فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

بحثی پیرامون حسد

بیشترین چیزی که سبب عیبجویی می گردد، حسد است که گاهی هم عجب و غرور و بخل، حرص و ولع موجب آن می شود. حسد یک مرض خطرناک و شیوع پذیر اجتماعی است که تا حد زیادی به جامعه سرایت می کند، و برای حسود راحتی نمی گذارد دائما او را در بدبختی و شکنجه روحی قرار می دهد.
حسد پیشه انسان عاجز و شکست خورده ای است که برای دیگران سعادت و خوشبختی نمی خواهد، تا آنان نیز مانند او در زندگی شست بخورند. و اگر حسود این تلاشی را که در ذلت کشانیدن مردم انجام می دهد، برای اصلاح خودش با کارهای شرافتمندانه انجام می داد، البته موفقیت در زندگی او را، یار می شد چنانکه دیگران را یار و همراه شده است. زیرا که هر انسانی، وابسته به کار و تلاش خود می باشد؛
خداوند متعال می فرماید:
للرجال نصیب مما اکتسبوا وللنساء نصیب مما اکتسبن واسلوا الله من فضله.
(نساء / 32)
(در اموری که موهبت خدا است و اکتسابی نیست؛ مانند نعمت نبوت و ولایت و هوش و حسن و جمال و نطق فصیح و غیره، طمع نکنید، و بر صاحبانش حسد نورزید) که هر کس از مرد و زن از آنچه بدست آورند بهره مند شوند، و هر چه خواهید از فضل خدا درخواست کنید.
هنگامی که تاریخ را ورق می زنیم، انحرافات و کجرویهای زیادی را به دنبال حسد می یابیم، چون حسد، انسان را وادار می سازد که جرمهای زیای مرتکب شود و دست خود را به خون بی گناهان آلوده سازد و از زشتیها پرهیز نکند. چنانکه حسد ابلیس بر مقام و منزلت آدم (علیه السلام)، او را وادار به عیبجوئی از حضرت آدم کرد و گفت:
أنا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین.
(اعراف / 12)
من بهتر از او (آدم) هستم زیرا مرا از آتش و او را از گل آفریدی.
پس بر آدم سجده نکرد و بخاطر حسد با فرمان خدا مخالفت کرد. همان حسد بود که قابیل را وادار ساخت که از راه ظلم و دشمنی، برادر خود هابیل را به قتل رساند.
رسولخدا صلی الله علیه و آله به این مطلب چنین اشاره می فرمایند.
کاد الحسد أن یغلب القدر.
(بحار / ج 70، 247 - اصول کافی، ج 3، 452)
نزدیک است که حسد بر قدر پیروز شود.(37)
علت آن، این است که شخص حسود تمام کوشش خود را بکار می گیرد تا اینکه به طرف مقابل ضرر بزند، گرچه به خود نیز زیان وارد کند. لذا برای ضرر زدن به طرف مقابل از مال و وقت و جان خود مایه می گذارد.
خداوند سبحان به ما امر فرموده که از شر حسود به او پناه ببریم چنانکه می فرماید:
قل اعوذ برب الفلق، من شر ما خلق... و من شر حاسد اذا حسد.
(فلق / 5 - 1)
ای رسول ما! بگو: من پناه می جویم به خدای فروزنده صبح روشن از شر مخلوقات... و از شر حسود بدخواه چون آتش رشک و حسد برافروزد.
چه نیکو گفته شده:
الحسد جرح لایبرء.
حسد جراحتی است که هرگز خوب نمی شود.
و کل حاسد عدو نفسه و صدیق عدوه.
هر حسودی دشمن جان خود و دوست دشمن خویش است.
و در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) آمده است:
المؤمن یغبط و لایحسد والمنافق یحسد ولا یغبط.
(بحار / ج 70، 250)
مومن غبطه می برد و حسادت نمی ورزد و منافق حسد می ورزد و غبطه ندارد.
دلیلش این است که غبطه عبارت است از خواستن نعمت برای خود بمانند آنچه را که دیگران دارند، و حسد خواستن زوال و نابودی نعمت دیگران و وجود آن برای خویشتن است.
چنانکه کفاری که حق برایشان روشن شده بود، چنین می کردند.
خداوند متعال می فرماید:
ود کثیر من اهل الکتاب لویردونکم من بعد ایمانکم کفارا حسدا من عند انفسهم من بعد ما تبین لهم الحق.
(بقره / 109)
بسیاری از اهل کتاب از روی حسد که در وجود آنها ریشه دوانده دوست می داشتند شما را بعد از اسلام و ایمان به حال سابق باز گردانند با اینکه حق برای آنها کاملا روشن شده است.
حسد، کینه نیز نامیده شده است. چنانکه خداوند متعال می فرماید:
والذین جاؤا من بعدهم یقولون ربنا اغفرلنا ولأخواننا الذین سبقونا بالایمان ولا تجعل فی قلوبنا غلا للذین امنوا، ربنا انک روف رحیم.
(حشر / 10)
و کسانی که بعد از آنها آمدند می گویند: پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفته اند بیامرز و در دلهایمان حسد و کینه ای نسبت به مومنان قرار مده. پروردگارا تو مهربانی و رحیمی.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
أقل الناس لذة الحسود.
(بحار / ج 77، 113 روایت 2)
بی بهره ترین انسانها از لذت زندگی، حسودان هستند.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
الحسد یأکل الحسنات کما تأکل النار الحطب.
(بحار / ج 73، 255 - اصول کافی / ج 3، 414)
حسد حسنات و نیکیها را از بین می برد همانطوری که آتش هیزم را خاکستر می کند.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ألا انه قد دب الیکم داء الامم من قبلکم و هوالحسد لیس بحالق الشعر لکنه حالق الدین.
(بحار / ج 73، 253)
آگاه باشید که مرضهای ملتهای پیشین به سوی شما رو آورده است و آن حسد است که مو را از بین نمی برد بلکه دین را نابود می سازد.
4 - علی (علیه السلام) فرمود:
صحة الجسد من قلة الحسد.
(بحار / ج 73، 256 - نهج البلاغه فیض / حکمت 248)
سلامتی جسم از کمی حسد است.
5 - علی (علیه السلام) فرمود:
العجب لغفلة الحساد من سلامة الأجساد.
(بحار / ج 73، 256 - نهج البلاغه / کلمه 216)
تعجب است که چرا حسودان از سلامتی خود غافلند
6 - علی (علیه السلام) فرمود:
لله در الحسد ما أعتدله أبدأ بصاحبه فقتله.
(شرح نهج البلاغه / ج 1، 316)
آفرین بر حسد که چه عادل است اول حسود را می کشد (سپس دیگران را زیان می رساند.)
7 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
الحاسد مضر بنفسه قبل أن یضر بالمحسود.
(بحار / ج 73، 255)
حسود قبل از اینکه به طرف مقابل ضرر بزند، به خود ضرر خواهد زد.
8 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
الحسد أصله من عمی القلب و حجود فضل الله تعالی، و هما جناحان للکفر و بالحسد وقع ابن آدم فی حسرة الأبد و هلک مهلکا لاینجو.
(بحار / ج 73، 255)
ریشه حسد از کوری قلب و انکار فضل و احسان خدا است و آندو (کوری قلب و انکار فضل خدا) دو بال کفرند و بوسیله حسد فرزند آدم (قابیل) در حسرت دائم قرار گرفت و خود را طوری به هلاکت انداخت که نجات پیدا نمی کند.
9 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لایطمعن الحسود فی راحة القلب.
(بحار / ج 73، 252)
حسود نباید به راحتی قلب طمع بورزد.

علاج و درمان حسد

می گویند که این مرض اجتماعی خطرناک درمان ندارد. زیرا حسد از توان انسان خارج است، که این گفتار نادرست است چون حفظ و نگهداری حسد، یک حالت اختیاری است، و بدیهی است که هر انسانی می تواند نفس خود را تهذیب کند و آن را به سوی نیکی یا بدی وادار سازد.
چنانکه قرآن کریم می فرماید:
انا هدایناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا.
(انسان / 3)
ما راه راست را به او (انسان) نشان دادیم خواه شکرگزار باشد و خواه بطرف کفران برود (مخیر است.)
بلی تعدادی عوامل هستند که در طبیعت و نهاد انسان نفوذ دارند. به طوری که به صورت عادت ریشه دار و طبیعت دوم بروز می کنند. ولی اراده انسان مافوق آن است که می تواند آن عادت و طبایع را در طول زمان تغییر دهد. و اگر انسان به عاقبت زشت این مرض اجتماعی بیاندیشد، همانروز جلوی آن را می گیرد.
بعضی از حکماء فرموده اند:
یصل الی الحاسد خمس عقوبات قبل أن یصل حسده الی المحسود: أولها غم لاینقطع، الثانیة مصیبة لایؤجر علیها، الثالثة مذمة لایحمد علیها، الرابعة سخط الرب، الخامسة یغلق عنه باب التوفیق.
پنج عقوبت است که به حسود می رسد قبل از آنکه به طرف مقابل (محسود) برسد:
اول: غم و اندوهی که پایان نمی پذیرد.
دوم: مصیبتی که اجر و پاداش ندار.
سوم: مورد مذمت مردم قرار می گیرد و کسی او را ستایش نمی کند.
چهارم: مورد غضب و خشم خدا قرار می گیرد.
پنجم: در توفیق به رویش بسته می شود.
شاعر در این باره چه نیکو سروده:
اصبر علی حسد الحسود - فان صبرک قاتله
کالنار تأکل بعضها - ان لم تجد ما تأکله
زیرا که صبر تو او را خواهد کشت.
مانند آتشی که بعضی از آن بعض دیگر را خاکستر می کند،
اگر چیزی پیدا نکند که آن را از بین ببرد.
پس یگانه راه علاج حسد، عبارت از تمرکز حواس بر انجام واجبات و کنار گذاشتن محرمات، و مشغول شدن به کارهای خود، و ترک عیبجوئی از دیگران است. انسان مومن باید فرمایش پیامبر را نصب العین خود قرار دهد که فرمود:
من حسن اسلام المرء ترکه مالا یعنیه.
(تحف العقول / 291)
از نشانه های خوبی ایمان مرد ترک کردن آنچه که به او ارتباط ندارد می باشد.
همچنین باید با جد و جهد تمام برای رسیدن به هدف عالیه انسانی در زندگی خویش، کوشش نماید و بداند که حسد سودی به حال او ندارد، بلکه در رسیدن به اهدافش به حال او زیانبار است.
خداوند متعال می فرماید:
و ان تصبروا و تتقوا لایضرکم کیدهم شیئا ان الله بما یعملون محیط.
(آل عمران / 120)
و (اما) اگر شما صبر پیشه کنید و پرهیزکار باشید، از حیله و دشمنی آنان به شما هیچ آسیبی نخواهد رسید، که خداوند به آنچه می کنند محیط و آگاه است.
چه زیبا سروده شاعر که می گوید:
لا تشتغل بالعیب یوما للردی - فیضیع و قتک والزمان قصیر
خود را به عیبجوئی از افراد پست مشغول مدار
که وقت خود را ضایع می کنی و عمر کوتاه است.

استهزاء و مسئولیت آن از نظر اسلام

خداوند متعال می فرماید:
یا ایها الذین امنوا لایخر قوم من قوم عسی أن یکونوا خیرا منهم ولا نساء من نساء عسی أن یکن خیرا منهن ولا تلمزوا انفسکم ولا تنابزوا بالألقاب، بئس الاسم الفسوق بعد الایمان و من لم یتب فاولئک هم الظالمون.
(حجرات / 11)
ای اهل ایمان! مومنان هرگز نباید گروهی گروه دیگر را استهزاء و مسخره کنند (شما چه می دانید) شاید آن قومی را که مسخره می کنید بهترین مومنان باشند. و نیز بین زنان با ایمان قومی دیگری را مسخره نکنند. چه بسا آن قوم بهتر از آنان باشند و هرگز (از همدینان خود) عیبجوئی نکنید. و به نام و لقب های زشت یکدیگر را نخوانید که پس از ایمان به خدا، نام فسق (بر مومن گذاشتن) بسیار زشت است و هر که از فسق و گناه به درگاه خدا توبه نکند بسیار ظالم و ستمکار است.
یکی از آداب اسلامی این است که هیچ انسانی، انسان دیگری را که در آفرینش مانند او است، به استهزاء نگیرد.
گاهی کسی که تو او را به باد مسخره گرفته ای، ممکن است انسانی شریف و با ارزش و پاک سرشت و خیرخواه جامعه باشد اگر چه ظاهر او گویای اینها نباشد.
این اخلاق زشت گاهی از ناآگاهی به مسئولیت خطیر انسانی و گاهی از حسادت سرچشمه می گیرد. زیرا که انسان حسود می خواهد از ارزش انسان متمدن در زندگی بکاهد لذا به کوچکترین نقطه ضعف وی انگشت می گذارد در حالی که خودش بیش از او نقطه ضعف دارد. اگر او انسان شریفی بود، به مقتضای شرافتش بجای مسخره کرده افراد به وظیفه اش عمل می کرد و در به سعادت رساندن دیگران، سعی و کوشش می نمود.
مراد از سخریه که در آیه شریفه به آن اشاره شده است؛ یعنی استهزاء و اهانت کردن به کرامت انسانها به هر طریقی که ممکن باشد. دین اسلام، هم از راه مثبت بوسیله تشویق و ترغیب انسان به کارهای نیک، و هم از راه منفی بواسطه نهی از منکر و دوری از آن، (با مسخره کرده یکدیگر)، مبارزه کرده است.