فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

بحثی پیرامون عدالت

عدالت پایه ضروری و لازم در زندگی انسان، و اساس حکومت اسلامی است، و زندگی بشر با عدالت و ادیان آسمانی پی ریزی شده است. اصولا ادیان الهی، برای حمایت از عدالت، در ارتباط آن با خالق و مخلوق، و اجرای آن در میان مردم آمده است. عدالت هدف همه قوانین الهی و بشری است، و از آثار آن، این است که هرگاه قوانین، همگام با عدالت بوده؛ دوام و ثبات بیشتری در جامعه، داشته است. عدل عبارت است از دادن حق هر صاحب حقی به خودش در مقابل ستم. از آثار و جلوه های آن، مساوات بین مردم در حقوق و وظایف همگانی است، و بر این مساوات در آیه شریفه اشاره فرموده است که:
اعدلوا هو اقرب للتقوی.
(مائده / 8)
عدالت پیشه کنید که آن، به پرهیزکاری نزدیکتر است.
و در سوره نحل می فرماید:
ان الله یأمرکم بالعدل والاحسان.
(نحل / 90)
خداوند به عدل و احسان فرمان می دهد.
و در سوره انعام می فرماید:
و اذا قلتم فاعدلوا ولو کان ذا قربی.
(انعام / 152)
و هرگاه سخن گوئید، عدالت را رعایت نمائید، حتی اگر در مورد نزدیکان بوده باشد.
عدالت، اساس حکومت اسلامی است، و اسلام برای عدالت، حتی نسبت به خود انسان به عنوان اینکه او هدف اسلام و نظام برتر جهان هستی است، نهایت توجه را مبذول فرموده است.
خداوند متعال می فرماید:
و اذا حکمتم بین الناس أن تحکموا بالعدل.
(نساء / 58)
و هنگامی که میان مردم داوری می کنید، از روی عدالت داوری کنید.
و در آیه دیگری می فرماید:
یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء لله ولو علی انفسکم.
(نساء / 135)
ای کسانی که ایمان آورده اید، کاملا به عدالت قیام کنید، برای خدا گواهی دهید اگر چه (این گواهی) به زیان خود شما باشد.
و در سوره دیگر می فرماید:
ولا یجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی واتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون.
(مائده / 8)
(ای کسانی که ایمان آورده اید) دشمنی با جمعیتی، شما را به گناه ترک عدالت نکشاند. عدالت کنید که به پرهیزکاری نزدیکتر است. از خدا بپرهیزید که از آنچه انجام می دهید، آگاه است.
خداوند متعال، لزوم عدالت در بین همه انسانها را، یکسان داشته، و بین دوستان و نزدیکان و حتی دشمن، در این مورد فرقی نگذاشته است، و در حدیث آمده است:
من المنجیات کلمة العدل فی الرضا والسخط.
(بحار / ج 77، 52 - میزان الحکمه / ج 10، 33)
از جمله نجات دهنده ها، گفتن کلمه عدل، در حال خوشنودی و غضب است.
در فضیلت و نیکی عدل، همین بس که پایه زندگی، بر آن استوار است و به همین خاطر خداوند سبحان، آن را یکی از نامهای خود، اختیار فرموده و او را عدل به معنی صاحب عدالت گویند.

بحثی پیرامون ظلم و ستم

ظلم برخلاف عدالت، سبب نابودی و ویرانی کشورها و فساد و تباهی بین مردم می شود. ظلم عبارت از قرار دادن چیزی، در غیر جایگاه آن است و خداوند آن را از خود نفی فرموده و می فرماید:
ان الله لا یظلم مثقال ذرة...
(نساء / 40)
خداوند (حتی) به اندازه سنگینی ذره ای ستم نمی کند...
و در سوره دیگر می فرماید:
ولا تحسبن الله غافلا عما یعمل الضالمون انما یوخرهم لیوم تشخص فیه الأبصار.
(ابراهیم / 42)
و گمان مبر که خدا از کارهای ظالمان غافل است (نه، بلکه کیفر) آنها را تأخیر انداخته، برای روزی که چشمها در آن، (از ترس و وحشت) از حرکت باز ایستد.
گاهی انسان، با ارتکاب کار حرام، به خود نیز ستم می کند که آیه شریفه به آن اشاره نموده و می فرماید:
و من یتعد حدود الله فاولئک هم الظالمون.
(بقره / 229)
اینها حدود و مرزهای الهی است، از آن تجاوز نکنید. هر کس از آن تجاوز کند، ستمگر است.
و در سوره دیگر می فرماید:
و من یتعد حدود الله فقد ظلم نفسه.
(طلاق / 1)
کسی که از حدود و مرزهای الهی، تجاوز کند، همانا به خود ستم نموده است.
خوبی عدالت و زشتی ستم، مطلب روشنی است که نیاز به تفصیل و توضیح ندارد و چه زیبا گفته شده:
لا تظلمن اذا ما کنت مقتدرا - فالظلم یرجع عقباه الی الندم
تنام عیناک والمظلوم منتبه - یدعوا علیک و عین الله لن تنم
هرگاه قدرت و توان پیدا کردی، هرگز به کسی ظلم نکن،
که ظلم نهایتش، به پشیمانی می انجامد،
چشمان تو می خوابد، ولی مظلوم بیدار است،
به تو نفرین می کند، و چشم خدا هرگز به خواب نمی رود.
چنانکه در حدیث نبوی است، فرقی بین ستم و تکیه به ستمگر هر چند از نزدیکان صمیمی باشد، و بین یاری نمودن بر ستمگر در ظلم وی، وجود ندارد. مانند دادن تازیانه تا کسی را بزند و دادن قلم تا چیزی بنویسد و به دنبال آن به دیگران آزار رساند.
و در حدیث آمده است:
من أعان ظالما علی ظلم، أکبه الله علی منخریه فی النار.
(کنزالعمال / ج 6، خبر 14950)
کسی که ظالمی را بر ظلم او یاری دهد، خداوند وی را بر بیتی به آتش افکند.
خداوند متعال می فرماید:
ولا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار.
(هود / 113)
به ظالمین و ستمگران تکیه نکنید تا آتش (جهنم)، شما را به همراه آنان، فرا بگیرد.
امام رضا (علیه السلام) فرمود:
الدخول فی اعمال السلطان (الظالم) والعون له فی حوائجه عدیل الکفر والنظر الیه علی العمد من الکبائر التی یستحق بها النار.
(بحار / ج 72، 374)
وارد شدن در کارهای پادشاه ستمگر و یاری دادنش در نیازها، هم ردیف کفر است. و نظر کردن عمدی به سوی وی، از گناهان کبیره و مستحق آتش است.
مردی به امام صادق (علیه السلام) عرضه داشت: جعلت فداک انه ربما أصاب الرجل منا الضیق أوالشدة فیدعی الی البناء یبنیه اوالنهر یکریه او المسناة یصلحها، فما تقول فی ذلک؟ فقال (علیه السلام): ما احب أنی عقدت لهم عقدة او وکیت لهم و کاءا و ان لی ما بین لابتیها (جبلان محیطان بالمدینة) لا ولا مدة بقلم ان أعوان الظلمة یوم القیامة فی سرادق من نار حتی یحکم الله بین العباد.
(میزان الحکمة / ج 5، 612 - فروع کافی / ج 5، 107)
فدایت گردم! گای یکی از ما در تنگدستی و شدت، قرار می گیرد، و از وی دعوت می شود که ساختمانی (برای ستمگران) بنا کند یا نهری (برای آنان) جاری نماید یا آب بند (سد) (آنان) را اصلاح و تعمیر کند؛ در این باره می فرمائید؟
فرمود: دوست ندارم در برابر گرفتن دو کوه اطراف مدینه، گروهی برای آنان (ستمگران) ببندم، و سر ظرفی را محکم کنم و نه قلمی برای آنها بکشم (یعنی چیزی بنویسم.) زیرا یاری دهندگان به ظلم، روز قیامت در خیمه هائی از آتشند تا هنگامی که خداوند بین بندگانش داوری فرماید.
و در حدیث است:
من قتل دون مظلمته فهو شهید.
(وسائل / ج 11، 92 - کنزالعمال / خ 11205 - میزان الحکمة / ج 5، 97)
هر کس بخاطر دادخواهی از حق خویش کشته شود، شهید است.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من مشی الی ظالم لیعینه و هو یعلم انه ظالم فقد خرج عن الاسلام.
(کنز کراچکی / ج 6، 75)
هر کس برای یاری به ظالم، قدمی به سوی وی بردارد و بداند که و ظالم است؛ از اسلام خارج شده است.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
اتقوا الظلم فانه ظلمات یوم القیامة.
(کافی / ج 4، 17)
از ستم بپرهیزید که موجب تاریکیهای روز قیامت است.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
جور ساعة فی حکم أشد و أعظم عندالله من معاصی ستین سنة.
(بحار / ج 75، 352)
گناه یک ساعت ستم کردن در حکمرانی (و قضاوت)، در پیشگاه خدا بدتر و بزرگتر از گناهان شصت سال است.
4 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من خاف القصاص کف عن ظلم الناس.
(اصول کافی / ج 4، 21)
هر کس از قصاص بترسد، دست از ظلم بر مردم برمی دارد.
5 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
شرار الناس ثلاث: الذی یسعی الی السلطان فیهلک نفسه ویهلک أخاه و یهلک السلطان.
(میزان الحکمة / ج 5، 39 به نقل از بحارالانوار / ج 72، 226)
بدترین مردم سه دسته اند: اول آنها کسی است که پیش پادشاه از دیگران سعایت و بدگوئی کند و خود و برادرش و سلطان را هلاک سازد. (بعضی را با کشتن و بعضی را با کشته شدن)...
6 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من مدح سلطانا جائرا و تخفف و تضعضع له طمعا فیه کان قرینه فی النار.
(وسائل / ج 12، 133 - بحار / ج 72، 369 - میزان الحکمة / ج 9، 89)
هر کسی زمامدار (حاکم) ستمگری را برای طمع در وی ثناگویی و چاپلوسی نماید، و خود را در پیش وی سبک و بی مقدار نماید در آتش جهنم همراه وی خواهد بود.
7 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ألا و من علق سوطا بین سلطان جائر، جعل الله ذلک السوط یوم القیامة ثعبانا من النار... یسلط علیه فی نار جهنم.
(وسائل / ج 12، 130 - بحار / ج 75، 369)
آگاه باشید! هر کس تازیانه ای در دسترس زمامدار قرار دهد، خداوند روز قیامت آن تازیانه را، ماری از آتش قرار می دهد... تا در جهنم بر وی مسلط سازد.
8 - علی (علیه السلام): وصیتی برای حسنین (علیه السلام):
کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا.
(بحار / ج 100، 90)
همیشه دشمن ستمگر و یاور مظلوم باشید.
9 - علی (علیه السلام) فرمود:
والله لئن أبیت علی حسک السعد ان مسهدا و اجرفی الاغلال مصفدا أحب الی من ان القی الله و رسوله یوم القیامة ظالما لبعض العباد و غاصبا لشی ء من الحطام و کیف اظلم أحدا لنفس یسرع الی البلی قفولها و یطول فی الثری حلولها.
(بحار / ج 75، 359)
سوگند بخدا اگر شب را بر روی خار سعدان(32) تا صبح بگذرانم و (دست و پا به گردن بسته) مرا در غلهای زنجیر بکشند، نزد من محبوبتر است از آنکه خدا و رسول را روز قیامت ملاقات نمایم؛ در حالی که بر بعضی از بندگان ستم نموده و چیزی از مال دنیا غصب کره باشم. و هیچگونه بخاطر نفسی که به سوق فرتوتی و پوسیدگی می رود و ماندنش در زیر خاک به طول می انجامد، به کسی ستم نمایم؟!.
10 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
ما انتصر الله من ظالم الا بظالم و ذلک قوله عزوجل: و کذلک نولی بعض الظالمین بعضا مما کانوا یکسبون. (انعام / 129)
(بحار / ج 75، 313)
خداوند از هیچ ظالمی انتقام نگرفت مگر بوسیله ظالم دیگری، و دلیل آن فرمایش خداوند عزوجل است که فرموده: و همچنین بعضی از ستمکاران را بر بعضی دیگر مسلط می سازیم بخاطر آنچه که (از ظلم و ستم) بر دیگران روا می دارند.
11 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
لما حضرت أبی الوفاة ضمنی الی صدره ثم قال: یا بنی اوصیک بما أوصانی به أبی حین حضرته الوفاة... ایاک و ظلم من لا یجد علیک ناصرا الا الله.
(کافی / ج 2، 331)
پدرم هنگام وفات مرا به سینه چسبانید، سپس فرمود:
فرزندم! بپرهیز از ظلم به کسی که جز خدا یاوری ندارد.
12 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
العامل باظلم والمعین له والراضی به شرکاء.
(بحار / ج 72، 312 - میزان الحکمة / ج 5، 612)
ستمگر و کسی که او را (در ظلم کردن) یاری دهد، و کسی که به ستم او راضی باشد، هر سه در مجازات شریکند.
13 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ما یأخذ المظلوم من دین الظالم اکثر مما یأخذ الظالم من دنیا المظلوم.
(بحار / ج 72، 311)
آنچه که ستمدیده از دین ستمگر می گیرد، بیشتر از آن است که ستمگر از دنیای ستمدیده می گیرد.
14 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ما من مظلمة أشد من مظلمة لایجد صاحبها علیها عونا الا الله.
(کاف / ج 2، 331 - میزان الحکمة / ج 5، 603)
هیچ ستمی بالاتر از آن نیست که صاحب آن برای برطرف ساختنش، غیر از خدا پشتیبانی نداشته باشد.
15 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
من عذر ظالما بظلمه سلط الله علیه من بظلمه و ان دعا لم یستجب له ولم یأجره الله علی ضلامته.
(میزان الحکمة / ج 5، 618 - بحار / ج 75، 332)
هر کس ظلم ظالمی را توجیه کند، خداوند کسی را به او مسلط می سازد تا به وی ظلم نماید. و اگر خدا را بخواند، اجابتش نخواهد کرد. و در مقابل ظلمی که به او می شود پاداشی نخواهد داشت.
16 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ان العبد لیکون مظلوما فما یزال یدعوا حتی یکون ظالما.
(وسائل / ج 4، 1165)
همانا بنده ای که مظلوم باشد، دائما خدا را می خواند تا زمانی که خود ظالم شود (و وقتی ظالم شد، توفیق دعا از وی سلب گردد و این از ثمرات زیانبار ظلم می باشد.)
17 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
من أحب بقاء الظالمین فقد أحب أن یعصی الله ان الله تبارک و تعالی حمد نفسه علی هلاک الظلمة فقال: فقطع دابرالقوم الذین ظلموا و الحمدلله رب العالمین (انعام / 45.)
(میزان الحکمة / ج 5، 606 به نقل از بحار / ج 75، 322 با اندک تفاوت)
کسی که زنده ماندن ظالمان را دوست دارد، همانا دوست داشتند که نافرمانی و معصیت خدا را انجام دهد. خداوند متعال خود را بخاطر هلاک ساختن ستمگران ستوده و می فرماید:
و دنباله (زندگی) جمعیتی که ستم کرده بودند قطع شد و ستایش مخصوص خداوند، پروردگار جهانیان است.
توبه از ظلم، مراتب مختلفی دارد که همه آنها را این کلام امام علی (علیه السلام) شامل می گردد که فرمود:
ألا و ان الظلم ثلاثة فظلم لایغفر و ظلم لایترک و ظلم مغفور لایطلب فأما الظلم الذی لایغفر فالشرک بالله، قال الله سبحانه: ان الله لایغفر أن یشرک به. و أما الظلم الذی یغفر فظلم العبد نفسه عند بعض الهنات. و أما الظلم الذی لایترک فظلم العباد بعضهم بعضا.
(میزان الحکمة / ج 5، 601 - اصول کافی / ج 2، 331 با اندک تفاوت)
بدانید که ظلم بر سه قسم است:
1 - ظلمی که بخشوده نمی شود.
2 - ظلمی که صاحب آن رها نمی شود.
3 - و ظلمی که بخشوده می شود و بازخواست نمی گردد.
اما ظلمی که بخشوده نمی شود، عبارت از شریک قائل شدن به خداست و خداوند سبحان می فرماید: خدا براستی شرک به خود را نمی بخشد. و اما ظلمی که بخشوده می شود، ظلم بنده به نفس خود در بعضی از مواقع شر و بدیها می باشد. و اما ظلمی که به حال خود رها نمی شود، ظلم بعضی از بندگان بر بعض دیگر است.
پس اگر گناه شخصی، ظلم به نفس باشد، بخشوده نمی شود مگر با توبه به سوی خداوند متعال. و اگر ظلم به بندگان باشد؛ مانند خوردن مال مردم، یا از بین بردن حقوق آنها، بخشوده نمی شود، جز با رد نمودن اموال به صاحبان آن و دادن حقوق به صاحبان حق.

حق و حقیقت و گرایش به آن

از آنجا که تکیه به ستم و ستمگر ظلم محسوب می شود، پذیرش و قبول حق و حقیقت نیز عدل محسوب می گردد، چنانکه در حدیث شریف نبوی صلی الله علیه و آله آمده است:
و ان تقبل الحق ممن جاء به صغیرا کان أو کبیرا.
(میزان الحکمة / ج 2، 470 به نقل از کنزالعمال خبر 43152 با اندک تفاوت)
... و باید حق را از گوینده آن بپذیری کوچک باشد یا بزرگ.
زیرا که حق و عدالت ملازم و همراه یکدیگرند و بعد از حق، چیزی جز گمراهی نیست. زیرا بذر نیکی غیر از نیکی چیز دیگری نمی رویاند، و هرگز از نیکی زشتی و بدی حاصل نمی گردد، هر چند فتنه ها و شبهه ها آن را فرا گیرند. چرا که حق هر زمان که باشد، نورش را ظاهر می سازد و سپیده صبحدم روشن می گردد و بعد از اندک زمانی چهره های فریبگر و ظاهرسازیهای دروغین سقوط می کنند، و حق جز برای کسی که از آن فاصله گرفته و عاقبتش را اندیشه نکرده، مخفی نخواهد ماند. پس حق سزاوارترین چیزی است که شایسته پیروی است. حق یکی از نامهای خداوند متعال است و مفهوم آن روان انسان را آرامش می دهد و روح وی را تسکین و به قلب او اطمینان می بخشد و در راستای آن، آرزوهای ستمدیدگان و مستضعفین برآورده می شود.
این حق، همان واقعیت و سرشت انسانی است که او را به سوی نیکی روانه کرده و از شر باز می دارد. انسان با وجود آن، از سرزنش وجدان خویش، رهائی می یابد. در حدیث شریف است که:
للحق دولة و للباطل جولة.(33)
برای حق دولتی است و برای باطل جولانی بیش نیست.
راستگوئی و امانتداری، و داشتن همت والا و بلند، و عمل به وظایف انسانی از نمونه های حق و دروغ و خیانت، و سستی و سهل انگاری در انجام وظایف، از نمونه های باطل است و منظور از دولت حق، پایداری و ثبات آن است. بنابراین پیروزی همیشه به همراه حق و شکست و خواری همراه باطل است. زیرا تاریخ هیچ ستمگری را سراغ ندارد که خود را ستمگر معرفی کند. بسیاری از نزاع کنندگان هر یک بدنبال وکیل مدافع خود می دوند، در حالی که در باطن خود می داند که حق از جانب کیست. و همیشه کار خود را توجیه نموده و خود را بر حق و طرف مقابل را باطل می پندارند. اما حق و حقیقت بر کسی پوشیده نخواهد ماند و تاریخ در کمین آنان است.
از آنجا که حق دائما با باطل اشتباه می گردد، لازم است که معیار تشخیص آن دو را بشناسیم. و اسلام جامع معیارهای عادلانه و موازین دقیق است طوری که روان انسان را پرورش داده و وجدان وی را بیدار می سازد. و انسان شرافتمند را از طمع ورزی در حقوق مردم، باز می دارد. و معیار حق و باطل، بدست خود انسان است و آن عبارت از مخالفت هوای نفس و موافقت با تقوی است. پس چیزی که مطابق با هوای نفس و بدون تقوی باشد، باطل و از آن نکوهش شده است. و در طول تاریخ اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله همیشه جانب حق را داشته و در راه آن، جانهای با ارزش خود را فدا نموده اند. تا آنجا که امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
قل الحق ولو کان فیه هلاکک...
(میزان الحکمة / ج 2 / 468 به نقل از بحار / ج 78 / 320)
حق را بگو گرچه منجر به نابودیت شود...
و تاریخ زندگی هر یک از آنان، علیرغم سیاستهای شیطانی زمان، پر از فداکاریهاست. و اما کجایند پادشاهان و سیاستهای ظالمانه آنها، و فرعونهای زمان؟! که تاریخ جز با نفرت از خوشگذرانی، و بی شرمی، و بازیچه قرار دادن عدالت، و واژگون ساختن حقایق، از آنها نام نمی برد. و برعکس آن، از پیامبر و اهلبیتش با روح عدالتخواهی و داشتن انسانیت همیشه بیدار، یاد می برد.