فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

مشروبات الکلی و سایر مفاسد اخلاقی

خداوند متعال می فرماید:
یسألونک عن الخمر والمیسر، قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس، واثمهما اکبر من نفعهما.
(بقره / 219)
درباره شراب و قمار، از تو سوال می کنند؛ بگو در آنها گناه بزرگی است. و منافعی (از نظر مادی) برای مردم دربردارند (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است.
امتیاز انسان از حیوان، به عقل او است، زیرا که انسان با حیوانات دیگر، در حواس ظاهری مانند چشم و گوش و حس لامسه و ذائقه و بویائی یکسان است، و مسکرات این امتیاز را از انسان می گیرد، و او را در ردیف حیوانات، بلکه پائین تر، قرار می دهد، تا جائی که مردم او را مسخره و استهزاء می کنند ولی حیوانات را استهزاء نمی کنند.
خور و خواب و خشم و شهوت، شغب است و جهل و ظلمت - حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
و شراب ام الخبائث و سرچشمه گناهان شمرده شده است، و این، همان چیزی است که قرآن بر آن تأکید فراوان دارد، چنانکه می فرماید:
انما یرید الشیطان أن یوقع بینکم العداوة والبغضاء فی الخمر و المیسر.
(مائده / 91)
شیطان می خواهد در میان شما، به وسیله شراب و قمار، عداوت ایجاد کند.
و علت تسمیه و نامیدن (شراب) به خمر این است که عقل را از بین می برد، زیرا خمر در لغت عرب، به معنای پوشش است و خمار زنان (پوشش زنان) نیز از این لغت است و منفعت شراب در نشئه زودگذر و نشاط جسمی و هیجان اعصاب است ولیکن این منفعت، در مقابل ضررهای فکری و بهداشتی آن، بسیار ناچیز است زیرا که علم ثابت کرده است شراب مرکز مخ را به هیجان می آورد و ضربان قلب را شدت می بخشد و در موارد بسیاری باعث عقیمی و فلج و بیماریهای صعب العلاج می گردد.
دکتر خلیلی می گوید: طب جدید، امروزه ثابت کرده که نوشابه های الکلی هیچ مرضی را درمان نمی کند بلکه مطابق آنچه که از اهلبیت (علیه السلام) وارد شده به شدت امراض می افزاید.
و در نزد پزشکان بزرگ ثابت شده که: افراد مبتلا به مرضهای الکلی معمولا علاجشان کند و دیرتر از کسانی است که مبتلا به الکل نیستند و به عبارت روشنتر اینکه؛ زمینه شفاء و بهبودی در افراد دائم الخمر کمتر از دیگران است که اگر به مرضی هر چند آسان مبتلا شوند، علاج آن مشکل و بهبودی آن دیرتر خواهد بود.
همانا بالاترین آفت و زیان شراب این است که عقل را زایل می گرداند و این برای هر عاقلی ملموس و محسوس است و معلوم است که بهترین سرمایه انسان عقل اوست که اگر از بین برود، تمام کارهای زشت در نظر وی زیبا و نیک جلوه می کند و کارهای نیکو را زشت می انگارد و در زندگی پست و دور از انسانیت بسر خواهد برد، و دستگاههای عصبی او دگرگون خواهد شد، و قدرتش در حفظ گفتارها و مراعات کردار خود، تقلیل می یابد و اطاعت و فرمانبرداری او نسبت به هر کسی آسان می گردد (به آسانی از هر چیزی فرمان می برد) و هنگامی که خمر، شرابخوار را از عقل و فهم محروم سازد، از نظر درک و منزلت از حیوانات کمتر و حقیرتر خواهد شد. زیرا که بسیاری از حیوانات خود توان رفتن به اصطبل را دارند ولی فرد مست، قدرت رفتن به خانه خود را ندارد و کسان خود را نمی شناسد و غالبا تماشاچی دور او را گرفته یکی از باب ترحم، و دیگری از باب تحقیر، و سومی از باب مسخره و استهزاء به او می خندند که چگونه عقلش را با دست خود و مال خود را از بین برده (و به صورت گیج و تلوتلوخوران در کوچه و خیابان به راه افتاده است) اگر انسان لحظه ای فکر کند و به عواقب زشت شرابخواری، از قبیل فقدان درک و آگاهی و گفتارهای بیهوده و کارهای پستی که هر انسان عاقلی از آن نفرت دارد، تأمل نماید، هیچگاه به اینگونه کارهای فسادانگیز، اقدام نمی کند.
یکی از بزرگان، از شرابخواری امتناع می کرد و می گفت: دوست ندارم که رئیس قومی باشم و سفیه ترین و بی عقل ترین آنها شوم.
ملای رومی در شعر خود، چه زیبا سروده:
واهجر الخمرة ان کنت فتی - کیف یسعی فی جنون من عقل
اگر جوانمرد هستی! از شرابخوری بپرهیز.
چگونه صاحب عقلی در دیوانگی خویش، تلاش می کند.
و چه بسیار جرائمی که از شرابخوار در خانه، نسبت به خود و خانواده اش، و در کوچه و خیابان نسبت به جامعه سر می زند.
عقلای زیادی از ملتهای مختلف کوشیده اند که با قوانین و نظامهای گوناگون، شرابخواری را محدود کنند تا از ضررها و زیانهای خانوادگی و اجتماعی آن جلوگیری کنند و طبیعی است که انسان دائم الخمر، ضرر زشتی عملش را درک نمی کند زیرا که در یک جو خیال و توهم زندگی می کند و همه محدوده و اطراف خود را در روابط اجتماعی و زندگی فراموش می کند و در روابط جنسی خود، بین زن و خواهر و دختر خود فرقی نمی گذارد. لذا در حدیث وارد شده است که امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اذا خطب الیکم شارب الخمر فلا تزوجوه.
(وسائل / ج 14، 53 و ج 17، 249)
هرگاه شرابخواری به خواستگاری دختر شما آمد، فرزندتان را به وی تزویج نکنید.
و در ادامه حدیث می فرماید:
من زوج ابنته شارب خمر فکأنما أقادها الی النار.
(بحار / ج 63، 491 - وسائل / ج 17، 249)
هر کس دختر خود را به شرابخوار تزویج نماید مانند این است که وی را به آتش کشانیده است.

انواع و اقسام شراب

در میان انواع شراب فرقی نیست، زیرا هر چیزی که مستی آور و عقل انسان را بپوشاند (و مانع فکر کردن وی شود) و درک سلیم را، از او بگیرد همه اینها شراب محسوب می شود چه از خرما تولید شود، یا از انگور، یا از کشمش، یا از گندم و جو و غیر آنها، گرچه درصد الکل در آنها، متفاوت است.
شرابهای تقطیر شده و خالص مانند عرق و ویسکی شامل چهل الی هفتاد و پنج درصد (75/. - 40/.) الکل است و شراب های تخمیر شده مانند آبجو شامل دو الی 6 درصد (6/. - 2/.) الکل است و همه مسکرات از لحاظ حرمت و گناه یکسان هستند اگر چه نام آنها با یکدیگر فرق می کند.
در حدیثی از امام کاظم (علیه السلام) وارد شده است:
ان الله لم یحرم الخمر لا سمها ولکن حرمها لعاقبتها فما کان عاقبته عاقبة الخمر فهو خمر.
(وسائل / ج 17، 273)
خداوند شراب را بخاطر نامش، حرام نکرده است، بلکه آنرا بخاطر عاقبت زشت آن، تحریم نموده است.
بنابراین هر چیزی که عاقبت و نهایتش مانند عاقبت شراب باشد آن نیز مانند شراب است.
و در حدیث دیگر، از امام صادق (علیه السلام) وارد شده است:
سئلت أبا عبدالله (علیه السلام) عن النبیذ، فقال: ان رسول الله صلی الله علیه و آله خطب الناس فقال: ایها الناس الا ان کل مسکر حرام و ما اسکر کثیره فقلیله حرام.
(وسائل / ج 17، 268)
راوی می گوید از امام صادق (علیه السلام) درباره حکم نبیذ (شراب) سوال کردم، امام فرمود: پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) برای مردم خطبه خواند و فرمود: مردم! بدانید که هر مست کننده ای حرام است و آنچه که زیادی آن باعث مستی شود، کم آن نیز حرام است.
برای شراب در لغت پنج نام ذکر شده است:
1 - عصیر: شرابی که با فشار دادن انگور، بدست می آید.
2 - نقیع: شرابی که از خیسانیدن کشمش در آب بدست می آید.
3 - بتع: شرابی که از عسل بدست می آید.
4 - مزر: شرابی که از جو بدست می آید. (آبجو)
5 - نبیذ: شرابی که از خرما بدست می آید.
که به همه اینها شراب گفته می شود.
در کتاب قاموس اللغة می گوید: اطلاق شراب به همه این موارد صحیح است زیرا که همه آنها، حرام است در شهر مدینه، بیش از دو نوع شراب وجود نداشت که یکنوع آن از خرمای رسیده (تمر) و یکنوع آن از خرمای نارس (بسر) گرفته می شد.
آقای دکتر خلیلی می گوید: ماده الکلی که در همه این شرابها وجود دارد، دارای سم قوی و کشنده است. مثلا اگر سفیده تخم مرغی را بگیریم؛ و چند قطره از ویسکی یا شراب، بر روی آن بریزیم، فورا منجمد می شود و رنگش تغییر می یابد. و چنان می شود که گویا در روی آتش گداخته شده، یا در آب جوش گذاشته ای. بنابراین وقتی بدانیم که معده و قلب و کبد و کلیه های ما نیز، از همین مواد سفیده تخم مرغ تشکیل یافته است؛ آنگاه برای ما روشن می شود که الکل در این اعضاء، چه اثرات سوی و زیانبخشی بوجود می آورد.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
اول مانهانی عنه ربی عزوجل عبادة الأوثان و شرب الخمر و ملاهات الرجال.
(بحار / ج 76، 148 - وسائل / ج 17، 248)
اولین چیزی که پروردگارم مرا از آن نهی فرمود، پرستش بتها و خوردن شراب، و بذله گوئی با مردان است.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
شارب الخمر کعابد الوثن.(10)
(وسائل / ج 17، 252)
شرابخوار مانند بت پرست است.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
تحرم الجنة علی ثلاثة: علی المنان و علی المغتاب و علی مدمن الخمر.
(بحار / ج 76، 153)
بهشت بر سه گروه حرام است: بر منت گذار، و غیبت کننده و شرابخوار دائم.
4 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
کل مسکر حرام و کل مسکر خمر.
(بحار / ج 63، 478 - وسائل / ج 17، 260)
هر مست کننده ای حرام است و هر مست کننده ای شراب است.
5 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ان رسول الله صلی الله علیه و آله لعن بایعها و مشتریها و آکل ثمنها و ساقیها و شاربها.
(بحار / ج 63، 490)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فروشنده و خریدار شراب و استفاده کننده از پول آن و ساقی و خورنده اش را لعنت فرمود.
6 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ملعون من جلس علی مائدة یشرب علیها الخمر.
(بحار / ج 63، 500)
کسی که کنار سفره ای بنشیند که در آن شراب خورده می شود، ملعون است.
7 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
ان شرب الخمر اکبر الکبائر و یدخل صاحبه فی الزنا و السرقة و قتل النفس المحترمة و الشرک و افاعیل الخمر تعلو کل ذنب.
(بحار / ج 46، 358 - وسائل / ج 17، 257)
شرابخواری بزرگترین گناه کبیره و صاحب خود را به زنا و دزدی و کشتن جان محترم و شرک وادار می سازد و کارهای شرابخوار بر همه گناهان فزونی دارد.
8 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لایدخل الجنة العاق لوالدیه و مدمن الخمر و منان بالخیر اذا عمله.
(بحار / ج 76، 127 - وسائل / ج 17، 267)
چند دسته وارد بهشت نمی شوند: عاق والدین، کسی که دائما شراب بنوشد، و کسی که اگر کار نیکی کند منت گذارد.
9 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
الخمر لایزداد شاربها الا کل شر.
(بحار / ج 76، 136)
شرابخواری جز شر و فساد، به صاحبش چیزی نمی افزاید.
10 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لایوتمن شارب الخمر فان الله عزوجل یقول: ولا توتوا السفهاء أموالکم فای سفیه أسفه من شارب الخمر ان شارب الخمر لایزوج اذا خطب ولا یشفع اذا شفع ولا یؤتمن علی امانة فمن ائتمنه علی امانة فاستهلکها لم یکن للذی ائتمنه علی الله ان یؤجره ولا یخلف عنه...
(بحار / ج 47، 267 - وسائل / ج 17، 248)
به شرابخوار امانت نسپارید، زیرا که خداوند می فرماید: اموال خود را به سفیهان ندهید کدام سفیه از شرابخوار سفیه تر است زیرا شرابخوار، هرگاه خواستگاری کند به او زن داده نمی شود، و اگر شفاعت کسی را نماید، شفاعتش پذیرفته نمی گردد و بر هیچ امانتی امین شمرده نمی شود. پس کسی که وی را بر امانتی امین قرار داد و او آن را از بین برد، خداوند در مقابل مالش به وی، پاداشی نمی دهد و مال وی را جبران نمی کند.
11 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لا تجالسوا شراب الخمر فان اللعنة اذا نزلت عمت فی المجلس.
(بحار / ج 63، 499 - وسائل / ج 17، 249)
با شرابخواران همنشینی و مجالست نکنید زیرا هنگامی که لعنت خدا بر (شرابخوار) نازل شود، عموم اهل مجلس را فرا می گیرد.
12 - امام رضا (علیه السلام) فرمود:
ما بعث الله نبیا الا بتحریم الخمر.
(بحار / ج 76، 135)
خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد، مگر اینکه به او دستور داد که شراب را حرام شده و ممنوع اعلام کند.
13 - امام رضا (علیه السلام) فرمود:
ایاک أن تزوج شارب الخمر فان زوجته فکأنما قدت الی الزنا ولا تصدقه اذا حدثک ولا تقبل شهادته ولا تأمنه علی شی ء من مالک فان ائتمنته فلیس لک علی الله ضمان ولا تؤاکله ولا تصاحبه ولا تضحک فی وجهه ولا تصافحه ولا تعانقه و ان مرض فلا تعده و ان مات فلا تشیع جنازته.
(بحار / ج 93، 491 - میزان الحکمه / ج 4، 281)
از تزویج دختر خود به شارب الخمر، اجتناب کن؛ زیرا که اگر چنین کنی مثل این است که برای زنا واسطه شدی. و هرگاه سخن گوید او را تصدیق نکن و شهادت و گواهی او را قبول ننما و او را به هر چیزی از مال خود امین قرار نده و اگر امین گردانی از طرف خدا، بر تو ضمانتی نیست، و با او هم غذا و هم صحبت نباش و به روی او لبخند نزن، و با او مصافحه و روبوسی و معانقه نکن، و اگر مریض شد به عیادتش نرو، و اگر مرد جنازه او را تشییع نکن.
دین اسلام بر محو ریشه و بنیان زشتیها تأکید فراوان دارد و حکم می کند که بر شرابخوار هشتاد تازیانه به عنوان حد بزنند و این حکم در مرتبه اول تا سوم - از طرف حاکم شرع - تکرار می شود و سپس در مرتبه چهارم کشته می شود. و اگر این حکم اسلامی درباره شرابخوار، با حکم اعدامی که دولتها برای خرابکاران و قاچاقچیان مواد مخدر، و توطئه گران بر مصالح ملت و امنیت جامعه مقایسه شود، معلوم می گردد که حکم اسلام درباره اعدام شرابخوار، بسیار شایسته و سزاوار است، زیرا که شراب ریشه و سرمنشأ پلیدیهاست. چرا که سبب اصلی اختلاف به امنیت جامعه و بازیچه قرار دادن مصالح ملتها، و آزادی و سلامت آنها، شراب است. بنابراین قیام و حرکت ملتها برای آزادی (از قید استعمار و بی بندوباری) در ابتدا، بستگی به آزادسازی درون خود از مشغول شدن، و مبارزه کردن با نیروهای شرور داخلی دارد؛ که در سموم و مواد مخدر از قبیل شراب و قمار تجسم پیدا کرده است و راست و نیکو فرموده خداوند متعال آنجا که می فرماید:
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم.
(رعد / 11)
خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی دهد جز به وسیله خود آنها تا زمانی که خود آن قوم، جانشان را تغییر دهند.

مواد مخدر و اثرات شوم آن در جامعه

گسترش و توزیع مواد مخدر در زمان ما بحدی است که ما را وادار می کند که نظر اسلام را درباره آن بدانیم. از آنجائی که این مواد در صدر اسلام به این شکل نبود، لذا بعضی از عیاشان و افراد خوش گذران می گویند: اگرچه ادیان آسمانی شراب و قمار را حرام نموده، ولی اینگونه پدیده های نو را، حرام نساخته است. پس حرمت، اینها را شامل نمی گردد.
بنابراین لازم است اولا حقیقت اینها شناخته گردد، و سپس رأی اسلام درباره آنها مورد بحث قرار گیرد.
مواد مخدر، با توجه به تفاوتی که در خواص آنها وجود دارد، نوعی از سمهای تحریک کننده یا مسکن است، و دارای آثار پزشکی و صنعتی می باشد، و معتاد شدن به آنها، باعث به تحلیل رفتن تدریجی نیروی جسمی و عقلی انسان می شود. مواد مخدر دو قسم است:
اول - مواد مخدر طبیعی، که از نباتات و گیاهان گرفته می شود، و تریاک، قات(11) و حشیش نمونه ای از آنهاست.
دوم - مواد مخدر شیمیائی، که به صورت شیمیائی بدست می آید و مورفین، کوکائین و انواع الکل و هروئین، نمونه ای از آنها است. بعضی از این مواد مخدر، مانند الکل، تحریک کننده، و بعضی مانند هروئین و تریاک مسکن است. و همه انواع آن در مخدر بودن، یکسانند و نظر اسلام، در استفاده از این مواد در هدفهای طبی و صنعتی، تابع اهمیت هدف های مصرفی آنها است، که بدون شک این قبیل استفاده ها هدف انسانی دارند. مخصوصا در مورد بی حس ساختن قسمتی از اعضاء یا تمام آن، در هنگام عمل جراحی، که برای تخفیف و کم کردن درد بکار می رود. یا برای ساختن داروهای طبی و سایر سمهای مخصوص، برای درمان بعضی از مرضها، مورد بهره برداری، قرار می گیرد، و پزشکان با احتیاط و هشیاری و بقدر ضرورت از آن، در مرضهای سخت و بی درمان استفاده می کنند.
و اما نظر اسلام در مورد عادت کردن بر آنها و استفاده بدون ضرورت از آن، کاملا روشن است، زیرا از تعریف طبی آن (که قبلا گذشت) الکل بطور عموم نوعی از مواد مخدر محسوب شده است، و شراب از بارزترین انواع آن بود که عقل را زایل می سازد. از فرمایش امام صادق (علیه السلام) - که فرمود: کل مسکرخمر (هر مست کننده ای شراب است) و کل ما اسکر کثیره فقلیله حرام (هر چیزی که زیاد آن، مست کننده باشد، کم آن نیز حرام است) که شراب را بخاطر مستی آن، حرام دانسته است - استفاده می شود (و نصوص اسلامی، حکم می کند) که علت حرمت شراب بخاطر مستی آن است. پس هر چیزی که باعث مستی شود، در حکم (حرمت) با شراب یکسان است. زیرا که به صحت و سلامتی، زیان آور است. و هر چیزی که مضر باشد، شرعا حرام است. و مستی در زبان عرب، حالتی است که بین شخص و عقل او فاصله ایجاد می کند. و این حالت در همه مواد مخدر، وجود دارد. بنابراین هر چیزی که انسان را از حالت طبیعی، خارج سازد، و به فکر و اندیشه وی ضربه بزند، شرعا حرام است. چه شراب باشد یا مواد مخدر دیگر. گرچه نام آن، به حسب شرایط زمانی و حالات مختلف، فرق کند و از همین جا حکم خرید و فروش آن نیز، (با قاچاق یا غیر آن) معلوم می گردد.
فان الله اذا حرم شیئا حرم ثمنه.
(تحف العقول - عوالی اللئالی / ج ء 2 / 110 حدیث 301)
زیرا که خداوند هر چیزی را حرام کرده پول آن را نیز حرام نموده است.
چرا که مواد مخدر خطری بزرگ برای ملتها به بار می آورد و فروش آن، زمینه ساز این خطر فاجعه آمیز می باشد.
خداوند متعال انسان را با نعمت عقل گرامی داشته است و بوسیله آن، او را بر سایر مخلوقات، برتری داده تا از آن بهره نیک برد. نه اینکه بوسیله زیانهای طبی و بهداشتی مواد مخدر، به عقل خود زیان رساند! و علاوه بر آن، باعث تنبلی و از بین رفتن مسئولیت ها و ویران ساختن کیان و هستی جامعه گردد!.
نظر به مفاسدی که به این مواد، مترتب است دولتها احکام و کیفرهائی را بر مرتکبین، و خرید و فروش کنندگان آن، وضع نموده اند. و این کیفرها از غرامتهای سنگین و هنگفت و زندان با اعمال شاقه و حتی اعدام را دربر می گیرد، ولی کاش! این احکام و کیفرها، شامل تمام مواد مخدر می شد، زیرا در همه آنها تخدیر فکری وجود دارد، تا موجب بیداری ملتها و آزادی آنان از فساد و گمراهی و انحراف می شد، چنانکه دیدگاه اسلام چنین است. و حکم اسلام درباره مواد مخدر بطور عموم، همان حکم اسلام در مورد شراب است تا خداوند انسانیت را از شر آن مصون بدارد.