فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

بحثی پیرامون خوف از خدا

خوف از خدا، به معنای بزدلی و ترس نیست بلکه عبارت از ترس محب و مطیع از محبوب خود است، که انسان در زیر سلطه خداوند رحیم، و در سایه لطف و مهر و محبت او، احساس آزادی می کند و خوف از خدا، مایه احساس راحتی جان و ایمان به آرامش قلب است. در قرآن کریم با الفاظ مختلف مانند خشیة و رهبة و وجل که همه اینها به معنای ترس است بر خوف خدا تأکید شده است. گرچه بعضی بین این الفاظ تفاوت اندکی قائل شده اند مانند فرق بین هرب (فرار) از بدیها و فزع (ترس) از آن، و مانند خوفی که از ایمان به کیفرهای عادلانه خدا سرچشمه می گیرد، از خوفی که از رحمت فراگیر او، احساس می شود.
خداوند متعال می فرماید:
و بشر المخبتین الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم والصابرین علی ما أصابهم والمقیمی الصلوة و مما رزقناهم ینفقون.
(حج / 35)
و بشارت ده متواضعان و تسلیم شوندگان را، همانها که وقتی نام خدا برده می شود، دلهایشان مملو از خوف پروردگار می گردد. و آنها که در برابر مصائبی که به آنان می رسد، شکیبا و استوارند و آنها که نماز را برپا می دارند و از آنچه روزیشان داده ایم انفاق می کنند.
خداوند سبحان در این آیه شریفه، چهار صفت را ملازم یکدیگر، بیان فرموده است:
1 - ترس از خدا به هنگام ذکر او.
2 - صبر و شکیبائی به هنگام مصیبت.
3 - برپا داشتن نماز.
4 - انفاق از آنچه که خدا روزی فرموده است.
پس خوف از خدا یعنی ترس از خدای رحیم و عادل، و آن همه صفات ذکر شده را به همراه دارد و علاوه بر آن همه عبادات معنوی مانند نماز و عبادات مالی مانند انفاق را شامل میگردد.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
والذی لا اله الا هو ما اعطی مومن قط خیر الدنیا والاخرة الا بحسن ظنه بالله و رجائه له و حسن خلقه والکف عن اغتیاب المومنین...
(اصول کافی / 3، 115)
سوگند به خدائی که جز او شایسته پرستش نیست، به هیچ مومنی هرگز خیر دنیا و آخرت داده نشد، جز به سبب خوشبینی اش به خدا، و امیدواریش به او، و حسن خلقش، و باز ایستادن از غیبت مومنین.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
یبعث الله المقنطین یوم القیامة مغلبة وجوههم فیقال لهم هؤلاء المقنطون من رحمة الله.
(بحار / ج 69، 338)
خداوند مأیوسان از رحمت خود را، در روز قیامت برمی انگیزد، در حالی که از چهره آنان آثار یأس و نومیدی مشخص است، و به آنان گفته می شود: اینان مأیوسان از رحمت خدا هستند.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ان حسن الظن بالله، من حسن العبادة.
(سنن بیهقی / حدیث 4993)
حسن ظن و خوشبینی به خدا دلیل بر نیکی عبادت است.
4 - علی (علیه السلام) فرمود:
خف الله خوفاتری ان آتیته بحسنات أهل الارض لم یتقبلها.
(بحار / ج 67، 394)
از خدا بترس گویا که می بینی اگر حسنات و کارهای نیک تمام اهل زمین را به محضر او بیاوری، قبول نخواهد کرد.
5 - امام حسن (علیه السلام) فرمود:
... أنا الضامن لمن لم یهجس فی قلبه الا الرضا أن یدعو الله فیستجاب له.
(اصول کافی / ج 3، 103)
من ضامنم برای کسی که جز خدا در دلش خطور نکند، دعایش به درگاه خدا مستجاب شود.
6 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ان أعلم الناس بالله أرضاهم بقضاء الله تعالی.
(اصول کافی / ج 3، 99)
داناترین مردم به خدا، راضی ترین آنها از خدای متعال است.
7 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
یا اسحق! خف الله کأنک تراه و ان کنت لاتراه فانه یراک و ان کنت تری انه لایراک فقد کفرت و ان کنت تعلم انه یراک ثم برزت له بالمعصیة فقد جعلته من أهون الناظرین علیک.
(اصول کافی / ج 3، 110)
ای اسحاق! چنان از خدا بترس که گویا تو را می بیند. و اگر تو او را نمی بینی، او تو را می بیند. و اگر معتقد باشی او تو را نمی بیند؛ کافر شدی و اگر بدانی او تو را می بیند و سپس نافرمانی او آشکار کنی با گناهکاری به مبارزه اش برخاسته ای و او را پست ترین بینندگان خود دانسته ای.
8 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لایکون المومن مومنا حتی یکون خائفا راجیا ولا یکون خائفا راجیا حتی یکون عاملا لما یخاف و یرجو.
(اصول کافی / ج 3، 114)
مومن، مومن حقیقی نمی شود مگر اینکه ترسان و امیدوار باشد. و ترسان و امیدوار نباشد تا کار کند برای آنچه می ترسد و امید دارد.
9 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
رأس طاعة الله الصبر والرضا عن الله فیما أحب العبد أو کره ولا یرضی عبد عن الله فیما أحب أو کره الا کان خیرا فیما أحب او کره.
(اصول کافی / ج 3، 101)
نهایت اطاعت از خداوند و رضایت از او، نسبت به آنچه که بنده دوست یا کراهت دارد؛ صبر است. و هیچ بنده ای از خدا نسبت به آنچه دوست یا کراهت دارد، راضی نباشد جز آنکه خیر و صلاح وی در آن باشد.
مسلمان باید چنین باشد که به رحمت خدا امیدوار بوده و از قهر او بترسد و امیدواریش طوری باشد که از زیر بار سنگین مسئولیت، شانه خالی نکند. خوف از خدا، نباید طوری باشد که او را به خودکشی بکشاند زیرا که هر یک از خوف و امیدواری به تنهائی از عدم اعتماد به قدرت خدا سرچشمه می گیرد خدائی که رحمتش به همه چیز فراگیر است.

بحثی پیرامون توبه و استغفار

خداوند متعال می فرماید:
ألم یعلموا أن الله هو یقبل التوبة عن عباده و یأخذ الصدقات و أن الله هو التواب الرحیم.
(توبه / 104)
آیا نمی دانند که تنها خداوند توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را می گیرد. و خداوند توبه پذیر و مهربان است.
توبه عبارت از پاکسازی درون انسان و برگشت به راه صلاح و نیکی بعد از فرو رفتن در باتلاق معصیت و اصلاح نمودن خود از خطاهای بعد از انحراف است. در توبه هیچ قید زمانی و مادی وجود ندارد، بلکه توبه ارتباطی مستقیم بین بنده و آفریننده او است، که با پشیمانی از گناهان گذشته از بزرگ و کوچک، و تصمیم بر ترک آن در آینده، محقق می شود.
خداوند متعال می فرماید:
یا ایها الذین امنوا توبوا الی الله توبة نصوحا.
(تحریم / 8)
ای کسانی که ایمان آورده اید! توبه کنید توبه خالصی.
از گناهان کبیره، دوبار در قرآن یاد شده است، یکی آنجا که می فرماید:
ان تجتنبوا کبائر ما تنهون عنه نکفر عنکم سیئاتکم و ندخلکم مدخلا کریما.
(نساء / 31)
اگر از گناهان کبیره ای که از آن نهی شده اید، اجتناب کنید، گناهان کوچک شما را می پوشانیم و در جایگاه خوبی شما را وارد می سازیم.
و دیگری آنجا که می فرماید:
الذین یجتنبون کبائر الاثم والفواحش الا اللمم ان ربک واسع المغفرة...
(نجم / 32)
کسانی که از گناهان کبیره و اعمال زشت جز صغیره دوری می کنند، آمرزش پروردگار تو گسترده است.
علماء و مفسران در معنای گناهان کبیره بر چند قول اختلاف نموده اند. و شاید موافقترین آن اقوال با قواعد، این است که گناه کبیره به گناهی گفته می شود که خداوند کیفر شدید بر آن وعده داده است مانند دزدی.
فواحش، نوعی از گناهان کبیره است که از آن به عنوان اعمال زشت تعبیر می شود، مانند زنا.
لمم، نوعی از گناهان کوچک است که کیفر شدید برای آن در قرآن کریم ذکر نشده است مانند نگاه شهوت آمیز به زن نامحرم.
خداوند سبحان در توبه را از هر جانب برای همه کسانی که عصیان و گناه نموده و برای خود خیر و خوشبختی و صلاح می خواهند، باز نموده است بدون اینکه نیاز به واسطه و شفاعت کسی باشد، هر چند آن واسطه، شخص پرهیزکاری باشد. لذا گناه حجابی است بین بنده و پروردگارش. این حجاب برداشته نمی شود، جز آنکه آتش پشیمانی و حسرت آن را از قلب توبه کار بزداید، تا نور آمرزش و رحمت از ناحیه خدا جایگزین گناهان شود. هیچ گناهی و خطائی نیست که توبه پذیر نباشد مگر شرک به خداوند متعال.
خداوند متعال می فرماید:
ان الله لا یغفر أن یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء و من یشرک بالله فقد افتری انما عظیما.
(نساء / 48)
خداوند (هرگز) شرک را نمی بخشد و پائین تر از آن را برای هر کس که بخواهد (و شایستگی داشته باشد) می بخشد. و آنکس که برای خدا شریکی قائل گردد گناه بزرگی مرتکب شده است.
گناه هر چند بزرگ باشد، خداوند آن را می آمرزد، بشرط آنکه بنده در توبه خود راستگو باشد و وابستگی آمرزش خداوند برخواسته او (که در آیه شریفه به آن اشاره شد) مسأله ای ثابت و روشن است. پس همانطوری که خداوند شرک به خود را نمی آمرزد همچنین گناهکار را بدون توبه واقعی نمی بخشد. این قانون خدا بطور مساوی به گناهان بزرگ و کوچک شامل است. قرآن کریم بیشترین اهمیت را درباره تو به داده و بیش از هشتاد مورد قرآن کریم، به آن اشاره شده است. معنای توبه، پشیمانی از گناه و برگشت از آن با استغفار است زیرا که استغفار مستلزم توبه حقیقی است، توبه بعد از حاصل شدن همه شرایط آن، قبولی و آمرزش خدا را بدنبال دارد و در قرآن کریم می فرماید:
و أن استغفروا ربکم ثم توبوا الیه.
(هود / 3)
(شما را دعوت می کنم) که از پروردگار خود آمرزش بطلبید سپس به سوی او باز گردید.
و در مناجات اول صحیفه سجادیه می فرماید:
الهی! ان کان الندم من الذنوب توبة الیک، فانی أندم النادمین. و ان یکن الأستغفار حطة للذنوب فانی لک من المستغفرین.
(صحیفه سجادیه - مناجات اول)
پروردگارا! اگر پشیمانی از گناهان، توبه به سوی تو است، براستی من از نادمترین نادمان هستم، و اگر استغفار موجب بخشش گناهان است، پس به درگاه تو استغفار می کنم.
بیان قرآن کریم این است که فرد گناهکار با ارتکاب معاصی به خود ستم می کند و در نتیجه شخص توبه کننده خود را اصلاح کرده و از هلاکت و نابودی رهائی می یابد.
خداوند متعال می فرماید:
و من یعمل سوءا أو یظلم نفسه ثم یستغفر الله یجد الله غفورا رحیما.
(نساء / 110)
کسی که کار بدی انجام دهد یا به خود ستم کند سپس از خداوند طلب آمرزش نماید، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد یافت.
و در آیه دیگر می فرماید:
فمن تاب من بعد ظلمه و أصلح فان الله یتوب علیه ان الله غفور رحیم.
(مائده / 39)
آنکس که پس از ستم کردن، توبه و جبران نماید خداوند توبه او را می پذیرد زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است.
و نی در آیه دیگر می فرماید:
ان ربک للذین عملوا السوء بجهالة ثم تابوا من بعد ذلک و أصلحوا ان ربک من بعدها لغفور رحیم.
(نحل / 119)
پروردگار تو نسبت به آنها که از روی جهل، اعمال بد انجام داده اند، سپس توبه کردند و در مقام جبران برآمدند، پروردگار تو بعد از آن آمرزنده و مهربان است.
طبیعی است که مراتب توبه به میزان درجه و نوع گناهان فرق می کند؛ پس توبه نسبت به حق خدا عبارت از پشیمانی از عمل قبیح و زشت است، مانند شرابخواری، توبه نسبت به حق خودش، آگاهی و عمل و حفظ سلامتی خود است.
خداوند متعال می فرماید:
ولا تلقوا بأیدیکم الی التهلکة.
(بقره / 195)
با دست خویش، خو را به هلاکت نیاندازید.
در نابودی و هلاکت انسان، بین جهل و نادانی، سستی، بیکاری و مرض فرقی وجود ندارد.
توبه نسبت به حق دیگران، این است که؛ فرزندان خویش را تربیت نیکو کند، و با خانواده اش رفتار خوب داشته باشد و حقوق دیگران را بپردازد مانند پرداخت قرض به صاحبان آن و دادن صدقات مثل زکات به فقیران و مستمندان و انجام وظیفه نسبت به خود و جامعه و کشور. کلام امیرالمومنین (علیه السلام) همه اینها را دربر دارد، آنجا که می فرماید:
... الرجوع الی التوبة عن الذنب الذی استغفرت منه و هی أول درجة العابدین و ترک الذنب والاستغفار اسم واقع لستة معان:
اولها: الندم علی ما مضی.
والثانی: العزم علی ترک العود الیه أبدا.
والثالث: أن تودی المخلوقین حقوقهم.
والرابع: أن تعمد الی کل فریضة علیک ضیعتها فتودی حقها.
والخامس: أن تعمد الی اللحم الذی نبت علی السحت فتذیبه بالاحزان حتی تلصق الجلد بالعظم و ینشأ بینهما لحم جدید.
والسادس: ان تذیق الجسم الم الطاعة کما اذقته حلاوة المعصیة.
(تحف العقول / 196 - وسائل / ج 11، 361 - نهج البلاغه فیض الاسلام / حکمت 409 با اندک تفاوت)
کمیل بن زیاد می گوید از علی (علیه السلام) درباره پایه های اسلام سوال کردم فرمود:... (معنای توبه و استغفار) آن است: از گناهی که استغفار نموده ای به خدا برگشت کنی. و آن اولین درجه عابدان است. و استغفار کلمه ای است دارای شش معنی:
1 - پشیمانی از گناهان گذشته.
2 - تصمیم بر ترک گناه برای همیشه.
3 - پرداخت حقوق مردم.
4 - ادای حق خداوند در همه واجبات.
5 - ذوب کردن گوشتی که از حرام بوجود آمده است تا پوست به استخوان بچسبد و دوباره بین آندو (پوست و استخوان) گوشت جدیدی بروید.
6 - چشانیدن رنج اطاعت به بدن همانطوری که لذات گناهان را چشیده است.
و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
اذا تاب العبد و لم یرض الخصماء فلیس بتائب، و من تاب و لم یزد فی العبادة فلیس بتائب. و من تاب ولم یغیر لباسه فلیس بتائب. و من تاب ولم یغیر رفقائه فلیس بتائب. و من تاب و لم یفتح قلبه و لم یوسع کفه فلیس بتائب. و من تاب و لم یقصر أمله و لم یحفظ لسانه فلیس بتائب. و من تاب و لم یقدم فضل قوته من بدنه فلیس بتائب. و اذا استقام علی هذه الخصال، فذلک التائب.
(بحار / ج 6، 35)
(شرایط توبه چند چیز است):
1 - هر کس توبه کند ولی کسانی را که به آنها ستم کرده، از خود راضی نکند، توبه نکرده است.
2 - هر کس توبه کند ولی به عبادتش نیفزاید، توبه نکرده است.
3 - هر کس توبه کند ولی لباسهایش را (که با آنها گناه کرده) تغییر ندهد توبه نکرده است.
4 - هر کس توبه کند، ولی دوستان خود را تغییر ندهد، توبه نکرده است.
5 - هر کس توبه کند ولی گوش دل را باز نکند و کف دستش را به احسان نگشاید، توبه نکرده است.
6 - هر کس توبه کند، ولی آرزوهای طول و درازش را کم نکند، و از زبانش (در بدگوئی) حفاظت ننماید، توبه نکرده است.
7 - هر کس توبه کند، ولی زیادی گوشتهای بدنش نریزد، توبه نکرده است.
8 - و اگر کسی به همه این اوصاف و خصلتها دارا شود، او حقیقتا توبه کرده است.
از احادیث زیادی چنین استفاده می شود، که اگر بنده ای گناهی را مرتکب شود، مدتی به وی مهلت داده می شود تا از گناهش برگردد و آن را جبران کند.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
... ویهم العبد بالسیئة أن یعملها فان هو لم یعملها لم یکتب علیه شی ء و ان هو عملها أجل سبع ساعات...
(اصول کافی / ج 4، 175)
اگر بنده قصد کار بدی را انجام دهد، ولی آن را انجام ندهد چیزی بر او نوشته نمی شود و اگر آنرا مرتکب شود تا هفت ساعت به وی مهلت داده می شود (تا توبه نماید.)
مخصوصا تا سن چهل سالگی، این مهلت ادامه دارد.

توبه نصوح چیست؟

توبه نصوح عبارت است از توبه خالصی که هرگز به آن گناه برگشت نکند.
نصوح گاهی از نصح به معنای از بین بردن چرک است، همچنانکه گفته می شود: نصح الغیث البلد یعنی باران شهر را از کثافات پاک کرد. پس تو به هم مانند باران است که انسان را از چرک گناهان و آثار آن شستشو می دهد.(40)
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
رحم الله عبدا تاب الی الله قبل الموت فان التوبة مطهرة من دنس الخطیئة و منقذ من شفاء الهلکة.
(بحار / ج 6، 33)
خدا رحمت کند کسی را که قبل از مرگ به سوی او توبه نماید، زیرا که توبه انسان را از پلیدی گناه پاک می کند و از گودال هلاکت رهائی می بخشد.
و نیز آن حضرت فرمود:
التوبة النصوح أن یکون باطن الرجل کظاهره و أفضل.
(وسائل / ج 11، 361)
توبه نصوح آن است که درون انسان مانند برون او و بلکه بهتر از آن باشد.
لازمه توبه خالص اینست که انسان هرگز به گناه باز نگردد. چون توبه پشیمانی از گناه می باشد، پس واجب است که گناهکار توبه کند، زیرا که پشیمانی از کارهای زشت و گناهان، در همه حالات واجب است. امام محمد تقی (ابو جعفر دوم) (علیه السلام) می فرماید:
تأخیر التوبة اغترار.
(تحف العقول / 480)
به تأخیر انداختن توبه، فریب دادن خویشتن است.
اصرار بر گناه ایمن بودن و غفلت از مجازات خدا است زیرا که از آزمایش و مجازات خدا غافل نشود جز زیانکاران. برای همین خاطر توبه کسی که در حال احتضار است، صحیح نمی باشد.
چنانکه خداوند متعال می فرماید:
ولیست التوبة للذین یعملون السیئات حتی اذا حضر أحدهم الموت قال انی تبت الان ولا الذین یموتون و هم کفار أولئک اعتدنا لهم عذابا ألیما.
(نساء / 18)
و برای کسانی که کارهای برد را انجام می دهند، و هنگامی که مرگ یکی از آنان فرا برسد، می گوید: الان توبه کردم، توبه نیست و نه برای کسانی که در حال کفر از دنیا می روند، اینها کسانی هستند که عذاب دردناکی برای آنها فراهم کرده ایم.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
التائب من الذنب کمن لا ذنب له.
(وسائل / ج 11، 306 - اصول کافی / ج 4، 168)
توبه کننده از گناه، همانند کسی است که گناه ندارد.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
لکل داء دواء و دواء الذنوب الأستغفار.
(وسائل / ج 11، 345)
برای هر دردی داروئی است و داروی گناهان استغفار و طلب آمرزش است.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
یلزم الحق لامتی فی أربع: یحبون التائب و یرحمون الضعیف و یعینون المحسن و یستغفرون.
(خصال / ج 1، 239)
مراعات چهار حق بر امت من لازم است:
1 - توبه کنندگان را دوست بدارند.
2 - و به ضعیفان رحم نمایند.
3 - و نیکوکاران را یاری دهند.
4 - و از گناهان خود طلب آمرزش کنند.
4 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من تاب قبل موته بسنة قبل الله توبته. ثم قال: ان السنة لکثیرة، من تاب قبل موته بشهر قبل الله توبته. ثم قال: ان الشهر لکثیر من تاب قبل موته بجمعة، قبل الله توبته. ثم قال: ان الجمعة لکثیرة. من تاب قبل موته بیوم قبل الله توبته ثم قال: ان یوما لکثیر من تاب قبل أن یعاین، قبل الله توبته.
(اصول کافی / ج 4، 174)
هر کس یکسال پیش از مرگش توبه کند، خداوند توبه اش را بپذیرد. سپس فرمود: یکسال زیاد است. هر کس یکماه پیش از مرگش توبه کند، خدا توبه اش را بپذیرد. سپس فرمود: یکماه زیاد است. هر کس یک هفته پیش از مرگش توبه کند، خدا توبه اش را بپذیرد. سپس فرمود: یک هفته زیاد است هر کس یکروز پیش از مرگ توبه کند، خدا توبه اش را بپذیرد. سپس فرمود: یکروز زیاد است. هر کس پیش از دیدار مرگ (ملک الموت) توبه کند، خدا توبه اش را بپذیرد.
5 - کان رسول الله صلی الله علیه و آله یستغفر کل یوم سبعین مرة و کان لایقوم من مجلس و ان خف حتی یستغفر الله خمسا و عشرین مرة.
(اصول کافی / ج 4، 184 - وسائل / ج 11، 364)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) هر روز هفتاد بار استغفار می کردند و هیچگاه از مجلسی هر چند سبک بود، بر نمی خاستند جز آنکه بیست و پنج بار استغفار می گفتند.
6 - علی (علیه السلام) فرمود:
العجب ممن یقنط و معه الممحاة! قیل و ما الممحاة؟ قال: الأستغفار.
(وسائل / ج 11، 355)
تعجب از کسی است که از رحمت خدا نومید می شود در حالی که وسیله پاکی از گناه را به همراه دارد! سئوال شد: آن وسیله چیست؟ فرمود: استغفار است.
7 - علی (علیه السلام) فرمود:
لاشفیع أنجح من التوبة.
(بحار / ج 3، 306)
هیچ شفاعتی موفق تر از توبه نیست.
8 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
کفی بالندم توبة.
(وسائل / ج 11، 349 - خصال / ج 1، 11)
برای توبه پشیمانی (از گناهان گذشته) کافی است.
عرفا می گویند: برای هر گروهی از بندگان خدا توبه مخصوصی وجود دارد که:
توبه پیامبران، از اضطراب و پریشانی درونی (که مرتبه پائین از وسوسه محسوب می شود) است.
و توبه بندگان برگزیده، از افشای رازهای عرفانی است.
و توبه اولیاء الله از تردید و دو دلی است.
و توبه خواص: روی گرداندن از غیر خدا است.
و توبه عوام: پشیمانی از گناهان است.
و برای هر یک از آنان معرفت و آگاهی به اصل توبه و نهایت آن وجود دارد.