آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

نویسنده : محمد حسین الجلالی مترجم : جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

قسم و معنای آن

مراد از قسم، آن سوگندی است که احتمال موافقت و مخالفت با آن در آینده وجود دارد. و عرفا قسم با هر چیزی که نزد انسان با ارزش باشد محقق می گردد. پس گاهی انسان به جان خویش، یا جان عزیزان و یا شرف خود قسم یاد می کند. اما سوگند شرعی جز با نام خدای متعال محقق نمی شود، و بخاطر همین است که قسم خوردن غیر ضروری به نام خدا، مکروه است زیرا که باعث بی احترامی به نام مقدس خداوند است.
خداوند متعال در قرآن می فرماید:
ولا تجعلوا الله عرضة لأیمانکم.
(بقره / 224)
خدا را در معرض سوگندهای خود قرار ندهید.
علت آن، این است که قسم خوردن بیجا تابع فقدان اعتماد و بی شخصیتی انسان است، و قسم خوردن برای انسان راستگو ضرورتی ندارد زیرا که او به گفته خود اطمینان دارد چه مردم همه او را راستگو پندارند یا دروغگو. اما کسی که در خویشتن احساس ضعف می کند، تلاش می ورزد که با سوگند و شاهد و مانند آن، ضعف خود را جبران نماید.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لاتحلفوا بالله صادقین ولا کاذبین
(وسائل / ج 16، 116)
هیچ گاه به خدا سوگند یاد نکنید چه راست باشد یا دروغ.
و نیز فرمود:
ان ادعی علیک مال ولم یکن له علیک فاراد ان یحلفک فان بلغ مقداره ثلثین درهما فاعطه ولا تحلف و ان کان اکثر من ذلک فاحلف ولا تعطه.
(وسائل / ج 16، 143)
اگر کسی بر علیه تو مالی را ادعا کرد و شاهد یا سندی ندارد و خواست که تو را قسم دهد، اگر مبلغ آن مال به سی درهم می رسد، قسم نخور و به او بده و اگر از سی درهم بیشتر باشد قسم بخور و چیزی به او نده.
امام (علیه السلام) در این بیان خود، اشاره دارد که قسم خوردن در حال ناچاری اشکال ندارد، چنانچه در اثبات حق و نجات دادن نفس محترمه چنین است.

اقسام سوگند

اول - سوگندهای بیهوده: و آن عبارت از سوگند بدون قصد است بخاطر عادت زبان به آن، چه مربوط به گذشته باشد یا آینده. این نوع قسم ها شرعا اثری ندارد زیرا که خداوند میفرماید:
لایؤاخذکم الله باللغو فی أیمانکم.
(بقره / 225)
خداوند شما را بخاطر سوگندهائی که بدون توجه و بیهوده یاد می کنید، مؤاخذه نمی کند.
از امام صادق (علیه السلام) درباره این آیه شریفه، سوال شد فرمودند:
هو لا والله و بلی والله و کلا والله لایعقد.
(وسائل / ج 16، 114)
قسمهای بیهوده عبارت است از گفتن لا والله و بلی و الله و کلا والله که قسم با آنها منعقد نمی شود.(27)
و در حدیث دیگر از امام صادق (علیه السلام) وارد شده که فرمودند:
ان جماعة حلف بعضهم أن لاینام فی اللیلأبدا و حلف آخر أن لایفطر فی الیوم أبدا و ثالث أن لا ینکح أبدا... فصعد رسول الله صلی الله علیه و آله علی المنبر ثم قال: مابال أقوام یحرمون علی أنفسهم الطیبات ألا أنی أنام باللیل و أنکح و أفطر فی النهار فمن رغب عن سنتی فلیس منی، فقام هولاء فقالوا: یا رسول الله! قد حلفنا علی ذلک فأنزل الله: لایؤاخذکم الله باللغو فی أیمانکم.
(وسائل / ج 16، 148)
گروهی قسم یاد کردند که شب را ابدا نخوابند و گروهی دیگر قسم یاد کردند که در روز چیزی نخورند (روزه بگیرند) و دسته سوم قسم یاد نمودند که هیچگاه ازواج نکنند... این خبر به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) رسید به بالای منبر رفت سپس فرمود: چرا گروهی چیزهای پاکیزه را بر خود حرام می کنند؟! آگاه باشید که من خود شب را می خوابم و ازدواج می کنم، و در روز غذا می خورم (همیشه روزه نیستم) پس هر کس از روش من اعراض و دوری کند، از من نخواهد بود. در این هنگام آن عده از جا برخاستند و عرض کردند: یا رسول الله ما بر این کارها قسم خورده ایم چه باید بکنیم؟ در این مورد این آیه شریفه نازل شد: خداوند شما را بخاطر سوگندهای بدون توجه و بیهوده، مواخذه نمی کند.
دوم - سوگند دروغ: و آن عبارت از قسم دروغ عمدی نسبت به گذشته است.(28) چنانکه در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) آمده است:
الیمین الغموس ینتظربها أربعین لیلة.
(وسائل / ج 16، 146)
قسم دروغ تا چهل شب، مهلت داده می شود (که صاحبش توبه نماید و جبران کند.)
و در حدیث دیگر از امام باقر (علیه السلام) وارد شده است که فرمود:
ان فی کتاب علی (علیه السلام): ان الیمین الکاذبة و قطیعة الرحم تذران الدیار بلاقع من أهلها و تثقل الرحم یعنی انقطاع النسل.
(وسائل / ج 16، 144)
در کتاب علی (علیه السلام) آمده است که: قسم دروغ، و ترک صله رحم آبادی ها را ویران و اهل آن را هلاک می سازد و رحم را سنگین می کند یعنی نسل را قطع می کند.
قسم دروغ باعث از بین رفتن اطمینان در جامعه می گردد که اساس زندگی و نظام اجتماع به آن بستگی دارد و هنگامیکه اطمینان در خانواده و جامعه از میان برود، آبادی ها ویران می گردد.
سوم - قسم دادن دیگران: و آن عبارت از این است که شخصی، دیگری را برای انجام کاری سوگند دهد و بر چنین قسمی اثر، بار نمی شود. مانند اینکه به دوستت بگوئی: بخدا سوگند که حتما باید بخوری که بر قسم خورنده چیزی (تکلیفی) نیست زیرا که این سوگند درباره دیگری است. و همچنین بر شخص قسم داده شده چیزی (تکلیفی) نیست چون او نیز سوگند نخورده است.
و در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است:
عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: سئل عن الرجلیقسم علی اخیه قالععن لیس علیه شیی ء انما أراد اکرامه.
(وسائل / ج 16، 209)
از امام صادق (علیه السلام) درباره مردی که به برادر دینی اش قسم می دهد، سوال شد که حکمش چیست؟ فرمودند: چیزی (تکلیفی) بر او نیست زیرا که او قصد احترام برادر (دینی) خود را دارد (نه قسم دادن حقیقی.)
چهارم - قسم راست: و آن عبارت از همان قسم معتبر شرعی است که در فقه اسلامی دارای شروط زیر است:
1 - سوگند شرعی بجز نام خدا منعقد نمی شود. اگر چه غیر خدا موجود بزرگی باشد. پس بنام پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) یا ائمه طاهرین یا کعبه و مانند آن منعقد نمی گردد.
2 - قسم خورنده، باید مکلف و دارای قصد و با اختیار سوگند یاد کند.
3 - لازم است آنچه که انسان برای آن قسم یاد می کند، مباح باشد و طرف عکس آن، رجحان و ترجیح نداشته باشد پس قسم خوردن بر ترک واجب و انجام مکروه و حرام، صحیح نیست.
4 - باید سوگند نسبت به آینده باشد زیرا سوگند خوردن نسبت به گذشته منعقد نمی گردد و اگر شخصی سوگند راست خود را نقض نماید، باید کفاره بدهد و کفاره آن یکی از سه چیز است: سیر کردن ده نفر بیچاره و فقیر، یا پوشانیدن آن با لباس، یا بجا آوردن سه روز روزه پی در پی.
و احتمال دارد در بعضی سوگندها کفاره نباشد مانند جائی که شخص هنگام قسم خوردن، لفظ انشاء الله (اگر خدا بخواهد) بگوید، که در این صورت سوگند (حقیقی) منعقد نمی گردد. چنانکه علی (علیه السلام) می فرماید:
من استثنی فی الیمین فلا حنث ولا کفارة.
(وسائل / ج 16، 188)
کسی که در سوگند خوردن استثناء نماید (مانند گفتن انشاء الله) او قسم خود را شکسته است و کفاره هم ندارد.
و همچنین برای پدر و شوهر حق شکستن قسم وجود دارد چنانکه پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید:
لایمین للولد مع والده ولا للمرئة مع زوجها ولا للمملوک مع مولاه ولا نذر فی معصیة ولا یمین فی قطیعة.
(وسائل / ج 16، 156)
سوگند فرزند نسبت به پدر و سوگند زن نسبت به شوهر و سوگند برده نسبت به مولای خویش اثر ندارد و نذر در معصیت و قسم در قطع رحم، منعقد نمی گردد.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
لم ینقضوا قوم عهدالله و عهد رسوله الا سلط الله علیهم عدوهم و أخذ ما فی أیدیهم.
(وسائل / ج 16، 512)
هیچ قوم و گروهی عهد خدا و پیامبر او را نشکستند، مگر اینکه خداوند دشمنان آنان را بر آنها مسلط گردانید و نعمتهای آنها را از دستشان گرفت.
اسلام در وفا کردن به سوگند، و عهد و نذر، تأکید فراوان دارد زیرا اینها پشتوانه و روابط مطمئن بین افراد و ملتها است و تکیه گاه زندگی اجتماعی سعادتمند محسوب می گردد چون عهد بستن با خدا به تمام اقسامش اگر با لفظ صریح و با قصد و اختیار باشد برای انسان الزام آور است و وفای به آن لازم می باشد مانند اینکه بگوید: با خدا عهد می بندم که اگر مریضیم بهبودی یابد به فقیر صدقه بدهم و همچنین هنگامی که این عهد را با صیغه نذر ابراز کند. مثل اینکه بگوید: لله علی کذا نذر می کنم که اگر چنین شود چنان کنم (مثلا یکروز روزه بگیرم) یا آن را با صیغه قسم بنام خداوند متعال یا بیکی از صفات مخصوص او ابراز نماید مثل اینکه بگوید: والله لا فعل کذا بخدا قسم که چنین خواهم کرد یا بربی لا فعل کذا به پروردگارم سوگند که چنین خواهم کرد.
و اگر با خدا عهد ببندد و وفا ننماید، بر وی کفاره واجب می شود و آن یکی از سه چیز است:
1 - غذا دادن ده مسکین و فقیر.
2 - پوشاندن آنها.
3 - در صورت نداشتن قدرت مالی سه روز روزه بگیرد.
و اگر خطا یا فراموش و غفلت نمود، چیزی بر او نیست. و چون امروزه نذر شایع و فراوان است، لازم است به اهم احکام و مسائل آن اشاره بشود.

نذر شرعی و احکام آن

نذر شرعی عبارت است از ملتزم شدن به انجام یا ترک کار مقدور در برابر خداوند متعال مثل اینکه نذر کند؛ یکی از دوستان مومن را زیارت کند، یا مثلا سیگار را ترک نماید یا در روز معین روزه بگیرد یا مبلغ معینی به فقراء کمک کند. که در همه این موارد، وفای به نذر واجب است و اگر مخالفت کرد، کفاره بر او واجب می گردد. و لازم است که مورد نذر، عقلا مقدور انسان بوده و شرعا نیز راجح و انجام آن بهتر از ترکش باشد. پس نذر به انجام دادن حرام یا مکروه، صحیح نمی باشد.