فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

مسئولیت خانه داری در اسلام

ملت از مجموع خانواده ها تشکیل می گردد، و خانواده نیز از افراد ملت تشکیل می شود - غالبا چنین است - مانند پدر و مادر و زن و شوهر و اولاد آنان و فامیل.
اسلام در اصلاح خشت اول ساختمان یک ملت، توجه و عنایت زیادی نموده است و آن عبارت از اصلاح خانه است که اصلاح ملت بستگی به اصلاح خانه دارد و قوانین خاصی بر افراد جامعه، به حسب طبیعت تک تک آنان وضع نموده است مانند حقوق والدین و تربیت کودکان و صله ارحام و مسئولیت خانه داری، که مورد بحث ما در حال حاضر همین است.
بنابراین خانه همان دولت کوچکی است که افراد خانواده در آن زندگی می کنند، و زن و مرد در آن حکومت می کنند که برای هر کدام از آن دو مسئولیت خاصی در تنظیم خانواده و اداره آن است و برای هر کدام از افراد دیگر خانواده نیز، مسئولیت خاصی وجود دارد. مرد به عنوان مسئول بیرون از خانه، شناخته می شود که منافع لازم را کسب کند و خطرها را دفع سازد، همانطوری که صلابت جسم و متعادل بودن عاطفه وی چنین اقتضا می کند. پس او بپا دارنده خانواده و نظم دهنده امور آن است و از خانه به اسم وی نامبرده می شود و مسئولیت مهم از آن او می باشد. مسئولیت زن در درجه دوم است که مسئولیت داخل خانه را بعهده دارد همانگونه که طبیعت عاطفی وی نیز چنین اقتضا دارد و این همان است که قرآن کریم، به آن اشاره می کند:
و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف و للرجال علیهن درجة والله عزیز حکیم.
(بقره / 228)
و برای زنان همانند وظایفی که بر دوش آنان است، حقوق شایسته ای قرار داده شده، و مردان بر آنان برتری دارند و خداوند توانا و حکیم است.
در تعیین وظایف زن، نیم توان مسئولیتهای ظالمانه را نسبت به وی ملاک قرار داد مسئولیت هائی که معمولا زن، توان تحمل آن را ندارد و روحیه وی با آن سازگار نمی باشد بلکه اینگونه کارهای سنگین و خشن بعهده مرد است و این همان معنای قوام بودن و برتری داشتن مرد است که اسلام بر آن تأکید می ورزد.
دین اسلام در تعیین وظایف زن و مرد، به طبیعت و فطرت آنان، توجه نموده و برای هر کدام، وظایف مخصوص و مشترک قرار داده است که هر کدام در زندگی، نقش خاصی دارند.
خداوند متعال می فرماید:
للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن واسلوا الله من فضله ان الله کان بکل شیئی علیما.
(نساء / 32)
مردان نصیبی و سهمی از آنچه بدست می آورند، دارند و زنان نصیبی (و نباید حقوق هیچیک پایمال گردد) و از فضل (و رحمت و برکت) خدا بخواهید و خداوند به هر چیز داناست.
بر این اساس، اگر می بینیم اسلام از یک طرف به تساوی حقوق زن و مرد و وظایف و تکالیف معنوی و اجتماعی و اقتصادی یکسان دعوت می کند و از طرف دیگر تساوی در وظایف اجتماعی مخصوص هر کدام را یک نوع ظلم و قبیح می شمارد، باید دید آیا اصولا صحیح است که صلاحیتها و لیاقتهای مختلف و تلاشهای گوناگون، مساوی و یکسان تلقی شود؟! وظیفه زن که به حکم طبیعت نقش باردار و ولادت و امثال آن را بعهده می گیرد، چنانکه در علم جنین شناسی، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است؛ با وظیفه مرد، که با اینگونه مسائل بیگانه است، مغایرت کامل دارد.
بنابراین با توجه به این تناقض که از نظر علمی ثابت شده است، باید بین زن و مرد در بعضی حقوق، فرق گذاشته شود. قرآن کریم به این حقیقت اشاره کرده و می فرماید:
الرجال قوامون علی النساء.
(نساء / 34)
مردان سرپرست و خدمتگزار زنانند.
و در آیه دیگر می فرماید:
وللرجال علیهن درجة.
(بقره / 228)
مردان نسبت به زنان برتری دارند.
این برتری همان قیمومیت است که طبیعت مرد آن را اقتضاء می کند و علم و تاریخ از زمانهای قدیم، این مسأله را ثابت کرده است و تا زمانی که این جنس لطیف وجود دارد، اینگونه تفاوتها پابرجا خواهد بود.
اما موقعیت و ارزش زن در اسلام، با مقایسه آن در سایر ملیتها، معلوم می گردد. در این زمینه کفایت می کند به قوانینی که تا امروز، در جوامع شرقی، رسوخ کرده، توجه شود.
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
و اذا بشر أحدهم بالانثی ظل وجهه مسودا و هو کظیم، یتواری من القوم من سوء ما بشربه أیمسکه عی هون أم یدسه فی التراب ألاساء ما یحکمون.
(نحل / 59 - 58)
و هرگاه به یکی از آنان بشارت دهند: دختری نصیب شما شده، صورتش (از شدت ناراحتی) سیاه می شود و مملو از خشم می گردد و از قوم و قبیله خود، بخاطر بشارت بدی که به او داده شده، متواری می گردد (و نمی داند) آیا او را با قبول ننگ نگه دارد یا در خاک پنهانش کند؟ چه بد حکمی می کنند؟!.
در حالی که اسلام می گوید:
من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مومن فلنحبینه حیاة طیبه ولنجزینهم أجرهم باحسن ما کانوا یعملون.
(نحل / 97)
هر کس عمل صالح کند، در حالی که مومن است، خواه مرد باشد یا زن، به او حیا پاکیزه می بخشیم، و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام دادند خواهیم داد.
امام علی (علیه السلام) می فرماید:
و ما زال رسول الله صلی الله علیه و آله یوصی بالمرأة حتی ظننت أنه یحرم طلاقها.
(وسائل / ج 1، 347)
رسول خدا صلی الله علیه و آله همیشه نسبت به زن سفارش می کردند تا آنجا که خیال کرم طلاق دادن زن حرام است.
و نیز آن حضرت می فرماید:
المرئة الصالحة خیر من ألف رجل غیر صالح.
(وسائل / ج 14، 123)
یک زن صالحه، از هزار مرد غیر صالح بهتر است.
از توجه اسلام در بالا بردن مقام زن در علم و عمل به همین اندازه اکتفا می کنیم. برعکس آن دیدگاه جاهلیت که کرامت زن را، به هدر داده و او را به عنوان کالا می پندارد؛ که از آن سود برده و با آن تجارت می شود، بلکه بر آن قمار و برد و باخت انجام می گیرد و هنوز هم از فکر جاهلی در جوامع امروز، پس مانده هائی وجود دارد. چنانکه شرق هنوز هم به زن و نام وی با حالت بدبینی می نگرد. در غرب زن را با شهرت خود، صدا نمی زنند بلکه او را با شهرت شوهرش می خوانند و به مجرد ازدواج و انتقال از خانه پدر، شخصیت (مستقل) او به هدر می رود و شهرتش تابع شهرت شوهرش می باشد، گویا که وی به کلی از خانواده خود جدا گشته و ارتباط خود را بریده است و یا ازواج برای جدائی کامل یک فرد از خانواده اش پایه ریزی شده است، نه برای پیوند بین دو خانواده و ایجاد الفت و وصلت بین آنان .
در حقیقت شخصیت زن قبل از ازدواج، مربوط به یک خانواده است و بعد از ازدواج این ارتباط زیاد می شود و با دو خانواده ارتباط پیدا می کند. اسلام شخصیت حسبی و نسبی زن را حفظ می کند پس چه لزوم دارد که شهرت او تغییر پیدا کند؟ و آیا با تغییر شهرت، ماهیت و واقعیت وی عوض می شود؟.

حقوق همسرداری

حقوق همسرداری بین زن و مرد، مشترک است و این به اقتضای زندگی اشتراکی خانوادگی آنان است، که هر کدام در مقابل دیگری وظیفه ای دارد.
خداوند متعال می فرماید:
ولهن مثل الذی علیهن بالمعروف و للرجال علیهن درجه.
(بقره / 228)
و برای زنان همانند وظایفی که بر دوش آنهاست، حقوق شایسته ای قرار داده شده و مردان بر آنان برتری دارند.
اسلام از اساس و ریشه، بین طرفین ازدواج (زن و مرد) بدون اکراه و اجبار، موافقت کامل ایجاد می کند و مهریه و صداق را به عنوان دلیل بر صدق و راستی در خواستگاری و رمز صداق و اخلاص در پیمان مشترک زناشوئی در مسیر زندگی، قرار داده است و شرط نکرده که مهریه حتما از نقد باشد، بلکه هر چیزی که بتواند رمز صداقت قرار گیرد، صحیح است.
خداوند متعال می فرماید:
و آتوا النساء صدقاتهن نحلة فان طبن لکم عن شیی ء منه نفسا فکلوه هنیئا مریئا.
(نساء / 4)
و مهر زنان را (بطور کامل) به عنوان یک بدهی (با یک عطیه) به آنان بپردازید و اگر آنها را با رضایت خاطر، چیزی از آن را به شما ببخشد، آنرا حلال و گوارا مصرف کنید.
اسلام، احکام واجبات و مسئولیتها را، به حسب طبیعت هر یک از زوجین بطور عادلانه بین آنان تقسیم کرده است و مسئولیت فراهم ساختن احتیاجات و نیازهای خارج از خانه، به عهده مرد است و مسئولیت خانه داری در داخل منزل، به عهده زن است چنانکه برای استوار ساختن پایه های زندگی جدید، راههای مختلفی برای طرفین، نشان می دهد.
و حقوق همسری در یک نقطه متمرکز می گردد و آن رفتار نیکو و حسنه است.
خداوند متعال می فرماید:
و عاشروهن بالمعروف فان کرهتموهن فعسی أن تکرهوا شیئا و یجعل الله فیه خیرا کثیرا.
(نساء / 19)
و با آنان بطور شایسته رفتار کنید و اگر از آنها (به جهاتی) کراهت داشتید (فورا تصمیم به جدائی نگیرید) چه بسا از چیزی کراهت دارید و خداوند در آن، نیکی فراوان قرار داده است.
طبیعی است که این حکم در حالات استثنائی فرق می کند چنانکه در حالت تمرد هر یک از زن و مرد، آن دیگری ناچار است وظیفه او را بعهده بگیرد.
وظایفی که از نظر فقهی بر مرد واجب است چند چیز است:
1 - نفقه دادن در خوراک و آشامیدنی و مسکن به طور متعارف به اندازه قدرت و توان خود.
2 - همخوابگی که از چهار شب یک شب در غیر حال مریضی است.
3 - ارتباط جنسی (مجامعت) از هر چهار ماه یکبار در غیر سفر واجب.
از جهت اخلاقی، روایات زیادی در تأکید به حسن معاشرت زن و مرد وارد شده است چنانکه رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند:
جهاد المرأة حسن التبعل.
(بحار / ج 100، 245 - وسائل / ج 14، 116)
جهاد زن، همسرداری خوب و نیکو است.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
خیرکم، خیرکم لأهله و أنا خیرکم لأهلی.
(من لایحضره الفقیه / ج 3، 442)
بهترین شما کسی است که نسبت به اهل و عیال خود نیکوکار باشد و من نیکوکارترین شما به اهل و عیال خود هستم.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ایما امرأة بانن و زوجها علیها ساخط فی حق، لم یقبل الله منها صلاة حتی یرضی عنها.
(وسائل / ج 14، 113)
هر زنی که شب را بخوابد در حالی که شوهرش بخاطر حقی بر او خشمناک شود، خدا هیچ نمازی را از او قبول نمی کند تا شوهر، از وی راضی شود.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
لو أمرت احدا بالسجود لأمرت المرأة بالسجود لزوجها.
(بحار / ج 100، 247)
اگر جایز بود که کسی را امر کنم به کسی دیگر سجده کند، زنان را دستور می دادم که به شوهران خود، سجده نمایند.
4 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ما استفاده امرء مسلم فائدة بعد الاسلام أفضل من زوجة تسره اذا نظر الیها و تطیعه اذا أمرها و تحفظه اذا غاب عنها فی نفسها وماله.
(کافی / ج 5، 327)
برای هیچ مرد مسلمانی بعد از اسلام، فایده ای بالاتر از زنی نیست که هرگاه بر وی نگاه کند، خوشحال سازد و هرگاه او را به چیزی دستور دهد اطاعتش نماید و هرگاه از او غایب شود، خودش و مال شوهرش را حفظ و نگهداری نماید.
5 - و جاء رجل الی النبی صلی الله علیه و آله قائلا: ان لی زوجة اذا دخلت تلقتنی و اذا خرجت شیعتنی و اذا رأتنی مهموما قالت: ما یهمک؟ فقال الرسول صلی الله علیه و آله: بشرها بالجنة و قل لها انک عاملة من عمال الله ولک فی کل یوم أجر سبعین شهیدا.
(وسائل / ج 14، 17 با اندک تفاوت)
مردی به خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: زنی دارم که هرگاه وارد منزل می شوم از من استقبال نموده و به پیشوازم می آید، و هرگاه از منزل خارج می شوم، مرا بدرقه می کند، و اگر غمناکم بیند، سوال می کند: چه چیزی تو را غمناک ساخته است؟ پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: به او مژده ده که اهل بهشت است و به وی بگو که تو یکی از کارکنان خدا هستی و برایت هر روز پاداش هفتاد شهید است.
6 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ان خیر نساءکم الوالود، الودود، العفیفة، العزیزة فی أهلهات الذلیلة مع بعلها، المتبرجة مع زوجها، الحصان علی غیره، التی تسمع قوله و تطیع امره، و اذا خلی بها بذلت له ما یرید منها.
(بحار / ج 100، 239)
بهترین زنان شما کسانی هستند که دارای چنین صفاتی باشند:
1 - زنی که فرزند آورد (عقیم نباشد.)
2 - مهربان باشد.
3 - با عفت و پاکدامن باشد.
4 - در میان اهل خود، عزیز و محترم باشد.
5 - نسبت به شوهرش متواضع و فروتن باشد.
6 زیبائیها و محاسن خود را نسبت به همسرش آشکار سازد.
7 - نسبت به دیگران (نامحرمان) خود را حفظ نماید.
8 - گفته شوهر خود را گوش کند و دستور او را اطاعت نماید.
9 - هرگاه شوهرش با او خلوت کند، از آنچه می خواهد، او را کامیاب سازد.
7 امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرمود:
خیر نساءکم خمس، قیل و ما الخمس؟ قال: الهینة، اللینة، المؤاتیة (المطیعة) التی اذا غضب زوجها، لم تکتحل بغمض حتی یرضی، و اذا غاب عنها زوجها حفظته فی غیبته، فتلک عاملة من عمال الله، و عامل الله لایخیب.
(وسائل / ج 14، 15)
بهترین زنان شما پنج دسته اند. سوال شد آنان کیانند؟ فرمود:
1 - سهل گیر باشد، و سخت نگیرد.
2 - نرمخو و آرام باشد، و تند خو نباشد.
3 - از شوهر خود اطاعت و فرمانبرداری داشته باشد.
4 - اگر از همسر خود نافرمانی کرد، چشم برهم نگذارد تا او را راضی کند.
5 - هرگاه شوهرش از وی، غایب شود، مال و آبروی او را حفظ نماید. چنین زنی از کارکنان خدا است و کسی که برای خدا کار کند، تلاش او بیهوده نمی گردد.
8 - علی (علیه السلام) فرمود:
ولا تملک المرأة من أمرها ما جاوزنفسها فان المرأة ریحانة و لیست بقهرمانة، ولا تعد بکرامتها نفسها ولا تطمعها فی أن تشفع بغیرها و ایاک والتغایر فی غیر موضع غیرة فان ذلک یدعوا الصحیحة الی السقم.
(نهج البلاغه فیض الاسلام / نامه 31، 939)
و زن را به آنچه که بیش از حق و توان او است، اختیار نده، زیرا زن مانند گیاهی خوشبو است نه قهرمان، و در گرامی داشتن وی، از حد تجاوز نکن، و او را به طمع مینداز که دیگری را شفاعت کند، و بپرهیز از اظهار غیرت و بدگمانی در جائی که نباید غیرت بکار برد زیرا که این کار زن درست را به نادرستی می کشاند.
9 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لا غنی بالزوج عن ثلاثة أشیاء فیما بینه و بین زوجته و هی الموافقة لیجتلب بها موافقتها و محبتها و هواها و حسن خلقه معها و استعماله استمالة قلبها بالهیئة الحسنة فی عینها و توسعته علیها.
ولا غنی بالزوجة فیما بینها و بین زوجها الموافق لها عن ثلاث خصال و هن: صیانة نفسها عن کل دنس حتی یطمئن قلبه الی الثقة بها فی حال المحبوب والمکروه و حیاطته لیکون ذلک عاطفا علیها عند زلة تکون منها و اظهار العشق له بالخلابة(21) والهیئة الحسنة لها فی عینه.
(بحار / ج 75، 237 - تحف العقول / 238 - میزان الحکمه / ج 4، 284)
مرد در زندگی خود با همسرش، از سه چیز بی نیاز نمی گردد و آن سه عبارتند از:
1 - موافقت و همراهی با وی، تا بتواند موافقت و محبت و دوستی او را جلب نماید.
2 - خوشرفتاری با او و بدست آوردن قلب وی با جلوه بصورت خوش و شکل زیبا در چشم او.
3 - وسعت گشایش دادن به او (در نیازمندیهای زندگی.)
و زن نیز در زندگی خود با شوهر موافقش، از سه چیز بی نیاز نمی باشد و آن سه عبارتند از:
1 - نگهداری خود از هرگونه ناپاکی، تا قلب شوهرش، در حال خوشی و ناراحتی به وی اطمینان پیدا کند.
2 - از شوهرش خوب نگهداری نماید تا در موقع لغزش از وی گذشت کند و نسبت به او مهربان باشد.
3 - به شوهرش اظهار عشق کند و با گفتار خوش و شکل زیبای خود، در چشم او محبت ایجاد کند (و وی را به خود علاقه مند سازد.)
10 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
أتت امرأة الی رسول الله صلی الله علیه و آله فقالت: ما حق الزوج علی المرأة؟ فقال صلی الله علیه و آله: أن تجیبه الی حاجته و ان کانت علی ظهرقتب، ولا تعطی شیئا الا باذنه فان فعلت فعلیها الوزر وله الاجر، ولا تبیت لیلة و هو علیها ساخط.
(وسائل / ج 14، 112)
زنی پیش رسول اکرم صلی الله علیه و آله آمد، سوال کرد: حق شوهر بر زن چیست؟ فرمود:
1 - هرگاه (از نظر غریزه جنسی) به او نیاز پیدا کرد، او را اجابت نماید اگر چه روی جهاز حیوانی باشد.(22)
2 - چیزی (از مال شوهرش) بدون اذن به کسی ندهد و اگر بدهد؛ گناهش مال وی (زن) و ثوابش مال شوهر خواهد بود.
3 - هیچ شبی نخوابد در حالی که شوهرش بر او خشمگین باشد.
11 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
خیر نساءکم التی اذا خلت مع زوجها خلعت له درع الحیاء و اذا لبست، لبست معه درع الحیاء.
(وسائل / ج 14، 14)
بهترین زنان شما، زنی است که هرگاه با همسرش خلوت کند پوشش حیا را از خود برکند و هرگاه لباس پوشد، مانند شوهرش، پوشش حیاء، به خود گیرد (مقتضای حال خلوت و جلوت را مراعات نماید.)
و در خاتمه این بخش از سخنان زیبا و پر ارزش معصومین (علیه السلام) را با حدیث رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به پایان می بریم که فرمود:
ایما امرأة أذت زوجها بلسانها لم یقبل الله منها صرفا ولا عدلا ولا حسنة من عملها حتی ترضیه، و ان صامت نهارها و قامت لیلها و اعتقت الرقاب و حملت علی جیاد الخیل فی سبیل الله و کانت اول من ترد النار و کذلک الرجل اذا کان لها ظالما.
(بحار / ج 100، 244 من لا یحضره الفقیه / ج 4، ص 14 - وسائل / ج 14، 116 با تفاوت اندک)
هر زنی که شوهر خود را با زبان بد آزار دهد، خداوند هیچ احسان و نیکی و حسنه ای را از عملش قبول نمی کند، تا شوهرش را از خود، راضی نماید. اگر چه روزها را روزه و شبها را عبادت نماید و بردگان زیادی آزاد نموده و اسبان تیزرو در راه خدا به جهاد فرستد. و چنین زنی اول کسی خواهد بود که وارد آتش می شود. و همچنین است مردی که به زن خود ظلم کند.

مسئولیت مادر، در اسلام

مادر بودن، یک مسئولیت بزرگ است زیرا که مسئولیت وی تربیت (فرزندان) بر اساس نیکی و فضیلت برای یک جامعه سالم و صالح است که نیروی سازنده کشور و ملت خواهد بود.
به گفته شاعر خوش سخن:
الام مدرسة اذا أعددتها - أعددت شعبا طیب الاعراق
مادر (به تنهائی) یک مدرسه ای است که هرگاه آنرا به صحنه بیاوری ملتی را با ریشه های پاک، پایه ریزی کرده ای.
فطرت سلیم، گواهی می دهد که مادر بودن یک وظیفه طبیعی زن است و چه تکلیف بزرگی برای اوست؛ که چیزی با مهر مادری، برابری نمی کند، و عاطفه ای با عاطفه وی یکسان نخواهد بود. پس مادر در خانه به وظیفه شریف خود، که مطابق طبیعت اوست، عمل می کند.
مادر، سعادت هسته ای از هسته های اجتماع را که خانواده اوست، تضمین می نماید، ولی همکاری او در کارهای خانه، شرعا در ازدواج شرط نیست؛ مثلا شیر دادن حق مادر است، بعنوان اینکه شیرش، با طبع طفل شیرخوار، مناسب تر است، زیرا هیچ شیری بهتر از شیر مادر پیدا نمی شود ولی این شیر دادن، بر او واجب نیست بلکه حق دارد که در قبال آن، اجرت عادلانه مطالبه نماید.
خداوند متعال می فرماید:
فان ارضعن لکم فاتوهن اجورهن.
(طلاق / 6)
اگر (همسران) فرزندان شما را شیر دادند، مزد آنان را بپردازید.
ولی شوهر شرعا حق ندارد او را در این مورد اجبار نماید. بلکه او آزاد است. از آنجا که اگر زن و مرد، هر دو مشغول کار و تلاش اجتماعی گردند، برای تربیت کودک خود، نیاز به استخدام یک مربی دیگری خواهند داشت، و تربیت کودک از نظر انسانی و مادی، اهمیت بسزائی دارد؛ لذا شایسته و بجاست که این وظیفه مهم، بعهده مادر گذاشته شود، زیرا که به حکم طبیعت و مروت و عاطفه، کسی سزاوارتر از او به کودک خود پیدا نمی شود.
آیا سزاوار نیست که مادر کار خود را موافق طبیعتش، برای کودک و جگر گوشه خودش قرار دهد؟! و پدری که لازم است در تربیت اولاد خود در کودکستان و مهد کودک که هیچگاه، مهر و عاطفه در آن، مساوی با عاطفه مادر نخواهد شد، کمک نماید؟! و آیا بهتر نیست با همسرش که نقش خود را به بهترین وجه ایفا می کند، همکاری کند؟.
بخاطر همین است که اسلام شیر دادن و تربیت کودک را بر مادر، واجب نساخته است، بلکه او حق دارد که در قبال مزدی، این کار را بعهده بگیرد.
همه آراستگیهای اخلاقی و ظاهری مادر بر محور دلربائی و جذابیت زن، به عنوان مرکز عاطفه و در اصول وفاداری وی نسبت به شوهرش، متمرکز می شود.(23) خلاصه آن ده چیز به شرع زیر است:
1 - تربیت اولاد.
2 - دوستی و محبت.
3 - پوشش عیبها.
4 - عفت و ادب.
5 - پوشاندن اندامی که برای شوهر لایق است، در پیش دیگران.
6 - مکتوم نساختن و مخفی نکردن آنچه برای شوهر اهمیت دارد.
7 - آرایش کردن و جلوه نمودن برای همسر خود و ترک آن نسبت به دیگران.
8 - تسلیم شدن در برابر شوهر هنگام خواسته های مشروع و قانونی وی.
9 - پاسخ دادن به خواسته های جنسی شوهر با آزادی کامل (و بدون هیچگونه قید و بند بی جا.)(24)
10 - زیبائی و جذابیت و مرتب بودن خود، علاقه نشان دهد.
این تعریف ها و توصیف از آن زن کامل است که (در محیط خانه یا هر جای مناسب می تواند وظایف خود را انجام دهد) ولی اگر زن در کنار مرد، مشغول فعالیتهای اجتماعی بشود و در وظیفه مادر بودن خود، اهمال و سستی بورزد، در آن هنگام فرزندان وی خیلی زود از توجه و محبت و راهنمائی صحیح او که هر خانواده سعادتمندی به آن نیاز دارد، محروم خواهد شد.