فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

مراتب اصلاح بین مردم

مراتب اصلاح بین مردم زیاد است و هر چقدر وسیعتر باشد، سود آن نیز بیشتر خواهد بود و هر مقدار سریعتر انجام پذیرد مؤثرتر می شود.
خداوند متعال می فرماید:
فاتقوا الله و اصلحوا ذات بینکم.
(انفال / 1)
از خدا بترسید و در میان خود اصلاح نمائید.
بنابراین اصلاح ذات البین یکی از ارزشهای بزرگ اسلامی است چه بین افراد یک جامعه و یا بین گروههای مختلف باشد، چنانکه در آیه شریفه آمده است:
و ان طائفتان من المومنین افتتلوا فاصلحوا بینهما... انما المومنون اخوة فاصلحوا بین اخوایکم واتقوا الله لعلکم ترحمون.
(حجرات / 10)
و هرگاه دو گروه از مومنین با یکدیگر کارزار و جنگ کنند، بین آنان را صلح دهید...
همانا مومنین با یکدیگر برادرند، پس در بین آنها اصلاح نموده و از خدا بترسید شاید که مورد رحمت خدا قرار بگیرید.
دین اسلام، بر نگهداری و حفظ زبان از بدگوئی، اسائه ادب و غیبت و سخن چینی و تهمت زدن، تأکید فراوان دارد، زیرا که صفات فوق، در شر آفرینی و ایجاد فساد نقش مشترک دارند و اسلام با توجه به اختلاف مردم در قومیت ها و نژادها و حسب و نسبها به اصلاح بین مردم فرمان می هد، زیرا که اصلاح دادن یک هدف انسانی و وظیفه هر انسان است. چقدر زیباست بیان خداوند متعال که می فرماید:
لاخیر فی کثیر من نجویهم الا من امر بصدقة أو معروف أو اصلاح بین الناس و من یفعل ذلک ابتغاء مرضات الله فسوف نوتیه اجرا عظیما.
(نساء / 14)
در بسیاری از راز گفتن ها و سخنان در گوشی آنان خبری نیست مگر کسی که فرمان به صدقه یا کار پسندیده یا اصلاح بین مردم دهد و هر کس چنین کاری را برای جلب رضای خدا انجام دهد، پاداش بزرگی به او خواهم داد.

سوگند و عهد و پیمان در اسلام

خداوند متعال می فرماید:
و اوفوا بعهد الله اذا عاهدتم ولا تنقضوا الأیمان بعد توکیدها و قد جعلتم الله علیکم کفیلا، ان الله یعلم ما تفعلون، ولا تکونوا کالتی نقضت غزلها من بعد قوة انکاثا.
(نحل / 91)
هرگاه با خدا عهد و پیمان بستید، به عهد او وفا کنید، و سوگندهای خود را بعد از استوار ساختن نقض نکنید در حالی که خدا را بر خود کفیل و ضامن قرار داده اید، خداوند از آنچه می کنید آگاه است و مانند زنی نباشید که پشم های بافته خود را بعد از استحکام وا می تابید.
اساس زندگی جامعه با سعادت، وابسته به اطمینان افراد آن جامعه به یکدیگر است، زیرا سعادت افراد و ملتها بستگی به درجه اعتماد در گفتار و کردار و وعده ها و پیمان ها دارد و اعتماد در هر جامعه عبارت از وثوق و اطمینان و امنیت آن جامعه است چنانکه در لغت وقتی گفته می شود: وثق به یعنی به او اطمینان و آرامش قلب دارد. معنای لفظ موثق همان امانتداری است که بر آن پیمان موکد نیز اطلاق می گردد مانند لفظ میثاق.
در قرآن کریم کلمه میثاق که به معنای عهد است تکرار گردیده است و مراد از آن عهدی است که برای انسان وفای به آن، لازم است.
چنانکه در آیه شریفه می فرماید:
الذین یوفون بعهدالله ولاینقضون المیثاق... أولئک لهم عقبی الدار.
(رعد / 20)
آنها که به عهد الهی وفا می کنند و پیمان را نمی شکنند... پایان نیک در سرای دیگر از آن آنهاست.
بهترین و سالمترین وسیله برای حل اختلافات و منازعات بین افراد و ملتها و دولتها، عهد و پیمانهای معتبر است. براستی که اسلام به همه پیمانهائی که بین افراد رابطه ایجاد می کند، احترام شایانی قائل است، و از آنجائی که مصلحت اسلام و مسلمین با پیمانها حفظ می گردد لذا در قرآن دستور به اجرای آن داده است، آنها که می فرماید:
و اوفوا بالعهد ان العهد کان مسؤلا.
(اسراء / 34)
و به عهد خود وفا کنید که از عهد و پیمان سوال می شود.
و در جای دیگر می فرماید:
والذین هم لأماناتهم و عهدهم راعون.
(مؤمنون / 8)
(مؤمنین) کسانی اند که امانتها و عهدهای خود را مراعات می کنند.
بلکه قرآن پیمان شکنی را یکنوع ضعف و زبونی و حقارت روحی می شمارد، مانند زنی که بافته های ریسیده خود را پس از استحکام وا می کند. چنانکه در آیه 19 سوره نحل آمده و قبلا به آن اشاره شد. بالاتر از این نکته، اسلام تأکید دارد که پیمان شکنی، خروج از حقیقت انسانیت است لذا قرآن کریم می فرماید:
ان شر الدواب عندالله الذین کفروا فهم لایومنون الذین عاهدت منهم ثم ینقضون عهدهم فی کل مرة و هم لایتقون.
(انفال / 55)
همانا بدترین جنبندگان نزد خدا، کسانی هستند که راه کفر پیش گرفتند، پس آنان ایمان نخواهند آورد، کسانی که هرگاه با آنها پیمان بستی، هر بار پیمان خود را می شکنند و از این کار پرهیز ندارند.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان خود با کفار و مشرکین، عهد و پیمانهای زیادی بستند که غرض از آنها، نشر دعوت اسلام بود، و در بسیاری از موارد، اینگونه پیمانها به گرفتن جزیه یا قبول اسلام و احیانا منجربه جنگ می شد و آن هم بخاطر پیمان شکنی کفار بود که در این حالت مسلمانها طبیعتا راهی جز جنگ با کفار نداشتند. چنانکه قرآن می فرماید:
و ان نکثوا أیمانهم من بعد عهدهم و طعنوا فی دینکم فقاتلوا ائمة الکفر انهم لا ایمان لهم لعلهم ینتهون.
(توبه / 12)
و اگر پیمانهای خود را پس از عهد خویش، نقض کرده و آئین شما را مورد طعن قرار دهند، با پیشوایان کفر پیکار کنید، چرا که آنها پیمان ندارند، شاید از این پیمان شکنی دست بردارند.

قسم و معنای آن

مراد از قسم، آن سوگندی است که احتمال موافقت و مخالفت با آن در آینده وجود دارد. و عرفا قسم با هر چیزی که نزد انسان با ارزش باشد محقق می گردد. پس گاهی انسان به جان خویش، یا جان عزیزان و یا شرف خود قسم یاد می کند. اما سوگند شرعی جز با نام خدای متعال محقق نمی شود، و بخاطر همین است که قسم خوردن غیر ضروری به نام خدا، مکروه است زیرا که باعث بی احترامی به نام مقدس خداوند است.
خداوند متعال در قرآن می فرماید:
ولا تجعلوا الله عرضة لأیمانکم.
(بقره / 224)
خدا را در معرض سوگندهای خود قرار ندهید.
علت آن، این است که قسم خوردن بیجا تابع فقدان اعتماد و بی شخصیتی انسان است، و قسم خوردن برای انسان راستگو ضرورتی ندارد زیرا که او به گفته خود اطمینان دارد چه مردم همه او را راستگو پندارند یا دروغگو. اما کسی که در خویشتن احساس ضعف می کند، تلاش می ورزد که با سوگند و شاهد و مانند آن، ضعف خود را جبران نماید.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لاتحلفوا بالله صادقین ولا کاذبین
(وسائل / ج 16، 116)
هیچ گاه به خدا سوگند یاد نکنید چه راست باشد یا دروغ.
و نیز فرمود:
ان ادعی علیک مال ولم یکن له علیک فاراد ان یحلفک فان بلغ مقداره ثلثین درهما فاعطه ولا تحلف و ان کان اکثر من ذلک فاحلف ولا تعطه.
(وسائل / ج 16، 143)
اگر کسی بر علیه تو مالی را ادعا کرد و شاهد یا سندی ندارد و خواست که تو را قسم دهد، اگر مبلغ آن مال به سی درهم می رسد، قسم نخور و به او بده و اگر از سی درهم بیشتر باشد قسم بخور و چیزی به او نده.
امام (علیه السلام) در این بیان خود، اشاره دارد که قسم خوردن در حال ناچاری اشکال ندارد، چنانچه در اثبات حق و نجات دادن نفس محترمه چنین است.