فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

بحثی پیرامون قرض الحسنه

اصلاح فرد و جامعه دایما بر دو محور استوار است:
1 - جنبه منفی آن؛ با کم کردن موارد فساد.
2 - جنبه مثبت آن؛ با تکثیر و زیاد کردن موارد اصلاح به اندازه ای که نیاز را برطرف سازد، تا انسان به موارد فساد محتاج نگردد.
و نقش اسلام در مبارزه با انواع فساد این چنین است؛ لذا با انواع ربا به عنوان یک ماده مضر در اقتصاد، مبارزه کرده است، یکی از اثرات منفی ربا، بیچارگی کسانی است که به آن گرفتار می شوند و خود یک نوع ظلم اجتماعی است و معامله ربوی جنگ با خدا و پیامبر قلمداد شده است. ولی مبارزه منفی به تنهایی مشکل را ریشه کن نمی سازد، زیرا بسیاری از افراد جامعه حتی قادر نیستند، گرفتاری شخصی خود را برطرف سازند و راهی هم جز به دست آوردن مال از هر راهی که ممکن باشد ندارند تا نیاز خود را برطرف سازند، این جاست که دین اسلام برای مبارزه مثبت با رباخواری به قرض الحسنه تأکید می ورزد تا افراد متمکن و توانا مقداری از سرمایه های خود را به نیازمندان قرض دهند، که در وقت معین بدون شرط زیاده، پرداخت نمایند و صاحبان سرمایه از این طریق، در سعادت فرد و اصلاح جامعه سهیم گردند.
قرآن کریم، وام دادن را معامله با خداوند سبحان می داند، و قرض دادن به نیازمندان را به منزله قرض به خدا می شمارد، در حالیکه خدا نیازی به این کار ندارد و منفعت آن تنها به سود محتاجان جامعه می باشد. برخلاف ربا که خداوند آن را جنگ با خدا و پیامبر می داند.
خداوند متعال می فرماید:
من ذاالذی یقرض الله قرضا حسنا فیضاعفه له اضعافا کثیرة و الله یقبض و یبسط و الیه ترجعون.
(بقره / 245)
کیست که خدا را وام (قرض الحسنه) دهد تا خداوند برای وی چندین برابر بیافزاید؟ و خداست که می گیرد و می دهد و همه به سوی او باز می گردند.
و نیز می فرماید:
ان المصدقین والمصدقات و اقرضوا الله قرضا حسنا یضاعف لهم و لهم أجر کریم.
(حدید / 18)
همانا مردان و زنانی که در راه خدا به فقیران صدقه و احسان کنند و به خدا قرض نیکو دهند (به محتاجان قرض الحسنه دهند) خداوند احسان آنان را چندین برابر سازد و پاداش همراه با لطف و کرامت نیز عنایت فرماید.
و در سوره دیگر می فرماید:
و اقرضتم الله قرضا حسنا لاکفرون عنکم سیئاتکم ولا دخلنکم جنات تجری من تحتها الانهار فمن کفر بعد ذلک منکم فقد ضل سواء السبیل.
(مائده / 12)
و خدا را قرض نیکو دهید (به بندگان او بی منت و بدون ربا قرض دهید) در این صورت گناهان شما را بیامرزم و شما را در بهشتی داخل گردانم که زیر درختانش نهرها جاری است پس هر کسی از شما پس از عهد با خدا (آمدن کتاب و رسولان و حجت های آسمانی) کافر شود، سخت از راه راست دور افتاده است.
و قرض را با نماز و روزه مقارن و همراه ذکر کرده است و می فرماید:
و اقیموا الصلوة و آتوا الزکوة و اقرضوا الله قرضا حسنا و ما تقدموا لانفسکم من خیر تجدوه عندالله هو خیرا و اعظم اجرا.
(مزمل / 20)
نماز را بپا دارید و زکات مال خود را به فقیران دهید و به خدا قرض نیکو دهید، (برای خدا به محتاجان صدقه و قرض الحسنه دهید) و (بدانید که) هر عمل نیک بر آخرت خود، پیش فرستید؛ پاداش آن را نزد خدا بیابید و آن اجر و ثواب آخرت (که بهشت ابد است) از متاع دنیا بسی بهتر و بزرگتر است.
چنانکه بر روش صحیح در قرض گرفتن و قرض دادن ارشاد نمودیم، لازم است که قرض، نوشته شده و ثبت گردد تا انسان نسبت به آن و مقدارش دچار شک و فراموشی نگردد.
خداوند متعال می فرماید:
یا ایها الذین امنوا تداینتم بدین الی أجل مسمی فاکتبوه ولیکتب بینکم کاتب بالعدل ولا یأب کاتب أن یکتب کما علمه الله.
(بقره / 282)
ای اهل ایمان چون به قرض و نسیه معامله کنید، تا زمانی معین سند و نوشته در میان باشد و بایست نویسنده درستکاری، معامله میان شما را بنویسد و از نوشتن ابا و خودداری نکند که خداوند به وی نوشتن آموخته است.
سیری در سنت و روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من أقرض مومنا قرضا ینظر به میسوره کان ماله فی زکاة و کان هو فی صلاة من الملائکة حتی یؤدیه الیه.
(بحار / ج 100، 139)
هر کس مومنی را قرض دهد و تا بهبودی وضع وی مهلت دهد مالش افزایش می یابد و دائم در رحمت ملائکه خواهد بود تا وام گیرنده بدهی را بپردازد.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من یمطل علی ذی حق حقه و هو یقدر علی أداء حقه فعلیه کل یوم خطیئة عشار.
(وسائل / ج 13، 89)
هر کس در دادن حق صاحب حقی مماطله و سهل انگاری کند، و قدرت بر ادای آن دارد، هر روز برای وی گناه باج بگیر (زورگو) نوشته می شود.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
قرض المال حمی الزکوه.
(وسائل / ج 6، 208)
قرض دادن مال، حمایت از زکات است (زیرا که باعث می گردد زکات به فقراء درمانده برسد نه بر هر کس که محتاج باشد.)
4 - علی (علیه السلام) فرمود:
اما الفرض فقرض درهم کصدقة در همین سمعته من رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فقال: هو الصدقة علی الأغنیاء.
(بحار / ج 100، 140)
ثواب یک درهم قرض دادن، به اندازه دو درهم صدقه دادن است. و این مطلب را از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: قرض دادن، صدقه دادن به اغنیاء است.
5 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
خیر القرض ما جر المنفعة (ای بلا اشتراط)
بهترین قرض دادن آن است که منفعتی (نیز) به همراه داشته باشد (ولی بدون شرط زیاده قبلی.(9))
6 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اذا أقرضت الدراهم ثم جاءک بخیر منها، فلا بأس اذا لم یکن بینکما شرط.
(وسائل / ج 13، 373)
اگر به کسی چند درهم قرض دادی و او هنگام پرداخت آن، بهتر از آن را آورد، اشکال ندارد در صورتی که قبلا شرط نکرده باشی.
7 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
علی باب الجنة مکتوب؛ القرض ثمانیة عشر والصدقة بعشرة و ذلک ان القرض لایکون الا لمحتاج و الصدقة ربما وقعت فی ید غیر محتاج.
(بحار / ج 100، 138)
بر درب بهشت نوشته شده است که، قرض هیجده برابر و صدقه ده برابر ثواب دارد و دلیلش این است که (اولا) اکثر وقتها قرض از طرف محتاج گرفته می شود و صدقه بسیاری از وقتها، در دست غیر محتاج آن قرار می گیرد (و ثانیا قرض دوباره برمی گردد و در دست دیگران قرار می گیرد و مشکل دیگری را حل می کند ولی صدقه بازپس گرفته نمی شود.)
8 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لان اقرض قرضا، احب الی من ان اتصدق مثله
(بحار / ج 100 / 139)
اگر چیزی را قرض دهم برای من بهتر از آن است که مانند آن را صدقه بدهم.
9 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
السراق ثلاثه: مانع الزکوه و مستحل مهور النساء و کذلک من استدان ولم ینو قضائه.
(خصال / 153)
دزدان و سارقین سه دسته اند:
1 - کسانی که از دادن زکات خودداری می کنند.
2 - کسانی که مهریه زنان را بر خود حلال می شمارند (و آن را نمی دهند.)
3 - کسانی که قرض می گیرند ولی در فکر بازپرداخت آن نیستند.
10 - امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
من طلب الرزق من حله فغلب فیستقرض علی الله عزوجل و علی رسوله صلی الله علیه و آله و سلم.
(وسائل / ج 13، 81)
هر کس روزی خود را از راه حلال جستجو نموده و بر آن دست یابد، باید بر خدا و پیامبرش قرض الحسنه دهد (تا شکر نعمت خدا را بجا آورده باشد.)
امام کاظم (علیه السلام)، بر این مطلب اشاره دارد که، اگر انسان از طریق کارهای مشروع و سالم، کسب روزی کند و به کارهای نیک ملتزم بشود و آن طوری که اسلام می گوید، از اسراف و زیاده روی دوری کند، چنین شخصی خواه ناخواه توفیق دادن قرض را پیدا خواهد نمود. زیرا که او در هدایت الهی سیر می کند، و اسلام در اینجا بدهکار را به یک نکته انسانی توجه و هشدار می دهد مالی که در زمان خاصی گرفتاری و مشکل او را حل نموده، وی صاحب آن نشده است، بلکه هنوز هم مال طلبکار است و او حق داشت به کسی ندهد و پیش خودش نگهدارد، اما حالا که به توی (بدهکار) نیکی نموده و به عنوان قرض پرداخته است، تو نیز باید هنگام ادای آن به وی نیکی کنی و چیزی به عنوان هدیه، اضافه بر اصل مال، با رضایت و طیب نفس به او پرداخت کنی چه از نقد باشد یا از جنس دیگر، و چنانکه او به تو احسان نموده، تو نیز باید با نیکی خود او را پاسخ دهی.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
الربا رباء ان: أحدهما ربا حلال والاخر حرام فاما الحلال فهو أن بقرض الرجل قرضا طمعا أن یزیده و یعوضه بأکثر مما أخذه بلا شرط بینهما.
(وسائل / ج 12، 429)
ربا بر دو قسم است: یکی ربای حلال و دیگری ربای حرام. اما ربای حلال آن است که شخصی به دیگری قرض داده و طمع داشته باشد که (قرض گیرنده) چیزی بر آن اضافه نماید، و بدون شرط قبلی، به عنوان عوض به وی اضافه دهد.
بنابراین زیادی دادن با اختیار، هنگام ادای قرض، شرعا مستحب است و اسلام با این راه برگزیده و عالی، ریشه های فساد اقتصادی را که از ربای ظالمانه ناشی می شود، می خشکاند و چه مناسب است که حکومتهای اسلامی و مردم نیکوکار، صندوقهای خیریه ای را بر اساس قرض الحسنه، ایجاد نمایند تا این مشکل را از ریشه برطرف سازند.
خداوند متعال می فرماید:
یمحق الله الربا و یربی الصدقات والله لا یحب کل کفار أثیم.
(بقره / 275)
خداوند ربا را نابود می سازد و صدقات را افزایش می دهد و خداوند هیچ انسان ناسپاس گهنکار را دوست نمی دارد.

مشروبات الکلی و سایر مفاسد اخلاقی

خداوند متعال می فرماید:
یسألونک عن الخمر والمیسر، قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس، واثمهما اکبر من نفعهما.
(بقره / 219)
درباره شراب و قمار، از تو سوال می کنند؛ بگو در آنها گناه بزرگی است. و منافعی (از نظر مادی) برای مردم دربردارند (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است.
امتیاز انسان از حیوان، به عقل او است، زیرا که انسان با حیوانات دیگر، در حواس ظاهری مانند چشم و گوش و حس لامسه و ذائقه و بویائی یکسان است، و مسکرات این امتیاز را از انسان می گیرد، و او را در ردیف حیوانات، بلکه پائین تر، قرار می دهد، تا جائی که مردم او را مسخره و استهزاء می کنند ولی حیوانات را استهزاء نمی کنند.
خور و خواب و خشم و شهوت، شغب است و جهل و ظلمت - حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
و شراب ام الخبائث و سرچشمه گناهان شمرده شده است، و این، همان چیزی است که قرآن بر آن تأکید فراوان دارد، چنانکه می فرماید:
انما یرید الشیطان أن یوقع بینکم العداوة والبغضاء فی الخمر و المیسر.
(مائده / 91)
شیطان می خواهد در میان شما، به وسیله شراب و قمار، عداوت ایجاد کند.
و علت تسمیه و نامیدن (شراب) به خمر این است که عقل را از بین می برد، زیرا خمر در لغت عرب، به معنای پوشش است و خمار زنان (پوشش زنان) نیز از این لغت است و منفعت شراب در نشئه زودگذر و نشاط جسمی و هیجان اعصاب است ولیکن این منفعت، در مقابل ضررهای فکری و بهداشتی آن، بسیار ناچیز است زیرا که علم ثابت کرده است شراب مرکز مخ را به هیجان می آورد و ضربان قلب را شدت می بخشد و در موارد بسیاری باعث عقیمی و فلج و بیماریهای صعب العلاج می گردد.
دکتر خلیلی می گوید: طب جدید، امروزه ثابت کرده که نوشابه های الکلی هیچ مرضی را درمان نمی کند بلکه مطابق آنچه که از اهلبیت (علیه السلام) وارد شده به شدت امراض می افزاید.
و در نزد پزشکان بزرگ ثابت شده که: افراد مبتلا به مرضهای الکلی معمولا علاجشان کند و دیرتر از کسانی است که مبتلا به الکل نیستند و به عبارت روشنتر اینکه؛ زمینه شفاء و بهبودی در افراد دائم الخمر کمتر از دیگران است که اگر به مرضی هر چند آسان مبتلا شوند، علاج آن مشکل و بهبودی آن دیرتر خواهد بود.
همانا بالاترین آفت و زیان شراب این است که عقل را زایل می گرداند و این برای هر عاقلی ملموس و محسوس است و معلوم است که بهترین سرمایه انسان عقل اوست که اگر از بین برود، تمام کارهای زشت در نظر وی زیبا و نیک جلوه می کند و کارهای نیکو را زشت می انگارد و در زندگی پست و دور از انسانیت بسر خواهد برد، و دستگاههای عصبی او دگرگون خواهد شد، و قدرتش در حفظ گفتارها و مراعات کردار خود، تقلیل می یابد و اطاعت و فرمانبرداری او نسبت به هر کسی آسان می گردد (به آسانی از هر چیزی فرمان می برد) و هنگامی که خمر، شرابخوار را از عقل و فهم محروم سازد، از نظر درک و منزلت از حیوانات کمتر و حقیرتر خواهد شد. زیرا که بسیاری از حیوانات خود توان رفتن به اصطبل را دارند ولی فرد مست، قدرت رفتن به خانه خود را ندارد و کسان خود را نمی شناسد و غالبا تماشاچی دور او را گرفته یکی از باب ترحم، و دیگری از باب تحقیر، و سومی از باب مسخره و استهزاء به او می خندند که چگونه عقلش را با دست خود و مال خود را از بین برده (و به صورت گیج و تلوتلوخوران در کوچه و خیابان به راه افتاده است) اگر انسان لحظه ای فکر کند و به عواقب زشت شرابخواری، از قبیل فقدان درک و آگاهی و گفتارهای بیهوده و کارهای پستی که هر انسان عاقلی از آن نفرت دارد، تأمل نماید، هیچگاه به اینگونه کارهای فسادانگیز، اقدام نمی کند.
یکی از بزرگان، از شرابخواری امتناع می کرد و می گفت: دوست ندارم که رئیس قومی باشم و سفیه ترین و بی عقل ترین آنها شوم.
ملای رومی در شعر خود، چه زیبا سروده:
واهجر الخمرة ان کنت فتی - کیف یسعی فی جنون من عقل
اگر جوانمرد هستی! از شرابخوری بپرهیز.
چگونه صاحب عقلی در دیوانگی خویش، تلاش می کند.
و چه بسیار جرائمی که از شرابخوار در خانه، نسبت به خود و خانواده اش، و در کوچه و خیابان نسبت به جامعه سر می زند.
عقلای زیادی از ملتهای مختلف کوشیده اند که با قوانین و نظامهای گوناگون، شرابخواری را محدود کنند تا از ضررها و زیانهای خانوادگی و اجتماعی آن جلوگیری کنند و طبیعی است که انسان دائم الخمر، ضرر زشتی عملش را درک نمی کند زیرا که در یک جو خیال و توهم زندگی می کند و همه محدوده و اطراف خود را در روابط اجتماعی و زندگی فراموش می کند و در روابط جنسی خود، بین زن و خواهر و دختر خود فرقی نمی گذارد. لذا در حدیث وارد شده است که امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اذا خطب الیکم شارب الخمر فلا تزوجوه.
(وسائل / ج 14، 53 و ج 17، 249)
هرگاه شرابخواری به خواستگاری دختر شما آمد، فرزندتان را به وی تزویج نکنید.
و در ادامه حدیث می فرماید:
من زوج ابنته شارب خمر فکأنما أقادها الی النار.
(بحار / ج 63، 491 - وسائل / ج 17، 249)
هر کس دختر خود را به شرابخوار تزویج نماید مانند این است که وی را به آتش کشانیده است.

انواع و اقسام شراب

در میان انواع شراب فرقی نیست، زیرا هر چیزی که مستی آور و عقل انسان را بپوشاند (و مانع فکر کردن وی شود) و درک سلیم را، از او بگیرد همه اینها شراب محسوب می شود چه از خرما تولید شود، یا از انگور، یا از کشمش، یا از گندم و جو و غیر آنها، گرچه درصد الکل در آنها، متفاوت است.
شرابهای تقطیر شده و خالص مانند عرق و ویسکی شامل چهل الی هفتاد و پنج درصد (75/. - 40/.) الکل است و شراب های تخمیر شده مانند آبجو شامل دو الی 6 درصد (6/. - 2/.) الکل است و همه مسکرات از لحاظ حرمت و گناه یکسان هستند اگر چه نام آنها با یکدیگر فرق می کند.
در حدیثی از امام کاظم (علیه السلام) وارد شده است:
ان الله لم یحرم الخمر لا سمها ولکن حرمها لعاقبتها فما کان عاقبته عاقبة الخمر فهو خمر.
(وسائل / ج 17، 273)
خداوند شراب را بخاطر نامش، حرام نکرده است، بلکه آنرا بخاطر عاقبت زشت آن، تحریم نموده است.
بنابراین هر چیزی که عاقبت و نهایتش مانند عاقبت شراب باشد آن نیز مانند شراب است.
و در حدیث دیگر، از امام صادق (علیه السلام) وارد شده است:
سئلت أبا عبدالله (علیه السلام) عن النبیذ، فقال: ان رسول الله صلی الله علیه و آله خطب الناس فقال: ایها الناس الا ان کل مسکر حرام و ما اسکر کثیره فقلیله حرام.
(وسائل / ج 17، 268)
راوی می گوید از امام صادق (علیه السلام) درباره حکم نبیذ (شراب) سوال کردم، امام فرمود: پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) برای مردم خطبه خواند و فرمود: مردم! بدانید که هر مست کننده ای حرام است و آنچه که زیادی آن باعث مستی شود، کم آن نیز حرام است.
برای شراب در لغت پنج نام ذکر شده است:
1 - عصیر: شرابی که با فشار دادن انگور، بدست می آید.
2 - نقیع: شرابی که از خیسانیدن کشمش در آب بدست می آید.
3 - بتع: شرابی که از عسل بدست می آید.
4 - مزر: شرابی که از جو بدست می آید. (آبجو)
5 - نبیذ: شرابی که از خرما بدست می آید.
که به همه اینها شراب گفته می شود.
در کتاب قاموس اللغة می گوید: اطلاق شراب به همه این موارد صحیح است زیرا که همه آنها، حرام است در شهر مدینه، بیش از دو نوع شراب وجود نداشت که یکنوع آن از خرمای رسیده (تمر) و یکنوع آن از خرمای نارس (بسر) گرفته می شد.
آقای دکتر خلیلی می گوید: ماده الکلی که در همه این شرابها وجود دارد، دارای سم قوی و کشنده است. مثلا اگر سفیده تخم مرغی را بگیریم؛ و چند قطره از ویسکی یا شراب، بر روی آن بریزیم، فورا منجمد می شود و رنگش تغییر می یابد. و چنان می شود که گویا در روی آتش گداخته شده، یا در آب جوش گذاشته ای. بنابراین وقتی بدانیم که معده و قلب و کبد و کلیه های ما نیز، از همین مواد سفیده تخم مرغ تشکیل یافته است؛ آنگاه برای ما روشن می شود که الکل در این اعضاء، چه اثرات سوی و زیانبخشی بوجود می آورد.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
اول مانهانی عنه ربی عزوجل عبادة الأوثان و شرب الخمر و ملاهات الرجال.
(بحار / ج 76، 148 - وسائل / ج 17، 248)
اولین چیزی که پروردگارم مرا از آن نهی فرمود، پرستش بتها و خوردن شراب، و بذله گوئی با مردان است.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
شارب الخمر کعابد الوثن.(10)
(وسائل / ج 17، 252)
شرابخوار مانند بت پرست است.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
تحرم الجنة علی ثلاثة: علی المنان و علی المغتاب و علی مدمن الخمر.
(بحار / ج 76، 153)
بهشت بر سه گروه حرام است: بر منت گذار، و غیبت کننده و شرابخوار دائم.
4 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
کل مسکر حرام و کل مسکر خمر.
(بحار / ج 63، 478 - وسائل / ج 17، 260)
هر مست کننده ای حرام است و هر مست کننده ای شراب است.
5 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ان رسول الله صلی الله علیه و آله لعن بایعها و مشتریها و آکل ثمنها و ساقیها و شاربها.
(بحار / ج 63، 490)
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فروشنده و خریدار شراب و استفاده کننده از پول آن و ساقی و خورنده اش را لعنت فرمود.
6 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ملعون من جلس علی مائدة یشرب علیها الخمر.
(بحار / ج 63، 500)
کسی که کنار سفره ای بنشیند که در آن شراب خورده می شود، ملعون است.
7 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
ان شرب الخمر اکبر الکبائر و یدخل صاحبه فی الزنا و السرقة و قتل النفس المحترمة و الشرک و افاعیل الخمر تعلو کل ذنب.
(بحار / ج 46، 358 - وسائل / ج 17، 257)
شرابخواری بزرگترین گناه کبیره و صاحب خود را به زنا و دزدی و کشتن جان محترم و شرک وادار می سازد و کارهای شرابخوار بر همه گناهان فزونی دارد.
8 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لایدخل الجنة العاق لوالدیه و مدمن الخمر و منان بالخیر اذا عمله.
(بحار / ج 76، 127 - وسائل / ج 17، 267)
چند دسته وارد بهشت نمی شوند: عاق والدین، کسی که دائما شراب بنوشد، و کسی که اگر کار نیکی کند منت گذارد.
9 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
الخمر لایزداد شاربها الا کل شر.
(بحار / ج 76، 136)
شرابخواری جز شر و فساد، به صاحبش چیزی نمی افزاید.
10 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لایوتمن شارب الخمر فان الله عزوجل یقول: ولا توتوا السفهاء أموالکم فای سفیه أسفه من شارب الخمر ان شارب الخمر لایزوج اذا خطب ولا یشفع اذا شفع ولا یؤتمن علی امانة فمن ائتمنه علی امانة فاستهلکها لم یکن للذی ائتمنه علی الله ان یؤجره ولا یخلف عنه...
(بحار / ج 47، 267 - وسائل / ج 17، 248)
به شرابخوار امانت نسپارید، زیرا که خداوند می فرماید: اموال خود را به سفیهان ندهید کدام سفیه از شرابخوار سفیه تر است زیرا شرابخوار، هرگاه خواستگاری کند به او زن داده نمی شود، و اگر شفاعت کسی را نماید، شفاعتش پذیرفته نمی گردد و بر هیچ امانتی امین شمرده نمی شود. پس کسی که وی را بر امانتی امین قرار داد و او آن را از بین برد، خداوند در مقابل مالش به وی، پاداشی نمی دهد و مال وی را جبران نمی کند.
11 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لا تجالسوا شراب الخمر فان اللعنة اذا نزلت عمت فی المجلس.
(بحار / ج 63، 499 - وسائل / ج 17، 249)
با شرابخواران همنشینی و مجالست نکنید زیرا هنگامی که لعنت خدا بر (شرابخوار) نازل شود، عموم اهل مجلس را فرا می گیرد.
12 - امام رضا (علیه السلام) فرمود:
ما بعث الله نبیا الا بتحریم الخمر.
(بحار / ج 76، 135)
خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد، مگر اینکه به او دستور داد که شراب را حرام شده و ممنوع اعلام کند.
13 - امام رضا (علیه السلام) فرمود:
ایاک أن تزوج شارب الخمر فان زوجته فکأنما قدت الی الزنا ولا تصدقه اذا حدثک ولا تقبل شهادته ولا تأمنه علی شی ء من مالک فان ائتمنته فلیس لک علی الله ضمان ولا تؤاکله ولا تصاحبه ولا تضحک فی وجهه ولا تصافحه ولا تعانقه و ان مرض فلا تعده و ان مات فلا تشیع جنازته.
(بحار / ج 93، 491 - میزان الحکمه / ج 4، 281)
از تزویج دختر خود به شارب الخمر، اجتناب کن؛ زیرا که اگر چنین کنی مثل این است که برای زنا واسطه شدی. و هرگاه سخن گوید او را تصدیق نکن و شهادت و گواهی او را قبول ننما و او را به هر چیزی از مال خود امین قرار نده و اگر امین گردانی از طرف خدا، بر تو ضمانتی نیست، و با او هم غذا و هم صحبت نباش و به روی او لبخند نزن، و با او مصافحه و روبوسی و معانقه نکن، و اگر مریض شد به عیادتش نرو، و اگر مرد جنازه او را تشییع نکن.
دین اسلام بر محو ریشه و بنیان زشتیها تأکید فراوان دارد و حکم می کند که بر شرابخوار هشتاد تازیانه به عنوان حد بزنند و این حکم در مرتبه اول تا سوم - از طرف حاکم شرع - تکرار می شود و سپس در مرتبه چهارم کشته می شود. و اگر این حکم اسلامی درباره شرابخوار، با حکم اعدامی که دولتها برای خرابکاران و قاچاقچیان مواد مخدر، و توطئه گران بر مصالح ملت و امنیت جامعه مقایسه شود، معلوم می گردد که حکم اسلام درباره اعدام شرابخوار، بسیار شایسته و سزاوار است، زیرا که شراب ریشه و سرمنشأ پلیدیهاست. چرا که سبب اصلی اختلاف به امنیت جامعه و بازیچه قرار دادن مصالح ملتها، و آزادی و سلامت آنها، شراب است. بنابراین قیام و حرکت ملتها برای آزادی (از قید استعمار و بی بندوباری) در ابتدا، بستگی به آزادسازی درون خود از مشغول شدن، و مبارزه کردن با نیروهای شرور داخلی دارد؛ که در سموم و مواد مخدر از قبیل شراب و قمار تجسم پیدا کرده است و راست و نیکو فرموده خداوند متعال آنجا که می فرماید:
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم.
(رعد / 11)
خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی دهد جز به وسیله خود آنها تا زمانی که خود آن قوم، جانشان را تغییر دهند.