فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

حل یک شبهه

توهم نشود که حجاب در قرآن کریم فقط به زنان پیامبر واجب گشته است و بخاطر یک مناسبت خاصی بوده است، تا اینکه برای غیر آنان از زنان مسلمان، مربوط نشود!.
و لذا قرآن کریم در خطاب به زنان پیامبر چنین می فرماید:
یا نساء النبی لستن کاحد من النساء.(26)
(احزاب / 31)
ای زنان پیامبر شما مانند سایر زنان نیستید (بلکه وظایف شما سنگین تر از سایر زنان است.)
زیرا حکم حجاب در حق تمام زنان مسلمان به عنوان کلی و عمومی صادر شده است و دلیل مخاطب قرار گرفتن خصوص زنان پیامبر، این است که آنان اولی به مراعات حکم حجاب هستند. بنابراین، حجاب مخصوص زنان پیامبر نمی باشد، لذا در این باره، آیات دیگر داریم که اختصاص به زنان پیامبر ندارد، و ملاک آن شامل همه زنان است، مانند این آیه شریفه:
و اذا سألتموهن متاعا فاسئلوهن من وراء حجاب ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن.
(احزاب / 53)
و هرگاه کالائی را از زنان سوال کنید (بخواهید)، از پشت پرده بپرسید که حجاب برای پاکی دلهای شما و دلهای ایشان بهتر است.
آیات این ادب اسلامی مخصوص زنان پیامبر است؟! بلکه سوال کردن از پشت پرده برای هر انسانی در هر زمانی پاکیزه و خوب است.
و در آیه دیگر می فرماید:
یا ایها الذین امنوا لاتدخلوا بیوت النبی الا أن یوذن لکم.
(احزاب / 53)
ای کسانی که ایمان آورده اید داخل خانه های پیامبر نشوید مگر اینکه به شما اجازه داده شود.
آیا داخل شدن (به منزل دیگران) بدون اذن، مخصوص به خانه پیامبر صلی الله علیه و آله و اصحاب اوست؟ بلکه ادب ملاقات با کسی در همه با اجازه لازم دارد و بر هر مسلمانی لازم است که آنرا مراعات نماید و خداوند متعال در سوره احزاب آیه 59 امر به جلباب و پوشش کامل داده است و آن عبارت است از لباسی که از روی لباسها پوشیده می شود و تمام بدن و لباسهای زیرین را می پوشاند که حجاب چنین است، و در هر زمانی و مکانی برای زن مسلمان واجب است.

تعدد زوجات و تشریع آن

اسلام تعدد زوجات را بر مسلمانان واجب نساخته است، بلکه آنرا با وجود همه شرائط عادلانه، مباح ساخته است. چقدر ستمکارند کسانی که این قانون را به ضد اخلاق متهم کرده اند، در حالی که این قانون، در بالاترین مراتب اصلاح قرار دارد و از شایسته ترین راه حل های اجتماعی است، به شرط آنکه انگیزه های (صحیح) آن، موجود باشد. این یک حقیقتی است که برای کسی امکان ندارد آنرا درک نکند و خود را به تجاهل و نادانی بزند، زیرا در حالاتی مانند مریضی زن و عقیم بودن وی و امثال آن، ضرورت دارد و طبیعتهای مختلفی که زن و مرد را سالم نگه می دارد، و آنان را از انحراف اخلاقی حفظ می کند، چنین قانونی را لازم می شمارد.
فرض کنیم با وجود رابطه مقدس بین زن و مرد، اگر زنی قدرت ندارد وظایف زناشوئی خود را بطور لازم ایفاء نماید و انجام دهد، مثل کسی که مرض مزمنی دارد که او را زمین گیر ساخته است یا مانعی مانند عقیمی در وی پیدا شده که مانع ادامه زندگی زناشوئی آنان گشته، حال چه باید کرد؟ راه حل آن، کدامیک از موارد زیر است:
1 - آیا شوهر چنین همسری را که مدت طولانی در ناراحتی ها و خوشی های وی شریک بوده، رها کند؟! و او را بدون هیچ حمایتی ترک نماید، تا زن بیچاره عذاب بکشد؟!
2 - یا هر یک از دیگری تا آخر عمر کناره گیری شدید و رنج آوری نموده، و مرد بدنبال راههای غیر مشروع برود تا لحظه ای که مرگ بین آنان جدائی انداخته و هر دو عذاب و رنج بکشند؟!
3 - یا شوهر زن مریض خود را برای کرامت انسانی خود، نگهدارد و به وظایف انسانی و تربیتی و اخلاقی خویش در مقابل زنش متعهد گردد و در عین حال در ایجاد رابطه مشروع و قانونی با زن دیگری، آزاد باشد، تا مثلا نسل جدیدی به جامعه تحویل دهد و نسل وی قطع نگردد بشرط اینکه به حقوق همسری زن اول خللی وارد نسازد و این همان قانونی است که اسلام به عنوان راه حل وسط و عادلانه قرار داده است.
بنابراین اسلام در وضع این قانون به عنوان یک مصلحت اجتماعی دوراندیشی نموده، و در عین حال اکتفا کردن به یک همسر را ترجیح داده، و در صورت ترس از بی عدالتی بین آنان، تعدد زوجات را حرام دانسته است. خداوند متعال می فرماید:
فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی وثلاث و رباع فان خفتم الا تعدلوا فواحدة.
(نساء / 3)
ازدواج کنید به صورت نیکو و عادلانه از زنان دو تا یا سه تا یا چهار تا و اگر بترسید که میان آنان عدالت برقرار نسازید، یکی بگیرید.
و همچنین تعدد ازدواج را در بیشتر از چهار تا حرام کرده، زیرا که مراعات عدالت در میان آنان دشوار می باشد و خداوند به بندگان خود بینا است، چنانکه می فرماید:
ولن تستطیعوا أن تعدلوا بین النساء ولو حرصتم. فلا تمیلوا کل المیل.
(نساء / 129)
و شما هرگز نمی توانید بین زنان خود، عدالت برقرار سازید، اگر چه به این مسأله حریض باشید. پس (لااقل) تمام توجهتان به یکی معطوف نشود.
عدالت تنها برآوردن نیاز مالی زن نیست، بلکه عدالت بر سه پایه استوار می باشد: نفقه دادن، زندگی کردن، و ارتباط جنسی به اندازه مساوی داشتن است. چنانکه در کتابهای فقهی در این باره مفصلا بحث شده است.
بلی زن حق دارد که از بعض حقوق خود، چشم پوشی و صرف نظر کند. اسلام به حفظ کرامت زن و صیانت مرد، بطوری که هماهنگ با زندگی باشد، تأکید نموده و دعوت می کند و هر یک از زن و مرد را از افتادن در دامن رذائل و انحرافات اخلاقی برحذر می دارد.

ازدواج موقت (متعه)

متعه یک نوع ازدواج است مانند ازدواج دائم، لکن بطور موقت. و مهر و عده و عقد در آن نیز شرط است و فرقش با عقد دائم این است که قیدهای آن سبکتر از قیدهای عقد دائم است. و وقت آن، قراردادی است؛ که هرگاه تمام شد عقد متعه خود بخود پایان می پذیرد، چنانکه عقد ازدواج دائم، با مرگ پایان می یابد، بدون اینکه به طلاق نیاز داشته باشد، زیرا که رابطه خود بخود قطع می گردد.
فقهای اسلام، بطور عموم به قانونی و شرعی بودن متعه اتفاق نظر دارند مانند سایر قوانین اسلام.
خداوند متعال می فرماید:
فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضة ولا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضة ان الله کان علیما حکیما.
(نساء / 24)
پس زنانی را که متعه می کنید، واجب است مهر آنان را بپردازید و نسبت به آنچه که با یکدیگر توافق کرده اید، بعد از تعیین مهر گناهی بر شما نیست. خداوند دانا و حکیم است.
و در تفسیر قرطبی ج 5 / 130 می گوید:
مراد نکاح متعه است که در صدر اسلام بوده... و ابن عباس و ابی و ابن جبیر این آیه را چنین قرائت کرده:
فما استمتعتم به منهن الی أجل مسمی فاتوهن اجورهن.
زنانی را که تا زمان معینی متعه می کنید، مهر آنها را واجب است بپردازید.
و آنچه که در ذیل آیه متعه وارد شده: ان الله کان علیما حکیما: (خداوند براستی دانا و حکیم است)، اشاره به حکمت بالغه خداوند در این قانون الهی دارد که عبارت از حفظ فرد و جامعه از انحراف است؛ شبیه مفاسد اخلاقی و بهداشتی که در زندگی فرد عزب، وجود دارد و آن (متعه) مشکل جنسی جوانان را در هر عصر و زمانی، حل می کند. عقد کنیز شبیه عقد متعه است و دارای حق همخوابگی و رابطه جنسی است ولی ارث نمی برد و طلاق هم ندارد و عده اش چهل و پنج روز است و زنی که متعه می شود نیز دارای حق همخوابگی و رابطه جنسی است و بنا به قولی ارث نمی برد و طلاق هم ندارد. چنانکه زن شوهر مرده طلاق ندارد، زیرا که رابطه زوجیت خود به خود قطع می گردد، و عده وی دو حیض کامل است و اگر حیض نبیند عده وی چهل و پنج روز است و زن حامله عده اش بیشترین مدت از عده و وضع حمل است و در این مدت نفقه ندارد چنانکه زوجه ناشزه نفقه ندارد. این احکام مخصوصی است که اسلام آن را درباره متعه (عقد موقت) وضع نموده تا جامعه را از تجاوز ناروا و خیانت و انحراف بازدارد.