فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

بحثی پیرامون ظلم و ستم

ظلم برخلاف عدالت، سبب نابودی و ویرانی کشورها و فساد و تباهی بین مردم می شود. ظلم عبارت از قرار دادن چیزی، در غیر جایگاه آن است و خداوند آن را از خود نفی فرموده و می فرماید:
ان الله لا یظلم مثقال ذرة...
(نساء / 40)
خداوند (حتی) به اندازه سنگینی ذره ای ستم نمی کند...
و در سوره دیگر می فرماید:
ولا تحسبن الله غافلا عما یعمل الضالمون انما یوخرهم لیوم تشخص فیه الأبصار.
(ابراهیم / 42)
و گمان مبر که خدا از کارهای ظالمان غافل است (نه، بلکه کیفر) آنها را تأخیر انداخته، برای روزی که چشمها در آن، (از ترس و وحشت) از حرکت باز ایستد.
گاهی انسان، با ارتکاب کار حرام، به خود نیز ستم می کند که آیه شریفه به آن اشاره نموده و می فرماید:
و من یتعد حدود الله فاولئک هم الظالمون.
(بقره / 229)
اینها حدود و مرزهای الهی است، از آن تجاوز نکنید. هر کس از آن تجاوز کند، ستمگر است.
و در سوره دیگر می فرماید:
و من یتعد حدود الله فقد ظلم نفسه.
(طلاق / 1)
کسی که از حدود و مرزهای الهی، تجاوز کند، همانا به خود ستم نموده است.
خوبی عدالت و زشتی ستم، مطلب روشنی است که نیاز به تفصیل و توضیح ندارد و چه زیبا گفته شده:
لا تظلمن اذا ما کنت مقتدرا - فالظلم یرجع عقباه الی الندم
تنام عیناک والمظلوم منتبه - یدعوا علیک و عین الله لن تنم
هرگاه قدرت و توان پیدا کردی، هرگز به کسی ظلم نکن،
که ظلم نهایتش، به پشیمانی می انجامد،
چشمان تو می خوابد، ولی مظلوم بیدار است،
به تو نفرین می کند، و چشم خدا هرگز به خواب نمی رود.
چنانکه در حدیث نبوی است، فرقی بین ستم و تکیه به ستمگر هر چند از نزدیکان صمیمی باشد، و بین یاری نمودن بر ستمگر در ظلم وی، وجود ندارد. مانند دادن تازیانه تا کسی را بزند و دادن قلم تا چیزی بنویسد و به دنبال آن به دیگران آزار رساند.
و در حدیث آمده است:
من أعان ظالما علی ظلم، أکبه الله علی منخریه فی النار.
(کنزالعمال / ج 6، خبر 14950)
کسی که ظالمی را بر ظلم او یاری دهد، خداوند وی را بر بیتی به آتش افکند.
خداوند متعال می فرماید:
ولا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار.
(هود / 113)
به ظالمین و ستمگران تکیه نکنید تا آتش (جهنم)، شما را به همراه آنان، فرا بگیرد.
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
الدخول فی اعمال السلطان (الظالم) والعون له فی حوائجه عدیل الکفر والنظر الیه علی العمد من الکبائر التی یستحق بها النار.
(بحار / ج 72، 374)
وارد شدن در کارهای پادشاه ستمگر و یاری دادنش در نیازها، هم ردیف کفر است. و نظر کردن عمدی به سوی وی، از گناهان کبیره و مستحق آتش است.
مردی به امام صادق (علیه السلام) عرضه داشت: جعلت فداک انه ربما أصاب الرجل منا الضیق أوالشدة فیدعی الی البناء یبنیه اوالنهر یکریه او المسناة یصلحها، فما تقول فی ذلک؟ فقال (علیه السلام): ما احب أنی عقدت لهم عقدة او وکیت لهم و کاءا و ان لی ما بین لابتیها (جبلان محیطان بالمدینة) لا ولا مدة بقلم ان أعوان الظلمة یوم القیامة فی سرادق من نار حتی یحکم الله بین العباد.
(میزان الحکمة / ج 5، 612 - فروع کافی / ج 5، 107)
فدایت گردم! گای یکی از ما در تنگدستی و شدت، قرار می گیرد، و از وی دعوت می شود که ساختمانی (برای ستمگران) بنا کند یا نهری (برای آنان) جاری نماید یا آب بند (سد) (آنان) را اصلاح و تعمیر کند؛ در این باره می فرمائید؟
فرمود: دوست ندارم در برابر گرفتن دو کوه اطراف مدینه، گروهی برای آنان (ستمگران) ببندم، و سر ظرفی را محکم کنم و نه قلمی برای آنها بکشم (یعنی چیزی بنویسم.) زیرا یاری دهندگان به ظلم، روز قیامت در خیمه هائی از آتشند تا هنگامی که خداوند بین بندگانش داوری فرماید.
و در حدیث است:
من قتل دون مظلمته فهو شهید.
(وسائل / ج 11، 92 - کنزالعمال / خ 11205 - میزان الحکمة / ج 5، 97)
هر کس بخاطر دادخواهی از حق خویش کشته شود، شهید است.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من مشی الی ظالم لیعینه و هو یعلم انه ظالم فقد خرج عن الاسلام.
(کنز کراچکی / ج 6، 75)
هر کس برای یاری به ظالم، قدمی به سوی وی بردارد و بداند که و ظالم است؛ از اسلام خارج شده است.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
اتقوا الظلم فانه ظلمات یوم القیامة.
(کافی / ج 4، 17)
از ستم بپرهیزید که موجب تاریکیهای روز قیامت است.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
جور ساعة فی حکم أشد و أعظم عندالله من معاصی ستین سنة.
(بحار / ج 75، 352)
گناه یک ساعت ستم کردن در حکمرانی (و قضاوت)، در پیشگاه خدا بدتر و بزرگتر از گناهان شصت سال است.
4 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من خاف القصاص کف عن ظلم الناس.
(اصول کافی / ج 4، 21)
هر کس از قصاص بترسد، دست از ظلم بر مردم برمی دارد.
5 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
شرار الناس ثلاث: الذی یسعی الی السلطان فیهلک نفسه ویهلک أخاه و یهلک السلطان.
(میزان الحکمة / ج 5، 39 به نقل از بحارالانوار / ج 72، 226)
بدترین مردم سه دسته اند: اول آنها کسی است که پیش پادشاه از دیگران سعایت و بدگوئی کند و خود و برادرش و سلطان را هلاک سازد. (بعضی را با کشتن و بعضی را با کشته شدن)...
6 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من مدح سلطانا جائرا و تخفف و تضعضع له طمعا فیه کان قرینه فی النار.
(وسائل / ج 12، 133 - بحار / ج 72، 369 - میزان الحکمة / ج 9، 89)
هر کسی زمامدار (حاکم) ستمگری را برای طمع در وی ثناگویی و چاپلوسی نماید، و خود را در پیش وی سبک و بی مقدار نماید در آتش جهنم همراه وی خواهد بود.
7 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ألا و من علق سوطا بین سلطان جائر، جعل الله ذلک السوط یوم القیامة ثعبانا من النار... یسلط علیه فی نار جهنم.
(وسائل / ج 12، 130 - بحار / ج 75، 369)
آگاه باشید! هر کس تازیانه ای در دسترس زمامدار قرار دهد، خداوند روز قیامت آن تازیانه را، ماری از آتش قرار می دهد... تا در جهنم بر وی مسلط سازد.
8 - علی (علیه السلام): وصیتی برای حسنین (علیه السلام):
کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا.
(بحار / ج 100، 90)
همیشه دشمن ستمگر و یاور مظلوم باشید.
9 - علی (علیه السلام) فرمود:
والله لئن أبیت علی حسک السعد ان مسهدا و اجرفی الاغلال مصفدا أحب الی من ان القی الله و رسوله یوم القیامة ظالما لبعض العباد و غاصبا لشی ء من الحطام و کیف اظلم أحدا لنفس یسرع الی البلی قفولها و یطول فی الثری حلولها.
(بحار / ج 75، 359)
سوگند بخدا اگر شب را بر روی خار سعدان(32) تا صبح بگذرانم و (دست و پا به گردن بسته) مرا در غلهای زنجیر بکشند، نزد من محبوبتر است از آنکه خدا و رسول را روز قیامت ملاقات نمایم؛ در حالی که بر بعضی از بندگان ستم نموده و چیزی از مال دنیا غصب کره باشم. و هیچگونه بخاطر نفسی که به سوق فرتوتی و پوسیدگی می رود و ماندنش در زیر خاک به طول می انجامد، به کسی ستم نمایم؟!.
10 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
ما انتصر الله من ظالم الا بظالم و ذلک قوله عزوجل: و کذلک نولی بعض الظالمین بعضا مما کانوا یکسبون. (انعام / 129)
(بحار / ج 75، 313)
خداوند از هیچ ظالمی انتقام نگرفت مگر بوسیله ظالم دیگری، و دلیل آن فرمایش خداوند عزوجل است که فرموده: و همچنین بعضی از ستمکاران را بر بعضی دیگر مسلط می سازیم بخاطر آنچه که (از ظلم و ستم) بر دیگران روا می دارند.
11 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
لما حضرت أبی الوفاة ضمنی الی صدره ثم قال: یا بنی اوصیک بما أوصانی به أبی حین حضرته الوفاة... ایاک و ظلم من لا یجد علیک ناصرا الا الله.
(کافی / ج 2، 331)
پدرم هنگام وفات مرا به سینه چسبانید، سپس فرمود:
فرزندم! بپرهیز از ظلم به کسی که جز خدا یاوری ندارد.
12 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
العامل باظلم والمعین له والراضی به شرکاء.
(بحار / ج 72، 312 - میزان الحکمة / ج 5، 612)
ستمگر و کسی که او را (در ظلم کردن) یاری دهد، و کسی که به ستم او راضی باشد، هر سه در مجازات شریکند.
13 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ما یأخذ المظلوم من دین الظالم اکثر مما یأخذ الظالم من دنیا المظلوم.
(بحار / ج 72، 311)
آنچه که ستمدیده از دین ستمگر می گیرد، بیشتر از آن است که ستمگر از دنیای ستمدیده می گیرد.
14 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ما من مظلمة أشد من مظلمة لایجد صاحبها علیها عونا الا الله.
(کاف / ج 2، 331 - میزان الحکمة / ج 5، 603)
هیچ ستمی بالاتر از آن نیست که صاحب آن برای برطرف ساختنش، غیر از خدا پشتیبانی نداشته باشد.
15 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
من عذر ظالما بظلمه سلط الله علیه من بظلمه و ان دعا لم یستجب له ولم یأجره الله علی ضلامته.
(میزان الحکمة / ج 5، 618 - بحار / ج 75، 332)
هر کس ظلم ظالمی را توجیه کند، خداوند کسی را به او مسلط می سازد تا به وی ظلم نماید. و اگر خدا را بخواند، اجابتش نخواهد کرد. و در مقابل ظلمی که به او می شود پاداشی نخواهد داشت.
16 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ان العبد لیکون مظلوما فما یزال یدعوا حتی یکون ظالما.
(وسائل / ج 4، 1165)
همانا بنده ای که مظلوم باشد، دائما خدا را می خواند تا زمانی که خود ظالم شود (و وقتی ظالم شد، توفیق دعا از وی سلب گردد و این از ثمرات زیانبار ظلم می باشد.)
17 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
من أحب بقاء الظالمین فقد أحب أن یعصی الله ان الله تبارک و تعالی حمد نفسه علی هلاک الظلمة فقال: فقطع دابرالقوم الذین ظلموا و الحمدلله رب العالمین (انعام / 45.)
(میزان الحکمة / ج 5، 606 به نقل از بحار / ج 75، 322 با اندک تفاوت)
کسی که زنده ماندن ظالمان را دوست دارد، همانا دوست داشتند که نافرمانی و معصیت خدا را انجام دهد. خداوند متعال خود را بخاطر هلاک ساختن ستمگران ستوده و می فرماید:
و دنباله (زندگی) جمعیتی که ستم کرده بودند قطع شد و ستایش مخصوص خداوند، پروردگار جهانیان است.
توبه از ظلم، مراتب مختلفی دارد که همه آنها را این کلام امام علی (علیه السلام) شامل می گردد که فرمود:
ألا و ان الظلم ثلاثة فظلم لایغفر و ظلم لایترک و ظلم مغفور لایطلب فأما الظلم الذی لایغفر فالشرک بالله، قال الله سبحانه: ان الله لایغفر أن یشرک به. و أما الظلم الذی یغفر فظلم العبد نفسه عند بعض الهنات. و أما الظلم الذی لایترک فظلم العباد بعضهم بعضا.
(میزان الحکمة / ج 5، 601 - اصول کافی / ج 2، 331 با اندک تفاوت)
بدانید که ظلم بر سه قسم است:
1 - ظلمی که بخشوده نمی شود.
2 - ظلمی که صاحب آن رها نمی شود.
3 - و ظلمی که بخشوده می شود و بازخواست نمی گردد.
اما ظلمی که بخشوده نمی شود، عبارت از شریک قائل شدن به خداست و خداوند سبحان می فرماید: خدا براستی شرک به خود را نمی بخشد. و اما ظلمی که بخشوده می شود، ظلم بنده به نفس خود در بعضی از مواقع شر و بدیها می باشد. و اما ظلمی که به حال خود رها نمی شود، ظلم بعضی از بندگان بر بعض دیگر است.
پس اگر گناه شخصی، ظلم به نفس باشد، بخشوده نمی شود مگر با توبه به سوی خداوند متعال. و اگر ظلم به بندگان باشد؛ مانند خوردن مال مردم، یا از بین بردن حقوق آنها، بخشوده نمی شود، جز با رد نمودن اموال به صاحبان آن و دادن حقوق به صاحبان حق.

حق و حقیقت و گرایش به آن

از آنجا که تکیه به ستم و ستمگر ظلم محسوب می شود، پذیرش و قبول حق و حقیقت نیز عدل محسوب می گردد، چنانکه در حدیث شریف نبوی صلی الله علیه و آله آمده است:
و ان تقبل الحق ممن جاء به صغیرا کان أو کبیرا.
(میزان الحکمة / ج 2، 470 به نقل از کنزالعمال خبر 43152 با اندک تفاوت)
... و باید حق را از گوینده آن بپذیری کوچک باشد یا بزرگ.
زیرا که حق و عدالت ملازم و همراه یکدیگرند و بعد از حق، چیزی جز گمراهی نیست. زیرا بذر نیکی غیر از نیکی چیز دیگری نمی رویاند، و هرگز از نیکی زشتی و بدی حاصل نمی گردد، هر چند فتنه ها و شبهه ها آن را فرا گیرند. چرا که حق هر زمان که باشد، نورش را ظاهر می سازد و سپیده صبحدم روشن می گردد و بعد از اندک زمانی چهره های فریبگر و ظاهرسازیهای دروغین سقوط می کنند، و حق جز برای کسی که از آن فاصله گرفته و عاقبتش را اندیشه نکرده، مخفی نخواهد ماند. پس حق سزاوارترین چیزی است که شایسته پیروی است. حق یکی از نامهای خداوند متعال است و مفهوم آن روان انسان را آرامش می دهد و روح وی را تسکین و به قلب او اطمینان می بخشد و در راستای آن، آرزوهای ستمدیدگان و مستضعفین برآورده می شود.
این حق، همان واقعیت و سرشت انسانی است که او را به سوی نیکی روانه کرده و از شر باز می دارد. انسان با وجود آن، از سرزنش وجدان خویش، رهائی می یابد. در حدیث شریف است که:
للحق دولة و للباطل جولة.(33)
برای حق دولتی است و برای باطل جولانی بیش نیست.
راستگوئی و امانتداری، و داشتن همت والا و بلند، و عمل به وظایف انسانی از نمونه های حق و دروغ و خیانت، و سستی و سهل انگاری در انجام وظایف، از نمونه های باطل است و منظور از دولت حق، پایداری و ثبات آن است. بنابراین پیروزی همیشه به همراه حق و شکست و خواری همراه باطل است. زیرا تاریخ هیچ ستمگری را سراغ ندارد که خود را ستمگر معرفی کند. بسیاری از نزاع کنندگان هر یک بدنبال وکیل مدافع خود می دوند، در حالی که در باطن خود می داند که حق از جانب کیست. و همیشه کار خود را توجیه نموده و خود را بر حق و طرف مقابل را باطل می پندارند. اما حق و حقیقت بر کسی پوشیده نخواهد ماند و تاریخ در کمین آنان است.
از آنجا که حق دائما با باطل اشتباه می گردد، لازم است که معیار تشخیص آن دو را بشناسیم. و اسلام جامع معیارهای عادلانه و موازین دقیق است طوری که روان انسان را پرورش داده و وجدان وی را بیدار می سازد. و انسان شرافتمند را از طمع ورزی در حقوق مردم، باز می دارد. و معیار حق و باطل، بدست خود انسان است و آن عبارت از مخالفت هوای نفس و موافقت با تقوی است. پس چیزی که مطابق با هوای نفس و بدون تقوی باشد، باطل و از آن نکوهش شده است. و در طول تاریخ اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله همیشه جانب حق را داشته و در راه آن، جانهای با ارزش خود را فدا نموده اند. تا آنجا که امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
قل الحق ولو کان فیه هلاکک...
(میزان الحکمة / ج 2 / 468 به نقل از بحار / ج 78 / 320)
حق را بگو گرچه منجر به نابودیت شود...
و تاریخ زندگی هر یک از آنان، علیرغم سیاستهای شیطانی زمان، پر از فداکاریهاست. و اما کجایند پادشاهان و سیاستهای ظالمانه آنها، و فرعونهای زمان؟! که تاریخ جز با نفرت از خوشگذرانی، و بی شرمی، و بازیچه قرار دادن عدالت، و واژگون ساختن حقایق، از آنها نام نمی برد. و برعکس آن، از پیامبر و اهلبیتش با روح عدالتخواهی و داشتن انسانیت همیشه بیدار، یاد می برد.

پرهیزکاری و هوای نفس

خداوند متعال می فرماید:
و اما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی فان الجنة هی المأوی.
(النازعات / 40)
و اما کسیکه از مقام پروردگارش بترسد و نفس خود را از هوا و هوس بازدارد، بهشت جایگاه او خواهد بود.
هوای نفس و تقوی، دو حقیقت متضاد یکدیگرند. و تقوی و پرهیزکاری عبارت از اراده قوی و از فضائل انسانی است. بلکه تقوی بالاترین و بیشترین کمال برای انسان می باشد زیرا که بواسطه آن، می توان به عالیترین درجات نائل گردید. و اراده قوی کلید سعادت بشمار آمده و انسان صاحب همت بلند، دارای روح مقام، در برابر سختیهاست. و با صبر و حکمت برای احقاق حق و نابودی باطل قدم برمی دارد که انسانیت وی (با رسیدن به حق و نابود ساختن باطل) بر سایر حیوانات امتیاز پیدا می کند. و به همین خاطر است که تاریخ صاحبان اراده انسانی را علی رغم اختلاف مکان و رنگ آنان، بزرگ می شمارد زیرا که آنان اراده انسانی خود را استوار نموده و به سوی باطل، گرایش پیدا نکرده اند و خونشان را به خاطر هدف انسانی با ارزش، فدا ساخته اند؛ مانند امام حسین سیدالشهداء (علیه السلام) که همراهی او با اسلام، عبرتی برای نسل های تاریخ گردید. پس اراده انسانی یگانه عامل پیروزی ارزشها و سرآغاز پیمودن راه ترقی و رسیدن به اوج کمال است و یکی از عوامل موفقیت مردان بزرگ، که به رهبری و زعامت جامعه نائل گشته اند، در بکارگیری اراده قوی بوده است. و به تبعیت از بزرگان تاریخ، چنین نموده و به سعادت و نیکبختی نائل گشته اند. و برعکس آنان، و کسانی که در اراده سستی نموده و از هوای خویش پیروی کرده اند، جز خواری و زیان نتیجه ای بدست نیاورده اند.
فرق بین دین و قوانین بشری، در پیدایش هوی و هوس روشن و آشکار می شود. و قوانین بشری جز برای کسی که از افتادن در چنگ قانون هراس دارد سودی نمی بخشد و تاریخ چه بسیار افرادی که با قانون بازی می کنند و نسبت به آن تعدی می ورزند، بیاد دارد و حال آنکه آنان در سایه قانون می زیستند. و اما فرد دیندار از خدا می ترسد و پایبند به تقوی می گردد. و این پایبندی نفس اماره و سرکش را از زشتیها باز می دارد. و هرگونه طمع پنهانی و آشکار را از بن بر می کند.
ان اخوف ما اخاف علیکم خصلتان: اتباع الهوی و طول الأمل.
(بحار / ج /70 162 میزان الحکمة / ج 1 / 155)
نسبت به شما از دو چیز هراس زیادی دارم: پیروی هوای نفس و آرزوهای دراز.
و این سخن حکیمانه از علی (علیه السلام) برای بیان ریشه و کلید زشتیها و حفظ خود از آن است که عبارت از دو چیز است:
1 - پیروی از هوای نفس که منجربه هر شر و بدی می گردد، زیرا نفس اماره انسان را به سوی زشتیها سوق می دهد. و انسان طبیعتا به جاودانگی و آسایش و رهائی از قید و بند مسئولیت، تمایل دارد. ولی جایگاه دین و عقل بر خلاف آن است:
2 - آرزوهای دراز: و معنای آن عبارت از به تأخیر انداختن وظیفه از وقت آن، به خاطر آرزوهای زندگی است. بلکه لازم است که انسان تمام وظایف اجتماعی و معنوی خود را به موقع انجام داده و به امید بجاآوردن آن در آینده، به تأخیرش نیاندازد.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من مقت نفسه دون مقت الناس آمنه الله من فزع یوم القیامة.
(وسائل / ج 11، 184)
هر کس خویشتن را بخاطر نیازردن مردم، به زحمت اندازد خداوند وی را از سختی روز قیامت ایمن دارد.
2 - در حدیث قدسی آمده است:
ایما عبد اطاعنی لم اکله الی غیری و ایما عبد عصانی وکلته الی نفسه...
(وسائل / ج 11، 186)
بنده ای که مرا اطاعت کند، او را به غیر خودم واگذار نخواهم کرد. و هر بنده ای که مرا معصیت کند، او را به خودش واگذار خواهم نمود.
3 - علی (علیه السلام) فرمود:
من أصلح ما بینه و بین الله أصلح الله بینه و بین الناس و من أصلح أمر آخرته، أصلح الله أمر دنیاه و من أصلح سریرته أصلح الله علانیته.
(وسائل / ج 11، 236)
هر کس میانه خود و خدایش را اصلاح نماید، خداوند میانه او و مردم را اصلاح می کند، و هر کس کار آخرت خویش را اصلاح نماید، خداوند کار دنیای او را اصلاح کند. و هر کس باطن خویش را اصلاح نماید، خداوند ظاهر وی را اصلح خواهد کرد.
4 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اجعل نفسک عدوا تجاهده.
(میزان الحکمة / ج 2، 142 - بحار / ج 75، 283)
نفس خود را به منزله دشمنت قرار ده که با آن به مبارزه برخاسته ای.
5 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اقصر نفسک عما یضرها من قبل ان تفارقک واسع فی فکاکها کما تسعی فی طلب معیشتک...
(وسائل / ج 11، 236)
نفس خود را به کمتر از آنچه که به آن زیان می رساند، قانع ساز پیش از آنکه عنان از کف تو برود. و در رهائی آن بکوش چنانکه در جستجوی زندگی کوشش می کنی.