فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

علاج و درمان حسد

می گویند که این مرض اجتماعی خطرناک درمان ندارد. زیرا حسد از توان انسان خارج است، که این گفتار نادرست است چون حفظ و نگهداری حسد، یک حالت اختیاری است، و بدیهی است که هر انسانی می تواند نفس خود را تهذیب کند و آن را به سوی نیکی یا بدی وادار سازد.
چنانکه قرآن کریم می فرماید:
انا هدایناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا.
(انسان / 3)
ما راه راست را به او (انسان) نشان دادیم خواه شکرگزار باشد و خواه بطرف کفران برود (مخیر است.)
بلی تعدادی عوامل هستند که در طبیعت و نهاد انسان نفوذ دارند. به طوری که به صورت عادت ریشه دار و طبیعت دوم بروز می کنند. ولی اراده انسان مافوق آن است که می تواند آن عادت و طبایع را در طول زمان تغییر دهد. و اگر انسان به عاقبت زشت این مرض اجتماعی بیاندیشد، همانروز جلوی آن را می گیرد.
بعضی از حکماء فرموده اند:
یصل الی الحاسد خمس عقوبات قبل أن یصل حسده الی المحسود: أولها غم لاینقطع، الثانیة مصیبة لایؤجر علیها، الثالثة مذمة لایحمد علیها، الرابعة سخط الرب، الخامسة یغلق عنه باب التوفیق.
پنج عقوبت است که به حسود می رسد قبل از آنکه به طرف مقابل (محسود) برسد:
اول: غم و اندوهی که پایان نمی پذیرد.
دوم: مصیبتی که اجر و پاداش ندار.
سوم: مورد مذمت مردم قرار می گیرد و کسی او را ستایش نمی کند.
چهارم: مورد غضب و خشم خدا قرار می گیرد.
پنجم: در توفیق به رویش بسته می شود.
شاعر در این باره چه نیکو سروده:
اصبر علی حسد الحسود - فان صبرک قاتله
کالنار تأکل بعضها - ان لم تجد ما تأکله
زیرا که صبر تو او را خواهد کشت.
مانند آتشی که بعضی از آن بعض دیگر را خاکستر می کند،
اگر چیزی پیدا نکند که آن را از بین ببرد.
پس یگانه راه علاج حسد، عبارت از تمرکز حواس بر انجام واجبات و کنار گذاشتن محرمات، و مشغول شدن به کارهای خود، و ترک عیبجوئی از دیگران است. انسان مومن باید فرمایش پیامبر را نصب العین خود قرار دهد که فرمود:
من حسن اسلام المرء ترکه مالا یعنیه.
(تحف العقول / 291)
از نشانه های خوبی ایمان مرد ترک کردن آنچه که به او ارتباط ندارد می باشد.
همچنین باید با جد و جهد تمام برای رسیدن به هدف عالیه انسانی در زندگی خویش، کوشش نماید و بداند که حسد سودی به حال او ندارد، بلکه در رسیدن به اهدافش به حال او زیانبار است.
خداوند متعال می فرماید:
و ان تصبروا و تتقوا لایضرکم کیدهم شیئا ان الله بما یعملون محیط.
(آل عمران / 120)
و (اما) اگر شما صبر پیشه کنید و پرهیزکار باشید، از حیله و دشمنی آنان به شما هیچ آسیبی نخواهد رسید، که خداوند به آنچه می کنند محیط و آگاه است.
چه زیبا سروده شاعر که می گوید:
لا تشتغل بالعیب یوما للردی - فیضیع و قتک والزمان قصیر
خود را به عیبجوئی از افراد پست مشغول مدار
که وقت خود را ضایع می کنی و عمر کوتاه است.

استهزاء و مسئولیت آن از نظر اسلام

خداوند متعال می فرماید:
یا ایها الذین امنوا لایخر قوم من قوم عسی أن یکونوا خیرا منهم ولا نساء من نساء عسی أن یکن خیرا منهن ولا تلمزوا انفسکم ولا تنابزوا بالألقاب، بئس الاسم الفسوق بعد الایمان و من لم یتب فاولئک هم الظالمون.
(حجرات / 11)
ای اهل ایمان! مومنان هرگز نباید گروهی گروه دیگر را استهزاء و مسخره کنند (شما چه می دانید) شاید آن قومی را که مسخره می کنید بهترین مومنان باشند. و نیز بین زنان با ایمان قومی دیگری را مسخره نکنند. چه بسا آن قوم بهتر از آنان باشند و هرگز (از همدینان خود) عیبجوئی نکنید. و به نام و لقب های زشت یکدیگر را نخوانید که پس از ایمان به خدا، نام فسق (بر مومن گذاشتن) بسیار زشت است و هر که از فسق و گناه به درگاه خدا توبه نکند بسیار ظالم و ستمکار است.
یکی از آداب اسلامی این است که هیچ انسانی، انسان دیگری را که در آفرینش مانند او است، به استهزاء نگیرد.
گاهی کسی که تو او را به باد مسخره گرفته ای، ممکن است انسانی شریف و با ارزش و پاک سرشت و خیرخواه جامعه باشد اگر چه ظاهر او گویای اینها نباشد.
این اخلاق زشت گاهی از ناآگاهی به مسئولیت خطیر انسانی و گاهی از حسادت سرچشمه می گیرد. زیرا که انسان حسود می خواهد از ارزش انسان متمدن در زندگی بکاهد لذا به کوچکترین نقطه ضعف وی انگشت می گذارد در حالی که خودش بیش از او نقطه ضعف دارد. اگر او انسان شریفی بود، به مقتضای شرافتش بجای مسخره کرده افراد به وظیفه اش عمل می کرد و در به سعادت رساندن دیگران، سعی و کوشش می نمود.
مراد از سخریه که در آیه شریفه به آن اشاره شده است؛ یعنی استهزاء و اهانت کردن به کرامت انسانها به هر طریقی که ممکن باشد. دین اسلام، هم از راه مثبت بوسیله تشویق و ترغیب انسان به کارهای نیک، و هم از راه منفی بواسطه نهی از منکر و دوری از آن، (با مسخره کرده یکدیگر)، مبارزه کرده است.

مسئولیتهای انسان