها هستند.
دروغ آن است که سخن در اعتقاد گوینده با واقع مطابق نباشد و راستگوئی برعکس آن است. از نشانه های راستگوئی، عقل و کمال و شرف انسانی است، و دروغ برعکس آن است و قوام اجتماع، و آرامش وجدان، و تربیت شجاعانه، بر آن استوار است برخلاف دروغگوئی. زیرا که دروغگوئی باعث دشمنی و موجب سلب اطمینان و سرزنش وجدان می شود. بخاطر همین نکات، دروغ یکی از زشت ترین و بدترین گناهان است، زیرا که دارای مفاسد زیادی است که مهمترین آن تفرقه و خیانت است.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
الکذب رأس کل خطیئة.
دروغ سرمنشأ همه خطاها است.
قیل له صلی الله علیه و آله: أیکون المؤمن جبانا؟ قال نعم. فقیل: أیکون بخیلا؟ قال صلی الله علیه و آله نعم. فقیل: أیکون کذابا؟ قال صلی الله علیه و آله لا.
(بحار / ج 72،172)
به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله گفته شد: آیا مؤمن ترسو می شود؟ فرمود: بلی. گفته شد: آیا بخیل می شود؟ فرمود: بلی. گفته شد: آیا دروغگو می شود؟ فرمود: نه.
این حدیث می گوید: ایمان با راستگوئی همراه است و با دروغگوئی منافات دارد.
مردی به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله عرض کرد:
دلنی علی عمل أتقرب به الی الله تعالی فقال صلی الله علیه و آله: لاتکذب.
(بحار/ ج 69،262)
مرا به عملی راهنمائی کن که به خداوند متعال نزدیکی پیدا کنم. حضرت فرمود: دروغ نگو.
این اندرز، باعث شد که آن مرد از هر معصیتی دوری گزیند زیرا هیچ گناهی را قصد ننمود مگر آنکه در آن دروغی بود یا به دروغ منجر می شد.
علی (علیه السلام) فرمود:
لا یصلح من الکذب جدا ولا هزلا ولا أن یعد أحد کم صبیته ثم لایفی له أن الکذب یهدی الی الفجور والفجور یهدی الی النار و ما یزال أحدکم یکذب حتی یقال کذب و فجر و ما یزال أحدکم یکذب حتی لایبقی فی قلبه موضع أبرة صدق فیسمی عندالله کذابا.
(بحار / ج 69، 259)
برای انسان سزاوار نیست که دروغ جدی و شوخی بگوید و نباید کسی از شما به فرزند خود وعده ای دهد که به آن وفا نکند، زیرا که دروغ آدم را به گناهان وادار می سازد، و گناهان وی را به سوی آتش رهنمائی خواهد کرد. و هیچ فردی از شما دروغ نمی گوید جز آنکه گفته می شود او دروغ گفت و گناه انجام داد. و کسی دروغ نمی گوید جز آنکه در قلب او سر سوزنی راستی و صداقت نمی ماند. پس چنین شخصی در نزد خدا دروغگو نامیده می شود.
امام سجاد (علیه السلام) به فرزندانش می فرمود:
اتقوا الکذب الصغیر منه والکبیر فی کل جد و هزل فان الرجل اذا کذب فی الصغیر اجتری علی الکبیر.
(اصول کافی / ج 4، 35 - بحار / 69، 235)
از دروغ کوچک و بزرگ، جدی و شوخی آن بپرهیزید زیرا آنکس که در چیز کوچک دروغ گوید به دروغ بزرگ نیز جرأت پیدا می کند.
و امام باقر (علیه السلام) فرمود:
ان الله عزوجل جعل للشر أقفالا و جعل مفاتیح تلک الأقفال الشراب والکذب شر من الشراب.
(اصول کافی / ج 4، 35 - بحار / 69، 236)
خدای عزوجل برای شر و زشتی قفلهائی قرار داده و کلیدهای آن را شراب قرار داده و دروغ بدتر از شراب است.
امام (علیه السلام) از دروغ، به عنوان گناه بدتر از شراب تعبیر فرمود، زیرا شرابخوار در حالی شر و بدی را ترجیح می دهد که مانند دیوانه عقلش را از دست داده است ولی دروغگو در حالی دروغ می گوید که شعور کامل دارد. هردوی آنها مرتکب کار حرام هستند در صورتی که دروغگو از نسبت دادن دروغ به خدا و پیامبر او، ابائی ندارد و این چیزی است که شرابخوار آن را مرتکب نمی شود. اسلام همانطوری که از دروغ گفتن نهی فرمود، از معاشرت و رفت و آمد با آنان نیز نهی فرموده است، زیرا معاشرت در کسب اخلاق بد انتقال آن، به همنشین تأثیر دارد و چه نیکو سروده شاعر عرب:
عن المرء لا تسئل وسل عن قرینه - فکل قرین بالمقارن یقتدی
اذا کنت فی قوم فصاحف خیارهم - ولا تصحب الأردی فتردی مع الردی
به ظاهر شخص ننگر بلکه از همنشین وی سؤال کن
که هر همنشینی به همنشین خود اقتدا می کند.
هر گاه در میان گروهی بودی با بهترین آنان رفاقت و همزیستی کن.
و با مردمان پست رفاقت نکن که مانند آنان پست گردی.
اسلام دروغ را حرام نکرده مگر بخاطر آنکه مفاسدی بر آن مترتب می شود.
پس اگر راستگوئی هم در موردی باعث فساد شود، حکم آن نیز مانند حکم دروغ خواهد بود و بر عکس آن اگر دروغ گفتن موجب فساد نباشد، جایز است. مانند گفتن در اصلاح بین دو شخص متخاصم و ایجاد الفت بین آندو که مصلحتی بر آن مترتب است. به همین خاطر، اسلام دروغ گفتن را در هنگام ضرورت و اصلاح بین مردم، جایز دانسته است.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لیس شی ء مما حرمه الله الا و قد أحله لمن اضطروا الیه.
(بحار / ج 2، 272)
هیچ چیز نیست که خدا آن را حرام کرده مگر آنکه به هنگام اضطرار و ضرورت آن را حلال نموده است.
خداوند متعال می فرماید:
فمن اضطر غیر باغ ولا عاد فلا اثم علیه، ان الله غفور رحیم.
(بقره / 173)
هرکس مضطر و مجبور شود (برای حفظ جان خود از مردار و گوشت خوک بخورد) در صورتی که ستمگر و متجاوز نباشد گناهی بر او نیست، به درستی که خداوند بخشنده مهربان است.
و امام صادق (علیه السلام) فرمود:
کل کذب مسئول عنه صاحبه یوما الا کذبا فی ثلاثة: رجل کائد فی حربه فهو موضوع عنه، أورجل أصلح بین اثنین یلقی هذا بغیر ما یلقی به هذا یزید بذلک الاصلاح ما بینهما، أورجل وعد أهله شیئا و هو یرید أن لا یتم لهم.
(اصول کافی / ج 4، 41 - بحار / ج 29، 242)
از هر دروغی در یک روزی (رستاخیز) باز پرسی شود جز در سه جا:
یکی - مردی که در نبرد خود (با دشمنان دین) نیرنگ زند که گناهی بر او نیست.
دیگر - مردی که میان دو کس سازش دهد و اصلاح نماید. به این برخورد کند بغیر آنچه با دیگری برخورد کند، و مقصودش از این کار اصلاح میان آن دو باشد.
سوم - مردی که به خانواده خود وعده دهد و قصد انجام آن را نداشته باشد.
و قال (علیه السلام) أیضا: الکلام ثلاثة: صدق و کذب و اصلاح بین الناس، قال: قیل له: جعلت فداک ما الاصلاح بین الناس؟ قال: تسمع من الرجل کلاما یبلغه فتخبث نفسه فتلقاه فتقول: سمعت من فلان قال فیک من الخیر کذا و کذا خلاف ما سمعت منه.
(بحار / ج 69، 251 - اصول کافی / ج 4، 38)
نیز آن حضرت فرمود:
سخن بر سه گونه است: راستگوئی، و دروغگوئی، و اصلاح بین مردم. (راوی) گوید به آن حضرت عرض شد: فدایت گردم اصلاح میان مردم چیست؟ فرمود: از کسی سخنی درباره دیگری بشنوی که اگر آن سخن به او برسد ناراحت شود پس تو او را دیدار کنی و به او بگوئی: از فلانی شنیدم که درباره خوبی تو چنین و چنان می گفت بر خلاف آنچه شنیده ای.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
اجتنبوا الکذب وان رأیتم فیه النجاة فان فیه الهلکة.
(بحار / ج 69، 259)
از دروغ بپرهیزد اگر چه نجات خود را در آن ببینید، زیرا که هلاکت در آن است.
2 - پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
اقل الناس مروة من کان کاذبا.
(بحار / ج 29 259)
کم مروت ترین مردم دروغگو است.
3 - پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:
ایاک والکذب فانه یسود الوجه.
(ترغیب / ج 3، 596)
از دروغ بپرهیز زیرا که دروغ صورت انسان را سیاه می کند.
4 - علی (علیه السلام) فرمود:
أعظم الخطایا عند الله اللسان الکذوب و شر الندامة یوم القیامة.
(محجة البیضاء / ج 5، 243)
بزرگترین خطاها نزد خداوند زبانی است که بسیار دروغ گوید و آن بدترین پشیمانی ها در روز رستاخیز است.
5 - (علیه السلام) فرمود:
ینبغی للرجل المسلم. أن یجتنب مواخاة الکذاب فانه یکذب حتی یجیی ء بالصدق فلا یصدق.
(اصول کافی / ج 4، 38)
برای مرد مؤمن شایسته است که از رفاقت و برادری کذاب (بسیار دروغگو) کناره گیری کند زیرا که او دروغ گوید تا آنجا که سخن راستش هم باور نشود.
6 - علی (علیه السلام) فرمود:
اعتیاد الکذب یورث الفقر.
(بحار / ج 76، 315)
عادت به دروغگوئی باعث فقر و بیچارگی می شود.
7 - علی (علیه السلام) فرمود:
الصدق أمانة والکذب خیانة.
(بحار / ج 69، 261)
راستگوئی امانت است و دروغگوئی خیانت.
8 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
ان الکذب هو خراب الایمان.
(بحار / ج 69، 246 - اصول کافی / ج 4، 26)
دروغ ویران کننده ایمان است.
9 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ان مما أعان الله علی الکذابین النسیان.
(اصول کافی / ج 4، 28)
از نتایج و کیفرهای خدا به دروغگویان فراموشی است.
ضرب المثل معروف است که دروغگو فراموشکار می شود.
10 - امام صادق صلی الله علیه و آله فرمود:
کفی بالمرء کذبا أن یحدث بکل ما سمعه.
(کنز العمال / ح 8208)
برای دروغگوئی شخص، همین بس که هر چه بشنود بازگو نماید.
11 - امام حسن عسگری (علیه السلام) فرمود:
جعلت الخبائث کلها فی بیت واحد و جعل مفتاحها الکذب.
(بحار/ ج 69، 263)
همه خبائث و پلیدیها در یک خانه قرار داده شده است و کلید همه آنها دروغ است.
خوب است که سخن خود را با فرمایش پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به پایان ببریم که فرمود:
لا یکذب الکذاب الا عن مهانة فی نفسه.
(بحار / ج 74، 212)
هیچ فردی دروغ نمی گوید مگر بخاطر خود کمتر بینی و ضعفی که در خودش احساس می کند.
و چه نیکو گفته شده:
ما یکذب المرء الا عن مهانته - أوفعله السوء أومن قلة الأدب
هیچ کس دروغ نمی گوید مگر بخاطر ضعف و کمتر بینی خود یا بخاطر کار بدش یا کمبود ادب.
در مذمت و نکوهش دروغگو همین بس که همیشه نگران و پریشان خاطر است، زیرا مردم نسبت به وی خشمگین بوده و به گفته های او اعتماد نمی کنند و از معاشرت و معامله با وی دوری می کنند.