فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

ریاکاری و اخلاص در عمل

خداوند متعال می فرماید:
یا ایها الذین امنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمن والأذی کالذی ینفق ما له رئاء الناس و لا یؤمن بالله والیوم الاخر.
(بقره / 267)
ای اهل ایمان! صدقات خود را به سبب منت و آزار، تباه نسازید. مانند کسی که مالش را از روی ریا برای خودنمائی و جلب توجه مردم، انفاق کند و ایمان به خدا و روز قیامت ندارد.
ریا عبارت از تظاهر به نیکی - بدون داشتن حقیقت آن - به ظاهر دسترسی و جلب رضایت مردم و به جا آوردن کاری است که دلالت بر نیکی دارد.
و اسلام نسبت به ریا کاری بصورت عمومی - در همه کارها - و مخصوصا در عبادات، سختگیری کرده و از آن با عبارات شدیداللحنی جلوگیری نموده است. زیرا ریا عبادت و سایر کارهای قربی را فاسد می کند. مثلا کسی که ساختمانی را برای خودنمائی و نشان دادن به مردم می سازد، طبیعتا به کمالات آن اهمیت قائل نمی گردد. و چنین ساختمانی بی بنیاد و بی اساس، بالاخره متزلزل خواهد شد. هر چند ظاهری زیبنده ای داشته باشد.
بنابراین اسلام عبادت ریاکارانه را باطل اعلام کرده است. بخاطر اینکه اعمال انسان با نیت محقق می شود و عبادت نیز با قصد قربت انجام می پذیرد. بلکه ریاکار در عبادت، بدتر از تارک آن است. زیرا که ریاکار به عنوان استهزاء کننده به شمار می رود.
از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) سوال شد:
ما النجاة غدا؟ فقال صلی الله علیه و آله: انما النجاة فی أن لا تخادعوا الله فیخدعکم. فانه من یخادع الله یخدعه و یخلع منه الایمان و نفسه یخدع لویعتبر. قیل له صلی الله علیه و آله: کیف یخادع الله؟ قال: یعجل بما أمر الله ثم یرید غیره. فاتقوا الله فی الریاء فانه الشرک بالله ان المرائی یدعی یوم القیامة باربعة أسماء: یا فاجر، یا کافر، یا غادر، یا خاسر، حبط عملک و بطل أجرک فلا خلاص لک الیوم فالتمس أجرک ممن کنت تعمل له.
(وسائل / ج 1، 53 چاپ آل البیت)
فردای روز قیامت نجات در چیست؟ فرمود: نجات در این است که با خدا نیرنگ نکنید تا خدا نیز با شما نیرنگ نکند، زیرا کسی که به خدا نیرنگ زند، خدا هم به وی نیرنگ خواهد زد و ایمان را از او سلب می کند. و شخص نیرنگ باز اگر دقت کند، به خود نیرنگ می زند (نه به خدا.)
عرض شد: چگونه به خدا نیرنگ می زند؟
فرمود نسبت به آنچه خدا دستور داده (در ظاهر) عجله می کند ولی هنگام عمل غیر خدا را در نظر می گیرد. از خدا بترسید، در ریا کردن که آن شرک به خدا است و ریا کار در روز قیامت با چهار نام صدا می شود: ای بدکار!، ای کافر!، ای حیله گر!، ای زیانکار! عملت حبط و باطل شده و پاداشت از بین رفته است، امروز برای تو راه نجات نیست. پاداش خود را از کسی که برایش کار می کردی، درخواست کن.
مسأله در کارهای دنیا نیز، چنین است؛ آنکه اموال خود را بخاطر شهرت و بلندآوازی، برای مردم خرج می کند و با لباس فاخر و با ماشین جدیدترین مدل، تظاهر می نماید، در حالی که به تأمین نیازمندیهای ضروری خود و خانواده اش و تأمین آینده اش نیازمند است؛ باید به چنین شخصی در آینده، بوقت نیاز شدید گفته شود: ای زیانکار! عمل تو حبط و باطل شد. پس راه نجات برای تو نیست. برو پاداش خود را از کسی که برایش کار می کردی بگیر، و امروز نتیجه ریاکاری، و سهل انگاری در انجام وظایف، و اسراف کردن در مظاهر دنیای فناپذیر را که در هر زمان و مکان و نسبت به افراد فرق می کند از آنان بگیر.
در عین حال که اسلام اسرافکاری را محکوم می نماید، به همین شکل کسانی را که از حلال خدا دوری می جویند، با این آیه شریفه آنان را سرزنش و محکوم می نماید:
قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق.
(اعراف / 32)
بگو چه کسی زینت های الهی را که برای بندگان خود آفریده، و روزی های پاکیزه را حرام کرده است.
خداوند متعال می فرماید:
الذین ینفقون اموالهم باللیل والنهار سرا و علانیة فلهم اجرهم عند ربهم ولا خوف علیهم ولا هم یحزنون.
(بقره / 274)
آنها که اموال خود را به هنگام شب و روز، پنهان و آشکار انفاق می کنند، مزدشان نزد پروردگارشان است، و نه ترسی بر آنها است و نه غمگین می شوند.
پس انفاق با دستور صریح قرآن کریم شرعا بطور پنهان و آشکار هر دو مطلوب است.
ریا در انفاق این است که کسی مالی را به فقیر نه بخاطر رفع نیاز او که در انفاق مطلوب است، ببخشد بلکه بخاطر هدف خود که اظهار بی نیازی خویش و یا آشکار نمودن فقر مالی فقیر انفاق کند، این همان ریای مغوض است که هدف انفاق را باطل می سازد، و آن یکی از سه چیز است:
1 - بکار گرفتن مال برای رفع نیاز فقیر.
2 - بی نیاز ساختن فقیر از سوال و درخواست از دیگران.
3 - رسیدن به پاداش اخروی.
زیرا که خداوند به قصد ریاکارانه وی آگاه است. پس او با دست خودش ثواب و پاداش اخری را از بن برده و فقیر نیز می فهمد که مال بخاطر نجات وی از سیاه چال فقر و بینوائی نیست بلکه بخاطر هدف دیگر که اظهار خود بزرگی است. فلذا دلیلی بر پاداش نیک و یا بکار گرفتن مال در سعادت خویش و یا سبب قطع شدن فقیر از سوال نخواهد شد بلکه باید برای انتقام از کسانی که هدفشان از انفاق نمودن تحقیر فقیر است، تلاش کند. البته معنای آن نیست که انفاق را منحصر به انفاق پنهانی کند.
بلکه گاهی اظهار نمودن کار نیک به صورت آشکار بهتر است در صورتی که این کار باعث تشویق و پیروی و اقتدای دیگران به او باشد، مانند نیکی کردن بزرگان هر قوم که دیگران به آنها تأسی و اقتداء می کنند، پس چنین اشخاصی از نمونه های حدیث معروف می شوند که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من سن سنة حسنة فله أجرها و أجر من عمل بها الی یوم القیامة من غیر ان ینقص من اجورهم شی ء.
(وسائل / ج 11، 18، چاپ آل البیت)
هر کس سنت و روش نیکی را پایه گذاری کند، پاداش عمل خودش و دیگران (که به آن عمل می کنند) برای وی خواهد بود، بدون آنکه از پاداش آنان چیزی کم شود.
چنانکه فرمود:
من سن سنة سیئة فعلیه وزرها و وزر من عمل بها الی یوم القیامة.
(کنزالعمال / خبر 43075)
هر کس سنت و روش بدی را پایه گذاری کند، کیفر عمل خودش و کسانی که به آن عمل می کنند، بر وی خواهد بود.
معیار انسان در آزمایش خودش (که عملش خالص است یا برای ریا؟)
مراجعه به محکمه وجدان است تا خود را بشناسد که مخلص است یا ریاکار. و گفتارش را با عملش و ظاهرش را با باطنش تطبیق دهد و خودش را بر علامات سه گانه که امام علی (علیه السلام) فرمود، عرضه بدارد:
ثلاث علامات للمرائی: ینشط اذا رأی الناس، و یکسل اذا کان وحده و یحب أن یحمد فی جمیع اموره.
(اصول کافی/ ج 3، 402)
برای ریا کار سه نشانه است:
1 - (هنگام عمل) مردم را ببیند، با نشاط شود.
2 - و هرگاه تنها باشد کسل شود.
3 - و دوست دارد که در همه کارهایش مورد ستایش واقع شود.
چه معیار دقیقی . برای کسی که می خواهد از این روش پلید دوری کند همین بس که فکر کند انگیزیه او بر ریاکاری بدست آوردن رضایت مردم و دلخوشی به تعریف آنان و ترس از مذمت ایشان است. چنانکه در حدیث شریف آمده است:
رضا الناس غایة لاتدرک.
رضایت مردم، هدفی حاصل نشدنی است (یعنی غیر ممکن است.)
انسان هر چه در بدست آوردن رضایت مردم کوشش نماید، به همان اندازه از رضایت آنان دورتر خواهد بود و ظاهرسازی بدون حقیقت چه در مادیات یا عبادات، هر چند صورت و نقش و نگارش زیاد بشود، بر اهل آن مخفی نمی ماند، اگر چه چند روزی بر افراد ساده، پوشیده بماند، و تاریخ بزودی آن را به عنوان یک نکته سیاه ثبت می کند. اینگونه کارها قابل گذشت و چشم پوشی نیست و شعارهای توخالی و تبلیغات گمراه کننده، هر چند عده ای را گمراه سازد، برای اهل تحقیق گمراه کننده نخواهد بود.
پس وقتی رضایت مردم بدست نمی آید و آنچه موجب رضایت بعضی است، باعث ناخشنودی دیگران می شود؛ چه بهتر که انسان از ریاکاری بپرهیزد و وظیفه خود را در هر شرایط و احوال، (با اخلاص) انجام دهد و قدم خویش را در جای ثابت و محکم قرار دهد.(36)
زیرا که به فرمایش علی (علیه السلام):
ان للحق دولة و للباطل جولة.
(غررالحکم / ج 2، 580)
حق دارای دولتی است، و باطل را جولانی بیش نیست.
(حق پایدار و باطل رفتنی است.)
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
اجتنبوا الریا فانه شرک بالله.
(بحار / ج 69، 281)
از ریا بپرهیزید که ریاکاری شرک به خداست.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
أعظم الأشقیاء... رجل ترک الدنیا للدنیا ففاتته الدنیا و خسرالاخرة و رجل تعبد واجتهد و صام ریاءا للناس و ذلک الذی حرم لذات الدنیا و لحقه التعب الذی لو کان به مخلصا لاستحق ثوابه.
بدبخت ترین مردم... مردی است که دنیا را بخاطر رسیدن به دنیا ترک نماید پس دنیا و آخرت هر دو از دستش برود. و مردی است که عبادت کند و در راه بندگی زحمت بکشد و روزه ریائی برای مردم بگیرد و این نیز از لذتهای دنیا محروم می شود و فقط برایش رنج بجای ماند که اگر اخلاص داشت به ثواب می رسید.
3 - از امام باقر (علیه السلام) سوال شد:
ان الرجل یعمل شیئا من الخیر فیراه انسان فیسره ذلک؟ فقال (علیه السلام) لابأس ما من أحد الا و هو یحب أن یظهر له فی الناس الخیر اذا لم یکن صنع ذلک لذلک.
(اصول کافی / ج 3، 437 - بحار / ج 72، 294)
شخصی کار نیکی را انجام می دهد و دیگری او را می بیند و او خوشحال می شود؟ (آیا این کار ریا است؟) فرمود عیب ندارد. کسی نیست مگر آنکه دوست دارد که میان مردم برای وی کار خوبی ظاهر شود بشرط آنکه کار خود را برای خودنمائی انجام ندهد.
4 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
الابقاء علی العمل أشد من العمل فان: و ما الابقاء علی العمل؟ قال یصل الرجل بصلة و ینفق نفقةلله وحده لاشریک له فکتب له سرا ثم یذکرها فتمحی فتکتب له علانیة یذکرها فتمحی و تکتب له ریاءا.
(اصول کافی / ج 3، 436)
نگهداری کار خیر (از ریا) از خود آن کار، سخت تر است (راوی سوال کرد:) نگهداری از عمل چیست؟ فرمود: مردی صله ای می کند و نفقه ای در راه خدای یگانه و بی شریک می دهد و ثواب کار خیر در پنهانی برای او نوشته می شود. سپس آن را بازگو می کند و از دفتر کار خیر نهانی محو می شود و در دفتر کار خیر آشکار او نوشته می شود و باز آن را اظهار می کند از دفتر آشکار نیز محو می شود و به صورت ریا ثبت می گردد.
5 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
انه قال لعباد بن کثیر البصری فی المسجد: ویلک یا عباد! ایاک والریا فانه من عمل لغیرالله و کل الله الی من عمل له.
(اصول کافی / ج 3، 432 - بحار / 72، 266)
به عباد بن کثیر بصری در مسجد فرمود: وای بر تو ای عباد! مبادا خودنمائی کنی زیرا هر که برای غیر خدا کار کند، خدایش به کسی واگذارد که برای او کار کرده است.
6 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
کل ریاء شک انه من عمل للناس کان ثوابه علی الناس و من عمل لله کان ثوابه علی الله.
(اصول کافی / ج 3، 433 - بحار / ج 72، 281)
هر ریائی شرک است. براستی هر کس برای مردم کار کند، ثوابش بعهده آنها است، و هر کس برای خدا کار کند ثوابش با خداوند است.
7 - علی بن سالم گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود:
یقول الله عزوجل: أنا خیر شریک من أشرک معی غیری فی عمل عمله، لم اقبله الا ما کان لی خالصا.
(اصول کافی / ج 3، 434 - بحار / ج 72، 288)
خداوند عزوجل می فرماید: من بهترین شریکم. هر که در کاری که می کند با من دیگری را شریک کند از وی نپذیرم (و همه را به آن شریک واگذارم) جز همانچه خالص برای من باشد.
8 - امام رضا (علیه السلام) به محمد بن عرفه فرمود:
ویحک یابن عرفه! اعملوا لغیر ریاء ولا سمعة فانه من عمل لغیر الله وکله الله الی ما عمل ویحک ما عمل أحد عملا الا راده الله ان خیرا فخیر و ان شرا فشر.
(اصول کافی / ج 3، 434)
وای بر تو ای پسر عرفه! عمل های خود را بدون ریا و شهرت انجام دهید زیرا هر که برای غیر خدا کاری کند، خدایش به همان کس واگذارد که برایش کار کرده است. وای بر تو هیچکس کاری نکند جز آنکه خدا عوض کارش را به او برگرداند اگر خوب باشد خوب و اگر بد باشد بد.
پس هرگاه در عمل اخلاص نباشد، نتیجه مترقبه از آن بدون پاداش خواهد بود و هر عملی (ذاتا) اگر نیک باشد نیک و اگر بد باشد بد نوشته می شود. برخلاف اخلاص که آدم مخلص همیشه به پاداش و اجر خود خواهد رسید.
اخلاص عبارت است از عملی که خالی از ظاهرسازی و حیله باشد و ریاکاری برعکس آن است. و این مطلب ظاهرسازی نیست بلکه عین حقیقت است.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
الأخلاص هو أن تقول: ربی الله ثم تستقم کما امرت تعمل لله لا تحب ان تحمد علیه.
اخلاص آن است که بگوئی پروردگار من خدای (یکتا) است سپس چنانکه او فرموده در راهش استقامت بورزی، عمل خود را برای خدا انجام دهی و دوست نداشته باشی که در مقابل آن ستایش شوی.
یعنی هوی و هوس خود را پرستش نکنی و جز خدا را نپرستی و در راه عبادت او استقامت و پایداری کنی چنانکه به آن مأمور گشته ای و این بخاطر آن است که هر عملی که انسان بدون اخلاص انجام می دهد، قیمت و ارزشی ندارد.
خداوند متعال می فرماید:
انا انزلنا الیک الکتاب بالحق فاعبد الله مخلصا له الدین، الا لله الدین الخالص.
(زمر/ 3)
ما این کتاب را بر تو بحق فرستادیم (بشکرانه این نعمت بزرگ) خدای را پرستش کن و دین را برای او خالص گردان (دل از غیر حق بگردان) (ای بندگان) آگاه باشید که دین خالص (بدون هیچ شرک و ریا) برای خدا است.
خطابهائی که بر پیامبر صلی الله علیه و آله می شود بخاطر رهبری امت بوسیله آن حضرت و هدایت آنان در زندگی است و خداوند در قرآن کریم اخلاص و عمل را همردیف و مقارن یکدیگر بیان فرموده است. چنانکه می فرماید:
و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفاء و یقیموا الصلوة و یؤتوا الزکاة و ذلک دین القیمة.
(بینه / 5)
و (در کتب آسمانی) امر نشده اند مگر بر اینکه خدا را به اخلاص کامل و (بدون شائبه شرک و ریا) در دین (اسلام) پرستش کنند. و از غر دین حق روی بگردانند و نماز به پا دارند و زکات به فقیران بدهند و این است دین درست (و راه راست و سعادت.)
بنابراین باید بدنبال هر اخلاصی عمل معنوی مثل نماز یا عمل مادی مثل زکات وجود داشته باشد و هیچ منافاتی ندارد که اخلاص همراه با خوشحالی بر عمل باشد زیرا که طبیعی است که انسان از هر کار نیکی خوشحال می شود چه کار خودش باشد یا کار دیگران چون اولا عمل خیر ذاتا نیک است و ثانیا عملی است که از او سرزده است و این خوشحال هیچ منافاتی با اخلاص ندارد بلکه این شادی و سرور به تبع اخلاص است و ریا نیست زیرا که خودنمائی محسوب نمی شود بلکه خودش عمل خیر است.
پس خوشحالی بر عمل خیر چه از خود انسان سر بزند یا از دیگران، یک چیز طبیعی به عنوان نتیجه عمل است
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
ما من أحد الا و هو یحب أن یظهر له فی الناس الخیر اذا لم یکن صنع ذلک لذلک.
(اصول کافی / ج 3، 405 - بحار / ج 72، 294)
هیچ کسی نیست مگر آنکه دوست دارد نیکیش در بین مردم آشکار گردد بشرط اینکه عمل خود را بخاطر نشان دادن به مردم انجام ندهد. (یعنی کار انجام دهد که به مردم نشان دهد و همین ریا شود.)
و درجه اخلاص در اسلام بسیار بزرگ است.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ما أخلص عبدلله أربعین صباحا الا جرت ینابیع الحکمة من قلبه علی لسانه.
(بحار / ج 67، 242)
هیچ بنده ای چهل صباح برای خدا اخلاص نمی ورزد، مگر آنکه چشمه های جوشان حکمت، از قلبش بر زبانش جاری می گردد.
و فاطمه زهرا (علیه السلام) (پاره تن پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:)
من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه أفضل مصلحته.
(بحار / ج 70، 249)
کسی که عبادت خالصانه وی به سوی خدا صعود نماید (بالا برود) خداوند عزوجل بهترین مصلحتهای او را برایش فرو می فرستد.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
ما أخلص العبد الایمان بالله أربعین یوما الا زهده الله تعالی فی الدنیا و بصره داءها و دواءها و أثبت الحکمة فی قلبه و أنطق بها لسانه.
(اصول کافی / ج 3، 27)
هیچ بنده ای چهل روز ایمان به خدا را خالص نمی سازد، مگر آنکه خدای عزوجل او را نسبت به دنیا زاهد سازد و درد و داروی دنیا را به او بنماید، پس حکمت را در دلش ثابت کند و زبانش را به آن گویا سازد.
پس اخلاص خود عبادتی است برای خدا بلکه بهترین عبادات است، چنانکه امام جواد (علیه السلام) فرمود:
أفضل العبادة الاخلاص.
(بحار / ج 67، 5 - قصارالجمل / ج 1، 177)
با فضیلت ترین عبادتها اخلاص است.
دین اسلام این چنین مقام و منزلت اخلاص را بالا می برد زیرا که اخلاص روح و جان عمل است و مطمئن ترین همراهی است که پایه زندگی بر آن استوار است، و ریا به تمام معنا برخلاف آن است.

عیبجوئی از نظر اسلام

عیبجوئی از مردم، از عیب خود انسان سرچشمه می گیرد و این مسأله غالبا از راه حسد و سوءظن و خود برتر بینی و بخل و امثال آن ناشی می گردد.
عیب، عبارت است از هر چیزی که از جریان طبیعی زیاد یا کم باشد مانند زیادی یک انگشت یا کم بودن آن.
خداوند متعال می فرماید:
یا ایها الذین امنوا اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم ولا تجسسوا ولا یغتب بعضکم بعضا ایحب احدکم أن یأکل لحم اخیه میتا فکرهتموه واتقوا الله ان الله تواب رحیم.
(حجرات / 12)
ای کسانی که ایمان آورده اید، از بسیاری از گمانها بپرهیزید چرا که بعضی از گمانها گناه است و هرگز (در کار دیگران) تجسس نکنید و هیچیک از شما دیگری را غیبت نکند. آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به یقین) همه شما از این کار کراهت دارید. تقوای الهی پیشه کنید که خداوند توبه پذیر و مهربان است.
خداوند دستور داده که از این گونه صفات رذیله اجتناب گردد زیرا هر یک از این صفات به یکدیگر ارتباط و پیوند دارد که یا سبب آن است و یا نتیجه آن. لذا سوءظن و بدبینی منشأ ضعف است و سبب تجسس از عیب، حسد و مثل آن است، و اساس غیبت، ترس (از اظهار عیب به صاحب آن) است. انسان این صفات ناپسند را بر خود نمی پسندد، پس باید بر برادر دینی خود نیز نپسندد.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
... و من مشی فی عیب أخیه کشف عورته علی رؤوس الخلائق...
(وسائل / ج 8، 604 چاپ آل البیت)
... و هر کس در عیبجوئی برادر (دینی) خود قدم بردارد مانند این است که عورت و آبروی او را در برابر مردم آشکار ساخته است...
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
من ستر علی مؤمن عورة یخافها سترالله علیه سبعین عورة من عورات الدنیا والاخرة.
(وسائل / ج 11، 586 آل البیت)
... و هر کس عیب و لغزش مومنی را که از آن می ترسد، بپوشاند، خداوند هفتاد لغزش از لغزشهای دنیا و آخرت را برای او می پوشاند.
پس وای بر آنها (عیب جویان) که در زندگیشان هر کجا باشند خشم خدای متعال به آنان خواهد رسید. و آنها از نظر معنوی از رحمت خدا دور شده و از نظر اجتماعی، اعتماد مردم به خود را از دست می دهند و چه خسارت بزرگی ؟.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
... لا تذموا المسلمین ولا تتبعوا عوراتهم فانه من تتبع عوراتهم تتبع الله عورته و من تتبع الله تعالی عورته یفضحه ولو فی بیته.
(اصول کافی / ج 4، 58 - بحار / ج 73، 214)
مسلمانان را نکوهش نکنید و از عیوب آنان جستجو ننمائید زیرا هر که عیوب آنها را جستجو کند خداوند عیوب او را دنبال کند و هر که خداوند عیبش را دنبال کند، رسوایش سازد گرچه در خانه اش باشد.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من مشی فی عیب أخیه و کشف عورته، کانت اولی خطوة خطاها وضعها فی جهنم و کشف الله عورته علی رؤوس الخلائق.
(وسائل / ج 8، 604 - آل البیت)
هر کس در عیبجوئی برادر (دینی) خود قدم بردارد و لغزشهای وی را آشکار سازد، اولین قدمی که (روز قیامت) برمی دارد. آن را در جهنم می گذارد و خداوند لغزشهایش را در برابر خلایق آشکار می سازد (و رسوایش گرداند.)
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من أذاع فاحشة کان کمبتدئها و من عیر مومنا بشی ء لم یمت حتی یرتکبه.
(اصول کافی / ج 4، 59)
هر کس کار زشتی را فاش کند، چون کسی است که آن را انجام داده و هر کس مومنی را به چیزی سرزنش کند، نمی میرد تا مرتکب آن شود.
4 - علی (علیه السلام) فرمود:
طوبی لمن شغله عیبه عن عیوب الناس من اخوانه.
(نهج البلاغه / خطبه 176)
خوشا بحال کسی که عیب خودش او را از پرداختن به عیبهای برادران دینی از مردم، مشغول سازد.
5 - علی (علیه السلام) فرمود:
من نظر فی عیب نفسه اشتغل عن عیب غیره و من نظر فی عیوب الناس فانکرها ثم رضیها لنفسه فذلک الأحمق بعینه.
(نهج البلاغه / حکمت 349)
هر کس در عیب خود بنگرد، از عیب دیگری غافل می ماند و هر کس در عیبهای مردم دقت نماید و آن عیوب را از ایشان نپسندد ولی نسبت به خودش نیک بداند (بپسندد) این شخص خودش احمق است.
6 - علی (علیه السلام) فرمود:
الاشرار یتبعون مساوی الناس و یترکون محاسنهم کما یتتبع الذباب المواضع الفاسدة من الحسد ویترک الصحیح.
(شرح نهج البلاغه / ابن ابی الحدید / ج حکمت 113)
مردمان بد، زشتیها و عیبهای مرم را جستجو می کنند، و نیکیهای آنان را کنار می گذارند چنانکه مگس بدنبال جاهای فاسد (و کشف) می رود جای سالم (و پاکیزه) را رها می سازد.
7 - علی (علیه السلام) فرمود:
اکبر العیب أن تعیب ما فیک مثله.
(نهج البلاغه / حکمت 345)
بزرگترین عیب آن است که عیبجوئی کنی از آنچه که در خودت مثل آن وجود دارد.
8 - علی (علیه السلام) فرمود:
جهل المرء بعیوبه من اکبر ذنوبه.
(نهج البلاغه / حکمت 377)
جهل و غفلت انسان به عیبهای خود، از بزرگترین گناهان او است.
9 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
أحب اخوانی الی من اهدی الی عیوبی.
(بحار / ج 74، 282)
بهترین برادران من کسانی هستند که عیبهایم را به من هدیه کنند.
10 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
من روی علی مومن روایة یرید بها شینه و هدم مروته لیسقط من أعین الناس أخرجه الله من ولایته الی ولایة الشیطان فلا یقبله الشیطان.
(وسائل / ج 8، 609 - چاپ آل البیت)
هر کس چیزی علیه برادر دینی خود نقل کند و قصدش این باشد که با این کار وی را لکه دار کند، و جوانمردی او را خراب سازد و از بین ببرد تا از چشم مردم بیفتد، خداوند او را از ولایت (و دوستی خود) بیرون رانده و به ولایت شیطان وارد می کند و شیطان نیز او را نمی پذیرد.

بحثی پیرامون حسد

بیشترین چیزی که سبب عیبجویی می گردد، حسد است که گاهی هم عجب و غرور و بخل، حرص و ولع موجب آن می شود. حسد یک مرض خطرناک و شیوع پذیر اجتماعی است که تا حد زیادی به جامعه سرایت می کند، و برای حسود راحتی نمی گذارد دائما او را در بدبختی و شکنجه روحی قرار می دهد.
حسد پیشه انسان عاجز و شکست خورده ای است که برای دیگران سعادت و خوشبختی نمی خواهد، تا آنان نیز مانند او در زندگی شست بخورند. و اگر حسود این تلاشی را که در ذلت کشانیدن مردم انجام می دهد، برای اصلاح خودش با کارهای شرافتمندانه انجام می داد، البته موفقیت در زندگی او را، یار می شد چنانکه دیگران را یار و همراه شده است. زیرا که هر انسانی، وابسته به کار و تلاش خود می باشد؛
خداوند متعال می فرماید:
للرجال نصیب مما اکتسبوا وللنساء نصیب مما اکتسبن واسلوا الله من فضله.
(نساء / 32)
(در اموری که موهبت خدا است و اکتسابی نیست؛ مانند نعمت نبوت و ولایت و هوش و حسن و جمال و نطق فصیح و غیره، طمع نکنید، و بر صاحبانش حسد نورزید) که هر کس از مرد و زن از آنچه بدست آورند بهره مند شوند، و هر چه خواهید از فضل خدا درخواست کنید.
هنگامی که تاریخ را ورق می زنیم، انحرافات و کجرویهای زیادی را به دنبال حسد می یابیم، چون حسد، انسان را وادار می سازد که جرمهای زیای مرتکب شود و دست خود را به خون بی گناهان آلوده سازد و از زشتیها پرهیز نکند. چنانکه حسد ابلیس بر مقام و منزلت آدم (علیه السلام)، او را وادار به عیبجوئی از حضرت آدم کرد و گفت:
أنا خیر منه خلقتنی من نار و خلقته من طین.
(اعراف / 12)
من بهتر از او (آدم) هستم زیرا مرا از آتش و او را از گل آفریدی.
پس بر آدم سجده نکرد و بخاطر حسد با فرمان خدا مخالفت کرد. همان حسد بود که قابیل را وادار ساخت که از راه ظلم و دشمنی، برادر خود هابیل را به قتل رساند.
رسولخدا صلی الله علیه و آله به این مطلب چنین اشاره می فرمایند.
کاد الحسد أن یغلب القدر.
(بحار / ج 70، 247 - اصول کافی، ج 3، 452)
نزدیک است که حسد بر قدر پیروز شود.(37)
علت آن، این است که شخص حسود تمام کوشش خود را بکار می گیرد تا اینکه به طرف مقابل ضرر بزند، گرچه به خود نیز زیان وارد کند. لذا برای ضرر زدن به طرف مقابل از مال و وقت و جان خود مایه می گذارد.
خداوند سبحان به ما امر فرموده که از شر حسود به او پناه ببریم چنانکه می فرماید:
قل اعوذ برب الفلق، من شر ما خلق... و من شر حاسد اذا حسد.
(فلق / 5 - 1)
ای رسول ما! بگو: من پناه می جویم به خدای فروزنده صبح روشن از شر مخلوقات... و از شر حسود بدخواه چون آتش رشک و حسد برافروزد.
چه نیکو گفته شده:
الحسد جرح لایبرء.
حسد جراحتی است که هرگز خوب نمی شود.
و کل حاسد عدو نفسه و صدیق عدوه.
هر حسودی دشمن جان خود و دوست دشمن خویش است.
و در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) آمده است:
المؤمن یغبط و لایحسد والمنافق یحسد ولا یغبط.
(بحار / ج 70، 250)
مومن غبطه می برد و حسادت نمی ورزد و منافق حسد می ورزد و غبطه ندارد.
دلیلش این است که غبطه عبارت است از خواستن نعمت برای خود بمانند آنچه را که دیگران دارند، و حسد خواستن زوال و نابودی نعمت دیگران و وجود آن برای خویشتن است.
چنانکه کفاری که حق برایشان روشن شده بود، چنین می کردند.
خداوند متعال می فرماید:
ود کثیر من اهل الکتاب لویردونکم من بعد ایمانکم کفارا حسدا من عند انفسهم من بعد ما تبین لهم الحق.
(بقره / 109)
بسیاری از اهل کتاب از روی حسد که در وجود آنها ریشه دوانده دوست می داشتند شما را بعد از اسلام و ایمان به حال سابق باز گردانند با اینکه حق برای آنها کاملا روشن شده است.
حسد، کینه نیز نامیده شده است. چنانکه خداوند متعال می فرماید:
والذین جاؤا من بعدهم یقولون ربنا اغفرلنا ولأخواننا الذین سبقونا بالایمان ولا تجعل فی قلوبنا غلا للذین امنوا، ربنا انک روف رحیم.
(حشر / 10)
و کسانی که بعد از آنها آمدند می گویند: پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفته اند بیامرز و در دلهایمان حسد و کینه ای نسبت به مومنان قرار مده. پروردگارا تو مهربانی و رحیمی.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
أقل الناس لذة الحسود.
(بحار / ج 77، 113 روایت 2)
بی بهره ترین انسانها از لذت زندگی، حسودان هستند.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
الحسد یأکل الحسنات کما تأکل النار الحطب.
(بحار / ج 73، 255 - اصول کافی / ج 3، 414)
حسد حسنات و نیکیها را از بین می برد همانطوری که آتش هیزم را خاکستر می کند.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ألا انه قد دب الیکم داء الامم من قبلکم و هوالحسد لیس بحالق الشعر لکنه حالق الدین.
(بحار / ج 73، 253)
آگاه باشید که مرضهای ملتهای پیشین به سوی شما رو آورده است و آن حسد است که مو را از بین نمی برد بلکه دین را نابود می سازد.
4 - علی (علیه السلام) فرمود:
صحة الجسد من قلة الحسد.
(بحار / ج 73، 256 - نهج البلاغه فیض / حکمت 248)
سلامتی جسم از کمی حسد است.
5 - علی (علیه السلام) فرمود:
العجب لغفلة الحساد من سلامة الأجساد.
(بحار / ج 73، 256 - نهج البلاغه / کلمه 216)
تعجب است که چرا حسودان از سلامتی خود غافلند
6 - علی (علیه السلام) فرمود:
لله در الحسد ما أعتدله أبدأ بصاحبه فقتله.
(شرح نهج البلاغه / ج 1، 316)
آفرین بر حسد که چه عادل است اول حسود را می کشد (سپس دیگران را زیان می رساند.)
7 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
الحاسد مضر بنفسه قبل أن یضر بالمحسود.
(بحار / ج 73، 255)
حسود قبل از اینکه به طرف مقابل ضرر بزند، به خود ضرر خواهد زد.
8 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
الحسد أصله من عمی القلب و حجود فضل الله تعالی، و هما جناحان للکفر و بالحسد وقع ابن آدم فی حسرة الأبد و هلک مهلکا لاینجو.
(بحار / ج 73، 255)
ریشه حسد از کوری قلب و انکار فضل و احسان خدا است و آندو (کوری قلب و انکار فضل خدا) دو بال کفرند و بوسیله حسد فرزند آدم (قابیل) در حسرت دائم قرار گرفت و خود را طوری به هلاکت انداخت که نجات پیدا نمی کند.
9 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لایطمعن الحسود فی راحة القلب.
(بحار / ج 73، 252)
حسود نباید به راحتی قلب طمع بورزد.