فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

حق و حقیقت و گرایش به آن

از آنجا که تکیه به ستم و ستمگر ظلم محسوب می شود، پذیرش و قبول حق و حقیقت نیز عدل محسوب می گردد، چنانکه در حدیث شریف نبوی صلی الله علیه و آله آمده است:
و ان تقبل الحق ممن جاء به صغیرا کان أو کبیرا.
(میزان الحکمة / ج 2، 470 به نقل از کنزالعمال خبر 43152 با اندک تفاوت)
... و باید حق را از گوینده آن بپذیری کوچک باشد یا بزرگ.
زیرا که حق و عدالت ملازم و همراه یکدیگرند و بعد از حق، چیزی جز گمراهی نیست. زیرا بذر نیکی غیر از نیکی چیز دیگری نمی رویاند، و هرگز از نیکی زشتی و بدی حاصل نمی گردد، هر چند فتنه ها و شبهه ها آن را فرا گیرند. چرا که حق هر زمان که باشد، نورش را ظاهر می سازد و سپیده صبحدم روشن می گردد و بعد از اندک زمانی چهره های فریبگر و ظاهرسازیهای دروغین سقوط می کنند، و حق جز برای کسی که از آن فاصله گرفته و عاقبتش را اندیشه نکرده، مخفی نخواهد ماند. پس حق سزاوارترین چیزی است که شایسته پیروی است. حق یکی از نامهای خداوند متعال است و مفهوم آن روان انسان را آرامش می دهد و روح وی را تسکین و به قلب او اطمینان می بخشد و در راستای آن، آرزوهای ستمدیدگان و مستضعفین برآورده می شود.
این حق، همان واقعیت و سرشت انسانی است که او را به سوی نیکی روانه کرده و از شر باز می دارد. انسان با وجود آن، از سرزنش وجدان خویش، رهائی می یابد. در حدیث شریف است که:
للحق دولة و للباطل جولة.(33)
برای حق دولتی است و برای باطل جولانی بیش نیست.
راستگوئی و امانتداری، و داشتن همت والا و بلند، و عمل به وظایف انسانی از نمونه های حق و دروغ و خیانت، و سستی و سهل انگاری در انجام وظایف، از نمونه های باطل است و منظور از دولت حق، پایداری و ثبات آن است. بنابراین پیروزی همیشه به همراه حق و شکست و خواری همراه باطل است. زیرا تاریخ هیچ ستمگری را سراغ ندارد که خود را ستمگر معرفی کند. بسیاری از نزاع کنندگان هر یک بدنبال وکیل مدافع خود می دوند، در حالی که در باطن خود می داند که حق از جانب کیست. و همیشه کار خود را توجیه نموده و خود را بر حق و طرف مقابل را باطل می پندارند. اما حق و حقیقت بر کسی پوشیده نخواهد ماند و تاریخ در کمین آنان است.
از آنجا که حق دائما با باطل اشتباه می گردد، لازم است که معیار تشخیص آن دو را بشناسیم. و اسلام جامع معیارهای عادلانه و موازین دقیق است طوری که روان انسان را پرورش داده و وجدان وی را بیدار می سازد. و انسان شرافتمند را از طمع ورزی در حقوق مردم، باز می دارد. و معیار حق و باطل، بدست خود انسان است و آن عبارت از مخالفت هوای نفس و موافقت با تقوی است. پس چیزی که مطابق با هوای نفس و بدون تقوی باشد، باطل و از آن نکوهش شده است. و در طول تاریخ اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله همیشه جانب حق را داشته و در راه آن، جانهای با ارزش خود را فدا نموده اند. تا آنجا که امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
قل الحق ولو کان فیه هلاکک...
(میزان الحکمة / ج 2 / 468 به نقل از بحار / ج 78 / 320)
حق را بگو گرچه منجر به نابودیت شود...
و تاریخ زندگی هر یک از آنان، علیرغم سیاستهای شیطانی زمان، پر از فداکاریهاست. و اما کجایند پادشاهان و سیاستهای ظالمانه آنها، و فرعونهای زمان؟! که تاریخ جز با نفرت از خوشگذرانی، و بی شرمی، و بازیچه قرار دادن عدالت، و واژگون ساختن حقایق، از آنها نام نمی برد. و برعکس آن، از پیامبر و اهلبیتش با روح عدالتخواهی و داشتن انسانیت همیشه بیدار، یاد می برد.

پرهیزکاری و هوای نفس

خداوند متعال می فرماید:
و اما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی فان الجنة هی المأوی.
(النازعات / 40)
و اما کسیکه از مقام پروردگارش بترسد و نفس خود را از هوا و هوس بازدارد، بهشت جایگاه او خواهد بود.
هوای نفس و تقوی، دو حقیقت متضاد یکدیگرند. و تقوی و پرهیزکاری عبارت از اراده قوی و از فضائل انسانی است. بلکه تقوی بالاترین و بیشترین کمال برای انسان می باشد زیرا که بواسطه آن، می توان به عالیترین درجات نائل گردید. و اراده قوی کلید سعادت بشمار آمده و انسان صاحب همت بلند، دارای روح مقام، در برابر سختیهاست. و با صبر و حکمت برای احقاق حق و نابودی باطل قدم برمی دارد که انسانیت وی (با رسیدن به حق و نابود ساختن باطل) بر سایر حیوانات امتیاز پیدا می کند. و به همین خاطر است که تاریخ صاحبان اراده انسانی را علی رغم اختلاف مکان و رنگ آنان، بزرگ می شمارد زیرا که آنان اراده انسانی خود را استوار نموده و به سوی باطل، گرایش پیدا نکرده اند و خونشان را به خاطر هدف انسانی با ارزش، فدا ساخته اند؛ مانند امام حسین سیدالشهداء (علیه السلام) که همراهی او با اسلام، عبرتی برای نسل های تاریخ گردید. پس اراده انسانی یگانه عامل پیروزی ارزشها و سرآغاز پیمودن راه ترقی و رسیدن به اوج کمال است و یکی از عوامل موفقیت مردان بزرگ، که به رهبری و زعامت جامعه نائل گشته اند، در بکارگیری اراده قوی بوده است. و به تبعیت از بزرگان تاریخ، چنین نموده و به سعادت و نیکبختی نائل گشته اند. و برعکس آنان، و کسانی که در اراده سستی نموده و از هوای خویش پیروی کرده اند، جز خواری و زیان نتیجه ای بدست نیاورده اند.
فرق بین دین و قوانین بشری، در پیدایش هوی و هوس روشن و آشکار می شود. و قوانین بشری جز برای کسی که از افتادن در چنگ قانون هراس دارد سودی نمی بخشد و تاریخ چه بسیار افرادی که با قانون بازی می کنند و نسبت به آن تعدی می ورزند، بیاد دارد و حال آنکه آنان در سایه قانون می زیستند. و اما فرد دیندار از خدا می ترسد و پایبند به تقوی می گردد. و این پایبندی نفس اماره و سرکش را از زشتیها باز می دارد. و هرگونه طمع پنهانی و آشکار را از بن بر می کند.
ان اخوف ما اخاف علیکم خصلتان: اتباع الهوی و طول الأمل.
(بحار / ج /70 162 میزان الحکمة / ج 1 / 155)
نسبت به شما از دو چیز هراس زیادی دارم: پیروی هوای نفس و آرزوهای دراز.
و این سخن حکیمانه از علی (علیه السلام) برای بیان ریشه و کلید زشتیها و حفظ خود از آن است که عبارت از دو چیز است:
1 - پیروی از هوای نفس که منجربه هر شر و بدی می گردد، زیرا نفس اماره انسان را به سوی زشتیها سوق می دهد. و انسان طبیعتا به جاودانگی و آسایش و رهائی از قید و بند مسئولیت، تمایل دارد. ولی جایگاه دین و عقل بر خلاف آن است:
2 - آرزوهای دراز: و معنای آن عبارت از به تأخیر انداختن وظیفه از وقت آن، به خاطر آرزوهای زندگی است. بلکه لازم است که انسان تمام وظایف اجتماعی و معنوی خود را به موقع انجام داده و به امید بجاآوردن آن در آینده، به تأخیرش نیاندازد.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من مقت نفسه دون مقت الناس آمنه الله من فزع یوم القیامة.
(وسائل / ج 11، 184)
هر کس خویشتن را بخاطر نیازردن مردم، به زحمت اندازد خداوند وی را از سختی روز قیامت ایمن دارد.
2 - در حدیث قدسی آمده است:
ایما عبد اطاعنی لم اکله الی غیری و ایما عبد عصانی وکلته الی نفسه...
(وسائل / ج 11، 186)
بنده ای که مرا اطاعت کند، او را به غیر خودم واگذار نخواهم کرد. و هر بنده ای که مرا معصیت کند، او را به خودش واگذار خواهم نمود.
3 - علی (علیه السلام) فرمود:
من أصلح ما بینه و بین الله أصلح الله بینه و بین الناس و من أصلح أمر آخرته، أصلح الله أمر دنیاه و من أصلح سریرته أصلح الله علانیته.
(وسائل / ج 11، 236)
هر کس میانه خود و خدایش را اصلاح نماید، خداوند میانه او و مردم را اصلاح می کند، و هر کس کار آخرت خویش را اصلاح نماید، خداوند کار دنیای او را اصلاح کند. و هر کس باطن خویش را اصلاح نماید، خداوند ظاهر وی را اصلح خواهد کرد.
4 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اجعل نفسک عدوا تجاهده.
(میزان الحکمة / ج 2، 142 - بحار / ج 75، 283)
نفس خود را به منزله دشمنت قرار ده که با آن به مبارزه برخاسته ای.
5 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اقصر نفسک عما یضرها من قبل ان تفارقک واسع فی فکاکها کما تسعی فی طلب معیشتک...
(وسائل / ج 11، 236)
نفس خود را به کمتر از آنچه که به آن زیان می رساند، قانع ساز پیش از آنکه عنان از کف تو برود. و در رهائی آن بکوش چنانکه در جستجوی زندگی کوشش می کنی.

تقوی و پرهیزکاری

تقوی عبارت از نگهداری نفس از انحرافات و کجرویهاست. که دین اسلام به آن اهمیت فراوانی قائل شده و آن را هدف بسیاری از احکام، قرار داده است. خداوند متعال میفرماید:
یا ایها الذین امنوا اتقوا الله حق تقاته ولا تموتن الا و انتم مسلمون.
(آل عمران / 102)
ای کسانیکه ایمان آورده اید، آنچنانکه حق تقوی و پرهیزکاری است، از خدا بپرهیزید و از دنیا نروید مگر اینکه مسلمان باشید (باید گوهر ایمان را تا پایان عمر حفظ کنید.)
و معنای دیگر تقوی بجا آوردن واجبات و ترک گناهان است و بعبارت روشنتر؛ دوری جستن از هر چیزی است که بجان انسان یا جامعه یا کشور زیان آور باشد.
و تعهد انسان به وظایف خانوادگی و اجتماعی و اقتصادی، و هر کمالی که از راه پرهیز کاری، حاصل گردد، یکی از راههای مستقیم پیشرفت و شکوفائی انسان به همان اندازه ای که انسان از خطرهای فردی پرهیز می کند، و خود را از زشتیهای اخلاقی و روشهای ضد انسانی دور می سازد. و نیز بر این اساس باید از آنچه که موجب از بین رفتن دولتها می شود، پرهیز نمود؛ مانند ویرانگریهای هنری و صنعتی که در حد پرهیز از نابودی شخصیت انسانی است. این، همان چیزی است که قرآن کریم به آن اشاره کرده و می فرماید:
و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب...
(طلاق / 2)
و هر کس تقوای الهی پیشه کند خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند و او را از جائی که گمان ندارد، روزی می دهد.
و در آیه دیگر می فرماید:
و من یتق الله یجعل له من امره یسرا.
(طلاق / 4)
... و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند کار را بر او آسان می سازد.
به دنبال آن می فرماید:
و من یتق الله یکفر عنه سیئاته و یعظم له اجرا.
(طلاق / 5)
... و هر کس تقوای الهی پیشه کند خداوند گناهان او را می بخشد و پاداش او را بزرگ می دارد.
بنابراین، تقوی یک هدف بزرگ اسلامی در زندگی بشر است.
خداوند متعال درباره حج می فرماید:
ولکن یناله التقوی منکم.
(حج / 37)
و آنچه به خدا می رسد، تقوی و پرهیزکاری شما است.
نیز می فرماید:
ان اکرمکم عندالله اتقیکم.
(حجرات / 13)
گرامی ترین شما نزد خداوند، با تقوی ترین شما است.
و در جای دیگر می فرماید:
و تزودوا فان خیر الزاد التقوی
(بقره / 197)
و زاد و توشه تهیه کنید که بهترین زاد و توشه پرهیزکاری است.