فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

تقوی و پرهیزکاری

تقوی عبارت از نگهداری نفس از انحرافات و کجرویهاست. که دین اسلام به آن اهمیت فراوانی قائل شده و آن را هدف بسیاری از احکام، قرار داده است. خداوند متعال میفرماید:
یا ایها الذین امنوا اتقوا الله حق تقاته ولا تموتن الا و انتم مسلمون.
(آل عمران / 102)
ای کسانیکه ایمان آورده اید، آنچنانکه حق تقوی و پرهیزکاری است، از خدا بپرهیزید و از دنیا نروید مگر اینکه مسلمان باشید (باید گوهر ایمان را تا پایان عمر حفظ کنید.)
و معنای دیگر تقوی بجا آوردن واجبات و ترک گناهان است و بعبارت روشنتر؛ دوری جستن از هر چیزی است که بجان انسان یا جامعه یا کشور زیان آور باشد.
و تعهد انسان به وظایف خانوادگی و اجتماعی و اقتصادی، و هر کمالی که از راه پرهیز کاری، حاصل گردد، یکی از راههای مستقیم پیشرفت و شکوفائی انسان به همان اندازه ای که انسان از خطرهای فردی پرهیز می کند، و خود را از زشتیهای اخلاقی و روشهای ضد انسانی دور می سازد. و نیز بر این اساس باید از آنچه که موجب از بین رفتن دولتها می شود، پرهیز نمود؛ مانند ویرانگریهای هنری و صنعتی که در حد پرهیز از نابودی شخصیت انسانی است. این، همان چیزی است که قرآن کریم به آن اشاره کرده و می فرماید:
و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب...
(طلاق / 2)
و هر کس تقوای الهی پیشه کند خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند و او را از جائی که گمان ندارد، روزی می دهد.
و در آیه دیگر می فرماید:
و من یتق الله یجعل له من امره یسرا.
(طلاق / 4)
... و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند کار را بر او آسان می سازد.
به دنبال آن می فرماید:
و من یتق الله یکفر عنه سیئاته و یعظم له اجرا.
(طلاق / 5)
... و هر کس تقوای الهی پیشه کند خداوند گناهان او را می بخشد و پاداش او را بزرگ می دارد.
بنابراین، تقوی یک هدف بزرگ اسلامی در زندگی بشر است.
خداوند متعال درباره حج می فرماید:
ولکن یناله التقوی منکم.
(حج / 37)
و آنچه به خدا می رسد، تقوی و پرهیزکاری شما است.
نیز می فرماید:
ان اکرمکم عندالله اتقیکم.
(حجرات / 13)
گرامی ترین شما نزد خداوند، با تقوی ترین شما است.
و در جای دیگر می فرماید:
و تزودوا فان خیر الزاد التقوی
(بقره / 197)
و زاد و توشه تهیه کنید که بهترین زاد و توشه پرهیزکاری است.

معیار تقوا و ارزیابی آن

معنای تقوی عبارت از اطاعت و فرمانبری و ترک معصیت خدا و سپاسگزاری از اوست که انسان خدا را فراموش نکند. و این معنی از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که می فرماید:
جاهد فی الله حق جهاده ولا تأخذک فی الله لومة لائم.
(بحار / ج 74 / 200 - میزان الحکمة / ج 2 147)
و در راه خدا، به بهترین راه جهاد کن و از ملامت هیچ ملامت کننده ای بیم نداشته باش.
خداوند متعال می فرماید:
فاتقوا الله ما استطعتم.
(تغابن / 16)
تا آنجا که در توان دارید، تقوای الهی پیشه کنید.
قرا: کریم در جاهای متعدد، به اوصاف و ویژگیهای پرهیزکاران اشاره نموده که بعضی از آنها ذیلا ذکر می گردد:
1 - ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلاة و مما رزقناهم ینفقون، والذین یؤمنون بما انزل الیک و ما انزل من قبلک و بالاخرة هم یوقنون اولئک علی هدی من ربهم و اولئک هم المفلحون.
(بقره / 5 - 2)
این همان کتابی است که در آن تردیدی نیست، و وسیله هدایت برای پرهیزکاران است. آنهائی که به غیب (آنچه از حس پوشیده و پنهان است) ایمان می آورند، و نماز را برپا می دارند، و از تمام نعمتها و مواهبی که به آنها روزی داده ایم، انفاق می کنند. آنها که به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پیش از تو (بر پیامبران پیشین نازل شده) ایمان می آورند، و به رستاخیر یقین دارند. آنان را خداوند هدایت کرده و آنها رستگارانند.
2 - و سارعوا الی مغفرة من ربکم و جنة عرضها السموات والارض اعدت للمتقین. الذین ینفقون فی السراء والضراء والکاظمین الغیظ والعافین عن الناس. والله یحب المحسنین. والذین اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من یغفر الذنوب الا الله ولم یصروا علی ما فعلوا و هم یعلمون.
(سوره آل عمران / 134 - 133)
برای رسیدن به آمرزش پروردگار خود، و بهشتی که وسعت آن آسمانها و زمین است بر یکدیگر سبقت بجوئید و برای پرهیزکاران آماده شده است. همانها که در وسعت و پریشانی انفاق می کنند و خشم خود را فرو می برند، و از خطای مردم می گذرند. و خدا نیکوکاران را دوست دارد. و آنها که هنگامی که مرتکب عمل زشتی شوند یا به خود ستم کنند، به یاد خدا می افتند و برای گناهان خود طلب آمرزش می کنند - و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد - و اصرار بر گناه نمی کنند با اینکه می دانند.
3 - ان المتقین فی جنات و عیون. آخذین ما اتاهم ربهم، انهم کانوا قبل ذلک محسنین. کانوا قلیلا من اللیل مایهجعون. و بالاسحارهم یستغفرون. و فی اموالهم حق للسائل والمحروم.
(الذاریات / 19 - 15)
پرهیزکاران در باغهای بهشت و در میان چشمه ها قرار دارند. و آنچه پروردگارشان به آنها مرحمت کرده، دریافت می دارند زیرا آنها پیش از آن (در سرای دنیا) از نیکوکاران بودند. آنها کمی از شب ها را می خوابیدند. و در سحرگاهان استغفار می کردند. و در اموال آنها حقی برای سائل و محروم است.
برای پرهیز کاری و کنترل هوای نفس، کافی است که انسان مرگ را یاد کند که هر روز دوستان و آشنایان را بدون هیچ تفاوتی بین پیر و جوان، به سوی قبرها روانه می کند، که پس از مرگ، بدون هیچ مونس و همنشین (جز عمل صالح که قبل از فوت خویش فرستاده اند) به قبرها سپرده می شوند. و مرگ چه عبرت بزرگی است! و چقدر عبرتها زیاد و عبرت گیرندگان اندکند؟!.

دشنام و نسبت های ناروا

همانطوری که تزکیه و پاکسازی درون انسان، از پندارهای پلید بوسیله عبادتها، یکی از اهداف اسلام است؛ پاکسازی زبان از گفتارهای زشت نیز، از اهداف اسلام می باشد. و گفتارهای زشت عبارتند از:
1 - لعن و نفرین دیگران بمعنای طرد و راندن از نیکیها.
2 - دشنام دادن یعنی گفتارهای ناراحت کننده و رنج آور.
3 - فحش و ناسزا یعنی سخن زشت و نادرست.
همه اینها را گفتار قبیح شامل می گردد، که امام باقر (علیه السلام) فرمود:
سلاح اللئام قبیح الکلام.
(بحار / ج 76، 185 - میزان الحکمة / ج 7، 410)
سلاح افراد پست، گفتار زشت آنها است.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت پاک آن حضرت، در رفتار خود نمونه زیبائی در پاکی زبان بودند، و کسی از حسن بن علی (علیه السلام) ناروائی نشنید جز آنچه که بخاطر اختلاف با عمربن عثمان فرمود:
لیس له عندنا الا ما أرغم أنفه.
او پیش ما، جز مالیدن بینی اش به خاک، حقی ندارد.
این شدیدترین سخنی است که از آن حضرت نقل شده است.
علی (علیه السلام) همواره یاران خود را از دشنام به اهل شام (علی رغم جنگ با آنان) بازمی داشت و می فرمود:
کرهت لکم أن تکونوا لعانین شتامین تشتمون و تتبرؤن ولکن لو وصفتم مساوی ء أعمالهم فقلتم من سیرتهم کذا و کذا و من أعمالهم کذا و کذا کان أصوب فی القول و أبلغ فی العذر و قلتم: مکان لعنکم ایاهم و برائتکم منهم: اللهم احقن دمائنا و دمائهم و أصلح ذات بیننا و بینهم و أهدهم من ضلالتهم حتی یعرف الحق منهم من جهله ویرعوی عن الغی والعدوان من لهج به لکان أحب الی و خیرا لکم.(34)
(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید / ج 3، 181 - میزان الحکمة / ج 4، 361)
دوست ندارم که شما از لعن و نفرین کنندگان و دشنام دهندگان باشید ولی اگر کارهای ناپسند آنها را کرده و از اخلاق چنین و چنانشان نام ببرید، بحق نزدیکتر است و معذور خواهید بود. و به جای نفرین و برائت از آنان چنین بگوئید: پروردگارا خون ایشان و خون ما را حفظ کرده و بین ما و آنان اصلاح فرما و آنها را از گمراهیشان هدایت کن تا جاهلان آنان حق را بشناسند و آنکه از ایشان حریص و شیفته گمراهی و دشمنی است، از آن باز ایستد که اگر چنین بگوئید، نزد من محبوبتر و برای شما بهتر خواهد بود.
این درس بزرگی از امام علی (علیه السلام) در چنان شرائط سخت است که برای هدایت دشمن بجای نفرین، درخواست دعا می کند. وه چه اخلاق اسلامی بزرگی؟ .
امام کاظم (علیه السلام) درباره دو نفر که یکدیگر را ناسزا می گفتند، چنین فرمود:
البادی منهما أظلم، وزره و وزر صاحبه علیه ما لم یتعد المظلوم.
(بحار / ج 73، 163 - میزان الحکمة / ج 4، 362)
هر یک از آن دو که ناسزاگوئی را شروع کرده، ظالمتر است و گناه خودش و رفیقش هر دو بر وی است مادامی که آن دیگری (مظلوم)از حد خود تجاوز نکند.
و تجاوز از حد که در این حدیث به آن اشاره شده است؛ گاهی با تکرار دشنام و گاهی با گفتن لفظ زشت، تحقق و انجام می پذیرد. بلکه رسول خدا صلی الله علیه و آله با نهی از آن فرمود:
لاتسبوا الریاح ولا الساعات ولا الأیام فتأثموا و یرجع علیکم.
(بحار / ج 57، 9 - میزان الحکمة / ج 4، 361)
بادها و ساعتها و روزها را فحش و دشنام ندهید که گنهکار شوید و دشنامتان بر خود برگردد.
و علت آن این است که اگر دشنام از انسان نسبت به زمانها و اجرام آسمانی که شعور ندارند، انجام پذیرد و تکرار گردد، بزودی این کار برای وی بصورت یک عادت در می آید. و آن را درباره موجودات عاقل مانند انسان نیز بکار می برد و با آن برای خود وزر و وبال کسب می کند زیرا طبیعی است که دشنام دادن، دشنام را به دنبال دارد و دشمنی و عداوت را بوجود می آورد. و امام صادق (علیه السلام) در کلام خود به همین معنی اشاره فرموده که:
انه من سب أولیاء الله فقد انتهک سب الله.
(سفینة البحار / ج 1، 592 ماده سب)
هر کس دوستان خدا را فحش دهد، در حقیقت حریم خدا را هتک نموده است.
و اگر کسی به انسان اتهام سبک ببندد، که انسان شریف معمولا از آنگونه اتهام متأثر و ناراحت نمی گردد، باید در این مورد طرف (دشنام دهنده و متهم کننده) را موعظه و نصیحت نمود.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اذا قال الرجل: أنت خبیث أو خنزیر فلیس فیه حد ولکن فیه موعظة و بعض العقوبة.
(وسائل / ج 18، 445)
هرگاه شخصی به تو بگوید: تو خبیث و پلید یا خوک هستی، این موجب حد شرعی نمی گردد ولیکن در آن نصیحت و بعضی کیفرها است. یعنی کیفرهای تنبیهی و تأدیبی.
و امیرالمومنین (علیه السلام) درباره کسی که اهانت کرده بود، تنبیه فرمود. و نیز درباره مردی که دیگری را پسر دیوانه خوانده بود و او نیز در جواب گفته بود: که دیوانه خودت می باشی، دستور داد که اولی بیست ضربه شلاق به رفیق خود بزند و فرمود بدان که تو نیز بدنبال او باید تازیانه بخوری. و لذا وقتی یکی تازیانه را زد، شلاق را از دست وی گرفت و به آن دیگری داد تا او نیز در عوض وی را بزند. و بدین صورت هر دو شلاق خوردند. و نهایت چیزی که در ناسزاگوئی به انسان آبرومند تصور می گردد، متهم ساختن وی به خیانت خانوادگی و قذف است. و آن عبارت از متهم ساختن کسی به زنا کاری و لواط است.
خداوند متعال می فرماید:
والذین یرمون المحصنات ثم لم یأتوا باربعة شهداء فاجلدوهم ثمانین جلدة ولا تقبلوا لهم شهادة ابدا و اولئک هم الفاسقون.
(نور / 4)
و کسی که به دیگران نسبت ناروا دهد، مجازات شدیدی دارد؛ که هم باید تازیانه بخورد و هم برای همیشه گواهی و شهادت او پذیرفته نخواهد شد و اینگونه کیفرها می تواند ریشه این فساد اخلاقی را که باعث جدائی خانواده ها و نابودی اخلاق پسندیده می گردد، از بن برکند.
خداوند متعال می فرماید:
ان الذین یرمون المحصنات الغافلات المومنات لعنوا فی الدنیا والاخرة و له عذاب عظیم.
(نور / 23)
آنانکه به زنان با عفت مومنه نسبت زنا دهند، محققا در دنیا و آخرت ملعون (و محروم از رحمت حق) شدند و هم آنان به عذاب سخت معذب خواهند شد.
امام صادق (علیه السلام) دوستی داشت که هرگز از آن حضرت جدا نمی شد، آن شخص روزی به غلام خود گفت: یابن الفاعلة ای فرزند زن بدکاره امام صادق (علیه السلام) از ناراحتی دست خود را به پیشانی گذاشت و فرمود:
تقذف امه؟! قد کنت آری لک ورعا فاذا لیس لک ورع. فقال جعلت فداک، امه سندیة مشرکة، فقال: اما علمت ان لکل امة نکاحا؟! تنح عنی...
(کافی / ج 4، 6)
آیا به مادر او نسبت ناروا (زنا) می دهی؟ من تو را با تقوی و پرهیزکار می دانستم. حالا معلوم شد که تقوا نداری. آن مرد عرض کرد: فدایت شوم مادر آن غلام سندی و مشرک بود. امام (علیه السلام) فرمود: آیا نمی دانی که برای هر ملتی ازدواجی هست؟! از من دور شو... و امام بعد از آن جریان هیچگاه با وی راه نرفت تا مرگ بین آندو جدائی افکند.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم):
الموبقات السبع: الشرک بالله، والسحر، و قتل النفس التی حرم الله، و أکل الربا، و أکل مال الیتیم، والتولی یوم الزحف، و قذف المحصنات.
(میزان الحکمة / ج 4 - وسائل / ج 11، 261 - ط / آل البیت / با اندک تفاوت)
هفت چیز هلاک کننده عبارتند از: شرک به خدا، و سحر و جادو، و کشتن انسانی که خدا آن را حرام کرده، و خوردن مال ربا، و خوردن مال یتیم، و پشت کردن و فرار از جنگ، و نسبت ناروا دان به انسانهای پاکدامن.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم):
لاتسبوا الناس فتکسبوا العداوة لهم.
(بحار / ج 75، 163 - میزان الحکمة / ج 4، 362)
مردم را دشنام ندهید که باعث دشمنی و عداوت میان شما گردد.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم):
ان الله حرم الجنة علی کل فحاش بذی قلیل الحیاء لایبالی ما قال ولا ما قیل فیه.
(کافی / ج 2، 343 و ج، 4)
خداوند بهشت را بر هر فحش دهنده بد زبان و کم حیاء حرام فرموده؛ که باکی ندارد چه بگوید و چه به او گفته شود.
4 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم):
ما کان الفحش فی شی ء قط الا شانه ولا کان الحیاء فی شی ء قط الا زانه...
(وسائل / ج 8، 517 با اندک تفاوت)
در هیچ کاری دشنام گفته نمی شود مگر آنکه آن را زشت می گرداند. و در هیچ کاری حیا مراعات نمی گردد، مگر آنکه آنرا زینت بخشد.
5 - امام صادق (علیه السلام):
ان اللعنة اذا خرجت من فی صاحبها ترددت، فان وجدت مساغا والا رجعت علی صاحبها.
(بحار / ج 73، 208 - میزان الحکمة / ج 8، 505)
براستی که لعن و نفرین هرگاه از دهن گوینده ای بیرون آید در فضا معلق می ماند، پس اگر نفرین بر حق (و با مورد) باشد به او وارد می شود. وگرنه به خود گوینده برخواهد گشت.
6 - امام صادق (علیه السلام):
ثلاثة لینظر الله الیهم یوم القیامة ولا یزکیهم ولهم عذاب الیم: الدیوث من الرجال، والفاحش المتفحش والذی یسأل الناس وفی یده ظهر غنی.
(وسائل / ج 4، 306)
سه گروهند که روز قیامت، خداوند به آنان نظر رحمت نمی افکند و ایشان را از گناه پاک نمی سازد و برای آنان عذاب دردناکی است:
1 - مردان دیوث.(35) 2 - کسی که فحش بدهد و فحش بستاند. 3 - کسی که غنی و بی نیاز باشد و از مردم سوال کند.
و امام صادق (علیه السلام) از نسبت ناروا به افراد غیر مسلمان (نیز) نهی فرمود، مگر اینکه به واقعیت آن مطلع و آگاه باشیم.
و نیز آن حضرت فرمود:
... أیسر ما یکون أن یکون قد کذب.
(وسائل / ج 18، 430)
کمتر چیزی که در قذف است، این است که دروغ است.
7 - امام رضا (علیه السلام):
حرم الله قذف المحصنات لما فیه من فساد الأنساب و نفی الولد و ابطال المواریث و ترک التربیة و ذهاب المعارف و مافیه من الکبائر والعللالتی تودی الی فساد الخلق.
(وسائل / ج 18، 431)
خداوند نسبت ناروا به پاکان را، حرام فرمود؛ زیرا که در آن فاسد شدن نسبها و نژادها، و انکار فرزندان، و باطل ساختن ارثها، و ترک تربیت فرزندان، و از بین رفتن معارف (حقه) و موجب پیدایش گناهان کبیره، و اسبابی که منجر به فساد مردم می شود، وجود دارد.