فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

حکم مسابقه و تیراندازی از نظر اسلام

خداوند متعال می فرماید:
و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم.
(انفاق / 60)
در برابر آنها (دشمنان) آنچه توانائی دارید از نیرو آماده سازید و (همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد) تا بوسیله آن دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید.
اسلام قمار را به عنوان اینکه ماده فساد در آن زیاد است؛ حرام کرد زیرا که قمار، یکنوع وسیله بدست آوردن مال بودن کوشش و ثمره معقول است گرچه در بازی قمار یکنوع سرگرمی وجود دارد و قرآن نیز، به این فایده ناچیز اشاره نموده است؛ آنجا که می فرماید:
واثمهما اکبر من نفعهما.
(بقره / 219)
و گناه آن از نفع آن بزرگتر است.
زیرا که هیچ عمل خوب یا بدی وجود ندارد، به جز اینکه اثر و فایده ای، بر آن مترتب می شود، ولی به این فایده اندک در صورت برخورد با ضرر زیاد آن اعتنا نمی شود چنانچه حال قمار چنین است. چونکه آن، ضایع کننده مال و مضربه جامعه است.
حال باید دید آیا سرگرمی فقط منحصر به این بازی است؟! آیا غیر از آن سرگرمی دیگری وجود ندارد که دارای منفعت بیشتر به حال انسان و هستی وی باشد؟! دین اسلام در اصلاح هر مشکلی که با خطر ماده فساد روبرو می شود، بر آن تأکید می ورزد و مشابه آن را که ضرر ندارد، تشویق می کند. بلکه دوست دارد که اسباب سرگرمی، برای فرد و جامعه، نفعی هم داشته باشد و هنگامی که قمار را حرام ساخت مسابقه و تیراندازی را تشویق نمود که کتابهای فقهی اسلام، پر از مسائل و فروعات آن است.
برای هر مسلمانی از هر طبقه ای از طبقات جامعه، مستحب است که در مسابقه و اسب دوانی، گرو و شرط بندی کند. که هر کدام از افراد بر اساس سرعتی که باشگاه، تعیین کرده، زودتر از دیگری به مکان معین برسند، برنده گرو یا هر چیز دیگری که شرط کرده اند، خواهد بود و همچنین است تیراندازی، که بر اساس شروط بسته شده نسبت به مقدار تیر و وقت آن، هر کس تیر را به هدف زد و برنده شد، گرو از آن او خواهد بود. و شرط دیگری غیر از آنچه که جهالت را از بین ببرد، لازم نیست، و این شرط نیز برای از بن بردن نزاع و اختلاف است.
بنابراین، مسابقه با حیوانات صحیح است، مانند اسب دوانی، شتردوانی، فیل دوانی، قاطردوانی، و الاغ دوانی. باید حد مسابقه در تمام اینها تعیین شود تا نزاع واقع نگردد. همچنین مسابقه تیراندازی با وسائلی که در جنگ استفاده می شود، صحیح است. مانند تیراندازی با تیرکمان، شمشیربازی، و تیراندازی با تفنگ، که اندازه و حد تیراندازی، باید با عدد و مسافت و کیفیت آن که نزاع و اختلاف بوجود نیاید، تعیین شود، همچنانکه مسابقه دهندگان، خود می توانند عوض را از جنس، یا به عهده قرار دهند. برای دیگری نیز جایز است به هر کدام از برندگان در مسابقه جایزه قرار دهد. نیز جایز است که جایزه را از بیت المال بدهند.
و این گرو گذاشتن و شرطبندی حلال و جایز است زیرا در آن فایده تربیت جسمی و دویدن وجود دارد و اسلام تنها به تجویز و تشویق این نوع مسابقه، اکتفا ننموده بلکه خود پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) شخصا در اینگونه مسابقات شرکت می فرمودند.(13)
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
ان رسول الله صلی الله علیه و آله أجری الخیل التی اضمرت من الحصی الی مسجد بنی زریق و سبقها من ثلاث نخلات فاعطی السابق عذقا و اعطی المصلی عذقا و اعطی الثالث عذقا.
(وسائل / ج 13، 350)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) اسبهای تربیت شده را که شکم باریک و لاغر بودند، از ریگزار تا مسجد بنی زریق دوانیدند و شرطبندی و جایزه آن را، سه نخله خرما قرار دادند، به برنده اول، یک نخل باردار، به برنده دوم نیز، یک باردار و به برنده سوم هم یک نخل باردار جایزه دادند.
و مصلی آن است که سر اسب او، محاذی قسمت باریک پشت اسب جلوئی باشد. و صلوان بطرف راست و چپ دم حیوان اطلاق می گردد.
و در روایت امام سجاد (علیه السلام) از رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شده:
ان رسول الله صلی الله علیه و آله أجری الخیل و جعل سبقها اواقی من فضة.
(وسائل / ج 13، 351)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) اسب دوانی نمود و شرطبندی و جایزه آن را ظرفی از نقره قرار داد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
در عصر رسالت، مشرکین به پشت مدینه هجوم آوردند، شخصی در مدینه صحیه کشید و تقاضای کمک کرد. رسول الله صلی الله علیه و آله صدای وی را شنیدند و سوار اسب شده، به دنبال دشمن تاختند و از اصحاب، اولین کسی که به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید، ابوقتاده بود، که سوار اسب خود شده بود، رسول الله صلی الله علیه و آله اسبی داشت که زینش از لیف خرما بود نه زین کامل و مجهز، پس به جستجوی دشمن پرداختند، کسی را ندیدند و اسبها بدنبال یکدیگر، ردیف شدند، در این لحظه ابو قتاده گفت: یا رسول الله دشمن منصرف شده و برگشته، اگر صلاح بدانی مسابقه دهیم، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: اشکالی ندارد و مسابقه اسب دوانی گذاشتند و رسول الله صلی الله علیه و آله بر آنان سبقت گرفت و سپس بسوی آنها بازگشت و فرمود:
انا ابن العواتک من قریش انه لهو الجواد البحر، یعنی فرسه.
(وسائل / ج 13، 346)
من فرزند عواتک(14) از قریش هستم و اسب من، اسب نجیب و هوشیاری است.
و عن أبی عبدالله (علیه السلام) انه کان یحضر الرمی والرهان.
(وسائل / ج 13، 348)
و امام صادق (علیه السلام) نیز در مسابقه تیراندازی و اسب دوانی شرکت می فرمود.
سیری در احادیث و روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ان الملائکة تحضر الرهان فی الخف(15) والحافر والریش، و ما سوی ذلک فهو قمار حرام.
(وسائل / ج 13، 343)
ملائکه در مسابقات شتر دوانی، اسب دوانی و تیراندازی حاضر می شوند و غیر از این سه مسابقه، قمار و حرام است.
2 - امام سجاد (علیه السلام) فرمود:
ان النبی صلی الله علیه و آله أجری الأبل مقبلة من تبوک فسبقت العضبای و علیها اسامة فجعل الناس یقولون: سبق رسول الله و رسول الله صلی الله علیه و آله یقول: سبق اسامة.
(وسائل / ج 13، 351)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، هنگام بازگشت از تبوک شتردوانی کرد و شتر عضباء پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) که اسامة بن زید بر آن سوار بود، بر سایر شترها پیشی گرفت و مردم می گفتند پیغمبر صلی الله علیه و آله در مسابقه برنده شد، و رسول الله صلی الله علیه و آله می فرمود: اسامه برنده شد.
3 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لیس شی ء تحضره الملائکة الا الرهان و ملاعیة الرجل أهل.
(وسائل / ج 13، 348)
ملائکه در هیچ بازی و مسابقه ای حاضر نمی شوند بجز اسب دوانی و هنگام بازی مرد با همسر خویش.
4 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
الرمی سهم من سهام اسلام
(وسائل / ج 13، 348)
5 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لا سبق الا فی خف او حافر او نصل یعنی النصال رأس الرمح او السکین.
(وسائل / ج 13، 348)
مسابقه جایز نیست. بجز در شتردوانی یا اسب دوانی یا نیزه پرانی.
6 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ان الملائکة لتنفر عند الرهان و تلعن صاحبه ما خلا الحافر و الخف و الریش و النصل و قد سابق رسول الله صلی الله علیه و آله اسامة بن زید و أجری الخیل.
(وسائل / ج 13، 347)
ملائکه هنگام شرطبندی صاحبان آن را نفرین و لعنت می کنند، جز در مسابقه اسب دوانی و شتردوانی و تیراندازی و نیزه پرانی. و رسول خدا صلی الله علیه و آله با اسامة بن زید مسابقه گذاشتند و اسب دوانی کردند.
اسلام با این راه و روش نمونه ریشه قمار را به عنوان شر و کینه را قلع و قمع نموده ولی بجای آن، ماده محبت و سعادت کاشته است. چه بسیار نیکو است که مردان مصلح، قمارخانه ها و قهوه خانه ها (که مراکز تنبلی و تن پروری است) و رقاصخانه ها را ویران سازند و به جای آنها، باشگاههای اسب دوانی و تیراندازی تأسیس نمایند تا نسل قوی و حامی و امین جامعه رشد پیدا کند.

حکم زنا در اسلام

خداوند متعال می فرماید:
ولا تقربوا الزنا انه کان فاحشة و ساء سبیلا.
(اسراء / 33)
هرگز به عمل زنا نزدیک نشوید که کاری بسیار زشت و راهی بسیار ناپسند است.
زن نیمی از جامعه و تکمیل کننده زندگی انسان است و در اسلام، دارای ارزش اجتماعی اصیل است که بر اساس دوستی شرافتمندانه پی ریزی شده است و کالای ارزانی نیست که فقط غریزه جنسی، از او برآورده شود بلکه به عنوان معلم خانه و مربی هسته اولیه ساختمان اجتماع یعنی طفل است و او سبب ثبات و برقراری نوع انسانی و آرامش روان بشریت است لذا خداوند متعال می فرماید:
و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة.
(روم / 21)
و از نشانه های او (خدا) این است که همسرانی برای شما از جنس خودتان آفرید تا در کنار آنان، آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد.
اختصاص زنها به بعضی از احکام، از طرف اسلام، برای این است که دین مبین اسلام، بر عفت و حفظ آبروی آنان، علاقه فراوان دارد تا در سایه آن، جامعه از فساد و هرج و مرج پاک بماند و سعادت جامعه و ضمانت خانواده تحقق پیدا کند و برای بحث در منزلت و حقوق زن در اسلام زمینه و فرصت زیادی می خواهد و در این سیر مختصر به سعی جدی اسلام در پایه ریزی و ساختار خانه و خانواده و تکامل آن با عزت و شافت اسلامی، اشاره می کنیم. زیرا که خانواده هسته و زیر بنای جامعه صالح است و در عین حال به نقش مخرب راههای غیر مشروعی که خانواده را از هم جدا ساخته و از هم می پاشد، اشاره می کنیم که یکی از آنها زنا است که خداوند آن را در مرتبه سوم بعد از قتل قرار داده است. چنانکه در توصیف مومنین می فرماید:
والذین لایدعون مع الله الها آخر و لا یقتلون النفس التی حرم الله الا بالحق ولا یزنون و من یفعل ذلک یلق اثاما یضاعف له العذاب یوم القیامة و یخلد فیه مهانا الا من ناب.
(فرقان / 68)
مومنین واقعی کسانی هستند که معبود دیگری را با خداوند نمی خوانند و انسانی را که خداوند خونش را حرام شمرده جز بحق به قتل نمی رسانند و زنا نمی کنند و هر کس چنین کند، مجازاتش را خواهد دید، چنین کسی عذابش در قیامت چند برابر می گردد و با خواری همیشه، در آن خواهد ماند مگر کسی که توبه کند.
ولما سئل الامام الصادق (علیه السلام): لم حرم الله الزنا؟ قال (علیه السلام) لما فیه من الفساد و ذهاب المواریث و انقطاع الانساب، لا تعلم المرئة فی الزنا من احبلها ولا المولود یعلم من أبوه ولا أرحام موصولة ولا قرابة معروفة.
(وسائل / ج 14، 252)
هنگامی که از امام صادق (علیه السلام) سوال شد، چرا خداوند زنا را حرام کرده؟ فرمود: زیرا که در آن فساد و از بین رفتن ارثها و قطع شدن نسب ها است؛ که زن نمی داند هنگام زنا چه کسی او را حامله ساخته و بچه نیز نمی داند که پدرش کیست و صله ارحام و قرابت شناخته شده ای ندارد.
پس زنا موجب اختلاط نسبها و قطع شدن اولاد و بی تربیت شدن آنان و جدائی خانواده و از بین رفتن عاطفه و مسئولیت می گردد. همه ادیان آسمانی و قوانین بشری، بطور یکسان آن را تحریم کرده است و اسلام در کیفر آن، سخت گیری نموده، به نحوی که ماده فساد را ریشه کن می سازد.
خداوند متعال می فرماید:
الزانیة والزانی فاجلدوا کل واحد منهما مائة جلدة ولا تأخذکم بهما رافة فی دین الله ان کنتم تومنون بالله والیوم الاخر ولیشهد عذابهما طائفة من المومنین.
(نور / 2)
زن و مرد زناکار را هر یک یکصد تازیانه بزنید و هرگز در دین خدا رأفت و محبت (کاذب) شما را نگیرد اگر به خدا و روز جز ایمان دارید، و باید گروهی از مومنان مجازات آنها را مشاهده کنند.
پس این کیفر شدید برای قطع و بریدن ریشه فساد، و حاکم شدن قانون و عفت است و در صورتی که شرایط اجرای حد از قبیل عقل و آگاهی و دخول و غیر آن موجود باشد، این کیفر را فقط حاکم شرع اجرا می کند و حد مزبور، با اقرار خود زناکار یا شهادت چهار مرد عادل ثابت می گردد. و اگر شاهدان کمتر از چهار نفر باشند؛ حد (حد قذف) بر خود آنان واجب می شود نه بر متهم و کیفر زنای محصن(16) و صاحب عیال چه مرد باشد یا زن، با غیر آن فرق می کند. به زناکار محصن، اول یکصد شلاق زنده می شود و سپس سنگسارش می کنند و به زناکار غیر محصن یکصد شلاق می زنند و سرش را می تراشند و از شهر خود، شش ما تبعید می کنند.
و جلد: عبارت از زدن یکصد ضربه شلاق به غیر از صورت و عورتین است. و در رجم باید مرد را تا ناف و زن را تا سینه، در خاک قرار دهند و سپس سنگسارش کنند و باید اول خود شاهدان سنگ بزنند. و اما کسی که با مادرش یا یکی از محرمهای نسبی یا رضاعی خود، زنا کند، کیفر وی کشتن است. و بر زن حامله حد جاری نمی شود و بر مریض نیز حد جاری نمی گردد، تا بهبود یابد. و همچنین در هوای خیلی گرم و سرد و در خاک دشمن، حد جاری نمی شود و شکی نیست که این عقوبتها و کیفرها خیلی سخت است و عین حال شرایط اثبات آن نیز مشکل می باشد ولی با اینهمه مجازات شدید آن، با بزرگی جرم آن، برابری نمی کند. زیرا که مجرم استحقاقی هیچگونه رحم و عطوفت را ندارد این همه دولتها هستند که مجازات اعدام را، درباره وی و توطئه گران و جاسوسان وضع می کنند و اگر به آنها اشکال کنی که این افراد مجرم، مستحق اعدام نیستند، در جواب خواهند گفت: جرم بزرگ است و کسی که امروز مرتکب چنین جرمی می شود، فردا نیز به جرم خود، ادامه خواهد داد.
پس برای ریشه کن ساختن دنباله جرم باید آن را ریشه کن نمود؛ تا تمام مردم ببینند و عبرت بگیرند و خود را در فساد نیاندازند.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
اذا کثر الزنا من بعدی کثر موت الفجأه.
(وسائل / ج 14، 231)
هرگاه بعد از من زنا زیاد شود، مرگهای ناگهانی بیشتر خواهد بود.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
لن یعمل ابن آدم عملا أعظم عندالله تعالی من رجل قتل نبیا أو اماما أو هدم الکعبة التی جعلها الله قبلة لعباده أو أفرع مائه فی امرأة حراما.
(وسائل / ج 14، 239)
بنی آدم، هرگز گناهی انجام نمی دهد که در پیشگاه خداوند بزرگتر از آن باشد: پیامبر با امامی را به قتل رساند، یا کعبه را که خداوند آنرا قبله بندگانش قرار داده، ویران سازد، یا نطفه خود را در زن اجنبی و بیگانه از راه حرام قرار دهد (یعنی زنا کند.)
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
أربع لایدخل بیتا واحدة منهن الا خرب ولم یعمر بالبرکة: الخیانة والسرقة و شرب الخمر والزنا.
(بحار / ج 76، 20)
چهار چیز است که به هیچ خانه ای یکی از آنها راه پیدا نمی کند مگر آن را ویران می سازد و با هیچ برکتی آباد نمی گردد؛ خیانت، دزدی، شرابخواری و زنا.
4 - علی (علیه السلام) فرمود:
الزنا یورث الفقر.
(وسائل / ج 14، 233)
زنا فقر می آورد و باعث فلاکت می شود.
5 - علی (علیه السلام) فرمود:
کذب من زعم انه ولد من حلال و هو یحب الزنا.
(بحار / ج 76، 23)
کسی که زنا را دوست دارد، دروغ می گوید که من حلال زاده ام.
6 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ان الله أوحی الی موسی: لا تزنوا فتزنی نساءکم و من وطأ فراش مسلم وطی ء فراشه کما تدین تدان.
(وسائل / ج 14، 236)
خداوند به حضرت موسی (علیه السلام) وحی کرد که زنا نکنید، تا زنانتان زنا ندهند. و آنکه به فراش (ناموس) مسلمانی تجاوز کند، به ناموس وی تجاوز شود، هر چه به دیگران کنی، با تو همان خواهد شد.
7 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
من شغف بمحبة الحرام و شهوة الزنا فهو شرک الشیطان.
(بحار / ج 76، 21)
هر کس به محبت حرام و تمایل به زنا، شیفته گردد، آن دام و تله شیطان است.
8 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
من الذنوب التی تحبس الرزق الزنا.
(بحار / ج 76، 25)
زنا از گناهانی است که روزی را حبس و جلوگیری می کند.
9 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ثلاثة لایکلمهم الله عزوجل ولا یزکیهم و لهم عذاب الیم منهم امرأة التی توطی ء فراش زوجها.
(بحار / ج 76، 25)
سه دسته اند که خداوند با آنان، سخن نمی گویند و آنان را پاک نمی گرداند و برای ایشان عذاب دردناکی است؛ یکی از آنها زنی است که فراش و بستر شوهرش را در اختیار دیگران قرار دهد (زنا دهد.)
10 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ان أشد الناس عذابا یوم القیامة رجل أقر نطفته فی رحم تحرم علیه.
(بحار / ج 76، 25)
شدیدترین عذاب در روز قیامت، برای مردی است که نطفه خود را در جایگاه حرام قرار دهد (یعنی زنا کند.)
11 - امام رضا (علیه السلام) فرمود:
حرم الزنا لما فیه من الفساد من قتل النفس و ذهاب الأنساب و ترک التربیة للأطفال و فساد المواریث و ما أشبه ذلک من وجوه الفساد.
(بحار / ج 76، 24 - وسائل / ج 14، 252)
زنا حرام شده، بخاطر اینکه در آن، فساد از قبیل آدمکشی و از بین رفتن نسبها و تربیت نشدن کودکان و فاسد شدن ارثها و مانند اینها از راههای فساد، وجود دارد.
لذا می بینیم که زنا جرمی است که مرتکب آن نمی گردد، مگر کسی که پاکدامنی و پاکی خود را از دست داده (به خود خیانت کرده) و خود را در مخاطره بیماریهای مهلک و خطرناک قرار داده است مانند سفلیس که پایه های محکم خانواده و جامعه را منهدم می سازد و بهداشت فرد را به مخاطره می افکند و او را نگران می سازد و احساس گناه را در وی نابود می گرداند. که نتیجه همه اینها این می شود: فرد زناکار از نظر اخلاقی و بهداشتی، از جامعه، طرد گردد.

حکم لواط و اثرات زشت آن در جامعه

خداوند متعال می فرماید:
و لوطا اذ قال لقومه أتاتون الفاحشة ما سبقکم بها من احد من العالمین، انکم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء بل أنتم قوم مسرفون.
(اعراف / 79)
و لوط را فرستادیم که به قوم خود گفت: آیا عمل زشتی که پیش از شما هیچکس بدان مبادرت نکرد بجا می آورید؟ زنان را ترک کرده و با مردان سخت، شهوترانی می کنید آری شما قومی فاسد و نابکار هستید.
لواط یک جرم اخلاقی است که کرامت انسان را به هدر می دهد و مرتکبش را به دامن شر و ضلالت متمایل می سازد، انسان از حیوانات بوسیله عقل خود، امتیاز پیدا می کند و روابط جنسی دو نوع است نوعی از آن روا و جایز و نوعی دیگر ناروا می باشد.
چون یا متصف به عقل است یا به توحش و بر بریّت و این همان چیزی است که قرآن کریم به آن اشاره دارد:
أتائون الذکران من العالمین و تذرون ما خلق لکم ربکم من ازواجکم بل أنتم قوم عادون.
(شعراء / 165)
آیا شما عمل زشت و منکر را با مردان انجام می دهید و زنان را رها کرده اید؟ همانا شما مردمی بسیار تجاوزکار و نابکار هستید.
و چقدر زشت است؛ توحش از کسانی که ادعای دانش و فرهنگ می کنند (مانند غربیها که عمل ناپسند همجنس بازی را به صورت قانونی در کشورهای خود رواج داده اند.)(17)
امام صادق (علیه السلام) در جواب کسی که از او سوال کرد: که چرا خداوند لواط را حرام کرده؟ فرمود:
لو کان اتیان الغلام حلالا لأستغنی الرجال عن النساء و کان فیه قطع النسل و تعطیل الفروج و کان فی اجازة ذلک فساد کثیر.
(وسائل / ج 14، 252)
اگر آمیزش با پسران حلال بود، مردان از زنان بی نیاز می شدند و نسل بشر قطع می شد، و آمیزش و ازدواج با زنان، تعطیل می شد و در صورت مباح بودن لواط، فساد زیادی به بار می آمد.
و در روایت دیگری آن حضرت فرمود:
علة تحریم الذکران للذکران والاناث، لما رکب فی الاناث یوما طبع علیه الذکران و لما فی اتیان ذلک من انقطاع النسل و فساد التدبیر و خراب الدنیا.
(وسائل / ج 14، 251)
علت حرام شدن مردان به مردان، و زنان به زنان؛ این است که زنان طبیعت مردان را پیدا می کنند (یعنی علاقه به همجنس بازی پیدا می کنند) و انجام اینگونه کارهای خلاف، باعث قطع نسل بشر و از بین رفتن مدیریت مرد (و تسلط بر اداره خانواده و جامعه) و خرابی جهان می گردد.
و نیز آن حضرت فرمود:
حرمة الدبر أعظم من حرمة الفرج ان الله تعالی أهلک امة بحرمة الدبر ولم یهلک أحدا لحرمة الفرج.
(وسائل / ج 14، 249)
حرمت دبر (لواط) بزرگتر از حرمت فرج (زنا) می باشد. زیرا که خداوند قومی را بخاطر عمل لواط هلاکت ساخت، ولی بخاطر زنا، فردی را هلاک ننموده است.
و همچنین آن حضرت در حدیث دیگری فرمود:
من الح فی وطی ء الرجال لم یمت حتی یدعوا الرجال الی نفسه.
(وسائل / ج 14، 250)
هر کس در همجنس بازی و لواط با مردان، علاقه شدید داشته و اصرار ورزد، نمی میرد تا اینکه مردان را به خود دعوت کند (تا با او لواط کنند.)
و علی (علیه السلام) فرمود:
من أمکن من نفسه طائعا یلعب به الا ألقی الله علیه شهوة النساء.
(کافی / ج 5، 545)
هر کس با اراده، خودش را در اختیار دیگری قرار دهد، تا با وی بازی شود (لواط شود) خداوند میل و حالت زنانگی را در او قرار دهد (تا مردان به او علاقه جنسی پیدا کنند و او نیز به مردان علاقه پیدا کند.)
و در مذمت این عمل (لواط)، همین بس که آن یک نوع توحش و شبیه به رفتار حیوانات و بیرون رفتن از طبیعت انسانی است.
اسلام در مجازات این فساد اخلاقی، شدت قائل شده است و در صورت جمع بودن شرایط لواط؛ از قبیل بلوغ و عقل و ادراک، یکی از کیفرهای سه گانه زیر را درباره مرتکب آن واجب دانسته است:
1 - کشتن با شمشیر (که گردن وی را می زنند.)
2 - سوزانیدن با آتش.
3 - انداختن از بلندی مانند کوه که ممکن است بمیرد و ممکن است زنده بماند. و در صورت تکرار لواط، حد آن نیز تکرار می گردد و در مرتبه چهارم کشته می شود.
و مادر و خواهر و دختر لواط دهنده، بر لواط کننده حرام ابدی می شود البته در صورتی که قبل از لواط به آنها عقد نخوانده باشد.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) سه بار فرمود:
ملعون من عمل عمل قوم لوط.
(بحار / ج 76، 67)
هر کس عمل قوم لوط را انجام دهد ملعون است.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
أربعة یصبحون فی غضب الله تعالی المتشبهون من الرجال بالنساء والمتشبهات من النساء بالرجال والذی یأتی الیهیمة والذی یأتی الرجال.
(وسائل / ج 14، 264 با اندک تفاوت)
چهار دسته اند که مورد غضب خداوند هستند:
1 - مردانی که خود را به زنان تشبیه می کنند.
2 - زنانی که خود را به مردان تشبیه می کنند.
3 - کسانی که با حیوانات عمل جنسی انجام می دهند.
4 - کسانی که با مردان عمل لواط انجام می دهند.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من عمل من امتی عمل قوم لوط ثم یموت علی ذلک فهو مؤجل الی أن یوضع فی لحده فاذا وضع فیه لم یمکث کثیرا من ثلاث حتی تفذفه الارض الی جملة قوم لوط المهلکین فیحشر معهم.
(بحار / ج 76، 72)
هر کس از امت من عمل قوم لوط (لواط) را انجام دهد، سپس بر این عادت بمیرد، به او مهلت داده می شود تا به لحد قبر گذاشته شود و همینکه در آنجا نهاده شد از سه روز بیشتر مهلت داده نمی شود. تا بعد از سه روز زمین او را به میان هلاک شدگان قوم لوط پرت می کند و با آنان محشور می گردد.
4 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من قبل غلاما بشهوة ألجمه الله یوم القیامة بلجام من النار.
(بحار / ج 76، 72)
کسی که پسر بچه ای را از روی شهوت ببوسد، خداوند روز قیامت دهانه ای از آتش، به دهان او خواهد زد.
5 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ثلاثة لایکلمهم الله یوم القیامة ولا ینظر الیهم ولا یزکیهم ولهم عذاب ألیم: الناتف شیبه والناکح نفسه (بالعادة السریه) والمنکوح فی دبره.
(وسائل / ج 14، 256) - (بحار / ج 76، 93)
سه گروهند که خداوند روز قیامت با آنان سخن نمی گوید و نظر رحمت به آنها نمی کند و آنها را پاک نمی سازد و برای آنان، عذاب دردناکی است:
الف - کسی که ریش خود را در حال پیری بکند (ریش خود را بتراشد)
ب - کسی که با خودش عمل جنسی انجام دهد (استمناء نماید)
ج - کسی که از پشت لواط دهد.