فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

دشنام و نسبت های ناروا

همانطوری که تزکیه و پاکسازی درون انسان، از پندارهای پلید بوسیله عبادتها، یکی از اهداف اسلام است؛ پاکسازی زبان از گفتارهای زشت نیز، از اهداف اسلام می باشد. و گفتارهای زشت عبارتند از:
1 - لعن و نفرین دیگران بمعنای طرد و راندن از نیکیها.
2 - دشنام دادن یعنی گفتارهای ناراحت کننده و رنج آور.
3 - فحش و ناسزا یعنی سخن زشت و نادرست.
همه اینها را گفتار قبیح شامل می گردد، که امام باقر (علیه السلام) فرمود:
سلاح اللئام قبیح الکلام.
(بحار / ج 76، 185 - میزان الحکمة / ج 7، 410)
سلاح افراد پست، گفتار زشت آنها است.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت پاک آن حضرت، در رفتار خود نمونه زیبائی در پاکی زبان بودند، و کسی از حسن بن علی (علیه السلام) ناروائی نشنید جز آنچه که بخاطر اختلاف با عمربن عثمان فرمود:
لیس له عندنا الا ما أرغم أنفه.
او پیش ما، جز مالیدن بینی اش به خاک، حقی ندارد.
این شدیدترین سخنی است که از آن حضرت نقل شده است.
علی (علیه السلام) همواره یاران خود را از دشنام به اهل شام (علی رغم جنگ با آنان) بازمی داشت و می فرمود:
کرهت لکم أن تکونوا لعانین شتامین تشتمون و تتبرؤن ولکن لو وصفتم مساوی ء أعمالهم فقلتم من سیرتهم کذا و کذا و من أعمالهم کذا و کذا کان أصوب فی القول و أبلغ فی العذر و قلتم: مکان لعنکم ایاهم و برائتکم منهم: اللهم احقن دمائنا و دمائهم و أصلح ذات بیننا و بینهم و أهدهم من ضلالتهم حتی یعرف الحق منهم من جهله ویرعوی عن الغی والعدوان من لهج به لکان أحب الی و خیرا لکم.(34)
(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید / ج 3، 181 - میزان الحکمة / ج 4، 361)
دوست ندارم که شما از لعن و نفرین کنندگان و دشنام دهندگان باشید ولی اگر کارهای ناپسند آنها را کرده و از اخلاق چنین و چنانشان نام ببرید، بحق نزدیکتر است و معذور خواهید بود. و به جای نفرین و برائت از آنان چنین بگوئید: پروردگارا خون ایشان و خون ما را حفظ کرده و بین ما و آنان اصلاح فرما و آنها را از گمراهیشان هدایت کن تا جاهلان آنان حق را بشناسند و آنکه از ایشان حریص و شیفته گمراهی و دشمنی است، از آن باز ایستد که اگر چنین بگوئید، نزد من محبوبتر و برای شما بهتر خواهد بود.
این درس بزرگی از امام علی (علیه السلام) در چنان شرائط سخت است که برای هدایت دشمن بجای نفرین، درخواست دعا می کند. وه چه اخلاق اسلامی بزرگی؟ .
امام کاظم (علیه السلام) درباره دو نفر که یکدیگر را ناسزا می گفتند، چنین فرمود:
البادی منهما أظلم، وزره و وزر صاحبه علیه ما لم یتعد المظلوم.
(بحار / ج 73، 163 - میزان الحکمة / ج 4، 362)
هر یک از آن دو که ناسزاگوئی را شروع کرده، ظالمتر است و گناه خودش و رفیقش هر دو بر وی است مادامی که آن دیگری (مظلوم)از حد خود تجاوز نکند.
و تجاوز از حد که در این حدیث به آن اشاره شده است؛ گاهی با تکرار دشنام و گاهی با گفتن لفظ زشت، تحقق و انجام می پذیرد. بلکه رسول خدا صلی الله علیه و آله با نهی از آن فرمود:
لاتسبوا الریاح ولا الساعات ولا الأیام فتأثموا و یرجع علیکم.
(بحار / ج 57، 9 - میزان الحکمة / ج 4، 361)
بادها و ساعتها و روزها را فحش و دشنام ندهید که گنهکار شوید و دشنامتان بر خود برگردد.
و علت آن این است که اگر دشنام از انسان نسبت به زمانها و اجرام آسمانی که شعور ندارند، انجام پذیرد و تکرار گردد، بزودی این کار برای وی بصورت یک عادت در می آید. و آن را درباره موجودات عاقل مانند انسان نیز بکار می برد و با آن برای خود وزر و وبال کسب می کند زیرا طبیعی است که دشنام دادن، دشنام را به دنبال دارد و دشمنی و عداوت را بوجود می آورد. و امام صادق (علیه السلام) در کلام خود به همین معنی اشاره فرموده که:
انه من سب أولیاء الله فقد انتهک سب الله.
(سفینة البحار / ج 1، 592 ماده سب)
هر کس دوستان خدا را فحش دهد، در حقیقت حریم خدا را هتک نموده است.
و اگر کسی به انسان اتهام سبک ببندد، که انسان شریف معمولا از آنگونه اتهام متأثر و ناراحت نمی گردد، باید در این مورد طرف (دشنام دهنده و متهم کننده) را موعظه و نصیحت نمود.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اذا قال الرجل: أنت خبیث أو خنزیر فلیس فیه حد ولکن فیه موعظة و بعض العقوبة.
(وسائل / ج 18، 445)
هرگاه شخصی به تو بگوید: تو خبیث و پلید یا خوک هستی، این موجب حد شرعی نمی گردد ولیکن در آن نصیحت و بعضی کیفرها است. یعنی کیفرهای تنبیهی و تأدیبی.
و امیرالمومنین (علیه السلام) درباره کسی که اهانت کرده بود، تنبیه فرمود. و نیز درباره مردی که دیگری را پسر دیوانه خوانده بود و او نیز در جواب گفته بود: که دیوانه خودت می باشی، دستور داد که اولی بیست ضربه شلاق به رفیق خود بزند و فرمود بدان که تو نیز بدنبال او باید تازیانه بخوری. و لذا وقتی یکی تازیانه را زد، شلاق را از دست وی گرفت و به آن دیگری داد تا او نیز در عوض وی را بزند. و بدین صورت هر دو شلاق خوردند. و نهایت چیزی که در ناسزاگوئی به انسان آبرومند تصور می گردد، متهم ساختن وی به خیانت خانوادگی و قذف است. و آن عبارت از متهم ساختن کسی به زنا کاری و لواط است.
خداوند متعال می فرماید:
والذین یرمون المحصنات ثم لم یأتوا باربعة شهداء فاجلدوهم ثمانین جلدة ولا تقبلوا لهم شهادة ابدا و اولئک هم الفاسقون.
(نور / 4)
و کسی که به دیگران نسبت ناروا دهد، مجازات شدیدی دارد؛ که هم باید تازیانه بخورد و هم برای همیشه گواهی و شهادت او پذیرفته نخواهد شد و اینگونه کیفرها می تواند ریشه این فساد اخلاقی را که باعث جدائی خانواده ها و نابودی اخلاق پسندیده می گردد، از بن برکند.
خداوند متعال می فرماید:
ان الذین یرمون المحصنات الغافلات المومنات لعنوا فی الدنیا والاخرة و له عذاب عظیم.
(نور / 23)
آنانکه به زنان با عفت مومنه نسبت زنا دهند، محققا در دنیا و آخرت ملعون (و محروم از رحمت حق) شدند و هم آنان به عذاب سخت معذب خواهند شد.
امام صادق (علیه السلام) دوستی داشت که هرگز از آن حضرت جدا نمی شد، آن شخص روزی به غلام خود گفت: یابن الفاعلة ای فرزند زن بدکاره امام صادق (علیه السلام) از ناراحتی دست خود را به پیشانی گذاشت و فرمود:
تقذف امه؟! قد کنت آری لک ورعا فاذا لیس لک ورع. فقال جعلت فداک، امه سندیة مشرکة، فقال: اما علمت ان لکل امة نکاحا؟! تنح عنی...
(کافی / ج 4، 6)
آیا به مادر او نسبت ناروا (زنا) می دهی؟ من تو را با تقوی و پرهیزکار می دانستم. حالا معلوم شد که تقوا نداری. آن مرد عرض کرد: فدایت شوم مادر آن غلام سندی و مشرک بود. امام (علیه السلام) فرمود: آیا نمی دانی که برای هر ملتی ازدواجی هست؟! از من دور شو... و امام بعد از آن جریان هیچگاه با وی راه نرفت تا مرگ بین آندو جدائی افکند.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم):
الموبقات السبع: الشرک بالله، والسحر، و قتل النفس التی حرم الله، و أکل الربا، و أکل مال الیتیم، والتولی یوم الزحف، و قذف المحصنات.
(میزان الحکمة / ج 4 - وسائل / ج 11، 261 - ط / آل البیت / با اندک تفاوت)
هفت چیز هلاک کننده عبارتند از: شرک به خدا، و سحر و جادو، و کشتن انسانی که خدا آن را حرام کرده، و خوردن مال ربا، و خوردن مال یتیم، و پشت کردن و فرار از جنگ، و نسبت ناروا دان به انسانهای پاکدامن.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم):
لاتسبوا الناس فتکسبوا العداوة لهم.
(بحار / ج 75، 163 - میزان الحکمة / ج 4، 362)
مردم را دشنام ندهید که باعث دشمنی و عداوت میان شما گردد.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم):
ان الله حرم الجنة علی کل فحاش بذی قلیل الحیاء لایبالی ما قال ولا ما قیل فیه.
(کافی / ج 2، 343 و ج، 4)
خداوند بهشت را بر هر فحش دهنده بد زبان و کم حیاء حرام فرموده؛ که باکی ندارد چه بگوید و چه به او گفته شود.
4 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم):
ما کان الفحش فی شی ء قط الا شانه ولا کان الحیاء فی شی ء قط الا زانه...
(وسائل / ج 8، 517 با اندک تفاوت)
در هیچ کاری دشنام گفته نمی شود مگر آنکه آن را زشت می گرداند. و در هیچ کاری حیا مراعات نمی گردد، مگر آنکه آنرا زینت بخشد.
5 - امام صادق (علیه السلام):
ان اللعنة اذا خرجت من فی صاحبها ترددت، فان وجدت مساغا والا رجعت علی صاحبها.
(بحار / ج 73، 208 - میزان الحکمة / ج 8، 505)
براستی که لعن و نفرین هرگاه از دهن گوینده ای بیرون آید در فضا معلق می ماند، پس اگر نفرین بر حق (و با مورد) باشد به او وارد می شود. وگرنه به خود گوینده برخواهد گشت.
6 - امام صادق (علیه السلام):
ثلاثة لینظر الله الیهم یوم القیامة ولا یزکیهم ولهم عذاب الیم: الدیوث من الرجال، والفاحش المتفحش والذی یسأل الناس وفی یده ظهر غنی.
(وسائل / ج 4، 306)
سه گروهند که روز قیامت، خداوند به آنان نظر رحمت نمی افکند و ایشان را از گناه پاک نمی سازد و برای آنان عذاب دردناکی است:
1 - مردان دیوث.(35) 2 - کسی که فحش بدهد و فحش بستاند. 3 - کسی که غنی و بی نیاز باشد و از مردم سوال کند.
و امام صادق (علیه السلام) از نسبت ناروا به افراد غیر مسلمان (نیز) نهی فرمود، مگر اینکه به واقعیت آن مطلع و آگاه باشیم.
و نیز آن حضرت فرمود:
... أیسر ما یکون أن یکون قد کذب.
(وسائل / ج 18، 430)
کمتر چیزی که در قذف است، این است که دروغ است.
7 - امام رضا (علیه السلام):
حرم الله قذف المحصنات لما فیه من فساد الأنساب و نفی الولد و ابطال المواریث و ترک التربیة و ذهاب المعارف و مافیه من الکبائر والعللالتی تودی الی فساد الخلق.
(وسائل / ج 18، 431)
خداوند نسبت ناروا به پاکان را، حرام فرمود؛ زیرا که در آن فاسد شدن نسبها و نژادها، و انکار فرزندان، و باطل ساختن ارثها، و ترک تربیت فرزندان، و از بین رفتن معارف (حقه) و موجب پیدایش گناهان کبیره، و اسبابی که منجر به فساد مردم می شود، وجود دارد.

حیا و عفت کلام

صفت حیا و عفت کلام، ضد فحش و ناسزاگوئی است.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ما کان الفحش فی شی ء قط الا شانه و لا کان الحیاء فی شی ء قط الا زانه.
(وسائل / ج 8، 517 چاپ آل البیت با اندک تفاوت)
در هیچ چیزی بدگوئی واقع نمی شود، مگر آنکه آن را زشت گرداند و در هیچ چیزی حیا و عفت کلام مراعات نمی شود، مگر آنکه آن را زینت دهد.
زیرا مراعات کردن ادب، و پاسخ دادن بدی را به نیکی، روح دشمنی را از تجاوزگر می گیرد، و مستقیما باعث دوستی و محبت می گردد. در حالی که بدگوئی و فحش، عداوت و دشمنی را افزایش می دهد. لذا حیاء و عفت کلام یکی از صفات پسندیده انبیا و پیامبران الهی و از اخلاق نیک بندگان شایسته و صالح خداوند است.
و حیا بخشی از ایمان است. - چنانکه در حدیث آمده است - زیرا که انسان را از انجام کارهای زشت باز می داد و او را برای انجام کارهای زیبا وا می دارد. در نتیجه انسان از کارهای زشت و ناپسند دوری می گزیند. و هر کس از داشتن حیا محروم باشد، در دامن زشتیها گرفتار شده، و برای جامعه گرانبار و غیر قابل تحمل خواهد بود تا آنجا که جامعه آرزو می کند از دستش خلاص شود زیرا که او فاقد وجدان کنترل کننده ای است که وی را از زشتیها بازدارد و بین او و کارهای زشت فاصله گردد.
پس برای هر انسانی لازم است که زبان خویش را در معصیت و الفاظ بد مانند فحش و بدگوئی و به کار بردن کلمات ناموزون، بکار نگیرد. بلکه خود را به حیا و عفت کلام و دوری از کارهای قبیح عادت دهد تا سعادتمندانه و نیکو زندگی کند.

ریاکاری و اخلاص در عمل

خداوند متعال می فرماید:
یا ایها الذین امنوا لا تبطلوا صدقاتکم بالمن والأذی کالذی ینفق ما له رئاء الناس و لا یؤمن بالله والیوم الاخر.
(بقره / 267)
ای اهل ایمان! صدقات خود را به سبب منت و آزار، تباه نسازید. مانند کسی که مالش را از روی ریا برای خودنمائی و جلب توجه مردم، انفاق کند و ایمان به خدا و روز قیامت ندارد.
ریا عبارت از تظاهر به نیکی - بدون داشتن حقیقت آن - به ظاهر دسترسی و جلب رضایت مردم و به جا آوردن کاری است که دلالت بر نیکی دارد.
و اسلام نسبت به ریا کاری بصورت عمومی - در همه کارها - و مخصوصا در عبادات، سختگیری کرده و از آن با عبارات شدیداللحنی جلوگیری نموده است. زیرا ریا عبادت و سایر کارهای قربی را فاسد می کند. مثلا کسی که ساختمانی را برای خودنمائی و نشان دادن به مردم می سازد، طبیعتا به کمالات آن اهمیت قائل نمی گردد. و چنین ساختمانی بی بنیاد و بی اساس، بالاخره متزلزل خواهد شد. هر چند ظاهری زیبنده ای داشته باشد.
بنابراین اسلام عبادت ریاکارانه را باطل اعلام کرده است. بخاطر اینکه اعمال انسان با نیت محقق می شود و عبادت نیز با قصد قربت انجام می پذیرد. بلکه ریاکار در عبادت، بدتر از تارک آن است. زیرا که ریاکار به عنوان استهزاء کننده به شمار می رود.
از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) سوال شد:
ما النجاة غدا؟ فقال صلی الله علیه و آله: انما النجاة فی أن لا تخادعوا الله فیخدعکم. فانه من یخادع الله یخدعه و یخلع منه الایمان و نفسه یخدع لویعتبر. قیل له صلی الله علیه و آله: کیف یخادع الله؟ قال: یعجل بما أمر الله ثم یرید غیره. فاتقوا الله فی الریاء فانه الشرک بالله ان المرائی یدعی یوم القیامة باربعة أسماء: یا فاجر، یا کافر، یا غادر، یا خاسر، حبط عملک و بطل أجرک فلا خلاص لک الیوم فالتمس أجرک ممن کنت تعمل له.
(وسائل / ج 1، 53 چاپ آل البیت)
فردای روز قیامت نجات در چیست؟ فرمود: نجات در این است که با خدا نیرنگ نکنید تا خدا نیز با شما نیرنگ نکند، زیرا کسی که به خدا نیرنگ زند، خدا هم به وی نیرنگ خواهد زد و ایمان را از او سلب می کند. و شخص نیرنگ باز اگر دقت کند، به خود نیرنگ می زند (نه به خدا.)
عرض شد: چگونه به خدا نیرنگ می زند؟
فرمود نسبت به آنچه خدا دستور داده (در ظاهر) عجله می کند ولی هنگام عمل غیر خدا را در نظر می گیرد. از خدا بترسید، در ریا کردن که آن شرک به خدا است و ریا کار در روز قیامت با چهار نام صدا می شود: ای بدکار!، ای کافر!، ای حیله گر!، ای زیانکار! عملت حبط و باطل شده و پاداشت از بین رفته است، امروز برای تو راه نجات نیست. پاداش خود را از کسی که برایش کار می کردی، درخواست کن.
مسأله در کارهای دنیا نیز، چنین است؛ آنکه اموال خود را بخاطر شهرت و بلندآوازی، برای مردم خرج می کند و با لباس فاخر و با ماشین جدیدترین مدل، تظاهر می نماید، در حالی که به تأمین نیازمندیهای ضروری خود و خانواده اش و تأمین آینده اش نیازمند است؛ باید به چنین شخصی در آینده، بوقت نیاز شدید گفته شود: ای زیانکار! عمل تو حبط و باطل شد. پس راه نجات برای تو نیست. برو پاداش خود را از کسی که برایش کار می کردی بگیر، و امروز نتیجه ریاکاری، و سهل انگاری در انجام وظایف، و اسراف کردن در مظاهر دنیای فناپذیر را که در هر زمان و مکان و نسبت به افراد فرق می کند از آنان بگیر.
در عین حال که اسلام اسرافکاری را محکوم می نماید، به همین شکل کسانی را که از حلال خدا دوری می جویند، با این آیه شریفه آنان را سرزنش و محکوم می نماید:
قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده والطیبات من الرزق.
(اعراف / 32)
بگو چه کسی زینت های الهی را که برای بندگان خود آفریده، و روزی های پاکیزه را حرام کرده است.
خداوند متعال می فرماید:
الذین ینفقون اموالهم باللیل والنهار سرا و علانیة فلهم اجرهم عند ربهم ولا خوف علیهم ولا هم یحزنون.
(بقره / 274)
آنها که اموال خود را به هنگام شب و روز، پنهان و آشکار انفاق می کنند، مزدشان نزد پروردگارشان است، و نه ترسی بر آنها است و نه غمگین می شوند.
پس انفاق با دستور صریح قرآن کریم شرعا بطور پنهان و آشکار هر دو مطلوب است.
ریا در انفاق این است که کسی مالی را به فقیر نه بخاطر رفع نیاز او که در انفاق مطلوب است، ببخشد بلکه بخاطر هدف خود که اظهار بی نیازی خویش و یا آشکار نمودن فقر مالی فقیر انفاق کند، این همان ریای مغوض است که هدف انفاق را باطل می سازد، و آن یکی از سه چیز است:
1 - بکار گرفتن مال برای رفع نیاز فقیر.
2 - بی نیاز ساختن فقیر از سوال و درخواست از دیگران.
3 - رسیدن به پاداش اخروی.
زیرا که خداوند به قصد ریاکارانه وی آگاه است. پس او با دست خودش ثواب و پاداش اخری را از بن برده و فقیر نیز می فهمد که مال بخاطر نجات وی از سیاه چال فقر و بینوائی نیست بلکه بخاطر هدف دیگر که اظهار خود بزرگی است. فلذا دلیلی بر پاداش نیک و یا بکار گرفتن مال در سعادت خویش و یا سبب قطع شدن فقیر از سوال نخواهد شد بلکه باید برای انتقام از کسانی که هدفشان از انفاق نمودن تحقیر فقیر است، تلاش کند. البته معنای آن نیست که انفاق را منحصر به انفاق پنهانی کند.
بلکه گاهی اظهار نمودن کار نیک به صورت آشکار بهتر است در صورتی که این کار باعث تشویق و پیروی و اقتدای دیگران به او باشد، مانند نیکی کردن بزرگان هر قوم که دیگران به آنها تأسی و اقتداء می کنند، پس چنین اشخاصی از نمونه های حدیث معروف می شوند که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من سن سنة حسنة فله أجرها و أجر من عمل بها الی یوم القیامة من غیر ان ینقص من اجورهم شی ء.
(وسائل / ج 11، 18، چاپ آل البیت)
هر کس سنت و روش نیکی را پایه گذاری کند، پاداش عمل خودش و دیگران (که به آن عمل می کنند) برای وی خواهد بود، بدون آنکه از پاداش آنان چیزی کم شود.
چنانکه فرمود:
من سن سنة سیئة فعلیه وزرها و وزر من عمل بها الی یوم القیامة.
(کنزالعمال / خبر 43075)
هر کس سنت و روش بدی را پایه گذاری کند، کیفر عمل خودش و کسانی که به آن عمل می کنند، بر وی خواهد بود.
معیار انسان در آزمایش خودش (که عملش خالص است یا برای ریا؟)
مراجعه به محکمه وجدان است تا خود را بشناسد که مخلص است یا ریاکار. و گفتارش را با عملش و ظاهرش را با باطنش تطبیق دهد و خودش را بر علامات سه گانه که امام علی (علیه السلام) فرمود، عرضه بدارد:
ثلاث علامات للمرائی: ینشط اذا رأی الناس، و یکسل اذا کان وحده و یحب أن یحمد فی جمیع اموره.
(اصول کافی/ ج 3، 402)
برای ریا کار سه نشانه است:
1 - (هنگام عمل) مردم را ببیند، با نشاط شود.
2 - و هرگاه تنها باشد کسل شود.
3 - و دوست دارد که در همه کارهایش مورد ستایش واقع شود.
چه معیار دقیقی . برای کسی که می خواهد از این روش پلید دوری کند همین بس که فکر کند انگیزیه او بر ریاکاری بدست آوردن رضایت مردم و دلخوشی به تعریف آنان و ترس از مذمت ایشان است. چنانکه در حدیث شریف آمده است:
رضا الناس غایة لاتدرک.
رضایت مردم، هدفی حاصل نشدنی است (یعنی غیر ممکن است.)
انسان هر چه در بدست آوردن رضایت مردم کوشش نماید، به همان اندازه از رضایت آنان دورتر خواهد بود و ظاهرسازی بدون حقیقت چه در مادیات یا عبادات، هر چند صورت و نقش و نگارش زیاد بشود، بر اهل آن مخفی نمی ماند، اگر چه چند روزی بر افراد ساده، پوشیده بماند، و تاریخ بزودی آن را به عنوان یک نکته سیاه ثبت می کند. اینگونه کارها قابل گذشت و چشم پوشی نیست و شعارهای توخالی و تبلیغات گمراه کننده، هر چند عده ای را گمراه سازد، برای اهل تحقیق گمراه کننده نخواهد بود.
پس وقتی رضایت مردم بدست نمی آید و آنچه موجب رضایت بعضی است، باعث ناخشنودی دیگران می شود؛ چه بهتر که انسان از ریاکاری بپرهیزد و وظیفه خود را در هر شرایط و احوال، (با اخلاص) انجام دهد و قدم خویش را در جای ثابت و محکم قرار دهد.(36)
زیرا که به فرمایش علی (علیه السلام):
ان للحق دولة و للباطل جولة.
(غررالحکم / ج 2، 580)
حق دارای دولتی است، و باطل را جولانی بیش نیست.
(حق پایدار و باطل رفتنی است.)
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
اجتنبوا الریا فانه شرک بالله.
(بحار / ج 69، 281)
از ریا بپرهیزید که ریاکاری شرک به خداست.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
أعظم الأشقیاء... رجل ترک الدنیا للدنیا ففاتته الدنیا و خسرالاخرة و رجل تعبد واجتهد و صام ریاءا للناس و ذلک الذی حرم لذات الدنیا و لحقه التعب الذی لو کان به مخلصا لاستحق ثوابه.
بدبخت ترین مردم... مردی است که دنیا را بخاطر رسیدن به دنیا ترک نماید پس دنیا و آخرت هر دو از دستش برود. و مردی است که عبادت کند و در راه بندگی زحمت بکشد و روزه ریائی برای مردم بگیرد و این نیز از لذتهای دنیا محروم می شود و فقط برایش رنج بجای ماند که اگر اخلاص داشت به ثواب می رسید.
3 - از امام باقر (علیه السلام) سوال شد:
ان الرجل یعمل شیئا من الخیر فیراه انسان فیسره ذلک؟ فقال (علیه السلام) لابأس ما من أحد الا و هو یحب أن یظهر له فی الناس الخیر اذا لم یکن صنع ذلک لذلک.
(اصول کافی / ج 3، 437 - بحار / ج 72، 294)
شخصی کار نیکی را انجام می دهد و دیگری او را می بیند و او خوشحال می شود؟ (آیا این کار ریا است؟) فرمود عیب ندارد. کسی نیست مگر آنکه دوست دارد که میان مردم برای وی کار خوبی ظاهر شود بشرط آنکه کار خود را برای خودنمائی انجام ندهد.
4 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
الابقاء علی العمل أشد من العمل فان: و ما الابقاء علی العمل؟ قال یصل الرجل بصلة و ینفق نفقةلله وحده لاشریک له فکتب له سرا ثم یذکرها فتمحی فتکتب له علانیة یذکرها فتمحی و تکتب له ریاءا.
(اصول کافی / ج 3، 436)
نگهداری کار خیر (از ریا) از خود آن کار، سخت تر است (راوی سوال کرد:) نگهداری از عمل چیست؟ فرمود: مردی صله ای می کند و نفقه ای در راه خدای یگانه و بی شریک می دهد و ثواب کار خیر در پنهانی برای او نوشته می شود. سپس آن را بازگو می کند و از دفتر کار خیر نهانی محو می شود و در دفتر کار خیر آشکار او نوشته می شود و باز آن را اظهار می کند از دفتر آشکار نیز محو می شود و به صورت ریا ثبت می گردد.
5 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
انه قال لعباد بن کثیر البصری فی المسجد: ویلک یا عباد! ایاک والریا فانه من عمل لغیرالله و کل الله الی من عمل له.
(اصول کافی / ج 3، 432 - بحار / 72، 266)
به عباد بن کثیر بصری در مسجد فرمود: وای بر تو ای عباد! مبادا خودنمائی کنی زیرا هر که برای غیر خدا کار کند، خدایش به کسی واگذارد که برای او کار کرده است.
6 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
کل ریاء شک انه من عمل للناس کان ثوابه علی الناس و من عمل لله کان ثوابه علی الله.
(اصول کافی / ج 3، 433 - بحار / ج 72، 281)
هر ریائی شرک است. براستی هر کس برای مردم کار کند، ثوابش بعهده آنها است، و هر کس برای خدا کار کند ثوابش با خداوند است.
7 - علی بن سالم گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود:
یقول الله عزوجل: أنا خیر شریک من أشرک معی غیری فی عمل عمله، لم اقبله الا ما کان لی خالصا.
(اصول کافی / ج 3، 434 - بحار / ج 72، 288)
خداوند عزوجل می فرماید: من بهترین شریکم. هر که در کاری که می کند با من دیگری را شریک کند از وی نپذیرم (و همه را به آن شریک واگذارم) جز همانچه خالص برای من باشد.
8 - امام رضا (علیه السلام) به محمد بن عرفه فرمود:
ویحک یابن عرفه! اعملوا لغیر ریاء ولا سمعة فانه من عمل لغیر الله وکله الله الی ما عمل ویحک ما عمل أحد عملا الا راده الله ان خیرا فخیر و ان شرا فشر.
(اصول کافی / ج 3، 434)
وای بر تو ای پسر عرفه! عمل های خود را بدون ریا و شهرت انجام دهید زیرا هر که برای غیر خدا کاری کند، خدایش به همان کس واگذارد که برایش کار کرده است. وای بر تو هیچکس کاری نکند جز آنکه خدا عوض کارش را به او برگرداند اگر خوب باشد خوب و اگر بد باشد بد.
پس هرگاه در عمل اخلاص نباشد، نتیجه مترقبه از آن بدون پاداش خواهد بود و هر عملی (ذاتا) اگر نیک باشد نیک و اگر بد باشد بد نوشته می شود. برخلاف اخلاص که آدم مخلص همیشه به پاداش و اجر خود خواهد رسید.
اخلاص عبارت است از عملی که خالی از ظاهرسازی و حیله باشد و ریاکاری برعکس آن است. و این مطلب ظاهرسازی نیست بلکه عین حقیقت است.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
الأخلاص هو أن تقول: ربی الله ثم تستقم کما امرت تعمل لله لا تحب ان تحمد علیه.
اخلاص آن است که بگوئی پروردگار من خدای (یکتا) است سپس چنانکه او فرموده در راهش استقامت بورزی، عمل خود را برای خدا انجام دهی و دوست نداشته باشی که در مقابل آن ستایش شوی.
یعنی هوی و هوس خود را پرستش نکنی و جز خدا را نپرستی و در راه عبادت او استقامت و پایداری کنی چنانکه به آن مأمور گشته ای و این بخاطر آن است که هر عملی که انسان بدون اخلاص انجام می دهد، قیمت و ارزشی ندارد.
خداوند متعال می فرماید:
انا انزلنا الیک الکتاب بالحق فاعبد الله مخلصا له الدین، الا لله الدین الخالص.
(زمر/ 3)
ما این کتاب را بر تو بحق فرستادیم (بشکرانه این نعمت بزرگ) خدای را پرستش کن و دین را برای او خالص گردان (دل از غیر حق بگردان) (ای بندگان) آگاه باشید که دین خالص (بدون هیچ شرک و ریا) برای خدا است.
خطابهائی که بر پیامبر صلی الله علیه و آله می شود بخاطر رهبری امت بوسیله آن حضرت و هدایت آنان در زندگی است و خداوند در قرآن کریم اخلاص و عمل را همردیف و مقارن یکدیگر بیان فرموده است. چنانکه می فرماید:
و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفاء و یقیموا الصلوة و یؤتوا الزکاة و ذلک دین القیمة.
(بینه / 5)
و (در کتب آسمانی) امر نشده اند مگر بر اینکه خدا را به اخلاص کامل و (بدون شائبه شرک و ریا) در دین (اسلام) پرستش کنند. و از غر دین حق روی بگردانند و نماز به پا دارند و زکات به فقیران بدهند و این است دین درست (و راه راست و سعادت.)
بنابراین باید بدنبال هر اخلاصی عمل معنوی مثل نماز یا عمل مادی مثل زکات وجود داشته باشد و هیچ منافاتی ندارد که اخلاص همراه با خوشحالی بر عمل باشد زیرا که طبیعی است که انسان از هر کار نیکی خوشحال می شود چه کار خودش باشد یا کار دیگران چون اولا عمل خیر ذاتا نیک است و ثانیا عملی است که از او سرزده است و این خوشحال هیچ منافاتی با اخلاص ندارد بلکه این شادی و سرور به تبع اخلاص است و ریا نیست زیرا که خودنمائی محسوب نمی شود بلکه خودش عمل خیر است.
پس خوشحالی بر عمل خیر چه از خود انسان سر بزند یا از دیگران، یک چیز طبیعی به عنوان نتیجه عمل است
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
ما من أحد الا و هو یحب أن یظهر له فی الناس الخیر اذا لم یکن صنع ذلک لذلک.
(اصول کافی / ج 3، 405 - بحار / ج 72، 294)
هیچ کسی نیست مگر آنکه دوست دارد نیکیش در بین مردم آشکار گردد بشرط اینکه عمل خود را بخاطر نشان دادن به مردم انجام ندهد. (یعنی کار انجام دهد که به مردم نشان دهد و همین ریا شود.)
و درجه اخلاص در اسلام بسیار بزرگ است.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ما أخلص عبدلله أربعین صباحا الا جرت ینابیع الحکمة من قلبه علی لسانه.
(بحار / ج 67، 242)
هیچ بنده ای چهل صباح برای خدا اخلاص نمی ورزد، مگر آنکه چشمه های جوشان حکمت، از قلبش بر زبانش جاری می گردد.
و فاطمه زهرا (علیه السلام) (پاره تن پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:)
من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه أفضل مصلحته.
(بحار / ج 70، 249)
کسی که عبادت خالصانه وی به سوی خدا صعود نماید (بالا برود) خداوند عزوجل بهترین مصلحتهای او را برایش فرو می فرستد.
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
ما أخلص العبد الایمان بالله أربعین یوما الا زهده الله تعالی فی الدنیا و بصره داءها و دواءها و أثبت الحکمة فی قلبه و أنطق بها لسانه.
(اصول کافی / ج 3، 27)
هیچ بنده ای چهل روز ایمان به خدا را خالص نمی سازد، مگر آنکه خدای عزوجل او را نسبت به دنیا زاهد سازد و درد و داروی دنیا را به او بنماید، پس حکمت را در دلش ثابت کند و زبانش را به آن گویا سازد.
پس اخلاص خود عبادتی است برای خدا بلکه بهترین عبادات است، چنانکه امام جواد (علیه السلام) فرمود:
أفضل العبادة الاخلاص.
(بحار / ج 67، 5 - قصارالجمل / ج 1، 177)
با فضیلت ترین عبادتها اخلاص است.
دین اسلام این چنین مقام و منزلت اخلاص را بالا می برد زیرا که اخلاص روح و جان عمل است و مطمئن ترین همراهی است که پایه زندگی بر آن استوار است، و ریا به تمام معنا برخلاف آن است.