فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

دنیاطلبی و اثرات زیانبار آن

در حدیث نبوی صلی الله علیه و آله از دنیاطلبی نهی شده است و از نمونه های بارز آن:
یکی جلب رضایت بندگان خدا است. این کار ارزنده ای است، بشرط آنکه با سخط و خشم خداوند مصادف نباشد. در ضمن حدیثی در گذشته بیان کردیم که رضایت مردم بدون خشنودی خدا، هدف و آرزوئی است که انسان به آن نخواهد رسید.
دوم: بخل ورزیدن به مال دنیا در برابر نیازمندان با داشتن قدرت مالی و مقابل آن، سخاوت و بخشش است، و مقدم داشتن دنیا به معنای هدف زندگی قرار دادن آن است، که اسلام آن را دشمن می دارد، زیرا که دنیا دار فانی است. امام علی (علیه السلام) در این باره می فرماید:
ان الدنیا والاخرة عدوان متفاوتان و سبیلان مختلفان فمن أحب الدنیا وتولاها أبغض الاخرة و عاداها و هما بمنزلة المشرق والمغرب و ماش بینهما کلما قرب من واحد بعد عن الاخر و هما بعد ضرتان.
(غررالحکم / ج 1، 267)
دنیا و آخرت دو دشمن متفاوت و دو راه مختلفند هر کس دنیا را دوست دارد و به آن علاقمند گردد، آخرت را دشمن می دارد و آندو نسبت به یکدیگر مانند مشرق و مغرب هستند و هر چقدر انسان به یکی نزدیک شود از دیگری به همان مقدار دور می گردد و آندو هنوز نسبت به یکدیگر مانند هوو هستند (که با یکدیگر سازش ندارند.)
مراد از آخرت عاقبت این دنیا است چنانکه قرآن کریم می فرماید:
تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لایریدون علوا فی الارض ولا فسادا والعاقبة للمتقین.
(قصص / 83)
(آری) این سرای آخرت را تنها برای کسانی قرار می دهیم که اراده برتری جوئی و فساد را در زمین ندارند، و عاقبت نیک برای پرهیزکاران است.
پس آخرت همان زندگی بعد از مرگ برای همه است و اختصاص به گروه خاصی ندارد.
سخن علی (علیه السلام) (که در روایت بالا گذشت) منحصر به کسانی است که دنیا را هدف و غایت زندگی می دانند بدون آنکه آن را وسیله رسیدن به آخرت قرار دهند. لذا نهی و نکوهش از دنیا بخاطر ارتکاب محرمات غیر مشروع است. اما از لذتهای مشروع آن نهی نشده بلکه تشویق به استفاده از آن نیز شده است.
خداوند متعال می فرماید:
ولا تنس نصیبک من الدنیا.
(قصص / 77)
نصیب و سهم خود را از دنیا فراموش نکن.
و در سوره اعراف می فرماید:
قل من حرم زینة الله التی أخرج لعباده والطیبات من الرزق.
(اعراف / 32)
بگو (ای پیامبر) چه کسانی زینتهای خدا را که برای بندگان خود آفریده حرام کرده و از صرف روزی حلال و پاکیزه ممانعت نموده است.
در بسیاری از روایات درباره طلب دنیا تشویق شده است:
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
کن لدنیاک کأنک تعیش أبدا و کن لاخرتک کأنک تموت غدا.
(وسائل / ج 12، 49)
برای دنیای خود چنان باش مانند اینکه همیشه زندگی خواهی کرد، و برای آخرت خود چنان عمل کن گویا فردا خواهی مرد.
نیز آن حضرت فرمود:
اعمل عمل امرء یظن أنه لن یموت أبدا واحذر حذر امرء یخشی أن یموت غدا.
(الامام الصادق والمذاهب الاربعة / ج 2 - 1، 370)
عمل کن مانند کسی که گمان ندارد هیچگاه بمیرد. و بترس و پرهیز کن مانند کسی که می ترسد فردا بمیرد.
در حدیثی دیگر فرمود:
ان هذا الدین متین فأوغل فیه برفق... فأحرث حرث من یظن أنه لایموت واعمل عمل من یخاف أنه یموت غدا.
(کافی / ج 2، 86 - وسائل الشیعه / ج 1، 270 با اندک تفاوت)
این دین (اسلام) متین و با ارزش است پس (عمل صالح را) کشت کن مانند کسی که گمان ندارد که می میرد و عمل کن مانند کسی که می ترسد که فردا بمیرد.
احادیث در این رابطه زیاد است.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
أعظم الناس هما المومن یهتم بأمر دنیاه و أمر آخرته.
(کنزالعمال / ج 2، 702)
با همت ترین مردم، آن مومنی است که به کارهای دنیا و آخرت خویش همت می گمارد.
2 - علی (علیه السلام) فرمود:
الزهد بین کلمتین من القرآن: قال الله تعالی لکیلا تأسوا علی مافاتکم ولا تفرحوا بما آتاکم. (حدید / 23) و من لم یبأس علی الماضی ولم یفرح بالاتی فقد استکمل الزهد بطرفیه.
(وسائل / ج 11، 317)
زهد بین دو کلمه از قرآن است. خداوند متعال در قرآن می فرماید: برای آنچه که از شما فوت شده تأسف نخورید، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشید. هر کسی نسبت به گذشته مأیوس و غمگین و نسبت به آینده فرحناک نباشد هر دو جنبه زهد را کامل نموده است.
3 - علی (علیه السلام) فرمود:
انما الناس ثلاثة: زاهد و راغب و صابر. فأما الزاهد فلا یفرح بشی ء من الدنیا أتاه و لایحزن علی شی ء فاته و أما الصابر فیمقتها بقلبه فان أدرک منها شیئا صرف عنها نفسه لما یعلم من سوء عاقبتها و أما الراغب فلا یبالی من حلال أصابها أم من حرام.
(اصول کافی / ج 2، 456 عربی)
مردم بر سه دسته اند: زاهد، و راغب، و صابر. أما زاهد، به چیزی که از دنیا بدست می آورد خوشحال نمی گردد و به آنچه از دست می دهد غمگین نمی شود. و اما صابر، آن را با قلب خود دشمن دارد، و اگر به چیزی از دنیا برخورد کرد از آن روی گردان می شود زیرا عاقبت بد آن را می داند. و اما علاقمند به دنیا، مبالاتی ندارد که آنچه به دست او می رسد از حرام است یا حلال.
4 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ان رسول الله صلی الله علیه و آله کان فی زمان مقفر جدب فاما اذا اقبلت الدنیا فاحق أهلها بها أبرارها لا فجارها و مومنوها لا منافقوها و مسلموها لا کفارها...
(وسائل / ج 3، 350)
همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله در زمان پریشانی و فقر و قحطی زندگی می کرد. اما هرگاه دنیا با نعمت های خود به انسان رو آورد شایسته ترین انسانها به استفاده از نعمت های آن نیکانند نه بدان، و مومنانند نه منافقان و مسلمانانند نه کفار.(42)
5 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لیس الزهد فی الدنیا باضاعة المال ولا بتحریم الحلال بل الزهد فی الدنیا أن لا تکون بما فی یدک أوثق مما فی یدالله عزوجل.
(وسائل / ج 11، 315)
زهد در دنیا با ضایع کردن مال و حرام ساختن حلال خدا نیست. بلکه زهد در دنیا این است که امید و اطمینان تو، به آنچه که در دست داری بیشتر از آن نباشد که در دست خداوند است.
6 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
قال رجل للصادق (علیه السلام): والله انا لنطلب الدنیا و نحب أن نؤتاها. فقال: تحب أن تصنع بها ماذا؟ فقال: أعود بها علی نفسی و عیالی... فقال (علیه السلام): لیس هذا طلب الدنیا، هذا طلب الاخرة.
(وسائل / ج 12، 19)
مردی به امام صادق (علیه السلام) گفت: بخدا قسم ما می خواهیم به دنبال کسب و کار دنیا برویم و دوست داریم که چیزی از آن بدست آوریم. امام (علیه السلام) فرمود: می خواهی با آن چه کنی؟ گفت: آن را بر خود و عیالم خرجی کنم و صرف نمایم... فرمود: این دنیاطلبی نیست (بلکه) این طلب آخرت است.
7 - امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
لیس منا من ترک دنیاه لدینه أوترک دینه لدنیاه.
(بحار / ج 17، 208 - وسائل / ج 12، 49)
از ما نیست (مسلمان نیست) کسی که دنیای خود را برای دین، یا دین خود را برای دنیایش ترک نماید.
چنین است دیدگاه اسلام و هدف آن توازن بین دین و دنیا در زندگی است.

بخل از نظر اسلام

خداوند متعال می فرماید:
ان الله لایحب من کان مختالا فخورا، الذین یبخلون و یأمرون الناس بالبخل و یکتمون ما آتاهم الله من فضله.
(نساء / 37)
خداوند کسی را که متکبر و فخرفروش است (و از ادای حقوق دیگران سرباز می زند) دوست ندارد. آنها کسانی هستند که بخل می ورزند و مردم را نیز به بخل دعوت می کنند و آنچه را که خداوند از فضل (و رحمت) خود به آنها داده کتمان می نمایند.
مال بطور مساوی وسیله ای برای نیکی و بدی است لذا ثروت ابزار آزمایش در دست بشر است تا با اختیار خود کدام یک از آندو را برگزیند و برای تفکر و تدبر و اندیشه خود مقیاس قرار دهد.
خداوند متعال می فرماید:
واعلموا انما أموالکم و أولادکم فتنه.
(انفال / 28)
بدانید که اموال و فرزندان شما (در دنیا) برای امتحان و آزمایش است.
فتنه در آیه شریفه به معنای امتحان است و انسان هر اندازه که در ثروت اندوزی فرو رود - از هر جا که باشد - و بدون هدف انسانی باشد، به همان نسبت به مشکلات اجتماعی متفاوت وی افزوده می شود. ابتدای این مشکلات از دزی شروع شده و در نهایت به جرائم دیگر منجر می شود.
چنانکه مردم جهان سوم غالبا اینگونه زندگی می کنند. اگر برای جمع آوری ثروت راههای مشروعی وجود داشته باشد و به نفع انسانیت صف شود، اینگونه جرائم طبعا کم خواهد شد، لذا اسلام از بخل ورزی نهی فرموده است، زیرا که بخل یک صفت کینه آفرین در جامعه است، و اسلام نسبت به مساعدت فقرا و بیچارگان دستور اکید داده است، تا اینکه قلبهای آنان پر از کینه و دشمنی نباشد که منشأ آن نپرداختن حقوق فقرا می باشد و در نتیجه برای صاحب نعمت وزر و وبال خواهد بود.
خداوند متعال می فرماید:
ولا تحسبن الذین یبخلون بما آتاهم الله من فضله هو خیر لهم بل هو شر لهم.
(آل عمران / 180)
و آنان که بخل می وزند و حقوق فقیران را از مالی که خدا به فضل خویش به آنان داده ادا نمی کنند، گمان نکن که این بخل به سود آنها خواهد بود بلکه به ضرر آنها است.
زیرا که بخل خود به خود فقر و ناداری است و چه فقری بالاتر از صاحب ثروتی که از آن استفاده نبرد؟!
خداوند متعال می فرماید:
و من یبخل فانما یبخل عن نفسه.
(محمد / 38)
و هر کس در انفاق کردن بخل کند بر ضرر خود او است.
علاوه بر این ثروت اندوزانی که از راه نامشروع ثروتی بدست آورده اند، بزودی گرفتار خواهند شد زیرا که آنان در ساختن اجتماع و جامعه با فضیلت مشارکت و سهمی ندارند.
خداوند متعال می فرماید:
والذین یکنزون الذهب والفضة ولا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم.
(توبه / 34)
و کسانی که طلا و نقره را گنجینه و ذخیره می کنند و در راه خدا انفاق نمی کنند، آنها را به عذاب دردناک بشارت ده.

ارزش انفاق در اسلام

از آنجا که انفاق کردن کار بسیار مهمی است، در قرآن کریم درباره آن بیش از دویست آیه وارد شده است و خداوند سبحان انفاق را در قرآن کریم، مقارن و همراه ایمان آورده است، چنانکه می فرماید:
الم ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین، الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون.
(بقره / 3 - 1)
این کتاب (قرآن) بدون شک راهنمای پرهیزکاران است. آنها که به جهان غیب ایمان آوردند، و نماز بپا می دارند، و از هر چه روزیشان کرده ایم به فقیران انفاق می کنند.
انفاق عبارت از دادن از مال حلال و مشروع به دیگران است، و از این مقوله است که می گویند: ینفق البیع یعنی کالا از دست فروشنده خارج شد و به دست مشتری رسید. مفسران در مراد و مقصود این آیه اختلاف نظر دارند: بعضی گفته اند انفاق به معنای نفقه است، که در این صورت نفقه و انفاق به یک معنی خواهند بود، و بعضی گفته اند انفاق به معنی صدقه می باشد.
در کتابهای فقهی و اسلامی، انفاقهای واجب را کاملا توضیح داده اند. چیزی که در آیه کریمه قابل دقت است، آن است که انفاق مخصوص مال نیست، بلکه هر چیزی را که خدا به انسان روزی کرده از قبیل علم و دانش و مال و اندرز و ارشاد و راهنمائی کردن را شامل می شود. بخل ورزیدن نیز مخصوص به چیزهای مادی نیست بلکه هر چیزی که سهمی در به سعادت رساندن جامعه دارد به آن شامل می شود. با توجه به اینکه انفاق کردن یک امر بسیار مهمی است قرآن کریم برای تأکید بر آن، آن را همراه با نماز آورده است برعکس بخل ورزیدن. چنانکه می فرماید:
و أنفقوا خیرا لأنفسکم و من یوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون.
(تغابن / 16)
و از مال خود برای (ذخیره آخرت) خوی به فقیران انفاق کنید و کسانی که از خوی پستی و بخل نفس خود محفوظ مانند، آنها رستگارانند.
سیری در روایات اسلامی
1 - علی (علیه السلام) فرمود:
عجبت للبخیل یستعجل الفقر الذی منه هرب و یفوته الغنی الذی ایاه طلب فیعیش فی الدنیا عیش الفقراء ویحاسب فی الاخرة حساب الأغنیاء.
عجیب است از بخیل شقی که از فقر و بی چیزی رهائی یافته دوباره شتابان به سوی آن روان است، و بی نیازی را که بدنبالش بود، از دست می دهد، و در دنیا مانند فقیران زندگی می کند، و در آخرت مانند توانگران حساب پس می دهد.
2 - علی (علیه السلام) فرمود:
سادة الناس فی الدنیا الأشخیاء و فی الاخرة الأتقیاء.
(غررالحکم / ج 1، 435)
بزرگوارترین مردم در دنیا با سخاوتمندترین آنها است و در آخرت با تقواترین آنان است.
3 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
الموبقات ثلاث: شح مطاع، و هوی متبع، و اعجاب المرء بنفسه.
(تحف العقول / 10)
سه چیز باعث هلاکت و نابودی است: بخل ورزیدن، پیروی هوای نفس، و تکبر و خودبینی.
4 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ثلاث اذا کن فی الرجل لایخرج أن یقول أنه فی جهنم: الخصماء والجین والبخل.
اگر در مردی این سه صفت باشد و بگوئی که او در جهنم است، گزافی نگفته ای: ستیزه جوئی، ترسوئی و بخل ورزیدن به دیگران.
5 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
خیارکم سمحائکم و شرارکم بخلائکم و من صالح الأعمال؛ البر بالأخوان والسعی فی حوائجهم و ذلک مرغمة الشیطان.
(بحار / ج 68، 350)
بهترین افراد شما، باسخاوت ترین و باگذشت ترین آنها است و بدترین شما بخیلان شما است. و از اعمال صالح، نیکی به برادران دینی و سعی در رفع حوائج آنهاست و این (صفات نیک)، بینی شیطان را به خاک می مالد.
6 - امام رضا (علیه السلام) فرمود:
السخی قریب من الله قریب من الجنة، قریب من الناس. والبخیل بعید عن الله، بعید عن الجنة، بعید عن الناس.
(بحار / ج 70، 308)
انسان با سخاوت به خدا و به بهشت و به مردم نزدیک است. ولی افراد بخیل، از خدا و بهشت و مردم به مراتب دور خواهند بود.
7 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
السخاء من أخلاق الأنبیاء و هو عماد الایمان ولا یکون مومن الا سخیا ولا یکون سخیا الا ذویقین و همته عالیة لان السخاء شعاع نورالیقین و من عرف ما قصد هان علیه ما بذل.
(بحار / ج 70، 169)
سخاوت از اخلاق پیامبران است و آن پایه و ستون ایمان است. و کسی مومن نخواهد شد مگر آن که سخی باشد. و کسی که سخی باشد دارای ایمان و یقین خواهد بود و همتی بلند خواهد داشت، زیرا که سخاوت، شعاعی از نور یقین است و هر کس هدفش را بشناسد، بذل و بخشش در راه هدف بر وی آسان می گردد.
می بینی که بخیل حتی به آنچه که خدا از قبیل علم و مال و زبان اندرزگویانه و غیر اینها به او عطا فرموده، بخاطر هدف معینی بخل می ورزد، و آن هدف، بلند پروازی در جامعه است. بخل ورزیدن باعث کینه و دشمنی در جامعه خواهد شد که در مرتبه اول، خود از آن متصور خواهد شود (و سپس به دیگران زیان خواهد رسانید.)