فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

استمناء از نظر اسلام و طب روز

استمناء نیز در اسلام حرام است و آنرا در عربی عادت سریه و جلد عمیره و خضخضة نیز می نامند که در فارسی معنای همه اینها جلق زدن می باشد و نام این عمل در زنان سحق نامیده می شود. استمناء عبارت است از بیرون آوردن منی از طریق غیر طبیعی آن.
و قد ضرب الامام علی (علیه السلام) رجلا استمنی بیده حتی احمرت یده و استتابه ثم زوجه من بیت المال.
(وسائل / ج 18، 572)
علی (علیه السلام) مردی را که بدست خود، استمناء کرده بود، چنان زد که دست او قرمز شد و به او دستور داد که توبه نماید، سپس برای او از بیت المال زن گرفت.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ان الخضخضة اثم عظیم قد نهی الله عنه فی کتابه و فاعله کناکح نفسه ولو علمت بمن یفعله لما اکلت معه ثم تلا قوله تعالی: فمن ابتغی وراء ذلک، فاولئک هم العادون(18) و هو مما وراء ذلک.
(بحار / ج 101، 30 - وسائل / ج 18، 575)
استمناء گناه بزرگی است که خداوند در کتاب حکیمش از آن نهی فرموده است و انجام آن، مانند کسی است که با خود عمل جنسی انجام داده و اگر می دانستم کس چنین کار انجام می دهد، هیچگاه با او غذا نمی خوردم.
سپس حضرت آیه شریفه را تلاوت فرمود: هر کس غیر این (زنا حلال) را به مباشرت طلب کند البته ستمکار و متجاوز خواهد بود (به خود ظلم می کند) و استمناء از همین قبیل است که آیه شریفه به آن اشاره دارد.
دکتر خلیلی درباره این عادت جنسی می گوید:
اگر بخواهیم همه مضرات و بدیهای بهداشتی و تربیتی و اخلاقی را که در این عادت زشت و ناپسند وجود دارد بیان کنیم، قلم از نوشتن آن عاجز خواهد ماند. سپس چند تا از مضرات آن را بشرح زیر بیان می کند:
1 - ناتوان ساختن دستگاه تناسلی.
2 - ایجاد ضعف عمومی در تمام دستگاههای بدن.
3 - شخص استمناء کننده بسیار لاغر اندام و زرد چهره می شود و چشمان او به گودی می رود و آشفته می شود.
4 - مبتلا شدن به کم خونی.
5 - ضعیف شدن نور چشم.
6 - گاهی بعضی از آنان به فلج شدن بعضی از اعضاء یا کل اعضاء مبتلا می شوند و بعضی دیگر مورد هجوم امراض عقلانی می گردند. مانند مختل شدن مغز و منجر شدن آن به جنون و دیوانگی. درباره علاج و درمان آن، از دکتر فخری چنین نقل شده است.
درمان آن امکان ندارد مگر با روشن ساختن و آگاه نمودن کامل ذهنها نسبت به آن، و فهماندن مضرات آن به شخص مبتلا و توضیح دادن عواقب و آثار شوم آن، از قبیل فساد اخلاقی و کشنده بودن آن که علاوه بر اینها، خود یک نوع ظلم به خویشتن می باشد و بر هر فرد آگاه و مطلع لازم است که اگر در این عمل زشت و ننگین فرو رفته، آن را ترک نموده و خود را از مهلکه آن نجات بخشد.
به راستی که این امراض اخلاقی و خبیث سه گانه (زنا - لواط - استمناء) در فساد اخلاقی و ضرر روحی مشترکند که نتیجه آن به جامعه سرایت می کند. بر هر فرد عاقلی سزاوار است که برای ریشه کن ساختن آنها به وسیله ازدواج، به فکر علاج و پیشگیری از آنها باشد، و در عین حال بداند همانطوری که اسلام با اینگونه کارها مبارزه سخت نموده و بر آن کیفرهای سنگین، مقرر داشته به همان اندازه نیز بواسطه رابطه مشروع جنسی در حد عدالت تأکید دارد و قانون ازدواج دائم و موقت را با وضع یک سری قوانین و سفارشات انسان ساز متمدن، جایگزین آنها ساخته است.

روابط زناشوئی در اسلام

رابطه زناشوئی و غریزه جنسی دارای احکام متنوع و گوناگونی می باشد که برای رسیدن به یک هدف مشخص، آن را محدود می سازد و آن تحقق بخشیدن به زندگی سعادتمندانه و ساختن جامعه متکامل، با ساختن محیط و فضایل مناسب می باشد، و آن عبارت است از محیط سعادتمند خانواده.
هنگامی که اسلام زندگی انسان عزب (مجرد) را محکوم می نماید و کیفرهای سختی را برای انحراف جنسی لازم می شمارد، در عین حال به روابط جنسی قانونی در حد اعتدال خانوادگی، تشویق می نماید.
اسلام، رابطه خانوادگی را برای هر فردی یک وظیفه انسانی می داند تا بتواند در سایه آن به آرامش روحی برسد و زن و مرد با همدیگر، پیمان مشترک ببندند و هر کدام به اندازه طبیعت خود، در پیمودن راه یک زندگی محبت آمیز و دوستانه قدم بردارند.
خداوند متعال می فرماید:
و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون.
(روم / 21)
از نشانه های او (خداوند) این است که برای شما از بین خودتان جفتهایی خلق کرد تا بواسطه او، آرامش داشته باشید و بین شما دوستی و مودت و مهربانی و رحمت قرار داد و در این آیات نشانه ای است برای قویم که تفکر نمایند.
در جای دیگر می فرماید:
هن لباس لکم و انتم لباس لهن.
(بقره / 178)
زنان لباس و آرامش شما، و شما نیز لباس و آرامش آنان هستید.
این آرامش روحی و مقید شدن به مسئولیت نتیجه قطعی پیوند زناشوئی است و این پیوندی است، که زن و مرد را در هدف و زندگی، متحد می سازد و صریح آیات و روایات در ترغیب و تشویق به آن، از حد و حصر شمارش، متجاوز است، مانند این آیه شریفه:
و أنکحوا الایامی (العزاب) منکم والصالحین من عبادکم و امائکم ان یکونوا فقراء بغنهم الله من فضله والله واسع علیم.
(نور / 32)
و باید زنان و مردان بی همسر و کنیزان و بردگان خود را، به نکاح یکدیگر درآورید و اگر فقیر باشند، خداوند به لطف خود، آنان را بی نیاز و مستغنی خواهد فرمود:، که خداوند به احوال بندگان آگاه و رحمتش وسیع (نامتناهی) است.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
النکاح سنتی فمن رغب عن سنتی فلیس منی.
(بحار / ج 100، 220)
ازدواج از سنت و روش من است. هر کس از روش من روگرداند از من نخواهد بود.
و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) عزب (مجرد) بودن را یک خطر اجتماعی برای سلامت جامعه می داند که باید با آن، مبارزه نمود چنانکه در حدیثی می فرماید:
أکثر أهل النار العزاب(19) و شرار امتی عزابها.
(بحار / ج 100، 221)
بسیاری از اهل دوزخ عزبها هستند و بدترین امت من نیز عزبهای آنان هستند.
و نیز پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
یا معشر الشباب من استطاع منکم الباءة (الزواج) فلیتزوج فانه أغضی للبصرو أحصن للفرج و من لم یستطع فعلیه بالصوم.
(کافی / ج 4، 180)
ای گروه جوانان! هر کس از شما می تواند ازدواج کند، باید ازدواج نماید زیرا که ازدواج برای پوشش چشم بهتر و برای حفظ غریزه جنسی راحت تر خواهد بود، و هر کس نتوانست روزه بگیرد.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من تزوج فقد احرز نصف دینه فلیتق الله فی النصف الاخر.
(بحار / ج 100، 93)
هر کس ازدواج بنماید، نصف دینش را حفظ کرده، و درباره نصف دیگرش، از خدا بترسد.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من أحب ان یتبع سنتی، فان من سنتی التزویج.
(بحار / ج 100، 93)
هر کس دوست دارد که پیرو سنت و سیره من باشد، بداند که ازدواج از سنت من است.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ان اراذل موتاکم العزاب.
(بحار / ج 100، 220)
از جمله پست ترین مردهای شما، عزبها هستند.
4 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
النساء شقایق الرجال.
زنان گلهای شقایق مردان هستند.
5 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ما أکرم النساء الا کریم ولا أهانهن الا لئیم.
به زنان احترام نمی کند مگر شخص کریم و به آنان اهانت نمی ورزد مگر شخص لئیم و پست.
6 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
اذا جاءکم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه الا تفعلوه تکن فتنة فی الارض وفساد کبیر.
(بحار / ج 100، 372)
هرگاه کسی که از دین و اخلاقش راضی هستید، به خواستگاری دختر شما آمد، (دخترتان را) به وی تزویج نمائید اگر چنین نکنید در روی زمین فتنه و فساد بزرگی خواهد شد.
7 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
قول الرجل للمرأة: انی أحبک لایذهب من قلبها أبدا.
(وسائل / ج 14، 10)
اگر مرد به زنش بگوید براستی من تو را دوست دارم، (این سخن مرد) ابدا از خاطر وی نمی رود.
8 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
اختاروا لنطفکم فان الخال أحد الضجیعین.
(کافی / ج 5، 332)
برای نطفه های خود، جای مناسبی اختیار کنید (و هنگام ازدواج به فامیل نزدیک زن دقت کنید مخصوصا به برادران دختر) زیرا که دائی از افراد همسان و همردیف همسر تو است.(20)
9 - علی (علیه السلام) فرمود:
المرئة ریحانة و لیست بقهرمانة.
(نهج البلاغه فیض الاسلام / نامه 31)
زن گل خوشبوئی است (که باید آنرا بوئید) و قهرمان نیست (که همدوش مردان در جامعه ستیز کند تا مردان نیز با او بصورت قهرمان رفتار نماید.)
10 - علی (علیه السلام) فرمود:
اذا رأی احدکم امرأة تعجبه فلیأت اهله فان عند اهله مثل ما رأی فلا یجعل للشیطان الی قلبه سبیلا.
(نهج البلاغه حکمت)
هرگاه یکی از شما، زنی را دید و از وی خوشش آمد، به پیش همسر خود برود زیرا همسر خودش نیز (از نظر جسمی و خصوصیات زنانگی) مانند اوست. بنابراین شیطان را (از راه وسوسه) به قلب خود راه ندهد.
11 - امام سجاد (علیه السلام) فرمود:
من تزوج لله عزوجل ولصلد الرحم توجه الله تعالی بتاج الملک والکرامة.
(من لایحضره الفقیه / ج 3، 385)
هر کس بخاطر فرمان خداوند عزوجل و برای صله رحم ازدواج نماید، خداوند تاج پادشاهی و کرامت به وی عطا فرماید.
12 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
الرکعتان یصلیهما متزوج افضل من سبعین یصلیها اعزب.
(بحار / ج 100، 217)
ثواب و فضیلت دو رکعت نمازی که فرد متأهل می خواند، بالاتر از هفتاد رکعت ثواب نماز شخص عزب است.
13 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
من ترک التزویج مخافة الفقر أساء الظن بالله عزوجل؛ ان الله یقول: ان یکونوا فقراء بغنهم الله من فضله.
(نور / 32 - کافی / ج 5، 331)
هر کس بخاطر ترس از فقر ازدواج را ترک نماید، همانا نسبت به (قدرت) خداوند عزوجل سوی ظن دارد؛ زیرا که خداوند می فرماید: اگر فقیر باشند خدا از فضل خود آنان را بی نیاز خواهد ساخت.
تابحال درباره اصل ازدواج، اختصارا صحبت شد. حال باید دید روایات اسلامی، شرایط ازدواج را چگونه بان می کند. صفات و شرایط ازدواج در روایات، بیان شده است و مشروح آن در کتابهای فقهی آمده است و از شرایط لازم شوهر، دینداری و خوش اخلاقی او است.
14 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
من زوج کریمته من شارب الخمر فقد قطع رحمها.
(وسائل / ج 14، 53)
هر کس دختر خود را به شرابخوار تزویج نماید، مانند این است که خویشاوندی خود را قطع کرده است.
15 - امام رضا (علیه السلام) فرمود:
عن البشار قال کتبت الی أبی الحسن الرضا (علیه السلام): ان لی قرابة قد خطب الی و فی خلقه سوء قال لاتزوجه ان کان سی ء الخلق.
(بحار / ج 100، 235 - وسائل / ج 14، 54)
بشار می گوید به ابوالحسن (امام رضا) (علیه السلام) نوشتم: خویشاوندی دارم که از دخترم خواستگاری می کند ولی بداخلاق است (چه صلاح می دانید؟) فرمود: اگر بد اخلاق است، دخترت را به وی تزویج نکن.
16 - امام حسن (علیه السلام) در این مورد کلام حکیمانه و جامعی دارد که می فرماید:
زوج کریمتک من دین فان أحبها أکرمها و ان لم یحبها لم یظلمها.
(مکارم الاخلاق / 204)
فرزند خود را به فرد دیندار تزویج کن، زیرا اگر او را دوست دارد عزیزش می شمارد و اگر دوست ندارد، به وی ظلم و ستم نخواهد کرد.
از صفات و شرایط لازم زن، که اسلام بر آن بسیار تأکید دارد، شریف و اصیل بودن خانواده او است، زیرا که این صفت تأثیر مستقیم در رفتار خانوادگی دارد.
17 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
انکحوا الاکفاء وانکحوا فیهم واختاروا لنطفکم.
(فروع کافی / ج 5، 332)
با هم کفو و همسان خود ازدواج کنید و به هم کفو خود زن بدهید و آنان را برای نطفه های خود انتخاب کنید.
18 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ایاکم و خضراء الدمن قیل: یا رسول الله! و ما خضراء الدمن؟ قال صلی الله علیه و آله: المرأة الحسناء فی منبت السوء.
(بحار / ج 100، 332)
از سبزه مزبله دوری کنید. سوال شد: یا رسول الله سبزه مزبله چیست؟ فرمود: زن زیبا که در جایگاه و خانواده بد پرورش یافته باشد.
19 - امام علی (علیه السلام) فرمود:
ایاکم و تزویج الحمقاء فان صحبتها بلاء و ولدها ضیاع.
(بحار / ج 100، 237 - وسائل / ج 14، 56)
از ازدواج با زنان احمق دوری کنید که همنشینی با آنان بدبختی می آورد و فرزند او تباه و زیان آور خواهد بود.
20 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
عن الرجل المسلم تعجبه المرأة الحسناء أیصلح أن تزوجها و هی مجنونة؟ قال (علیه السلام): لا.
(وسائل / ج 14، 57)
از امام باقر (علیه السلام) سوال شد: اگر مرد مسلمانی از زن زیبای دیوانه خوشش آمد آیا صلاح است که با وی ازدواج نماید؟ فرمود: نه.
21 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من تزوج امرأة لمالها و کله الله الیه و من تزوجها لجما لها رأی فیها مایکره و من تزوجها لدینها جمع الله له ذلک.
(بحار / ج 100، 235 - وسائل / ج 14، 31)
هر کس با زنی بخاطر مالش ازدواج کند، خداوند وی را به مال او وامی گذارد و هر کس با او به خاطر جمال و زیبائی اش ازدواج نماید، چیزهائی که دوست ندارد از وی خواهد دید (از قبیل اخلاق و رفتار ناپسند) و هر کس بخاطر دینش با او ازدواج کند، خداوند مال و زیبائی را برای وی جمع می نماید.
سر آن، این است که زن به خوبی می داند علت خواستگاری از وی مال، یا حسب، یا جمال یا دین اوست، و هنگامی که فهمید علت ازدواج مرد با وی مال او می باشد، در تمام مدت عمر خود او را از مالش دریغ خواهد نمود تا وی را در دام و اختیار خود داشته باشد. هنگامی که ازدواج بخاطر جمال او باشد؛ بعد از مدتی، زن به خودش مغرور می گردد و به (آرایش و مرتب بودن) خود نمی رسد در نتیجه، به سبب بی توجهی به خود، زشت می گردد. هرگاه ازدواج بخاطر حسب و مقام او باشد، در این صورت مقام زن، وسیله ای برای تحقیر موقعیت اجتماعی مرد، در طول زندگی خواهد بود، و زن همیشه می خواهد بر او برتری داشته باشد تا سلطه خود را از دست ندهد. اما اگر تنها بخاطر دین و شرافت وی، با او ازدواج کند، این موجب خواهد شد که نواقص دیگر برطرف گردد و در خرج کردن مال، اسراف و زیاده روی نشود و جمال او نیز، ظهور و بروز پیدا می کند و بدنبال تحصیل کمال می رود.
بنابراین؛ اگر هدف از ازدواج، دین زن باشد بقیه اوصاف نیز تکمیل می گردد، ولی معنای حدیث این نیست که سایر امتیازات نادیده گرفته شود، بلکه معنایش این است که هدف اول در انتخاب همسر، دین باشد، و بعد بقیه اوصاف از قبیل مقام و منزلت، و خصوصیات دیگری که دارای اثر طبیعی در خانواده و تربیت آن می باشد، نیز در نظر گرفته شود.

مسئولیت خانه داری در اسلام

ملت از مجموع خانواده ها تشکیل می گردد، و خانواده نیز از افراد ملت تشکیل می شود - غالبا چنین است - مانند پدر و مادر و زن و شوهر و اولاد آنان و فامیل.
اسلام در اصلاح خشت اول ساختمان یک ملت، توجه و عنایت زیادی نموده است و آن عبارت از اصلاح خانه است که اصلاح ملت بستگی به اصلاح خانه دارد و قوانین خاصی بر افراد جامعه، به حسب طبیعت تک تک آنان وضع نموده است مانند حقوق والدین و تربیت کودکان و صله ارحام و مسئولیت خانه داری، که مورد بحث ما در حال حاضر همین است.
بنابراین خانه همان دولت کوچکی است که افراد خانواده در آن زندگی می کنند، و زن و مرد در آن حکومت می کنند که برای هر کدام از آن دو مسئولیت خاصی در تنظیم خانواده و اداره آن است و برای هر کدام از افراد دیگر خانواده نیز، مسئولیت خاصی وجود دارد. مرد به عنوان مسئول بیرون از خانه، شناخته می شود که منافع لازم را کسب کند و خطرها را دفع سازد، همانطوری که صلابت جسم و متعادل بودن عاطفه وی چنین اقتضا می کند. پس او بپا دارنده خانواده و نظم دهنده امور آن است و از خانه به اسم وی نامبرده می شود و مسئولیت مهم از آن او می باشد. مسئولیت زن در درجه دوم است که مسئولیت داخل خانه را بعهده دارد همانگونه که طبیعت عاطفی وی نیز چنین اقتضا دارد و این همان است که قرآن کریم، به آن اشاره می کند:
و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف و للرجال علیهن درجة والله عزیز حکیم.
(بقره / 228)
و برای زنان همانند وظایفی که بر دوش آنان است، حقوق شایسته ای قرار داده شده، و مردان بر آنان برتری دارند و خداوند توانا و حکیم است.
در تعیین وظایف زن، نیم توان مسئولیتهای ظالمانه را نسبت به وی ملاک قرار داد مسئولیت هائی که معمولا زن، توان تحمل آن را ندارد و روحیه وی با آن سازگار نمی باشد بلکه اینگونه کارهای سنگین و خشن بعهده مرد است و این همان معنای قوام بودن و برتری داشتن مرد است که اسلام بر آن تأکید می ورزد.
دین اسلام در تعیین وظایف زن و مرد، به طبیعت و فطرت آنان، توجه نموده و برای هر کدام، وظایف مخصوص و مشترک قرار داده است که هر کدام در زندگی، نقش خاصی دارند.
خداوند متعال می فرماید:
للرجال نصیب مما اکتسبوا و للنساء نصیب مما اکتسبن واسلوا الله من فضله ان الله کان بکل شیئی علیما.
(نساء / 32)
مردان نصیبی و سهمی از آنچه بدست می آورند، دارند و زنان نصیبی (و نباید حقوق هیچیک پایمال گردد) و از فضل (و رحمت و برکت) خدا بخواهید و خداوند به هر چیز داناست.
بر این اساس، اگر می بینیم اسلام از یک طرف به تساوی حقوق زن و مرد و وظایف و تکالیف معنوی و اجتماعی و اقتصادی یکسان دعوت می کند و از طرف دیگر تساوی در وظایف اجتماعی مخصوص هر کدام را یک نوع ظلم و قبیح می شمارد، باید دید آیا اصولا صحیح است که صلاحیتها و لیاقتهای مختلف و تلاشهای گوناگون، مساوی و یکسان تلقی شود؟! وظیفه زن که به حکم طبیعت نقش باردار و ولادت و امثال آن را بعهده می گیرد، چنانکه در علم جنین شناسی، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است؛ با وظیفه مرد، که با اینگونه مسائل بیگانه است، مغایرت کامل دارد.
بنابراین با توجه به این تناقض که از نظر علمی ثابت شده است، باید بین زن و مرد در بعضی حقوق، فرق گذاشته شود. قرآن کریم به این حقیقت اشاره کرده و می فرماید:
الرجال قوامون علی النساء.
(نساء / 34)
مردان سرپرست و خدمتگزار زنانند.
و در آیه دیگر می فرماید:
وللرجال علیهن درجة.
(بقره / 228)
مردان نسبت به زنان برتری دارند.
این برتری همان قیمومیت است که طبیعت مرد آن را اقتضاء می کند و علم و تاریخ از زمانهای قدیم، این مسأله را ثابت کرده است و تا زمانی که این جنس لطیف وجود دارد، اینگونه تفاوتها پابرجا خواهد بود.
اما موقعیت و ارزش زن در اسلام، با مقایسه آن در سایر ملیتها، معلوم می گردد. در این زمینه کفایت می کند به قوانینی که تا امروز، در جوامع شرقی، رسوخ کرده، توجه شود.
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
و اذا بشر أحدهم بالانثی ظل وجهه مسودا و هو کظیم، یتواری من القوم من سوء ما بشربه أیمسکه عی هون أم یدسه فی التراب ألاساء ما یحکمون.
(نحل / 59 - 58)
و هرگاه به یکی از آنان بشارت دهند: دختری نصیب شما شده، صورتش (از شدت ناراحتی) سیاه می شود و مملو از خشم می گردد و از قوم و قبیله خود، بخاطر بشارت بدی که به او داده شده، متواری می گردد (و نمی داند) آیا او را با قبول ننگ نگه دارد یا در خاک پنهانش کند؟ چه بد حکمی می کنند؟!.
در حالی که اسلام می گوید:
من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مومن فلنحبینه حیاة طیبه ولنجزینهم أجرهم باحسن ما کانوا یعملون.
(نحل / 97)
هر کس عمل صالح کند، در حالی که مومن است، خواه مرد باشد یا زن، به او حیا پاکیزه می بخشیم، و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام دادند خواهیم داد.
امام علی (علیه السلام) می فرماید:
و ما زال رسول الله صلی الله علیه و آله یوصی بالمرأة حتی ظننت أنه یحرم طلاقها.
(وسائل / ج 1، 347)
رسول خدا صلی الله علیه و آله همیشه نسبت به زن سفارش می کردند تا آنجا که خیال کرم طلاق دادن زن حرام است.
و نیز آن حضرت می فرماید:
المرئة الصالحة خیر من ألف رجل غیر صالح.
(وسائل / ج 14، 123)
یک زن صالحه، از هزار مرد غیر صالح بهتر است.
از توجه اسلام در بالا بردن مقام زن در علم و عمل به همین اندازه اکتفا می کنیم. برعکس آن دیدگاه جاهلیت که کرامت زن را، به هدر داده و او را به عنوان کالا می پندارد؛ که از آن سود برده و با آن تجارت می شود، بلکه بر آن قمار و برد و باخت انجام می گیرد و هنوز هم از فکر جاهلی در جوامع امروز، پس مانده هائی وجود دارد. چنانکه شرق هنوز هم به زن و نام وی با حالت بدبینی می نگرد. در غرب زن را با شهرت خود، صدا نمی زنند بلکه او را با شهرت شوهرش می خوانند و به مجرد ازدواج و انتقال از خانه پدر، شخصیت (مستقل) او به هدر می رود و شهرتش تابع شهرت شوهرش می باشد، گویا که وی به کلی از خانواده خود جدا گشته و ارتباط خود را بریده است و یا ازواج برای جدائی کامل یک فرد از خانواده اش پایه ریزی شده است، نه برای پیوند بین دو خانواده و ایجاد الفت و وصلت بین آنان .
در حقیقت شخصیت زن قبل از ازدواج، مربوط به یک خانواده است و بعد از ازدواج این ارتباط زیاد می شود و با دو خانواده ارتباط پیدا می کند. اسلام شخصیت حسبی و نسبی زن را حفظ می کند پس چه لزوم دارد که شهرت او تغییر پیدا کند؟ و آیا با تغییر شهرت، ماهیت و واقعیت وی عوض می شود؟.