فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

مواد مخدر و اثرات شوم آن در جامعه

گسترش و توزیع مواد مخدر در زمان ما بحدی است که ما را وادار می کند که نظر اسلام را درباره آن بدانیم. از آنجائی که این مواد در صدر اسلام به این شکل نبود، لذا بعضی از عیاشان و افراد خوش گذران می گویند: اگرچه ادیان آسمانی شراب و قمار را حرام نموده، ولی اینگونه پدیده های نو را، حرام نساخته است. پس حرمت، اینها را شامل نمی گردد.
بنابراین لازم است اولا حقیقت اینها شناخته گردد، و سپس رأی اسلام درباره آنها مورد بحث قرار گیرد.
مواد مخدر، با توجه به تفاوتی که در خواص آنها وجود دارد، نوعی از سمهای تحریک کننده یا مسکن است، و دارای آثار پزشکی و صنعتی می باشد، و معتاد شدن به آنها، باعث به تحلیل رفتن تدریجی نیروی جسمی و عقلی انسان می شود. مواد مخدر دو قسم است:
اول - مواد مخدر طبیعی، که از نباتات و گیاهان گرفته می شود، و تریاک، قات(11) و حشیش نمونه ای از آنهاست.
دوم - مواد مخدر شیمیائی، که به صورت شیمیائی بدست می آید و مورفین، کوکائین و انواع الکل و هروئین، نمونه ای از آنها است. بعضی از این مواد مخدر، مانند الکل، تحریک کننده، و بعضی مانند هروئین و تریاک مسکن است. و همه انواع آن در مخدر بودن، یکسانند و نظر اسلام، در استفاده از این مواد در هدفهای طبی و صنعتی، تابع اهمیت هدف های مصرفی آنها است، که بدون شک این قبیل استفاده ها هدف انسانی دارند. مخصوصا در مورد بی حس ساختن قسمتی از اعضاء یا تمام آن، در هنگام عمل جراحی، که برای تخفیف و کم کردن درد بکار می رود. یا برای ساختن داروهای طبی و سایر سمهای مخصوص، برای درمان بعضی از مرضها، مورد بهره برداری، قرار می گیرد، و پزشکان با احتیاط و هشیاری و بقدر ضرورت از آن، در مرضهای سخت و بی درمان استفاده می کنند.
و اما نظر اسلام در مورد عادت کردن بر آنها و استفاده بدون ضرورت از آن، کاملا روشن است، زیرا از تعریف طبی آن (که قبلا گذشت) الکل بطور عموم نوعی از مواد مخدر محسوب شده است، و شراب از بارزترین انواع آن بود که عقل را زایل می سازد. از فرمایش امام صادق (علیه السلام) - که فرمود: کل مسکرخمر (هر مست کننده ای شراب است) و کل ما اسکر کثیره فقلیله حرام (هر چیزی که زیاد آن، مست کننده باشد، کم آن نیز حرام است) که شراب را بخاطر مستی آن، حرام دانسته است - استفاده می شود (و نصوص اسلامی، حکم می کند) که علت حرمت شراب بخاطر مستی آن است. پس هر چیزی که باعث مستی شود، در حکم (حرمت) با شراب یکسان است. زیرا که به صحت و سلامتی، زیان آور است. و هر چیزی که مضر باشد، شرعا حرام است. و مستی در زبان عرب، حالتی است که بین شخص و عقل او فاصله ایجاد می کند. و این حالت در همه مواد مخدر، وجود دارد. بنابراین هر چیزی که انسان را از حالت طبیعی، خارج سازد، و به فکر و اندیشه وی ضربه بزند، شرعا حرام است. چه شراب باشد یا مواد مخدر دیگر. گرچه نام آن، به حسب شرایط زمانی و حالات مختلف، فرق کند و از همین جا حکم خرید و فروش آن نیز، (با قاچاق یا غیر آن) معلوم می گردد.
فان الله اذا حرم شیئا حرم ثمنه.
(تحف العقول - عوالی اللئالی / ج ء 2 / 110 حدیث 301)
زیرا که خداوند هر چیزی را حرام کرده پول آن را نیز حرام نموده است.
چرا که مواد مخدر خطری بزرگ برای ملتها به بار می آورد و فروش آن، زمینه ساز این خطر فاجعه آمیز می باشد.
خداوند متعال انسان را با نعمت عقل گرامی داشته است و بوسیله آن، او را بر سایر مخلوقات، برتری داده تا از آن بهره نیک برد. نه اینکه بوسیله زیانهای طبی و بهداشتی مواد مخدر، به عقل خود زیان رساند! و علاوه بر آن، باعث تنبلی و از بین رفتن مسئولیت ها و ویران ساختن کیان و هستی جامعه گردد!.
نظر به مفاسدی که به این مواد، مترتب است دولتها احکام و کیفرهائی را بر مرتکبین، و خرید و فروش کنندگان آن، وضع نموده اند. و این کیفرها از غرامتهای سنگین و هنگفت و زندان با اعمال شاقه و حتی اعدام را دربر می گیرد، ولی کاش! این احکام و کیفرها، شامل تمام مواد مخدر می شد، زیرا در همه آنها تخدیر فکری وجود دارد، تا موجب بیداری ملتها و آزادی آنان از فساد و گمراهی و انحراف می شد، چنانکه دیدگاه اسلام چنین است. و حکم اسلام درباره مواد مخدر بطور عموم، همان حکم اسلام در مورد شراب است تا خداوند انسانیت را از شر آن مصون بدارد.

حکم قمار در اسلام

خداوند متعال می فرماید:
انما الخمر والمیسر والانصاب والا زلام، رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون.
(مائده / 92)
همانا شراب، و قمار، و بت پرستی، و تیرهای گره بندی، (که رسمی بود در جاهلیت) همه اینها، پلید و از اعمال شیطان است از آن دوری کنید تا رستگار شوید.
میسر در لغت، به معنی قمار است و علت تسمیه (نامگذاری) آن به میسر، آن است که گرفتن مال مردم، از طریق قمار، بدون مشقت و آسان است و خداوند سبحان حکم شراب و قمار را، یکی آورده است زیرا که هر دو، در ضررهای اقتصادی و اجتماعی بر فرد و جامعه، یکسان هستند و قمار، به همه چیزهایی که مردم در آن شرطبندی می کنند، اطلاق می شود، که مردد بین منفعت خالص و خسارت خالص باشد. از زیانهای مهم قمار آن است که اوقات انسان، بوسیله آن ضایع شده، و ثروتها بر باد می رود، خانه های آباد ویران می گردد، راه های مشروع کسب، مسدود می شود و در نتیجه آبادانی کشور، و زندگی مردم، و بازرگانی، و صنعت، و کشاورزی به خرابی می انجامد که از زیانهای مهم آن، غصب شدن اموال مردم است، زیرا استفاده قمارباز، بستگی به ضرر دیگران دارد. چه بسیار است مواردی که قمارباز، تمام سرمایه خود را از دست می دهد، چقدر زیان اقتصادی به بار می آورد! و از حال طبیعی خود خارج شده، و در نتیجه به زد و خورد و انتحار و خودکشی، می انجامد.
خداوند متعال می فرماید:
انما یرید الشیطان أن یوقع بینکم العداوة والبغضاء فی الخمر والمیسر.
(مائده / 93)
شیطان اراده کرده که بوسیله شراب و قمار میان شما، دشمنی و کینه برانگیزد.
پس قمار و شراب دو ریشه شر و دشمنی در جامعه می باشند که عدوات و کینه، در فرزندان انسان می کارند و همین ضرر اجتماعی، از مضرات آن، کفایت می کند.
قمار و قماربازی، شخص قمارباز را از بدست آوردن روزی حلال، باز می دارد، زیرا که او را به شانس و تصادف و آرزوی بیجا متکی می سازد. همه این راهها، و روش ها، دور از طرق قانونی است که خدا در زندگی بشر ترسیم فرموده است، و به نفع فرد و جامعه می باشد. بنابراین قمار، باعث بوجود آمدن یک عده مردم تنبل و بی اراده خواهد بود؛ که هیچ گونه در خوشبختی جامعه همکاری و تشریک مساعی ندارند و جامعه آنان را به عنوان یک خسران و زیان به حساب می آورد و خود آنان نیز، سعادت و خوشبختی را از دست می دهند و در نتیجه قمارباز دائما در تلاش است که اگر بتواند، طرف مقابل خود را مغلوب سازد و اگر نتواند از او انتقام بگیرد. در مذمت قمار باز همین بس که در صورت برنده شدن، بواسطه پول خوشحال می گردد، و رفیق خود را ناراحت و غمناک می سازد، و در نهایت قمار بازی به انتقام یا کینه نسبت به برنده، خواهد انجامید. چه بسیار خانه هائی که بواسطه قمار، ویران گشته است و چه تعداد از قماربازانی که نهایت کارشان به از دست دادن اموال، و باختن زنانشان انجامیده است و خانه هایشان از هم پاشیده شده و آینده خانواده هایشان بدست خودشان متلاشی شده است.
امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه:
ولا تأکلوا أموالکم بینکم بالباطل.
(بقره / 188)
اموال خود را بین خود از راه باطل مخورید.
می فرماید:
کانت قریش تقامروا فیقامر الرجل بأهله و ماله فنهاهم الله عن ذلک.
(وسائل / ج 12، 119)
قریش قماربازی می کردند و در این راه مال و اهل و عیال خود را، از دست می دادند (می باختند) خداوند آنان را از این کار، نهی فرمود.
شبی که انسان اموال خود را ببازد هیچگونه با شب قبلیش قابل مقایسه نمی باشد، و این اثر طبیعی قمار است که کینه، قمارباز را علاقمند به انتقام از طرف مقابل می سازد که مال او را بدون زحمت و بدون عوض از دستش خارج ساخته است چگونه می تواند ببیند که دیگری از روی ظلم و دشمنی از مالش بهره می برد، و نسبت به او در دل خود کینه نداشته باشد!.
آقای دکتر خلیلی، حالت روانی قمارباز را، توصیف دقیق و جالبی نموده و چنین می گوید: کسی که رنگش پریده و حاکی از یک بازی ظالمانه و نگران کننده می باشد، و او در میان خوف و رجا، به سر می برد و از حال شادی به حال غمناکی، و از حال سرور به حال گرفتگی، و از حال نومیدی به حال آرزومندی، تغییر حالت می دهد. و هرگاه به زیان نزدیک بشود، یا آن را تصور نماید، به دنبالش خیرگی و سرگردانی عقلی، او را فرا می گیرد. و قوای فکری او، به ضعف می گراید. و وهم و خیال، ذهن او را اشغال می کند. و از ضعف اراده، حرکات غیر ارادی، از خود بروز می دهد. گاهی صندلی خود را تغییر می دهد. یا جای خود را عوض می کند. و گاهی تماشاگران را از دور و بر خود، طرد می نماید. یا لباسهای خود را بیرون می آورد زیرا به آنها بدبین می شود.(12)
در جایی دیگر می گوید: از مواردی که قابل شک نیست، این است که: تجربه های متعدد و حس و وجدان، ثابت کرده است که قمار بهترین فضیلت ها و با شرافت ترین اوصاف انسانی را، در جان و باطن قمارباز، نابود می سازد و زیباترین موهبتهای انسان را، از بین می برد. آیا معنای اینکه فلانی قماربازی کرد؛ این نیست که به جیب برادر یا دوست یا نزدیکانش دسترسی پیدا نمود و دستش را دراز کرد و از جیب او پولها را ربود؟ .
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
قیل یا رسول الله ما المیسر؟ قال کل ما یقامر به حتی الکعاب والجوز.
(وسائل / ج 12، 119)
از پیامبر صلی الله علیه و آله سوال شد که میسر و قمار چیست؟ فرمود: هر چیزی که با آن قماربازی بشود حتی قاپ بازی و گردوبازی.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
لاتدخل الملائکة بیتا فیه خمر اودف او طنبور أو نرد ولا یستجاب دعائهم و یرفع عنهم البرکة.
(وسائل / ج 13، 235)
ملائکه وارد خانه ای نمی شوند، که در آن شراب یا دف (دایره زنگی) یا طنبور (ساز و سه تار) یا نرد (نرد مهره بازی) باشد. و دعای صاحب خانه، مستجاب نمی گردد و خداوند برکت را از آنان برمی دارد.
3 - سئل الفضیل بن یسار الامام الباقر (علیه السلام) عن هذه الاشیاء التی یلعب بها الناس من النرد والشطرنج و ما شابه؟ قال (علیه السلام): اذا میزالله الحق من الباطل؟ مع أتهما یکون؟ قلت: مع الباطل، قال (علیه السلام): مالک والباطل.
(وسائل / ج 12، 242)
فضیل بن یسار از امام باقر (علیه السلام) درباره چیزهایی که مردم با آنها بازی می کنند، از قبیل نرد و شطرنج و مشابه آنها، سوال کرد. امام باقر (علیه السلام) فرمود: اگر خدا حق را از باطل جدا سازد، اینها از کدام دسته خواهند بود؟ عرض کردم از دسته باطل. امام (علیه السلام) فرمود: تو را با باطل چه کار است.
4 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
بیع الشطرنج حرام و اکل ثمنه سحت و اتخاذها کفرواللعب بها شرک والسلام علی اللاهی بها معصیة کبیرة موبقة.
(وسائل / ج 12، 241)
خرید و فروش شطرنج، حرام است. و خوردن پول آن جایز نیست و نگهداریش کفر و بازی با آن شرک و سلام دادن بر بازیگر آن، گناه بزرگ و هلاک کننده است.
5 - امام رضا (علیه السلام) فرمود:
ان الشطرنج والنرد و اربع عشرة و کل ما قومر علیه منها میسر.
(وسائل / ج 12، 120)
شطرنج و نرد و اربع عشر (نوعی قماربازی در زمان جاهلیت بوده است) و هر چیزی که با آن قماربازی بشود، میسر و قمار است.
دیدگاه اسلام، در مقابل قمار این است که شدیدا با آن مخالف است. زیرا قمار یک ضرر اقتصادی و اجتماعی است، و سبب مستقیم در ایجاد دشمنی و عداوت است. هر چند قماربازان، در ظاهر از یکدیگر اظهار رضایت کنند، ولی در باطن قلبشان، بذر کینه نسبت به یکدیگر را، پنهان می کنند و نسبت به همدیگر غش و فریبکاری می کنند، که اسلام در هر معامله ای با آن به مبارزه برخاسته است. پس برای هیچ مسلمانی جایز نیست که قماربازی را برای خود، سرگرمی قرار دهد، زیرا که وسائل سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت، یک امر ضروری در زندگی است. اما بشرط اینکه، بصورت مفید و دلگرم کننده بوده، و برای فرد و جامعه نافع باشد از قبیل وسائل علمی و فرهنگی، برخلاف قمار که موجب اتلاف وقت و مال می گردد.

حکم مسابقه و تیراندازی از نظر اسلام

خداوند متعال می فرماید:
و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوکم.
(انفاق / 60)
در برابر آنها (دشمنان) آنچه توانائی دارید از نیرو آماده سازید و (همچنین) اسبهای ورزیده (برای میدان نبرد) تا بوسیله آن دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید.
اسلام قمار را به عنوان اینکه ماده فساد در آن زیاد است؛ حرام کرد زیرا که قمار، یکنوع وسیله بدست آوردن مال بودن کوشش و ثمره معقول است گرچه در بازی قمار یکنوع سرگرمی وجود دارد و قرآن نیز، به این فایده ناچیز اشاره نموده است؛ آنجا که می فرماید:
واثمهما اکبر من نفعهما.
(بقره / 219)
و گناه آن از نفع آن بزرگتر است.
زیرا که هیچ عمل خوب یا بدی وجود ندارد، به جز اینکه اثر و فایده ای، بر آن مترتب می شود، ولی به این فایده اندک در صورت برخورد با ضرر زیاد آن اعتنا نمی شود چنانچه حال قمار چنین است. چونکه آن، ضایع کننده مال و مضربه جامعه است.
حال باید دید آیا سرگرمی فقط منحصر به این بازی است؟! آیا غیر از آن سرگرمی دیگری وجود ندارد که دارای منفعت بیشتر به حال انسان و هستی وی باشد؟! دین اسلام در اصلاح هر مشکلی که با خطر ماده فساد روبرو می شود، بر آن تأکید می ورزد و مشابه آن را که ضرر ندارد، تشویق می کند. بلکه دوست دارد که اسباب سرگرمی، برای فرد و جامعه، نفعی هم داشته باشد و هنگامی که قمار را حرام ساخت مسابقه و تیراندازی را تشویق نمود که کتابهای فقهی اسلام، پر از مسائل و فروعات آن است.
برای هر مسلمانی از هر طبقه ای از طبقات جامعه، مستحب است که در مسابقه و اسب دوانی، گرو و شرط بندی کند. که هر کدام از افراد بر اساس سرعتی که باشگاه، تعیین کرده، زودتر از دیگری به مکان معین برسند، برنده گرو یا هر چیز دیگری که شرط کرده اند، خواهد بود و همچنین است تیراندازی، که بر اساس شروط بسته شده نسبت به مقدار تیر و وقت آن، هر کس تیر را به هدف زد و برنده شد، گرو از آن او خواهد بود. و شرط دیگری غیر از آنچه که جهالت را از بین ببرد، لازم نیست، و این شرط نیز برای از بن بردن نزاع و اختلاف است.
بنابراین، مسابقه با حیوانات صحیح است، مانند اسب دوانی، شتردوانی، فیل دوانی، قاطردوانی، و الاغ دوانی. باید حد مسابقه در تمام اینها تعیین شود تا نزاع واقع نگردد. همچنین مسابقه تیراندازی با وسائلی که در جنگ استفاده می شود، صحیح است. مانند تیراندازی با تیرکمان، شمشیربازی، و تیراندازی با تفنگ، که اندازه و حد تیراندازی، باید با عدد و مسافت و کیفیت آن که نزاع و اختلاف بوجود نیاید، تعیین شود، همچنانکه مسابقه دهندگان، خود می توانند عوض را از جنس، یا به عهده قرار دهند. برای دیگری نیز جایز است به هر کدام از برندگان در مسابقه جایزه قرار دهد. نیز جایز است که جایزه را از بیت المال بدهند.
و این گرو گذاشتن و شرطبندی حلال و جایز است زیرا در آن فایده تربیت جسمی و دویدن وجود دارد و اسلام تنها به تجویز و تشویق این نوع مسابقه، اکتفا ننموده بلکه خود پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) شخصا در اینگونه مسابقات شرکت می فرمودند.(13)
امام باقر (علیه السلام) فرمود:
ان رسول الله صلی الله علیه و آله أجری الخیل التی اضمرت من الحصی الی مسجد بنی زریق و سبقها من ثلاث نخلات فاعطی السابق عذقا و اعطی المصلی عذقا و اعطی الثالث عذقا.
(وسائل / ج 13، 350)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) اسبهای تربیت شده را که شکم باریک و لاغر بودند، از ریگزار تا مسجد بنی زریق دوانیدند و شرطبندی و جایزه آن را، سه نخله خرما قرار دادند، به برنده اول، یک نخل باردار، به برنده دوم نیز، یک باردار و به برنده سوم هم یک نخل باردار جایزه دادند.
و مصلی آن است که سر اسب او، محاذی قسمت باریک پشت اسب جلوئی باشد. و صلوان بطرف راست و چپ دم حیوان اطلاق می گردد.
و در روایت امام سجاد (علیه السلام) از رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شده:
ان رسول الله صلی الله علیه و آله أجری الخیل و جعل سبقها اواقی من فضة.
(وسائل / ج 13، 351)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) اسب دوانی نمود و شرطبندی و جایزه آن را ظرفی از نقره قرار داد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
در عصر رسالت، مشرکین به پشت مدینه هجوم آوردند، شخصی در مدینه صحیه کشید و تقاضای کمک کرد. رسول الله صلی الله علیه و آله صدای وی را شنیدند و سوار اسب شده، به دنبال دشمن تاختند و از اصحاب، اولین کسی که به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید، ابوقتاده بود، که سوار اسب خود شده بود، رسول الله صلی الله علیه و آله اسبی داشت که زینش از لیف خرما بود نه زین کامل و مجهز، پس به جستجوی دشمن پرداختند، کسی را ندیدند و اسبها بدنبال یکدیگر، ردیف شدند، در این لحظه ابو قتاده گفت: یا رسول الله دشمن منصرف شده و برگشته، اگر صلاح بدانی مسابقه دهیم، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: اشکالی ندارد و مسابقه اسب دوانی گذاشتند و رسول الله صلی الله علیه و آله بر آنان سبقت گرفت و سپس بسوی آنها بازگشت و فرمود:
انا ابن العواتک من قریش انه لهو الجواد البحر، یعنی فرسه.
(وسائل / ج 13، 346)
من فرزند عواتک(14) از قریش هستم و اسب من، اسب نجیب و هوشیاری است.
و عن أبی عبدالله (علیه السلام) انه کان یحضر الرمی والرهان.
(وسائل / ج 13، 348)
و امام صادق (علیه السلام) نیز در مسابقه تیراندازی و اسب دوانی شرکت می فرمود.
سیری در احادیث و روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ان الملائکة تحضر الرهان فی الخف(15) والحافر والریش، و ما سوی ذلک فهو قمار حرام.
(وسائل / ج 13، 343)
ملائکه در مسابقات شتر دوانی، اسب دوانی و تیراندازی حاضر می شوند و غیر از این سه مسابقه، قمار و حرام است.
2 - امام سجاد (علیه السلام) فرمود:
ان النبی صلی الله علیه و آله أجری الأبل مقبلة من تبوک فسبقت العضبای و علیها اسامة فجعل الناس یقولون: سبق رسول الله و رسول الله صلی الله علیه و آله یقول: سبق اسامة.
(وسائل / ج 13، 351)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، هنگام بازگشت از تبوک شتردوانی کرد و شتر عضباء پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) که اسامة بن زید بر آن سوار بود، بر سایر شترها پیشی گرفت و مردم می گفتند پیغمبر صلی الله علیه و آله در مسابقه برنده شد، و رسول الله صلی الله علیه و آله می فرمود: اسامه برنده شد.
3 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لیس شی ء تحضره الملائکة الا الرهان و ملاعیة الرجل أهل.
(وسائل / ج 13، 348)
ملائکه در هیچ بازی و مسابقه ای حاضر نمی شوند بجز اسب دوانی و هنگام بازی مرد با همسر خویش.
4 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
الرمی سهم من سهام اسلام
(وسائل / ج 13، 348)
5 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لا سبق الا فی خف او حافر او نصل یعنی النصال رأس الرمح او السکین.
(وسائل / ج 13، 348)
مسابقه جایز نیست. بجز در شتردوانی یا اسب دوانی یا نیزه پرانی.
6 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
ان الملائکة لتنفر عند الرهان و تلعن صاحبه ما خلا الحافر و الخف و الریش و النصل و قد سابق رسول الله صلی الله علیه و آله اسامة بن زید و أجری الخیل.
(وسائل / ج 13، 347)
ملائکه هنگام شرطبندی صاحبان آن را نفرین و لعنت می کنند، جز در مسابقه اسب دوانی و شتردوانی و تیراندازی و نیزه پرانی. و رسول خدا صلی الله علیه و آله با اسامة بن زید مسابقه گذاشتند و اسب دوانی کردند.
اسلام با این راه و روش نمونه ریشه قمار را به عنوان شر و کینه را قلع و قمع نموده ولی بجای آن، ماده محبت و سعادت کاشته است. چه بسیار نیکو است که مردان مصلح، قمارخانه ها و قهوه خانه ها (که مراکز تنبلی و تن پروری است) و رقاصخانه ها را ویران سازند و به جای آنها، باشگاههای اسب دوانی و تیراندازی تأسیس نمایند تا نسل قوی و حامی و امین جامعه رشد پیدا کند.