فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

بخل از نظر اسلام

خداوند متعال می فرماید:
ان الله لایحب من کان مختالا فخورا، الذین یبخلون و یأمرون الناس بالبخل و یکتمون ما آتاهم الله من فضله.
(نساء / 37)
خداوند کسی را که متکبر و فخرفروش است (و از ادای حقوق دیگران سرباز می زند) دوست ندارد. آنها کسانی هستند که بخل می ورزند و مردم را نیز به بخل دعوت می کنند و آنچه را که خداوند از فضل (و رحمت) خود به آنها داده کتمان می نمایند.
مال بطور مساوی وسیله ای برای نیکی و بدی است لذا ثروت ابزار آزمایش در دست بشر است تا با اختیار خود کدام یک از آندو را برگزیند و برای تفکر و تدبر و اندیشه خود مقیاس قرار دهد.
خداوند متعال می فرماید:
واعلموا انما أموالکم و أولادکم فتنه.
(انفال / 28)
بدانید که اموال و فرزندان شما (در دنیا) برای امتحان و آزمایش است.
فتنه در آیه شریفه به معنای امتحان است و انسان هر اندازه که در ثروت اندوزی فرو رود - از هر جا که باشد - و بدون هدف انسانی باشد، به همان نسبت به مشکلات اجتماعی متفاوت وی افزوده می شود. ابتدای این مشکلات از دزی شروع شده و در نهایت به جرائم دیگر منجر می شود.
چنانکه مردم جهان سوم غالبا اینگونه زندگی می کنند. اگر برای جمع آوری ثروت راههای مشروعی وجود داشته باشد و به نفع انسانیت صف شود، اینگونه جرائم طبعا کم خواهد شد، لذا اسلام از بخل ورزی نهی فرموده است، زیرا که بخل یک صفت کینه آفرین در جامعه است، و اسلام نسبت به مساعدت فقرا و بیچارگان دستور اکید داده است، تا اینکه قلبهای آنان پر از کینه و دشمنی نباشد که منشأ آن نپرداختن حقوق فقرا می باشد و در نتیجه برای صاحب نعمت وزر و وبال خواهد بود.
خداوند متعال می فرماید:
ولا تحسبن الذین یبخلون بما آتاهم الله من فضله هو خیر لهم بل هو شر لهم.
(آل عمران / 180)
و آنان که بخل می وزند و حقوق فقیران را از مالی که خدا به فضل خویش به آنان داده ادا نمی کنند، گمان نکن که این بخل به سود آنها خواهد بود بلکه به ضرر آنها است.
زیرا که بخل خود به خود فقر و ناداری است و چه فقری بالاتر از صاحب ثروتی که از آن استفاده نبرد؟!
خداوند متعال می فرماید:
و من یبخل فانما یبخل عن نفسه.
(محمد / 38)
و هر کس در انفاق کردن بخل کند بر ضرر خود او است.
علاوه بر این ثروت اندوزانی که از راه نامشروع ثروتی بدست آورده اند، بزودی گرفتار خواهند شد زیرا که آنان در ساختن اجتماع و جامعه با فضیلت مشارکت و سهمی ندارند.
خداوند متعال می فرماید:
والذین یکنزون الذهب والفضة ولا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم.
(توبه / 34)
و کسانی که طلا و نقره را گنجینه و ذخیره می کنند و در راه خدا انفاق نمی کنند، آنها را به عذاب دردناک بشارت ده.

ارزش انفاق در اسلام

از آنجا که انفاق کردن کار بسیار مهمی است، در قرآن کریم درباره آن بیش از دویست آیه وارد شده است و خداوند سبحان انفاق را در قرآن کریم، مقارن و همراه ایمان آورده است، چنانکه می فرماید:
الم ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین، الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون.
(بقره / 3 - 1)
این کتاب (قرآن) بدون شک راهنمای پرهیزکاران است. آنها که به جهان غیب ایمان آوردند، و نماز بپا می دارند، و از هر چه روزیشان کرده ایم به فقیران انفاق می کنند.
انفاق عبارت از دادن از مال حلال و مشروع به دیگران است، و از این مقوله است که می گویند: ینفق البیع یعنی کالا از دست فروشنده خارج شد و به دست مشتری رسید. مفسران در مراد و مقصود این آیه اختلاف نظر دارند: بعضی گفته اند انفاق به معنای نفقه است، که در این صورت نفقه و انفاق به یک معنی خواهند بود، و بعضی گفته اند انفاق به معنی صدقه می باشد.
در کتابهای فقهی و اسلامی، انفاقهای واجب را کاملا توضیح داده اند. چیزی که در آیه کریمه قابل دقت است، آن است که انفاق مخصوص مال نیست، بلکه هر چیزی را که خدا به انسان روزی کرده از قبیل علم و دانش و مال و اندرز و ارشاد و راهنمائی کردن را شامل می شود. بخل ورزیدن نیز مخصوص به چیزهای مادی نیست بلکه هر چیزی که سهمی در به سعادت رساندن جامعه دارد به آن شامل می شود. با توجه به اینکه انفاق کردن یک امر بسیار مهمی است قرآن کریم برای تأکید بر آن، آن را همراه با نماز آورده است برعکس بخل ورزیدن. چنانکه می فرماید:
و أنفقوا خیرا لأنفسکم و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون.
(تغابن / 16)
و از مال خود برای (ذخیره آخرت) خوی به فقیران انفاق کنید و کسانی که از خوی پستی و بخل نفس خود محفوظ مانند، آنها رستگارانند.
سیری در روایات اسلامی
1 - علی (علیه السلام) فرمود:
عجبت للبخیل یستعجل الفقر الذی منه هرب و یفوته الغنی الذی ایاه طلب فیعیش فی الدنیا عیش الفقراء ویحاسب فی الاخرة حساب الأغنیاء.
عجیب است از بخیل شقی که از فقر و بی چیزی رهائی یافته دوباره شتابان به سوی آن روان است، و بی نیازی را که بدنبالش بود، از دست می دهد، و در دنیا مانند فقیران زندگی می کند، و در آخرت مانند توانگران حساب پس می دهد.
2 - علی (علیه السلام) فرمود:
سادة الناس فی الدنیا الأشخیاء و فی الاخرة الأتقیاء.
(غررالحکم / ج 1، 435)
بزرگوارترین مردم در دنیا با سخاوتمندترین آنها است و در آخرت با تقواترین آنان است.
3 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
الموبقات ثلاث: شح مطاع، و هوی متبع، و اعجاب المرء بنفسه.
(تحف العقول / 10)
سه چیز باعث هلاکت و نابودی است: بخل ورزیدن، پیروی هوای نفس، و تکبر و خودبینی.
4 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ثلاث اذا کن فی الرجل لایخرج أن یقول أنه فی جهنم: الخصماء والجین والبخل.
اگر در مردی این سه صفت باشد و بگوئی که او در جهنم است، گزافی نگفته ای: ستیزه جوئی، ترسوئی و بخل ورزیدن به دیگران.
5 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
خیارکم سمحائکم و شرارکم بخلائکم و من صالح الأعمال؛ البر بالأخوان والسعی فی حوائجهم و ذلک مرغمة الشیطان.
(بحار / ج 68، 350)
بهترین افراد شما، باسخاوت ترین و باگذشت ترین آنها است و بدترین شما بخیلان شما است. و از اعمال صالح، نیکی به برادران دینی و سعی در رفع حوائج آنهاست و این (صفات نیک)، بینی شیطان را به خاک می مالد.
6 - امام رضا (علیه السلام) فرمود:
السخی قریب من الله قریب من الجنة، قریب من الناس. والبخیل بعید عن الله، بعید عن الجنة، بعید عن الناس.
(بحار / ج 70، 308)
انسان با سخاوت به خدا و به بهشت و به مردم نزدیک است. ولی افراد بخیل، از خدا و بهشت و مردم به مراتب دور خواهند بود.
7 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
السخاء من أخلاق الأنبیاء و هو عماد الایمان ولا یکون مومن الا سخیا ولا یکون سخیا الا ذویقین و همته عالیة لان السخاء شعاع نورالیقین و من عرف ما قصد هان علیه ما بذل.
(بحار / ج 70، 169)
سخاوت از اخلاق پیامبران است و آن پایه و ستون ایمان است. و کسی مومن نخواهد شد مگر آن که سخی باشد. و کسی که سخی باشد دارای ایمان و یقین خواهد بود و همتی بلند خواهد داشت، زیرا که سخاوت، شعاعی از نور یقین است و هر کس هدفش را بشناسد، بذل و بخشش در راه هدف بر وی آسان می گردد.
می بینی که بخیل حتی به آنچه که خدا از قبیل علم و مال و زبان اندرزگویانه و غیر اینها به او عطا فرموده، بخاطر هدف معینی بخل می ورزد، و آن هدف، بلند پروازی در جامعه است. بخل ورزیدن باعث کینه و دشمنی در جامعه خواهد شد که در مرتبه اول، خود از آن متصور خواهد شود (و سپس به دیگران زیان خواهد رسانید.)

اسراف و زیاده روی از نظر اسلام

گاهی بخل ورزی عکس العمل ضد اسراف خانوادگی است لذا گاهی پدر بخاطر اسراف کاری پسر بخیل می شود و همچنین است عکس آن.
دین اسلام در تمام قوانینش راه میانه روی و اعتدال را اتخاذ کرده، ولی در عین حال بخل ورزی و سخت گیری را مورد مذمت و سرزنش قرار داده و اسراف را نیز بد می پندارد.
خداوند متعال در تعریف مومنان می فرماید:
والذین اذا انفقوا لم یسرفوا ولم یقتروا و کان بین ذلک قواما.
(فرقان / 67)
و آنانکه (مومنین) به مستمندان انفاق می کنند، اسراف و زیاده روی نکره و بخل نیز نورزند، بلکه در احسان میانه رو و معتدل باشند.
اسراف آن است، که انسان مال و ثروت خود را در غیر جای خود مصرف کند، زیرا که اسراف کننده به نظم زندگی خود ضرر می زند و میزان و اعتدال در زندگی اقتصادی خود را مختل می سازد و در نتیجه زیان نسبت به فرد و جامعه خواهد بود.
خداوند متعال می فرماید:
ولا تبذر تبذیرا، ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین و کان الشیطان لربه کفورا.
(اسراء / 27)
و هرگز اسراف و تبذیر نکن چرا که تبذیر کنندگان برادر شیاطینند و شیطان کفران (نعمتهای) پروردگارش کرد.
و در آیه دیگر می فرماید:
ولا تجعل یدک مغلولة الی عنقک ولا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا.
(اسراء / 29)
هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن (و ترک انفاق و بخشش منما) و بیش از حد آن را مگشا تا مورد سرزنش قرارگیری و از کار فرو مانی.
مصرف کردن مال در جاهای مناسب اسراف نیست. از امام صادق (علیه السلام) سئوال شد: شخصی لباسهای زیاد و خوبی می پوشد تا بعضی از آنها بعضی را از پاره شدن حفظ کند و با پوشیدن این لباسها به زیبائی خود می افزاید، آیا این کار اسراف است؟ امام (علیه السلام) فرمود: نه زیرا که خداوند عزوجل می فرماید:
لینفق ذو سعة من سعته.
(طلاق / 7)
باید مرد ثروتمند (به زن شیرده) انفاق کند.
اسراف تنها در مال نیست بلکه در خیلی چیزهای دیگر نیز هست که گاهی بیهوده گذراندن وقت و کار هم اسراف می باشد.
اسراف کارگر عبارت از آن است که نسبت به حفظ وسایلی که مال خود وی یا دیگران یا دولت است سهل انگاری نماید، زیرا این وسائل با پولی خریده شده که باید نفع آن به جامعه باشد. هرگاه کارگر، به وسائلی که در دست اوست اهمیت دهد و با دقت تمام بتواند در روی آن کار کند بدون آنکه به لوازم یدکی نیاز پیدا کند. و هرگاه در حفظ و نگهداری آن سهل انگاری نماید، بعضی از اجزای آن از بین می رود و باعث از بین رفتن مال و وقت او می گردد تا بتواند آن را بدست آورد. در نتیجه باعث تعطیلی و رکود تولید می گردد و جامعه را از آن فرآورده مورد نیاز محروم می سازد. همچنین است در مواد غذائی که خداوند متعال می فرماید:
کلوا واشربوا ولا تسرفوا انه لایحب المسرفین.
(اعراف / 30)
بخورید و بیاشامید ولی اسراف و زیاده روی نکنید زیرا که خدا اسرافکاران را دوست ندارد.
خداوند متعال در این آیه شریفه بخصوص از خوردن و آشامیدن بیش از حد نیاز، نهی فرموده است به خاطر آنکه غذا نیاز ضروری جامعه انسانی است که با پیشرفت فنون آشپزی تهیه آن پیشرفت می کند. لذا قرآن کریم تأکید دارد که تعادل در خوردن و آشامیدن تنها راه بهداشت جامعه است.
لذا قرآن کریم تأکید دارد که تعادل در خوردن و آشامیدن تنها راه بهداشت جامعه است.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ما ملأ آدمی وعاء شرا من بطنه فان کان ولا بد فثلث لطعامه و ثلث لشرابه و ثلث لنفسه.
(تنبیه الخواطر 81 آداب الأکل)
آدمی هیچ ظرفی را بدتر از شکم خود پر نمی کند و اگر چنین کرد باید یک سوم (3/1) آن را برای غذا و یک سوم دیگر (3/1) را برای نوشیدنی و یک سوم (3/1) باقیمانده را برای خود قرار دهد.
و در حدیث دیگری فرمود:
کل و أنت جائع و امسک و أنت جائع.
(بحار / ج 58، 290 با اندک تفاوت)
هرگاه گرسنه هستی بخور و هرگاه کاملا سیر نشده ای از خوردن خودداری کن.
اسلام بر اسراف نکردن تأکید دارد چنانکه علم پزشکی - از دو جنبه - پیشگیری و درمان تأکید می ورزد، و بیان می کند که غذای زائد بر نیاز ضروری باعث خرابی دستگاه هاضمه و نابودی بهداشت و زیادی در وزن بدن خواهد شد.
دین اسلام بر طب جدید پیشی گرفته آنجا که می گوید: نباید انسان هرگاه که خواست، چیزی بخورد بلکه باید وقتی احساس گرسنگی نمود چیزی بخورد. چه سخن بزرگی است فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله که فرمود:
صوموا تصحوا.
(کنزالعمال / ج 8 خبر 23605)
روزه بگیرید تا سالم شوید.