فهرست کتاب


آداب معاشرت در اسلام (ترجمه شرح الاربعین النبویة)

محمد حسین الجلالی‏ جواد بیات و محمد آذربایجانی‏

رعایت حق یتیمان

خداوند متعال می فرماید:
و یسألونک عن الیتامی قل اصلاح لهم خیر و ان تخالطوهم فاخوانکم... ان الله عزیز حکیم
(بقره / 220)
(ای پیامبر) درباره یتیمان از تو سئوال می کنند (که چگونه با آنها رفتار کنند) بگو کوشیدن برای اصلاح حال و مصلحت آنها بهتر است (تا آنها را بی سرپرست گذارید) و اگر با آنها بیامیزید رواست که برادران دینی شما هستند... و خداوند عزیز و حکیم است.
یتیم فقیر، کسی است که با مردن پدر، سرور و بهجت زندگی را، از دست داده است و ذلیلانه و ناامیدانه بین همسالان و دوستان خود، زندگی می کند. زمانه نسبت به او سنگدل و بی رحم است و جز عده ای از نیکان، کسی غمخوار ندارد که آنها نیز جز بال شکسته ای را مالک نیستند، و گاهی چنین یتیمانی شکار منافقین و دجالهای(3) زمان می شوند؛ که یکی او را بخدمت می گیرد، و دیگری او را فریب می دهد، و گاهی یتیم غیر از مادر کسی دیگر ندارد، و مادر نیز جز اشک ریختن و رنج کشیدن کاری از او ساخته نیست، و هرگاه یتیم سراغ پدر را از او می گیرد، در جواب می گوید: که پدرت به مسافرت رفته است، می گوید کی بر می گردد؟ در این لحظه مادر توان جواب ندارد.
براستی که این گونه زندگی، از قساوت و سختی خاصی برخوردار است. صافی شاعر نجفی به این حقیقت، اشاره کرده، چنین می گوید:
أودی الردی بأبیه قبل فطامه - فحسا المذلة فی حلیب المرضع
فتراه یلعب فی الزقاق و طالما - من صحبه یمنی بضرب موجع
فیجیی ء یشکوضا ربیه لأمه - فتجیب شکواه بجاری الادمع
فیقول این ابی؟ فتدعو غائب - فیقول غاب؟ فماله لم یرجع
فتظل واجمة و لا تجیبه - الا بزفرة قلبها المتوجع
دنیای تبهکار، پدرش را قبل از جدائی از شیر، از دستش گرفت. مذلت و خواری را، همراه شیر مادرش احساس نمود.
او را می بینی که در کوچه بازی می کند.
ولی همیشه در انتظار کتک دردناک از دوستانش می باشد.
از دست آزاردهندگان، به مادرش شکایت می برد.
مادر جواب شکایت او را، با اشک چشمانش پاسخ می دهد.
سئوال می کند پدرم کجاست؟ مادر گوید که غایب است.
گوید غایب است؟ پس کجا رفته است چرا برنمی گردد.
مادر بیچاره خاموش می گردد، و جوابش نمی دهد.
مگر با آه دلی که قلبش را به درد می آورد.
یتیم با بلوغ شرعی به حد تکلیف می رسد(4)
و علائم بلوغ سه چیز است:
و نیز در همین سوره در آیه 127 می فرماید:
یکی: روئیدن موی درشت بر عانه.
دوم: کامل شدن پانزده سال قمری در پسر و نه سال قمری در دختر.
سوم: محتلم شدن.
و امام صادق (علیه السلام) فرمود:
انقطاع یتم الیتیم الاحتلام.
(وسائل / ج 13، 430)
یتیمی پس از احتلام تمام می شود.
و احتلام نشانه بلوغ، رشد و کمال (جسمی و عقلی) یتیم است. اگر محتلم شود ولی رشد (عقلی) از او مشاهده نگردد، و سفیه یا ضعیف باشد، باید ولیش مال او را حفظ کند و مراعات حال یتیم، ایمان راستین و انسانیت می خواهد. و لذا قرآن کریم در بیست و دو آیه درباره او تأکید فرموده، و خداوند متعال می فرماید:
فأما الیتیم فلا تقهر.
(ضحی / 9)
هرگز به یتیم قهر و غضب نکن و آزار نرسان.
و در سوره انعام آیه 153 می فرماید:
ولا تقربوا مال الیتیم الا بالتی هی احسن حتی یبلغ اشده.
و هرگز به مال یتیم نزدیک نشوید تا آنکه به حد رشد و کمال برسد.
و در سوره بقره آیه / 215 می فرماید:
قل ما انفقتم من خیر فللوالدین والاقربین والیتامی والمساکین وابن السبیل و ما تفعلوا من خیر فان الله به علیم.
ای پیامبر صلی الله علیه و آله! بگو هر چه می خواهید از مال خود انفاق کنید؛ برای پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان فقیر و بیچارگان و واماندگان در راه، و هر چه نیکی کنید، خداوند به آن آگاه است.
و در سوره نساء آیه / 10 می فرماید:
ان الذین یأکلون اموال الیتامی ظلما انما یأکلون فی بطونهم نارا.
آنانکه اموال یتیمان را به ستمگری می خورند، در حقیقت آنها در شکم خود، آتش جهنم فرو می برند، و به زودی به آتش فروزان دوزخ، خواهند افتاد.
و نیز در همین سوره آیه / 127 می فرماید:
و ان تقوموا للیتامی بالقسط.
و درباره یتیمان عدالت را پیشه گیرید.
و این تأکید فراوان به خاطر آن است که معمولا یتیم پشتیبان و مدافع خود را از دست می دهد و از آنجا که رعایت حال یتیم (باعث) اصلاح فرد و در نتیجه (باعث) سعادت ملت می گردد، لذا سستی در حق او، باعث فساد اخلاق و ضایع شدن حقوق وی می گردد. و به خاطر همین است که دین اسلام، مردم را به رعایت حقوق و سرپرستی قبل از بلوغ وی، وادار می سازد، و رعایت حال یتیم را در مرتبه سوم بعد از عبادت خود می شمارد. چنانکه در قرآن کریم می فرماید:
لا تعبدون الا الله و بالوالدین احسانا و ذی القربی و الیتامی.
(بقره / 83)
به جز خدا، کسی را پرستش نکنید، و به پدر و مادر و خویشان و یتیمان، نیکی کنید.
و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) وعده داد که: هر کس یتیم را کفالت و سرپرستی کند، در بهشت با من خواهد بود و برای نشان دادن این معنا، دو انگشت سبابه و وُسطی را به هم چسبانید. آن حضرت در این فرمایش خود، به همه کسانی که یتیمی را، سرپرستی نمایند وعده بهشت داده است، و چه درجه عالی و بالایی است که کسی در کنار پیامبر در بهشت قرار گیرد!
بنابراین، یتیم یک امانتی است که در پیش همه مسلمین به ودیعت گذاشته می شود، پس بر همه لازم است که حال او را مراعات نموده و از وی سرپرستی نمایند و نسبت به رشد مال وی و مساعدت و همکاری با او، اهمیت قائل شوند و در تأسیس دارالایتامها و رسیدگی صادقانه به حال یتیمان و همکاری در تهیه زندگی سعادتمندانه، برای آنان، تلاش نمایند، چنانکه انسان برای فرزندان و نزدیکان خود، تلاش می نماید.
سیری در روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من کفل یتیما کنت انا و هو فی الجنة کهاتین (و قرن بین اصبعیه السبابة والوسطی.)
(بحار / ج 72، 3)
هر کس یتیمی را سر پرستی کند، من و او مانند این دو انگشت در بهشت خواهیم بود، (و در این هنگام دو انگشت سبابه و وسطی را نزدیک هم قرار داد.)
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من عال یتیما حتی یستغنی، أوجب الله له لذلک الجنة کما أوجب الله الا کل مال الیتیم النار.
(فروع کافی / ج 7، 51 - بحار / ج 72، 4)
هر کس، مخارج یتیمی را به عهده بگیرد تا بی نیاز گردد، خداوند بهشت را به خاطر این عمل وی، برایش واجب می گرداند، چنانکه برای خورنده مال یتیم، آتش را واجب ساخته است.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من مسح علی رأس یتیم ترحما له، أعطاه الله بکل شعرة نورا یوم القیامة.
(بحار / ج 72، 5)
هر کس دست ترحم بر سر یتیمی بکشد، خداوند برای هر مویی در روز قیامت، نوری به او عطا می کند.
4 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
أربع من کن فیه بنی الله له بیتا فی الجنة: من آوی الیتیم، و رحم الضعیف، و شفق علی والدیه، و رفق بمملوکه.
(بحار / ج 72، 4)
چهار گروهند که هر کس از آنان باشد، خداوند در بهشت خانه ای را برای او بنا می کند: کسی که یتیمی را پناه دهد و به ضعیف رحم نماید و به پدر و مادرش مهربانی و شفقت کند و با برده خود مدارا نماید.
5 - علی (علیه السلام) فرمود:
أحسنوا فی عقب غیرکم یحسنوا فی عقبکم.
(بحار / ج 72، 13)
در پشت سر دیگران (به کودکان یتیم آنها) نیکی کنید تا بعد از شما (به کودکان یتیمان) نیکی کنند.
6 - علی (علیه السلام) فرمود:
الله الله فی الایتام فلا تغبوا أفواههم و لا تضیعوا بحضرتکم.
(بحار / ج 72، 14)
خدا را خدا را! درباره ترحم بر یتیمان فراموش نکنید، آنان را بی غذا نگذارید و در پیش خود تحقیرشان نسازید.
7 - علی (علیه السلام) فرمود:
ان آکل مال الیتیم سیدرکه و بال ذلک فی عقبه و یلحقه و بال ذلک فی الاخرة.
(بحار / ج 72، 13)
خورنده مال یتیم، وزر و وبال آن را به زودی بعد از خودش (نسبت به فرزندان خود) خواهد دید، و به دنبال آن وبال روز قیامت را نیز، خواهد داشت.
8 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
اربع من کن فیه من المومنین أسکنه الله فی أعلی علیین، فی غرف فوق الغرف فی محل الشرف کل الشرف: من آوی الیتیم و نظر له و کان له أبا، و من رحم الضعیف و اعانه و کفاه، و من أنفق علی والدیه و رفق بهما و برهما و لم یحزنهما، و لم یجحف مملوکه و اعانه علی ما یکلفه.
(خصال / ج 1، 25)
چهار صفت است که در هر کس از مومنین باشد، خداوند او را در اعلی علیین، ساکن می گرداند، در غرفه هایی که یکی فوق دیگری است در جایگاهی که بالاترین شرف را داراست:
1 - کسی که یتیمی را پناه دهد و از وی مواظبت نماید و برای او (مانند) پدر باشد.
2 - کسی که به ضعیفی رحم کند و او را یاری دهد.
3 - کسی که به پدر و مادرش انفاق کند و با آنان مدارا کند و در حق آنها احسان و نیکی نماید و ایشان را محزون نسازد.
4 - کسی که در حق برده خود، اجحاف و ظلم نکند و او را در کارهای محوله، یاری نماید.
و طبیعی است که باید در حق یتیم به شایستگی توجه گردد و نسبت به امور مادی و معنوی او، به روشهای گوناگون، رسیدگی شود و به آنچه صلاح و مصلحت اوست، از نظر فکری ارشاد و راهنمائی گردد و در رساندن او به سعادت مادی انفاق شود، بدون اینکه هیچگونه چشم طمع، یا خیانتی در مال او داشته باشد.
پس انسان باید درباره یتیم از خدا بترسد و غفلت، کوچکی سن و نداشتن قدرت او را غنیمت نشمارد و اموال او را از طریق ظلم و تعدی پایمان نکند؛ بلکه به جای آن، در حفظ و زیاد نمودن مال او قدم بردارد، تا اینکه یتیم به رشد و کمال عقلی برسد.
خداوند متعال می فرماید:
ان الذین یأکلون اموال الیتامی ظلما انما یأکلون فی بطونهم نارا و سیصلون سعیرا.
(نساء / 10)
آنانکه اموال یتیمان را به ستمگری می خورند، در حقیقت آنها در شکم خود، آتش جهنم فرو می برند و بزودی در آتش فروزان جهنم خواهند افتاد.
وسأل الصادق (علیه السلام) فی تفسیر هذه الایة عن رجل أکل مال الیتیم هل له توبة؟ قال (علیه السلام): یرد به الی اهله.
(بحار / ج 72، 8)
و از امام صادق (علیه السلام) در تفسیر این آیه شریفه سوال شد، درباره مردی که مال یتیم را خورده، آیا توبه اش قبول می شود؟
حضرت فرمود: باید آن را به صاحبش برگرداند.
این آیه کریمه اشاره دارد به اینکه تصرف نابجا در مال یتیمان عواقب شومی را بوجود می آورد، از قبیل عقده روحی در یتیم که آثار آن بعدها ظاهر می گردد؛ زیرا او چه در حال کودکی و چه در حال بزرگی ظلم و ستم را درک خواهد کرد، و آنچه که ظالم بخاطر تصرف نابجا در مال و حق یتیمان ناراحتی خواهد کشید، بیشتر از آن است که از راه ظلم و سم بدست آورده است.
البته این نسبت به عواقب دنیوی تصرف در مال یتیمان است و اما عذاب آخرت، مسلما شدیدتر از این خواهد بود، چنانکه در قرآن کریم می فرماید:
ولا تحسن الله غافلا عما یعمل الظالمون.
(ابراهیم / 42)
البته مپندار که پروردگار تو از آنچه ستمگران انجام می دهند غافل است.
و آنچه که قبلا از علی (علیه السلام) گذشت نیز به این جهت اشاره دارد چنانکه فرمود:
ان آکل مال الیتیم سیدرکه وبال ذلک فی عقبه.
(بحار / ج 72، 269)
خورنده مال یتیم وزر و وبال آن را بزودی پس از خودش (نسبت به فرزندان خود) خواهد دید.
پس ای کسی که وصی برای یتیمان شدی! اگر در حق یتیمان کوتاهی یا سستی نمودی از خدا بترس و قبل از رسیدن اجل آن را جبران کن، اگر دارای اولاد هستی و یتیمی را نگهداری می کنی مواظب باش و به فرزندان خود نیز هشدار ده که با او رفتار بد نکنند یا او را با کلمه ای آزرده خاطر نسازند، بر او منت مگذار چنانچه دوست نداری کسی بر تو منت گذارد، زیرا که تاریخ تکرار می شود و هر کس به آنچه جزا می دهد جزا داده خواهد شد. به دیگران احسان کن تا دیگران نیز در حق فرزندان تو احسان نمایند، تا با قلبی طاهر و عملی پاکیزه به سوی پروردگارت بشتابی و خداوند تو را مورد رحمت خود قرار دهد.
خداوند متعال می فرماید:
ولیخش الذین لو ترکوا من خلفهم ذریة ضعافا خافوا علیهم فلیتقوا الله ولیقولوا فولا سدیدا.
(نساء / 9)
آنها که اگر فرزندان ناتوانی از خود به یادگار بگذارند، از آینده آنان می ترسند؛ باید (از ستم درباره یتیمان مردم) بترسند پس، از (مخالفت) خدا بپرهیزند و با یتیمان (مردم) با نرمی و محبت سخن بگویند.

حکم ربا و رباخواری در اسلام

خداوند متعال می فرماید:
یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ذروا مابقی من الربا ان کنتم مومنین و ان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله و رسوله و ان تبتم فلکم روس اموالکم لا تظلمون ولا تظلمون.
(بقره / 278)
ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا بترسید و آنچه از (مطالبات) ربا باقی مانده، رها کنید، اگر ایمان دارید. و اگر (چنین) نمی کنید بدانید به جنگ با خدا و رسول او روبرو خواهید بود. و اگر توبه کنید سرمایه های شما از آن شماست (اصل سرمایه بدون سود) نه ستم می کنید و نه بر شما ستم می شود.
دین اسلام، به شدت تمام، با ربا مبارزه کرده است که مانند آن، در سایر محرمات دینی، مشاهده نشده است. زیرا که خدا آنرا جنگ با خود و پیامبرش، اعلام داشته است و این بخاطر آن است که، در ربا شقاوت دنیوی و اخروی نسبت به فرد و جامعه، وجود دارد، که اموال فراوانی در دست طبقه بی وجدان و فاقد انسانیت، متراکم می شود چون غالبا طرف معامله در ربا، زیان می برد، زیرا که ربا هر مقدار هم که کم باشد به مرور زمان چند برابر می گردد و اسلام کاری را که زیر بنای آن به ضرر گروه دیگری پایه ریزی شود، آن را تحریم کرده است ماند ربا و نزول خواری، رشوه، دزدی، و برعکس آن جمع آوری ثروت را از هر راه مشروعی که باشد جایز می شمارد. بشرط اینکه منجر به تراکم ثروت غیر مشروع نگردد و از پیدایش ثروت در نزد انسانهای با وجدان و با ایمان، هیچگونه ممانعتی به عمل نمی آورد، زیرا که در اموال آنها برای سائل و محروم حقی قرار داده است مانند، صدقه، زکات، خمس و امثال اینها. و آنها را به پرداخت حقوق شرعی اموالشان از سهم زکاة و خمس، به مستحقش ملزم ساخته است و راههای مشروع جمع آوری ثروت که اسلام به آن، صحه گذاشته و آن را امضاء کرده است، بسیار است که اهم آن تجارت و کسب حلال است و آن بر سه هدف زیر استوار می باشد:
1 - سالم ماندن اصل سرمایه.
2 - بدست آوردن سود و منفعت.
3 - خصم(5) از سود خالص به نسبت بیست درصد (20/.) در صورتی که سایر شرایط نیز موجود باشد.
و راههای مشروع خرید و فروش (در اسلام) زیاد است که برای هر کدام در فقه، نام خاصی وجود دارد. و معامله از جهت کالا بر چهار قسم است:
1 - بیع مقایضه: فروش کالا به کالا.
2 - بیع صرف: فروش نقد به نقد.
3 - بیع سلم: فروش نقد به کالا.
4 - بیع مطلق: فروش کالا به نقد - که در بین مردم بیشتر، این نوع بیع متداول و رایج است.
معامله از جهت پول و نقد نیز به چهار دسته تقسیم می گردد:
1 - معامله مرابحه: معامله ای که به قیمت اولیه آن سود اضافه شود.
2 - معامله تولیت: معامله ای که به قیمت اولیه کالا و بدون سود باشد.
3 - معامله وضیعه: معامله ای که به کمتر از قیمت اولیه کالا باشد.
4 - معامله مساومه: معامله به قیمت روز بدون توجه به قیمت اولیه کالا.
و معامله مرابحه از جهت سود به سه دسته تقسیم می گردد:
1 - آنچه که قیمت نسبت به اجزاء آن تقسیم می شود، ولی سود تقسیم نمی شود مانند خیاطی و نظایر آن.
2 - آنچه که سود نسبت به اجزاء آن تقسیم می شود ولی قیمت، تقسیم نمی شود مانند باربری و کرایه کشی.
3 - آنچه که قیمت و سود نسبت به آن تقسیم نمی شود مانند سمساری و امانت فروشی.
این اشاره ای گذرا به معامله و اقسام آن بود. در معامله دایما پول و نقدی در مقابل کالا و جنس وجود دارد و معمولا در طرف نقد زیاده ای که بر کل قیمت تقسیم می گردد مشاهده می شود. بر خلاف ربا که در مقابل مال ربا، چیزی قرار نمی گیرد و تقسیم بر آن نمی شود مثلا کسی که جنس یک تومانی را به دو تومان بفروشد، همانا قیمت را دو تومان قرار داده است که هر جزئی از این جنس، به تنهایی در مقابل جزئی از دو تومان قرار می گیرد. ولی هرگاه یک تومان را به دو تومان فروخت در این صورت یک تومان را بدون عوض و زیاده پرداخت کرده است. و مهلت دادن، عوض، حساب نمی شود زیرا که مهلت نه مال است و نه کاری که مال در قبال آن قرار گیرد؛ در نتیجه یکی از دو تومان از بین می رود و بخاطر همین است که برای بدست آوردن مال، ربا، راه غیر شرعی محسوب می شود. چنانکه دزدی و خیانت چنین است.
خداوند متعال می فرماید:
الذین یأکلون الربا لا یقومون الا کما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس.
(بقره / 275)
کسانی که ربا می خورند برنمی خیزند مگر مانند کسی که در اثر تماس شیطان دیوانه شده و نمی تواند تعادل خود را حفظ کند، گاهی زمین می خورد گاهی بپا می خیزد.
یعنی به پا نمی خیزند مگر مانند کسی که بواسطه شرابخواری مست شده است و این عمل زشت آنها بخاطر آن است که گفتند بیع هم مانند ربا است و تفاوتی (میان آن دو) نیست.
یعنی سبب در این مستی، کسب مال از راه غیر مشروع آن است و گفتند که، بیع و ربا یکی است لذا رباخواری را حلال دانستند در حالی که میان آن دو فرق زیادی وجود دارد. چرا که ربا نسبت به طرف مقابل (دهنده ربا) ظلم است و حرمت مال مردم مانند حرمت خون و ناموس آنهاست و رباخوار با حرص و ولع خود فرد محتاج و مضطر را به خود نیازمند می سازد و او را با بدهی زیاد به بند می کشد، و پشت او را سنگین می نماید و آینده اش را ویران می سازد، و این با روح اسلام سهل گیر منافات دارد، که در مورد مهلت دادن به بدهکار و درمانده، تا رسیدن به گشایش، سهل گیری می کند و فقیر و درمانده را کمک و دستگیری می نماید.
سپس خداوند متعال می فرماید:
فمن جاءه موعظة من ربه فانتهی فله ما سلف و امره الی الله، و من عاد فاولئک اصحاب النارهم فیها خالدون.
(بقره / 275)
کسی که اندرز الهی به او برسد و (از رباخواری) خودداری کند، سودهایی که در سابق (قبل از نزول حکم تحریم) بدست آورده، مال اوست - و این حکم تحریم، گذشته را شامل نمی شود - و کار او به خدا واگذار می شود (و گذشته او را خواهد بخشید) اما کسانی که باز گردند (و مجددا مرتکب این گناه شوند) اهل آتش خواهند بود، و همیشه در آن می مانند.
بلغ أبا عبدالله (علیه السلام) عن رجل انه کان یأکل الربا و یسمیه اللبا، فقال لئن أمکننی الله منه لأضربن عنقه.
(وسائل / ج 12، 429)
به امام صادق (علیه السلام) درباره مردی که رباخواری را مانند شیر مادر حلال می دانست، خبر دادند؛ فرمود: اگر خدا به من قدرت می داد البته گردن وی را می زدم.
بنابراین مسئولیت و گناه رباخواران حیله گر که با روشهای گوناگون رباخواری می کنند بسیار بزرگ است، زیرا کار آنان با روح اسلام کاملا تناقض دارد. پس کسی که به مرگ و روز قیامت ایمان دارد باید از خدا بترسد و رباخواری نکند، زیرا خداوند انسان را با وجود راههای کسب مشروع از قبیل: تجارت، زراعت و صنعت از راههای نامشروع، بی نیاز ساخته است. تجارت و امثال آن راههای مشروعی است که به احدی، در آنها ستم نمی شود و به حقوق دیگران تعدی نمی گردد و خود یک نوع خدمت اجتماعی است و مصلحت عمومی را دربر می گیرد.
فرد رباخوار از آنجا که به مردم رحم نمی کند مردم نیز نسبت به او نفرت دارند و از جمله نفرت کنندگان کسانی هستند که با او معامله می کنند و در آنچه بدون رحمت و رنج بدست آورده، طمع می ورزند، زیرا معتقدند که او مالک آن همه ثروت نمی باشد. و گاهی این عقده روحی بصورت خیانت یا جنایت بروز می کند و فقط شامل رباخوار و خانواده اش می گردد، و دلیلش جز رفتار ناپسندانه و رباخواری وی نمی باشد.
خداوند متعال می فرماید:
یمحق الله الربا.
خداوند رباخوار را نابود می کند.
یعنی عاقبت رباخوار را به فقر و فلاکت منجر می سازد.
وبربی الصدقات.
(بقره / 276)
و صدقات را افزایش می دهد.
یعنی، برخلاف تصور رباخواران، در دنیا آن را افزایش می دهد، زیرا که جایگاه و منزلت رباخوار، بی اعتبار و کم ارزش می گردد، در حالی که مقام و منزلت صدقه دهنده بالا می رود و قلبها به سوی او گرایش پیدا می کند و در بین مردم با نام نیک از او یاد می شود.
ربا بر دو قسم است:
اول: ربا در قرض دادن، یعنی، هنگام قرض دادن شرط زیادی در مال یا در کار بکند مثلا، اگر ده دینار (یا ده تومان) برای یک ماه قرض دهد، شرط کند که هنگام دریافت آن بعد از یک ماه مبلغ معینی به نسبت معین زیاد بگیرد و چنین شرطی که قبلا شود، قرض را ربوی می کند و همچنین است، اگر عملی را شرط کند مانند اینکه طلایی را برای مدت معینی قرض دهد و شرط نماید که هنگام گرفتن به شکل خاصی آنرا تحویل دهد (یعنی آن را به صورتی ساخته باشد) بلی اگر شرط نکند دادن اضافه از طرف وام گیرنده نه تنها اشکالی ندارد؛ بلکه مستحب نیز می باشد البته در صورتی که با طیب نفس باشد. چه وام دهنده بدون شرط قبلی این را بداند یا نداند و از همین حکم حساب سپرده و صندوقهای پس انداز معلوم می گردد که از بانکداران به هر سپرده ای به نسبت درصد بدون شرط قبلی سود پرداخت کنند، اشکالی ندارد؛ زیرا آنها نیز سپرده های مردم را در هدف های خاص تجاری یا عمرانی و مانند آن بکار می گیرند و از آن استفاده می برند. به امید آنکه مردانی با همت برای مصلحت اسلام و مسلمین به چنین امر مهمی اقدام نمایند.
دوم: ربا در معامله، و آن با دو شرط تحقق پیدا می کند: یکی متحد بودن دو جنس مورد معامله در خرید و فروش یعنی دو جنس مورد معامله عرفا هر و از یک جنس باشند، اگر چه در خصوصیات با همدیگر تفاوت داشته باشند دیگر اینکه، هر دو از مکیل(6) یا موزون(7) باشند.
بنابراین اگر چیزی با شمارش فروخته شود، زیاده گرفتن اشکال ندارد مثلا می توان یک تخم مرغ را در مقابل دو تخم مرغ معامله کرد و این در صورتی است که غالبا خرید و فروش آن با شمارش باشد نه پیمانه و وزن؛ و لازم است که شرعا همه آنها از یک جنس شمرده شود مانند گندم، جو و انواع خرما که از یک جنس محسوب می شوند، و همچنین است میش با بز و گاو با گاومیش که یک جنس محسوب می شوند، و هر چیزی که اصل آن با فروعاتش یکی باشد، عرفا یک جنس به حساب می آید، مانند گندم، آرد و نان و مانند شیر، ماست و پنیر.
و این دو قسم ربا در حرمت و اثر سوء آن در خود شخص و ایجاد دشمنی و کینه در جامعه، نقش مشترک دارند و از آنجا که معامله ربوی از نیاز شخصی افراد، سرچشمه می گیرد، پس لازم است که برای ریشه کن ساختن اساس آن، تلاش مثبت شود. و راه آن ایجاد بانک های اسلامی برای رفع نیاز نیازمندان با راه شرعی آن می باشند. به امید روزی که توانگران جامعه به این کار همت گمارند که خداوند متعال وعده داده کسی را که دین او را کمک نماید، او را یاری دهد و خداوند همیشه یاور انسانهای مخلص و امین است.
سیری در سنت و روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ان الله عزوجل لعن آکل الربا و موکله و کاتبه و شاهدیه.
(بحار / ج 73، 330)
خداوند عزوجل خورندگان و دهندگان و نویسندگان و شاهدان ربا را لعن و نفرین کرده است.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من أکل الربا ملا الله بطنه من نار جهنم بقدرما أکل و ان اکتسب منه مالا لم یقبل الله منه شیئا من عمله ولم یزل فی لعنة الله و ملائکته مادام معه فیراط.
(وسائل / ج 6، 427)
کسی که مال ربا بخورد خداوند شکم او را به اندازه ای که ربا خورده است از آتش جهنم پر می کند و اگر از آن مالی بدست آورده هیچ عملی را از وی نمی پذیرد و مادامی که در نزد او یک قیراط(8) باشد دایما مورد لعنت خدا و ملائکه اش خواهد بود.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
شر المکاسب الربا.
(بحار / ج 100، 120)
بدترین کسبها رباخواری و معامله ربوی است.
4 - علی (علیه السلام) فرمود:
اذا أراد الله بقربة هلاکا ظهر فیهم الربا.
هرگاه خدا اراده نماید که قریه و آبادیی را ویران و هلاک سازد در میان آنان، ربا ظاهر می شود.
5 - علی (علیه السلام) فرمود:
آکل الربا و موکله و کاتبه و شاهداه فی الوزر سواء.
(وسائل / ج 12، 144)
خورنده ربا و دهنده و نویسنده و شاهدان، همه در وزر و گناه یکسانند.
6 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
یستتاب آکل الربا کما یستتاب من الشرک.
(بحار / ج 100، 119)
رباخوار باید از عمل خود توبه کند، چنانکه مشرک از شرک توبه می نماید.
7 - از امام صادق (علیه السلام)، سوال شد:
قدتری الرجل یربی و یکثر ماله؟ فقال (علیه السلام): یمحق الله دینه و ان کان ماله یکثر.
(بحار / ج 100، 117)
یابن رسول شما خود نیز شاهد هستید که بعضی ها ربا می گیرند و مالشان نیز زیاد می شود، (چگونه با آیه قرآن سازش دارد)؟! فرمود: خداوند دینش را نابود می کند گرچه مالش زیاد بشود.
8 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
درهم ربا عندالله أشد من سبعین زنیة کلها بذات محرم فی بیت الله الحرام.
(بحار / ج 100، 119)
یک درهم ربا در نزد خدا، از هفتاد زنا که همه اش با محارم در خانه خدا باشد، بدتر است.
9 - امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
انما حرم الله الربا لئلا یتمانع الناس المعروف.
(بحار / ج 100، 120)
خداوند ربا را حرام کرد تا مردم از انجام کارهای نیک ممانعت و سهل انگاری ننمایند.
10 - وسئل عن الرجل اعطی رجلا مأة درهم علی ان یوتیه خمسة دراهم او اقل او اکثر؟ فقال (علیه السلام) هذا الربا المحض.
(وسائل / ج 12، 437)
از امام کاظم (علیه السلام) درباره مردی سوال شد که به شخصی یکصد درهم داده که در مقابل آن پنج درهم کمتر یا بیشتر اضافه بگیرد (حکمش چیست؟) فرمود این همان ربای خالص است.
11 - امام رضا (علیه السلام) فرمود:
ان الربا حرام سحت من الکبائر و مما وعد الله علیه النار و هو محرم علی لسان کل نبی و فی کل کتاب.
(بحار / ج 100، 121)
ربا، حرام و نامشروع است و از گناهان کبیره محسوب می شود، و از چیزهایی است که خداوند برای آن وعده آتش داده و از طرف هر پیغمبری در تمام کتابهای آسمانی تحریم گشته است.

بحثی پیرامون قرض الحسنه

اصلاح فرد و جامعه دایما بر دو محور استوار است:
1 - جنبه منفی آن؛ با کم کردن موارد فساد.
2 - جنبه مثبت آن؛ با تکثیر و زیاد کردن موارد اصلاح به اندازه ای که نیاز را برطرف سازد، تا انسان به موارد فساد محتاج نگردد.
و نقش اسلام در مبارزه با انواع فساد این چنین است؛ لذا با انواع ربا به عنوان یک ماده مضر در اقتصاد، مبارزه کرده است، یکی از اثرات منفی ربا، بیچارگی کسانی است که به آن گرفتار می شوند و خود یک نوع ظلم اجتماعی است و معامله ربوی جنگ با خدا و پیامبر قلمداد شده است. ولی مبارزه منفی به تنهایی مشکل را ریشه کن نمی سازد، زیرا بسیاری از افراد جامعه حتی قادر نیستند، گرفتاری شخصی خود را برطرف سازند و راهی هم جز به دست آوردن مال از هر راهی که ممکن باشد ندارند تا نیاز خود را برطرف سازند، این جاست که دین اسلام برای مبارزه مثبت با رباخواری به قرض الحسنه تأکید می ورزد تا افراد متمکن و توانا مقداری از سرمایه های خود را به نیازمندان قرض دهند، که در وقت معین بدون شرط زیاده، پرداخت نمایند و صاحبان سرمایه از این طریق، در سعادت فرد و اصلاح جامعه سهیم گردند.
قرآن کریم، وام دادن را معامله با خداوند سبحان می داند، و قرض دادن به نیازمندان را به منزله قرض به خدا می شمارد، در حالیکه خدا نیازی به این کار ندارد و منفعت آن تنها به سود محتاجان جامعه می باشد. برخلاف ربا که خداوند آن را جنگ با خدا و پیامبر می داند.
خداوند متعال می فرماید:
من ذاالذی یقرض الله قرضا حسنا فیضاعفه له اضعافا کثیرة و الله یقبض و یبسط و الیه ترجعون.
(بقره / 245)
کیست که خدا را وام (قرض الحسنه) دهد تا خداوند برای وی چندین برابر بیافزاید؟ و خداست که می گیرد و می دهد و همه به سوی او باز می گردند.
و نیز می فرماید:
ان المصدقین والمصدقات و اقرضوا الله قرضا حسنا یضاعف لهم و لهم أجر کریم.
(حدید / 18)
همانا مردان و زنانی که در راه خدا به فقیران صدقه و احسان کنند و به خدا قرض نیکو دهند (به محتاجان قرض الحسنه دهند) خداوند احسان آنان را چندین برابر سازد و پاداش همراه با لطف و کرامت نیز عنایت فرماید.
و در سوره دیگر می فرماید:
و اقرضتم الله قرضا حسنا لاکفرون عنکم سیئاتکم ولا دخلنکم جنات تجری من تحتها الانهار فمن کفر بعد ذلک منکم فقد ضل سواء السبیل.
(مائده / 12)
و خدا را قرض نیکو دهید (به بندگان او بی منت و بدون ربا قرض دهید) در این صورت گناهان شما را بیامرزم و شما را در بهشتی داخل گردانم که زیر درختانش نهرها جاری است پس هر کسی از شما پس از عهد با خدا (آمدن کتاب و رسولان و حجت های آسمانی) کافر شود، سخت از راه راست دور افتاده است.
و قرض را با نماز و روزه مقارن و همراه ذکر کرده است و می فرماید:
و اقیموا الصلوة و آتوا الزکوة و اقرضوا الله قرضا حسنا و ما تقدموا لانفسکم من خیر تجدوه عندالله هو خیرا و اعظم اجرا.
(مزمل / 20)
نماز را بپا دارید و زکات مال خود را به فقیران دهید و به خدا قرض نیکو دهید، (برای خدا به محتاجان صدقه و قرض الحسنه دهید) و (بدانید که) هر عمل نیک بر آخرت خود، پیش فرستید؛ پاداش آن را نزد خدا بیابید و آن اجر و ثواب آخرت (که بهشت ابد است) از متاع دنیا بسی بهتر و بزرگتر است.
چنانکه بر روش صحیح در قرض گرفتن و قرض دادن ارشاد نمودیم، لازم است که قرض، نوشته شده و ثبت گردد تا انسان نسبت به آن و مقدارش دچار شک و فراموشی نگردد.
خداوند متعال می فرماید:
یا ایها الذین امنوا تداینتم بدین الی أجل مسمی فاکتبوه ولیکتب بینکم کاتب بالعدل ولا یأب کاتب أن یکتب کما علمه الله.
(بقره / 282)
ای اهل ایمان چون به قرض و نسیه معامله کنید، تا زمانی معین سند و نوشته در میان باشد و بایست نویسنده درستکاری، معامله میان شما را بنویسد و از نوشتن ابا و خودداری نکند که خداوند به وی نوشتن آموخته است.
سیری در سنت و روایات اسلامی
1 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من أقرض مومنا قرضا ینظر به میسوره کان ماله فی زکاة و کان هو فی صلاة من الملائکة حتی یؤدیه الیه.
(بحار / ج 100، 139)
هر کس مومنی را قرض دهد و تا بهبودی وضع وی مهلت دهد مالش افزایش می یابد و دائم در رحمت ملائکه خواهد بود تا وام گیرنده بدهی را بپردازد.
2 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
من یمطل علی ذی حق حقه و هو یقدر علی أداء حقه فعلیه کل یوم خطیئة عشار.
(وسائل / ج 13، 89)
هر کس در دادن حق صاحب حقی مماطله و سهل انگاری کند، و قدرت بر ادای آن دارد، هر روز برای وی گناه باج بگیر (زورگو) نوشته می شود.
3 - پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
قرض المال حمی الزکوه.
(وسائل / ج 6، 208)
قرض دادن مال، حمایت از زکات است (زیرا که باعث می گردد زکات به فقراء درمانده برسد نه بر هر کس که محتاج باشد.)
4 - علی (علیه السلام) فرمود:
اما الفرض فقرض درهم کصدقة در همین سمعته من رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فقال: هو الصدقة علی الأغنیاء.
(بحار / ج 100، 140)
ثواب یک درهم قرض دادن، به اندازه دو درهم صدقه دادن است. و این مطلب را از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: قرض دادن، صدقه دادن به اغنیاء است.
5 - امام باقر (علیه السلام) فرمود:
خیر القرض ما جر المنفعة (ای بلا اشتراط)
بهترین قرض دادن آن است که منفعتی (نیز) به همراه داشته باشد (ولی بدون شرط زیاده قبلی.(9))
6 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اذا أقرضت الدراهم ثم جاءک بخیر منها، فلا بأس اذا لم یکن بینکما شرط.
(وسائل / ج 13، 373)
اگر به کسی چند درهم قرض دادی و او هنگام پرداخت آن، بهتر از آن را آورد، اشکال ندارد در صورتی که قبلا شرط نکرده باشی.
7 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
علی باب الجنة مکتوب؛ القرض ثمانیة عشر والصدقة بعشرة و ذلک ان القرض لایکون الا لمحتاج و الصدقة ربما وقعت فی ید غیر محتاج.
(بحار / ج 100، 138)
بر درب بهشت نوشته شده است که، قرض هیجده برابر و صدقه ده برابر ثواب دارد و دلیلش این است که (اولا) اکثر وقتها قرض از طرف محتاج گرفته می شود و صدقه بسیاری از وقتها، در دست غیر محتاج آن قرار می گیرد (و ثانیا قرض دوباره برمی گردد و در دست دیگران قرار می گیرد و مشکل دیگری را حل می کند ولی صدقه بازپس گرفته نمی شود.)
8 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
لان اقرض قرضا، احب الی من ان اتصدق مثله
(بحار / ج 100 / 139)
اگر چیزی را قرض دهم برای من بهتر از آن است که مانند آن را صدقه بدهم.
9 - امام صادق (علیه السلام) فرمود:
السراق ثلاثه: مانع الزکوه و مستحل مهور النساء و کذلک من استدان ولم ینو قضائه.
(خصال / 153)
دزدان و سارقین سه دسته اند:
1 - کسانی که از دادن زکات خودداری می کنند.
2 - کسانی که مهریه زنان را بر خود حلال می شمارند (و آن را نمی دهند.)
3 - کسانی که قرض می گیرند ولی در فکر بازپرداخت آن نیستند.
10 - امام کاظم (علیه السلام) فرمود:
من طلب الرزق من حله فغلب فیستقرض علی الله عزوجل و علی رسوله صلی الله علیه و آله و سلم.
(وسائل / ج 13، 81)
هر کس روزی خود را از راه حلال جستجو نموده و بر آن دست یابد، باید بر خدا و پیامبرش قرض الحسنه دهد (تا شکر نعمت خدا را بجا آورده باشد.)
امام کاظم (علیه السلام)، بر این مطلب اشاره دارد که، اگر انسان از طریق کارهای مشروع و سالم، کسب روزی کند و به کارهای نیک ملتزم بشود و آن طوری که اسلام می گوید، از اسراف و زیاده روی دوری کند، چنین شخصی خواه ناخواه توفیق دادن قرض را پیدا خواهد نمود. زیرا که او در هدایت الهی سیر می کند، و اسلام در اینجا بدهکار را به یک نکته انسانی توجه و هشدار می دهد مالی که در زمان خاصی گرفتاری و مشکل او را حل نموده، وی صاحب آن نشده است، بلکه هنوز هم مال طلبکار است و او حق داشت به کسی ندهد و پیش خودش نگهدارد، اما حالا که به توی (بدهکار) نیکی نموده و به عنوان قرض پرداخته است، تو نیز باید هنگام ادای آن به وی نیکی کنی و چیزی به عنوان هدیه، اضافه بر اصل مال، با رضایت و طیب نفس به او پرداخت کنی چه از نقد باشد یا از جنس دیگر، و چنانکه او به تو احسان نموده، تو نیز باید با نیکی خود او را پاسخ دهی.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
الربا رباء ان: أحدهما ربا حلال والاخر حرام فاما الحلال فهو أن بقرض الرجل قرضا طمعا أن یزیده و یعوضه بأکثر مما أخذه بلا شرط بینهما.
(وسائل / ج 12، 429)
ربا بر دو قسم است: یکی ربای حلال و دیگری ربای حرام. اما ربای حلال آن است که شخصی به دیگری قرض داده و طمع داشته باشد که (قرض گیرنده) چیزی بر آن اضافه نماید، و بدون شرط قبلی، به عنوان عوض به وی اضافه دهد.
بنابراین زیادی دادن با اختیار، هنگام ادای قرض، شرعا مستحب است و اسلام با این راه برگزیده و عالی، ریشه های فساد اقتصادی را که از ربای ظالمانه ناشی می شود، می خشکاند و چه مناسب است که حکومتهای اسلامی و مردم نیکوکار، صندوقهای خیریه ای را بر اساس قرض الحسنه، ایجاد نمایند تا این مشکل را از ریشه برطرف سازند.
خداوند متعال می فرماید:
یمحق الله الربا و یربی الصدقات والله لا یحب کل کفار أثیم.
(بقره / 275)
خداوند ربا را نابود می سازد و صدقات را افزایش می دهد و خداوند هیچ انسان ناسپاس گهنکار را دوست نمی دارد.