فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

توبه نصوح چیست؟

توبه نصوح عبارت است از توبه خالصی که هرگز به آن گناه برگشت نکند.
نصوح گاهی از نصح به معنای از بین بردن چرک است، همچنانکه گفته می شود: نصح الغیث البلد یعنی باران شهر را از کثافات پاک کرد. پس تو به هم مانند باران است که انسان را از چرک گناهان و آثار آن شستشو می دهد.(40)
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
رحم الله عبدا تاب الی الله قبل الموت فان التوبة مطهرة من دنس الخطیئة و منقذ من شفاء الهلکة.
(بحار / ج 6، 33)
خدا رحمت کند کسی را که قبل از مرگ به سوی او توبه نماید، زیرا که توبه انسان را از پلیدی گناه پاک می کند و از گودال هلاکت رهائی می بخشد.
و نیز آن حضرت فرمود:
التوبة النصوح أن یکون باطن الرجل کظاهره و أفضل.
(وسائل / ج 11، 361)
توبه نصوح آن است که درون انسان مانند برون او و بلکه بهتر از آن باشد.
لازمه توبه خالص اینست که انسان هرگز به گناه باز نگردد. چون توبه پشیمانی از گناه می باشد، پس واجب است که گناهکار توبه کند، زیرا که پشیمانی از کارهای زشت و گناهان، در همه حالات واجب است. امام محمد تقی (ابو جعفر دوم) (علیه السلام) می فرماید:
تأخیر التوبة اغترار.
(تحف العقول / 480)
به تأخیر انداختن توبه، فریب دادن خویشتن است.
اصرار بر گناه ایمن بودن و غفلت از مجازات خدا است زیرا که از آزمایش و مجازات خدا غافل نشود جز زیانکاران. برای همین خاطر توبه کسی که در حال احتضار است، صحیح نمی باشد.
چنانکه خداوند متعال می فرماید:
ولیست التوبة للذین یعملون السیئات حتی اذا حضر أحدهم الموت قال انی تبت الان ولا الذین یموتون و هم کفار أولئک اعتدنا لهم عذابا ألیما.
(نساء / 18)
و برای کسانی که کارهای برد را انجام می دهند، و هنگامی که مرگ یکی از آنان فرا برسد، می گوید: الان توبه کردم، توبه نیست و نه برای کسانی که در حال کفر از دنیا می روند، اینها کسانی هستند که عذاب دردناکی برای آنها فراهم کرده ایم.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
التائب من الذنب کمن لا ذنب له.
(وسائل / ج 11، 306 - اصول کافی / ج 4، 168)
توبه کننده از گناه، همانند کسی است که گناه ندارد.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
لکل داء دواء و دواء الذنوب الأستغفار.
(وسائل / ج 11، 345)
برای هر دردی داروئی است و داروی گناهان استغفار و طلب آمرزش است.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
یلزم الحق لامتی فی أربع: یحبون التائب و یرحمون الضعیف و یعینون المحسن و یستغفرون.
(خصال / ج 1، 239)
مراعات چهار حق بر امت من لازم است:
1 - توبه کنندگان را دوست بدارند.
2 - و به ضعیفان رحم نمایند.
3 - و نیکوکاران را یاری دهند.
4 - و از گناهان خود طلب آمرزش کنند.
4 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من تاب قبل موته بسنة قبل الله توبته. ثم قال: ان السنة لکثیرة، من تاب قبل موته بشهر قبل الله توبته. ثم قال: ان الشهر لکثیر من تاب قبل موته بجمعة، قبل الله توبته. ثم قال: ان الجمعة لکثیرة. من تاب قبل موته بیوم قبل الله توبته ثم قال: ان یوما لکثیر من تاب قبل أن یعاین، قبل الله توبته.
(اصول کافی / ج 4، 174)
هر کس یکسال پیش از مرگش توبه کند، خداوند توبه اش را بپذیرد. سپس فرمود: یکسال زیاد است. هر کس یکماه پیش از مرگش توبه کند، خدا توبه اش را بپذیرد. سپس فرمود: یکماه زیاد است. هر کس یک هفته پیش از مرگش توبه کند، خدا توبه اش را بپذیرد. سپس فرمود: یک هفته زیاد است هر کس یکروز پیش از مرگ توبه کند، خدا توبه اش را بپذیرد. سپس فرمود: یکروز زیاد است. هر کس پیش از دیدار مرگ (ملک الموت) توبه کند، خدا توبه اش را بپذیرد.
5 - کان رسول الله صلی الله علیه و آله یستغفر کل یوم سبعین مرة و کان لایقوم من مجلس و ان خف حتی یستغفر الله خمسا و عشرین مرة.
(اصول کافی / ج 4، 184 - وسائل / ج 11، 364)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) هر روز هفتاد بار استغفار می کردند و هیچگاه از مجلسی هر چند سبک بود، بر نمی خاستند جز آنکه بیست و پنج بار استغفار می گفتند.
6 - علی (علیه السلام) فرمود:
العجب ممن یقنط و معه الممحاة! قیل و ما الممحاة؟ قال: الأستغفار.
(وسائل / ج 11، 355)
تعجب از کسی است که از رحمت خدا نومید می شود در حالی که وسیله پاکی از گناه را به همراه دارد! سئوال شد: آن وسیله چیست؟ فرمود: استغفار است.
7 - علی (علیه السلام) فرمود:
لاشفیع أنجح من التوبة.
(بحار / ج 3، 306)
هیچ شفاعتی موفق تر از توبه نیست.
8 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
کفی بالندم توبة.
(وسائل / ج 11، 349 - خصال / ج 1، 11)
برای توبه پشیمانی (از گناهان گذشته) کافی است.
عرفا می گویند: برای هر گروهی از بندگان خدا توبه مخصوصی وجود دارد که:
توبه پیامبران، از اضطراب و پریشانی درونی (که مرتبه پائین از وسوسه محسوب می شود) است.
و توبه بندگان برگزیده، از افشای رازهای عرفانی است.
و توبه اولیاء الله از تردید و دو دلی است.
و توبه خواص: روی گرداندن از غیر خدا است.
و توبه عوام: پشیمانی از گناهان است.
و برای هر یک از آنان معرفت و آگاهی به اصل توبه و نهایت آن وجود دارد.

وعده ها و وعیدهای خدا

وعده عبارت از حق بندگان بر خدای متعال است که بر آنچه از ثواب و پاداش بر اعمال صالحه وعده داده وفا کند.
وعید عبارت از حق خداوند متعال بر بندگان است که آنچه را از عذاب بر گناهان وعده داده، تحقق خواهد داد. این مسأله جایگاه بحثهای تند در تفکر اسلامی بوده است. معتزله و خوارج گفته اند: بر خدا است که از وعده های خود تخلف نکند و به اطاعت کنندگان ثواب دهد و کسانی را که به گناه کبیره مرتکب شده و بدون توبه در گذشته اند، کیفر و مجازات نماید، و بر خدا روا نیست که اهل معصیت را بدون توبه عفو کند زیرا مقتضای امر و نهی چنین است. مذهب اهل بیت علیهم السلام این است که از جانب خدا حقی است بر او که به مقتضای امر و نهی به آن وفا می کند، ول تنها برای خدای متعال جایز است که از حق خود عفو کند بدون اینکه هیچ امری و نهیی انکار شود زیرا او صاحب هر حقی است و هر صاحب حقی می تواند حق خود را به خاطر سبب و انگیزه ای اسقاط نماید، ماند شفاعت و امثال آن. چه نیکو سروده سری موصلی:
اذا وعد السراء أنجز وعده - و ان أوعد الضراء فالعفو مانعه
اگر خدا به آسایش و نیکیها وعده دهد وفا خواهد کرد.
و اگر به سختی و عذاب وعده دهد، عفو و بخشش او مانع خواهد بود.
مسأله عفو و آمرزش در آخرت، مانند مسأله توبه در دنیا است (یعنی چنانکه با توبه کردن گناهان انسان آمرزیده می شود، با مسأله عفو نیز گناهان وی بخشوده خواهد شد.)
می بینیم که اسلام، در توبه را - در همه جوانب - برای نجات بشر از لغزشها و هلاکتها، بین خود و پروردگارش باز فرموده، بدون اینکه هیچ واسطه و شرطی جز آنچه خود توبه آن را اقتضا می کند وجود داشته باشد.
پس توبه راهی به سوی برگشت به کمال و رشد انسانی است، و توبه کننده عضو جدید و صالحی برای جامعه خواهد.
خداوند متعال می فرماید:
و هوالذی یقبل التوبة عن عباده و یعفوا عن السیئات و یعلم ما تفعلون.
(شوری / 25)
اوست خدائی که توبه بندگانش را می پذیرد و گناهانشان را می بخشد و هر چه کنید آگاه است.

قضای الهی و معنای آن

انسان در زندگی خود از ابتدای عمر تا روز وفاتش، مراحلی را طی می کند که بعضی از آنها با اراده و اختیار و بعضی از آنها خارج از اراده او است، که با تأثیر محیط، خانواده، طبیعت و آداب و رسوم همراه است. از همینجا افکار متناقض و تندی بوجود آمده که مکتبهای مختلف فرهنگی دنیا از آن به عنوان یک قانون دارای کیفر بحث کرده اند که شامل جرمهای اختیاری و غیر اختیاری است که در تحت تأثیر طبیعت یا دیوانگی و یا شبیه آن انجام می پذیرد و مکتبهای فلسفی دنیا از آنها به عنوان قانون نظری و فلسفی بحث نموده اند چنانکه ادیان آسمانی نیز بحث کرده اند، زیرا که ادیان الهی انسان را با پروردگارش ارتباط مستقیم می بخشد. امروزه درباره قضای الهی بحث مستقلی لازم است که اشاره به حدیث شریف دارد (که بعدا خواهد آمد.)
برای روشن شدن آن به بیان اصطلاحات زیر می پردازیم:
1 - جبر: یک حالت غیر اختیاری است که با تأثیر نیروی مافوق طبیعت یا عادت یا غیر آندو حاصل می شود.
2 - اختیار: آزادی فطری که برای هر انسانی وجود دارد.
3 - قضاء: حالات استثنائی که جز خدا آن را نمی داند، مانند اجل و مرگ.
4 - قدر: حالاتی که طبق اندازه گیری به هنگام بروز علل و اسباب آن حاصل می شود.