فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

حکم ربا و رباخواری در اسلام

خداوند متعال می فرماید:
یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ذروا مابقی من الربا ان کنتم مومنین و ان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله و رسوله و ان تبتم فلکم روس اموالکم لا تظلمون ولا تظلمون.
(بقره / 278)
ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا بترسید و آنچه از (مطالبات) ربا باقی مانده، رها کنید، اگر ایمان دارید. و اگر (چنین) نمی کنید بدانید به جنگ با خدا و رسول او روبرو خواهید بود. و اگر توبه کنید سرمایه های شما از آن شماست (اصل سرمایه بدون سود) نه ستم می کنید و نه بر شما ستم می شود.
دین اسلام، به شدت تمام، با ربا مبارزه کرده است که مانند آن، در سایر محرمات دینی، مشاهده نشده است. زیرا که خدا آنرا جنگ با خود و پیامبرش، اعلام داشته است و این بخاطر آن است که، در ربا شقاوت دنیوی و اخروی نسبت به فرد و جامعه، وجود دارد، که اموال فراوانی در دست طبقه بی وجدان و فاقد انسانیت، متراکم می شود چون غالبا طرف معامله در ربا، زیان می برد، زیرا که ربا هر مقدار هم که کم باشد به مرور زمان چند برابر می گردد و اسلام کاری را که زیر بنای آن به ضرر گروه دیگری پایه ریزی شود، آن را تحریم کرده است ماند ربا و نزول خواری، رشوه، دزدی، و برعکس آن جمع آوری ثروت را از هر راه مشروعی که باشد جایز می شمارد. بشرط اینکه منجر به تراکم ثروت غیر مشروع نگردد و از پیدایش ثروت در نزد انسانهای با وجدان و با ایمان، هیچگونه ممانعتی به عمل نمی آورد، زیرا که در اموال آنها برای سائل و محروم حقی قرار داده است مانند، صدقه، زکات، خمس و امثال اینها. و آنها را به پرداخت حقوق شرعی اموالشان از سهم زکاة و خمس، به مستحقش ملزم ساخته است و راههای مشروع جمع آوری ثروت که اسلام به آن، صحه گذاشته و آن را امضاء کرده است، بسیار است که اهم آن تجارت و کسب حلال است و آن بر سه هدف زیر استوار می باشد:
1 - سالم ماندن اصل سرمایه.
2 - بدست آوردن سود و منفعت.
3 - خصم(5) از سود خالص به نسبت بیست درصد (20/.) در صورتی که سایر شرایط نیز موجود باشد.
و راههای مشروع خرید و فروش (در اسلام) زیاد است که برای هر کدام در فقه، نام خاصی وجود دارد. و معامله از جهت کالا بر چهار قسم است:
1 - بیع مقایضه: فروش کالا به کالا.
2 - بیع صرف: فروش نقد به نقد.
3 - بیع سلم: فروش نقد به کالا.
4 - بیع مطلق: فروش کالا به نقد - که در بین مردم بیشتر، این نوع بیع متداول و رایج است.
معامله از جهت پول و نقد نیز به چهار دسته تقسیم می گردد:
1 - معامله مرابحه: معامله ای که به قیمت اولیه آن سود اضافه شود.
2 - معامله تولیت: معامله ای که به قیمت اولیه کالا و بدون سود باشد.
3 - معامله وضیعه: معامله ای که به کمتر از قیمت اولیه کالا باشد.
4 - معامله مساومه: معامله به قیمت روز بدون توجه به قیمت اولیه کالا.
و معامله مرابحه از جهت سود به سه دسته تقسیم می گردد:
1 - آنچه که قیمت نسبت به اجزاء آن تقسیم می شود، ولی سود تقسیم نمی شود مانند خیاطی و نظایر آن.
2 - آنچه که سود نسبت به اجزاء آن تقسیم می شود ولی قیمت، تقسیم نمی شود مانند باربری و کرایه کشی.
3 - آنچه که قیمت و سود نسبت به آن تقسیم نمی شود مانند سمساری و امانت فروشی.
این اشاره ای گذرا به معامله و اقسام آن بود. در معامله دایما پول و نقدی در مقابل کالا و جنس وجود دارد و معمولا در طرف نقد زیاده ای که بر کل قیمت تقسیم می گردد مشاهده می شود. بر خلاف ربا که در مقابل مال ربا، چیزی قرار نمی گیرد و تقسیم بر آن نمی شود مثلا کسی که جنس یک تومانی را به دو تومان بفروشد، همانا قیمت را دو تومان قرار داده است که هر جزئی از این جنس، به تنهایی در مقابل جزئی از دو تومان قرار می گیرد. ولی هرگاه یک تومان را به دو تومان فروخت در این صورت یک تومان را بدون عوض و زیاده پرداخت کرده است. و مهلت دادن، عوض، حساب نمی شود زیرا که مهلت نه مال است و نه کاری که مال در قبال آن قرار گیرد؛ در نتیجه یکی از دو تومان از بین می رود و بخاطر همین است که برای بدست آوردن مال، ربا، راه غیر شرعی محسوب می شود. چنانکه دزدی و خیانت چنین است.
خداوند متعال می فرماید:
الذین یأکلون الربا لا یقومون الا کما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس.
(بقره / 275)
کسانی که ربا می خورند برنمی خیزند مگر مانند کسی که در اثر تماس شیطان دیوانه شده و نمی تواند تعادل خود را حفظ کند، گاهی زمین می خورد گاهی بپا می خیزد.
یعنی به پا نمی خیزند مگر مانند کسی که بواسطه شرابخواری مست شده است و این عمل زشت آنها بخاطر آن است که گفتند بیع هم مانند ربا است و تفاوتی (میان آن دو) نیست.
یعنی سبب در این مستی، کسب مال از راه غیر مشروع آن است و گفتند که، بیع و ربا یکی است لذا رباخواری را حلال دانستند در حالی که میان آن دو فرق زیادی وجود دارد. چرا که ربا نسبت به طرف مقابل (دهنده ربا) ظلم است و حرمت مال مردم مانند حرمت خون و ناموس آنهاست و رباخوار با حرص و ولع خود فرد محتاج و مضطر را به خود نیازمند می سازد و او را با بدهی زیاد به بند می کشد، و پشت او را سنگین می نماید و آینده اش را ویران می سازد، و این با روح اسلام سهل گیر منافات دارد، که در مورد مهلت دادن به بدهکار و درمانده، تا رسیدن به گشایش، سهل گیری می کند و فقیر و درمانده را کمک و دستگیری می نماید.
سپس خداوند متعال می فرماید:
فمن جاءه موعظة من ربه فانتهی فله ما سلف و امره الی الله، و من عاد فاولئک اصحاب النارهم فیها خالدون.
(بقره / 275)
کسی که اندرز الهی به او برسد و (از رباخواری) خودداری کند، سودهایی که در سابق (قبل از نزول حکم تحریم) بدست آورده، مال اوست - و این حکم تحریم، گذشته را شامل نمی شود - و کار او به خدا واگذار می شود (و گذشته او را خواهد بخشید) اما کسانی که باز گردند (و مجددا مرتکب این گناه شوند) اهل آتش خواهند بود، و همیشه در آن می مانند.
بلغ أبا عبدالله (علیه السلام) عن رجل انه کان یأکل الربا و یسمیه اللبا، فقال لئن أمکننی الله منه لأضربن عنقه.
(وسائل / ج 12، 429)
به امام صادق (علیه السلام) درباره مردی که رباخواری را مانند شیر مادر حلال می دانست، خبر دادند؛ فرمود: اگر خدا به من قدرت می داد البته گردن وی را می زدم.
بنابراین مسئولیت و گناه رباخواران حیله گر که با روشهای گوناگون رباخواری می کنند بسیار بزرگ است، زیرا کار آنان با روح اسلام کاملا تناقض دارد. پس کسی که به مرگ و روز قیامت ایمان دارد باید از خدا بترسد و رباخواری نکند، زیرا خداوند انسان را با وجود راههای کسب مشروع از قبیل: تجارت، زراعت و صنعت از راههای نامشروع، بی نیاز ساخته است. تجارت و امثال آن راههای مشروعی است که به احدی، در آنها ستم نمی شود و به حقوق دیگران تعدی نمی گردد و خود یک نوع خدمت اجتماعی است و مصلحت عمومی را دربر می گیرد.
فرد رباخوار از آنجا که به مردم رحم نمی کند مردم نیز نسبت به او نفرت دارند و از جمله نفرت کنندگان کسانی هستند که با او معامله می کنند و در آنچه بدون رحمت و رنج بدست آورده، طمع می ورزند، زیرا معتقدند که او مالک آن همه ثروت نمی باشد. و گاهی این عقده روحی بصورت خیانت یا جنایت بروز می کند و فقط شامل رباخوار و خانواده اش می گردد، و دلیلش جز رفتار ناپسندانه و رباخواری وی نمی باشد.
خداوند متعال می فرماید:
یمحق الله الربا.
خداوند رباخوار را نابود می کند.
یعنی عاقبت رباخوار را به فقر و فلاکت منجر می سازد.
وبربی الصدقات.
(بقره / 276)
و صدقات را افزایش می دهد.
یعنی، برخلاف تصور رباخواران، در دنیا آن را افزایش می دهد، زیرا که جایگاه و منزلت رباخوار، بی اعتبار و کم ارزش می گردد، در حالی که مقام و منزلت صدقه دهنده بالا می رود و قلبها به سوی او گرایش پیدا می کند و در بین مردم با نام نیک از او یاد می شود.
ربا بر دو قسم است:
اول: ربا در قرض دادن، یعنی، هنگام قرض دادن شرط زیادی در مال یا در کار بکند مثلا، اگر ده دینار (یا ده تومان) برای یک ماه قرض دهد، شرط کند که هنگام دریافت آن بعد از یک ماه مبلغ معینی به نسبت معین زیاد بگیرد و چنین شرطی که قبلا شود، قرض را ربوی می کند و همچنین است، اگر عملی را شرط کند مانند اینکه طلایی را برای مدت معینی قرض دهد و شرط نماید که هنگام گرفتن به شکل خاصی آنرا تحویل دهد (یعنی آن را به صورتی ساخته باشد) بلی اگر شرط نکند دادن اضافه از طرف وام گیرنده نه تنها اشکالی ندارد؛ بلکه مستحب نیز می باشد البته در صورتی که با طیب نفس باشد. چه وام دهنده بدون شرط قبلی این را بداند یا نداند و از همین حکم حساب سپرده و صندوقهای پس انداز معلوم می گردد که از بانکداران به هر سپرده ای به نسبت درصد بدون شرط قبلی سود پرداخت کنند، اشکالی ندارد؛ زیرا آنها نیز سپرده های مردم را در هدف های خاص تجاری یا عمرانی و مانند آن بکار می گیرند و از آن استفاده می برند. به امید آنکه مردانی با همت برای مصلحت اسلام و مسلمین به چنین امر مهمی اقدام نمایند.
دوم: ربا در معامله، و آن با دو شرط تحقق پیدا می کند: یکی متحد بودن دو جنس مورد معامله در خرید و فروش یعنی دو جنس مورد معامله عرفا هر و از یک جنس باشند، اگر چه در خصوصیات با همدیگر تفاوت داشته باشند دیگر اینکه، هر دو از مکیل(6) یا موزون(7) باشند.
بنابراین اگر چیزی با شمارش فروخته شود، زیاده گرفتن اشکال ندارد مثلا می توان یک تخم مرغ را در مقابل دو تخم مرغ معامله کرد و این در صورتی است که غالبا خرید و فروش آن با شمارش باشد نه پیمانه و وزن؛ و لازم است که شرعا همه آنها از یک جنس شمرده شود مانند گندم، جو و انواع خرما که از یک جنس محسوب می شوند، و همچنین است میش با بز و گاو با گاومیش که یک جنس محسوب می شوند، و هر چیزی که اصل آن با فروعاتش یکی باشد، عرفا یک جنس به حساب می آید، مانند گندم، آرد و نان و مانند شیر، ماست و پنیر.
و این دو قسم ربا در حرمت و اثر سوء آن در خود شخص و ایجاد دشمنی و کینه در جامعه، نقش مشترک دارند و از آنجا که معامله ربوی از نیاز شخصی افراد، سرچشمه می گیرد، پس لازم است که برای ریشه کن ساختن اساس آن، تلاش مثبت شود. و راه آن ایجاد بانک های اسلامی برای رفع نیاز نیازمندان با راه شرعی آن می باشند. به امید روزی که توانگران جامعه به این کار همت گمارند که خداوند متعال وعده داده کسی را که دین او را کمک نماید، او را یاری دهد و خداوند همیشه یاور انسانهای مخلص و امین است.
سیری در سنت و روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ان الله عزوجل لعن آکل الربا و موکله و کاتبه و شاهدیه.
(بحار / ج 73، 330)
خداوند عزوجل خورندگان و دهندگان و نویسندگان و شاهدان ربا را لعن و نفرین کرده است.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من أکل الربا ملا الله بطنه من نار جهنم بقدرما أکل و ان اکتسب منه مالا لم یقبل الله منه شیئا من عمله ولم یزل فی لعنة الله و ملائکته مادام معه فیراط.
(وسائل / ج 6، 427)
کسی که مال ربا بخورد خداوند شکم او را به اندازه ای که ربا خورده است از آتش جهنم پر می کند و اگر از آن مالی بدست آورده هیچ عملی را از وی نمی پذیرد و مادامی که در نزد او یک قیراط(8) باشد دایما مورد لعنت خدا و ملائکه اش خواهد بود.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
شر المکاسب الربا.
(بحار / ج 100، 120)
بدترین کسبها رباخواری و معامله ربوی است.
4 - علی (علیه السلام) فرمود:
اذا أراد الله بقربة هلاکا ظهر فیهم الربا.
هرگاه خدا اراده نماید که قریه و آبادیی را ویران و هلاک سازد در میان آنان، ربا ظاهر می شود.
5 - علی (علیه السلام) فرمود:
آکل الربا و موکله و کاتبه و شاهداه فی الوزر سواء.
(وسائل / ج 12، 144)
خورنده ربا و دهنده و نویسنده و شاهدان، همه در وزر و گناه یکسانند.
6 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
یستتاب آکل الربا کما یستتاب من الشرک.
(بحار / ج 100، 119)
رباخوار باید از عمل خود توبه کند، چنانکه مشرک از شرک توبه می نماید.
7 - از امام صادق (علیه السلام)، سوال شد:
قدتری الرجل یربی و یکثر ماله؟ فقال (علیه السلام): یمحق الله دینه و ان کان ماله یکثر.
(بحار / ج 100، 117)
یابن رسول شما خود نیز شاهد هستید که بعضی ها ربا می گیرند و مالشان نیز زیاد می شود، (چگونه با آیه قرآن سازش دارد)؟! فرمود: خداوند دینش را نابود می کند گرچه مالش زیاد بشود.
8 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
درهم ربا عندالله أشد من سبعین زنیة کلها بذات محرم فی بیت الله الحرام.
(بحار / ج 100، 119)
یک درهم ربا در نزد خدا، از هفتاد زنا که همه اش با محارم در خانه خدا باشد، بدتر است.
9 - امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
انما حرم الله الربا لئلا یتمانع الناس المعروف.
(بحار / ج 100، 120)
خداوند ربا را حرام کرد تا مردم از انجام کارهای نیک ممانعت و سهل انگاری ننمایند.
10 - وسئل عن الرجل اعطی رجلا مأة درهم علی ان یوتیه خمسة دراهم او اقل او اکثر؟ فقال (علیه السلام) هذا الربا المحض.
(وسائل / ج 12، 437)
از امام کاظم (علیه السلام) درباره مردی سوال شد که به شخصی یکصد درهم داده که در مقابل آن پنج درهم کمتر یا بیشتر اضافه بگیرد (حکمش چیست؟) فرمود این همان ربای خالص است.
11 - امام رضا (علیه السلام) فرمود:
ان الربا حرام سحت من الکبائر و مما وعد الله علیه النار و هو محرم علی لسان کل نبی و فی کل کتاب.
(بحار / ج 100، 121)
ربا، حرام و نامشروع است و از گناهان کبیره محسوب می شود، و از چیزهایی است که خداوند برای آن وعده آتش داده و از طرف هر پیغمبری در تمام کتابهای آسمانی تحریم گشته است.

بحثی پیرامون قرض الحسنه

اصلاح فرد و جامعه دایما بر دو محور استوار است:
1 - جنبه منفی آن؛ با کم کردن موارد فساد.
2 - جنبه مثبت آن؛ با تکثیر و زیاد کردن موارد اصلاح به اندازه ای که نیاز را برطرف سازد، تا انسان به موارد فساد محتاج نگردد.
و نقش اسلام در مبارزه با انواع فساد این چنین است؛ لذا با انواع ربا به عنوان یک ماده مضر در اقتصاد، مبارزه کرده است، یکی از اثرات منفی ربا، بیچارگی کسانی است که به آن گرفتار می شوند و خود یک نوع ظلم اجتماعی است و معامله ربوی جنگ با خدا و پیامبر قلمداد شده است. ولی مبارزه منفی به تنهایی مشکل را ریشه کن نمی سازد، زیرا بسیاری از افراد جامعه حتی قادر نیستند، گرفتاری شخصی خود را برطرف سازند و راهی هم جز به دست آوردن مال از هر راهی که ممکن باشد ندارند تا نیاز خود را برطرف سازند، این جاست که دین اسلام برای مبارزه مثبت با رباخواری به قرض الحسنه تأکید می ورزد تا افراد متمکن و توانا مقداری از سرمایه های خود را به نیازمندان قرض دهند، که در وقت معین بدون شرط زیاده، پرداخت نمایند و صاحبان سرمایه از این طریق، در سعادت فرد و اصلاح جامعه سهیم گردند.
قرآن کریم، وام دادن را معامله با خداوند سبحان می داند، و قرض دادن به نیازمندان را به منزله قرض به خدا می شمارد، در حالیکه خدا نیازی به این کار ندارد و منفعت آن تنها به سود محتاجان جامعه می باشد. برخلاف ربا که خداوند آن را جنگ با خدا و پیامبر می داند.
خداوند متعال می فرماید:
من ذاالذی یقرض الله قرضا حسنا فیضاعفه له اضعافا کثیرة و الله یقبض و یبسط و الیه ترجعون.
(بقره / 245)
کیست که خدا را وام (قرض الحسنه) دهد تا خداوند برای وی چندین برابر بیافزاید؟ و خداست که می گیرد و می دهد و همه به سوی او باز می گردند.
و نیز می فرماید:
ان المصدقین والمصدقات و اقرضوا الله قرضا حسنا یضاعف لهم و لهم أجر کریم.
(حدید / 18)
همانا مردان و زنانی که در راه خدا به فقیران صدقه و احسان کنند و به خدا قرض نیکو دهند (به محتاجان قرض الحسنه دهند) خداوند احسان آنان را چندین برابر سازد و پاداش همراه با لطف و کرامت نیز عنایت فرماید.
و در سوره دیگر می فرماید:
و اقرضتم الله قرضا حسنا لاکفرون عنکم سیئاتکم ولا دخلنکم جنات تجری من تحتها الانهار فمن کفر بعد ذلک منکم فقد ضل سواء السبیل.
(مائده / 12)
و خدا را قرض نیکو دهید (به بندگان او بی منت و بدون ربا قرض دهید) در این صورت گناهان شما را بیامرزم و شما را در بهشتی داخل گردانم که زیر درختانش نهرها جاری است پس هر کسی از شما پس از عهد با خدا (آمدن کتاب و رسولان و حجت های آسمانی) کافر شود، سخت از راه راست دور افتاده است.
و قرض را با نماز و روزه مقارن و همراه ذکر کرده است و می فرماید:
و اقیموا الصلوة و آتوا الزکوة و اقرضوا الله قرضا حسنا و ما تقدموا لانفسکم من خیر تجدوه عندالله هو خیرا و اعظم اجرا.
(مزمل / 20)
نماز را بپا دارید و زکات مال خود را به فقیران دهید و به خدا قرض نیکو دهید، (برای خدا به محتاجان صدقه و قرض الحسنه دهید) و (بدانید که) هر عمل نیک بر آخرت خود، پیش فرستید؛ پاداش آن را نزد خدا بیابید و آن اجر و ثواب آخرت (که بهشت ابد است) از متاع دنیا بسی بهتر و بزرگتر است.
چنانکه بر روش صحیح در قرض گرفتن و قرض دادن ارشاد نمودیم، لازم است که قرض، نوشته شده و ثبت گردد تا انسان نسبت به آن و مقدارش دچار شک و فراموشی نگردد.
خداوند متعال می فرماید:
یا ایها الذین امنوا تداینتم بدین الی أجل مسمی فاکتبوه ولیکتب بینکم کاتب بالعدل ولا یأب کاتب أن یکتب کما علمه الله.
(بقره / 282)
ای اهل ایمان چون به قرض و نسیه معامله کنید، تا زمانی معین سند و نوشته در میان باشد و بایست نویسنده درستکاری، معامله میان شما را بنویسد و از نوشتن ابا و خودداری نکند که خداوند به وی نوشتن آموخته است.
سیری در سنت و روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من أقرض مومنا قرضا ینظر به میسوره کان ماله فی زکاة و کان هو فی صلاة من الملائکة حتی یؤدیه الیه.
(بحار / ج 100، 139)
هر کس مومنی را قرض دهد و تا بهبودی وضع وی مهلت دهد مالش افزایش می یابد و دائم در رحمت ملائکه خواهد بود تا وام گیرنده بدهی را بپردازد.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من یمطل علی ذی حق حقه و هو یقدر علی أداء حقه فعلیه کل یوم خطیئة عشار.
(وسائل / ج 13، 89)
هر کس در دادن حق صاحب حقی مماطله و سهل انگاری کند، و قدرت بر ادای آن دارد، هر روز برای وی گناه باج بگیر (زورگو) نوشته می شود.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
قرض المال حمی الزکوه.
(وسائل / ج 6، 208)
قرض دادن مال، حمایت از زکات است (زیرا که باعث می گردد زکات به فقراء درمانده برسد نه بر هر کس که محتاج باشد.)
4 - علی (علیه السلام) فرمود:
اما الفرض فقرض درهم کصدقة در همین سمعته من رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فقال: هو الصدقة علی الأغنیاء.
(بحار / ج 100، 140)
ثواب یک درهم قرض دادن، به اندازه دو درهم صدقه دادن است. و این مطلب را از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: قرض دادن، صدقه دادن به اغنیاء است.
5 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
خیر القرض ما جر المنفعة (ای بلا اشتراط)
بهترین قرض دادن آن است که منفعتی (نیز) به همراه داشته باشد (ولی بدون شرط زیاده قبلی.(9))
6 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اذا أقرضت الدراهم ثم جاءک بخیر منها، فلا بأس اذا لم یکن بینکما شرط.
(وسائل / ج 13، 373)
اگر به کسی چند درهم قرض دادی و او هنگام پرداخت آن، بهتر از آن را آورد، اشکال ندارد در صورتی که قبلا شرط نکرده باشی.
7 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
علی باب الجنة مکتوب؛ القرض ثمانیة عشر والصدقة بعشرة و ذلک ان القرض لایکون الا لمحتاج و الصدقة ربما وقعت فی ید غیر محتاج.
(بحار / ج 100، 138)
بر درب بهشت نوشته شده است که، قرض هیجده برابر و صدقه ده برابر ثواب دارد و دلیلش این است که (اولا) اکثر وقتها قرض از طرف محتاج گرفته می شود و صدقه بسیاری از وقتها، در دست غیر محتاج آن قرار می گیرد (و ثانیا قرض دوباره برمی گردد و در دست دیگران قرار می گیرد و مشکل دیگری را حل می کند ولی صدقه بازپس گرفته نمی شود.)
8 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لان اقرض قرضا، احب الی من ان اتصدق مثله
(بحار / ج 100 / 139)
اگر چیزی را قرض دهم برای من بهتر از آن است که مانند آن را صدقه بدهم.
9 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
السراق ثلاثه: مانع الزکوه و مستحل مهور النساء و کذلک من استدان ولم ینو قضائه.
(خصال / 153)
دزدان و سارقین سه دسته اند:
1 - کسانی که از دادن زکات خودداری می کنند.
2 - کسانی که مهریه زنان را بر خود حلال می شمارند (و آن را نمی دهند.)
3 - کسانی که قرض می گیرند ولی در فکر بازپرداخت آن نیستند.
10 - امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
من طلب الرزق من حله فغلب فیستقرض علی الله عزوجل و علی رسوله صلی الله علیه و آله و سلم.
(وسائل / ج 13، 81)
هر کس روزی خود را از راه حلال جستجو نموده و بر آن دست یابد، باید بر خدا و پیامبرش قرض الحسنه دهد (تا شکر نعمت خدا را بجا آورده باشد.)
امام کاظم (علیه السلام)، بر این مطلب اشاره دارد که، اگر انسان از طریق کارهای مشروع و سالم، کسب روزی کند و به کارهای نیک ملتزم بشود و آن طوری که اسلام می گوید، از اسراف و زیاده روی دوری کند، چنین شخصی خواه ناخواه توفیق دادن قرض را پیدا خواهد نمود. زیرا که او در هدایت الهی سیر می کند، و اسلام در اینجا بدهکار را به یک نکته انسانی توجه و هشدار می دهد مالی که در زمان خاصی گرفتاری و مشکل او را حل نموده، وی صاحب آن نشده است، بلکه هنوز هم مال طلبکار است و او حق داشت به کسی ندهد و پیش خودش نگهدارد، اما حالا که به توی (بدهکار) نیکی نموده و به عنوان قرض پرداخته است، تو نیز باید هنگام ادای آن به وی نیکی کنی و چیزی به عنوان هدیه، اضافه بر اصل مال، با رضایت و طیب نفس به او پرداخت کنی چه از نقد باشد یا از جنس دیگر، و چنانکه او به تو احسان نموده، تو نیز باید با نیکی خود او را پاسخ دهی.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
الربا رباء ان: أحدهما ربا حلال والاخر حرام فاما الحلال فهو أن بقرض الرجل قرضا طمعا أن یزیده و یعوضه بأکثر مما أخذه بلا شرط بینهما.
(وسائل / ج 12، 429)
ربا بر دو قسم است: یکی ربای حلال و دیگری ربای حرام. اما ربای حلال آن است که شخصی به دیگری قرض داده و طمع داشته باشد که (قرض گیرنده) چیزی بر آن اضافه نماید، و بدون شرط قبلی، به عنوان عوض به وی اضافه دهد.
بنابراین زیادی دادن با اختیار، هنگام ادای قرض، شرعا مستحب است و اسلام با این راه برگزیده و عالی، ریشه های فساد اقتصادی را که از ربای ظالمانه ناشی می شود، می خشکاند و چه مناسب است که حکومتهای اسلامی و مردم نیکوکار، صندوقهای خیریه ای را بر اساس قرض الحسنه، ایجاد نمایند تا این مشکل را از ریشه برطرف سازند.
خداوند متعال می فرماید:
یمحق الله الربا و یربی الصدقات والله لا یحب کل کفار أثیم.
(بقره / 275)
خداوند ربا را نابود می سازد و صدقات را افزایش می دهد و خداوند هیچ انسان ناسپاس گهنکار را دوست نمی دارد.

مشروبات الکلی و سایر مفاسد اخلاقی

خداوند متعال می فرماید:
یسألونک عن الخمر والمیسر، قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس، واثمهما اکبر من نفعهما.
(بقره / 219)
درباره شراب و قمار، از تو سوال می کنند؛ بگو در آنها گناه بزرگی است. و منافعی (از نظر مادی) برای مردم دربردارند (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است.
امتیاز انسان از حیوان، به عقل او است، زیرا که انسان با حیوانات دیگر، در حواس ظاهری مانند چشم و گوش و حس لامسه و ذائقه و بویائی یکسان است، و مسکرات این امتیاز را از انسان می گیرد، و او را در ردیف حیوانات، بلکه پائین تر، قرار می دهد، تا جائی که مردم او را مسخره و استهزاء می کنند ولی حیوانات را استهزاء نمی کنند.
خور و خواب و خشم و شهوت، شغب است و جهل و ظلمت - حیوان خبر ندارد ز جهان آدمیت
و شراب ام الخبائث و سرچشمه گناهان شمرده شده است، و این، همان چیزی است که قرآن بر آن تأکید فراوان دارد، چنانکه می فرماید:
انما یرید الشیطان أن یوقع بینکم العداوة والبغضاء فی الخمر و المیسر.
(مائده / 91)
شیطان می خواهد در میان شما، به وسیله شراب و قمار، عداوت ایجاد کند.
و علت تسمیه و نامیدن (شراب) به خمر این است که عقل را از بین می برد، زیرا خمر در لغت عرب، به معنای پوشش است و خمار زنان (پوشش زنان) نیز از این لغت است و منفعت شراب در نشئه زودگذر و نشاط جسمی و هیجان اعصاب است ولیکن این منفعت، در مقابل ضررهای فکری و بهداشتی آن، بسیار ناچیز است زیرا که علم ثابت کرده است شراب مرکز مخ را به هیجان می آورد و ضربان قلب را شدت می بخشد و در موارد بسیاری باعث عقیمی و فلج و بیماریهای صعب العلاج می گردد.
دکتر خلیلی می گوید: طب جدید، امروزه ثابت کرده که نوشابه های الکلی هیچ مرضی را درمان نمی کند بلکه مطابق آنچه که از اهلبیت (علیه السلام) وارد شده به شدت امراض می افزاید.
و در نزد پزشکان بزرگ ثابت شده که: افراد مبتلا به مرضهای الکلی معمولا علاجشان کند و دیرتر از کسانی است که مبتلا به الکل نیستند و به عبارت روشنتر اینکه؛ زمینه شفاء و بهبودی در افراد دائم الخمر کمتر از دیگران است که اگر به مرضی هر چند آسان مبتلا شوند، علاج آن مشکل و بهبودی آن دیرتر خواهد بود.
همانا بالاترین آفت و زیان شراب این است که عقل را زایل می گرداند و این برای هر عاقلی ملموس و محسوس است و معلوم است که بهترین سرمایه انسان عقل اوست که اگر از بین برود، تمام کارهای زشت در نظر وی زیبا و نیک جلوه می کند و کارهای نیکو را زشت می انگارد و در زندگی پست و دور از انسانیت بسر خواهد برد، و دستگاههای عصبی او دگرگون خواهد شد، و قدرتش در حفظ گفتارها و مراعات کردار خود، تقلیل می یابد و اطاعت و فرمانبرداری او نسبت به هر کسی آسان می گردد (به آسانی از هر چیزی فرمان می برد) و هنگامی که خمر، شرابخوار را از عقل و فهم محروم سازد، از نظر درک و منزلت از حیوانات کمتر و حقیرتر خواهد شد. زیرا که بسیاری از حیوانات خود توان رفتن به اصطبل را دارند ولی فرد مست، قدرت رفتن به خانه خود را ندارد و کسان خود را نمی شناسد و غالبا تماشاچی دور او را گرفته یکی از باب ترحم، و دیگری از باب تحقیر، و سومی از باب مسخره و استهزاء به او می خندند که چگونه عقلش را با دست خود و مال خود را از بین برده (و به صورت گیج و تلوتلوخوران در کوچه و خیابان به راه افتاده است) اگر انسان لحظه ای فکر کند و به عواقب زشت شرابخواری، از قبیل فقدان درک و آگاهی و گفتارهای بیهوده و کارهای پستی که هر انسان عاقلی از آن نفرت دارد، تأمل نماید، هیچگاه به اینگونه کارهای فسادانگیز، اقدام نمی کند.
یکی از بزرگان، از شرابخواری امتناع می کرد و می گفت: دوست ندارم که رئیس قومی باشم و سفیه ترین و بی عقل ترین آنها شوم.
ملای رومی در شعر خود، چه زیبا سروده:
واهجر الخمرة ان کنت فتی - کیف یسعی فی جنون من عقل
اگر جوانمرد هستی! از شرابخوری بپرهیز.
چگونه صاحب عقلی در دیوانگی خویش، تلاش می کند.
و چه بسیار جرائمی که از شرابخوار در خانه، نسبت به خود و خانواده اش، و در کوچه و خیابان نسبت به جامعه سر می زند.
عقلای زیادی از ملتهای مختلف کوشیده اند که با قوانین و نظامهای گوناگون، شرابخواری را محدود کنند تا از ضررها و زیانهای خانوادگی و اجتماعی آن جلوگیری کنند و طبیعی است که انسان دائم الخمر، ضرر زشتی عملش را درک نمی کند زیرا که در یک جو خیال و توهم زندگی می کند و همه محدوده و اطراف خود را در روابط اجتماعی و زندگی فراموش می کند و در روابط جنسی خود، بین زن و خواهر و دختر خود فرقی نمی گذارد. لذا در حدیث وارد شده است که امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اذا خطب الیکم شارب الخمر فلا تزوجوه.
(وسائل / ج 14، 53 و ج 17، 249)
هرگاه شرابخواری به خواستگاری دختر شما آمد، فرزندتان را به وی تزویج نکنید.
و در ادامه حدیث می فرماید:
من زوج ابنته شارب خمر فکأنما أقادها الی النار.
(بحار / ج 63، 491 - وسائل / ج 17، 249)
هر کس دختر خود را به شرابخوار تزویج نماید مانند این است که وی را به آتش کشانیده است.