فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

مسئولیت مادر، در اسلام

مادر بودن، یک مسئولیت بزرگ است زیرا که مسئولیت وی تربیت (فرزندان) بر اساس نیکی و فضیلت برای یک جامعه سالم و صالح است که نیروی سازنده کشور و ملت خواهد بود.
به گفته شاعر خوش سخن:
الام مدرسة اذا أعددتها - أعددت شعبا طیب الاعراق
مادر (به تنهائی) یک مدرسه ای است که هرگاه آنرا به صحنه بیاوری ملتی را با ریشه های پاک، پایه ریزی کرده ای.
فطرت سلیم، گواهی می دهد که مادر بودن یک وظیفه طبیعی زن است و چه تکلیف بزرگی برای اوست؛ که چیزی با مهر مادری، برابری نمی کند، و عاطفه ای با عاطفه وی یکسان نخواهد بود. پس مادر در خانه به وظیفه شریف خود، که مطابق طبیعت اوست، عمل می کند.
مادر، سعادت هسته ای از هسته های اجتماع را که خانواده اوست، تضمین می نماید، ولی همکاری او در کارهای خانه، شرعا در ازدواج شرط نیست؛ مثلا شیر دادن حق مادر است، بعنوان اینکه شیرش، با طبع طفل شیرخوار، مناسب تر است، زیرا هیچ شیری بهتر از شیر مادر پیدا نمی شود ولی این شیر دادن، بر او واجب نیست بلکه حق دارد که در قبال آن، اجرت عادلانه مطالبه نماید.
خداوند متعال می فرماید:
فان ارضعن لکم فاتوهن اجورهن.
(طلاق / 6)
اگر (همسران) فرزندان شما را شیر دادند، مزد آنان را بپردازید.
ولی شوهر شرعا حق ندارد او را در این مورد اجبار نماید. بلکه او آزاد است. از آنجا که اگر زن و مرد، هر دو مشغول کار و تلاش اجتماعی گردند، برای تربیت کودک خود، نیاز به استخدام یک مربی دیگری خواهند داشت، و تربیت کودک از نظر انسانی و مادی، اهمیت بسزائی دارد؛ لذا شایسته و بجاست که این وظیفه مهم، بعهده مادر گذاشته شود، زیرا که به حکم طبیعت و مروت و عاطفه، کسی سزاوارتر از او به کودک خود پیدا نمی شود.
آیا سزاوار نیست که مادر کار خود را موافق طبیعتش، برای کودک و جگر گوشه خودش قرار دهد؟! و پدری که لازم است در تربیت اولاد خود در کودکستان و مهد کودک که هیچگاه، مهر و عاطفه در آن، مساوی با عاطفه مادر نخواهد شد، کمک نماید؟! و آیا بهتر نیست با همسرش که نقش خود را به بهترین وجه ایفا می کند، همکاری کند؟.
بخاطر همین است که اسلام شیر دادن و تربیت کودک را بر مادر، واجب نساخته است، بلکه او حق دارد که در قبال مزدی، این کار را بعهده بگیرد.
همه آراستگیهای اخلاقی و ظاهری مادر بر محور دلربائی و جذابیت زن، به عنوان مرکز عاطفه و در اصول وفاداری وی نسبت به شوهرش، متمرکز می شود.(23) خلاصه آن ده چیز به شرع زیر است:
1 - تربیت اولاد.
2 - دوستی و محبت.
3 - پوشش عیبها.
4 - عفت و ادب.
5 - پوشاندن اندامی که برای شوهر لایق است، در پیش دیگران.
6 - مکتوم نساختن و مخفی نکردن آنچه برای شوهر اهمیت دارد.
7 - آرایش کردن و جلوه نمودن برای همسر خود و ترک آن نسبت به دیگران.
8 - تسلیم شدن در برابر شوهر هنگام خواسته های مشروع و قانونی وی.
9 - پاسخ دادن به خواسته های جنسی شوهر با آزادی کامل (و بدون هیچگونه قید و بند بی جا.)(24)
10 - زیبائی و جذابیت و مرتب بودن خود، علاقه نشان دهد.
این تعریف ها و توصیف از آن زن کامل است که (در محیط خانه یا هر جای مناسب می تواند وظایف خود را انجام دهد) ولی اگر زن در کنار مرد، مشغول فعالیتهای اجتماعی بشود و در وظیفه مادر بودن خود، اهمال و سستی بورزد، در آن هنگام فرزندان وی خیلی زود از توجه و محبت و راهنمائی صحیح او که هر خانواده سعادتمندی به آن نیاز دارد، محروم خواهد شد.

حجاب از نظر اسلام و اثرات آن در جامعه

خداوند متعال می فرماید:
یا ایها النبی قل لأزواجک و بناتک و نساء المومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک أدنی ان یعرفن فلا یؤذین و کان الله غفورا رحیما.
(احزاب / 59)
ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مومنان بگو جلباب ها (روسری های بلند) خود را بر خویش فرو افکنند، این کار برای اینکه (از کنیزان و آلودگان) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است و (اگر تا کنون خطا و کوتاهی از آنها سرزده) خداوند همواره، آمرزنده و مهربان است.
و در سوره نور می فرماید:
و قل للمومنات یغضضن من أبصارهن و یحفظن فروجهن ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن ولا یبدین زینتهن الا لبعولتهن.
(نور / 31)
و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است، آشکار ننمایند و (اطراف) روسری های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه، با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند مگر بر شوهرانشان...
و در سوره احزاب می فرماید:
و اذا سألتموهن متاعا فاسئلوهن من وراء حجاب ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن.
(احزاب / 53)
هنگامی که چیزی از وسائل زندگی (به عنوان عاریت) از آنان (همسران پیامبر) می خواهید، از پشت پرده بخواهید. این کار دلهای شما و آنها را پاکتر می دارد.
دین اسلام حجاب شرعی را برای حفاظت جنس لطیف (زن) در مقابل هوسرانی جنسی بدخوی که در نفس انسان پنهان و مخفی شده است، قرار داده، و خداوند سبحان برای بستن راههای فساد، زنان و مردان مومن را بطور مساوی مخاطب قرار داده است تا چشمان خود را بپوشند و جاهای حساس و دلربای خود را غیر از صورت و دستان، بپوشانند. زیرا که خودنمائی زن موجب فساد او و فساد جامعه و ملت خواهد بود، چون بدنبال آن، جرائم و زشتیهائی رو به فزونی می گذارد و زندگی جامعه را به بدبختی، سوق می دهد.
حجاب به مفهوم شرعی آن، وظیفه ای است که فطرت سالم آنرا ایجاب می کند و برعکس آن، بی حجابی و خود نمائی را، کاری غیر انسانی و هدر دادن کرامت زن و تجاوز بر انسانیت وی می داند.
چه بسیار (دولتها) که بنام قانون، به کرامت و شخصیت انسان اهانت کرده و به نام آزادی، به جان انسانها ستم کرده اند. (بنابراین، علت واجب شدن حجاب در اسلام، برای حفظ و صیانت فرد و جامعه طبق مصالح اجتماعی می باشد) و لذا در واجب شدن حجاب، تنها به زنان جوان اکتفا شده است که طبق عادت و روشهای گوناگون فرق می کند از قبیل خمار (چارقد بزرگ) که برای پوشش سر و سینه، و روسری برای پوشش سر تنها، و چادر و روپوش (مانتو) برای پوشش تمام بدن و کاستن از توجه دیگران، مرسوم است. بنابراین، حجاب بر پیرزنان سالخورده (عجوزه ها) و فرتوت واجب نیست.
خداوند متعال می فرماید:
والقواعد من النساء اللاتی لایرجون نکاحا فلیس علیهن جناح أن یضعن ثیابهن غیر متبرجات بزینة و أن یستعففن خیر لهن.
(نور / 61)
و زنان سالخورده ای (که از بچه دار شدن و عادت ماهانه بازنشته اند) و امید ازدواج و نکاح ندارند، بر آنان باکی نیست که جامه های روئین خود را بر زمین گذارند، بدون اینکه اظهار تجمل و زینت خود کنند، و اگر باز هم عفت و تقوی پیشه کنند بر آنان بهتر است.
پس وظیفه آنها غیر از وظیفه زنان جوان است زیرا اگر زن جوان، زینت کرده و بدون پوشش با حالتی دلربا و فسادانگیز به خیابان و محل کار برود، با این کار خود، از حد و مرز آزادی بیرون رفته است و اگر مسأله ای برخلاف میل خود مشاهده کند، حق ندارد شکایت کند زیرا که خود سبب اینگونه پیشامدها بوده است. شرم داشتن و حجاب دارای اثر مفیدی می باشد، بخصوص در مواردی که مربوط به مصالح عموم مردم باشد مانند استخدام زن به عنوان کارمند، در یک اداره یا بعهده گرفتن یک مسئولیت علمی و یا شاغل شدن در یک کار اجتماعی. اثر حجاب در اینگونه موارد، این است که فکر زن را نسبت به وظیفه شغلی یا علمی و هر کار دیگر، متمرکز می سازد، چنانکه تجربه آن را اثبات نموده است.
دعوت کنندگان به بی حجابی و خودنمائی، در موارد متعددی با صدای بلند و حالت حماسه، زنان را به کنار زدن حجاب دعوت کرده و این را نوعی از ترقی و پیشرفت انگاشته اند، غافل از اینکه اساس هر پیشرفتی، فرهنگ و کار صحیح است نه بی حجابی (یا بد حجابی.)
یکی از مبلغین بی حجابی در عراق، شاعری است بنام جمیل صدقی زهاوی که در این باره چنین سروده است:
مزقی یا ابنة العراق الحجابا - واسفری فالحیاة تبغی انقلابا
مزقیه واحرقیه بلاریث - فقد کان حارسا کذابا
ای دختر عراقی! حجاب را پاره کن.
و گشاده رو باش که زندگی دگرگونی می طلبد.
بدون درنگ پاره اش کن و بسوزان.
که حجاب نگهبانی دروغین بوده است.
و شاعر اهلبیت (علیه السلام) مرحوم شیخ عبدالحسینی أزری در رد وی چنین سروده است:
حصروا علاجک بالسفور مادروا - ان الذی حصروه عین الداء
او مادروا ان القتاة بطبعها - کالماء لم یحفظ بغیر اناء
من یحفظ الفتیاة بعد ظهورها - مما یجیش بخاطر السفهاء
و من الذی ینهی الفتی بشبابه - عن خدع کل فریدة حسناء
لیس الحجاب بمانع تهذیبها - فالعلم لم یرفع علی الأزیاء
راه چاره تو را، منحصر در بی حجابی دیدند، نفهمیدند،
که آنچه منحصر می سازند، عین درد است.
یا نفهمیدند که طبیعت دختران،
مانند آبی است که بدون ظرف نمی ماند.
کیست که دختران را بعد از (عریان) بیرون آمدن حفظ کند،
از آنچه که فکر سفیهان را آشفته می کند.
و کیست که جوانان را در جوانی باز دارد،
از فریب هر مروارید زیباروئی.
حجاب مانع پاکی و پیشرفت زن نیست،
و دانش بر شکل و لباس (مخصوص) استوار نمی باشد.
چقدر ظالم و ستمکارند کسانی که اسلام را متهم ساخته اند به اینکه حجاب را برای محدود ساختن و جدائی زن از انجام وظیفه و ایفای نقش وی، در زندگی قرار داده است. این فقه اسلام است که زن را در همه مراحل زندگی؛ از تجارت، صنعت، فراگیری دانش و حتی کارهای دینی - در حد خودش - مثل امامت نماز جماعت، آزاد گذاشته است. در حدی که مستلزم فساد در جامعه و ضرر به آزادی دیگران نباشد، برای او آزادی شخصی قائل شده است و خودنمائی زن، غیر از آزادی فاسد که منجر به ارتکاب جرم می شود، نیست. لذا اسلام حجاب را، بر زنان جوان واجب ساخته، نه بر پیرزنان فرتوت و آنان را از ظاهر ساختن جاهای حساس و دلربا، برحذر داشته و ممنوع ساخته است و نسبت به قرص صورت و مچ دستها، بطور متعارف، به وی اجازه داده، و حتی در بعضی موارد، مانند حلال احرام، که از مهمترین عبادات اسلامی است؛ باز کردن قرص صورت و مچ دستها را واجب کرده است و دلیلش این است که حج از جمله حالاتی اس که فتنه در آن واقع نمی شود، مانند بودن بین فامیل و خویشان محرم.
قرآن کریم زینت های آشکار را استثناء نموده و مفسرین و فقهاء در تعیین اندازه آن، بر چند قول اختلاف کرده اند:
قولی بر این است که مراد خود زینت است مانند سرمه چشم، انگشتر و طلاجات زن. قول دیگر اینکه مراد از آن، محل زینت است مانند سینه و مچ. قول صحیح، همان قول اول است و بطریق اولی قول دوم را نیز شامل می گردد و دلیل آن آیه شریفه ای است که می فرماید:
ولا یضربن بأرجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن.
(نور / 30)
زنان پاهای خود را بر زمین نکوبند تا زینت پنهانشان دانسته شود. (و صدای خلخال که بر پا دارند به گوش رسد.)
زیرا مراد از زینت در این آیه، غیر از خلخالی که زن در جاهلیت به پای می زد، تا هنگام راه رفتن (زینت خود را) به دیگران بفهماند، چیز دیگری نیست. بنابراین مراد در صدر آیه از زینت، جز آن نیست که در هر زمانی طبق عادت، مردم به آن زینت می کنند. اضافه بر آن که سیره استمراری و روش همیشگی در زنان صحرانشین و اعراب بدوی، این بود که قرص صورت و مچ دستها را باز می گذاشتند.
در اسلام بر چشم پوشی و نگاه نکردن به نامحرم، تأکید شدیدی شده است، به عنوان اینکه نگاه ناروا، دری از فتنه است که جرمهای زیادی به دنبال دارد چنانکه شوقی می گوید:
نظرة فابتسامة فسلام - فکلام فموعد فلقاء
در ابتدا نظر کردن است و بعد به همدیگر تبسم کردن و بعد به یکدیگر سلام و خوش آمد گوئی و بدنبال آن وعده گذاشتن و در آخر ملاقات نامشروع.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
النظرة سهم من سهام ابلیس.
(بحار / ج 101، 38 - میزان الحکمه / ج 10، 78)
هر نگاه (ناروا) تیری از تیرهای شیطان است.
در حدیث دیگر می فرماید:
... و رب نظرة أورثت حسرة یوم القیامة.
(وسائل / ج 14، 138 قریب به این مضمون)
... و چه بسا نگاهی (ناروا) که حسرتی را، روز قیامت بدنبال دارد.
و نیز آن حضرت می فرماید:
... فالعین زناه النظر.
(بحار / ج 101، 36 - میزان الحکمه / ج 10، 75)
... و زنای چشم نگاه (ناروا) است.
و در جای دیگر می فرماید:
ایاک والنظر بعد النظرة فان الاولی لک والثانیة علیک.
(کنزالعمال / خبر 13072 - میزان الحکمه / ج 10 - 79)
بپرهیز از نگاه بعد از نگاه، زیرا نگاه اول (به نامحرم) زیانی به تو نمی رساند ولی نگاه دوم بحال تو زیان آور است.(25)
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لا بأس بأن ینظر الی وجهها و معاصمها اذا أراد أن یتزوجها.
(وسائل / ج 14، 59)
هرگاه مردی بخواهد با زنی ازدواج کند، می تواند به صورت و مچ دستان وی نگاه کند.
و نیز آن حضرت فرمود:
النظرة بعد النظرة تزرع فی القلب الشهوة و کفی بها لصاحبها فتنة...
(بحار / ج 75، 284 - میزان الحکمه / ج 4، 71)
نگاه بعد از نگاه، تمایلات (ناروا) در قلب انسان می کارد و برای به فتنه و فساد کشانیدن صاحبش به تنهائی بس است.
فقه اسلام جز دو مورد، جائی را استثناء نکرده است که یکی: نگاه به نامحرم هنگام خواستگاری که برای هر یک از زن و مرد جایز است به یکدیگر نگاه کنند و دیگری در حال ناچاری و اضطرار، مانند نگاه پزشک هنگام معالجه، و کمک در حال آتش سوزی و نجات دادن غریق و مانند آن.
و قرآن کریم، نگاه کردن به نزدیکان و افراد محرم را از موارد حرام استثناء کرده است.
چنانکه در سوره نور می فرماید:
ولا یبدین زینتهن الا لبعولتهن، او ابائهن او اباء بعولتهن او أبنائهن او أبناء بعولتهن او اخوانهن او بنی اخوانهن و بنی اخواتهن او نسائهن او ما ملکت أیمانهن اوالتا بعین غیر اولی الأربة من الرجال اوالطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء...
(نور / 31)
زنان زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان و یا پدرانشان یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان یا زنان همکیششان، یا بردگانشان (کنیزان خود) یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان، آگاه نیستند...
مواردی که آیه شریفه استثناء کرده به ترتیب زیر است:
1 - شوهران
2 - پدران
3 - پدران شوهران
4 - پسران
5 - پسران شوهران (از زن دیگر)
6 - برادران
7 - پسران برادران
8 - پسران خواهران
9 - غلامان و کنیزان خود
10 - پیرمردانی که علاقه به زنان ندارند
11 - پسر بچه غیر بالغ
12 - نادانان و سفیهانی که انگیزه جنسی ندارند.

حل یک شبهه

توهم نشود که حجاب در قرآن کریم فقط به زنان پیامبر واجب گشته است و بخاطر یک مناسبت خاصی بوده است، تا اینکه برای غیر آنان از زنان مسلمان، مربوط نشود!.
و لذا قرآن کریم در خطاب به زنان پیامبر چنین می فرماید:
یا نساء النبی لستن کاحد من النساء.(26)
(احزاب / 31)
ای زنان پیامبر شما مانند سایر زنان نیستید (بلکه وظایف شما سنگین تر از سایر زنان است.)
زیرا حکم حجاب در حق تمام زنان مسلمان به عنوان کلی و عمومی صادر شده است و دلیل مخاطب قرار گرفتن خصوص زنان پیامبر، این است که آنان اولی به مراعات حکم حجاب هستند. بنابراین، حجاب مخصوص زنان پیامبر نمی باشد، لذا در این باره، آیات دیگر داریم که اختصاص به زنان پیامبر ندارد، و ملاک آن شامل همه زنان است، مانند این آیه شریفه:
و اذا سألتموهن متاعا فاسئلوهن من وراء حجاب ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن.
(احزاب / 53)
و هرگاه کالائی را از زنان سوال کنید (بخواهید)، از پشت پرده بپرسید که حجاب برای پاکی دلهای شما و دلهای ایشان بهتر است.
آیات این ادب اسلامی مخصوص زنان پیامبر است؟! بلکه سوال کردن از پشت پرده برای هر انسانی در هر زمانی پاکیزه و خوب است.
و در آیه دیگر می فرماید:
یا ایها الذین امنوا لاتدخلوا بیوت النبی الا أن یوذن لکم.
(احزاب / 53)
ای کسانی که ایمان آورده اید داخل خانه های پیامبر نشوید مگر اینکه به شما اجازه داده شود.
آیا داخل شدن (به منزل دیگران) بدون اذن، مخصوص به خانه پیامبر صلی الله علیه و آله و اصحاب اوست؟ بلکه ادب ملاقات با کسی در همه با اجازه لازم دارد و بر هر مسلمانی لازم است که آنرا مراعات نماید و خداوند متعال در سوره احزاب آیه 59 امر به جلباب و پوشش کامل داده است و آن عبارت است از لباسی که از روی لباسها پوشیده می شود و تمام بدن و لباسهای زیرین را می پوشاند که حجاب چنین است، و در هر زمانی و مکانی برای زن مسلمان واجب است.