فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

بحثی پیرامون جزع و بی تابی

جزع کردن و بی صبری بر عکس صفت صبر است.
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
الجزع عند البلاء تمام المحنة.
(بحار / ج 70، 235)
بی قراری به هنگام بلا و آزمایش، تمام مصیبت است.
2 - علی (علیه السلام) فرمود:
من لم ینجه الصبر أهلکه الجزع.
(نهج البلاغه فیض / حکمت 180)
کسی که صبر او را نجات ندهد، جزع و بیقراری هلاکش سازد.
3 - علی (علیه السلام) فرمود:
المصیبة واحدة و ان جزعت صارت اثنتین.
(غررالحکم / ج 1، 62 حدیث 1654)
مصیبت یکی است ولی اگر جزع و بیقراری کردی دو تا خواهد شد.
برای نصیحت شخص جزع کننده و بی قرار، همین بس که درباره آنچه که در ستایش از صبر، و مذمت از جزع در دنیا و آخرت وارد شده است؛ فکر کند که خداوند صابران را به سه چیز مژده داده که عبارت از: درود خدا، و رحمت، و هدایت او است. چه بزرگ است فضیلت این سه مژده؟ از جانبی ثابت است که مصیبتهای دنیا کوتاهند، و هیچ انسانی نیست که امثال این مصیبتها، او را دامنگیر نشود، و چه بسا افرادی که به مشکلتر از آن امتحان می شوند. بنابراین شهامت آن است که عواطف انسان، راسختر و محمتر از آن باشد که با اینگونه مصیبتها، تزلزل پیدا کند. چه زیبا آمده است در دیوان علی (علیه السلام):
انی وجدت، فی الأیام تجربة - للصبر عاقبة محمودة الأثر
و قل من جد فی مریطالبه - فاستصحب الصبر الا فاز بالظفر
من در روزگار، تجربه هائی یافته ام که برای صبر و شکیبائی، عاقبت و آثار پسندیده ای است.
و کم است کسی که در بدست آوردن کار سختی کوشش نماید
و صبر را پیشه خود ساخته تا اینکه به پیروزی دست یابد.

سپاسگزاری و کفران نعمتها

خداوند متعال می فرماید:
لئن شکرتم لا زیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید.
(ابراهیم / 7)
اگر شکرگزاری کنید (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود. و اگر کفران کنید مجازاتم شدید است.
دین اسلام، از انسان می خواهد که در زندگی به واقعیتها و حقایق بنگرد. و وضعیت حاضر، او را از آینده غافل نسازد، و مظاهر فریبنده، او را فریب ندهد، و زینتهای ظاهری وی را مغرور نکند، زیرا که انسان در دنیا نباید طوری زندگی کند که مانند حیوان تمام هم و غمش، علف او باشد، و غرق در شهوات و لذات دنیوی باشد. نعمتهای بیشمار خدا، از فضل او بر بندگان است که سزاوار نیست انسان تنها به منافع شخصی خود اکتفا کند و مازاد بر نیازش را مانند چهارپایان و حیوانات، به زیر پای خود بریزد، بلکه برای انسان اهدافی است که باید او را از اسراف و کفران نعمت، باز دارد و موجب شکر نعمت و معرفت خدا گردد، و به هنگام استفاده از نعمت های زندگی، اعتدال و میانه روی را بر خود لازم بداند و با استفاده از حرامها، به خود ستم و ظلم نکند و به هدف اسراق قدم نگذارد و به حد تقتیر و حالت خسیسی نرسد، بلکه حد وسط را برگزیند.
خداوند متعال می فرماید:
کلوا واشربوا و لا تسرفوا
(اعراف / 31)
بخورد و بیاشامید ولی اسراف و زیاده روی نکنید.
و در سوره دیگر می فرماید:
ولا تجعل یدک مغلولة الی عنقک ولا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا
(اسراء / 29)
هرگز دستت را بر گردنت زنجیر مکن (و ترک انفاق و بخشش منما) و بیش از حد آن را مگشا تا مورد سرزنش قرار گیری و از کار فرو مانی.
حد وسط عبارت از شناختن نعمتهای الهی، و شکر بر آن است. و گاهی شکر همراه با عبادت است؛ مانند سجده شکر که بعد از نماز انجام می دهیم و با زبان خدا را شکر می کنیم، که عایشه به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کرد:
لم تتعب نفسک و قد غفر الله لک ما تقدم من ذنبک و ما تأخر؟ فقال صلی الله علیه و آله: یا عائشه ألا أکون عبدا شکورا
(اصول کافی / ج 3 / 149)
چرا خودت را خسته می کنی و حال آنکه خداوند گناهان گذشته و آینده ترا آمرزیده است؟ فرمود: ای عایشه آیا من بنده سپاسگزار خدا نباشم؟
و گاهی شکرگزاری با عمل است. و آن عبارت از میانه روی، و اسراف نکردن و ادای حقوق شرعیه و احترام به فقیران و مستمندان و دادن از آنچه که از نیکیهای دنیا و ثواب آخرت است، می باشد. و قرآن کریم تأکید می کند که فایده شکر به خود شکرگزار بر می گردد. و این همان اطمینان قلب و آرامش جان است که خداوند متعال می فرماید:
و من شکر فانما یشکر لنفسه و من کفر فان ربی غنی کریم.
(نمل / 40)
هر کس شکر کند به سود خویش شکر کرده است و هر کس کفران کند، پروردگار من غنی و کریم است.
و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در تعریف شکر می فرماید:
خصلتان من کانتا فیه، کان عندالله شاکرا صابرا: من نظر فی دینه الی من فوقه فاقتدی به ونظر فی دنیاه الی من هو دونه فشکرالله.
دو خصلت است که در هر کس باشد، پیش خدا شکرگزار و صبر کننده محسوب می شود: کسی که در دین خود به بالاتر از خودش بنگرد و به وی اقتدا نماید و در دنیایش به کسی که از وی پائین تر است بنگرد و خدا را شکر کند.
انسان شکرگزار، کسی است که در دین به بالاتر از خود بنگرد و به او اقتداء کند، و در امور دنیا به پائین تر از خود نگاه کند و شکرگزار خدا باشد. و اگر در امور دنیا به بالاتر از خود بنگرد، و بر آنچه از دست داده، تأسف بخورد، خداوند او را شکرگزار و صابر به حساب نمی آورد.
امام صادق (علیه السلام) در تعریف شکر فرمود:
... یحمد الله علی کل نعمة علیه فی أهل و مال و ان کان فیما أنعم علیه فی ماله حق أداه...
(اصول کافی / ج 3 151)
(حد شکر آن است که) خدا را بر هر نعمت که نسبت به خانواده و مال او داده سپاس گوید، و اگر برای خداوند در نعمتی که نسبت به مال او داده، حقی باشد بپردازد.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم):
أربع من کن فیه کمل ایمانه و ان کان من قرنه الی قدمه ذنوبا لم ینقصه ذلک. قال: و هو الصدق و اداء الأمانة والحیاء و حسن الخلق.
چهار چیز است که در هر کس باشد، و از سر تا پایش گناه باشد خدا همه آن گناهان را به حسنات و نیکیها تبدیل می کند: راستگویی، و حیا، و خوش خلقی، و شکرگزاری.
2 - علی (علیه السلام):
ما کان الله لفتح علی عبدالشکر و یغلق علیه باب الزیادة
(سفینة البحار / ج 1 / 709 ماده شکر - اصول کافی ج 3 / 151 با اندک تفاوت)
خداوند در شکر را بر هیچ بنده ای نمی گشاید مگر آنکه او را زیاد دهد (درب زیادی را بر او نمی بندد.)
3 - امام سجاد (علیه السلام):
ان الله یحب کل قلب حزین و یحب کل عبد شکور
(اصول کافی / ج 3 / 158 بحار / ج 71 / 38)
خدا هر بنه غمگین و هر بنده شکرگزار را دوست دارد.
4 - امام سجاد (علیه السلام):
أشکرکم لله أشکرکم للناس
(اصول کافی / ج 3 / 158)
قدردان ترین شما نسبت به مردم، شکرگزارترین شما است نسبت به خدا.
5 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
لا یقطع المزید من الله حتی ینقطع الشکر من العبد
(بحار / ج 71 / 56)
زیادی در نعمت از جانب خدا قطع نمی شود مگر آنکه شکر نعمت از جانب بنده قطع شود.
6 - امام صادق (علیه السلام):
شکر النعمة اجتناب المحارم و تمام الشکر قول الرجل: الحمدلله رب العالمین.
(اصول کافی / ج 3 / 153، بحار / ج 71 / 40)
شکر نعمت کناره گیری از حرامهاست و نهایت شکر گفتن الحمدلله رب العالمین است.
7 - امام صادق (علیه السلام):
من احتمل الجفاء لم یشکر النعمة
(بحار / ج 68 / 42)
هر کس درباره خدا احتمال جفا و ظلم دهد، شکر نعمت او را بجا نیاورده است.
8 - امام صادق (علیه السلام):
طوبی لمن لم یبدل نعمة الله کفرا
(بحار / کتاب ایمان و کفر / ج 45)
خوشا به حال کسی که نعمت خدا را به کفر مبدل نسازد.
9 - امام صادق (علیه السلام):
أشکر من أنعم علیک و أنعم علی من شکرک، فانه لا زوال للنعماء اذا شکرت ولا بقاء لها اذا کفرت. الشکر زیادة فی النعم و أمان من الغیر.
(اصول کافی / ج 3 / 151 - بحار / ج 13 / 360)
شکرگزاری کن از هر که به تو نعمت داد. و نعمت بخش بر هر که تو را سپاس گزارد، زیرا با سپاسگزاری نعمت نابود نگردد. و با کفران، نعمتی نپاید. شکرگزاری، افزایش نعمت است، و امان از دگرگونی نعمت.
10 - امام صادق (علیه السلام):
ان الله عزوجل أنعم علی قوم بالمواهب فلم یشکروا فصارت علیهم وبالا
(تحف العقول / 376)
خداوند عزوجل، به گروهی نعمتهائی از مواهب خود عنایت کرد، ولی آنان سپاسگزاری نکردند، آن نعمتها به وزر و وبال مبدل گردید.
11 - امام کاظم (علیه السلام):
من حمد الله علی النعمة فقد شکره و کان الحمد أفضل من تلک النعمة
(بحار / ج 71 / 33 - اصول کافی / ج 3 / 154)
هر که خدا را بر نعمتی حمد کند، او را شکر کرده است. و حمد از آن نعمت برتر است.
12 - امام رضا (علیه السلام):
من لم یشکر المنعم من المخلوقین لم یشکر الله عزوجل
(بحار / ج 71 / 44)
کسی که از مخلوقات و بندگان خدا بخاطر نعمتهایش سپاسگزاری نکند، از خداوند عزوجل سپاسگزاری نکرده است.
13 - امام جواد (علیه السلام) از علی (علیه السلام):
نعمة لا تشکر کسیئة لا تغفر
(غرررالحکم / ج 2 / 774)، حدیث 10)
نعمتی که سپاسگزاری نشود، مانند گناهی است که آمرزیده نشود.
و از آنجا که به فرموده قرآن کریم: لیس للانسان الا ما سعی(39) - برای انسان جز سعی و کوشش او نیست لذا تلاش انسان به تفاوت درجات نعمت، متفاوت می شود و مراحل شکرگزاری نیز، نسبت به همدیگر؛ مانند نعمت زندگی که خداوند به تمامی بشر از فقیر و غنی و زمامدار، ارزانی داشته، تفاوت شایانی دارد. از قبیل آب و هوا، و عقل و اراده، و سلامتی، که اینها نعمتهای دائمی برای بشر است. و اگر چیزی از آنها مختل و نابود شود، نظام زندگی بشر مختل خواهد شد.

یأس و امید در زندگی

خداوند متعال می فرماید:
قل یا عبدی الذین اسرفوا علی أنفسهم، لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفور الرحیم
(زمر / 53)
بگو: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد و او بسیار بخشنده و مهربان است.
اسلام عبارت از پاکسازی جان بشریت از تمام خیالات و اخلاق ناپسند روحی است. و نومیدی از رحمت خدا، یکی از آن صفات است. و همچنین است تکیه بدون عمل بر رحمت خدا. و آنها دو صفت مقابل یکدیگرند، که اسلام با هر یک از آنها، جداگانه مبارزه می کند.
چنانکه خداوند متعال می فرماید:
لا یبأس من روح الله الا القوم الکافرون.
(یوسف / 87)
از رحمت خدا کسی مأیوس نمی شود، بجز گروه کافران.
همچنین می فرماید:
و ایای فارهبون.
(بقره / 40)
و (از شکستن پیمان) من برحذر باشید. (و به رحمت من بدون عمل امیدوار نباشید.)
بلکه اسلام با تمام قوانین و سفارشات خود سعی دارد که انسان را در حالت متوسط بین آندو (خوف و رجاء) تربیت کند و رجاء عبارت است از اتکال به رحمت خدا و خوف عبارت است از یأس و نومیدی از رحمت خدا. شکی نیست که خداوند بخشنده مهربان است و رحمتش همه چیز را فرا گرفته است. لیکن در جای عفو و بخشش، ارحم الراحمین است و به هنگام انتقام و مجازات اشد المعاقبین است. پس هر دو حالت از نظر اسلام مبغوضند و حالت متوسط بین این دو همان است که تربیت انسان آن را اقتضاء می کند و خداوند سبحان از تکیه بر رحمت (بدون عمل) با واجب ساختن احکامی که بجا آوردن آن بر همه واجب است، منع فرموده است. در حالی که او نیاز به چیزی از واجبات ندارد، و هر کس به آن پشت پا زند، او را به کیفر می رساند.
نیز خداوند، نومیدی از رحمت خود را منع فرموده است، و به کلیه کسانی که اراده استقامت در زندگی دارند، باب توبه را از هر دو جانب آن (نومیدی - رجاء) باز گشوده است تا اینکه به هنگام لغزش و گناه از رحمت خدا مأیوس نباشد. زیرا که انسان هرگاه به گناهان خود می نگرد ترس و وحشت او را فرا می گیرد و یک حالت نومیدی به وی رخ می دهد و نزدیک است که به یأس مبدل شود، و هرگاه به رحمت خدا می نگرد، به طمع می افتد و به امیدواری نزدیک می شود. خدای متعال برای ما واجبات و وظایفی قرار داده که باید به آنها عمل کنیم و برای کسانی که به نحوی از انحاء منحرف شده اند، راه برگشت را بوسیله توبه و آمرزش گناهان و رضا به قضا عبارت از خشنودی انسان به حوادثی است که بودن اراده او از نیک و بد انجام می گیرد که خواه ناخواه، انجام شدنی است. بنابراین انسان باید از نیک آن خوشحال نباشد، و از بد آن جزع و بی تابی نکند.
خداوند متعال می فرماید:
و من یقنط من رحمة ربه الا الضالون.
(حجر / 56)
چه کسی جز گمراهان از رحمت پروردگارش مأیوس می شود؟
زیرا که رحمت خداوند بر تمام هستی شامل است. در آیات زیادی از قرآن کریم، بیش از سیصدبار، ماده رحمت بعنوان یکی از صفات بارز خداوند آمده است چنانکه خداوند رحمتش را بر هر چیز توسعه داده و می فرماید:
و رحمتی وسعت کل شی ء فسأکتبها للذین یتقون و یؤتون الزکاة والذین هم بایاتنا یؤمنون.
(اعراف / 156)
و رحمت من، همه چیز را فرا گرفته و آن را برای کسانی که پرهیزکارند، و زکات را می پردازند و آنها که به آیات ما ایمان می آورند، مقرر خواهم داشت.
پس اعتماد به خدا، با نومیدی و یأس قابل جمع نیست بلکه با ترس از کیفر خداوند متعال قابل جمع است.