فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

سوم - طلاق مبارات:

آن طلاقی است که زن و مرد هر دو از یکدیگر ناراضی باشند، و زن به مرد فدیه بدهد و مقدار فدیه همان مهریه اوست نه بیشتر از آن. و هرگاه زن به فدیه مراجعه نماید، برای مرد نیز جایز است که بدون عقد جدید رجوع نماید.

چهارم - طلاق بائن:

این نوع طلاق خصوصیتش این است که در آن رجوعی وجود ندارد و هرگاه زن و مرد بخواهند همسر یکدیگر شوند، لازم است عقد جدید خوانده شود. طلاق بائن در سه مورد است: زنی که کمتر از سن بلوغ باشد، زنی که به وی دخول نشده باشد، و زن یائسه ای که حیض نمی بیند زیرا که احتمال حاملگی در این سه مورد وجود ندارد.
پس طلاق در اسلام آخرین راه حل مشکل خانوادگی است که نباید نسبت به آن تمایل نمود، مگر بعد از همه راه حل ها، از قبیل صلح بین طرفین (زن و مرد) بوسیله داور، و موعظه و مانند آن. با توجه به اینکه قانون، رجوع و برگشت را آسان و قطع رابطه همسری را سخت نموده است، این نیز به حل مشکلات خانوادگی بین آنان کمک می کند. اگر با این همه راه حل، تلاش ها به شکست انجامد، در آن هنگام رابطه خانوادگی به جهنمی تبدیل می شود که در آن هیچگونه آزادی نیست.
لذا می بینیم که اسلام در بوجود آوردن هسته های صالح جامعه این چنین جدیت می کند و بین افراد جامعه براساس بررسی دقیق، رابطه خانوادگی برقرار می سازد. با تمام توصیه های اخلاقی که به زن و مرد ارائه می دهد، مانند حسن معاشرت در رفتار خانوادگی و تضمین سعادت آن دو با احترام متقابل نسبت به یکدیگر، و در عین حال با طلاق، و راههای غیر مشروع جنسی (زنا - لواط - استمناء) مبارزه می کند، ولی برای حالات ضروری، با شرایط عادلانه، روابط جنسی مشروعی را وضع می نماید، و این مسأله عبارت از قانون ازدواج دائم و تعدد همسران و متعه (ازدواج موقت) می باشد. چنانکه برای حل مشکلات خانوادگی، راه حل هائی قرار داده است که از صلح بین آندو بواسطه حکمین (دو داور تعیین شده از طرف زن و مرد) آغاز می شود، و آخرین راه حل ها طلاق است، زیرا که آزادی هر یک از زوجین بوسیله طلاق تأمین می گردد، و این کار در ضمن شرطهای عادلانه انسانی انجام می پذیرد.

سخن چینی و آثار شوم آن در جامعه

سخن چینی یکی از صفات و اخلاق رذیله است، که به جدائی و فتنه شدیدتر از قتل منجر می گردد و این کار مستقیما سبب پاشیدن بذر کینه و بدبینی می شود، و یکی از کارهای زشتی است که جز بدی و فتنه از آن برنمی خیزد. اسلام انسان را وادار کرده که زبان خود را از بدگوئی و سخن چینی حفظ نماید و به نیکی عادت دهد تا دوستی و مهر و خوشبختی در دنیا بوجود آید و موجب نجات در آخرت شود. چه بسا کلمه ای، که باعث جراحت التیام ناپذیر شود:
جراحات السنان لها التیام - ولا یلتام ما جرح اللسان
جراحات و زخمهای نیزه بهبود می یابد.
ولی زخم زبان بهبود نیافته و التیام نمی پذیرد.
سخنی چینی عبارت است از نقل کردن گفتار دیگران مانند اینکه فلان کس چنین می گوید و این کار در حقیقت ایجاد شر و پرده دری است و چه زشت است آن رذیله اخلاقی که موجب فساد در جامعه می شود.
خداوند متعال می فرماید:
... و یقطعون ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فی الارض اولئک هم الخاسرون.
(بقره / 27)
و (فاسقان پیوندهائی را که خدا دستور داده برقرار سازند، قطع می نمایند و در جهان فساد می کنند، اینها زیانکارانند.)
و چه کسی به وصف مذکور در آیه، از سخن چین سزاوارتر است؟! کسی که خانه های آباد را ویران و دوستی های طولانی را از یکدیگر جدا می کند و چه فریادهائی که از دست سخن چین بلند است ا
بنابراین می توان گفت که سخن چینی همان فتنه ای است که خداوند آنرا بدتر از آدم کشی توصیف فرموده است:
و در حدیث وارد شده است که:
ان من أکبر السحر النمیمة یفرق بها بین المتحابین.
(بحار / ج 60، 21)
از بزرگترین سحرها سخن چینی است که بواسطه آن بین دوستان جدائی می افتد.
بهترین راه علاج سخن چینی، طریقه ای است که امیرالمومنین علی (علیه السلام) به ما آموخته است: مردی به حضور آن حضرت رسید و درباره مردی سخن چینی کرد.
امام (علیه السلام) به او فرمود:
یا هذا نحن نسأل عما قلت فان کنت صادقا مقتناک و ان کنت کاذبا عاقبناک و ان شئت نقیلک أقلناک فقال أقلنی یا امیرالمومنین.
(بحار / ج 72، 221)
ای شخص! ما، درباره آنچه گفتی پرسش و تحقیق می کنیم، اگر راست گفته باشی، ترا دشمن می داریم (زیرا تو سخن چینی کردی) و اگر دروغ گفته باشی تو را مجازات می کنیم (زیرا که به کسی بهتان زدی و اگر خواستی، کلام خود را پس می گیریم (و تو را می بخشیم) عرض کرد یا امیرالمومنین کلام خود را پس بگیرید (و مرا ببخشید.)
این درس، یکی از درسهای اهلبیت پیامبر صلی الله علیه و آله در علاج فساد است و چه زیبا سروده صالح بن عبدالقدوس:
من یخبرک بشتم عن أخ - فهو الشاتم لامن شتمک
ذلک شئی لم یواجهک به - انما اللوم علی من أعلمک
کسی که به تو خبر دهد؛ فلانی تو را ناسزا گفت، در حقیقت او خودش تو را ناسزا می گوید نه فلانی.
این کار تو را در مقابل فلانی قرار نمی دهد،
بلکه مذمت متوجه کسی است که پیش تو سخن چینی نمود.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
لایدخل الجنة نمام.
(ترغیب / ج 3، 496)
سخن چین وارد بهشت نمی گردد.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ألا انبئکم بشرارکم؟ قالوا: بلی یا رسول الله قال صلی الله علیه و آله: المشاؤون بالمنمیمة، المفرقون بین الأحبة، الباغون للبرئاء المعایب.
(اصول کافی / ج 4، 75 - وسائل / ج 8، 408)
آیا شما را به بدترین شما خبر ندهم؟ گفتند: بلی یا رسول الله. فرمود: کسانی هستند که در سخن چینی قدم بردارند، و بین دوستان جدائی اندازند و برای افراد بی عیب، جستجوی عیب کنند.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من مشی فی نمیمة بین الناس سلط الله علیه فی قبره نارا تحرقه.
(وسائل / ج 11، 273)
هر کس در سخن چینی بین مردم، قدم بردارد، خداوند آتشی را بر وی مسلط می کند که او را بسوزاند.
مرحوم شیخ انصاری (ره) می فرماید: اخبار فراوانی دلالت دارد که سخن چین وارد بهشت نمی شود و دلیل حرمت آن همان دلیلهائی است که بر حرمت غیبت دلالت دارد و عقوبت و مجازات آن، با مجازات غیبت در آثار سوء و فساد آن، تفاوت اندکی دارد (مکاسب محرمه باب غیبت.)
سر این مطلب، این است، که غیبت عبارت است از گفتار انسان پشت سر کسی که از شنیدن آن سخنان بدش می آید، و سخن چینی عبارت است از روبرو شدن غیبت شونده با سخنی که از شنیدن آن بدش می آید، و ناراحت می شود. پس سخن چینی و غیبت، در ایجاد فساد و شرآفرینی، مشترک هستند.