فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

مواردی که غیبت جایز است

چند مورد از حرمت غیبت، استثناء شده است و اینها مواردی است که دارای مصلحت شرعی است و روایات به چند مورد از آنها تصریح کرده است:
اول - فاسقی که آشکارا معصیت می کند.
دوم - تظلم و اظهار ظلم مظلوم (و غیبت کردن) پشت سر کسی که به او ظلم کرده، برای احقاق حق خود.
سوم - نصیحت و خیرخواهی کسی که در ازدواج با شریک شدن، مورد مشورت قرار گرفته، جایز است، تا حقیقت روشن شود و مشورت کننده، بدون آگاهی در دام نیافتد.
چه بسیارند افرد با وقار، که هنگام مشورت از خیرخواهی خودداری و کوتاهی می کنند، در حالی که اسلام در چنین مواردی غیبت را جایز دانسته است. این گونه افراد در جاهای حرام، غیبت را جایز می دانند، ولی در این نوع موارد، که اسلام اجازه داده است، اظهار حقیقت را حرام می دانند. گویا که اینان مأمورند با دستورات و اوامر دین مخالفت ورزند. پناه بر خدا از انحراف.

کفاره غیبت

کفاره غیبت، عبارت از توبه بین خود و خداوند متعال و عذرخواهی از شخص غیبت شده می باشد، بشرط اینکه مفسده ای بر این عذرخواهی مترتب نشود. اما هرگاه از مفسده بترسد یا فرد غیبت شده مرده باشد، باید برای وی، استغفار و طلب آمرزش نماید.

اصلاح بین مردم در اسلام

دشمنی و کینه ای که از سخن چینی یا از غیبت، بین دو نفر سرچشمه می گیرد، گاهی موجب پیدایش عداوت بین دوستان و نزدیکان در یک جامعه می گردد، در نتیجه باعث جدائی بین دستجات و گروهها و تقسیم آنها به دستجات کوچکتر می شود، و اصلاح بین مردم اینگونه مفاسد را از بین خواهد برد، که در صورت ادامه و بقای آن، جامعه از یک زشتی و شربه زشتی دیگری کشیده خواهد شد.
چنانکه در قرآن کریم آمده است:
انما المومنون اخوة فاصلحوا بین اخویکم.
(حجرات / 10)
همانا مومنین با یکدیگر برادرند، پس بین برادران خود اصلاح کنید.
و در جای دیگر از قرآن می فرماید:
ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب.
(هود / 88)
من (هود علیه السلام) اراده ای جز اصلاح ندارم به اندازه ای که توان دارم و برایم موفقیتی نیست مگر از جانب خدا، به او توکل نموده و به سوی او بازگشت می کنم.
بنابراین خیراندیشی و اصلاح بین مردم هنگامی است که شخص اصلاح دهنده خود فرد صالحی باشد، که از خود شروع نموده و بعد از خودسازی و تهذیب خویشتن به دیگران بپردازد، و در اصلاح آنان قدم بردارد.
لذا ملاحظه می شود که در قرآن کریم ماده صلاح و اصلاح بیش از یکصد و هفتاد (170) بار تکرار گردیده است چنانکه جمله الذین آمنوا و عملوا الصالحات بیش از پنجاه (50) مورد تکرار شده است. رمز آن هم این است که اگر کسی خود را به آداب حسنه مودب نسازد قادر به تأدیب و اصلاح دیگران نخواهد بود. خویشتن را اصلاح نکند، نمی تواند در دیگران موثر واقع بشود. قرآن کریم بسیاری از پیامبران الهی علیهم السلام را به خیر اندیشی توصیف کرده، چنانکه درباره پیامبر بزرگ خدا ابراهیم (علیه السلام) فرموده است:
و لقد اصطفیناه فی الدنیا و انه فی الاخرد لمن الصالحین.
(بقره / 130)
همانا ما او (ابراهیم) را در دنیا برگزیدیم و در آخرت نیز او از صالحین و شایستگان خواهد بود.
و درباره حضرت یحیی (علیه السلام) فرموده:
ان الله یبشرک بیحیی مصدقا بکلمة من الله و سیدا و حصورا و نبیا من الصالحین.
(آل عمران / 39)
همانا خداوند تو را به یحیی بشارت می دهد (کسی) که کلمه خدا (مسیح علیه السلام) را تصدیق می کند و رهبر خواهد بود، و از هوسهای سرکش برکنار، و پیامبر و از صالحان است.
و درباره حضرت عیسی (علیه السلام) فرموده:
و بکلم الناس فی المهد و کهلا و من الصالحین.
(آل عمران / 46)
و (عیسی علیه السلام) در گهواره و در پیری و بزرگی با مردم سخن خواهد گفت و از نیکان و صالحان خواهد بود.
و درباره زکریا (علیه السلام) و یحیی (علیه السلام) و عیسی (علیه السلام) و الیاس (علیه السلام) فرموده: و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس کل من الصالحین.
(انعام / 85)
(بیاد آور) زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را که همگی از صالحان بودند.
و درباره اسحاق (علیه السلام) و یعقوب (علیه السلام) فرموده:
و وهبنا له اسحق و یعقوب نافلة و کلا جعلنا صالحین.
(انبیاء / 72)
و به او (ابراهیم (علیه السلام) بعد از اسماعیل، اسحاق و یعقوب را عطا کردیم و همه را از شایستگان قرار دادیم.
و درباره اسماعیل و ادریس و ذاالکفل علیهم السلام فرموده:
واسمعیل و ادریس و ذاالکفل کل من الصابرین، و ادخلناهم فی رحمتنا انهم من الصالحین.
(انبیاء / 86)
(و بیاد آور) اسماعیل و ادریس و ذاللکفل را که جملگی از صابران بودند و همه را در رحمت خود داخل کردیم، زیرا که آنها از صالحان بودند.