فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

حکم قمار در اسلام

خداوند متعال می فرماید:
انما الخمر والمیسر والانصاب والا زلام، رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون.
(مائده / 92)
همانا شراب، و قمار، و بت پرستی، و تیرهای گره بندی، (که رسمی بود در جاهلیت) همه اینها، پلید و از اعمال شیطان است از آن دوری کنید تا رستگار شوید.
میسر در لغت، به معنی قمار است و علت تسمیه (نامگذاری) آن به میسر، آن است که گرفتن مال مردم، از طریق قمار، بدون مشقت و آسان است و خداوند سبحان حکم شراب و قمار را، یکی آورده است زیرا که هر دو، در ضررهای اقتصادی و اجتماعی بر فرد و جامعه، یکسان هستند و قمار، به همه چیزهایی که مردم در آن شرطبندی می کنند، اطلاق می شود، که مردد بین منفعت خالص و خسارت خالص باشد. از زیانهای مهم قمار آن است که اوقات انسان، بوسیله آن ضایع شده، و ثروتها بر باد می رود، خانه های آباد ویران می گردد، راه های مشروع کسب، مسدود می شود و در نتیجه آبادانی کشور، و زندگی مردم، و بازرگانی، و صنعت، و کشاورزی به خرابی می انجامد که از زیانهای مهم آن، غصب شدن اموال مردم است، زیرا استفاده قمارباز، بستگی به ضرر دیگران دارد. چه بسیار است مواردی که قمارباز، تمام سرمایه خود را از دست می دهد، چقدر زیان اقتصادی به بار می آورد! و از حال طبیعی خود خارج شده، و در نتیجه به زد و خورد و انتحار و خودکشی، می انجامد.
خداوند متعال می فرماید:
انما یرید الشیطان أن یوقع بینکم العداوة والبغضاء فی الخمر والمیسر.
(مائده / 93)
شیطان اراده کرده که بوسیله شراب و قمار میان شما، دشمنی و کینه برانگیزد.
پس قمار و شراب دو ریشه شر و دشمنی در جامعه می باشند که عدوات و کینه، در فرزندان انسان می کارند و همین ضرر اجتماعی، از مضرات آن، کفایت می کند.
قمار و قماربازی، شخص قمارباز را از بدست آوردن روزی حلال، باز می دارد، زیرا که او را به شانس و تصادف و آرزوی بیجا متکی می سازد. همه این راهها، و روش ها، دور از طرق قانونی است که خدا در زندگی بشر ترسیم فرموده است، و به نفع فرد و جامعه می باشد. بنابراین قمار، باعث بوجود آمدن یک عده مردم تنبل و بی اراده خواهد بود؛ که هیچ گونه در خوشبختی جامعه همکاری و تشریک مساعی ندارند و جامعه آنان را به عنوان یک خسران و زیان به حساب می آورد و خود آنان نیز، سعادت و خوشبختی را از دست می دهند و در نتیجه قمارباز دائما در تلاش است که اگر بتواند، طرف مقابل خود را مغلوب سازد و اگر نتواند از او انتقام بگیرد. در مذمت قمار باز همین بس که در صورت برنده شدن، بواسطه پول خوشحال می گردد، و رفیق خود را ناراحت و غمناک می سازد، و در نهایت قمار بازی به انتقام یا کینه نسبت به برنده، خواهد انجامید. چه بسیار خانه هائی که بواسطه قمار، ویران گشته است و چه تعداد از قماربازانی که نهایت کارشان به از دست دادن اموال، و باختن زنانشان انجامیده است و خانه هایشان از هم پاشیده شده و آینده خانواده هایشان بدست خودشان متلاشی شده است.
امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه:
ولا تأکلوا أموالکم بینکم بالباطل.
(بقره / 188)
اموال خود را بین خود از راه باطل مخورید.
می فرماید:
کانت قریش تقامروا فیقامر الرجل بأهله و ماله فنهاهم الله عن ذلک.
(وسائل / ج 12، 119)
قریش قماربازی می کردند و در این راه مال و اهل و عیال خود را، از دست می دادند (می باختند) خداوند آنان را از این کار، نهی فرمود.
شبی که انسان اموال خود را ببازد هیچگونه با شب قبلیش قابل مقایسه نمی باشد، و این اثر طبیعی قمار است که کینه، قمارباز را علاقمند به انتقام از طرف مقابل می سازد که مال او را بدون زحمت و بدون عوض از دستش خارج ساخته است چگونه می تواند ببیند که دیگری از روی ظلم و دشمنی از مالش بهره می برد، و نسبت به او در دل خود کینه نداشته باشد!.
آقای دکتر خلیلی، حالت روانی قمارباز را، توصیف دقیق و جالبی نموده و چنین می گوید: کسی که رنگش پریده و حاکی از یک بازی ظالمانه و نگران کننده می باشد، و او در میان خوف و رجا، به سر می برد و از حال شادی به حال غمناکی، و از حال سرور به حال گرفتگی، و از حال نومیدی به حال آرزومندی، تغییر حالت می دهد. و هرگاه به زیان نزدیک بشود، یا آن را تصور نماید، به دنبالش خیرگی و سرگردانی عقلی، او را فرا می گیرد. و قوای فکری او، به ضعف می گراید. و وهم و خیال، ذهن او را اشغال می کند. و از ضعف اراده، حرکات غیر ارادی، از خود بروز می دهد. گاهی صندلی خود را تغییر می دهد. یا جای خود را عوض می کند. و گاهی تماشاگران را از دور و بر خود، طرد می نماید. یا لباسهای خود را بیرون می آورد زیرا به آنها بدبین می شود.(12)
در جایی دیگر می گوید: از مواردی که قابل شک نیست، این است که: تجربه های متعدد و حس و وجدان، ثابت کرده است که قمار بهترین فضیلت ها و با شرافت ترین اوصاف انسانی را، در جان و باطن قمارباز، نابود می سازد و زیباترین موهبتهای انسان را، از بین می برد. آیا معنای اینکه فلانی قماربازی کرد؛ این نیست که به جیب برادر یا دوست یا نزدیکانش دسترسی پیدا نمود و دستش را دراز کرد و از جیب او پولها را ربود؟ .
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
قیل یا رسول الله ما المیسر؟ قال کل ما یقامر به حتی الکعاب والجوز.
(وسائل / ج 12، 119)
از پیامبر صلی الله علیه و آله سوال شد که میسر و قمار چیست؟ فرمود: هر چیزی که با آن قماربازی بشود حتی قاپ بازی و گردوبازی.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
لاتدخل الملائکة بیتا فیه خمر اودف او طنبور أو نرد ولا یستجاب دعائهم و یرفع عنهم البرکة.
(وسائل / ج 13، 235)
ملائکه وارد خانه ای نمی شوند، که در آن شراب یا دف (دایره زنگی) یا طنبور (ساز و سه تار) یا نرد (نرد مهره بازی) باشد. و دعای صاحب خانه، مستجاب نمی گردد و خداوند برکت را از آنان برمی دارد.
3 - سئل الفضیل بن یسار الامام الباقر (علیه السلام) عن هذه الاشیاء التی یلعب بها الناس من النرد والشطرنج و ما شابه؟ قال (علیه السلام): اذا میزالله الحق من الباطل؟ مع أتهما یکون؟ قلت: مع الباطل، قال (علیه السلام): مالک والباطل.
(وسائل / ج 12، 242)
فضیل بن یسار از امام باقر (علیه السلام) درباره چیزهایی که مردم با آنها بازی می کنند، از قبیل نرد و شطرنج و مشابه آنها، سوال کرد. امام باقر (علیه السلام) فرمود: اگر خدا حق را از باطل جدا سازد، اینها از کدام دسته خواهند بود؟ عرض کردم از دسته باطل. امام (علیه السلام) فرمود: تو را با باطل چه کار است.
4 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
بیع الشطرنج حرام و اکل ثمنه سحت و اتخاذها کفرواللعب بها شرک والسلام علی اللاهی بها معصیة کبیرة موبقة.
(وسائل / ج 12، 241)
خرید و فروش شطرنج، حرام است. و خوردن پول آن جایز نیست و نگهداریش کفر و بازی با آن شرک و سلام دادن بر بازیگر آن، گناه بزرگ و هلاک کننده است.
5 - امام رضا (علیه السلام) فرمود:
ان الشطرنج والنرد و اربع عشرة و کل ما قومر علیه منها میسر.
(وسائل / ج 12، 120)
شطرنج و نرد و اربع عشر (نوعی قماربازی در زمان جاهلیت بوده است) و هر چیزی که با آن قماربازی بشود، میسر و قمار است.
دیدگاه اسلام، در مقابل قمار این است که شدیدا با آن مخالف است. زیرا قمار یک ضرر اقتصادی و اجتماعی است، و سبب مستقیم در ایجاد دشمنی و عداوت است. هر چند قماربازان، در ظاهر از یکدیگر اظهار رضایت کنند، ولی در باطن قلبشان، بذر کینه نسبت به یکدیگر را، پنهان می کنند و نسبت به همدیگر غش و فریبکاری می کنند، که اسلام در هر معامله ای با آن به مبارزه برخاسته است. پس برای هیچ مسلمانی جایز نیست که قماربازی را برای خود، سرگرمی قرار دهد، زیرا که وسائل سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت، یک امر ضروری در زندگی است. اما بشرط اینکه، بصورت مفید و دلگرم کننده بوده، و برای فرد و جامعه نافع باشد از قبیل وسائل علمی و فرهنگی، برخلاف قمار که موجب اتلاف وقت و مال می گردد.

حکم مسابقه و تیراندازی از نظر اسلام

خداوند متعال می فرماید:
و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم.
(انفاق / 60)
در برابر آنها (دشمنان) آنچه توانائی دارید از نیرو آماده سازید و (همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد) تا بوسیله آن دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید.
اسلام قمار را به عنوان اینکه ماده فساد در آن زیاد است؛ حرام کرد زیرا که قمار، یکنوع وسیله بدست آوردن مال بودن کوشش و ثمره معقول است گرچه در بازی قمار یکنوع سرگرمی وجود دارد و قرآن نیز، به این فایده ناچیز اشاره نموده است؛ آنجا که می فرماید:
واثمهما اکبر من نفعهما.
(بقره / 219)
و گناه آن از نفع آن بزرگتر است.
زیرا که هیچ عمل خوب یا بدی وجود ندارد، به جز اینکه اثر و فایده ای، بر آن مترتب می شود، ولی به این فایده اندک در صورت برخورد با ضرر زیاد آن اعتنا نمی شود چنانچه حال قمار چنین است. چونکه آن، ضایع کننده مال و مضربه جامعه است.
حال باید دید آیا سرگرمی فقط منحصر به این بازی است؟! آیا غیر از آن سرگرمی دیگری وجود ندارد که دارای منفعت بیشتر به حال انسان و هستی وی باشد؟! دین اسلام در اصلاح هر مشکلی که با خطر ماده فساد روبرو می شود، بر آن تأکید می ورزد و مشابه آن را که ضرر ندارد، تشویق می کند. بلکه دوست دارد که اسباب سرگرمی، برای فرد و جامعه، نفعی هم داشته باشد و هنگامی که قمار را حرام ساخت مسابقه و تیراندازی را تشویق نمود که کتابهای فقهی اسلام، پر از مسائل و فروعات آن است.
برای هر مسلمانی از هر طبقه ای از طبقات جامعه، مستحب است که در مسابقه و اسب دوانی، گرو و شرط بندی کند. که هر کدام از افراد بر اساس سرعتی که باشگاه، تعیین کرده، زودتر از دیگری به مکان معین برسند، برنده گرو یا هر چیز دیگری که شرط کرده اند، خواهد بود و همچنین است تیراندازی، که بر اساس شروط بسته شده نسبت به مقدار تیر و وقت آن، هر کس تیر را به هدف زد و برنده شد، گرو از آن او خواهد بود. و شرط دیگری غیر از آنچه که جهالت را از بین ببرد، لازم نیست، و این شرط نیز برای از بن بردن نزاع و اختلاف است.
بنابراین، مسابقه با حیوانات صحیح است، مانند اسب دوانی، شتردوانی، فیل دوانی، قاطردوانی، و الاغ دوانی. باید حد مسابقه در تمام اینها تعیین شود تا نزاع واقع نگردد. همچنین مسابقه تیراندازی با وسائلی که در جنگ استفاده می شود، صحیح است. مانند تیراندازی با تیرکمان، شمشیربازی، و تیراندازی با تفنگ، که اندازه و حد تیراندازی، باید با عدد و مسافت و کیفیت آن که نزاع و اختلاف بوجود نیاید، تعیین شود، همچنانکه مسابقه دهندگان، خود می توانند عوض را از جنس، یا به عهده قرار دهند. برای دیگری نیز جایز است به هر کدام از برندگان در مسابقه جایزه قرار دهد. نیز جایز است که جایزه را از بیت المال بدهند.
و این گرو گذاشتن و شرطبندی حلال و جایز است زیرا در آن فایده تربیت جسمی و دویدن وجود دارد و اسلام تنها به تجویز و تشویق این نوع مسابقه، اکتفا ننموده بلکه خود پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) شخصا در اینگونه مسابقات شرکت می فرمودند.(13)
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
ان رسول الله صلی الله علیه و آله أجری الخیل التی اضمرت من الحصی الی مسجد بنی زریق و سبقها من ثلاث نخلات فاعطی السابق عذقا و اعطی المصلی عذقا و اعطی الثالث عذقا.
(وسائل / ج 13، 350)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) اسبهای تربیت شده را که شکم باریک و لاغر بودند، از ریگزار تا مسجد بنی زریق دوانیدند و شرطبندی و جایزه آن را، سه نخله خرما قرار دادند، به برنده اول، یک نخل باردار، به برنده دوم نیز، یک باردار و به برنده سوم هم یک نخل باردار جایزه دادند.
و مصلی آن است که سر اسب او، محاذی قسمت باریک پشت اسب جلوئی باشد. و صلوان بطرف راست و چپ دم حیوان اطلاق می گردد.
و در روایت امام سجاد (علیه السلام) از رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شده:
ان رسول الله صلی الله علیه و آله أجری الخیل و جعل سبقها اواقی من فضة.
(وسائل / ج 13، 351)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) اسب دوانی نمود و شرطبندی و جایزه آن را ظرفی از نقره قرار داد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
در عصر رسالت، مشرکین به پشت مدینه هجوم آوردند، شخصی در مدینه صحیه کشید و تقاضای کمک کرد. رسول الله صلی الله علیه و آله صدای وی را شنیدند و سوار اسب شده، به دنبال دشمن تاختند و از اصحاب، اولین کسی که به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید، ابوقتاده بود، که سوار اسب خود شده بود، رسول الله صلی الله علیه و آله اسبی داشت که زینش از لیف خرما بود نه زین کامل و مجهز، پس به جستجوی دشمن پرداختند، کسی را ندیدند و اسبها بدنبال یکدیگر، ردیف شدند، در این لحظه ابو قتاده گفت: یا رسول الله دشمن منصرف شده و برگشته، اگر صلاح بدانی مسابقه دهیم، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: اشکالی ندارد و مسابقه اسب دوانی گذاشتند و رسول الله صلی الله علیه و آله بر آنان سبقت گرفت و سپس بسوی آنها بازگشت و فرمود:
انا ابن العواتک من قریش انه لهو الجواد البحر، یعنی فرسه.
(وسائل / ج 13، 346)
من فرزند عواتک(14) از قریش هستم و اسب من، اسب نجیب و هوشیاری است.
و عن أبی عبدالله (علیه السلام) انه کان یحضر الرمی والرهان.
(وسائل / ج 13، 348)
و امام صادق (علیه السلام) نیز در مسابقه تیراندازی و اسب دوانی شرکت می فرمود.
سیری در احادیث و روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ان الملائکة تحضر الرهان فی الخف(15) والحافر والریش، و ما سوی ذلک فهو قمار حرام.
(وسائل / ج 13، 343)
ملائکه در مسابقات شتر دوانی، اسب دوانی و تیراندازی حاضر می شوند و غیر از این سه مسابقه، قمار و حرام است.
2 - امام سجاد (علیه السلام) فرمود:
ان النبی صلی الله علیه و آله أجری الأبل مقبلة من تبوک فسبقت العضبای و علیها اسامة فجعل الناس یقولون: سبق رسول الله و رسول الله صلی الله علیه و آله یقول: سبق اسامة.
(وسائل / ج 13، 351)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، هنگام بازگشت از تبوک شتردوانی کرد و شتر عضباء پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) که اسامة بن زید بر آن سوار بود، بر سایر شترها پیشی گرفت و مردم می گفتند پیغمبر صلی الله علیه و آله در مسابقه برنده شد، و رسول الله صلی الله علیه و آله می فرمود: اسامه برنده شد.
3 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لیس شی ء تحضره الملائکة الا الرهان و ملاعیة الرجل أهل.
(وسائل / ج 13، 348)
ملائکه در هیچ بازی و مسابقه ای حاضر نمی شوند بجز اسب دوانی و هنگام بازی مرد با همسر خویش.
4 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
الرمی سهم من سهام اسلام
(وسائل / ج 13، 348)
5 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لا سبق الا فی خف او حافر او نصل یعنی النصال رأس الرمح او السکین.
(وسائل / ج 13، 348)
مسابقه جایز نیست. بجز در شتردوانی یا اسب دوانی یا نیزه پرانی.
6 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ان الملائکة لتنفر عند الرهان و تلعن صاحبه ما خلا الحافر و الخف و الریش و النصل و قد سابق رسول الله صلی الله علیه و آله اسامة بن زید و أجری الخیل.
(وسائل / ج 13، 347)
ملائکه هنگام شرطبندی صاحبان آن را نفرین و لعنت می کنند، جز در مسابقه اسب دوانی و شتردوانی و تیراندازی و نیزه پرانی. و رسول خدا صلی الله علیه و آله با اسامة بن زید مسابقه گذاشتند و اسب دوانی کردند.
اسلام با این راه و روش نمونه ریشه قمار را به عنوان شر و کینه را قلع و قمع نموده ولی بجای آن، ماده محبت و سعادت کاشته است. چه بسیار نیکو است که مردان مصلح، قمارخانه ها و قهوه خانه ها (که مراکز تنبلی و تن پروری است) و رقاصخانه ها را ویران سازند و به جای آنها، باشگاههای اسب دوانی و تیراندازی تأسیس نمایند تا نسل قوی و حامی و امین جامعه رشد پیدا کند.

حکم زنا در اسلام

خداوند متعال می فرماید:
ولا تقربوا الزنا انه کان فاحشة و ساء سبیلا.
(اسراء / 33)
هرگز به عمل زنا نزدیک نشوید که کاری بسیار زشت و راهی بسیار ناپسند است.
زن نیمی از جامعه و تکمیل کننده زندگی انسان است و در اسلام، دارای ارزش اجتماعی اصیل است که بر اساس دوستی شرافتمندانه پی ریزی شده است و کالای ارزانی نیست که فقط غریزه جنسی، از او برآورده شود بلکه به عنوان معلم خانه و مربی هسته اولیه ساختمان اجتماع یعنی طفل است و او سبب ثبات و برقراری نوع انسانی و آرامش روان بشریت است لذا خداوند متعال می فرماید:
و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة.
(روم / 21)
و از نشانه های او (خدا) این است که همسرانی برای شما از جنس خودتان آفرید تا در کنار آنان، آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد.
اختصاص زنها به بعضی از احکام، از طرف اسلام، برای این است که دین مبین اسلام، بر عفت و حفظ آبروی آنان، علاقه فراوان دارد تا در سایه آن، جامعه از فساد و هرج و مرج پاک بماند و سعادت جامعه و ضمانت خانواده تحقق پیدا کند و برای بحث در منزلت و حقوق زن در اسلام زمینه و فرصت زیادی می خواهد و در این سیر مختصر به سعی جدی اسلام در پایه ریزی و ساختار خانه و خانواده و تکامل آن با عزت و شافت اسلامی، اشاره می کنیم. زیرا که خانواده هسته و زیر بنای جامعه صالح است و در عین حال به نقش مخرب راههای غیر مشروعی که خانواده را از هم جدا ساخته و از هم می پاشد، اشاره می کنیم که یکی از آنها زنا است که خداوند آن را در مرتبه سوم بعد از قتل قرار داده است. چنانکه در توصیف مومنین می فرماید:
والذین لایدعون مع الله الها آخر و لا یقتلون النفس التی حرم الله الا بالحق ولا یزنون و من یفعل ذلک یلق اثاما یضاعف له العذاب یوم القیامة و یخلد فیه مهانا الا من ناب.
(فرقان / 68)
مومنین واقعی کسانی هستند که معبود دیگری را با خداوند نمی خوانند و انسانی را که خداوند خونش را حرام شمرده جز بحق به قتل نمی رسانند و زنا نمی کنند و هر کس چنین کند، مجازاتش را خواهد دید، چنین کسی عذابش در قیامت چند برابر می گردد و با خواری همیشه، در آن خواهد ماند مگر کسی که توبه کند.
ولما سئل الامام الصادق (علیه السلام): لم حرم الله الزنا؟ قال (علیه السلام) لما فیه من الفساد و ذهاب المواریث و انقطاع الانساب، لا تعلم المرئة فی الزنا من احبلها ولا المولود یعلم من أبوه ولا أرحام موصولة ولا قرابة معروفة.
(وسائل / ج 14، 252)
هنگامی که از امام صادق (علیه السلام) سوال شد، چرا خداوند زنا را حرام کرده؟ فرمود: زیرا که در آن فساد و از بین رفتن ارثها و قطع شدن نسب ها است؛ که زن نمی داند هنگام زنا چه کسی او را حامله ساخته و بچه نیز نمی داند که پدرش کیست و صله ارحام و قرابت شناخته شده ای ندارد.
پس زنا موجب اختلاط نسبها و قطع شدن اولاد و بی تربیت شدن آنان و جدائی خانواده و از بین رفتن عاطفه و مسئولیت می گردد. همه ادیان آسمانی و قوانین بشری، بطور یکسان آن را تحریم کرده است و اسلام در کیفر آن، سخت گیری نموده، به نحوی که ماده فساد را ریشه کن می سازد.
خداوند متعال می فرماید:
الزانیة والزانی فاجلدوا کل واحد منهما مائة جلدة ولا تأخذکم بهما رافة فی دین الله ان کنتم تومنون بالله والیوم الاخر ولیشهد عذابهما طائفة من المومنین.
(نور / 2)
زن و مرد زناکار را هر یک یکصد تازیانه بزنید و هرگز در دین خدا رأفت و محبت (کاذب) شما را نگیرد اگر به خدا و روز جز ایمان دارید، و باید گروهی از مومنان مجازات آنها را مشاهده کنند.
پس این کیفر شدید برای قطع و بریدن ریشه فساد، و حاکم شدن قانون و عفت است و در صورتی که شرایط اجرای حد از قبیل عقل و آگاهی و دخول و غیر آن موجود باشد، این کیفر را فقط حاکم شرع اجرا می کند و حد مزبور، با اقرار خود زناکار یا شهادت چهار مرد عادل ثابت می گردد. و اگر شاهدان کمتر از چهار نفر باشند؛ حد (حد قذف) بر خود آنان واجب می شود نه بر متهم و کیفر زنای محصن(16) و صاحب عیال چه مرد باشد یا زن، با غیر آن فرق می کند. به زناکار محصن، اول یکصد شلاق زنده می شود و سپس سنگسارش می کنند و به زناکار غیر محصن یکصد شلاق می زنند و سرش را می تراشند و از شهر خود، شش ما تبعید می کنند.
و جلد: عبارت از زدن یکصد ضربه شلاق به غیر از صورت و عورتین است. و در رجم باید مرد را تا ناف و زن را تا سینه، در خاک قرار دهند و سپس سنگسارش کنند و باید اول خود شاهدان سنگ بزنند. و اما کسی که با مادرش یا یکی از محرمهای نسبی یا رضاعی خود، زنا کند، کیفر وی کشتن است. و بر زن حامله حد جاری نمی شود و بر مریض نیز حد جاری نمی گردد، تا بهبود یابد. و همچنین در هوای خیلی گرم و سرد و در خاک دشمن، حد جاری نمی شود و شکی نیست که این عقوبتها و کیفرها خیلی سخت است و عین حال شرایط اثبات آن نیز مشکل می باشد ولی با اینهمه مجازات شدید آن، با بزرگی جرم آن، برابری نمی کند. زیرا که مجرم استحقاقی هیچگونه رحم و عطوفت را ندارد این همه دولتها هستند که مجازات اعدام را، درباره وی و توطئه گران و جاسوسان وضع می کنند و اگر به آنها اشکال کنی که این افراد مجرم، مستحق اعدام نیستند، در جواب خواهند گفت: جرم بزرگ است و کسی که امروز مرتکب چنین جرمی می شود، فردا نیز به جرم خود، ادامه خواهد داد.
پس برای ریشه کن ساختن دنباله جرم باید آن را ریشه کن نمود؛ تا تمام مردم ببینند و عبرت بگیرند و خود را در فساد نیاندازند.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
اذا کثر الزنا من بعدی کثر موت الفجأه.
(وسائل / ج 14، 231)
هرگاه بعد از من زنا زیاد شود، مرگهای ناگهانی بیشتر خواهد بود.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
لن یعمل ابن آدم عملا أعظم عندالله تعالی من رجل قتل نبیا أو اماما أو هدم الکعبة التی جعلها الله قبلة لعباده أو أفرع مائه فی امرأة حراما.
(وسائل / ج 14، 239)
بنی آدم، هرگز گناهی انجام نمی دهد که در پیشگاه خداوند بزرگتر از آن باشد: پیامبر با امامی را به قتل رساند، یا کعبه را که خداوند آنرا قبله بندگانش قرار داده، ویران سازد، یا نطفه خود را در زن اجنبی و بیگانه از راه حرام قرار دهد (یعنی زنا کند.)
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
أربع لایدخل بیتا واحدة منهن الا خرب ولم یعمر بالبرکة: الخیانة والسرقة و شرب الخمر والزنا.
(بحار / ج 76، 20)
چهار چیز است که به هیچ خانه ای یکی از آنها راه پیدا نمی کند مگر آن را ویران می سازد و با هیچ برکتی آباد نمی گردد؛ خیانت، دزدی، شرابخواری و زنا.
4 - علی (علیه السلام) فرمود:
الزنا یورث الفقر.
(وسائل / ج 14، 233)
زنا فقر می آورد و باعث فلاکت می شود.
5 - علی (علیه السلام) فرمود:
کذب من زعم انه ولد من حلال و هو یحب الزنا.
(بحار / ج 76، 23)
کسی که زنا را دوست دارد، دروغ می گوید که من حلال زاده ام.
6 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ان الله أوحی الی موسی: لا تزنوا فتزنی نساءکم و من وطأ فراش مسلم وطی ء فراشه کما تدین تدان.
(وسائل / ج 14، 236)
خداوند به حضرت موسی (علیه السلام) وحی کرد که زنا نکنید، تا زنانتان زنا ندهند. و آنکه به فراش (ناموس) مسلمانی تجاوز کند، به ناموس وی تجاوز شود، هر چه به دیگران کنی، با تو همان خواهد شد.
7 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
من شغف بمحبة الحرام و شهوة الزنا فهو شرک الشیطان.
(بحار / ج 76، 21)
هر کس به محبت حرام و تمایل به زنا، شیفته گردد، آن دام و تله شیطان است.
8 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
من الذنوب التی تحبس الرزق الزنا.
(بحار / ج 76، 25)
زنا از گناهانی است که روزی را حبس و جلوگیری می کند.
9 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ثلاثة لایکلمهم الله عزوجل ولا یزکیهم و لهم عذاب الیم منهم امرأة التی توطی ء فراش زوجها.
(بحار / ج 76، 25)
سه دسته اند که خداوند با آنان، سخن نمی گویند و آنان را پاک نمی گرداند و برای ایشان عذاب دردناکی است؛ یکی از آنها زنی است که فراش و بستر شوهرش را در اختیار دیگران قرار دهد (زنا دهد.)
10 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ان أشد الناس عذابا یوم القیامة رجل أقر نطفته فی رحم تحرم علیه.
(بحار / ج 76، 25)
شدیدترین عذاب در روز قیامت، برای مردی است که نطفه خود را در جایگاه حرام قرار دهد (یعنی زنا کند.)
11 - امام رضا (علیه السلام) فرمود:
حرم الزنا لما فیه من الفساد من قتل النفس و ذهاب الأنساب و ترک التربیة للأطفال و فساد المواریث و ما أشبه ذلک من وجوه الفساد.
(بحار / ج 76، 24 - وسائل / ج 14، 252)
زنا حرام شده، بخاطر اینکه در آن، فساد از قبیل آدمکشی و از بین رفتن نسبها و تربیت نشدن کودکان و فاسد شدن ارثها و مانند اینها از راههای فساد، وجود دارد.
لذا می بینیم که زنا جرمی است که مرتکب آن نمی گردد، مگر کسی که پاکدامنی و پاکی خود را از دست داده (به خود خیانت کرده) و خود را در مخاطره بیماریهای مهلک و خطرناک قرار داده است مانند سفلیس که پایه های محکم خانواده و جامعه را منهدم می سازد و بهداشت فرد را به مخاطره می افکند و او را نگران می سازد و احساس گناه را در وی نابود می گرداند. که نتیجه همه اینها این می شود: فرد زناکار از نظر اخلاقی و بهداشتی، از جامعه، طرد گردد.