فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

ارزش انفاق در اسلام

از آنجا که انفاق کردن کار بسیار مهمی است، در قرآن کریم درباره آن بیش از دویست آیه وارد شده است و خداوند سبحان انفاق را در قرآن کریم، مقارن و همراه ایمان آورده است، چنانکه می فرماید:
الم ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین، الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون.
(بقره / 3 - 1)
این کتاب (قرآن) بدون شک راهنمای پرهیزکاران است. آنها که به جهان غیب ایمان آوردند، و نماز بپا می دارند، و از هر چه روزیشان کرده ایم به فقیران انفاق می کنند.
انفاق عبارت از دادن از مال حلال و مشروع به دیگران است، و از این مقوله است که می گویند: ینفق البیع یعنی کالا از دست فروشنده خارج شد و به دست مشتری رسید. مفسران در مراد و مقصود این آیه اختلاف نظر دارند: بعضی گفته اند انفاق به معنای نفقه است، که در این صورت نفقه و انفاق به یک معنی خواهند بود، و بعضی گفته اند انفاق به معنی صدقه می باشد.
در کتابهای فقهی و اسلامی، انفاقهای واجب را کاملا توضیح داده اند. چیزی که در آیه کریمه قابل دقت است، آن است که انفاق مخصوص مال نیست، بلکه هر چیزی را که خدا به انسان روزی کرده از قبیل علم و دانش و مال و اندرز و ارشاد و راهنمائی کردن را شامل می شود. بخل ورزیدن نیز مخصوص به چیزهای مادی نیست بلکه هر چیزی که سهمی در به سعادت رساندن جامعه دارد به آن شامل می شود. با توجه به اینکه انفاق کردن یک امر بسیار مهمی است قرآن کریم برای تأکید بر آن، آن را همراه با نماز آورده است برعکس بخل ورزیدن. چنانکه می فرماید:
و أنفقوا خیرا لأنفسکم و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون.
(تغابن / 16)
و از مال خود برای (ذخیره آخرت) خوی به فقیران انفاق کنید و کسانی که از خوی پستی و بخل نفس خود محفوظ مانند، آنها رستگارانند.
سیری در روایات اسلامی
1 - علی (علیه السلام) فرمود:
عجبت للبخیل یستعجل الفقر الذی منه هرب و یفوته الغنی الذی ایاه طلب فیعیش فی الدنیا عیش الفقراء ویحاسب فی الاخرة حساب الأغنیاء.
عجیب است از بخیل شقی که از فقر و بی چیزی رهائی یافته دوباره شتابان به سوی آن روان است، و بی نیازی را که بدنبالش بود، از دست می دهد، و در دنیا مانند فقیران زندگی می کند، و در آخرت مانند توانگران حساب پس می دهد.
2 - علی (علیه السلام) فرمود:
سادة الناس فی الدنیا الأشخیاء و فی الاخرة الأتقیاء.
(غررالحکم / ج 1، 435)
بزرگوارترین مردم در دنیا با سخاوتمندترین آنها است و در آخرت با تقواترین آنان است.
3 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
الموبقات ثلاث: شح مطاع، و هوی متبع، و اعجاب المرء بنفسه.
(تحف العقول / 10)
سه چیز باعث هلاکت و نابودی است: بخل ورزیدن، پیروی هوای نفس، و تکبر و خودبینی.
4 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ثلاث اذا کن فی الرجل لایخرج أن یقول أنه فی جهنم: الخصماء والجین والبخل.
اگر در مردی این سه صفت باشد و بگوئی که او در جهنم است، گزافی نگفته ای: ستیزه جوئی، ترسوئی و بخل ورزیدن به دیگران.
5 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
خیارکم سمحائکم و شرارکم بخلائکم و من صالح الأعمال؛ البر بالأخوان والسعی فی حوائجهم و ذلک مرغمة الشیطان.
(بحار / ج 68، 350)
بهترین افراد شما، باسخاوت ترین و باگذشت ترین آنها است و بدترین شما بخیلان شما است. و از اعمال صالح، نیکی به برادران دینی و سعی در رفع حوائج آنهاست و این (صفات نیک)، بینی شیطان را به خاک می مالد.
6 - امام رضا (علیه السلام) فرمود:
السخی قریب من الله قریب من الجنة، قریب من الناس. والبخیل بعید عن الله، بعید عن الجنة، بعید عن الناس.
(بحار / ج 70، 308)
انسان با سخاوت به خدا و به بهشت و به مردم نزدیک است. ولی افراد بخیل، از خدا و بهشت و مردم به مراتب دور خواهند بود.
7 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
السخاء من أخلاق الأنبیاء و هو عماد الایمان ولا یکون مومن الا سخیا ولا یکون سخیا الا ذویقین و همته عالیة لان السخاء شعاع نورالیقین و من عرف ما قصد هان علیه ما بذل.
(بحار / ج 70، 169)
سخاوت از اخلاق پیامبران است و آن پایه و ستون ایمان است. و کسی مومن نخواهد شد مگر آن که سخی باشد. و کسی که سخی باشد دارای ایمان و یقین خواهد بود و همتی بلند خواهد داشت، زیرا که سخاوت، شعاعی از نور یقین است و هر کس هدفش را بشناسد، بذل و بخشش در راه هدف بر وی آسان می گردد.
می بینی که بخیل حتی به آنچه که خدا از قبیل علم و مال و زبان اندرزگویانه و غیر اینها به او عطا فرموده، بخاطر هدف معینی بخل می ورزد، و آن هدف، بلند پروازی در جامعه است. بخل ورزیدن باعث کینه و دشمنی در جامعه خواهد شد که در مرتبه اول، خود از آن متصور خواهد شود (و سپس به دیگران زیان خواهد رسانید.)

اسراف و زیاده روی از نظر اسلام

گاهی بخل ورزی عکس العمل ضد اسراف خانوادگی است لذا گاهی پدر بخاطر اسراف کاری پسر بخیل می شود و همچنین است عکس آن.
دین اسلام در تمام قوانینش راه میانه روی و اعتدال را اتخاذ کرده، ولی در عین حال بخل ورزی و سخت گیری را مورد مذمت و سرزنش قرار داده و اسراف را نیز بد می پندارد.
خداوند متعال در تعریف مومنان می فرماید:
والذین اذا انفقوا لم یسرفوا ولم یقتروا و کان بین ذلک قواما.
(فرقان / 67)
و آنانکه (مومنین) به مستمندان انفاق می کنند، اسراف و زیاده روی نکره و بخل نیز نورزند، بلکه در احسان میانه رو و معتدل باشند.
اسراف آن است، که انسان مال و ثروت خود را در غیر جای خود مصرف کند، زیرا که اسراف کننده به نظم زندگی خود ضرر می زند و میزان و اعتدال در زندگی اقتصادی خود را مختل می سازد و در نتیجه زیان نسبت به فرد و جامعه خواهد بود.
خداوند متعال می فرماید:
ولا تبذر تبذیرا، ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین و کان الشیطان لربه کفورا.
(اسراء / 27)
و هرگز اسراف و تبذیر نکن چرا که تبذیر کنندگان برادر شیاطینند و شیطان کفران (نعمتهای) پروردگارش کرد.
و در آیه دیگر می فرماید:
ولا تجعل یدک مغلولة الی عنقک ولا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا.
(اسراء / 29)
هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن (و ترک انفاق و بخشش منما) و بیش از حد آن را مگشا تا مورد سرزنش قرارگیری و از کار فرو مانی.
مصرف کردن مال در جاهای مناسب اسراف نیست. از امام صادق (علیه السلام) سئوال شد: شخصی لباسهای زیاد و خوبی می پوشد تا بعضی از آنها بعضی را از پاره شدن حفظ کند و با پوشیدن این لباسها به زیبائی خود می افزاید، آیا این کار اسراف است؟ امام (علیه السلام) فرمود: نه زیرا که خداوند عزوجل می فرماید:
لینفق ذو سعة من سعته.
(طلاق / 7)
باید مرد ثروتمند (به زن شیرده) انفاق کند.
اسراف تنها در مال نیست بلکه در خیلی چیزهای دیگر نیز هست که گاهی بیهوده گذراندن وقت و کار هم اسراف می باشد.
اسراف کارگر عبارت از آن است که نسبت به حفظ وسایلی که مال خود وی یا دیگران یا دولت است سهل انگاری نماید، زیرا این وسائل با پولی خریده شده که باید نفع آن به جامعه باشد. هرگاه کارگر، به وسائلی که در دست اوست اهمیت دهد و با دقت تمام بتواند در روی آن کار کند بدون آنکه به لوازم یدکی نیاز پیدا کند. و هرگاه در حفظ و نگهداری آن سهل انگاری نماید، بعضی از اجزای آن از بین می رود و باعث از بین رفتن مال و وقت او می گردد تا بتواند آن را بدست آورد. در نتیجه باعث تعطیلی و رکود تولید می گردد و جامعه را از آن فرآورده مورد نیاز محروم می سازد. همچنین است در مواد غذائی که خداوند متعال می فرماید:
کلوا واشربوا ولا تسرفوا انه لایحب المسرفین.
(اعراف / 30)
بخورید و بیاشامید ولی اسراف و زیاده روی نکنید زیرا که خدا اسرافکاران را دوست ندارد.
خداوند متعال در این آیه شریفه بخصوص از خوردن و آشامیدن بیش از حد نیاز، نهی فرموده است به خاطر آنکه غذا نیاز ضروری جامعه انسانی است که با پیشرفت فنون آشپزی تهیه آن پیشرفت می کند. لذا قرآن کریم تأکید دارد که تعادل در خوردن و آشامیدن تنها راه بهداشت جامعه است.
لذا قرآن کریم تأکید دارد که تعادل در خوردن و آشامیدن تنها راه بهداشت جامعه است.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ما ملأ آدمی وعاء شرا من بطنه فان کان ولا بد فثلث لطعامه و ثلث لشرابه و ثلث لنفسه.
(تنبیه الخواطر 81 آداب الأکل)
آدمی هیچ ظرفی را بدتر از شکم خود پر نمی کند و اگر چنین کرد باید یک سوم (3/1) آن را برای غذا و یک سوم دیگر (3/1) را برای نوشیدنی و یک سوم (3/1) باقیمانده را برای خود قرار دهد.
و در حدیث دیگری فرمود:
کل و أنت جائع و امسک و أنت جائع.
(بحار / ج 58، 290 با اندک تفاوت)
هرگاه گرسنه هستی بخور و هرگاه کاملا سیر نشده ای از خوردن خودداری کن.
اسلام بر اسراف نکردن تأکید دارد چنانکه علم پزشکی - از دو جنبه - پیشگیری و درمان تأکید می ورزد، و بیان می کند که غذای زائد بر نیاز ضروری باعث خرابی دستگاه هاضمه و نابودی بهداشت و زیادی در وزن بدن خواهد شد.
دین اسلام بر طب جدید پیشی گرفته آنجا که می گوید: نباید انسان هرگاه که خواست، چیزی بخورد بلکه باید وقتی احساس گرسنگی نمود چیزی بخورد. چه سخن بزرگی است فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله که فرمود:
صوموا تصحوا.
(کنزالعمال / ج 8 خبر 23605)
روزه بگیرید تا سالم شوید.

نفاق و دوروئی از نظر اسلام

خداوند متعال می فرماید:
ان المنافقین فی الدرک الأسفل من النار.
(نساء / 144)
براستی که منافقان را در جهنم پست ترین جایگاهی از آتش است.
نفاق و دوروئی یک مرض اجتماعی است که بسیاری از بدیها و فسادها و گناهان و جرمها از آن سرچشمه می گیرد. و نفاق، عبارت از رفتار دوگانه با مردم است.
قرآن کریم آن را چنین توصیف می کند:
و اذا لقوا الذین امنوا قالوا امنا و اذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انا معکم انما نحن مستهزون.
(بقره / 14)
منافقین هنگامی که افراد با ایمان را ملاقات می کنند، می گویند ما ایمان آورده ایم (ولی) هنگامی که با شیاطین خود خلوت می کنند، می گویند ما با شمائیم ما مومنان را مسخره می کنیم.
در حدیث شریف از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است:
علامة المنافق ثلاث: اذا حدث کذب، و اذا وعد أخلف، و اذا ائتمن خان.
(بحار / ج 69، 206 - تحف العقول / 11)
منافق سه نشانه دارد:
1 - هرگاه سخن بگوید دروغ می گوید.
2 - و هرگاه وعده دهد تخلف می کند.
3 - و هرگاه مورد اعتماد واقع شود خیانت می ورزد.
پس منافق نه برای راستگوئی اهمیت قائل است و نه در کارهایش اخلاصی دارد، و از تهمت زدن پرهیز نمی کند و از دشمنی نسبت به دیگران و غیبت کردن در پشت سر افراد، اجتناب نمی ورزد. هدفی جز حیله گری ندارد، کارهایش فریب دادن و خیانت کردن است و به همین خاطر هرگاه وعده دهد خلف می نماید و اگر وی را امین بدانی خیانت می ورزد چرا که او نه شرافتی دارد و نه می توان به وی اطمینان کرد. این صفات ناپسند چه بسیار قبیح و زشت است که اعتماد انسان را در زندگی به خطر می اندازد و مردم در جامعه نسبت به وی بی اعتماد خواهند شد.
دین اسلام تقریبا در تمام عصرها و دوره ها گرفتار و دستخوش منافقان بوده است، و آنان به هنگام مشکلات و سختیها با اسلام به مبارزه و ستیز برمی خاستند و موجب فساد و تباهی در روی زمین می شدند. در زمان حضرت رسول صلی الله علیه و آله هدف و تلاش منافقین در برانداختن نظام نوپای اسلام بود که هنوز پایه های آن محکم نشده بود. ولی عنایت خاص و یاری همیشگی خداوند که می خواست این تفکر اسلامی احیا گردد، موجب حفظ اسلام از شر منافقان شد. یکی از چیزهائی که نقش مهمی در شکست منافقین ایفا کرد قرآن کریم بود که داروئی کشنده برای آنها شد و در سوره های متعدد، قرآن، آنان را تهدید کرده و یک سوره مخصوص درباره آنان که سوره شصت و سوم قرآن بنام منافقین نازل شده است که از سوره های مدنی است. در آن هنگام منافقین در مدینه زیاد بودند و هر مقدار اسلام پیشرفت می کرد و جهانگیر می شد، منافقان نسبت به آن در اهانت کردن و وارونه جلوه دادن و ایجاد موانع در سر راه اسلام، از هیچ کوششی دریغ نمی ورزیدند و به همین خاطر، اسلام در مقابل آنان موضعگیری سختی نمود.
خداوند متعال در قرآن می فرماید:
لئن لم ینته المنافقون والذین فی قلوبهم مرض والمرجفون فی المدینة لنغرینک بهم ثم لایجاورونک فیها الا قلیلا ملعونین اینما ثقفوا اخذوا و قتلوا تقتیلا.
(احزاب / 60)
اگر منافقین و آنها که در دلهایشان بیماری است و (همچنین) آنها که اخبار دروغ و شایعات بی اساس در شهر مدینه پخش می کنند، دست از کار خود برندارند، تو را بر ضد آنان می شورانیم سپس جز مدت کوتاهی نمی توانند در جوار تو در این شهر بمانند و از همه جا طرد می شوند و هر جا یافته شوند گرفته خواهند شد و به قتل خواهند رسید.
این سختگیری از ناحیه اسلام نسبت به منافقین در مقابل اعمال ناپسند آنها، یک عکس العمل طبیعی است، زیرا که همیشه موضع و برخورد آنان نسبت به اسلام و مسلمین در گذشته و حال و آینده خیانت بار و زیان آور بوده است. به عنوان نمونه به بعضی از کارهای ناپسند آنها که در تاریخ مرتکب شده اند، اشاره می کنیم:
1 - هم پیمانی سری با یهود.
2 - ساختن مسجد ضرار برای در هم شکستن وحدت مسلمانان.
3 - دروغ بستن و نقل اکاذیب از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) تا آنجا که حضرت فرمود:
ایها الناس قد کثرت علی الکذابة فمن کذب علی متعمدا فلیتبوأ مقعده من النار.
(وسائل / ج 18، 153)
آگاه باشید که نسبت دهندگان دروغ بر من زیاد شده اند. هر کس عمدا نسبت به من دروغ ببندد نشیمنگاه او (در قیامت) پر از آتش خواهد بود.
موضعگیری آنها در حادثه احد و فرارشان از جنگ که تعداد آنان به رهبری عبدالله بن أبی به یک سوم لشکر می رسید، جدا خفت بار بود. این رفتارشان در تاریخ اسلام به عنوان یک نقطه سیاه و ننگین برای منافقین ثبت شد. این موضعگیری، یگانه موضعگیری آنها نبود بلکه در جاهای زیادی، از این قبیل خیانتها داشته اند که بطور واضح از آن نتیجه می گیریم: همه کسانی که داخل در اسلام شدند؛ از روی میل و رغبت نبودند بلکه در بین آنان منافقانی بوده اند که قلبشان پر از کینه بود و هنوز در باطن خود هلاکت پدران و اجدادشان را در جنگهای حضرت رسول صلی الله علیه و آله فراموش نکرده بودند و بویژه نسبت به کسی مانند امیرالمومنین که نقش مهمی در کشتن اجداد آنان داشت.
ما همچنانکه نمی توانیم از نقش مخرب آنان که بعد از رحلت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در مخدوش ساختن مفاهیم اسلام و تغییر سیره اصلاحگرانه آن چشم پوشی کنیم، همچنین در مقابل دسیسه و توطئه آنان در خدشه دار کردن فرهنگ اسلام و وارونه جلوه دادن آن بی تفاوت باشیم، بلکه بی تفاوتی و غفلت از آن، ضررش بیشتر و شدیدتر خواهد بود.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من خالفت سریرته علانیته فهو منافق.
(تحف العقول / 24)
کسی که درون او با برونش فرق بکند، منافق است.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ثلاث من کن فیه کان منافقا و ان صام و صلی و زعم أنه مسلم: من اذا ائتمن خان و اذا حدث کذب و اذا وعد أخلف.
(بحار / ج 69، 108)
سه خصلت در هر که باشد منافق است اگر چه روزه بگیرد و نماز بگذارد و گمان کند که مسلمان است:
1 - کسی که امین شمرده شود، ولی خیانت ورزد.
2 - هرگاه سخن گوید دروغ باشد.
3 و اگر وعده دهد تخلف نماید.
3 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
بئس العبد عبد یکون ذاوجهین و ذالسانین یطری أخاه شاهدا و یأکله غائبا.
(بحار / ج 73، 203)
چه بنده بدی است کسی که دو رو و دو زبان باشد که هرگاه با برادر دینی روبرو شود. تعریفش می کند و هرگاه از وی غایب شود، گوشت او را می خورد (غیبت وی را می کند).
4 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
بئس العبد عبد همزة لمزة یقبل بوجهه و یدبر بآخر.
(بحار / ج 73، 203)
چه بد بنه ای است کسی که غیبت کننده و عیبجو باشد که هرگاه با کسی روبرو شود با آغوش گرم وی را استقبال می کند و در پشت سر و در غیابش نوع دیگر برخورد می کند.
5 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
من لقی المسلمین بوجهین و لسانین جاء یوم القیامة و له لسانان من النار.
(ترغیب / ج 3، 604)
هر کس با مسلمانان با دو روئی و دو زبانی برخورد کند، روز رستاخیز با دو زبان از آتش وارد محشر می شود.
نفاق و دو روئی یک مرض اجتماعی خطرناکی است که باعث فساد درونی، ضعف ایمان، بزرگی دروغین، نابودی اطمینان و از بین رفتن امانتداری که پایه زندگی بر آن استوار است، خواهد شد.